ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۵۲۱ تا ۶٬۵۴۰ مورد از کل ۶٬۶۸۲ مورد.
۶۵۲۱.

ارزیابی و توان سنجی گردشگری شهرستان کازرون در راستای تحقق پذیری الگوی گردشگری خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۸
سیاست گذاران شهری برای بهره گیری از مزایای گردشگری، به ویژه گردشگری خلاق، بر ابزارهای نوینی مانند میراث فرهنگی ناملموس تأکید کرده اند که با تقویت هویت شهری، به تمایز مقاصد گردشگری کمک می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس بر توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی بود. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی (با جامعه آماری گردشگران ورودی به تهران و حجم نمونه ۳۸۴ نفر) جمع آوری شد. پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) تأیید گردید و روایی آن نیز در دو سطح صوری (نظر خبرگان) و واگرا (شاخص AVE) سنجیده شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل نشان داد که مؤلفه های میراث ناملموس شامل اصالت ضریب 31/0، ارزش (38/0)، جذابیت (48/0) و کیفیت (45/0) تأثیر مثبت و معناداری بر گسترش گردشگری خلاق دارند. نتایج بیانگر آن است که مدیریت هدفمند میراث ناملموس تهران، مبتنی بر هویت مکانی، نه تنها به برندسازی مقاصد گردشگری می انجامد، بلکه از طریق ایجاد مزیت رقابتی، امکان تمایز این شهر از سایر مقاصد را فراهم می کند. این پژوهش بر ضرورت توجه سیاست گذاران به میراث ناملموس به عنوان ابزاری کارآمد در توسعه پایدار گردشگری شهری تأکید دارد
۶۵۲۲.

تبیین وضعیت معیارهای شهر دوستدار سالمند از دیدگاه ساکنین (نمونه موردی: شهر میاندوآب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
مقدمه : با توجه به روند صعودی تعداد جمعیت سالمندان در میاندوآب، اهمیت بررسی وضعیت معیار های شهر دوستدار سالمند را در این شهر نمایان می سازد به طوری که با تبیین وضعیت این معیار ها در این شهر می توان چشم اندازی از مسیر توسعه پایدار این شهر تدوین نمود. بنابراین هدف اصلی این پژوهش تبیین وضعیت معیار های شهر دوستدار سالمند از دیدگاه ساکنین سالمند در شهر میاندوآب می باشد. داده و روش : روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و دارای هدف کاربردی می باشد. جمع آوری داده ها در این پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش ساکنین بالای 65 سال شهر میاندوآب می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد حجم نمونه 364 نفر برآورد شده است که به صورت تصادفی ساده در محدوده موردمطالعه توزیع گردیده است. در این پژوهش، برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل واکر مایکل (1996) ماتریس رضایت اهمیت و برای ارزیابی ساختار جمعیتی از فرمول معیار سالخوردگی استفاده شده است. یافته ها : پردامنه ترین مقادیر IS برای زیرمعیارهای معرف وابسته به هشت معیار اصلی پژوهش عبارت اند از: 7144/0 (مسکن)، 5705/0 (مشارکت اجتماعی)، 5649/0 (احترام و پذیرش اجتماعی)، 7149/0 (مشارکت مدنی و اشتغال)، 4689/0 (ارتباطات و اطلاعات)، 4440/0 (حمایت اجتماعی و خدمات درمانی)، 6295/0 (فضاها و ساختمان های بیرونی) و 5104/0 (حمل ونقل). با توجه به میزان IS برای زیرمعیارهای شهر دوستدار سالمند در میاندوآب و نظر به درصد اهمیت و رضایت آن ها، دو استراتژی افزایش تأکید بر وضع موجود و تثبیت تأکید فعلی مناسب و توجیه پذیر است. نتیجه گیری : هرم جمعیتی میاندوآب در آینده به مسیری می رود که افراد بالای ۶۰ سال شمار زیاد و بالایی از جمعیت را دربر می گیرد. میانگین نهایی IS معیارهای پژوهش نشان می دهد که فضاها و ساختمان های بیرونی (5497/0)، مشارکت مدنی و اشتغال (5433/0)، مسکن (4961/0)، مشارکت اجتماعی (4469/0)، احترام و پذیرش اجتماعی (4354/0)، حمایت اجتماعی و خدمات درمانی (3993/0)، حمل ونقل (3732/0) و ارتباطات و اطلاعات (3683/0) به ترتیب در رتبه اول تا هشتم قرار دارند که به طورکلی نشانگر تطبیق سلسله مراتبی کمی با استراتژی های مدون هرکدام از زیرمعیارهای مرتبط است. ایجاد شهرِ دوستدارِ سالمندِ پویا به تأمین شرایط مبتنی بر سیاست ها، ساختارها، راهبردها، برنامه ها، امکانات و خدمات شهری بستگی دارد.
۶۵۲۳.

تحلیل ادراک گردشگران داخلی از منظر چند حسی شهر یزد با تأکید بر حواس پنج گانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۵
پژوهش حاضر باهدف بررسی و تحلیل تجربیات گردشگران شهر یزد بر اساس ابعاد پنج گانه حسی و ارزیابی تأثیر این ابعاد بر ادراک کلی آن ها از منظر شهر یزد انجام شد. این مطالعه، به عنوان پژوهشی کاربردی در گروه تحقیقات توصیفی - تحلیلی، به صورت کمی و با روش پیمایشی اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای بود که روایی صوری آن توسط کارشناسان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (94/0) احراز شد. داده ها با استفاده از نرم افزار تحلیل معادلات ساختاری (PLS-SEM) برای بررسی روابط بین ابعاد حسی و منظر چند حسی تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که از میان متغیرهای حسی، بینایی تنها متغیری است که رابطه معناداری با منظر حسی شهر ندارد (t=0.144, β=-0.009)؛ بنابراین فرضیه مربوط به آن رد شد. در مقابل، چهار متغیر دیگر (شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی) دارای رابطه مثبت و معناداری با «منظر حسی یزد» بودند. بیشترین تأثیر مربوط به حس لامسه (t=7.201, β=0/360) و سپس شنوایی (t=6.107, β=0.328) و چشایی (t=5.936, β=0.286) است، درحالی که تأثیر حس بویایی (t=3.807, β=0.194) ضعیف تر اما همچنان معنادار است. همچنین، تمامی ضرایب بار عاملی شاخص ها بالاتر از حد مجاز 4/0 قرار داشتند و روایی همگرایی مناسبی را نشان دادند. میانگین واریانس استخراجی (AVE) برای تمامی متغیرها بالاتر از 0.5 بود که نشان دهنده همبستگی قوی بین شاخص ها و سازه های مربوطه است. مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز بالاتر از 7/0 بود که پایایی داخلی مناسب مدل اندازه گیری را تأیید می کند. درنهایت، مقدار GOF محاسبه شده (673/0) بیانگر برازش قوی کلی مدل است.  
۶۵۲۴.

تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۴
توجه به محدودیت های اقلیمی محیط و تلاش برای سازگاری سکونت گاه خود با محیط پیرامون، همواره از اصول اولیه تأمین زیستگاه بوده است. اهمیت مقوله ی ارتباط معماری و محیط طبیعی بر کسی پوشیده نیست. این تحقیق باهدف تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی انجام شد. روش تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی و ماهیت پیمایشی با استفاده از نرم افزار spss و Lisrel8.80 انجام شده و حجم نمونه آن متخصصین معماری به تعداد 30 نمونه می باشد. این پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی درصدد تعیین این مسئله است که آیا تعداد عامل ها و بارهای متغیرها که روی این عامل ها اندازه گیری شده است، با آنچه در تئوری مشخص شده هماهنگ است یا خیر. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی ، ضرایب استانداردشده در سطح قابل قبول و نسبتاً بزرگی هستند. از طریق مدل ساختاری sem نیز این نتیجه برآورد شد که ارتباط و همبستگی بین مؤلفه فرم معماری با آسایش حرارتی ساختمان برقرار است. در پایان مدل مفهومی تحقیق با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری ترسیم شد.
۶۵۲۵.

کاربست اصول پیاده مداری در شهر هوشمند (محله علم و صنعت و نارمک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۴
رشد روز افزون جمعیت و تمرکز آنها در شهرها آثار مخرب بر زیستگاه های طبیعی و زندگی بشر، خطر کمبود و اتمام منابع طبیعی را به همراه داشته و جوامع را با چالش های فراوانی برای ایجاد زیر ساخت ها و تامین نیازهای روز افزون ساکنین روبرو کرده است. حرکت شهرهای جهان به سمت هوشمند شدن دارای مزایای بسیاری است یکی از مهمترین این مزایا، بهینه شدن حمل ونقل است. در عصر حاضر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به دنبال یافتن راهبردی مناسب جهت رسیدن هرچه بیشتر به حمل و نقل پایدار می باشند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی با رویکرد مطالعه اسنادی و میدانی سعی شده با توجه به رابطه دو طرفه ای که بین شهر هوشمند و پایدار وجود دارد، توجه بیشتری به مفهوم پایداری در دل شهر هوشمند شود و آثار و نتایج آن در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی با تاکید بر پیاده محوری، نشان داده شود.پس از مراحل شناخت به تحلیل آنچه هدف است پرداخته شد، با کمک نرم افزار SPSS ابتدا با تحلیل عاملی، عوامل مشخص در شهر هوشمند و پیاده مداری استخراج و سپس با بین تک تک عوامل شهر هوشمند و تمام عوامل پیاده مداری رگرسیون گرفته شد که نتایج این تحلیل حاکی از آن است عوامل موثر بر ارتقا شهر هوشمند عبارتند از ویژگی اجتماعی، کیفیت محیطی و حمل و نقل، امکانات شهری، کیفیت زندگی هوشمند، همبستگی و تعامل، آموزش و هوشمند سازی، امکانات الکترونیک، مشارکت و تعامل شهری، کاربری، سرزندگی و خدمات، ویژگی فردی و اوقات فراغت.میتوان نتیجه گرفت که پیاده مداری باعث ارتقا عملکرد شهر هوشمند می شود و این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه قرار گیرد.
۶۵۲۶.

تبیین نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در ارتقای زیست پذیری شهری (مورد پژوهی: بخش مرکزی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۰
گونه های متنوع فضاهای عمومی به عنوان بسترهایی برای تعامل اجتماعی، فراغت شهری و حضور مدنی، نقشی بنیادین در ارتقای زیست پذیری شهرها ایفاء می کنند. بخش مرکزی تهران با برخورداری از طیف گسترده ای از فضاهای عمومی، ازجمله پارک ها، پیاده راه ها، میدان ها و فضاهای باز شهری، بستر مناسبی برای بررسی تأثیر این فضاها بر کیفیت زندگی شهری فراهم می آورد. این پژوهش با راهبرد بین رشته ای و روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در بهبود ابعاد مختلف زیست پذیری شهری پرداخته است. داده های پژوهش از طریق روش های ترکیبی گردآوری شده است طوری که در بخش کمی، با توزیع پرسش نامه در میان 364نفر از شهروندان ساکن و حاضر در فضاهای عمومی منتخب و براساس فرمول کوکران، اطلاعات موردنیاز گردآوری گردید. در بخش کیفی، نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه های شهری صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس، انجام شد. نتایج نشان می دهد که گونه های مختلف فضاهای عمومی، به ویژه آن هایی که از طراحی کاربرمحور، دسترسی پذیری مناسب و تنوع کارکردی برخوردارند، تأثیر معناداری بر ارتقای مؤلفه هایی چون سرزندگی، امنیت، تعامل اجتماعی و رضایت مندی از محیط شهری دارند. به طورخاص این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی درراستای بهینه سازی طراحی و مدیریت فضاهای عمومی، بر اهمیت این فضاها در ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی در بافت مرکزی کلان شهر تهران تأکید می کند.
۶۵۲۷.

آینده پژوهی سازماندهی فضای ارتباطی شهر و معماری مسکونی، مطالعه موردی: شهرهای ساحلی استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۵
این پژوهش به تحلیل طراحی ورودی خانه های بومی استان هرمزگان با تمرکز بر ابعاد دسترسی فیزیکی، دید بصری، و حفظ محرمیت در فضاهای مرتبط با جنسیت می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی الگوهای سازماندهی فضای ورودی و بررسی تأثیر مفاهیم جنسیتی بر طراحی این فضاها است تا ارتباط میان معماری، فرهنگ، و ساختارهای اجتماعی منطقه روشن تر شود. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل کمی و کیفی و بررسی تطبیقی نمونه های خانه های تاریخی در سه شهر منتخب استان، به بررسی دسترسی و دید بصری فضاهای ورودی نسبت به فضاهای دارای اولویت جنسیتی پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد بندر لنگه با 66.66% ورودی های باز بیشتر بر ارتباط با محیط بیرون تأکید دارد، در حالی که بندر کنگ به ورودی های نیمه باز (82.35%) توجه کرده است. از نظر محرمیت، بندر کنگ با 92% بیشترین توجه به حریم خصوصی دارد. همچنین، در بندر کنگ 84% ورودی ها مردانه و در بندر لنگه و خمیر به ترتیب 46% و 23% ورودی ها زنانه است، فضاهای مختص زنان و مردان به طور نسبی دسترسی و دید کمتری نسبت به ورودی دارند. این نتایج نقش پررنگ فرهنگ و نیازهای اجتماعی-جنسیتی در شکل دهی به معماری سنتی این منطقه را تأیید می کند. پژوهش حاضر توصیه می کند که معماران و طراحان در فرآیند طراحی به نیازهای خاص جنسیتی و فرهنگی ساکنان توجه ویژه ای داشته باشند تا فضاهایی کارآمدتر، ایمن تر، و متناسب تر برای تمامی گروه ها فراهم کنند. همچنین، یافته های این مطالعه می تواند به عنوان الگویی برای طراحی ورودی در سایر مناطق با شرایط مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۶۵۲۸.

سنجش اثربخشی متاورس بر تعاملات شهری کیش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۲
گسترش فناوری های دیجیتال و ظهور متاورس به عنوان یک بستر نوین تعاملات اجتماعی، بررسی تأثیر این فضا بر تعاملات شهری در کیش، به عنوان یک مقصد گردشگری مهم، ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق تحلیل استفاده از متاورس در بهبود تعاملات اجتماعی و اقتصادی ساکنان و بازدیدکنندگان کیش است. این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی کمی و کیفی به بررسی تأثیر متاورس بر تعاملات شهری کیش می پردازد. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنان، کسب وکارها و متخصصان فناوری در جزیره کیش است که با متاورس و تعاملات اجتماعی در ارتباط هستند. حجم نمونه در بخش کمی، حجم نمونه 120 نفر از افراد حوزه شهرسازی است که با استفاده از روش دلفی انتخاب شده اند. در بخش کیفی، حجم نمونه 45 نفر تا اشباع نظری در نظر گرفته شده است. روش نمونه گیری در هر دو بخش کمی و کیفی به صورت هدفمند انتخاب شده است. در بخش کمی، داده ها با پرسشنامه های ساختاریافته و تحلیل میانگین رتبه جمع آوری و با نرم افزار SPSS تحلیل می شوند، درحالی که در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون برای استخراج نظرات عمیق تر شرکت کنندگان به کار رفته است. نتایج نشان می دهند که عوامل شهری با میانگین رتبه 4.12، عوامل فناوری با میانگین 3.27 و عوامل فرهنگی با میانگین 3.16 به ترتیب بالاترین تأثیر را بر تعاملات شهری در کیش دارند. نتایج نشان می دهند که 51% از پاسخ دهندگان به رشد اقتصاد محلی از طریق کسب و کارهای مبتنی بر متاورس، 44% به استفاده از متاورس به عنوان فضای دیجیتال جدید، و 38% به کاهش هزینه های اجرایی در شهرهای هوشمند تأکید کرده اند، که نشان دهنده اهمیت بالای این عوامل در سنجش اثربخشی متاورس بر تعاملات شهری کیش است. نتایج نشان می دهند استفاده از متاورس به عنوان فضای دیجیتال جدید و رشد اقتصاد محلی از طریق کسب و کارهای مبتنی بر متاورس، به عنوان عوامل کلیدی تأثیرگذار بر بهبود تعاملات شهری کیش، از اهمیت بالایی برخوردارند.
۶۵۲۹.

ارزیابی الگوی زمانی پارک خودرو در پارکینگ های خیابانی مدیریت شده؛ مطالعه موردی خیابان های «ارتش شمالی» و «فردوسی» شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۵
پارکینگ حاشیه ای بخش بسیار مهم فضاهای شهری و خیابان ها را تشکیل می دهند. لازم به ذکر می باشد که اهمیت آن ها بویژه برای افرادی که نزدیک مراکز تجاری هستند، بسیار بیشتر است. مدیریت این نوع پارکینگ اهدافی مانند توزیع عادلانه جای پارک، جلوگیری از توقف های طولانی مدت در مناطق پرتقاضا، کاهش سفرهای غیرضروری، پیشگیری از تخلفات پارک (مانند توقف دوبل یا پارک در مکان های ممنوع) و استفاده از درآمد حاصل برای احداث پارکینگ ها و اجرای طرح های ترافیکی را دنبال می کند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان تحقق اهداف فوق الذکر در دو خیابان «ارتش شمالی» و خیابان «فردوسی» شهر تبریز که بخشی از محدوده پروژه پارکینگ حاشیه ای می باشند، طراحی گردیده است. جهت برداشت داده های مورد نیاز از شیوه میدانی استفاده شده است. از ساعت 7:30 لغایت 20 اقدام به شمارش و ثبت پلاک تمامی جایگاه های پارک حاشیه ای و پارک دوبل (در صورت وجود سوبل) گردید و هر نیم ساعت یکبار به تمامی جایگاه ها جهت مقایسه و کنترل پلاک ثبتی برداشت قبلی مراجعه شد. در صورتی که خودرو جدید، اقدام به پارک در جایگاه کرده بود، پلاک آن ثبت شده و مدت زمان پارک برای آن جایگاه بازنشانی گردید. بر اساس نتایج به غیراز ساعات اولیه صبح، در سایر زمان ها تقاضا بیشتر از ظرفیت بوده است. نتایج بررسی مدت زمان پارک خودرو نشان می دهد که الگوی غالب پارکینگ حاشیه ای در خیابان ارتش شمالی (61 درصد) و فردوسی (76/51 درصد) از نوع بلندمدت است. همچنین، ساعت شروع و پایان پارک بلندمدت، دقیقاً مطابق با ساعات کاری ادارات و کسبه های محدوده می باشد؛ بنابراین، غالب افرادی که از پارکینگ حاشیه ای به صورت بلندمدت استفاده می کنند، کارمندان و اصناف محدوده می باشند.
۶۵۳۰.

ارتباط نهاد حِسبه و آیین مدیریت سلامت شهرهای تاریخی دوره اسلامی در ایران تا پایان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد. 
۶۵۳۱.

ارائه مدل آدرس دهی مبتنی بر متن و داده های جغرافیایی GNAF در شهر هوشمند (مطالعه موردی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۵
دسترسی به آدرس منحصر به فرد، استاندارد و مکان مرجع، نه تنها ارائه خدمات در شهر هوشمند را به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بهبود می بخشد، بلکه باعث انجام بهینه و کارآمد اموری مانند مدیریت حمل و نقل و ترافیک، مدیریت بحران و خدمات اورژانسی، مدیریت زمین و کاداستر، مدیریت مشترکین زیرساختهای شهری، مدیریت مرسولات پستی و غیره می شود. باتوجه به مشکلات موجود در نحوه آدرس دهی اماکن و مزایای ارائه مدل آدرس دهی مبتنی بر متن و داده های جغرافیایی GNAF در شهر هوشمند، تحقیق و تدوین این پژوهش ضروری بوده است. بدین منظور دراین تحقیق، پس از شناخت مدلهای مختلف آدرس دهی شهرهای بزرگ کشورهای موفق و بررسی تجربیات طرح G-NAF دراسترالیا نسبت به بررسی وضعیت موجود آدرس دهی اماکن و نشانی ها، در ایران با نگاه نیازمندیهای شهرهای صنعتی و هوشمند اقدام شد و سپس بارعایت روش بررسی، نظرات مدیران و متخصصان این حوزه، مولفه های نیازمندیها برای نشانی در شهرها استخراج و به صورت پرسشنامه به خبرگان پنل دلفی پیشنهاد و پس از اجرای دو مرحله ای این روش، مولفه های نهایی طرح استخراج و نهایتا مدل پیشنهادی ارائه گردید. در ادامه با بهره گیری از نرم افزارهای تخصصی و هوشمند جهت ژئوکد کردن نشانی ها و استاندارد سازی تمام نشانی های اماکن شهر هوشمند (تهران) اقدام و پایگاه داده مکان محور نشانی آماده سازی، استاندارد سازی و به روز رسانی می گردد و متعاقبا سرویس های مختلفی از این اطلاعات برای شهروندان، کسب و کار و سازمان ها و ارگان های دولتی و ... (G2G, G2B و G2C) قابل ارائه می باشد.
۶۵۳۲.

پراگماتیسم و برنامه ریزی شهری: تحلیل تاریخی و مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
پیچیدگی و تکثر آرا در فلسفه پراگماتیسم موجب دشواری درک این رویکرد فلسفی و به طبع آن دشواری درک خوانش برنامه ریزی منتسب به آن می شود. درحالی که پراگماتیسم به ما کمک می کند در برابر آینده متکثر، و تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی جوامع شهری کشور منفعل نبوده و برنامه ریزی شهری کارآمد و مبتنی بر نیازهای واقعی را ارائه دهیم. به همین منظور این پژوهش با هدف توصیف ویژگی های برنامه ریزی پراگماتیسمی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، تجربه گرایی، عمل گرایی، فایده گرایی و ابزارگرایی مهم ترین مشخصه های پراگماتیسم و تأکید بر زبان، عمل گرایی، اعتقاد به حقیقت نسبی، تجربه گرایی، توجه به واژگان و اعتقاد به بازنمایی مهم ترین مشخصه های نئو پراگماتیسم می باشد. همچنین زمینه گرایی، یادگیری از تجربه، تأکید بر تداوم، پیوستگی، ارزیابی، صراحت و خطاپذیری نیز مهم ترین مشخصه های برنامه ریزی پراگماتیسمی می باشد. در نتیجه برنامه ریزی پراگماتیسمی با در نظر گرفتن هم زمان فرایند و فراورده برنامه ریزی به صورت کمی و کیفی، پذیرش کامل تضادها و تکثر امور اجتماعی و توجه به قدرت و زبان در کنار تجربه، اعتقاد به غیرقابل پیش بینی بودن آینده، زمینه مندی، تأکید بر سه شیوه بحث، برنامه ریزی مبتنی بر اجماع متکثر، توانا ساختن فرد برای برنامه ریزی، مشارکت و دموکراسی عملی نه به عنوان بخشی از پروژه بلکه به عنوان اساس آن و استفاده از تکنیک های متکثر می تواند مؤثرتر از سایر سنت های برنامه ریزی عمل کند
۶۵۳۳.

تحلیلی بر شرایط کنونی مسکن اجتماعی بین نسلی سالمندان در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه اصطلاح زندگی بین نسلی توسط پروفسور هالینا اسکیبنیوسکا (Halina Skibniewska) به عنوان بخشی از مفهوم یک فرایند چرخه ای که در آن نسل های متوالی در کنار هم زندگی می کنند معرفی شد. این راه حل مسکن یک مدل آزمایشی در نظر گرفته می شد که محبوبیت گسترده ای پیدا نکرد. از آغاز قرن بیست و یکم، شاهد روندی از نسل های متوالی یک خانواده هستیم که در مجاورت بسیار نزدیک زندگی می کنند، که عمدتاً ناشی از شرایط اجتماعی اقتصادی است. مسکن اجتماعی بین نسلی یک ایده جدید بر اساس یک مدل قدیمی است. افراد در سنین مختلف با هم زندگی می کنند و مهارت ها و زمان خود را به اشتراک می گذارند. در گذشته، این تمایل در خانواده های گسترده یا جوامع محلی به هم پیوسته بود و اخیراً این ایده در تأمین مسکن برخی از افراد سالخورده مطرح شده است. ایده موضوع این است که چنین مشارکتی را می توان در میان افراد غیر مرتبط، زندگی مستقل، مدرن و سود متقابل به اشتراک گذاشت. در واقع هدف این نوع مسکن، تقویت روابط اجتماعی و حمایت متقابل میان نسل ها، به ویژه بین سالمندان و نسل های جوان تر است. در این مدل، علاوه بر فراهم کردن مسکن مناسب و به صرفه، تلاش می شود تا فضاهایی برای تعامل اجتماعی، حمایت روانی و تأمین نیازهای مختلف افراد از همه گروه های سنی فراهم شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی توصیفی با استفاده از روش پیمایش به بررسی مهم ترین شاخص های ایجاد مسکن اجتماعی بین نسلی برای سالمندان در شهر تهران پرداخته است. ابتدا با استفاده از تحلیل محتوای مطالعات موجود مهم ترین شاخص های مسکن اجتماعی بین نسلی با بهره گیری استخراج شد. سپس، با استفاده از پرسشنامه مشتمل بر 25 سؤال مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت. برای سنجش سؤال های موجود از جامعه آماری شامل 120نفر از طراحان، برنامه ریزان و مدیران شهری، متخصصان توان بخشی و نگهداری سالمندان، مشاوران روان شناختی سالمندی و سایر متخصصان مرتبط با حوزه سالمندان کلان شهر تهران بود با استفاده از روش کوکران بهره گرفته شد. شاخص های مورد بررسی در این مطالعه ، خدمات و تسهیلات، پایداری زیست محیطی، امنیت و ایمنی، کالبدی، حمایت اجتماعی و فرصت های تعاملی بود. ابزار تحقیق، پرسشنامه و پایایی با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ در تمام شاخص ها بالاتر از 0/7 شامل خدمات و تسهیلات (0/813)، پایداری زیست محیطی (0/763)، امنیت و ایمنی (0/762)، کالبدی (0/882)، حمایت اجتماعی (0/760) و فرصت های تعاملی (0/885) مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تکنیک های آینده پژوهی در چند بخش شامل پویش محیطی (برای جمع آوری شاخص های مربوطه) و تکنیک آثار متقابل (استفاده از نرم افزار سناریوویزارد برای تدوین سناریو) است. وزن دهی به پرسشنامه به صورت مقایسه ای زوجی و میزان ارتباط بین متغیرها با اعداد بین 3- تا 3 بوده است. روایی این پرسشنامه توسط جامعه آماری مورد تأیید واقع شد. پرسشنامه های تکمیل شده را در نرم افزار سناریوویزارد و از طریق دستور Ensemble وارد شدند؛ و درنهایت سناریوهای سازگار و ضعیف شناسایی و تحلیل شدند. یافته ها بررسی وضعیت مسکن اجتماعی بین نسلی سالمندان در شهر تهران نشان داد فرصت های تعاملی با میانگین 2/823 بالاترین میانگین را بین شاخص ها دارد که بیانگر اهمیت بالای این مؤلفه در ساختار مسکن بین نسلی برای سالمندان است. این امر مؤید ضرورت ایجاد فضاهایی است که تعاملات بین نسلی را تسهیل کند و به نوعی ارتباطات اجتماعی سالمندان را تقویت کند. از سوی دیگر، خدمات و تسهیلات با میانگین 1/4833 کمترین میانگین را دارد، که نشان دهنده نواقص جدی در این بخش و نیاز به توجه بیشتر در بهبود زیرساخت های خدماتی است. میانگین های سایر شاخص ها (پایداری زیست محیطی، امنیت و ایمنی، کالبدی و حمایت اجتماعی) نسبتاً نزدیک به هم و در بازه 1/76 تا 1/88 قرار دارند. این وضعیت تقاضا برای ایجاد تعادل بین این مؤلفه ها در طراحی مسکن اجتماعی بین نسلی را نمایش می دهد. همچنین، تحلیل این داده ها نشان می دهد مسائل مربوط به بهبود کیفیت زندگی، از جمله دسترسی به خدمات رفاهی، امنیت، و استفاده بهینه از منابع طبیعی، تأثیر زیادی بر نظر افراد دارند. شاخص های محیطی و ایمنی بیشترین اولویت را در ارزیابی ها به خود اختصاص داده اند، در حالی که شاخص هایی که به مسائل روزمره ای مانند حمل و نقل عمومی و دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی مرتبط هستند، از نظر اهمیت در اولویت کمتری قرار دارند. این تحلیل نشان دهنده آن است که به طور کلی، مسائل ایمنی، رفاه اجتماعی و توجه به محیط زیست، از جمله موضوعاتی هستند که افراد بیشترین دغدغه را در مورد آن ها دارند. نتیجه گیری مسکن بین نسلی سالمندان در تهران، یکی از چالش های مهم و فراگیر جامعه ای است که به توجه و اقدام فوری نیاز دارد. با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، نیاز به ایجاد فضایی مساعد و مناسب برای زندگی سالمندان احساس می شود. چالش های موجود در حوزه مسکن و زندگی سالمندان، به ویژه در شهرهای بزرگ و پرجمعیتی مانند تهران، نیازمند توجه و اقدام جدی است. سالمندان به عنوان بخشی از جمعیت که تجارب و هنجارهای فرهنگی را به نسل های بعدی منتقل می کنند، باید در محیطی مناسب و ایمن زندگی کنند که دسترسی به خدمات بهداشتی، اجتماعی و فرهنگی را برایشان تسهیل کند. وضعیت کلی مسکن اجتماعی بین نسلی سالمندان در تهران با چالش های جدی روبه رو است. وجود تعداد زیادی از وضعیت های بحرانی و در آستانه بحران، نیاز به توجه ویژه به مؤلفه های مختلف از جمله خدمات و تسهیلات، پایداری زیست محیطی و حمایت اجتماعی را نشان می دهد . برای بهبود وضعیت کنونی، مداخلات مستمر و برنامه ریزی در راستای تکمیل و بهبود کیفیت خدمات، افزایش حمایت اجتماعی و توجه به ابعاد کالبدی و زیست محیطی الزامی است. این مداخلات به منظور ایجاد یک محیط حمایتی و تسهیلگر برای سالمندان در تهران و به ویژه در زمینه مسکن اجتماعی ضروری به نظر می رسد. بنابراین راهبردهای پیشنهادی، از طراحی و ساخت مسکن مناسب و حمایت های اقتصادی گرفته تا تقویت روابط اجتماعی و قوانین حمایتی، می توانند به ایجاد فضایی مساعد و متناسب با نیازهای سالمندان کمک کنند. این استراتژی ها نه تنها به بهبود کیفیت زندگی سالمندان کمک می کند، بلکه به تقویت پیوندهای اجتماعی و افزایش همبستگی بین نسل ها نیز منجر می شود. به منظور تحقق این اهداف، لازم است که تمامی ذی نفعان اعم از دولت، نهادهای غیر دولتی، جامعه محلی و خانواده ها، همکاری نزدیکی داشته باشند. با بهره برداری از فناوری های نوین، تأمین اعتبارهای مناسب و ایجاد بسترهای آموزشی، می توان به ساخت جامعه ای پایدار و حامی سالمندان رسید. در نهایت، با ایجاد فضایی حمایت گر و احترام آمیز برای سالمندان، نه تنها کیفیت زندگی آن ها بهبود می یابد، بلکه جامعه به عنوان یک کل نیز از ارزش ها و تجربیات آنان بهره مند خواهد شد.
۶۵۳۴.

طراحی الگوی تحلیل موانع تحقق عدالت فضایی در سیاست های کلان مدیریت شهری در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه سیاست گذاری عرصه مهم و قدرتمندی در تولید فضا و ایجاد عدالت یا ناعدالتی فضایی در شهرها به شمار می رود. بر این اساس، عدالت فضایی نوعی ابزار مفهومی است که در چارچوب آن می توان پویایی، فرایندها و ابزارهای تولید فضای شهری را در دست یابی به شهری عدالت محور مورد بررسی و تحلیل قرار داد. بررسی و ارزیابی طرح های توسعه مبتنی بر نظریه های عدالت فضایی یکی از موضوعاتی است که در برنامه ریزی شهری ایران مغفول مانده است. مطالعات نظری و تجربی نشان می دهد بی عدالتی فضایی در ایران ناشی از بی توجهی به برنامه ریزی فضایی و مدیریت ضعیف سیاسی فضا است. از این رو، نظام تصمیم گیری دولتی در ایران برای دستیابی به عدالت جغرافیایی/فضایی با چالش های متضادی مواجه است. از طرفی، شهر تهران امروز به منزله کلان شهر با مشکلات فراوانی مواجه است که از ساختار کالبدی، فضایی و عملکردی متناسب با نیازش برخوردار نیست و با شاخص های پایداری و استانداردهای محیط زیستی فاصله زیادی دارد. در مجموع، سیاست های کلان نقش بسیار مهمی در تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران می توانند ایفا کنند که تا کنون چندان این مهم اتفاق نیفتاده و تهران از نظر معیارهای عدالت فضایی شرایط چندان مطلوبی ندارد. به بیانی، می توان گفت که سیاست های کلان نتوانسته اند به بهبود شرایط کلان شهر تهران از نظر عدالت فضایی منجر شوند. بنابراین، نیاز است آسیب شناسی در مورد سیاست های کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران انجام پذیرد. در این پژوهش تلاش می شود علاوه بر مفهوم سازی عدالت فضایی در کلان شهر تهران، نسبت به شناسایی آسیب های سیاست های کلان مدیریت شهری از نگاه عدالت فضایی اقدام شود. در مجموع، می توان گفت که مسئله اصلی تحقیق حاضر، پاسخ به این سؤال است : ابعاد و مؤلفه های شکل دهنده مفهوم عدالت فضایی در کلان شهر تهران چه مواردی هستند؟ و همچنین، یافته های آسیب شناسی سیاست های کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران چگونه است؟ مواد و روش ها هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی و تبیین سیاست های کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی توسعه ای است و در زمره پژوهش های کیفی محسوب می شود. در این پژوهش، از روش نیمه ساختاریافته با خبرگان و تکنیک تحلیل مضمون برای طراحی الگوی تحقیق استفاده شد. برای این منظور، با 24 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی در شهرداری تهران که به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. فرایند انجام مصاحبه تا مرحله رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. همچنین، برای تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد و مراحل کدگذاری به منظور شناسایی مضامین انجام پذیرفت. یافته ها براساس یافته ها، سه دسته عوامل شامل پیشایندها، عدالت فضایی و پسایندها برای الگوی تحقیق تعیین شد. همچنین، برای عدالت فضایی در کلان شهر تهران پنج بعد مادی، ارزشی، معرفتی، ایدئولوژیک و پایداری و 15 مؤلفه و 88 شاخص شناسایی شد. بعد مادی اشاره دارد که در کلان شهر تهران در توزیع خدمات و شرایط سکونت بین شهروندان باید عدالت برقرار باشد. به بیانی، تجمیع خدمات شهری در مناطق خاص و بی بهره ماندن دیگر مناطق و همچنین، فاصله زیاد از نظر شرایط مسکن و دسترسی به زمین بین مناطق مختلف شهر با این بعد در تضاد است. بعد ارزشی نیز اشاره می کند که شهروندان در یک محیط اخلاقی که تفاوت های فردی چندان تعیین کننده نیست و همه به عنوان یک شهروند محسوب می شوند، باید بتوانند آزادانه محل زندگی و شرایط استفاده از خدمات شهر را انتخاب کنند. بعد معرفتی (شناختی) نیز مربوط به مشارکت ذی نفعان و گروه های مختلف ساکن در شهر در ایجاد طرح ها و برنامه هایی است که می تواند عدالت در شهر را تحت تأثیر قرار دهد. از طرفی، طرح ها و سیاست های مدیریت شهری باید برای شهروندان شفاف شود و آن ها آموزش های لازم را در این زمینه ببینند. بعد ایدئولوژیک نیز اشاره دارد که عدالت فضایی در سطح یک گفتمان و ایدئولوژی باید در تمامی طرح ها و برنامه های شهری گنجانده شود و دغدغه و حساسیت نسبت به مفاهیم عدالت فضایی در بین آحاد شهروندان و مسئولان را نهادینه کند. همچنین، بعد ایدئولوژیک لزوم مشارکت کلیه ذی نفعان در گفتمان سازی عدالت فضایی و گنجاندن آن در رویه ها و روش های مدیریت شهری را متذکر می شود. درنهایت، بعد پایداری اشاره دارد که بین مناطق مختلف شهر از نظر هزینه های اقتصادی و ظرفیت سازی برای شهروندان باید تناسبی قابل قبول وجود داشته باشد که زمینه رشد و توسعه مناطق ضعیف تر را فراهم کند. همچنین، ظرفیت آفرینی برای مسائل زیست محیطی و اجتماعی نیز متناسب با شرایط مناطق مختلف باید انجام شود تا زمینه کاهش بی عدالتی ها فراهم شود. همچنین براساس یافته ها، آسیب های سیاست های کلان مدیریت شهری (پیشایندها) در سه بعد مرحله تدوین، مرحله اجرا و مرحله ارزیابی شامل 15 مؤلفه و 112 شاخص است. درنهایت، پسایندهای شناسایی شده در دو بعد پسایندهای مدیریت شهری و پسایندهای ذی نفعان شامل 4 مؤلفه و 17 شاخص است . براساس یافته های پژوهش، در تمامی مراحل سیاست گذاری شامل تدوین، اجرا و نظارت و ارزیابی، از نظر خبرگان آسیب هایی مطرح شد. آسیب های مرحله تدوین عمدتاً مربوط به محتوا و رویکرد اتخاذشده در سیاست های کلان مدیریت شهری و همچنین، برنامه های ایجادشده براساس آن ها است که نمی تواند الزامات مورد نیاز برای تحقق عدالت فضایی را تأمین کند. مرحله تدوین از این جهت بسیار مهم است که پایه و اساسی برای مراحل اجرا و ارزیابی و نظارت است و در صورتی که در آن ضعیف عمل شود، انجام درست مراحل بعدی نیز نمی تواند اتفاقات ارزشمندی را رقم بزند. مرحله اجرا نیز یکی از مراحل مهمی است که متأسفانه در کلان شهر (حتی در کل کشور) در آن مشکلات متعددی وجود دارد و در موارد متعدد با وجود اینکه سیاست های تدوین شده کیفیت قابل قبولی دارند، مرحله اجرا بسیار ضعیف است. در حوزه مدیریت شهری تهران نیز این مسئله وجود دارد و اینکه سیاست ها نمی تواند به تحقق عدالت فضایی منجر شود، به دلیل ضعف در اجرا است. مشکلات اجرای سیاست ها از عملکرد مجریان و شهرداری تهران، تا مسائل بین سازمانی و محیطی و حتی مشکلات حاکمیتی و سیاسی را در بر می گیرد. درنهایت، متأسفانه در زمینه نظارت و ارزیابی بر سیاست های مدیریت شهری نیز مسائل متعددی وجود دارد و اینکه چرا اهداف مربوط به عدالت فضایی محقق نمی شود و چه کسی مسئول عدم موفقیت ها است، چندان مورد پیگیری قرار نمی گیرد. متأسفانه ساختار نظارت و ارزیابی چندان علمی و نظام مند نیست و نمی تواند مسیر اصلاح امور و بهبود مستمر در مسیر تحقق عدالت فضایی را هموار کند. همچنین در این پژوهش، مجموعه ای از پسایندها برای عدالت فضایی شناسایی شد. تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران می تواند نتایج ارزشمندی در زمینه مدیریت شهری و در ارتباط با ذی نفعان مختلف از جمله شهروندان ایجاد کند و شهر را تبدیل به محیطی مناسب و مطلوب برای زندگی بهتر و به دور از آسیب های مختلف اجتماعی کند. یافته های تحقیق حاضر در عین هم راستایی با نتایج تحقیقات پیشین، بسیار جامع تر است و توانسته تا حدود زیادی خلأ تحقیقاتی موجود را پوشش دهد. نتیجه گیری نتایج پژوهش نشان داد سیاست های کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی با آسیب های متعددی در مراحل تدوین، اجرا و ارزیابی روبه رو است. همچنین، تحقق عدالت فضایی می تواند نتایج ارزشمند متعددی در زمینه مدیریت شهری و تأمین خواسته ها و انتظارات ذی نفعان ایجاد کند. نتیجه این پژوهش شامل ایجاد یک الگوی جامع متشکل از پیشایندها، عدالت فضایی و پسایندها است که می تواند درک جامع و عمیقی نسبت به آسیب شناسی عدالت فضایی در سیاست های کلان مدیریت شهری ایجاد کند. یافته های پژوهش حاضر ضمن دانش افزایی در زمینه مبانی علمی عدالت فضایی و سیاست گذاری در این حوزه، می تواند توسط مدیران و سیاست گذاران حوزه مدیریت شهری در کلان شهر تهران جهت حرکت علمی تر و مناسب تر در مسیر تحقق عدالت فضایی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، این پژوهش تا حدودی خلأ تحقیقاتی موجود در زمینه مباحث عدالت فضایی را مرتفع کرد و مسیر تحقیقات گسترده تر را فراهم کرد. درنهایت ، مهم ترین محدودیت تحقیق حاضر این است که یافته ها مربوط به کلان شهر تهران است و قابل تعمیم به سایر شهرها و مناطق نیست.
۶۵۳۵.

از بندر تا شهر: درک روابط میان بندر و شهر در حوزه ساحلی دریای کاسپین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۶
بنادر به عنوان مکان های کلیدی در تجارت و شبکه های حمل و نقل، نه تنها دروازه های اقتصادی ملی و منطقه ای محسوب می شوند، بلکه ارتباط متقابل و پویایی با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی شهرهای میزبان خود دارند. توسعه بنادر می تواند رشد اقتصادی این شهرها را تقویت کند، اما در عین حال، جهانی شدن و پیشرفت های فناوری، این رابطه را پیچیده تر کرده است. این پژوهش با رویکرد پژوهشی مبتنی بر توصیفی-تحلیلی از نوع کمی به بررسی این روابط پیچیده میان بنادر و شهرهای میزبان آن ها در منطقه دریای کاسپین می پردازد و برای دست یابی به این هدف از روش تصمیم گیری چندمعیاره (فوکام و مارکوس)، همبستگی اسپیرمن و شاخص مرکزیت نسبی بهره می برد. نتایج نشان می دهد که همبستگی مثبتی میان توسعه بندر و رشد شهر وجود دارد، اما نوع این رابطه در شهرهای مختلف متفاوت است. در برخی شهرها، فعالیت بندر بر فعالیت شهر غلبه دارد و شهر برای توسعه، وابسته به بندر است (مانند انزلی، نوشهر، ترکمن باشی، اکتائو و ماخاچ قلعه)، در حالی که در برخی دیگر (مانند باکو)، شهر استقلال اقتصادی خود را حفظ کرده و فعالیت های شهری بر فعالیت های بندری غلبه دارد. این یافته ها نشان می دهد که رویکردهای برنامه ریزی و سرمایه گذاری در بنادر و شهرهای بندری باید با توجه به ویژگی های خاص هر منطقه اتخاذ شود. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که دولت ها برای تضمین توسعه پایدار، به کاهش اثرات منفی زیست محیطی فعالیت های بندری، تقویت همکاری های بین مدیران شهری و بندری و تنوع بخشی به اقتصاد شهرهای بندری توجه ویژه ای داشته باشند.
۶۵۳۶.

بررسی میزان بازدهی استارت آپ های هوشمندسازی شهری به منظور دستیابی به پایداری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۰
دستیابی به شاخص های شهر هوشمند یکی از مهم ترین مسائلی است که امروزه در جهت رسیدن به پایداری شهری مطرح می شود. یکی از راه هایی که می تواند سهولت دستیابی به شاخص های شهر هوشمند را به وجود آورد، این است که به علت ناشناخته بودن این حوزه می توان از استارت آپ ها کمک گرفت. استارت آپ ها کسب وکارهای نوپایی هستند که در جهت حل یک مشکل یا ابداع یک نوآوری به وجود می آیند. گرچه بسیاری از استارت آپ ها در شروع کار با شکست مواجه می شوند اما به علت ماهیت ابداعی بودن و داشتن فکر جدید می توانند در رسیدن به شاخص های شهر هوشمند و در نتیجه دستیابی به پایداری شهری راهگشا باشند. بدین ترتیب این تحقیق به دنبال آن است که به بررسی میزان بازدهی استارت آپ های هوشمندسازی شهری در ایران جهت دستیابی به پایداری شهری بپردازد و با ارائه پیشنهادات مشکلات موجود در این زمینه را کاهش دهد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و روش آن توصیفی - تحلیلی می باشد. نمونه موردی جهت تحصیل پرسش نامه به روش گلوله برفی انتخاب شده و نمونه هایی از استارت آپ های موفق در حوزه های هوشمندسازی شهری در ایران جهت بررسی میزان بازدهی معرفی می شوند. به منظور بررسی میزان بازدهی ابتدا با استفاده از روش سنتزپژوهی شاخص های موردمطالعه در شش حوزه شهر هوشمند (جابه جایی، حکمرانی، محیط زیست، مردم، زندگی و اقتصاد) شناسایی شده و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی ارتباط شاخص ها با حوزه های شش گانه مشخص می شود و سپس با استفاده از آزمون T تک نمونه ای میزان بازدهی استارت آپ ها در رسیدن به پایداری بررسی می شود.نتایج آزمون تی بیانگر آن است که استارت آپ های حوزه های جابجایی، حکمرانی و زندگی هوشمند در ایران در شرایط پایداری قرار دارند و به بازدهی مناسبی رسیده اند اما در حوزه های محیط زیست، مردم و اقتصاد هوشمند هنوز فاصله زیادی تا رسیدن به پایداری وجود دارد.
۶۵۳۷.

مروری سیستماتیک بر شاخص های زیست پذیری شهری از منظر شهرسازی بیوفیلیک با رویکردی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۱
جهت بقای انسان ها در اکوسیستم، ضرورت دارد مداخلات و فعالیت های انسانی که به تخریب زیست بوم ها منجر می شوند، کنترل شوند. این مرور با دیدگاهی انتقادی نسبت به مطالعات و مفاهیم مطرح شده بوده و درپی پیشنهاد چارچوب شاخص های متناسب با ابعاد متنوع موضوع است. روش این پژوهش بر مبنای رویکردی انتقادی جهت مرور مفاهیم و مطالعات مرتبط، طبقه بندی شاخص های کلیدی تحلیل مقالات داخلی و خارجی در بازه زمانی 10 سال از 2014 تا 2024 بررسی شدند. در این بررسی 280 مقاله بر حسب کلمات کلیدی مرتبط با پژوهش و نشریه های منتشر شده تطبیق داده شدند. یافته های پژوهش در دو بخش دسته بندی شدند. بخش اول، تحلیل سیستماتیک که شامل بررسی کمی منابع بر حسب سال انتشار، نوع منابع و نشریات و البته روش هریک و بخش دوم شامل تحلیل موضوعی بر حسب محتوی و موضوعات مقالات با دیدگاه انتقادی و جهت جمع بندی در چهار دسته، دسته بندی شدند. در بررسی صورت گرفته از 280 مقاله بیش از 40 درصد منابع از روش های کمی بهره بردند و مقالات غیر مروری از مفاهیم و کلیدواژه های اصلی مورد نظر کمترین سهم را داشتند. با تطبیق نظری شاخص ها و مطالعات نظری حول شاخص های سنتی زیست پذیری و شاخص های بیوفیلیک شهرها می توان در چهار دسته بررسی و ضمن اذعان به محدودیت های آنها، ادغام دیدگاه طبیعت محور در آنها طبقه بندی کرد. هم چنین، انواع رویکردهای روش شناسی ارزیابی زیست پذیری در چهار دسته کمی، کیفی، ترکیبی و مکانی تحلیل شدند. درنهایت چالش ها و فرصت ها در اجرای شهرسازی بیوفیلیک متناسب با شرایط جامعه در بخش اجرا و مطالعه تدوین شد. این کاوش، تأثیر متقابل پیچیده ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی را نشان می دهد لنز بیوفیلیک با برجسته کردن نقش حیاتی تعامل انسان و طبیعت در تقویت رفاه و پایداری، ارزیابی را غنی می کند. ادغام عناصر طبیعی، از فضاهای سبز و جنگل های شهری گرفته تا اصول طراحی بیوفیلیک در ساختمان ها، به طور قابل توجهی بر سلامت جسمی و روانی ساکنان تأثیر می گذارد و جوامع پر جنب وجوش و انعطاف پذیری را تقویت می کند. بااین حال، تحقق پتانسیل شهرسازی بیوفیلیک نیازمند پرداختن به محدودیت های اقتصادی، تضمین برابری اجتماعی و غلبه بر چالش های اجرایی عملی است.
۶۵۳۸.

شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی موثر بر رفتارهای محیط زیستی (مطالعه موردی: شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۰
در حال حاضر مسائل محیط زیستی، چالشی فراگیر و جهانی قلمداد می شود. رفتارهای محیط زیستی انسان به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر محیطزیست، مدنظر بسیاری از اندیشمندان، پژوهشگران و محیط گرایان قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی موثر بر رفتارهای محیط زیستی در شهر بجنورد بوده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. در گام نخست، عوامل مؤثر بر رفتارهای محیطزیستی با استفاده از مصاحبه ساختاریافته در بین 10 نفر از خبرگان دانشگاهی با ویژگی هایی مانند تجربه، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه پژوهش و تألیف در زمینه جامعه شناسی محیط زیست بوده اند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند و خروجی این مرحله 8 عامل بود. سپس در مرحله بعدی از روش ساختاری تفسیری با نرم افزار اکسل برای سطح بندی عوامل استفاده شد. نتایج نشان داد عوامل (سرمایه اقتصادی، ارزش های محیط زیستی، سبک زندگی، مصرفگرایی، سرمایهفرهنگی، دینداری و کلیشه های جنسیتی) در سطح اول و فایده گرایی در سطح دوم قرار گرفتند و عوامل سطح اول در خوشه پیوندی و فایدهگرایی در خوشه مستقل قرار گرفتند. بنابراین می توان گفت در این بین ، زیربنای رفتارهای محیط زیستی در درجه اول فایده گرایی بوده است.
۶۵۳۹.

تحلیل اثرات اقتصادی فناوری خودروهای خودران بر شهر: مرور نظام مند ادبیات با تأکید بر مبحث اشتغال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه پیشرفت های فناورانه در دهه های اخیر، به ویژه ظهور و توسعه خودروهای خودران (Autonomous Vehicles – Avs)، موجب دگرگونی بنیادین در ساختار سیستم های حمل ونقل شهری و فراتر از آن، در شیوه های زندگی و الگوهای اقتصادی جوامع شده است. این فناوری که در تقاطع مهندسی پیشرفته، هوش مصنوعی، برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری عمومی قرار دارد، با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، شبکه های حسگری و سیستم های تصمیم گیری هوشمند، قادر است شیوه جابه جایی در شهرها را به طور کامل بازتعریف کند. انتظار می رود خودروهای خودران در آینده ای نزدیک با بهبود ایمنی ترافیکی، کاهش تصادفات رانندگی، بهینه سازی مدیریت جریان سفر، کاهش زمان اتلاف شده در ترافیک و کاهش انتشار آلاینده ها، نقشی تعیین کننده در دستیابی به حمل ونقل پایدار ایفا کنند. با این حال، فراتر از این دستاوردهای فنی، پیامدهای اقتصادی این فناوری بسیار گسترده، چندبعدی و در بسیاری موارد، پیچیده و پیش بینی ناپذیر است؛ پیامدهایی که مستقیم بر بازار کار، ارزش زمان سفر، الگوهای سکونت شهری، مدل های مالکیت خودرو و سرمایه گذاری های کلان در زیرساخت ها اثر می گذارند. با وجود اینکه نقش مثبت فناوری های نوین در رشد اقتصادی انکارناپذیر است، برآورد دقیق میزان اثرگذاری AVs بر اقتصاد، به ویژه در مقیاس شهری، همچنان یک چالش علمی و سیاستی محسوب می شود. نفوذ روزافزون این فناوری و حرکت آن به سمت به صرفه و قابل اعتماد شدن، زمینه ساز تغییرات عمیق در صنایع متعدد از جمله خودروسازی، حمل ونقل عمومی، خدمات شهری، املاک و مستغلات، انرژی، گردشگری، تبلیغات و رسانه های دیجیتال خواهد بود. از سوی دیگر، مرور ادبیات موجود نشان می دهد علی رغم افزایش تحقیقات فنی پیرامون خودروهای خودران، همچنان خلأ پژوهشی قابل توجهی در حوزه تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی AVs، به ویژه در بستر شهرهای هوشمند آینده وجود دارد. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد مرور نظام مند ادبیات و بهره گیری از نظریه داده بنیاد، به بررسی و تبیین اثرات اقتصادی Avs می پردازد. این رویکرد تحلیلی می تواند تصویری جامع و مبتنی بر شواهد علمی از چالش ها و فرصت های اقتصادی ناشی از نفوذ AVs ارائه دهد و مبنایی برای تدوین سیاست های شهری هوشمند فراهم آورد. مواد و روش ها این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس مرور نظام مند ادبیات و نظریه داده بنیاد انجام شده است تا تصویری دقیق و مبتنی بر شواهد از پیامدهای اقتصادی خودروهای خودران در بستر شهری ارائه دهد. چارچوب پنج مرحله ای ولفسوینکل و همکاران (2013) برای اجرای فرایند پژوهش انتخاب شد که شامل تعیین دامنه مطالعه، جست وجوی جامع منابع، غربالگری مقالات، استخراج داده ها و توسعه چارچوب مفهومی است. برای جمع آوری اطلاعات، پایگاه های علمی معتبر بین المللی شامل ScienceDirect ، Google Scholar ، Web of Science و Scopus مورد استفاده قرار گرفت. جست وجو با بهره گیری از کلیدواژه های ترکیبی مرتبط با پیامدهای اقتصادی AVs انجام شد. در گام نخست، تعداد ۲۳۱ مقاله شناسایی شد که پس از حذف مقالات تکراری و غیرمرتبط، ۷۸ مقاله نهایی بر اساس معیارهای شمول و کیفیت علمی برای تحلیل انتخاب شد. تحلیل داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار  MaxQDA و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. در مرحله نخست، ۴۱۲ کد اولیه از مقالات به دست آمد و سپس، در مرحله کدگذاری محوری، این کدها در قالب ۱۹ مفهوم میانی سازماندهی شدند. در نهایت، مفاهیم شناسایی شده به سه مقوله اصلی شامل اشتغال، بهره وری زمان سفر و ارزش زمان سفر کاهش یافتند. برای اطمینان از اعتبار و پایایی تحلیل ها، دو اقدام کلیدی انجام شد: نخست، بازبینی نتایج توسط یک همتای علمی مستقل و دوم، مقایسه کدگذاری ها توسط دو تحلیلگر مختلف برای کاهش سوگیری و افزایش دقت. این رویکرد موجب شد که چارچوبی مفهومی و مبتنی بر شواهد توسعه یابد که می تواند مبنای سیاست گذاری شهری و مطالعات آینده در حوزه اثرات اقتصادی خودروهای خودران قرار گیرد. یافته ها تحلیل مقالات نشان می دهد اثرات اقتصادی فناوری خودروهای خودران چندوجهی، پیچیده و در بسیاری از موارد متناقض است. یافته ها در سه مقوله اصلی زیر سازمان دهی شده اند: ۱. بهره وری زمان سفر ورود خودروهای خودران موجب تحول بنیادین در نحوه استفاده از زمان سفر می شود. حذف نیاز به رانندگی فعال باعث می شود که مسافران بتوانند زمان در مسیر بودن را به یک فرصت ارزشمند برای انجام فعالیت های شخصی و حرفه ای تبدیل کنند. این تغییر در ماهیت زمان سفر، تأثیر مستقیمی بر بهره وری فردی و جمعی دارد. • افزایش کارایی فردی: در خودروهای خودران، امکان برگزاری جلسات آنلاین، پاسخ به ایمیل ها، انجام تحلیل های شغلی و حتی انجام پروژه های تیمی فراهم می شود. این موضوع برای کارکنانی که زمان زیادی را در رفت وآمد سپری می کنند، به طور قابل توجهی بهره وری را افزایش می دهد. • استفاده بهینه برای استراحت و سرگرمی: مسافران می توانند از این زمان برای مطالعه، یادگیری آنلاین، تماشای فیلم، گوش دادن به پادکست یا حتی خواب کوتاه مدت استفاده کنند. این تغییر، سلامت روان و رضایت از سفر را بهبود می بخشد. • بهبود کیفیت ترافیک شهری: خودروهای خودران با استفاده از الگوریتم های هوشمند برای مدیریت سرعت و فاصله بین خودروها، می توانند جریان ترافیک را روان تر کنند و زمان تأخیر سفرها را کاهش دهند. • طراحی داخلی هوشمند: فضای داخل خودروها به سمت دفاتر کار متحرک، فضاهای استراحتی مجهز و امکانات سرگرمی چندرسانه ای حرکت می کند، که به افزایش رضایت و بهره وری مسافران کمک می کند. با این حال، برخی چالش ها و محدودیت ها همچنان پابرجاست: • ناسازگاری برخی مشاغل با شرایط محیطی داخل خودرو • بروز بیماری حرکت در بخشی از کاربران • نگرانی های مربوط به اعتمادپذیری و امنیت AVs که می تواند مانع استفاده کامل از ظرفیت این فناوری شود. در مجموع، ارتقای بهره وری زمان سفر نه تنها باعث افزایش کیفیت زندگی شهروندان می شود، بلکه در سطح کلان می تواند به افزایش بهره وری اقتصادی ملی و بهبود رقابت پذیری شهری کمک کند. ۲. ارزش زمان سفر  ورود خودروهای خودران موجب بازتعریف ارزش اقتصادی زمان سفر شده است. در سیستم های حمل ونقل سنتی، زمان صرف شده در سفر اغلب یک هزینه تلقی می شد؛ اما با امکان انجام فعالیت های ارزشمند طی سفر، این زمان می تواند به یک منبع اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. • کاهش VTT در سفرهای شخصی: تحقیقات نشان می دهد استفاده از خودروهای خودران شخصی، به دلیل فراهم آوردن امکان استراحت، مطالعه و کار، موجب کاهش محسوس ارزش ذهنی زمان سفر می شود. • افزایش VTT در مدل های اشتراکی: در مقابل، در خودروهای خودران اشتراکی، به دلیل محدودیت های حریم خصوصی، ازدحام یا عدم دسترسی به امکانات سفارشی، کاهش VTT کمتر است و در برخی موارد حتی ممکن است ارزش زمان سفر افزایش یابد. • تفاوت مکانی: بررسی ها نشان می دهد کاهش ارزش زمان سفر در مناطق حومه ای به طور متوسط بیشتر از مراکز شهری است، زیرا مسافران این مناطق تمایل بیشتری به استفاده از زمان طولانی سفر برای کار و مطالعه دارند. • نقش طراحی داخلی و هدف سفر: فضای کاربرپسند و امکانات چندرسانه ای در خودروهای خودران می تواند ارزش اقتصادی زمان سفر را به شکل قابل توجهی تغییر دهد، به ویژه در سفرهای کاری که زمان به عنوان یک منبع اقتصادی کمیاب تلقی می شود. به طور کلی، بازتعریف ارزش زمان سفر می تواند پیامدهای گسترده ای برای تحلیل هزینه فایده پروژه های حمل ونقل، قیمت گذاری سفر و مدل های اقتصادی شهرهای آینده داشته باشد. ۳. اشتغال و تغییرات بازار کار از برجسته ترین پیامدهای اقتصادی AVs، تغییر ساختار بازار کار است که هم زمان شامل حذف مشاغل سنتی و ایجاد فرصت های شغلی نوظهور می شود. الف) تهدیدها: کاهش تقاضا برای رانندگان تاکسی، اتوبوس، کامیون و خدمات باربری کاهش اشتغال در حوزه های خدمات بین راهی، سوخت رسانی و تعمیرگاه های سنتی افت درآمد مشاغل مرتبط با جرایم رانندگی و تصادفات ب) فرصت ها: ایجاد شغل در حوزه های هوش مصنوعی، مهندسی نرم افزار، تحلیل داده های بزرگ و امنیت سایبری رشد صنایع جدید شامل سرویس های دیجیتال داخل خودرو، تبلیغات هوشمند و استریم محتوا افزایش تقاضا برای متخصصان طراحی، مدیریت و نگهداری سیستم های AVs پیش بینی ایجاد بیش از 100 هزار شغل صنعتی جدید طی یک دهه آینده ج) اثرات بخشی: رسانه و سرگرمی: افزایش مصرف محتوای دیجیتال در سفر و توسعه خدمات استریم تبلیغات هدفمند: ارائه تبلیغات تعاملی متناسب با پروفایل کاربران انرژی: کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و رشد صنعت انرژی های پاک املاک و مستغلات: آزادسازی زمین های پارکینگ و تغییر الگوهای توسعه شهری گردشگری: افزایش دسترسی، کاهش زمان سفر و تغییر الگوهای جابه جایی گردشگران خودروسازی و خدمات پس از فروش: حرکت صنعت خودرو به سمت نرم افزار محوری، کاهش تصادفات و تغییر تقاضا برای خدمات تعمیرات سنتی این تغییرات در ساختار اشتغال، ضمن ایجاد فرصت های بزرگ اقتصادی، چالش های مهمی برای سیاست گذاران شهری و ملی ایجاد می کند و ضرورت بازآموزی و ارتقای مهارت های نیروی کار را دوچندان می سازد. نتیجه گیری خودروهای خودران پتانسیل بالایی برای بازآفرینی اقتصاد شهری دارند. آن ها می توانند با بهبود بهره وری زمان سفر، تغییر در ارزش زمان و بازآرایی بازار کار، فرصت ها و چالش های اقتصادی تازه ای ایجاد کنند. در کنار مزایایی مانند صرفه جویی اقتصادی ناشی از کاهش تصادفات و توسعه مدل های کسب وکار نو، تهدیدهایی مانند حذف مشاغل سنتی نیز وجود دارد. آماده سازی سیاست گذاران برای مواجهه با این پیامدها ضروری است و اقداماتی مانند: • سرمایه گذاری در بازآموزی نیروی کار • حمایت از صنایع نوظهور مرتبط با AVs • بازنگری چارچوب های هزینه فایده با توجه به تغییر VTT • توسعه زیرساخت ها و قوانین متناسب با AVs برای بهره برداری بهینه و کاهش آسیب های احتمالی ضرورت دارد. یافته های این پژوهش، پایه نظری و راهنمای عملی برای سیاست گذاری در مسیر ادغام AVs در آینده شهری محسوب می شود.
۶۵۴۰.

سنجش عدالت فضایی در نحوه ی پراکنش کاربری های شهری (مطالعه موردی: کاربری های ورزشی شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۶
از مهم ترین پیامدهای رشد شتابان شهرنشینی و توسعه فیزیکی شهرهای کشور در دهه های گذشته، توزیع نابرابر کاربری های خدمات شهری و میزان دسترسی شهروندان به آن ها بوده است. در این میان کاربری های ورزشی با توجه به آن که متضمن سلامت افراد جامعه بوده از اهمیت بسزایی برخوردار هست ازاین رو استقرار مناسب این نوع از کاربری ها و در دسترس بودن آن ها برای همه ی شهروندان به عنوان یک ضرورت اساسی شناخته می شود پژوهش که از نوع کاربردی است و با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته است. به بررسی توزیع فضایی کاربری های ورزشی شهر مشهد از منظر عدالت فضایی می پردازد که جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از مدل های آمار فضایی استفاده شده است ازاین رو در گام اول الگوی توزیع فضایی مراکز ورزشی و ارزیابی نحوه پراکنش این کاربری در محیط نرم افزار Arc map با استفاده از تراکم، خوشه بندی، آماره G و خودهمبستگی فضایی (موران) بررسی شد. در گام بعد با فراخوانی نقشه مناطق در محیط نرم افزار Geoda، خودهمبستگی فضایی بین جمعیت و تعداد کاربری در ارتباط با میزان پراکنش و تراکم مراکز ورزشی در سطح مناطق با شاخص موران مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که توزیع امکانات و خدمات ورزشی در مناطق شهر مشهد متوازن و هماهنگ نیست. به طوریکه مناطق 2 و 10 و 11 بیشترین و مناطق 8 و 12 کمترین تراکم ورزشی رادار می باشند. سرانه خدمات ورزشی در مناطق منطقی نمی باشد؛ و مناطق حاشیه ای با تراکم جمعیت بالا از خدمات ورزشی کمتری برخوردار می باشند و در تضاد با رویکرد عدالت فضایی می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان