جغرافیا و برنامه ریزی محیطی

جغرافیا و برنامه ریزی محیطی

جغرافیا و برنامه ریزی محیطی دوره 36 پاییز 1404 شماره 3 (پیاپی 99) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تعیین محدوده های سیل گیر رودخانه های شهر تهران با مدل سازی هیدرولیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
سیلاب شهری یک چالش جهانی چندبعدی است که احتمال دارد در آینده در اثر تغییرات اقلیمی، دگرگونی کاربری زمین و فرسودگی زیرساخت ها شدت یابد. هدف از انجام این پژوهش تهیه نقشه پهنه بندی سیلاب حوضه شمال-شمال غرب شهر تهران مربوط به رودخانه های درکه، فرحزاد، کن و کانال سیل برگردان غرب با دوره بازگشت های 10 تا 100 سال با هدف شناسایی نواحی با خطرپذیری زیاد در شهر تهران است. پژوهش حاضر به منظور تهیه نقشه پهنه بندی سیل شهری با استفاده از اطلاعات هیدرومتری برای شبیه سازی جریان از مدل هیدرولیکی HEC-GeoRAS با ترکیب در محیط نرم افزار ArcGIS انجام شد. نتایج نشان داد گسترش مساحت پهنه سیلابی در دوره بازگشت 100 ساله در رودخانه کن 292 هکتار و بیشترین کاربری در منطقه خطر سیل را فضای سبز با 8/203 هکتار، در کانال سیل برگردان غرب 6/99 هکتار و بیشترین کاربری آن را مناطق مسکونی با 2/57 هکتار، در رودخانه درکه 8/74 هکتار و بیشترین کاربری آن را فضای سبز با 8/55 هکتار و در رودخانه فرحزاد 34 هکتار و بیشترین کاربری آن را فضای سبز با 6/32 هکتار در بر می گیرد. نتایج نشان می دهد رودخانه کن (در پایین دست سیل برگردان غرب) و کانال سیل برگردان غرب بیشترین پهنه های سیل را دارد و کاربری مناطق مسکونی و مناطق خدماتی، اداری، تجاری و کارگاهی در پهنه های با خطر سیل و ارزش اقتصادی زیاد قرار گرفته اند. نتایج این پژوهش می تواند در شناسایی مناطق پرخطر و آسیب پذیر شهر تهران در برابر سیل، هدایت توسعه شهری، طراحی زیرساخت های شهری به سمت مناطق امن تر و طراحی بهینه سیستم های جمع آوری رواناب های سطحی شهر کمک کند.
۲.

ارزیابی و پیش بینی بارش فصلی در اقلیم های متفاوت ایران با بهره گیری از مدل ترکیبی یادگیری عمیق (مطالعه موردی: رشت و یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۰
 هدف اصلی این پژوهش، بررسی پایداری و تعمیم پذیری مدل های یادگیری ماشین در شرایط اقلیمی متضاد و شناسایی مدل بهینه برای پیش بینی بارش فصلی است. نوآوری تحقیق، استفاده از مدل ترکیبی CNN-BiLSTM برای نخستین بار در منطقه خشک یزد و مقایسه عملکرد آن با نتایج منطقه مرطوب رشت است. این رویکرد می تواند نقش مؤثری در ارتقای سامانه های هشدار و مدیریت منابع آب ایفا کند. در این راستا، عملکرد چهار مدل شامل ماشین بردار پشتیبان (SVM)، شبکه عصبی عمیق (DNN)، شبکه عصبی بازگشتی دوسویه (BiLSTM) و مدل ترکیبی CNN-BiLSTM برای پیش بینی بارش فصلی در ایستگاه های رشت (اقلیم مرطوب) و یزد (اقلیم خشک) ارزیابی شد. داده های اقلیمی و بارش طی دوره ۲۸ ساله (1995–2022) گردآوری و در قالب دو سناریوی ورودی به مدل ها داده شد. سناریوی اول شامل پارامترهای اقلیمی (حداقل دما، حداکثر رطوبت نسبی، سرعت باد میانگین و ساعات آفتابی) و سناریوی دوم ترکیب این پارامترها با سه تأخیر زمانی بارش بود. نسبت داده های آموزش و آزمون 70 به 30 در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد سناریوی دوم عملکرد بهتری دارد. در ایستگاه یزد، مدل CNN-BiLSTM با ضریب همبستگی 89/0، خطای RMSE برابر 48/7 میلی متر و ضریب نش - ساتکلیف 76/0 بهترین عملکرد را داشت. در ایستگاه رشت نیز همین مدل با ضریب همبستگی 94/0، RMSE برابر 89/61 میلی متر و ضریب نش - ساتکلیف 90/0 بهترین نتایج را ارائه داد.
۳.

تعیین مکان های بهینه برای خدمات فرهنگی اکوسیستم در استان کرمان با تلفیق GIS و ارزیابی چندمعیاره (MCE)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۸
  مطالعه حاضر با هدف بررسی خدمت فرهنگی استان کرمان در چهار دسته خدمات زیباشناختی، تفرجی، علمی - آموزشی و معنوی - مذهبی براساس روش ارزیابی چندمعیاره در محیط سامانه های اطلاعات جغرافیایی انجام گرفت. به این منظور به ترتیب 34، 28، 8 و 4 معیار عامل زیبای شناختی، تفرجی، آموزشی و معنوی - مذهبی در سه دسته اکولوژیک، اقتصادی - اجتماعی و بصری در نظر گرفته شد. همه معیارهای عامل، استانداردسازی و با کمک فرآیند سلسه مراتب تحلیلی AHP وزن دهی و ادغام آنها با روش ترکیب خطی وزن دار (WLC) انجام شد. در ادامه لایه های حاصل از WLC همه خدمات برای به دست آوردن ارزش کل خدمات فرهنگی با یکدیگر، جمع و این لایه به چهار طبقه تناسب تفکیک شد. نقشه طبقه بندی خدمات فرهنگی نشان داد که مناطق با تناسب زیاد و خیلی زیاد به ترتیب 9501028 و 1306668 هکتار را به خود اختصاص داده اند که بیش از 58 درصد از مساحت استان و عمدتاً در کاربری های جنگل و مرتع پرتراکم تشکیل می دهد. براساس نتایج به دست آمده توزیع جغرافیایی چهار نوع خدمت فرهنگی بررسی شده در این مطالعه در سطح استان یکسان نبوده است و خدمت معنوی پایین ترین توزیع را دارد. همچنین بخش های مرکزی و غربی استان از نظر کل خدمات فرهنگی غنی ترین و بخش شمال شرقی، شرقی و جنوبی ضعیف ترین وضعیت را دارد. یافته های این پژوهش می توانند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری، برنامه ریزی فضایی و مدیریت پایدار سرزمین در راستای ارتقای بهره برداری از خدمات فرهنگی اکوسیستم در استان کرمان استفاده شوند.
۴.

اثرگذاری شار تابشی خورشیدی و ارتفاع ژئوپتانسیل بر پوشش برف حوضه آبریز رودخانه های کارون و مارون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۷
شار تابشی خورشید و الگوهای همدیدی عامل بسیار مهمی در تعیین توزیع پوشش برف در یک منطقه هستند. تغییر در هریک از این عوامل می تواند تأثیرات چشمگیری بر روی پوشش برف منطقه داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی اثرات شار تابشی روبه پایین و رو به بالای خورشیدی و ارتفاع ژئوپتانسیل بر وسعت پوشش برفی حوضه آبریز رودخانه کارون و مارون است؛ بدین منظور، با استفاده از داده های دریافتی ماهواره ای مودیس سنجنده ترا داده های روزانه پوشش برف استخراج و به صورت ماهانه، فصلی و سالانه تنظیم شد. سپس، داده های ارتفاع ژئوپتانسیل، شار تابشی روبه پایین و روبه بالای خورشیدی از مرکز ملی پیش بینی محیطی نواا طی دوره زمانی 22ساله (2022 -2001) دریافت و تنظیم شد. نتایج همدیدی تأییدکننده اثرگذاری الگوهای جوی ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی خورشیدی بر پوشش برف حوضه مطالعه شده به ویژه در دوره های سرد سال است؛ به عبارت دیگر ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی روبه پایین خورشیدی با وسعت پوشش برف ارتباط معکوسی در سطح اطمینان 05/0 و 01/0 ایجاد کرده است. از طرفی طی ماه های سرد سال، افزایش شار تابشی روبه بالا با افزایش وسعت پوشش برف ارتباط مستقیم داشته است؛ به صورتی که افزایش مقادیر شار تابشی روبه بالا در نقشه های همدیدی طی دوره های پوشش برفی زیاد در مقایسه با دوره های پوشش کم در حوضه مطالعه شده به وضوح مشخص است. به طورکلی در ماه های سرد سال (نوامبر تا مارس) با کاهش ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی خورشیدی، پوشش برف افزایش می یابد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نوسانات پوشش برف در حوضه آبریز مطالعه شده به شدت متأثر از نوسانات ارتفاع ژئوپتانسیل و تابش خورشیدی قرار دارد. باتوجه به قابلیت پیش بینی این متغیرها می توان از نتایج این مطالعه برای پیش بینی تغییرات پوشش برف و مدیریت بهتر منابع آب در منطقه استفاده کرد. این امر به ویژه برای مدیریت بحران های ناشی از کمبود یا فراوانی آب، طی دوره های خشک سالی و سیلاب حائز اهمیت است.
۵.

سنجش میزان هم پیوندی محورهای اصلی در کیفیت عرصه های عمومی بافت های تاریخی (نمونه موردی: محورهای اصلی بافت تاریخی شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۶
هم پیوندی در ساختار فضایی بافت های شهری، نقش مهمی در انسجام و کیفیت بخشی به محیط های شهری دارد. اختلال در ساختار فضایی و بافت اصیل محلات شهری، ازهم گسیختگی و بی هویتی فضاها و عرصه های شهری را به دنبال خواهد داشت و بنابراین، هم پیوندی و اتصالات فضایی در محورهای اصلی بافت های شهری، تأثیر بسزایی در کیفیت عملکردی و فعالیتی این گونه بافت ها به دنبال خواهد داشت. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مقاله، به صورت توصیفی تحلیلی بوده و از مطالعات کتابخانه ای و میدانی برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. به این منظور، هشت محور اصلی در بافت تاریخی شهر خرم آباد از طریق تکنیک چیدمان فضا تحلیل شده است. بر این اساس، داده ها به شکل نقشه بلوک بندی شده در نرم افزار Autocad تهیه شده و سپس در نرم افزار Depthmap شاخص هایی چون هم پیوندی، اتصال پذیری، عمق و انتخاب به عنوان اصلی ترین شاخص های چیدمان فضایی به صورت محوربندی، تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد بافت محلات تاریخی شهر خرم آباد، در اثر توسعه های جدید، پیوستگی و اتصال ضعیفی با عناصر و اجزای درون بافتی و خیابان های اطراف خود دارد. ازطرفی، نتایج تحقیق حاکی از آن است که به دلیل مداخلات کالبدی در دهه های اخیر که منجر به کاهش هم پیوندی در بافت تاریخی و محورهای اصلی بافت شده است، تعداد کمی از محورهای بافت تاریخی، از شاخص انتخاب بالایی برخوردارند. به طور کلی، نتایج حاصل از تحلیل گراف ها و نقشه ها در نرم افزار، نشانگر درجه هم پیوندی بالاتری در مقیاس محلی به نسبت مقیاس سراسری در درون محورهای اصلی بافت بوده است و محورهایی که از اتصال و هم پیوندی بیشتری برخوردارند، کیفیت فعالیت و تنوع عملکردی آنها نیز بالاتر است. همچنین نتایج نشان دهنده اهمیت هم پیوندی در حفظ انسجام ساختار فضایی و تنوع فعالیت های موجود در بافت تاریخی شهر خرم آباد است. یافته های عددی نشان می دهد که خیابان حافظ (4.92)، امام خمینی (4.29)، باستان (4.81) و حکیم (4.81) دارای بالاترین مقادیر در هم پیوندی محلی است. همچنین خیابان های امام خمینی، حافظ، فردوسی و مجاهدین اسلام در مقیاس کلان از هم پیوندی بیشتری برخوردارند. بر این اساس، پیشنهاد می شود که در فرآیند بازآفرینی بافت های تاریخی شهر خرم آباد، باید به طور خاص به ساختار اصلی و روابط بین اجزای این بافت ها توجه شود. این توجه می تواند به بهبود کیفیت فضایی و افزایش کارایی فعالیت ها در این مناطق کمک کند.
۶.

شناسایی الگوهای همدیدی مولد توفان گرد و غبار دشت اردبیل و آشکارسازی خاستگاه محلی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۲
در این پژوهش، برای شناسایی بادهای توفنده مولد رخداد گرد و غبار دشت اردبیل، از داده های سمت و سرعت باد طی دوره 2018-2000 استفاده شده است. برای آشکارسازی الگوهای جوی مولد گرد و غبار، نقشه های فشار تراز دریا در روزهای گرد و غباری ترسیم شد و مسیر گرد و غبار با مدل HYSPLIT ردیابی شد. به منظور شناسایی غلظت ستونی گرد و غبار دشت اردبیل، از شاخص غلظت ستونی توده گرد و غبار جوی (DCMD) و عمق اپتیکی نور (AOD) استفاده شد. نتایج گویای نقش سامانه های فشار سطح زمین است که با ایجاد ناپایداری در منطقه موجب رخداد توفان گرد و غبار در دشت اردبیل می شوند. بررسی ها نشان دادند که خاستگاه محلی نقش بارزی در رخداد توفان های گرد و غبار تابستانه دارد. ردیابی ذرات غبار و بررسی الگوهای همدیدی نشان دادند که گرد و غبار از سوی عراق و سوریه و مناطق مرزی بین ایران و عراق وارد دشت اردبیل می شوند. گرادیان فشاری زیادی که در زمان ورود سامانه های ناپایدار به منطقه ایجاد می شود، موجب تشدید تندبادهای محلی و شکل گیری توده عظیم گرد و غبار در دشت اردبیل شده است؛ به گونه ای که بیشینه غلظت ستونی گرد و غبار و عمق اپتیکی نور در جولای به ترتیب تا 43/0 کیلوگرم در مترمربع و 5/0 رسیده است.
۷.

ارزیابی چند بعدی سطح آسیب پذیری نواحی روستایی در برابر ریسک مخاطرات طبیعی (مطالعه موردی: نواحی روستایی شهرستان مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۷
چکیده کاهش آسیب پذیری، اصل اساسی در رویکرد مدیریت ریسک مخاطرات به منظور تاب آوری سکونتگاه های انسانی است. در این ارتباط، نیاز است که در وهله نخست، ارزیابی جامع و تفکیکی از مؤلفه های مؤثر بر آسیب پذیری انجام شود و سپس بر مبنای سطوح آسیب پذیری، برنامه ریزی های مرتبط با کاهش آن در سکونتگاه ها صورت پذیرد. پژوهش کاربردی حاضر نیز با این هدف در نواحی روستایی شهرستان مریوان استان کردستان با روشی توصیفی تحلیلی و با رویکردی استقرایی مبتنی بر سنجش در معرض بودن، حساسیت و ظرفیت سازگاری به عنوان مؤلفه های اصلی آسیب پذیری در روستاهای نمونه و تعمیم سطح آسیب پذیری به کل شهرستان با ابزارهای آمار فضایی GIS دربرگیرنده درونیابی (IDW)، تراکم کریجینگ و خودهمبستگی فضایی موران در برابر دو مخاطره اصلی زلزله و فرونسشت زمین ناشی از تداوم خشکسالی و برداشت بی رویه منابع آبی، صورت پذیرفت. تعیین وضعیت سکونتگاه ها در متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و کالبدی تعریف شده برای هر مؤلفه آسیب پذیری (شاخص) با اجماع گروه دلفی مبتنی بر راستی آزمایی و هماهنگی با دهیاران روستاهای نمونه انجام شد. یافته های به دست آمده نشان دادند که سطح و میزان آسیب پذیری در سکونتگاه های روستایی شرقی شهرستان به نسبت مرکز و غرب آن دارای تفاوت معنی داری است که بازتابی از دوری از مرکز شهرستان، جمعیت کمتر، الگوی توسعه ای مرکز - پیرامون و نازل بودن ظرفیت های سازگارانه و به ویژه تنوع اقتصادی است. همچنین، ناعدالتی و تفاوت فضایی شکل گرفته در میزان آسیب پذیری مبتنی بر الگوی خوشه ای و در مسیر شکل گیری دوقطبی فضایی دربرگیرنده نواحی دارای مطلوبیت (کاهش) و عدم مطلوبیت (افزایش) آسیب پذیری در شهرستان است و تنها در مؤلفه در معرض بودن است که این دو منطقه دارای وضعیت کیفی متفاوت هستند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۶