ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۴۱ تا ۲٬۳۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۳۴۱.

بررسی تاثیر ژئومورفولوژی در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه واقع در شمال شرق دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۶
در این تحقیق با هدف بررسی نقش ژئومورفولوژِی در ویژگیهای خاک، پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک دو مخروط افکنه در شمال شرق دامغان ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تنها میانگین پارامترهای EC و PH در مخروط افکنه شماره 1 و 2 دارای تفاوت آماری معنی دار هستند. میانگین پارامترهای EC و PH در حاشیه و داخل مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین کربن آلی در بالادست و پائین دست مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین پارامتر کربن آلی در سطح جدید و قدیمی مخروط افکنه 1 دارای تفاوت معنی دار آماری است. بافت خاک در میاناب ها و کانال های تشکیل شده در سطح قدیمی مخروط افکنه ها دارای تفاوت آماری معنی داری است. این موضوع بیانگر آن است که وجود میاناب و کانال در سطوح قدیمی مخروط افکنه های مورد مطالعه نقش مهمی در تفاوت بافت رسوبات آنها داشته است. همچنین میانگین درصد ماسه و سیلت در پشته و مجرای سطح جدید مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی داری هستند که نشان می دهد لندفرمهای سطج جدید، تنها باعث تفاوت اساسی در بافت رسوبات مخروط افکنه شماره 2 شده اند. به طور کلی از نتایج تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که عواملی مانند سن نسبی سطح مخروط افکنه، انحراف و تغییر مداوم محل رسوبگذاری در سطح مخروط افکنه، مورفولوژی سطح مخروط و لندفرمهای آن، و همچنین لیتولوژی و مورفومتری حوضه های بالادست در هر مخروط افکنه با مخروط افکنه دیگر متفاوت بوده و این تفاوت ها نقش مهمی در واگرایی و تفاوت پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه مورد مطالعه داشته است.
۲۳۴۲.

ارزیابی و پتانسیل سنجی توسعه گردشگری استان اصفهان بر اساس تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (MCDM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
توسعه صنعت گردشگری به خصوص در کشورهای درحال توسعه که دارای مشکلاتی فراوانی همچون اقتصاد تک محصولی و بیکاری هستند، دارای اهمیت فراوانی است. دراین بین استان اصفهان با قدمت تاریخی چند هزارساله ازنظر جاذبه های تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مذهبی منحصربه فرد است و در رتبه های نخست گردشگری کشور ایران قرار دارد. بدین منظور هدف این پژوهش پتانسیل سنجی توسعه صنعت گردشگری استان اصفهان است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. برای ارزیابی پتانسیل سنجی میزان مطلوبیت گردشگری از تکنیک Fuzzy-ANP و نرم افزار ARC GIS- Super Decision استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که پیرو تمرکز جاذبه های طبیعی و باستانی – تاریخی در محور مرکزی استان (شهر اصفهان)، محور شمالی استان (شهرستان های کاشان و نطنز) و محور غربی استان (شهرستان فریدون شهر)، محورهای فوق دارای بیشترین میزان خدمات زیربنایی-زیرساختی و مراکز خدماتی – رفاهی به خصوص تمرکز بسیار شدید پیرامون شهر اصفهان است. این امر باعث شده است که محورهای مرکزی و شمالی استان اصفهان ازنظر توسعه گردشگری دارای پتانسیل بسیار بالایی باشد و در مقابل آن، محورهای شرقی و جنوبی استان که اغلب دارای شرایط کویری و دسترسی نامناسب به خدمات زیرساختی باشند، ازنظر توسعه گردشگری در وضعیت بسیار ضعیفی قرار بگیرند. به صورت کلی بیشترین میزان مطلوبیت توسعه گردشگری مربوط به نواحی مرکزی به مرکزیت شهرستان های اصفهان و مبارکه، محور شمالی به مرکزیت شهرستان کاشان، محور غربی به مرکزیت فریدون شهر و محور جنوبی به مرکزیت سمیرم است.
۲۳۴۳.

سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه استراتژی های یکپارچه سازی، مطالعه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۹
یکپارچه سازی و ایجاد هماهنگی میان سیستم های حمل ونقل عمومی، راهکاری بهینه در جهت افزایش جذابیت بهره مندی از این سیستم ها و همچنین مقابله با پیامدهای زیست محیطی استفاده از وسایل حمل ونقل شخصی، محسوب می شود. این پژوهش با هدف سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه راهبردهای مؤثر، به بررسی جامعه کاربران دوچرخه های اشتراکی و سامانه قطار شهری پرداخته است. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS صورت گرفت و با استفاده از تکنیک SWOT فرصت ها و محدودیت های سیستم ترکیبی مذکور شناسایی و با بهره گیری از نظرات جامعه 30 نفری خبرگان، ضریب اهمیت عوامل داخلی و خارجی و نوع راهبردها تعیین شد. سپس با روش ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک (QSPM)، راهبردها موردسنجش قرار گرفت و بر اساس میزان جذابیت در سیستم، اولویت بندی گردید. برخی از نتایج به شرح زیر است: - با افزایش تحصیلات، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- با افزایش درآمد، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- وجود مسیرهای دوچرخه، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را افزایش می دهد.- مالکیت خودرو در خانوار، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را کاهش می دهد اما رابطه معناداری میان آن ها وجود ندارد (143/0=sig). همچنین نتایج سوات نشان داد نمره حاصل از ارزیابی عوامل داخلی معادل 26/2 و نتیجه ارزیابی عوامل خارجی معادل 8/2 است که نشان دهنده غلبه ضعف های سیستم بر قوت ها می باشد؛ مطابق امتیازهای کسب شده موقعیت استراتژیک مورد مطالعاتی این تحقیق در ناحیه سوم و استراتژی های انطباقی نمودار تعیین می گردد
۲۳۴۴.

تأثیر پرنده نگری در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب هشیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۸
ایران با داشتن تعداد زیادی گونه پرنده در تمام فصول سال و در بیشتر مناطق، قابلیت های بسیاری برای اجرای برنامه های پرنده نگری دارد. روستاها به عنوان مکان هایی که در عین دوری از غوغای شهر و نزدیکی به طبیعت بکر، روستاهایی که قابلیت اسکان و پذیرایی از گردشگران را دارند، می توانند از این شاخه لذت بخش و روبه رشد اکوتوریسم بهره مناسبی ببرند؛ بنابراین هدف اصلی این تحقیق، تأثیر مناطق جذب پرندگان مهاجر در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب هشیلان) است. روش تحقیق کمّی، کاربردی، توصیفی تحلیلی است که از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات بهره برده می شود. نرم افزار استفاده شده SPSS است. پایایی تحقیق توسط آلفای کرونباخ تأیید شد (اقتصادی، 0/88، اجتماعی و فرهنگی،0/84، کالبدی،0/83، گردشگری، 0/77). روایی نیز توسط متخصصان جغرافیا، محیط زیست و علوم اجتماعی تأیید شد. حجم نمونه از ۲۵۶ خانوار، ۱۰۰ خانوار انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری تصادفی سیستماتیک بوده است. یافته ها نشان می دهد که پرنده نگری و گردشگران ورودی ناشی از آن، اثر مثبتی بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی داشته است. همچنین از نظر زیست محیطی ضمن توجه بیشتر دولت به پرندگان مهاجر فرصت های زیست محیطی خوبی ایجاد شده است؛ اما آلودگی و پسماند و زباله های فراوانی در محل جمع شدند. متأسفانه سرمایه گذاری در گردشگری منطقه محدود و زیرساخت ها نامناسب است که نیاز به توجه دارد. یافته های ناشی از کروسکال والیس نشان می دهد که تفاوت معناداری بین روستاها از نظر تأثیرگذاری پرنده نگری در گردشگری دیده نشده است. همچنین یافته های هم بستگی اسپیرمن نشان می دهد که رابطه معناداری بین پرنده نگری و مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کالبدی و زیست محیطی وجود دارد. درنهایت یافته های رگرسیون نشان می دهد که اثر بر محیط زیست روستا مهم ترین نقطه قوت پرنده نگری است. همچنین در رتبه دوم اشتغال زایی قرار دارد. در مرتبه سوم کاهش مهاجرت به منزله مهم ترین تأثر پرنده نگری معرفی شده اند.
۲۳۴۵.

سنجش اثرات قابلیت های پردیس های دانشگاهی بر محیط شهری در راستای شکل گیری دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی (مورد پژوهی: محدوده خیابان کارگر شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه در سال های اخیر، دانشگاه ها به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شهر، نقش بسزایی در رشد و توسعه شهری ایفا می کنند و تعامل آن ها با شهرها به یک رابطه متقابل و هم افزا بدل شده است. بسیاری از شهرها برای مقابله با چالش های اقتصادی و اجتماعی خود بر دانشگاه های خود تکیه می کنند و دانشگاه ها نیز در راستای تحقق اهداف و سیاست های دانشگاهی، به همکاری نزدیک با شهرها نیازمندند. از سوی دیگر، در روند سیر تکاملی نسل های دانشگاهی، دانشگاه های نسل چهارم که با تعابیر مختلفی از جمله دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی یاد می شوند، به دنبال پاسخ گویی به نیازهای جامعه و ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. در این میان، پردیس های دانشگاهی مجموعه فضاهای باز و بسته دانشگاهی ظرفیت های بسیاری در جهت اثرگذاری مثبت بر محیط پیرامون خود دارند. با این حال در ایران، اغلب این فضاها در فضایی محصور از بافت شهری مستقر شده اند و ارتباط محدودی با محیط پیرامون خود دارند و این قابلیت ها بالفعل نشده اند. محدوده محور کارگر شمالی در منطقه 6 تهران، میزبان چندین پردیس دانشگاهی است که با توجه به موقعیت و استقرار آن در یکی از هسته های مرکزی شهر تهران، واجد ظرفیت های بی نظیری در حوزه تعامل و پیوند شهر و دانشگاه است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شناسایی مؤلفه ها و شاخص های اثرگذاری قابلیت های پردیس های دانشگاهی در دو بعد اجتماعی و اقتصادی و اثرسنجی این قابلیت ها در محدوده محور کارگر شمالی، در صدد برداشتن گامی کوچک در حوزه مطالعات پیوند دانشگاه و شهر در راستا حرکت دانشگاه های ایران به سوی دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار دارد و برای دستیابی به هدف خود، از روش شناسی کمّی بهره می گیرد. در مرحله نخست، به کمک مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، قابلیت ها و مؤلفه های اثرگذار دانشگاه بر محیط شهری استخراج شد. سپس، بر اساس این مؤلفه ها، ظرفیت های بالقوه مرتبط با هر قابلیت در محدوده مطالعاتی مد نظر با بهره گیری از مشاهدات میدانی و انجام مصاحبه با دانشگاهیان و اعضای جامعه محلی صورت گرفت. در مرحله بعد، به منظور تحلیل و سنجش اثر قابلیت ها بر محیط پیرامونی، ابتدا برای هر قابلیت شاخص هایی متناسب با ماهیت آن تعیین شد و از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اولویت بندی شاخص ها استفاده شد. به این منظور، پرسشنامه ای شامل مقایسات زوجی میان شاخص ها طراحی شده و توسط پنل خبرگان تکمیل و داده های حاصل، با استفاده از نرم افزار Expert Choice تحلیل شدند. در ادامه، برای استانداردسازی مقادیر و یکسان سازی مقیاس شاخص ها، از روش نرمال سازی استفاده شد. در ادامه، شاخص ترکیبی برای تلفیق مقادیر چند شاخص به یک مقدار واحد محاسبه شد که این محاسبات برای ۳۶۹ (تعداد بلوک محدوده مورد مطالعه)، در محیط نرم افزار Excel انجام شد. در گام نهایی، داده های به دست آمده در محیط GIS پردازش شده و با بهره گیری از روش های تحلیل آمار فضایی نظیر تحلیل لکه های داغ (HotSpot Analysis) و چگالی کرنل (Kernel Density)، شدت و توزیع اثرگذاری هر قابلیت در فضا مشخص شده و به این ترتیب، هدف پژوهش محقق شده است. یافته ها یافته های حاصل از تحلیل های آمار فضایی نشان می دهد میزان اثرگذاری قابلیت های مورد بررسی در محدوده مطالعاتی، دارای پراکنش فضایی مشخص در هر قابلیت است. بیشترین میزان اثرگذاری قابلیت توسعه فرهنگ و هنر در سه هسته اصلی (محدوده پارک لاله، پردیس شمالی دانشگاه تهران و پردیس علوم اجتماعی)، قابلیت ارتقای سلامت عمومی در دو محدوده شاخص (تقاطع محور جلال آل احمد و کارگر شمالی و محدوده بیمارستان امام خمینی)، قابلیت ارتقای آموزش، مهارت افزایی و اشتغال زایی در هسته مرکزی محدوده (محدوده محور جلال آل احمد) و قابلیت افزایش نوآوری و کارآفرینی در امتداد محور کارگر شمالی و پیرامون هسته های نوآور آموزشی، پژوهشی و درمانی متمرکز شده است. این توزیع فضایی در هر قابلیت بیانگر آن است که هر یک از آن ها، متناسب با زیرساخت ها و فعالیت های موجود در محدوده، الگوی خاصی از اثرگذاری فضایی را شکل داده اند که می تواند در برنامه ریزی های آتی برای پیوند بهتر دانشگاه و محیط شهری مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری این پژوهش به بررسی ظرفیت ها و قابلیت های اجتماعی و اقتصادی پردیس های دانشگاهی و تأثیر آن ها بر محیط پیرامونی، محدوده امیرآباد فاطمی، پرداخته شد. نتایج نشان می دهد پردیس های دانشگاهی در بعد اجتماعی می توانند از طریق توسعه فعالیت های فرهنگی هنری، گسترش خدمات سلامت محور، ارتقای آموزش و یادگیری نقش مؤثری در بهبود کیفیت، سرزندگی و افزایش مشارکت اجتماعی محیط شهری ایفا کنند. همچنین، در بعد اقتصادی با فراهم سازی بسترهای اشتغال زایی، تقویت کسب وکارها، مهارت آموزی و کارآفرینی سبب پویایی اقتصادی در سطح محلی شوند. تحلیل یافته ها بیانگر آن است که محور کارگر شمالی، به واسطه موقعیت مکانی خاص خود، ظرفیت تبدیل شدن به محوری تعاملی میان دانشگاه و جامعه محلی را دارد که می تواند به عنوان حلقه اتصالی میان دانشگاه های مختلف واقع در محدوده و محیط شهری عمل کند. از سوی دیگر، هر پردیس دانشگاهی در محدوده، با توجه به ویژگی های منحصربه فرد خود، توان ایفای نقش در پاسخ به نیازهای محلی را دارد؛ از جمله پردیس شمالی دانشگاه تهران در زمینه توسعه فرهنگی ارتقای سلامت همگانی ارتقای نوآوری، پردیس های علوم پزشکی در توسعه سلامت و گسترش فعالیت های بهداشتی درمانی، پردیس علوم اجتماعی در توسعه فرهنگی اجتماعی و حل چالش های اجتماعی و پردیس دانشگاه تربیت مدرس در ترویج آموزش و مهارت افزایی می توانند اثرگذار باشند. بر این اساس، دانشگاه ها با بهره گیری از این ظرفیت ها و ایفای نقش فعال در حوزه های گوناگون، به تدریج با محیط شهری پیرامون خود پیوندی عمیق برقرار می کنند و از نهادهای صرفاً آموزشی پژوهشی به کنشگرانی اجتماعی بدل می شوند که متعهد و پاسخ گو به نیازها و چالش های محلی هستند. این روند، گامی مؤثر در جهت تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاه هاست و آن ها را به بازیگرانی کلیدی در توسعه پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی در مقیاس محله و شهر تبدیل می کند.
۲۳۴۶.

نقدی بر ساختار نظام تقسیمات کشوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
تقسیمات کشوری مکانیسم اداره مطلوب و بهینه فضای جغرافیایی کشورها به وسیله نظام های سیاسی است. بین ساختار سلسله مراتب اداری و سطوح فضایی پیوند تنگاتنگی وجود دارد. به عنوان یک اصل در جغرافیای سیاسی باید بین نهادهای مدیریت سیاسی فضا و سطوح و چارچوب آن ارتباط متناسب برقرار شود. ملاحظه می شود که سازمان دهی، چارچوبی منطقی برای اداره قلمرو است. ازآنجاکه در ایران سازمان سیاسی فضا با چالش هایی مواجه شده، این پژوهش ساختار نظام تقسیمات کشوری را بررسی و نقد کرده است که به دلیل ویژگی های ساختاری و مدیریتی آن، ناکارآمدی هایی را در مدیریت سیاسی و اداری کشور به همراه دارد. ساختار نظام فعلی تقسیمات کشوری شامل چهار سطح استان، شهرستان، بخش و دهستان است که طی زمان، دچار چالش هایی همچون افزایش بوروکراسی، توزیع ناعادلانه منابع، تمرکزگرایی افراطی و عدم هماهنگی میان بخش های اداری شده است. این مشکلات پیامدهایی مانند افزایش هزینه های اجرایی، ناکارآمدی در ارائه خدمات و ایجاد شکاف های توسعه ای میان مناطق مختلف کشور را در پی داشته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با بررسی اسناد کتابخانه ای نظام تقسیمات کشوری را نقد می کند. یافته ها نشان می دهد که عدم وجود سطح منطقه در ساختار سلسله مراتب تقسیمات کشوری موجب ناکارآمدی نظام تقسیمات کشوری در انجام وظایف خود و اتخاذ رویکردهای بخشی در بین سایر نهادهای نظام اداری گشته که با ایجاد سطح منطقه و حذف سطح دهستان می توان به کارآمدتر شدن سازمان دهی و مدیریت سیاسی فضا و حتی کاهش حفره های دولت اقدام کرد. پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در این ساختار تأکید دارد و با ارائه مدلی پیشنهادی، حذف سطح دهستان و ایجاد سطح منطقه را به عنوان راهکاری برای بهبود کارایی نظام اداری پیشنهاد می دهد. این تغییر با ایجاد یکپارچگی میان دستگاه های اجرایی و سازمان های اداری و تطابق بیشتر تقسیمات کشوری با ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی می تواند گامی مؤثر در جهت کاهش تعارضات منطقه ای، افزایش عدالت فضایی و تقویت توسعه متداوم باشد.
۲۳۴۷.

زیستگاه های دوره نوسنگی در سرزمین های کوهستانی و دشت های چهارمحال و بختیاری در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: مقاله حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت منطقه چهارمحال وبختیاری در فرایند گذار از جوامع شکارگر گردآورنده به جوامع نوسنگی تولیدکننده غذا در چارچوب مطالعات پیش ازتاریخ زاگرس مرکزی می پردازد. روش: روش تحقیق مقاله مبتنی بر تلفیق داده های حاصل از پژوهش های میدانی پیشین و نتایج بررسی های میدانی جدید انجام شده در سال ۱۴۰۳ در شهرستان های لردگان، خانمیرزا و فلارد است که با تمرکز بر تحلیل الگوی استقرار اجرا شده اند. نتایج این بررسی ها منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی شد که برخی دارای چند دوره استقراری و برخی تک دوره ای هستند. تحلیل مواد فرهنگی، به ویژه سفال ها، امکان تفکیک سه مرحله متمایز نوسنگی با سفال را در منطقه فراهم ساخته است که یکی از آن ها به عنوان مرحله ای ناشناخته و نوظهور در نوسنگی منطقه بختیاری مطرح می شود. نتایج: بررسی های میدانی منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی در چهارمحال و بختیاری شد که عمدتاً در دره ها، دامنه ها و تراس های مجاور منابع آب دائمی و فصلی استقرار یافته اند و بیانگر الگوی استقراری سازگار با دامداری فصلی و تحرک نسبی هستند. مطالعه گونه شناسی سفال ها سه مرحله متمایز فرهنگی را مشخص کرد که نشان دهنده تداوم و تحول سنت های بومی همراه با تعاملات فرامنطقه ای است. نتایج، نقش تعیین کننده عوامل محیطی در سازمان فضایی استقرار و راهبردهای معیشتی را تأیید می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای استقراری نوسنگی در چهارمحال وبختیاری، به ویژه در مناطق کوهستانی، به شدت تحت تأثیر شرایط زیست محیطی بوده و با شیوه های معیشتی مبتنی بر کوچ نشینی یا استقرارهای فصلی همخوانی دارد. این پژوهش بر ضرورت تدوین برنامه های پژوهشی جامع، توسعه مطالعات میان رشته ای و انجام کاوش های هدفمند برای بازسازی دقیق تر فرایند نوسنگی شدن در این بخش مهم از زاگرس تأکید می کند.
۲۳۴۸.

تحلیل علّی و زمینه ای فرآیند انتقال قدرت در مدیریت روستایی براساس نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
در دهه های اخیر، نواحی روستایی با کمبود زیرساخت ها، مهاجرت نیروی کار جوان، ضعف مدیریتی و ناکارآمدی الگوهای سنتی روبه رو بوده اند. در واکنش به این مشکلات، رویکرد «مدیریت نوین روستایی» و «انتقال قدرت» از دولت مرکزی به نهادهای محلی مطرح شد اما روابط انتقال قدرت در سطح خرد و میکرو در روستاها کمتر مورد بررسی بوده است که در پژوهش حاضر، وضعیت این انتقال در روستاهای شهرستان زبرخان بررسی شده است. بر همین اساس، ابتدا با ترکیب مبانی نظری و مرور تحقیقات مرتبط، چارچوبی برای شناسایی عوامل مؤثر بر انتقال قدرت تدوین و سپس از طریق انجام مصاحبه های عمیق در قالب نظریه پردازی داده بنیاد، مفاهیم کلیدی استخراج شد. برای گردآوری داده ها، ۱۶ نفر از مدیران محلی، دهیاران، اعضای شوراها، بخشداران و کارشناسان مسائل روستایی به روش گلوله برفی و نظری انتخاب و با آن ها مصاحبه شد. یافته ها نشان می دهد که باورها و هنجارهای فرهنگی به همراه ساختار نهادی موجود، به عنوان «شرایط زمینه ای»، بر چگونگی تحقق مدیریت نوین روستایی تأثیر مستقیم دارند و پیشبرد موفقیت آمیز این نوع مدیریت مستلزم همراهی عوامل فرهنگی، قانونی و مالی با نیازهای تازه حکمرانی محلی است. درصورتی که فرهنگ روستایی گنجایش پذیرش شفافیت و مشارکت فراگیر را داشته باشد و ساختار نهادی نیز بستر قانونی و بودجه ای مناسب را فراهم کند، فرایند انتقال قدرت به دهیاری ها و شوراهای محلی سرعت می گیرد و اثربخشی آن بیشتر می شود. با این حال، نتایج نشان می دهد عواملی همچون قوم گرایی، کمبود منابع مالی و زیرساختی، ضعف مهارت های مدیریتی و ناکارآمدی ساختار نهادی، مانع از توزیع دمکراتیک قدرت و ایجاد زمینه حضور نقش آفرینان جدید در روستاها می شوند. درعین حال، تقویت آموزش و توانمندسازی مدیران محلی، برقراری شفافیت، افزایش مشارکت روستاییان و بهره برداری آگاهانه از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی، می تواند زمینه را برای تحقق مدیریت مردم محور و توزیع دمکراتیک قدرت و انتقال قدرت درونی روستا به افراد و اقشار جدید که در سیستم های قبلی مدیریتی روستا جایگاهی برای نقش آفرینی نداشتند فراهم آورد.
۲۳۴۹.

عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خلّاق در محوطه های میراثی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۲
محوطه های میراثی فرآیند طولانی توسعه تاریخی را در خود ثبت کرده است و آن را بیان می کند. این عرصه های با ارزش قابلیت ها و ظرفیت های فرهنگی و طبیعی متنوع و بدیعی دارند. به همین خاطر، می توانند به عنوان مقصد گردشگری فرصت تجربه ای خلّاق را برای گردشگران با فراهم کردن امکان مشارکت فاعلانه آنها در بستر فراهم کنند. گردشگری خلّاق در همین راستا و با رشد الگوهای جدید مصرف، اشکال ماهرانه تر فعالیت های گردشگری و تغییر در تولید محصولات گردشگری شکل گرفته است. با توجه به تأخر گفتمانی این رویکرد گردشگری و سهم اندک پژوهش هایی که به چگونگی کاربست آن در محوطه های میراثی پرداخته اند، شناسایی عوامل مؤثر در توسعه گردشگری خلّاق در این عرصه های حقیقی ضرورت دارد و به مثابه هدف برای پژوهش حاضر انتخاب شده است. روش دلفی فازی مبتنی بر اجماع نظر نخبگانی تحقق این هدف را به صورت کیفی ممکن کرد. یافته های پژوهش که با مشارکت 9 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مختلف با تخصص های مرتبط حاصل شد، نشان می دهد 29 نماگر در قالب 10 معیار تنوع میراثی، آموزندگی محیط، هم آفرینی، خلاقیت مکانی، ایمنی و امنیت، دعوت کنندگی محیط، نفوذپذیری و دسترسی، همه شمولی، مشارکت و شراکت و بازیابی و ترویج با سه مؤلفه تجربه خلّاقانه، زیرساخت های گردشگری و ظرفیت های گردشگری عرضه و مدیریت گردشگری را در محوطه های میراثی ممکن می کند؛ به نحوی که پویایی رابطه میان گردشگر، جامعه محلی، ارائه دهنده خدمات گردشگری و بستر گردشگری بدون آسیب به ارزش های مکان برقرار باشد و به دنبال آن تجربه ای اصیل خلق شود.
۲۳۵۰.

تحلیل سازمان یابی فضایی شهری با رویکرد نهادی -مدیریتی(مورد مطالعه: مناطقی از کلانشهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
سیر تکوین سازمان فضایی شهرها ناظر بر اهمیت روزافزون عوامل انسانی نسبت به عوامل طبیعی است و یک ساختار مدیریتی موفق می باید از تمام فرصت های نهادی موجود در محیط عملکردی خود بهره گیرد تا چارچوب ها، هنجارها، قواعد و اقداماتی که عمل را در بسترهای اجتماعی ساختار می بخشند تا به شکل مقررات و ساختارهای رسمی و هم به صورت هنجارها و... در امور روزمره زندگی جمعی بروز یابند. بنابراین این پژوهش با هدف تحلیل سازمان یابی فضایی شهری با رویکرد نهادی –مدیریتی در کلانشهر تهران و برپایه شواهد میدانی (بررسی مناطق شهرداری تهران بر اساس سازمان یابی فضایی) و اسناد مختلف کتابخانه ای صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق با استفاده از روش دلفی 30 نفر از متخصصین حوزه شهرسازی و معماری تعیین گردیده است. توزیع نمونه در میان پاسخگویان به روش تصادفی و ابزار مورد استفاده، پرسشنامه می باشد. با استفاده از نرم افزار SPSS، و آزمون خی دو مقدار مجذور کای بدست آمده و (SIG= 0.000) نشان دهنده با معنا بودن اولویت بندی شاخص های نهادی-مدیریتی در مناطق مورد بررسی دارند و درنهایت با استفاده از آزمون همپوشانی با بررسی معیار میزان تنفیض اختیارات و تصمیم گیری و اجرا در امور عمومی، بیشترین وزن (15/0) را به خود اختصاص داد. مدل منطق بولین نشان داد که تنها 6/0 درصد از منطقه برای یکپارچه سازی سیاستی و عملکردی مناسب است این مناطق بیشتر در قسمت های مناطق 10، 3و 4 و به صورت جدا از هم پراکنده شده اند. اما با توجه به نتایج مدل باینری و مدل هم پوشانی شاخص چند کلاسه، به ترتیب ۳۵ و ۱۰ درصد از منطقه مورد مطالعه دارای مطلوبیت زیاد می باشد که این زون ها پیوستگی بیشتری نسبت به مدل منطق بولین دارد. همچنان که مشهود است روش هم پوشانی شاخص (مدل باینری و مدل هم پوشانی شاخص چند کلاسه) قابلیت انعطاف بیشتری نسبت به مدل منطق بولین دارد و در ین راستا به ارائه راهکارهایی جهت بهبود سازمان یابی شهری با رویکرد نهادی–مدیریتی پرداخته شده است.
۲۳۵۱.

شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر امنیت پایدار استان یزد با تاکید بر مناطق کویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۴
بخش های زیادی از استان یزد به عنوان یکی از مناطق مرکزی کشور را کویرها و بیابان ها شکل داده است. این پهنه های کویری و بیابانی به دلیل شرایط سخت و ویژه جغرافیایی و اقلیمی خالی از سکنه بوده و دسترسی به برخی نواحی آن نیز دشوار است. همین موضوع سبب شده تا این مناطق به مهمترین کانون های تهدیدکننده امنیت استان یزد تبدیل شوند. پژهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر امنیت پایدار استان یزد با تاکید بر مناطق کویری انجام شده است. پژوهش به لحاظ روش، در زمره تحقیقات توصیفی - تحلیلی دسته بندی می شود و از نوع کاربردی است. علاوه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، یافته های اصلی پژوهش از طریق بررسی های میدانی و همچنین با استفاده از تحلیل نظرات کارشناسان از طریق تحلیل کمی پرسشنامه های توزیع شده به دست آمده است. بر این اساس، جامعه آماری 65 نفر از متخصصان و کارشناسان حوزه های مختلف تخصصی در ارتباط با کویر استان یزد هستند که اطلاعات و نتایج پرسشنامه های پژوهش پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با بهره گیری از تحلیل داده های آماری، وضعیت موجود امنیت در کویرهای استان یزد بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل نظامی و امنیتی بیشترین تاثیر را بر امنیت پایدار کویرهای استان یزد داشته اند. پس از آن نیز عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی و در نهایت عوامل جغرافیایی به ترتیب اهمیت قرار دارند. یافته ها حاکی از آن است که حفظ امنیت در مناطق کویری به شدت به حضور و فعالیت نیروهای نظامی و امنیتی وابسته است و در عین حال، عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز نقش بسزایی در امنیت پایدار این مناطق ایفا می کنند. 
۲۳۵۲.

بررسی شاخص های توسعه پایدار و طرح های مداخله گر شهری و بافت های فرسوده شهری، مطالعه موردی: محلات زینبیه، قائمیه و همت آباد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف این پژوهش ارزیابی و تببین میزان اثر بخشی شاخص های توسعه پایدار بر اجرای طرح های مداخله در بافت های فرسوده شهری می باشد. شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، بر روی تصمیم گیری و ارتقای اثر بخشی تصمیمات بر مداخله در بافت فرسوده است، که در نهایت میزان تحقق طرح های بعدی در این بافت ها را موجب می شود. این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تبیین میزان اثربخشی شاخص های توسعه پایدار شامل (بهره وری، عدالت، انعطاف پذیری و ثبات)، در بافت های فرسوده و اولویت توجه به ارتقاء آن ها بر اجرای طرح ها و از طریق سنجش روایی و پایایی جهت بررسی پرسشنامه از ابزار تجزیه و تحلیل آماری (نرم افزار SPSS) و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از فنون آماری تصمیم گیری کیفی و کمی استفاده و در نهایت مدلی تحلیلی ارائه شده است. نتایج حاصل از طریق ضریب آلفای کرونباخ %88 به دست آمد، که بیان گر روایی و اعتبار بالای پرسشنامه هاست. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فنون آماری پارامتری و ناپارامتری با توجه به مقیاس سنجش هر متغیر و با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت. برای انجام آزمون فرضیات و سنجش همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون و همبستگی رتبه ای اسپیرمن استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه پژوهش از بافت های حاشیه ای شهر می باشند. که با سه بافت جمعیتی متمایز (فرهنگی، قومی، کالبدی)، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است، که  بین ارتقای شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، در بافت فرسوده و اثر بخشی طرح های مداخله در بافت فرسوده رابطه معنی داری وجود دارد. از آنجا که پایداری باید روی اهداف انسانی به عنوان هسته اصلی هر طرح مداخله ای تأکید نماید، بنابراین اثر بخشی نهایی در موضوع کارایی آن طرح ها، متوجه کیفیت سکونت گاه های انسانی آن محدوده خواهد بود. اطلاعات میدانی نشان می دهد، که میزان تمایلات 1/89 درصد از خانوارهای بافت محله همت آباد (با ساکنان مهاجر درون استانی) در ارتباط با مشارکت جمعی است. هم چنین متغیرهای اعتقاد به مشارکت با 83/40 و آگاهی و اطلاع از پروژه با 8/20 و درجه آزادی 6 و مقدار000/0= sig بیشترین تأثیر را در بین متغیرها بر شاخص توسعه پایدار اجتماعی در پروژه های بازآفرینی بافت های فرسوده داشته است.
۲۳۵۳.

برنامه ریزی راهبردی مسکن بر مبنای سناریونویسی (مطالعه موردی: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۱
بارشد جمعیت شهرها و نیاز به مساکن جدید، آینده پژوهی ازجمله گفتمان های جدید با رویکرد مشارکتی است که در تلفیق با برنامه ریزی مسکن شهری دیدگاه های نوینی را دراین حوزه ایجاد می کند. پژوهش حاضر با هدف برنامه ریزی راهبردی مسکن در شهر خرم آباد بر مبنای سناریونویسی با شناسایی عوامل کلیدی و استراتژیک تاثیرگذار بر برنامه ریزی مسکن شهر و تهیه سناریوهای وضعیت آینده مسکن شهر خرم آباد انجام شده است. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است. از نظر روش شناسی نیز، با استفاده از علم آینده پژوهی و مبتنی بر شیوه راهبردی با تحلیل های استراتژیک است. تعداد 30 نفر از خبرگان برنامه ریزی شهری و مسکن شهر خرم آباد که با روش گلوله برفی انتخاب شده اند درآن مشارکت داشته اند. پس از شناسایی مجموعه پیشران های اثرگذار در برنامه ریزی راهبردی مسکن شهر خرم آباد، این محرک ها براساس روش تحلیل اثرات متقاطع بررسی شدند، که 6 سناریو با حالت های خوش بینانه، مطلوب، ادامه وضع موجود، واقع بینانه، بدبینانه و بحرانی بدست آمد. درنتیجه سناریوهای پیشنهادی عبارتند از: ایجاد انگیزه جهت سرمایه گذاری در بافت فرسوده، افزایش تراکم در مناطق قابلیت دار، بهسازی و نوسازی مساکن واقع در بافت های تاریخی، توسعه مسکن با حمایت دولت، استفاده از اراضی بایر قابل برنامه ریزی، کنترل نوسانات شدید در بخش مسکن، افزایش درآمد سرانه شهروندان.
۲۳۵۴.

پهنه بندی آسیب پذیری شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایشی- دفاعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر با هدف تحلیل فضایی شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی با نگاهی بر آمایشی دفاعی صورت پذیرفته است. منطقه مورد مطالعه، به دلیل ویژگی های جغرافیایی (کوهستانی و صعب العبور) و اقتصادی خاص خود، دارای پتانسیل های قابل توجهی برای توسعه در بخش های مختلف است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای، اسناد و پرسش نامه کارشناسان جمع آوری شده و برای تحلیل داده ها از نرم افزار ArcGIS و Excel استفاده شده است. لازم به توضیح بوده که در این مطالعه با استفاده از 14 شاخص در دو بخش طبیعی و انسان ساز تأثیرگذار بر عامل امنیتی دفاعی با رویکرد آمایش دفاعی به بررسی وضعیت فضایی شهرهای مرزی واقع در شهرستان های 9گانه مرزی استان آذربایجان غربی پرداخته شده است. نتایج نشان داد با رویکرد آمایش دفاعی از کل محدوده مورد مطالعه (مجموع شاخص های طبیعی و انسان ساز)، 66/5 درصد (1275 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری خیلی کم، 49/25 درصد (5736 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری کم و 67/19 درصد (4426 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری متوسط قرار گرفته است. همچنین، 06/36 درصد (8114 کیلومترمربع) از محدوده مورد بررسی در سطح آسیب پذیری زیاد قرار گرفته است که می تواند نگرانی هایی را در خصوص امنیت و نیاز به تدابیر حفاظتی ایجاد نماید و 1/13 درصد (2949 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری خیلی زیاد واقع شده است و نیازمند توجه ویژه و اقدامات فوری است. این نتایج نشان دهنده نیاز به بررسی و مدیریت بهتر منابع و زیرساخت ها در نواحی با سطح آسیب پذیری بیشتر است تا بتوان از وقوع بحران ها و تهدیدات احتمالی جلوگیری کرد. همچنین، توجه به نواحی با سطح آسیب پذیر کمتر، می تواند به تقویت زیرساخت ها و بهبود شرایط زندگی در این مناطق کمک کند.
۲۳۵۵.

واکاوی و بازشناسایی شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۲
مناظر شهری از مهم ترین فضاهای شهری به حساب می آیند و می توانند در شهروند محور نمودن فضاهای شهری نقش مهمی را ایفا نمایند. بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر واکاوی و بازشناسایی شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا می باشد. در جهت دستیابی به هدف پژوهش از مصاحبه از متخصصان امر در دو مرحله استفاده گردید که تعداد متخصصان شرکت کننده به 19 نفر رسید. در مصاحبه اول شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا استخراج گردید و سپس در مصاحبه دوم با تشکیل ماتریس بازیگر - هدف (متخصص - شاخص) اهمیت شاخص های استخراج شده تعیین شد. در ادامه داده های مستخرج از مصاحبه ها در نرم افزارهای مکتور و اطلس تی آی وارد گردیده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد شاخص های افزایش سرانه فضاهای سبز، ایجاد فرصت هایی جهت تعاملات اجتماعی و تقویت نقش انسان در طراحی منظر شهری پرتکرارترین، با اهمیت ترین و همگراترین و شاخص توسعه فضاهای فعالیت هنری کم تکرارترین، کم اهمیت ترین و واگراترین شاخص در برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا می باشد. به طور کلی می توان گفت که برنامه ریزان و طراحان شهری باید به شاخص های مطرح شده در تحقیق حاضر و بر اساس اولویت بندی برای برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا توجه ویژه داشته باشند تا با ایجاد منظر شهری مطلوب بتوانند رضایت شهروندان را کسب نموده و حس شهروند محور بودن مناظر شهری را در آنان تقویت نمایند.
۲۳۵۶.

تحلیل رابطه مؤلفه های هوش تجاری بر ارزش طول عمر مشتری در صنعت هتل داری(مطالعه موردی: هتل های شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
ارزش طول عمر مشتری (CLV) یکی از شاخص های کلیدی در مدیریت و بازاریابی است که برای ارزیابی سود آوری مشتریان در طول دوره تعامل آن ها با سازمان استفاده می شود. با این حال، فرمول های رایج CLV قادر به محاسبه دقیق میزان طول عمر مشتریان در تمامی سازمان ها نیستند و صنعت هتل داری نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، شناسایی شاخص هایی که بتوان ارتباط آن ها را با CLV برقرار کرد، اهمیت ویژه ای دارد. در همین راستا، مفهوم هوش تجاری (BI) به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی صنعت هتل داری مطرح است، چرا که نقشی اساسی در تصمیم گیری های دقیق تر و تحلیل داده های مشتریان ایفا می کند. این پژوهش با رویکردی نو آورانه، به بررسی رابطه بین CLV و BI پرداخته است. هوش تجاری شامل مؤلفه هایی نظیر تصمیم گیری کارآمد، ایجاد مزایای رقابتی، افزایش بهره وری و کاهش اتلاف زمان بوده و مفهوم یکپارچه CLV نیز با رویکرد مؤلفه های پایه، رشد، یادگیری و شبکه مورد تحلیل قرار گرفته است. روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و از لحاظ هدف، کاربردی در نظر گرفته شده است. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی و رگرسیون بهره گرفته شده و ابزار های مورد استفاده شامل پرسشنامه محقق ساخته برای هوش تجاری و پرسشنامه استاندارد برای ارزش طول عمر مشتری بوده اند. اعتبار پرسشنامه ها توسط خبرگان تایید شده و پایایی آن ها بر اساس آلفای کرونباخ (به ترتیب 0.94 و 0.95) ارزیابی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 80 نفر از کارکنان چهار هتل شهر همدان بوده است. نتایج رگرسیون چند گانه نشان می دهد که مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" بیشترین اثر را بر افزایش CLV دارد. این یافته ها تایید می کنند که هوش تجاری نقشی کلیدی در پیش بینی و افزایش CLV ایفا می کند. هتل هایی که از هوش تجاری برای ارائه خدمات متمایز و بهینه سازی فرآیند های خود بهره می- برند، موفقیت بیشتری در حفظ مشتریان دارند. بنابراین، مدیران هتل ها باید تمرکز ویژه ای بر مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" داشته باشند تا وفاداری مشتریان را تقویت کرده و درآمد بلند مدت سازمان خود را بهبود بخشند.
۲۳۵۷.

تشخیص تپه های شنی بیابانی منطقه ریگ جن با بهره گیری از شاخص نرمال شده تفاوت مازاد شن و ماسه (NDESI) در تصاویر سنتینل ۲ و سنجنده OLI ماهواره لندست ۸(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف: هدف از این تحقیق شناسایی پهنه تپه های شنی و روند تغییرات آن در نواحی بیابانی با استفاده از شاخص های طیفی در ماهواره های لندست ۸ و سنتینل ۲ است. روش و داده: در این تحقیق با بهره گیری از چهار باند از داده های سنتینل ۲، شاخص طیفی جدیدی با نام NDESI برای شناسایی و تشخیص تپه های شنی در منطقه ریگ جن ارائه گردیده است. این شاخص، از باند آبی، قرمز یا لبه قرمز پوشش گیاهی و دو باند مادون قرمز موج کوتاه SWIR1 و SWIR2 برای تولید تصویر استفاده کرده است. برای ایجاد آستانه های منحصربه فرد برای هر تصویر از یک روش محاسبه آستانه استفاده شد. یافته ها: بر این اساس میزان آستانه برای معادله ۱ و ۲ در ماه مارس و جولای ۲۰۲۳ ماهواره سنتینل ۲ به ترتیب ۰/۲۶۱ و ۰/۲۱۷ به دست آمد. این میزان برای ماهواره لندست ۸ در سال های ۲۰۱۳، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۳ به ترتیب معادل ۰/۰۶۳، ۰/۰۷۳۵ و ۰/۰۷۱ بوده است. وسعت تپه های شنی در این منطقه بر اساس معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ در ماه جولای ۲۰۲۳ معادل ۲۲۶۲ کیلومتر مربع بوده و برای ماهواره لندست ۸ در همین سال به میزان ۲۶۳۸ کیلومتر مربع به دست آمد. در بحث همبستگی پیرسون نیز مشاهده شد که بیشترین همبستگی به میزان ۰/۶۳ بین شاخص NDESI  و باند ۷ ماهواره لندست ۸ برقرار بوده و کمترین میزان همبستگی نیز به میزان ۰/۱۴- بین این شاخص و باند ۲ در معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ مشاهده شده است. نتیجه گیری: در نهایت، ارزیابی دقت بر روی تصاویر حاصل از معادلات ۱ و ۲، دقت کلی ۸۷/۴ و ۸۳/۷ درصد را نشان داد. این شاخص با داده های لندست ۸ نیز سازگار بوده است. نوآوری، کاربرد نتایج: از نتایج این تحقیق در بررسی تپه های شنی و شناسایی آن ها استفاده شده است.
۲۳۵۸.

نسبت فضای شهری با جُرم و آسیب های اجتماعی با تأکید بر رفتار پر خطر خودکشی (نمونه مورد مطالعه: شهر نورآباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۱
شهرنشینی به همراه تحولات پیچیده آن سبب گسترش انواع بی نظمی ها و آسیب های اجتماعی شده است. خودکشی رفتاری پرخطر و آسیبی اجتماعی است که در پایگاه اجتماعی و فرهنگی طبقات مختلف جامعه نفوذ کرده و پیامدهای ناگواری را برای جوامع به همراه داشته است. شهر نورآباد به دلیل مشکلاتی مانند بیکاری، اعتیاد، روحیه سنت گرایی، کمبود امکانات و خدمات و فقر اقتصادی- اجتماعی از رفتار پر خطر خودکشی رنج می برد. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خودکشی در شهر نورآباد لرستان است. روش تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه آماری مورد پژوهش 270 نفر از شهروندان شهر نورآباد می باشند که به صورت تصادفی ساده با استفاده از نرم افزار Sample Power محاسبه شده است. برای جمع آوری داده ها از روش اسنادی – میدانی و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آماری AMOS24, SPSS26 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای بیانگر معنادار بودن ارتباط شاخص های پژوهش با رفتار پر خطر خودکشی در محدوده مورد مطالعه است. همچنین یافته های تحلیل مسیر، نشان داد که بعُد اقتصادی با مقدار بتای (76/0=β)، بیش ترین بار عاملی را در گرایش به خودکشی به خود اختصاص داده است و پس از آن مشخص گردید که متغیرهای خانوادگی با بتای (72/0=β)، متغیرهای فردی و روانی با بتای (73/0=β) و متغیرهای اجتماعی- فرهنگی با بتای (69/0=β)، بیش ترین عوامل اثر گذار خودکشی در شهر نورآباد می باشند. در نهایت یافته های مدل ساختاری پژوهش نشان داد که نماگرهای فضای شهری مانند زندگی کردن در محلات جرم خیز، نداشتن مسکن مناسب برای زندگی، کمبود امکانات و خدمات تفریحی، بیکاری زیاد، تراکم جمعیت و مدرنیته، حکمروایی نامناسب شهری، استرس زیاد زندگی شهری و کمبود فضاهای سبز هر کدام به ترتیب با وزن های کوواریانسی (32/0)، (28/0)، (27/0)، (23/0)، (22/0)، (19/0)، (12/0)، (7/0) بر روی رفتار پر خطر خودکشی اثر گذارند.
۲۳۵۹.

پایش تغییرات کاربری اراضی شهری و شبیه سازی توسعه آتی شهر (مطالعه موردی: شهر کرکوک، عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
افزایش شتابان شهرنشینی و تغییرات گسترده در الگوهای کاربری اراضی، به ویژه در مناطق در حال توسعه، موجب بروز چالش هایی در زمینه مدیریت پایدار زمین، از بین رفتن منابع طبیعی و اختلال در توازن اکولوژیکی شده است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل فضایی   زمانی تغییرات کاربری اراضی در شهر کرکوک طی دوره ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ و پیش بینی روند آن تا سال ۲۰۳۶ با بهره گیری از رویکردهای پیشرفته سنجش از دور و مدل سازی انجام گرفته است. برای این منظور، از تصاویر چندزمانه ماهواره ای لندست 5 و 8 استفاده شد و پس از انجام دادن پیش پردازش های هندسی و رادیومتریکی، طبقه بندی به کمک الگوریتم یادگیری ماشین SVM در محیط نرم افزار ENVI اجرا شد. صحت طبقه بندی با استفاده از ماتریس خطا، ضریب کاپا و دقت کلّی ارزیابی شد که نتایج به ترتیب برابر با 88 درصد (Kappa=0/90) در سال ۱۹۹۰ و 91 درصد (Kappa=0/94) در سال ۲۰۲۴ برآورد شد. در ادامه، با بهره گیری از مدل ترکیبی CA– Markov در نرم افزار IDRISI، پیش بینی تغییرات تا افق ۲۰۳۶ انجام گرفت. نتایج مدل نشان داد که سطح کاربری شهری از 6/8 درصد به بیش از 3/22 درصد خواهد رسید، درحالی که اراضی بایر از حدود 88 درصد به کمتر از 74 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین، افزایش محدود در کاربری باغی و پهنه آبی نیز مشاهده شد. این الگوها حاکی از توسعه پراکنده و ناپایدار مناطق شهری در جهت جنوب و غرب شهر است. دستاوردهای این پژوهش بیانگر کارایی بالای ترکیب الگوریتم های SVM و CA– Markov در پایش و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در مناطق پیچیده شهری است. همچنین، نتایج می تواند به  عنوان ابزار تصمیم یار در تدوین سیاست های فضایی، کنترل گسترش بی رویه شهری، و مدیریت منابع طبیعی به کار گرفته شود.
۲۳۶۰.

اثرگذاری شار تابشی خورشیدی و ارتفاع ژئوپتانسیل بر پوشش برف حوضه آبریز رودخانه های کارون و مارون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۲
شار تابشی خورشید و الگوهای همدیدی عامل بسیار مهمی در تعیین توزیع پوشش برف در یک منطقه هستند. تغییر در هریک از این عوامل می تواند تأثیرات چشمگیری بر روی پوشش برف منطقه داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی اثرات شار تابشی روبه پایین و رو به بالای خورشیدی و ارتفاع ژئوپتانسیل بر وسعت پوشش برفی حوضه آبریز رودخانه کارون و مارون است؛ بدین منظور، با استفاده از داده های دریافتی ماهواره ای مودیس سنجنده ترا داده های روزانه پوشش برف استخراج و به صورت ماهانه، فصلی و سالانه تنظیم شد. سپس، داده های ارتفاع ژئوپتانسیل، شار تابشی روبه پایین و روبه بالای خورشیدی از مرکز ملی پیش بینی محیطی نواا طی دوره زمانی 22ساله (2022 -2001) دریافت و تنظیم شد. نتایج همدیدی تأییدکننده اثرگذاری الگوهای جوی ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی خورشیدی بر پوشش برف حوضه مطالعه شده به ویژه در دوره های سرد سال است؛ به عبارت دیگر ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی روبه پایین خورشیدی با وسعت پوشش برف ارتباط معکوسی در سطح اطمینان 05/0 و 01/0 ایجاد کرده است. از طرفی طی ماه های سرد سال، افزایش شار تابشی روبه بالا با افزایش وسعت پوشش برف ارتباط مستقیم داشته است؛ به صورتی که افزایش مقادیر شار تابشی روبه بالا در نقشه های همدیدی طی دوره های پوشش برفی زیاد در مقایسه با دوره های پوشش کم در حوضه مطالعه شده به وضوح مشخص است. به طورکلی در ماه های سرد سال (نوامبر تا مارس) با کاهش ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی خورشیدی، پوشش برف افزایش می یابد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نوسانات پوشش برف در حوضه آبریز مطالعه شده به شدت متأثر از نوسانات ارتفاع ژئوپتانسیل و تابش خورشیدی قرار دارد. باتوجه به قابلیت پیش بینی این متغیرها می توان از نتایج این مطالعه برای پیش بینی تغییرات پوشش برف و مدیریت بهتر منابع آب در منطقه استفاده کرد. این امر به ویژه برای مدیریت بحران های ناشی از کمبود یا فراوانی آب، طی دوره های خشک سالی و سیلاب حائز اهمیت است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان