۱.
تحولات فضایی منطقه کلان شهری تهران طی دهه های اخیر نشان دهنده گذار تدریجی از یک ساختار شدیداً متمرکز به الگوی چندمرکزی است. با این حال، چیستی این گذار، سازکارهای آن، و پیامدهای ساختاری اش کمتر به صورت نظام مند بررسی شده است. این پژوهش با هدف تحلیل الگوی تحول فضایی تهران بر پایه چارچوب نظری چندمرکزی شدن و مفاهیم سلسله مراتب شهری، پیوندپذیری و خوشه بندی فضایی انجام شده است. در این مطالعه با استفاده از تحلیل شبکه شهری، شاخص های مرکزیت (Degree، Betweenness، Closeness)، تحلیل سلسله مراتبی کارکردی، و خوشه بندی مراکز شهری ساختار فضایی منطقه در سه مؤلفه گره ها، پیوندها، و ساختار کلی شبکه ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد به رغم تداوم نقش مسلط شهر تهران در رأس شبکه شهری، مراکز فرعی چون اسلام شهر، دماوند، و ... در سال های اخیر تقویت شده و به واسطه افزایش پیوندهای درون منطقه ای هسته های ثانویه جدیدی شکل گرفته اند. تحلیل شاخص های شبکه نیز بیانگر کاهش تمرکز، رشد ارتباطات افقی بین مراکز، و حرکت شبکه فضایی منطقه به سمت الگوی چندمرکزی است. بر این اساس، پژوهش حاضر مدلی پیشنهادی برای توسعه ساختار چندمرکزی ارائه می کند که شامل تقویت کارکردهای مراکز فرعی، ارتقای اتصال پذیری شبکه ای بین شهرها، و توزیع متعادل فعالیت های اقتصادی و خدماتی در سطح منطقه است. به کارگیری این مدل می تواند زمینه ساز شکل گیری ساختار فضایی منسجم تر و کارآمدتر و پایدارتر برای منطقه کلان شهری تهران باشد.
۲.
این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات کاربری و پوشش زمین در محور ارتباطی لار اوز طی دوره زمانی 2004 تا 2024 و بررسی عوامل مؤثر بر این تغییرات انجام شده است. برای دستیابی به اهداف پژوهش از تصاویر ماهواره ای لندست 7 و 8 (سنجنده های ETM+ و OLI) استفاده شد و طبقه بندی کاربری و پوشش زمین به روش حداکثر احتمال برای سال های 2004، 2014 و 2024 در نرم افزار ENVI 5.6 انجام گرفت. ضریب کاپا برای بررسی صحّت نقشه ها به ترتیب برابر با 94 درصد، 97 درصد و 96 درصد ارزیابی و سپس تغییرات رخ داده با استفاده از روش مقایسه پس از طبقه بندی بررسی شد. در گام بعد برای بررسی عوامل مؤثر بر بروز تغییرات از مدل رگرسیون لجستیک در نرم افزار TerrSet استفاده شد و پارامترهای مورد بررسی با عنوان متغیرهای مستقل شامل: ارتفاع، شیب زمین، نزدیکی به جاده، نزدیکی به مراکز سکونتگاهی و نزدیکی به منابع آب (چاه های آب) در این مدل بررسی شد. نتایج نشان داد زمین های بایر طی بازه زمانی 20 ساله کاهش 46/9 درصدی داشته و از 0005/276 کیلومتر مربع در سال 2004 به 89/249 کیلومتر مربع در سال 2024 رسیده است. بیشترین تغییرات مربوط به مناطق ساخته شده بوده است؛ طوری که از 7656/35 کیلومتر مربع در سال 2004 به 4785/60 کیلومتر مربع در سال 2024 رسیده و رشد 1/69 درصدی داشته است. پوشش گیاهی منطقه نیز حدود 47/3 درصد افزایش یافته و از 2879/40 کیلومترمربع در سال 2004 به 6851/41 کیلومترمربع در سال 2024 رسیده است. در بررسی عوامل مؤثر بر بروز تغییرات با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک، مشخص شد که نزدیکی به منابع آب (چاه ها)، شیب و نزدیکی به جاده بیشترین تأثیرات را در ایجاد تغییرات در منطقه لار اوز داشته است و ارزیابی مدل رگرسیون لجستیک با شاخص های ROC و Pseudo-R² به ترتیب با مقادیر 939/0 و 426/0 بیانگر قابلیت بالای مدل در توصیف تغییرات و تعیین مناطق مستعد تغییر بود.
۳.
شهرنشینی، از جمله عوامل اصلی تغییر کاربری اراضی و پوشش زمین، تأثیرات عمیقی بر تعادل محتوای ساختاری، ساز کار آرایش فضایی، و ارتباط تنظیم فرایندی سیمای سرزمین دارد. این پژوهش، با هدف برنامه ریزی زیرساخت های سبز شهری، مبتنی بر اصول بوم شناسی سیمای سرزمین (ساختار، عملکرد، تغییر)، انجام شد. بدین منظور، نقشه های کاربری اراضی و پوشش زمین سال های 2003، 2013 و 2023 با استفاده از تصاویر ماهواره ای و نرم افزار ENVI 5.3 تهیه شد. سپس، با بهره گیری از مدل CA-Markov پیش بینی تغییرات سال 2033 در محیط نرم افزار TerrSet 18.3 انجام گرفت. همچنین، تحلیل سنجه های سیمای سرزمین در سطوح کلاس و سیمای سرزمین در محیط نرم افزار Fragstats v4.2 و شناسایی فرایندهای فضایی با استفاده از الگوریتم درخت تصمیم گیری انجام شد. در نهایت، با بهره گیری از اصول عملی برنامه ریزی، راهبردهایی برای ارتقای ساختار طبیعی و رونق عملکرد محیطی روند تغییر جغرافیای سیمای سرزمین ارائه شد. بر مبنای نتایج، بین سال های 2003 تا 2033، گسترش مناطق ساخت وساز همراه با فرایند تجمع فضایی، منجر به افزایش سطح (CA)، انسجام لکه های ساخت وساز (COHESION) و کاهش ازهم گسیختگی و پیچیدگی فضایی (کاهش IJI، ENN-MN، ED، PD، NP و LSI) ساخت جغرافیای سیمای سرزمین شده است. در مقابل، زیرساخت های سبز، نظیر پوشش گیاهی و اراضی بایر، با کاهش قابل توجه در شاخص های فضایی مواجه شده اند که نشان دهنده افزایش فرایندهای ساییدگی، انقطاع ساختاری، محدودیت عملکردی، و نهایتاً تأثیر نامطلوب بر یکپارچگی فرایندی سیمای سرزمین است. همچنین، کاهش تدریجی در سنجه های PD، NP، SHDI، ED و LSI و افزایش CONTAG در سطح سیمای سرزمین حاکی از کاهش تنوع، گسترش ساخت وساز، و ساده شدن ساختار سرزمین است. بر مبنای چارچوب تحلیلی پژوهش، با تنظیم پیوستگی ساختاری رونق عملکرد محیطی برنامه ریزی های چندکارکردی افزایش می یابد و راه حل های زیرساخت سبز خاکستری فراتر عمل می کنند. بنابراین رعایت اصول «پیوستگی ساختاری»، «برنامه ریزی های چندکارکردی»، و «ادغام سبز خاکستری»، همراه با اصل «مشارکت اجتماعی» در روند شناخت نیازها و کسب خدمات سیمای سرزمین مؤثرتر عمل می کنند. و نهایتاً، برنامه های توسعه شهری، بر مبنای «ارزیابی شبکه زیرساخت سبز»، «استراتژی های برنامه ریزی»، «مشارکت ذی نفعان»، و «اجرا» به کار گرفته می شوند. از این طریق، با هدف ارتقای ساختار طبیعی، تخصیص عملکرد محیطی، و تبیین جغرافیایی سیمای سرزمین مدیریت بقای ساختاری و پایداری عملکردی زیرساخت های سبز شهری امکان پذیر می شود.
۴.
شهرها با چالش های بسیاری مواجه هستند. اما می توان گفت مهم ترین مشکلی که آن ها را تهدید می کند فقر است. وجود فقر در شهرها منجر به بروز مسائل اجتماعی، اقتصادی، و کالبدی می شود و پایداری و توسعه این شهرها را با مشکلاتی مواجه می کند. هدف این پژوهش بررسی، شناسایی، و تحلیل پهنه های فضایی فقر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، و کالبدی در سطح بلوک های آماری شهر ایلام است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت توصیفی تحلیلی و بنا بر هدف کاربردی است. داده های مورد استفاده از بلوک های آماری سال 1395 مرکز آمار ایران به دست آمده است. شاخص های مورد استفاده در این پژوهش در سه بعد اقتصادی، اجتماعی، و کالبدی بررسی شده است. به منظور تحلیل فضایی پهنه های فقر در شهر ایلام از تکنیک تحلیل نقاط داغ با استفاده از شاخص گتیس ارد جی در محیط نرم افزار Arc GIS بهره گرفته شده است. نتایج تلفیق شاخص های فقر شهری نشان می دهد 58/16 درصد از مساحت شهر ایلام در پهنه های فقیر و خیلی فقیر قرار دارند. بیشترین تمرکز این مناطق در ناحیه های بان برز و سبزی آباد (منطقه 2) است. همچنین، مقادیری از این پهنه ها در نواحی استانداری، هانیوان، تپه شاهد، مرکزی (منطقه 1)، نوروزآباد (منطقه 3) و آزادگان (منطقه 4) پراکنده شده اند که نشان دهنده وجود لکه های فقر در سایر نقاط شهر است. 4/21 درصد از مساحت شهر ایلام در پهنه های مرفه و خیلی مرفه قرار دارند. این مناطق بیشتر در نواحی پشت صداوسیما و پیچ عاشوری و شادآباد (منطقه 3) و رزمندگان و جانبازان (منطقه 4) واقع شده اند. 02/62 درصد از مساحت شهر در پهنه متوسط فقر شهری قرار دارد و این مساحت در تمامی مناطق شهر، به ویژه منطقه 1، پراکنده است.
۵.
هدف: این پژوهش با هدف بازخوانی نظام مند ادبیات و ارائه یک طبقه بندی نوین از شاخص های کلیدی ارزیابی شهر سبز صورت پذیرفته است. با توجه به انبوه و پراکندگی شاخص های موجود، دستیابی به یک چارچوب طبقه بندی منسجم برای فهم جامع تر و عملیاتی سازی این مفهوم از اهمیت بسزایی برخوردار است.
روش: این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند و بر اساس پروتکل پریزمای 2020 انجام شده است. جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و بین المللی منجر به شناسایی ۳۵ سند مرتبط شد. داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل و شاخص های استخراج شده طی فرایندی پالایشی در سه مرحله ادغام و دسته بندی شدند.
یافته ها: تحلیل یافته ها منجر به شناسایی نهایی ۲۳ شاخص کلیدی شد که در یک چارچوب مفهومی چهاربُعدی سازماندهی شدند: بُعد محیط زیستی اکولوژیکی (۷ شاخص؛ مانند کیفیت هوا، مدیریت پسماند، سرانه فضای سبز)؛ بُعد اجتماعی فرهنگی (۷ شاخص؛ مانند عدالت در دسترسی به پارک ها و خدمات شهری، مشارکت شهروندی، حفظ میراث فرهنگی)؛ بُعد کالبدی زیرساختی (۵ شاخص؛ مانند حمل ونقل عمومی، انرژی های تجدیدپذیر، فرم پیاده محور)؛ بُعد اقتصادی و حکمرانی (۴ شاخص؛ مانند اشتغال سبز، برنامه ریزی راهبردی، جذب سرمایه).
نتیجه : یافته ها مؤید آن است که مفهوم «شهر سبز» ماهیتی چندبُعدی یکپارچه و متوازن دارد که تحقق آن مستلزم توجه هم زمان به چهار رکن محیط زیستی، اجتماعی، کالبدی، و حکمرانی است. چارچوب پیشنهادی می تواند به عنوان ابزاری راهبردی برای برنامه ریزان، مدیران شهری، و پژوهشگران در جهت تدوین سیاست ها، ارزیابی عملکرد، و انجام دادن مطالعات مقایسه ای مورد استفاده قرار گیرد. این مطالعه بر ضرورت عبور از نگاه تک بعدی و اتخاذ رهیافتی کل نگر در مسیر توسعه پایدار شهری تأکید می ورزد.
۶.
کشور عراق به طور کلی و استان های فرات میانی به طور خاص از ضعف بنیادین در سیستم های جمع آوری و دفع ایمن زباله های جامد شهری رنج می برند. فقدان استراتژی های ملی و تولید بالای زباله، به ویژه در مناسبت های مذهبی، ضرورت اقدام فوری برای اعمال یک روش کم هزینه و پایدار مدیریت پسماند را آشکار ساخته است. تصمیم راهبردی مدیران محلی که در نتیجه نشست های تخصصی با متخصصان امر از جمله محققان مطالعه حاضر حاصل شده است، بر مکان یابی زمین های مناسب برای دفن زباله به صورت متمرکز در هر استان و احداث لندفیل های بهداشتی مطابق با استانداردهای مهندسی، استوار است. ضعف قانونی در کشور عراق و نبود معیارهای شفاف برای مکان یابی در این مطالعه با بررسی سابقه مطالعه و ارائه مجموعه ای از معیارهای تأثیرگذار متناسب با شرایط کشور عراق و وزن دهی آن ها به روش SRS پیگیری شد. در نهایت با آینده پژوهی برای برآورد رشد جمعیت و افزایش تعداد گردشگران مذهبی، تخمینی از میزان زباله تولیدی ارائه و مکان هایی با سطح کافی برای احداث لندفیل از میان زمین های با مطلوبیت بالا در نقشه GIS ترکیبی، به نحوی که توانایی پذیرش زباله طی 50 سال آینده را داشته باشد، انتخاب و پیشنهاد شد.
۷.
افزایش مستمر حمل ونقل دریایی بین المللی کالا، فشار فزاینده ای بر بنادر اصلی کشور وارد کرده و محدودیت ظرفیت و فضای توسعه، منجر به تأخیرهای عملیاتی و کاهش بهره وری شده است. در این میان، استقرار بندر خشک به عنوان راهکاری مکمل، می تواند نقش مؤثری در کاهش بار بنادر ساحلی و بهبود عملکرد شبکه لجستیک ایفا کند. با توجه به موقعیت راهبردی شهرستان سیرجان، این پژوهش با هدف تبیین چالش ها و چشم اندازهای استقرار بندر خشک در این منطقه با بهره گیری از مدل سازی پویایی سیستم انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته انجام شد؛ بدین صورت که در بخش کیفی، از طریق تحلیل مضمون و مصاحبه با ۱۲ نفر از خبرگان، چالش های اصلی شناسایی شد و در بخش کمّی، به منظور تحلیل روابط علّی معلولی میان چالش ها از روش دیمتل فازی، و برای بررسی رفتار سیستم در شرایط مختلف از پویایی شناسی سیستم و تحلیل سناریو استفاده شد. یافته ها نشان داد چالش ها در دو دسته علّی و معلولی قابل طبقه بندی هستند؛ به طوری که چالش های اقتصادی مالی، اجتماعی فرهنگی، و حقوقی نهادی در زمره عوامل علّی، و چالش های مدیریتی سازمانی، زیست محیطی پایداری و فنی زیرساختی در گروه عوامل معلولی قرار می گیرند. نتایج دیمتل فازی، چالش اقتصادی مالی را به عنوان قوی ترین عامل علّی و چالش فنی زیرساختی را به عنوان قوی ترین عامل معلولی معرفی کرد. همچنین تحلیل پویایی سیستم نشان داد اجرای راهکارها و سیاست های پیشنهادی، به ویژه در سناریوی خوش بینانه، منجر به کاهش معنادار چالش ها و بهبود چشم انداز استقرار بندر خشک در شهرستان سیرجان می شود.
۸.
استارت آپ های نوپا از مهم ترین عوامل توسعه اقتصادی و کاهش بیکاری در مناطق کمترتوسعه یافته محسوب می شوند و شکل گیری و گسترش آن ها به میزان زیادی متأثر از شرایط محیطی و فضایی است. هدف پژوهش حاضر تبیین عوامل محیطی اثرگذار بر شکل گیری و گسترش استارت آپ های نوپا در استان خراسان شمالی با استفاده از تحلیل های کمّی و فضایی است. پژوهش از نظر هدف، توصیفی و از نظر روش، توصیفی پیمایشی با رویکرد کمّی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه با خبرگان و داده های مکانی گردآوری شده است. برای تحلیل الگوهای فضایی از شاخص خودهمبستگی فضایی موران و مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) در محیط GIS استفاده شد. شاخص های مورد بررسی شامل باران، خاک گسل، کاربری اراضی، مناطق روستایی، و خطوط ریلی بود. نتایج شاخص موران نشان داد که توزیع فضایی استارت آپ ها در استان تصادفی نبوده و دارای الگوی خوشه ای معنادار است. نتایج مدل GWR بیانگر آن است که از مجموع هشت شهرستان استان، سه شهرستان بجنورد، شیروان، و اسفراین دارای خودهمبستگی فضایی مثبت و متوسط با شاخص های محیطی هستند و بالاترین ظرفیت را برای توسعه استارت آپ ها دارند. در مقابل، دو شهرستان راز و جرگلان و فاروج دارای خودهمبستگی فضایی منفی و شرایط نامساعد هستند و سه شهرستان جاجرم، گرمه، و مانه و سملقان وضعیت متوسط تا ضعیف را نشان داده اند. در مجموع، نتایج کمّی نشان می دهد که حدود ۳۷ درصد شهرستان های استان از شرایط فضایی مناسب برای توسعه استارت آپ ها برخوردارند. یافته ها بر ضرورت بهبود زیرساخت ها، تقویت مراکز نوآوری و حمایت هدفمند از شهرستان های مستعد برای دستیابی به توسعه متوازن منطقه ای تأکید دارد.
۹.
آلودگی محیط زیست هم زمان با تقاضای انرژی جهان افزایش یافته و به بحران انرژی و گرمایش جهانی دامن زده است. دی اکسیدکربن یکی از مهم ترین گازهای گلخانه ای است که 58 درصد از مصرف انرژی جهانی را تشکیل می دهد. ازاین رو با توجه به اهمیت انتشار گاز دی اکسیدکربن، پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر قیمت زمین بر انتشار دی اکسیدکربن در بخش صنعت ایران، با استفاده از روش رگرسیون کوانتایل در فاصله زمانی فصل اول سال 1390 تا فصل چهارم سال 1402 است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در تمامی دهک ها، قیمت زمین، ارزش افزوده بخش صنعت و نرخ رشد جمعیت شهری تأثیر مثبت و معنی دار بر انتشار دی اکسیدکربن در بخش صنعت ایران، و مجذور ارزش افزوده بخش صنعت تأثیر منفی و معنی دار بر انتشار دی اکسیدکربن در بخش صنعت ایران دارد. در رابطه با تأثیر مثبت قیمت زمین بر انتشار دی اکسیدکربن، نتیجه آن شد که با افزایش قیمت زمین، محدودیت های تأمین مالی شرکت ها تشدید می یابد و از طریق محدود کردن توانایی آن ها برای تأمین مالی طرح های سازگار با محیط زیست یا اتخاذ فناوری های نوآورانه و همچنین سوق دادن آن ها به کاهش هزینه های تحقیق و توسعه و نیز تکیه بر منابع انرژی ارزان تر و کربن محور باعث افزایش انتشار دی اکسید کربن می شود. از این رو با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، پیشنهاد می شود سیاست گذاران اقتصادی، الف) از طریق اعمال سیاست های مالیاتی ممانعتی، نظیر مالیات بر عایدی سرمایه با هدف کاهش سفته بازی در زمین و کاهش ذخیره سازی زمین، زمینه لازم برای کاهش قیمت زمین و به دنبال آن کاهش انتشار دی اکسید کربن را فراهم سازند؛ ب) از طریق بهبود کارایی مصرف نهاده انرژی در واحدهای تولیدی، زمینه رشد اقتصادی همراه با کاهش آلودگی را فراهم سازند؛ ج) برنامه توسعه شهرها را هماهنگ با مباحث محیط زیست تدوین کنند.
۱۰.
افزایش شتابان شهرنشینی و تغییرات گسترده در الگوهای کاربری اراضی، به ویژه در مناطق در حال توسعه، موجب بروز چالش هایی در زمینه مدیریت پایدار زمین، از بین رفتن منابع طبیعی و اختلال در توازن اکولوژیکی شده است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل فضایی زمانی تغییرات کاربری اراضی در شهر کرکوک طی دوره ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ و پیش بینی روند آن تا سال ۲۰۳۶ با بهره گیری از رویکردهای پیشرفته سنجش از دور و مدل سازی انجام گرفته است. برای این منظور، از تصاویر چندزمانه ماهواره ای لندست 5 و 8 استفاده شد و پس از انجام دادن پیش پردازش های هندسی و رادیومتریکی، طبقه بندی به کمک الگوریتم یادگیری ماشین SVM در محیط نرم افزار ENVI اجرا شد. صحت طبقه بندی با استفاده از ماتریس خطا، ضریب کاپا و دقت کلّی ارزیابی شد که نتایج به ترتیب برابر با 88 درصد (Kappa=0/90) در سال ۱۹۹۰ و 91 درصد (Kappa=0/94) در سال ۲۰۲۴ برآورد شد. در ادامه، با بهره گیری از مدل ترکیبی CA– Markov در نرم افزار IDRISI، پیش بینی تغییرات تا افق ۲۰۳۶ انجام گرفت. نتایج مدل نشان داد که سطح کاربری شهری از 6/8 درصد به بیش از 3/22 درصد خواهد رسید، درحالی که اراضی بایر از حدود 88 درصد به کمتر از 74 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین، افزایش محدود در کاربری باغی و پهنه آبی نیز مشاهده شد. این الگوها حاکی از توسعه پراکنده و ناپایدار مناطق شهری در جهت جنوب و غرب شهر است. دستاوردهای این پژوهش بیانگر کارایی بالای ترکیب الگوریتم های SVM و CA– Markov در پایش و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در مناطق پیچیده شهری است. همچنین، نتایج می تواند به عنوان ابزار تصمیم یار در تدوین سیاست های فضایی، کنترل گسترش بی رویه شهری، و مدیریت منابع طبیعی به کار گرفته شود.
۱۱.
ژئوتوریسم به عنوان یکی از گرایش های کلیدی گردشگری پایدار نقشی مهم در حفاظت از میراث ژئومورفولوژیک و ارتقای سواد زمین دانشی جامعه دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی کمّی پتانسیل ژئوتوریسمی سه ژئوسایت شاخص استان اردبیل (گردنه حیران، دریاچه نئور و پل ورگه سران) انجام شده است. داده ها از مطالعات اسنادی، مشاهدات میدانی و تحلیل ثانویه گردآوری شد. برای سنجش توان ژئوتوریستی، از دو الگوی معتبر کامنسکو و سرانو گونزالس تروبا بهره گرفته شد. مدل کامنسکو پنج بعد علمی، زیباشناختی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی را ارزیابی می کند و مدل سرانو بر ارزش های ذاتی علمی، فرهنگی و کاربری مدیریتی تمرکز دارد. نتایج نشان می دهد گردنه حیران در هر دو مدل بالاترین امتیاز را کسب کرده است (۷۰ در کامنسکو و 9/20 در سرانو)، درحالی که نئور به واسطه محدودیت های دسترسی و مدیریت کمترین امتیاز را به دست آورده است. همگرایی نتایج دو مدل اعتبار اولویت بندی ها را تقویت می کند و مسیر طراحی سیاست های فضایی مدیریتی را روشن می سازد. بر پایه یافته ها، توصیه می شود ضمن بهبود زیرساخت و دسترسی، برنامه های تفسیر ژئوتوریستی، مدیریت ظرفیت برد و زون بندی حفاظتی عملیاتی به ویژه در نواحی کم امتیازتر تقویت شود تا توسعه ژئوتوریسم با ملاحظات پایداری هم سو شود.
۱۲.
تحلیل جریان های هوایی نیز می تواند به برنامه ریزان شهری کمک کند تا بهتر بفهمند که چگونه می توانند خدمات و زیرساخت ها را به گونه ای توزیع کنند که نیازهای جمعیت های مختلف را برآورده سازند. این پژوهش با هدف تحلیل نظام سکونتگاهی کشور ایران با استفاده از رهیافت شبکه مبنا و بررسی جریان های هوایی میان شهرهای دارای فرودگاه های فعال (طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰) می تواند به درک بهتری از الگوهای فضایی و تعاملات شهری کمک کند. این پژوهش مبتنی بر پارادایم اثبات گرایی با روش تحقیق کمّی از نوع توصیفی و تحلیلی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد تهران به عنوان هسته مرکزی نقش غالبی در شبکه شهری ایفا می کند و این موضوع می تواند تأثیرات قابل توجهی بر توزیع خدمات و زیرساخت ها در سایر شهرها داشته باشد. وجود هسته های ثانویه در این نظام سکونتگاهی نشان دهنده شکل گیری الگوی چندمرکزی است که می تواند به توسعه متوازن تر مناطق مختلف کمک کند. این هسته ها ممکن است به عنوان نقاط قوتی در نظام سکونتگاهی عمل کنند که می توانند به جذب جمعیت و سرمایه گذاری های جدید کمک کنند. این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های آتی در زمینه توسعه شهری و منطقه ای باشد و به بهبود کیفیت زندگی در شهرها کمک کند. در نهایت، توجه به تحلیل داده های جریان مبنا و استفاده از ابزارهای مدل سازی پیشرفته می تواند به غنای مطالعات نظام سکونتگاهی در ایران بیفزاید و به ایجاد راهکارهای مؤثرتر در مدیریت شهری و منطقه ای منجر شود.
۱۳.
گسترش افقی شهری با توسعه کنترل نشده و پراکنده مناطق ساخته شده یکی از الگوهای رایج رشد شهرها به شمار می رود. این پدیده، از طریق افزایش سطوح نفوذناپذیر، الگوهای رواناب و سیلاب های شهری را تغییر می دهد و به افزایش خطر آب گرفتگی در نواحی توسعه یافته منجر می شود. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر گسترش افقی بر گستره رواناب و سیلاب، تغییرات پوشش اراضی شهر اهواز را طی دوره ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ تحلیل کرده است. در این زمینه، از تصاویر ماهواره ای Sentinel-1 و Sentinel-2 و مدل یادگیری ماشین XGBoost جهت طبقه بندی اراضی به دو کلاس مناطق ساخته شده و غیر ساخته شده استفاده شده است. همچنین، با استفاده از شاخص آنتروپی شانون تغییرات الگوی رشد شهری ارزیابی و پهنه های رواناب و سیلاب با روش آستانه گذاری اوتسو استخراج شده است. نتایج تحلیل آنتروپی شانون نشان می دهد که مناطق ساخته شده به سمت پیرامون شهر پیشروی داشته است. این امر سبب افزایش سطوح نفوذناپذیر و تشدید رواناب شده است؛ طوری که بیش از ۲ هکتار از اراضی توسعه یافته طی دوره مطالعه تحت تأثیر رواناب قرار گرفته اند. همچنین بیش از ۱۵ هکتار از مناطق ساخته شده در سال های منتهی به وقوع سیلاب های فروردین ۱۳۹۸ و آذر ۱۳۹۹، طی این وقایع، دچار آب گرفتگی شده اند. افزون بر آن، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان می دهد گسترش شهری در کنار عامل میزان بارش نقش بسزایی در افزایش وقوع پدیده های سیلاب و رواناب ایفا می کند. یافته های این پژوهش بر اهمیت مدیریت هوشمند توسعه شهری از طریق به کارگیری زیرساخت های نفوذپذیر، توسعه فضاهای سبز، و بهینه سازی سیستم های زهکشی به منظور کاهش خطرات ناشی از رواناب و سیلاب تأکید دارد.
۱۴.
مناطق تحت حفاظت یکی از مهم ترین ذخایر زیستی و منابع تأمین کننده خدمات اکوسیستمی هستند که لزوم شناسایی مخاطرات محیطی و حفظ و بهره برداری بهینه از این منابع امری ضروری است. در مطالعه حاضر به منظور شناسایی مخاطرات محیطی موجود در منطقه حفاظت شده سفیدکوه به ارزیابی عوامل تهدیدکننده در چارچوب مدل مفهومی DPSIR از جمله «نیروی محرکه»، «فشار»، «وضعیت»، «اثر»، و «پاسخ» پرداخته شد. در ادامه پس از شناسایی عمده ترین مخاطرات محیطی به اولویت بندی این مخاطرات با استفاده از روش TOPSIS اقدام شد. مطابق نتایج به دست آمده 37 عامل در وقوع مخاطرات محیطی در منطقه حفاظت شده سفیدکوه نقش دارند که 32 عامل منشأ انسانی و 5 عامل منشأ محیطی دارند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که پیشران های تهدیدکننده در عوامل انسانی شامل افزایش جمعیت، ضعف مدیریتی، ضعف فرهنگی، و توسعه فعالیت های انسانی است و در ارتباط با عوامل طبیعی می توان به تغییرات اقلیمی در منطقه اشاره کرد. نتایج اولویت بندی مخاطرات محیطی نشان داد بین عوامل تهدیدکننده بیشترین مجموع وزنی مربوط به توسعه فعالیت های انسانی (0187/0) و کمترین مجموع وزنی مربوط به ضعف فرهنگی (065/0) است. همچنین عمده ترین مخاطرات محیطی با بیشترین وزن در منطقه به ترتیب شامل «کمبود نیرو و امکانات حفاظتی» ، «پایش و کنترل ضعیف بر فعالیت های انسانی در منطقه»، «عملکرد ضعیف در اجرای قانون»، «شکار غیر مجاز»، «ورود دام مازاد به مراتع در فصل های غیر مجاز و حساس»، «گردشگری خارج از ظرفیت منطقه»، «توسعه فعالیت های اقتصادی نامناسب در منطقه (کشاورزی، صنعت، معدن کاری)»، و «تغییرات کاربری اراضی/ پوشش (کشاورزی به صنعت، جنگل به کشاورزی)» است. بنابراین، کنترل این مخاطرات مستلزم برنامه ریزی جامع و مدیریتی یکپارچه در سطح این منطقه است. نتایج این پژوهش می تواند با ارائه گستره ای از مخاطرات محیطی و درجه مخاطره پذیر بودن منطقه حفاظت شده سفیدکوه به تصمیم گیران و برنامه ریزان در تدوین برنامه ای مدیریتی و نیز اتخاذ اقداماتی راهبردی در این منطقه کمک کند.