هدف مطالعة حاضر بررسی کارآیی شالیکاران منطقة کامفیروز جنوبی استان فارس در سال زراعی 90-1389 است. داده ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای جمع آوری شد. کارآیی شالیکاران با استفاده از روش پایة تحلیل پوششی داده ها به دست آمد و نتایج با مدل تحلیل پوششی فراکارآیی مقایسه شد. به طور کلی، نتایج نشان داد که میانگین سطوح کارآیی فنی شالیکاران در مدل با فرض بازده ثابت به مقیاس معادل 93/83 درصد است، که در دامنه ای بین 43/0 تا 0/1 قرار دارد. میانگین سطوح کارآیی فنی در مدل بازده متغیر به مقیاس نیز معادل 25/86 درصد بود و 16/29 درصد از واحدها به طور کامل کارآ شناخته شدند. با توجه به میانگین کارآیی مقیاس بالا در مزارع و مقایسة آن با میزان کارآیی فنی مدیریتی، مشخص شد که مهم ترین علت ناکارآیی فنی مزارع تفاوت در نحوة مدیریت استفاده از نهاده هاست؛ و با مدیریت درست نهاده های مورد استفاده در فرایند تولید برنج، می توان از میزان ناکارآیی کاست.
جامعة آماری تحقیق حاضر را آن دسته از دختران روستایی تشکیل می-دهند که در 1389، در استان همدان زندگی می کردند و از آن میان، صد نفر از طریق نمونه گیری به روش تصادفی دومرحه ای انتخاب شدند. پژوهش به صورت پیمایشی صورت گرفت. روایی ظاهری ابزار تحقیق از طریق کارشناسان فن، و ضریب اعتبار آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که دختران روستایی با پنج دسته مشکل (عامل) روبه رو هستند، که مشکلات فرهنگی- اجتماعی در اولویت نخست قرار دارند؛ و در مجموع، این عوامل بیش از 77 درصد واریانس کل را تبیین می کنند؛ همچنین، متغیرهای فردی و اجتماعی بر کمیت و کیفیت مشکلات دختران روستایی تأثیر می گذارد. در پایان، با توجه به نتایج به دست آمده، توصیه هایی برای حل مشکلات دختران روستایی ارائه می شود.
Politicisation of identity is the operative and most pertinent term for the paper’s central argument. The gravity of the people’s identity problematic and state’s security concerns correlates closely with the extent to which societal identity is politicised. The more politicised these identities become, the more they display a ferocity which makes them a force to be reckoned with. By applying ‘Relative Deprivation Theory’ embedded alongside an appreciation of societal security, this research offers unique insights into how this process of politicisation takes place. This paper examines how identity, legitimacy and dissent from the existing state order have come to define a new security dynamic that denies agency to a purely Realist understanding of security dilemmas. This study builds upon an array of secondary qualitative sources, both in order to construct the theoretical argument and to back this theory up with historical and social scientific data. By combining the concept of societal security and Relative this research fuses two interrelated theories that allow the paper to make an innovative and original contribution to understanding the complexity of the internal security dilemmas and the process of political identity.
Human being as a social creature is always interacting with his “place” of living. In fact, “place” is part of the earth which has a variety of connections, communication networks, or social processes acting at three main local, national, and global geographic scales. Although in humanities, identity is considered as a social phenomenon, in geography, it is the results of interactions between “human” and his living “place”. It requires “geographic explanation” of foundations or factors affecting the identity. If “geographic explanation” is considered as the explanation and interpretation of the “why” or “how” of the emergence of a geographic phenomenon or event and its outcomes, this study intends to geographically explain the foundations of identity at local, national, and global scales. It intends to find answer to the key question that “why” and “how” “geography” affects the “identity” formation at various “geographic scales”, employing analytical - descriptive method.
International boundaries have their own specific characteristics among which underdevelopment, privation, economic and cultural inequality are of the main features of border regions of Iran, leading to insecurity in these areas. Iran has land and water frontiers with 15 countries of which some are penetrable with respect to illegal transportation of individuals and commodities and etc., menacing their economic, political, military and social aspects.
The frontier between Iran and Iraq is confronted with a great deal of problems because of no peace no war circumstances in which illegal transportation of individuals from illegal pathways, committing illegal crimes such as addictive drug trafficking, selling and purchasing alcoholic drinks and weapons threaten the security of border regions.
This study aims fundamentally to investigate whether developing border market can affect the security of the region or not. According to the results of analytical descriptive approach, library studies and survey method (questionnaire, observation) in Marivan, Bashmagh and conducting some interviews with officials of the region, it is concluded that the effect of developing Bashmagh market on the security of the region is significant.
هدف کلی پژوهش حاضر شناسایی تغییرات ساختاری بخش کشاورزی ایران تا افق 1404 هجری شمسی با استفاده از آرای صاحب¬نظران این بخش است. طراحی پژوهش با بهره گیری از روش دِلفی برای دستیابی به توافق گروهی صورت می گیرد. جامعة آماری شامل کلیة سیاست گذاران بخش کشاورزی کشور است که از آن میان، با استفاده از روش نمونه¬گیری هدفمند، بیست نفر برای پاسخ¬گویی به سؤال اصلی تحقیق انتخاب می شوند. بر اساس نتایج تحقیق، پاسخ¬گویان شانزده تغییر ساختاری بخش کشاورزی تا افق 1404 را مطرح می کنند، که در نوع تغییر (کاهش یا افزایش) آنها توافق همگانی وجود دارد. این پیش بینی¬ها در شش حوزة «نوع محصول تولیدی»، «ابزار تولید»، «تقاضای بازار»، «چگونگی کشت»، «اندازه و تعداد قطعات زراعی»، و «عامل انسانی تولید» طبقه بندی می شوند.
خطوط ساحلی دنیا، یکی از پویاترین محیط های طبیعی هستند و فرایندهای خارق العاده متنوع و منحصر به فردی در این پهنه فعالند. یکی از نتایج این فرایندها تشکیل و تحول مخروط افکنه و دلتاست. محدوده مورد مطالعه، سواحل تنگه هرمز، دلتای رودخانه های شور، جلابی و حسن لنگی را در بر می گیرد که به صورت نواری با عرض متغیر از محل خط تغییر شیب دامنه های کوهستانی مسلط به جلگه ساحلی تا خط ساحلی دریا را در بر می گیرد. منشأ به وجود آمدن نوار جلگه ساحلی مورد بررسی، رسوباتی است که از حوضه های کوهستانی شمال جلگه و از ارتفاعات زاگرس هرمز گان توسط رود خانه ها حمل شده، در سطح این جلگه رسوب گذاری می کند. براساس بررسی های انجام شده، جلگه ساحلی تنگه هرمز در نتیجه تاثیر ساختمان زمین شناسی و رسوب گذاری دلتایی بنیان نهاده شده است. در این میان، عوارض ساختمانی نقش بارزی در گسترش و توسعه جلگه ساحلی به عهده داشته اند. برای دستیابی به نتایج، با توجه به یافته های تحقیق و از دیدگاه مخاطره شناسی سطوح دلتاهای منطقه از دیدگاه دینامیک رود خانه و حر کات آب دریا پهنه بندی شده است. تجزیه و تحلیل برای دستیابی به نتایج به طور عمده بر پایه مشاهدات غیر مستقیم از طریق تصاویر ماهواره ای و نیز مشاهدات مستقیم از طریق کار های میدانی تفصیلی و نمونه برداری رسوب از مقاطع رود خانه ای در بخش ساحلی و سطوح دلتاهای مورد بررسی و تهیه پروفیل و با کمک روش های آماری و مدل های ژئومورفولوژیک به عنوان ابزار های مفهومی انجام شده است. با توجه به موارد فوق، ابتدا ناپایداری سطوح دلتایی منطقه تحت تاثیر حرکات پیچان رودی و سپس ناپایداری این سطوح در نتیجه تغییر مسیرهای رودخانه ها بررسی و تحلیل و پراکندگی این سطوح در روی تصاویر و نقشه ها نشان داده شده است.
هنجارهای فرهنگی با تأثیر بر نظام ارزش های فردی و گروهی، تعامل انسان با طبیعت را مشخص می کنند. از مهمترین این هنجارها می توان به هنجارهای اخلاقی اشاره کرد که در آن، طبیعت و اجزای آن از نظر جایگاه اخلاقی ارزش گذاری میشوند. از این نظر، دیدگاه های متفاوتی وجود دارند که به طور رایج در سه دسته کلی انسان محور، زیست محور و زیست بوم محور بررسی قرار شده اند. با وجود این ، محدود کردن هنجارهای اخلاقی تعامل انسان با طبیعت به این سه دسته جای تردید دارد، زیرا جهان بینی های دیگری پیرامون رابطه انسان با طبیعت وجود دارند. برای مثال، می توان به جهان بینی های دینی مبتنی بر سنت ادیان اشاره کرد که مبانی ارزشی دیگری را ارائه می کنند. به همین دلیل، این نیاز وجود دارد تا با توجه به فرهنگ و باورهای مردم، این قبیل هنجارها بررسی شوند. پژوهش حاضر با هدف کشف و تبیین هنجارهای اخلاقی تعامل انسان با طبیعت و در سه مرحله با استفاده از روش تحقیق توصیفی و فن پیمایش انجام شده است. مراحل اول و دوم پژوهش در دانشگاه شیراز و مرحله سوم در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان به انجام رسید. جمعیت مورد مطالعه در این پژوهش؛ دانشجویان مقطع تحصیلی کارشناسی بودند و از فن مقیاس بندی چندبُعدی و نظریه رویه ها به ترتیب در مراحل اکتشافی و تائیدی استفاده گردید. پژوهش حاضر با تایید نظریه ارائه شده نشان داد که سه دیدگاه هنجاری شامل انسان محوری، زیست بوم محوری و خدا محوری پیرامون تعامل اخلاقی انسان با طبیعت در بین جمعیت مورد مطالعه وجود دارد که می توان آن را در قالب یک مقیاس بررسی کرد که با توجه به یافته های پژوهش حاضر معرفی و ارائه شده است.
رشد و توسعه جوامع در تمام دنیا مستلزم وجود اطلاعات در مورد زمین است و این برای برنامه ریزی و توسعه و کنترل منابع زمین از ضروریات به شمار می آید. به همین نحو برنامه ریزی و توسعه هم نیازمند سیستم مدیریتی مؤثر است. سیستم کاداستر رقومی چندمنظوره راه حلی جامع برای دستیابی به اطلاعات جغرافیایی در چارچوب GIS است. در این پژوهش تمامی ابزارهای فضایی ـ جغرافیایی مرتبط برای کاداستر چندمنظوره بنابر امکانات و مقتضیات در یکی از کلان شهرهای ایران بررسی می شود. بر این اساس: 1- معضلات ثبت زمین شناسایی می شود، 2- پایه های نظری کاداستر چندمنظوره را براساس مفاهیم توسعه پایدار از مجموع دیدگاه ها و روش های موجود بررسی می کند؛ 3- چارچوب مفهومی توسعه سیستماتیک کاداستر چندمنظوره براساس رهنمودهای مدل پایه کاداستر برای کل کشور پیشنهاد می کند؛ و 4- مطالعه موردی پژوهش را در منطقه 8 شهرداری تبریز در جهت ایجاد و توسعه مدل اولیه کاداستر چندمنظوره رقومی پیاده سازی می کند. سرانجام اینکه برای بررسی نقاط قوت و ضعف و نیز فرصت ها و تهدیدات استقرار چنین سیستمی در محدوده مورد مطالعه، روش تحلیل استراتژیک SWOT به کار می رود. براساس نتایج حاصل از استقرار و تحلیل راهبردی، این تحقیق نشان داد که استفاده از کاداستر چندمنظوره می تواند زمینه مناسبی را برای ثبت زمین فراهم سازد.
با توجه به موقعیت استراتژیک ایران در منطقة خاورمیانه و حضور مداوم تهدیدات خارجی، اتخاذ تمهیدات مختلف در حفظ و حراست از مراکز ثقل جمعیتی(شهرها) کشور ضروری است. یکی از اقداماتی که می تواند مانع بروز آسیب پذیری های داخلی بشود، اقدامات پدافند غیر عامل است که یکی از اصول مهم آن مکان یابی صحیح است. با انجام مکان یابی صحیح مراکز ثقل جمعیتی (شهرها) که در آنها انبوه زیادی از جمعیت کشور و همچنین مراکز ثقل (مراکز حیاتی، حساس و مهم) را در خود جای داده است، می توان در موقع بروز تهدیدات، به ویژه تهدیدات نظامی، از بروز تلفات انسانی و خسارات مالی فراوان جلوگیری کرد. زاگرس جنوبی و شمال تنگه هرمز از لحاظ ژئومورفولوژی دارای چین ها ی فشرده شده، شکستگی ها و گسل های زیادی است. این ویژگی طبیعی سبب ایجاد مکان های مناسب با رویکرد پدافند غیرعامل برای استقرار مراکز جمعیتی می شود. در این پژوهش سعی می شود مناطق مطلوب برای استقرار مراکز ثقل جمعیتی شناسایی و مکان های شهرهای موجود نیز از نظر انطباق با معیارهای ژئومورفولوژیک در منطقه شمال تنگه هرمز در بخش زاگرس جنوبی بررسی شود. نتایج نشان می دهد که منطقه مورد مطالعه، قابلیت های ژئومورفولوژیکی مناسبی (شیب، ارتفاع، جهت شیب، لیتولوژی، دلتاها) برای پدافند غیرعامل دارد. با توجه به بررسی و تحلیل داده ها در محیط نرم افزار GIS مشخص شد که منطقة مورد مطالعه: الف) دارای مکان های مساعد برای استقرار مراکز جمعیتی است؛ ب) از خط ساحلی به سمت عمق منطقه (شمال)، شرایط بهتر می شود؛ ج) در حال حاضر مکان گزینی بیشتر شهرها متناسب با اصول پدافند غیرعامل نیست.
جادّه ی تبریز مرند یکی از شریان های مهمّ ارتباطی کشور است که افزون بر ارتباطات داخلی، برای ارتباطات برون مرزی نیز اهمّیّت زیادی دارد. این جادّه که روی سازندهای سست و نیمه سست کواترنری واقع شده است، هرازچندگاهی لغزش زمین را تجربه می کند. هدف این مقاله، شناسایی پهنه های در معرض لغزش است که با به کارگیری داده های مختلفی همچون لیتولوژی، شیب دامنه ها، کاربری اراضی، پوشش زمین، فاصله از عوارض خطّی (جادّه، رودخانه و گسل) و هم پوشانی آنها، مخاطرات طبیعی تهدیدکننده ی حریم اتوبان و خطّ ریلی تبریز مرند را با تأکید بر زمین لغزش و با بهره گیری از قابلیّت های سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد. نتایج ارزیابی نشان داد که ساختار خاصّ زمین شناختی، شرایط اقلیم محلّی و نیز تراکم نهشته های کواترنری (در هر دو طرف جادّه) در کنار عامل گرادیان شیب، از عوامل اصلی بروز زمین لغزش است که ساخت وسازهای انسانی آن را تشدید می کند. همچنین مشخّص شد که مناطق قرار گرفته در پهنه با خطر بالا، منطبق بر مناطقی است که در آنها زمین لغزش رخ داده است.
موضوع این پژوهش طرح چگونگی ژئوپلیتیکی شدن تشیّع پس از انقلاب اسلامی و در پی آن، گسترش نقش و عملکرد ایران در روابط بین المللی خاورمیانه است. روشن است که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و رخدادهای پس از آن که بیشتر متأثّر از پیروزی انقلاب بودند، تشیّع به یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار دنیای ژئوپلیتیک تبدیل شد. تشکیل یک حکومت شیعی با رهبری علمای دینی در کشوری بزرگ و با اکثریّت شیعه، هرگز در گذشته روی نداده بود. به این ترتیب، انقلاب ایران کانون توجّهی برای زنده کردن و رواج هویّت دینی شیعیان و حتّی در نگاهی کلّی تر، هویّت دینی مسلمانان پدید آورد و تشیّع و اسلام را در قلب حوادث و اخبار جهانی قرار داد. تبیین این تحوّلات در چارچوب ژئوپلیتیک شیعه، موضوع مورد بحث این مقاله است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و بر پایه ی داده های میدانی انجام شده است. بنابراین برای تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری، افزون بر منابع کتابخانه ای و الکترونیک، از یافته های پرسش نامه ای نیز استفاده شده است. نتیجه ی پژوهش نشان داد که با وقوع انقلاب اسلامی و ژئوپلیتیکی شدن تشیّع، موقعیّت و جایگاه ایران به ویژه از دیدگاه سیاسی، اجتماعی، رسانه ای، آموزشی و فرهنگی در منطقه ارتقا یافته و این کشور توانسته است اثرگذاری و نقش آفرینی بهتری نسبت به گذشته داشته باشد.
امروزه، علاوه بر تحلیل توزیع فضاییِ آسیب پذیری، بر ریشه یابی و شناخت علل تفاوت ها و تمرکزهای اجتماعی- فضایی آسیب پذیری در چارچوب دیدگاه های ساخت اجتماعی و ترکیبی تأکید می شود. ازاین رو، چگونگی و چرایی تمرکز آسیب پذیری یکی از اهداف مطالعات رهیافت نرم است. با این نگاه و براساس مسئلة «تمرکز آسیب پذیری نسبت به زلزله در محله ها و خانوارهای جنوبی شهر تهران»، سؤال پژوهش چنین طرح شد: «تمرکز اجتماعی- فضایی آسیب پذیری شهر تهران چگونه قابل تبیین است؟». با تبیین نظری مسئلة پژوهش، چارچوب نظری تدوین و فرضیه ها بیان شد. برای آزمون فرضیه ها، حجم نمونه مطابق واحد تحلیل خانوار در محله به روش کوکران محاسبه، و نمونه گیری به روش خوشه ای انجام شد. تحلیل داده های پیمایشی نیز با روش های واریانس یک طرفه، رگرسیون و تحلیل مسیر صورت گرفت.
نتایج تحلیل واریانس، معناداری تفاوت میانگین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و آسیب پذیری محله های چهارگانه را نشان می دهدکه بیانگر جدایی گزینی اجتماعی- فضایی خانوارها و تمرکز آسیب پذیری بیشتر در محله های دارای میانگین پایگاه پایین تر است. مطابق ضریب تعیین رگرسیون چندگانه نیز، 88 درصد تغییرات آسیب پذیری توسط عوامل محله و پایگاه تبیین می شود. براساس آن، سکونت در محله های پایین تر رابطة معکوس با پایگاه و رابطة مستقیم با میزان آسیب پذیری دارد. درمجموع، یافته های تحقیق بیانگر نقش اساسی عوامل پایگاه و محله در تمرکز آسیب پذیری است.
قدرتهای در حال ظهور کشورهایی هستند که در طی دو دهه گذشته رشد اقتصادی بالایی داشته و به قطب های اقتصادی جدیدی در جهان تبدیل شده اند. این ائتلاف که از آنها به گروه «بریک» یاد میشود، شامل کشورهای برزیل، روسیه، هند و چین میباشند که یک چهارم مساحت کره زمین، بیش از 40 درصد جمعیت و 45 درصد ذخایر ارزی جهان متعلق به آنها بوده و تصمیم گیریهای آنها در اقتصاد جهانی تأثیرگذار میباشد. از آنجایی که کشورهای عضو «بریک» شتاب بالایی را در اقتصاد خود تجربه کرده و میکنند (این کشورها در دو دهه آینده نیز به طور میانگین نرخ رشد بیش از 6 درصد را تجربه خواهند کرد) و حداکثر تا سال 2050 به رقبای جدی کشورهای قدرتمند جهان تبدیل خواهند شد.
اما مسأله این است که آیا ژئوپلیتیک بریک این ائتلاف را بر طبق معیارهای قدرت ملی نیز، در حال و آینده، به عنوان قدرتهای در حال ظهور مطرح میکند؟ مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، در صدد پاسخ به این مسأله میباشد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که گروه بریک در چارچوب معیارهای قدرت ملی در آینده رقبای جدی کشورهای قدرتمند اقتصادی جهان محسوب خواهند شد و به عنوان قدرتهای در حال ظهور مطرح میباشند. با توجه به این رویکرد، در پرتو تعاملات جهانی فرصتهایی برای ایران به وجود خواهد آمد که استفاده از این فرصتها باعث ارتقای امنیت ملی ایران خواهد شد.
Human civilizations have been created and developed adjacent water resources such as rivers. The old Mesopotamia Civilization near Euphrates - Tigris Rivers, The Egypt Civilization near Nile River, The India Civilization near Indus River and The Burned City Civilization near Hirmand (Helmand) River and Hamoon lakes are samples of aforementioned civilizations. Demise of old Civilizations occurred according to wars, dangerous disasters and illness, droughts and deficiency of water. Today, with regards to limitation of ancient empires, kingdoms and governments and creation of new small and big countries, new boundaries have been established and the importance of fresh water resources and transboundary rivers has been increased much more and after that several challenges and disputes have been occurred between countries for accessing fresh water over these resources and even some serious disputes and wars between countries have been occurred in 20th century. According to aforementioned, government's consideration and attempts of countries are toward compiling new methods for water resources management specially based on principles of Integrated Water Resources Management (IWRM). Also for decreasing challenges and disputes and prevention of new challenges, water treaties based on international laws, and previous historic water rights and or the necessity to friendship relations between countries could help us achieving to unique and more suitable solutions in Transboundary Waters. Iran and its neighbors have several Transboundary Rivers Basins such as Aras (with Turkey, Armenia and Azerbaijan), Atrak (with Turkmenistan), Arvanad (Shat-Al-Arab) (with Iraq), Hirmand and Harirud (with Afghanistan) and others. In this paper, after a brief survey on Transboundary Rivers of Middle East Countries, it is presented the experiences of Transboundary Water Management of Iran and its neighbors in several fields of implementations, challenges, successful and new required process for implementation of IWRM in the Transboundary Rivers.
ارزیابی تأثیر ات و توان های محیطی امروزه به عنوان یکی از مباحث پایه ای برنامه ریزی های اقتصادی، اجتماعی و طرح های شهری و روستایی مطرح است. دریاچه ارومیه در 45 درجه و 10 دقیقه تا 45 درجه و 45 دقیقه طول شرقی و 37 تا 38 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی قرار دارد. حداکثر مساحت آن در ماه های اردیبهشت و خرداد و حداقل گسترش آن در ماه های مهر و آبان است مساحت کل حوضه آبریز دریاچه ارومیه بالغ بر 51876 کیلومتر مربع و طول دریاچه حدود 140 کیلومتر و عرض آن 20 الی 50 کیلومتر می باشد و محیط آن حدود 500 کیلومتر برآورد شده است در این دریاچه یک جریان داخلی آب در سمت غرب از شمال به جنوب و در سمت شرق از جنوب به شمال وجود دارد که در سواحل شمالی دارای جهت شرقی- غربی و در سواحل جنوبی دارای جهت حرکت غربی - شرقی است. و این امر بر مشکلات مناطق واقع در شرق دریاچه که دارای حداکثر پسروی نیز می باشند؛ می افزاید. این پژوهش با توجه به نوع هدف، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی می باشد. در ابتدای امر از تصاویر موزاییک شده سال های 1985 و 2010دریاچه ارومیه استفاده گردید. در محیط نرم افزار قسمت های مختلف آن برش زده شد و در محیط نرم افزاری ARC GISبر روی دریاچه ارومیه بر اساس وضعیت بهره وری اراضی و مناطق جمعیتی و ... چهار سطح مشخص گردید. سپس با استفاده از لایه های مختلف جمعیت، مناطق مسکونی، ارتفاع، کاربری و ... از طریق روی هم گذاری لایه 5 مورد نقشه مناسب تهیه گردید که به تفسیر هر کدام از نقشه پرداخته شد تحقیقات نشان داد که اکثر شهرهایی که در بخش شرقی منطقه مطالعاتی قرار دارند همچون: تبریز، آذرشهر، صوفیان، میاندوآب، مرند و ... حداکثر خطرپذیری قرار دارند و شهرهایی هم چون بناب که جهت باد در آن ها غربی می باشند در اوج خطرپذیری قرار دارند چون اکثر مناطق حاشیه دریاچه در ارتفاعات زیر 30 متر از سطح دریا قرار دارند بر میزان خطرپذیری مناطق افزوده می گردد که در صورت جابجایی نمک توسط باد و آبیاری از طرف کشاورزان با شورشدن اراضی آبی و دیم به مساحت حدود 10 میلیون هکتار بر مشکلات در طول زمان نیز افزوده خواهد شد و در نهایت منجر به مهاجرت صدها هزار نفر از ساکنین منطقه ما خواهد شد.