ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۰۴۱.

تحلیل مکانی - منطقه ای تاب آوری در برابر ناامنی غذایی خانوارهای روستایی: مورد مطالعه شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۹
امنیت غذایی به دسترسی مداوم و بهنگام همه افراد به غذای کافی، سالم و مغذی برای زندگی فعال اشاره دارد و در مناطق روستایی به دلیل وابستگی به منابع طبیعی و محدودیت های زیرساختی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین این پژوهش با هدف تحلیل مکانی - منطقه ای تاب آوری خانوارهای روستایی شهرستان کرمانشاه در برابر ناامنی غذایی انجام شد. این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و داده ها از 239 خانوار روستایی از مجموع 34723 خانوار روستایی در پنج بخش شهرستان کرمانشاه با پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد. روایی پرسش نامه توسط کارشناسان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (0.71) تأیید شد. تحلیل داده ها با روش تصمیم گیری چندمعیاره ویکور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شد. نتایج نشان داد که تاب آوری در بخش های مختلف ناهمگن است؛ به طور مشخص، بخش های ماهیدشت و بیلوار با شاخص های ویکور به ترتیب 0.16 و 0.5 در بعد ثبات و بخش مرکزی با شاخص صفر در سازگاری و 0.39 در تحول، عملکرد بهتری داشتند. در مقابل، بخش های کوزران و فیروزآباد با شاخص های 0.89 و 1 کمترین تاب آوری را نشان دادند که به محدودیت های زیرساختی و وابستگی به کشاورزی دیم نسبت داده می شود. نقشه های GIS مبتنی بر شاخص های ویکور، الگوهای تاب آوری را نمایش دادند. این یافته ها بر ضرورت سیاست گذاری مکان محور برای تقویت زیرساخت های کشاورزی، تنوع بخشی به معیشت و گسترش برنامه های آموزشی تأکید دارند. تحلیل مکانی - منطقه ای با ارزیابی و مقایسه تاب آوری هر بخش، پیشنهادهای سیاستی مکان محور، مانند بهبود زیرساخت ها و آموزش کشاورزی هوشمند و غیره ارائه کرد و چارچوبی برای کاهش ناامنی غذایی و ارتقای تاب آوری خانوارهای روستایی فراهم نمود.
۲۰۴۲.

مرور نظام مند عوامل موثر بر الگوی مدیریت محلی روستاها (سال های 2000 تا 2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
شناسایی الگوی مدیریتی کارآمد برای اداره بهینه سکونتگاه های روستایی جزو عوامل اثرگذار بر فرایند توسعه پایدار روستایی است. دولت ها و نهادهای محلی به عنوان مهم ترین واحدهای شناخته شده با تدوین استراتژی ها و فعالیت های توسعه ای، چارچوب برنامه ریزی و مدیریت لازم را برای توسعه روستایی فراهم می کنند. این امر زمانی ممکن است که بتوان الزامات، نتایج و عوامل موثر بر ارائه الگوی مدیریت محلی مطلوب و مؤلفه های مرتبط با آن را شناسایی نمود. مرور پژوهش های پیشین نشان دهنده خلا چارچوب های موجود در تحلیل عوامل موثر بر الگوی مدیریت محلی در مناطق روستایی است. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی است و هدف از انجام آن، ارائه بخشی از نتایج مطالعات موجود در زمینه مدیریت محلی سکونتگاه های روستایی و تبیین و توسعه یک چارچوب جامع از عوامل مؤثر بر مدیریت محلی در روستاها با تاکید بر روستاهای کوچک و پراکنده است و در این مورد با استفاده از پایگاه داده های معتبر علمی با رویکرد مرور نظام مند و بهره گیری از بیانیه پریزما، ادبیات مرتبط با مؤلفه های موثر الگوی مدیریت محلی روستاها را در بازه زمانی سال های 2000 تا 2024، با استفاده از کلیدواژه های مشخصی چون مدیریت محلی، مدیریت روستایی، الگوی مدیریت روستایی و روستاهای کوچک و پراکنده همچنین استراتژی شفاف و از پیش طراحی شده، از پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی جمع آوری شد. پس از غربالگری و ارزیابی کیفی، تحلیل نهایی روی 80 مطالعه انجام شد. ارزیابی مطالعات حاصل از مرور نظام مند نشان داد ارائه الگوی مدیریت موفق محلی و روستاهای کوچک نیازمند رویکردی جامع و یکپارچه است که در آن تمام عوامل موثر در نظر گرفته شود. این رویکرد باید بر مشارکت فعال روستاییان، حمایت دولت، تقویت نهادهای محلی و استفاده از فناوری های نوین تمرکز کند. یافته های اصلی این تحقیق نشان می دهد که روستاهای کوچک و پراکنده نیز با مشکلات متعددی از جمله پراکندگی جغرافیایی، کمبود زیرساخت ها، عدم تناسب قوانین با شرایط روستایی، ضعف نهادهای محلی، کمبود منابع مالی، مهاجرت روستایی، ضعف مشارکت مردمی، تغییر سبک زندگی و تخریب محیط زیست مواجه هستند. این چالش ها به طور مستقیم بر کیفیت زندگی روستاییان، بهره وری منابع و توسعه پایدار مناطق روستایی تأثیر می گذارند و برای رفع آنها پیشنهاداتی ارائه شده است.
۲۰۴۳.

تحلیل سرمایه های معیشتی و تاب آوری سکونتگاه های روستایی مناطق خشک و بیابانی، مورد مطالعه شهرستان خوسف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
سرمایه های معیشتی یکی از عوامل اثرگذار بر مدیریت منابع خانوارهای روستایی برای دستیابی به پایداری اقتصادی و اجتماعی به شمار می روند. سکونتگاه های روستایی در مناطق خشک و بیابانی به شدت تحت تأثیر تغییرات اقلیمی و به ویژه پدیده خشکسالی قرار دارند. تاب آوری این سکونتگاه ها در برابر چنین بحران هایی، به میزان دارایی های معیشتی موجود در جامعه بستگی دارد. تحقیق حاضر با هدف شناسایی وضعیت سرمایه های معیشتی و تاب آوری روستایی در سکونتگاه های روستایی شهرستان خوسف در استان خراسان جنوبی انجام شده است. این پژوهش از حیث ماهیت در زمره تحقیقات توصیفی – تحلیلی و از لحاظ هدف در زمره تحقیقات کاربردی به حساب می آید. جامعه آماری پژوهش شامل 30 روستای بالای 50 خانوار شهرستان خوسف با 3820 خانوار بوده است که نمونه مورد مطالعه بر حسب معیارهای طبقات جمعیتی، موقعیت قرارگیری و پراکنش فضایی انتخاب شد. حجم نمونه موردمطالعه در سطح خانوار با استفاده از فرمول کوکران 350 خانوار به دست آمد. مؤلفه سرمایه های معیشتی با 5 شاخص در قالب 45 گویه و مؤلفه تاب آوری با 4 شاخص در قالب 29 گویه از طریق پرسش نامه محقق ساخته مورد سنجش قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که مؤلفه های سرمایه معیشتی و تاب آوری از منظر جامعه محلی در سطح مطلوبی قرار ندارد؛ اما تحلیل همبستگی میان شاخص ها بیانگر همبستگی مثبت و معنی دار بین آن ها است. نتایج تحلیل واریانس نیز حاکی از معنی داری میانگین مؤلفه های اصلی تحقیق در سطوح دهستانی است، به طوری که در مؤلفه سرمایه معیشتی، دهستان قلعه زری با میانگین 2.999 و در مؤلفه تاب آوری، دهستان خوسف با میانگین 3.701 در مقایسه با سایر دهستان ها از وضعیت بهتری برخوردار بوده اند که دلیل ان را باید در شرایط محیط (طبیعی و انسانی) جستجو کرد. علی رغم پایین بودن سطح شاخص های فیزیکی و طبیعی، شاخص سرمایه انسانی از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردار بود. در مؤلفه تاب آوری نیز علی رغم پایین بودن تاب آوری کالبدی و زیست محیطی، شاخص تاب آوری اجتماعی از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردار بوده است.
۲۰۴۴.

Virtual Geography vs Political Geography of Cyberspace in Iranian Academia(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
Since the introduction of virtual space to Iranian society, its function has always been controversial. The state remains continuously cautious about its control over the country. It has expressed concern about foreign interventions in virtual space, leading citizens to view it as a means of connecting to the global community, an opportunity for political engagement and social activism, and an accelerator of global connectivity. Therefore, ‘virtual space’ is a significant issue for the Iranian state and its citizens. Although there is no clear distinction between their perspectives, and each showcases varying attitudes, it can be generally stated that there exists a contrast between academic views on this topic. This divergence is explicitly illustrated by the theories presented by scholars in communication and Geography. In this paper, we will examine two distinct theories in Iranian academia regarding virtual space: spatial duality and the political geography of cyberspace. By analyzing these theories within the geography framework, we will explore the reasons behind them, their implications and impacts, and their weaknesses, ultimately arguing for adopting virtual geography as a preferable alternative to the political geography of cyberspace.
۲۰۴۵.

Waterways of Integration: Historical and Contemporary Roles of Rivers in Southeast Asian Civilisation and Regionalism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۳
The main rivers in Southeast Asia not only shaped civilization but also play a significant element that transcends geopolitical boundaries in that area. This article aims to examine the role of rivers in Southeast Asia in connecting communities, strengthening trade, and spreading religious beliefs such as Hindu-Buddhism and Islam, making it the core of principle for regional integration and collective identity in Asean. By using the longue durée theory, this article analyses the rivers’ roles as both physical and symbolic mediums. Findings reveal that rivers were not only used as the main routes for trading but also as channels to exchange cultures and symbols of shared identity, seen in traditions like floating markets, maritime arts, and water house communities. However, the neglect of joint management cooperation due to modern nation-state-centered approaches has affected the rivers’ potential as catalysts for regional integration. Therefore, this article emphasizes the importance of establishing a multilateral framework for river management within ASEAN, leveraging platforms such as ASEAN as mechanisms for water diplomacy to ensure ecological sustainability and equitable resource distribution.
۲۰۴۶.

Voices of Tribal Residents on the Merger of the Federally Administered Tribal Areas- FATA with Khyber Pakhtunkhwa, Pakistan(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
In a federation, decentralized power is crucial in alleviating ethnic conflicts and addressing sentiments of deprivation among marginalized communities. The historic merger of the Federally Administered Tribal Areas (FATA) with the province of Khyber Pakhtunkhwa (KPK) in May 2018, under the 25th Amendment of Pakistan's 1973 constitution, aimed to address the grievances of this area’s residents and promote peace and development. Despite its strategic significance, the tribal agencies (bordering Afghanistan) have long suffered from socio-economic and political neglect and enduring insurgency since 2002. Consequently, the merger was widely welcomed by residents and political stakeholders in the area. This study presents a qualitative and quantitative analysis of the sentiments of young residents in ex-FATA regarding socio-economic and political changes following the merger with KPK. A survey, interviews, and focus-group discussion were conducted with residents of these tribal agencies. Research findings indicate that while most former FATA inhabitants appreciate the merger, substantial progress in improving their quality of life has yet to be witnessed in practice.
۲۰۴۷.

Economic Sanctions and Sovereignty: Balancing Trade Laws and International Norms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
In recent decades, economic sanctions have become an increasingly preferred instrument of international diplomacy, aiming to enforce global norms without resorting to armed conflict. However, the expanding use of unilateral sanctions—particularly those with extraterritorial reach—has reignited tensions with foundational principles of state sovereignty and international trade law. Despite their growing prevalence, the legal legitimacy of these measures remains contested, with many occupying a gray area in international law. This study addresses the gap in scholarly consensus on the legal and normative status of unilateral sanctions vis-à-vis multilateral regimes. The central objective is to evaluate whether economic sanctions, especially those not authorized by the United Nations Security Council (UNSC), are legally compatible with principles of sovereignty, non-intervention, and World Trade Organization (WTO) rules. Employing doctrinal legal research, the article analyzes core instruments like the UN Charter, GATT Article XXI, case law, and academic literature. Key findings reveal that while UNSC-backed sanctions enjoy firm legal standing, unilateral sanctions challenge established norms, often triggering disputes over jurisdiction and extraterritoriality. The study concludes that while sanctions may serve legitimate policy aims, their legal justification must balance sovereignty, proportionality, and global normative commitments to maintain legitimacy within the international legal order.
۲۰۴۸.

تحلیل تأثیر و اولویت بندی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در توسعه مشاغل خانگی زنان روستایی (مطالعه موردی: شهرستان بهمئی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در توسعه مشاغل خانگی زنان روستایی در روستاهای شهرستان بهمئی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی- توسعه ای و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی، و جامعه آماری شامل 30 نفر از خبرگان علمی و اجرایی مرتبط است که به شیوه گلوله برفی و با استفاده از تکنیک دلفی انتخاب شدند. به منظور اولویت بندی اثرات شبکه های اجتماعی بر مشاغل خانگی، از مدل تصمیم گیری چندمعیاره مارکوس، شامل هفت مرحله تحلیل، بهره گرفته شد. این مدل به دلیل نوآوری در سنجش اهمیت و قابلیت رتبه بندی مؤلفه ها در شرایط تصمیم گیری پیچیده، انتخاب شد. برای تعیین وزن شاخص ها، از روش AHP فازی استفاده گردید. نتایج تحلیل کمی نشان داد که در میان پنج شبکه اجتماعی بررسی شده، وبلاگ (0.870)، تلگرام (0.862) و وب سایت (0.843) بالاترین تأثیر را در توسعه مشاغل خانگی ایفا کرده اند. اینستاگرام و واتساپ نیز با امتیازهای قابل توجهی در رتبه های بعدی قرار گرفتند. همچنین، مشاغلی مانند زنبورداری، صنایع دستی و تولید لبنیات به دلیل قابلیت ارائه بصری و فروش آنلاین، بیشترین تعامل مثبت با شبکه های اجتماعی داشتند. در مقابل، مشاغل خدماتی نظیر بهیاری، تعامل ضعیف تری با این پلتفرم ها نشان دادند. نتایج حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی می توانند بستر مناسبی برای توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی فراهم سازند. از این رو، تقویت زیرساخت های ارتباطی و آموزش دیجیتال به منظور توسعه این مشاغل در مناطق روستایی توصیه می شود.
۲۰۴۹.

تبیین توپوگرافی حافظه جمعی شهر(مطالعه موردی: شهرهای مناطق بیابانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
حافظه جمعی نقشی کلیدی در هویت بخشی و انسجام اجتماعی شهر ایفا می کند. امروزه با تغییر شیوه زیست مردم و مداخلات شهری ناآگاهانه به بهانه توسعه شهری و اعیانی سازی، کالبدهای تاریخی و خاطره انگیز در معرض تهدید قرار دارند. این پژوهش، با هدف تبیین توپوگرافی حافظه جمعی شهر از طریق مدلسازی مفهومی، تلاش کرده است تا با بهره گیری از روش مرور نظام مند همراه با تحلیل مضمون محتوای غربال شده به ادغام دیدگاه های رشته های مختلف بپردازد. این مدل در شهرهای مناطق بیابانی شامل یزد، کرمان، طبس و کاشان به کار بسته شده است. یافته ها نشان می دهد توپوگرافی حافظه جمعی، نگاشتی استعاری از خاطرات مشترک است که از تعامل میان چارچوب های فضا، مکان و رفتارهای اجتماعی شکل می گیرد و در تأثیر نیروهای قدرت، سیاست و گفتمان های مسلط، دستخوش تغییرات و بازتفسیرهای متنوع می شود. مدل مفهومی در سه مسیر «شکل گیری»، «بازخوانی/بازتولید» و «تاب آوری» عمل می کند.اقلیم، مهاجرت، اقتصاد سیاست، گردشگری و فناوری عوامل مداخله گری اند که الگوهای کالبدی و روایت ها و رویدادهای اجتماعی را تعدیل می کنند. کاربست مدل نشان داد سامانه های سنتی آب رسانی، بازارها، میادین، حسینیه ها و خانه های درون گرا لنگرهای اصلی حافظه در شهر های اقلیم بیابانی اند. هم چنین لایه مخاطرات در طبس و بم، مسیرهای یادسپاری را بازچینش کرده است. بر مبنای مدل، سه بسته سیاستی پیشنهاد می شود: «شکل گیری» وانتقال دانش بومی، «بازسازی/کنترل» لایه ها با رویکرد پالیمپسست، و «تاب آوری حافظه محور» جهت مواجهه با مخاطرات/ اختلالات. ابزارهایی چون «اطلس حافظه»، «شاخص های شدت و جهت» و «کریدورهای حافظه» برای طراحی حساس به زمینه معرفی می شود.
۲۰۵۰.

تفاوت های مکانی و نقش آن در آرای تخلفاتِ ساختمانیِ کمیسیون ماده100 در منطقه3 شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
درمیان عوامل گوناگونی که در تصمیمات مدیران شهری اثرگذاراند، نقش تفاوتهای مکانی، کمتر مورد توجه قرارگرفته است. هدف این مطالعه تحلیل تفاوت در آرای تخلفاتِ ساختمانیِ کمیسیونِ ماده100، با توجه به مولفه های مکانی است. پژوهش ازنوع کمی و محدوده مورد مطالعه، منطقه3 شهرداری مشهد و دوره زمانی تحقیق سال 1401 است. به منظور تحلیل 9 ویژگی از مشخصه های مرتبط با آرای صادره کمیسیون ماده100و مولفه های مکانی مرتبط با هر نوع رای، انتخاب شده است. داده هایِ مربوط به آرای تخلفات ساختمانی، از کمیسیون ماده 100شهرداری مشهد دریافت و پس از آن مبادرت به فضایی سازیِ کلیه آرا(شامل 1437رای) برروی لایه شهرمشهد در پایگاه اطلاعات مکانی گردید. همچنین دراین پایگاه، اطلاعاتی از مولفه های مکانیِ قطعاتِ ساختمانی، جمع آوری شد. سپس با استفاده ازمدلهای تراکمی، مرکزثقل، جهت پراکنش و خودهمبستگی فضایی ومدلهای آماری جداول متعامد و تحلیل تمایزی، داده ها تحلیل شدند..بر اساس یافته های تحقیق، جریمه، تعطیلی وقلع بنا، مهم ترین آرای صادره کمیسیون ماده100را تشکیل می دهد. که الگوهای مکانی متفاوت از آراء را نمایان می سازد. همچنین معیارهای مکانی در انتخاب نوع رای، اثر معناداری داشته است. چنان چه نوع رای برحسب ارزش زمین در مکانهای مختلف، تفاوتهای فضایی را نشان داد. علاوه براین در میان مولفه های مکانی، همجواری با کاربریهای اصلی به ویژه پارک، مهم ترین نقش را در نوع آرای صادره ایفا کرده است. در نتیجه باید گفت که آگاهی و شناخت نسبی از مکان تحت مدیریت و درک مولفه های مهم مکانی، از ضروریات ویژه، درفرایند تصمیم گیری مدیران شهری است.
۲۰۵۱.

ارزیابی تحقق پذیری شاخص های شهر هوشمند با تأکید بر مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی، محیطی و کالبدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
برنامه ریزی شهری و استفاده از این ابزار در جهت ارتقای سطح کیفی زندگی شهروندان یک شهر مهم است. شهر هوشمند مفهومی نو در برنامه ریزی شهری است که در صورت اجرای آن تغییرات زیرساختی در چهار مقوله اقتصادی، اجتماعی، محیطی و کالبدی روی می دهد. لذا هدف از این پژوهش پاسخگویی به این سؤال است که کدام یک از عناصر هوشمند سازی شهری در منطقه موردمطالعه از اهمیت بیشتری برخوردارند؟ و فرضیه ی پژوهش بیانگر آن بود که از میان عناصر عوامل اقتصادی، عوامل محیطی، عوامل محیطی و عوامل اجتماعی در هوشمند سازی شهر اصفهان کدام یک از اهمیت بیشتری برخوردارند. روش جمع آوری اطلاعات اسنادی و میدانی بوده و در این پژوهش برای استخراج شاخص های هوشمند سازی شهری و بیان ادبیات پژوهش از روش اسنادی و از روش میدانی برای جمع آوری داده های موردنیاز برای بررسی شاخص ها استفاده گردیده است. روش نمونه گیری برای جامعه نمونه متخصصین (اعضای هیئت علمی و دانشجویان دکتری با رساله مرتبط) و کارشناسان به صورت گلوله برفی و برای جامعه نمونه مدیران شهری به صورت تصادفی ساده انجام شده است. همچنین نتایج پژوهش با آزمون تعقیبی توکی بیان می کند که در بین عناصر و سنجه های هوشمند سازی شهری تفاوت معناداری وجود داشته و در این راستا شاخص های عوامل اقتصادی با مقدار 3/262، عوامل کالبدی با مقدار 3/482، عوامل محیطی با مقدار 2/958 و عوامل اجتماعی با مقدار 2/838 از اهمیت قابل توجهی در کلان شهر اصفهان برخوردار هستند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بعد اقتصادی با بار کلی برابر 0/578 مؤثرترین بعد است.
۲۰۵۲.

بررسی کارآمدی دانش و مهارت های آموخته شده در درس کارگاه 5 کارشناسی مهندسی شهرسازی به منظور انجام طرح های تفکیک شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۵
یکی از مأموریت هایی که در دنیای حرفه به مهندسین شهرسازی محول می شود، انجام طرح و برنامه ی «تفکیک و آماده سازی زمین های شهری» است و از فارغ التحصیلان این رشته در مقطع کارشناسی، انتظار می رود مهارت های لازم برای انجام این طرح ها را در دانشگاه کسب نموده باشند. این پژوهش در پی بررسی کارآمدی درس «کارگاه آماده سازی زمین» در مقطع کارشناسی مهندسی شهرسازی برای دانش آموختگان این رشته به منظور انجام طرح های تفکیک و آماده سازی است.  برای نیل به هدف پژوهش، با اتخاذ رویکرد کیفی در پژوهش، ضمن بررسی ادبیات موضوع در این زمینه و نیز تحلیل محتوای سرفصل مصوب وزارت علوم برای این درس، به روش گلوله برفی تعدادی از دانش آموختگان فعال این رشته در دنیای حرفه انتخاب شده و مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با آنان انجام شده است. یافته های حاصل از مصاحبه ها به کمک نرم افزار مکس کیودا مورد تحلیل محتوا قرار گرفته و در قالب دو محور « ضعف های دانشی/مهارتی دانش آموختگان این رشته به منظور انجام طرح های تفکیک» و «راهکارها به منظور ارتقاء سطح دانشی/مهارتی دانشجویان در درس یادشده» مورد ارائه و بحث قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد مهم ترین ضعف های مهارتی دانش آموختگان، ضعف در کاربست نرم افزارهای حرفه ای مورد نیاز، ضعف در مهارت های کاربردی مورد نیاز مانند نقشه برداری و نیز ضعف در دانش تحلیل سایت و در فهم ابعاد حقوقی و قانونی مباحث تفکیک زمین است. بیشترین راهکارهای ارائه شده، در مورد عمق بخشی به دانش های مورد نیاز جهت انجام طرح های تفکیک و آماده سازی بوده است و در گفتگوها، ارتقاء دانش حقوقی، دانش حمل و نقل، دانش تحلیل سایت و دانش طراحی شهری مورد تأکید قرار گرفته است.
۲۰۵۳.

تحلیل راهبردی توسعه شهری در سواحل مکران با تأکید بر الگوی مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
مقدمه: احداث و توسعه شهرهای جدید به عنوان یکی از سیاست های مطرح در آمایش سرزمین در دهه های اخیر مطرح بوده است. یکی از مناطقی که ازلحاظ ژئوپلیتیکی و اقتصادی نقش مهمی برای کشور دارد، منطقه سواحل مکران است. باوجود برخورداری از مزیت های منحصربه فرد ژئوپلیتیکی، موقعیت راهبردی اقتصادی و دسترسی مستقیم به آب های بین المللی و مناطق آزاد تجاری، سواحل مکران همچنان به عنوان یکی از مناطق کمتر توسعه یافته کشور شناخته می شود که این تناقض، ضرورت بازنگری در الگوهای توسعه منطقه ای را آشکار می سازد. باوجود شرایط استراتژیک منطقه، سیاست گذاری و برنامه ریزی جهت طراحی شهر جدید با الگوی مناسب ساخت مسکن در راستای توسعه منطقه ای سواحل مکران، امری ضروری و اجتناب ناپذیر قلمداد می شود. موانع ساختاری مانند محدودیت های قانونی و نبود سرمایه گذاران مناسب، توسعه منطقه مکران را با وجود پتانسیل های بالا با چالش مواجه کرده و این منطقه را از اولویت های توسعه ای خارج ساخته است. در نتیجه، ظرفیت های استراتژیک مکران همچنان بلااستفاده باقی مانده اند. مواد و روش ها: در این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعات نظری و کتابخانه ای و بررسی مقالات صاحب نظران خارجی در الگوهای توسعه شهری، نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید توسعه سواحل مکران با محوریت ساخت مسکن بررسی گردیده است. در واقع سعی شده است راهبرد توسعه شهری در سواحل مکران با تأکید بر الگوی ساخت مسکن جهت کمک به پیشرفت و آبادانی این مناطق موردبررسی قرار گیرد و با ارزیابی الگوهای توسعه عمودی و افقی مسکن، الگوی مناسب توسعه شهری در سواحل مکران ارائه شود. بدین منظور ابتدا نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید توسعه سواحل مکران با ساخت مسکن طبقه بندی شده و با استفاده از ماتریس SWOT مورد ارزیابی قرارگرفته است. چراکه تحلیل SWOT به عنوان ابزاری راهبردی، عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت هر مجموعه را به صورت نظام مند شناسایی می کند. این روش بر این اصل استوار است که یک راهبرد اثربخش باید هم زمان سه هدف اصلی تقویت نقاط قوت، بهره گیری از فرصت ها، کاهش ضعف ها و خنثی سازی تهدیدها را دنبال کند. این چهارچوب تحلیلی با ایجاد توازن بین عوامل درونی و بیرونی، مبنای علمی مناسبی برای تصمیم گیری های راهبردی فراهم می آورد. نتایج و بحث: نتایج به دست آمده حاکی از لزوم استفاده از راهبرد تهاجمی، به عنوان راهبرد اصلی در این زمینه است. بر اساس راهبرد اصلی پژوهش، دو راهبرد فرعی جهت اعطای نمره جذابیت در ماتریس کمی QSPM انتخاب شد که نتایج این ماتریس نشان می دهد بهترین راهبرد فرعی تهاجمی توسعه شهری در سواحل مکران با تأکید بر الگوی ساخت مسکن، راهبرد توسعه شهری با روش افقی سازی و ساخت مسکن یک طبقه حیاط دار، جهت پیوند سکونت به معیشت است. روش توسعه شهری افقی وابسته به وجود زمین کافی در منطقه موردمطالعه است که سواحل مکران از این ظرفیت برخوردار بوده و باوجود زمین کافی در این منطقه می توان با الگوی ساخت مسکن یک طبقه توسعه شهری را در این سواحل محقق کرد. روش توسعه افقی علاوه بر اینکه نسبت به عمودی سازی زودبازده تر بوده، از تشکیل شهرهای پرتراکم و شلوغ جلوگیری کرده و مقدمات پیدایش محله و شهر متناسب با الگوی ایرانی - اسلامی را فراهم خواهد آورد. نتیجه گیری: با توجه به ترجیح فرهنگی ساکنین منطقه به زندگی در مسکن های ویلایی یک طبقه به جای آپارتمان نشینی، تخصیص زمین های گسترده و تسهیل ساخت واحدهای مسکونی تک طبقه می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای جذب و حفظ جمعیت در مناطق ساحلی مکران عمل کند. احترام به الگوهای سکونتی بومی و تدوین سیاست های هدفمند، انگیزه اسکان دائم و ارتقای بهره وری اقتصادی در مکران را تقویت می کند. جذب جمعیت به منطقه، زمینه بهره برداری مؤثر از ظرفیت های تولیدی و صادراتی مکران را فراهم می سازد.
۲۰۵۴.

تبیین هویت تاریخی و منظر فرهنگی در توسعه گردشگری شهری: مطالعه موردی شهر مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه: هویت تاریخی و منظر فرهنگی از بنیادی ترین عناصر شکل دهنده تجربه گردشگران در شهرهای تاریخی به شمار می آیند و هرگونه ضعف در سازمان دهی آن ها می تواند به گسست روایی، ناپیوستگی بصری و افت کیفیت تجربه مقصد منجر شود. شهر مراغه، با وجود برخورداری از لایه های ارزشمند تاریخی و فرهنگی، با چالشی مواجه است که در آن میان «اهمیت ادراکی» عناصر هویتی و «کارکرد واقعی» آن ها در فضای شهری فاصله ای محسوس دیده می شود. این شکاف به ویژه در زمینه هایی همچون تداوم بصری بافت تاریخی، حضور مؤثر نشانه های فرهنگی و خوانایی مسیرهای گردشگری نمود بیشتری دارد. از این رو، بررسی نظام مند نقش هویت تاریخی و منظر فرهنگی در توسعه گردشگری شهری مراغه ضروری است. هدف پژوهش حاضر تبیین این نقش و تعیین اولویت های مدیریتی و برنامه ریزی لازم برای ارتقای تجربه گردشگران و تقویت هویت مکان است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش هویت تاریخی و منظر فرهنگی در توسعه گردشگری شهری مراغه و با بهره گیری از رویکرد کمّی اکتشافی انجام شده است. این تحقیق از نظر ماهیت کاربردی و از حیث روش، توصیفی تحلیلی است و تلاش می کند سازه های ادراکی مؤثر بر تجربه گردشگران را بر اساس داده های میدانی معتبر و تحلیل های آماری قابل اتکا شناسایی و تبیین کند. جامعه آماری پژوهش شامل گردشگران و بازدیدکنندگان فضاهای تاریخی شهر مراغه است که با توجه به نامشخص بودن حجم واقعی جامعه، به صورت نامحدود در نظر گرفته شد. نمونه گیری به روش هدفمند انجام گرفت تا تنها افرادی وارد مطالعه شوند که تجربه حضور در بافت تاریخی شهر را داشته باشند و بتوانند ارزیابی معتبری از مؤلفه های هویتی و منظری ارائه دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جوامع نامحدود، با سطح اطمینان ۹۵ درصد، خطای مجاز ۰٫۰۵ و نسبت واریانس p=q=0.5، برابر با ۳۸۴ نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای ساخت یافته بود که بر اساس شاخص ها و ابعاد معتبر بین المللی مرتبط با هویت تاریخی و منظر فرهنگی طراحی شد. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق نظرخواهی از متخصصان حوزه گردشگری، طراحی شهری و میراث فرهنگی تأیید گردید. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی ارزیابی شد که مقادیر به دست آمده همگی بیش از ۰٫۷ بودند و از اعتمادپذیری مناسب ابزار حکایت دارند. تحلیل داده ها در دو مرحله انجام شد. ابتدا تحلیل عاملی اکتشافی به منظور شناسایی سازه های پنهان و روابط میان متغیرها اجرا گردید. در ادامه، تحلیل اهمیت–عملکرد برای تعیین شکاف میان اهمیت ادراکی و عملکرد مؤلفه ها به کار رفت. کلیه تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد و نتایج مبنای ارائه اولویت های مدیریتی و راهبردهای پیشنهادی قرار گرفت. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان داد هویت تاریخی و منظر فرهنگی مهم ترین عوامل شکل دهنده تجربه گردشگران مراغه هستند و ساختاری یکپارچه مبتنی بر خوانایی تاریخی، روایت هویتی، انسجام بصری، تمایز هویتی، کیفیت تجربه فضا و نمادهای شهری ایجاد می کنند. نتایج تحلیل اهمیت–عملکرد نشان داد بسیاری از این شاخص ها، با وجود اهمیت بالا، از عملکرد مطلوب برخوردار نیستند و به ویژه روایت هویتی، روایت فضایی، تمایز هویتی و نشانه گذاری شهری نیازمند اقدام فوری اند. در مقابل، خوانایی تاریخی، خوانایی منظر و تصویر مقصد عملکرد قابل قبولی دارند. این یافته ها تأکید می کند که توسعه گردشگری مراغه مستلزم سازمان دهی روایت محور و منسجم عناصر هویتی و منظری است. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد توسعه گردشگری شهری مراغه زمانی حاصل می شود که هویت تاریخی و منظر فرهنگی در قالب روایتی یکپارچه، خوانا و منسجم سامان یابند. تقویت انسجام بصری، بازطراحی نظام نشانه گذاری، ارتقای کیفیت روایت هویتی و بهبود تجربه فرهنگی گردشگران از ضرورت های اصلی هستند. نتایج تأکید می کند که موفقیت برنامه ریزی گردشگری در مراغه وابسته به مدیریت هماهنگ عناصر هویتی و منظری و بازنمایی آن ها در چارچوب تجربه ای منسجم است.
۲۰۵۵.

مدل حکمرانی پایدار برای توسعه گردشگری فرهنگی: نقش معماری بومی و مصالح اقلیمی در مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف : گردشگری فرهنگی به عنوان یکی از محورهای مهم توسعه پایدار در استان های دارای پیشینه تاریخی و تنوع اقلیمی نظیر مازندران، نیازمند پیوندی عمیق با حکمرانی محلی، معماری بومی و استفاده از مصالح سازگار با اقلیم است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش حکمرانی پایدار در توسعه گردشگری فرهنگی با تأکید بر عناصر معماری بومی و مصالح بومی-اقلیمی در استان مازندران انجام گرفته است. روش شناسی : پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی روش بر نظریه داده بنیاد به انجام رسیده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از متخصصان حوزه های معماری، گردشگری، شهرسازی و سیاست گذاری فرهنگی گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت گرفت و کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی انجام پذیرفت. یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شناسایی 6 مقوله محوری شامل: «حکمرانی مشارکتی و شفاف»، «احیای معماری بومی در ساخت وسازهای گردشگری»، «سیاست گذاری اقلیم محور»، «توانمندسازی جوامع محلی»، «پیوست فرهنگی در طرح های توسعه گردشگری» و «نقش نظارتی نهادهای محلی» گردید. مدل مفهومی به دست آمده نشان داد که حکمرانی پایدار می تواند از طریق تقویت سازوکارهای محلی، تنظیم گری هوشمند و بهره گیری از دانش بومی، زمینه توسعه متوازن گردشگری فرهنگی را فراهم آورد. نتیجه گیری و پیشنهادات : براساس یافته ها، توسعه گردشگری فرهنگی در مازندران مستلزم شکل گیری نظام حکمرانی چندسطحی است که در آن سیاست گذاران، جوامع محلی، معماران و فعالان گردشگری در تعامل با یکدیگر عمل کنند. همچنین استفاده از مصالح بومی مانند چوب، کاهگل و سفال که با اقلیم معتدل و مرطوب منطقه هم خوانی دارند، باید در دستورکار طراحی های معماری گردشگری قرار گیرد. پیشنهاد می شود سیاست گذاران با تدوین چارچوب های تشویقی برای استفاده از معماری بومی و مصالح اقلیمی، زمینه پایداری فرهنگی-زیست محیطی گردشگری را تقویت کنند. نوآوری و اصالت : این پژوهش با ارائه مدلی بومی شده از حکمرانی پایدار در حوزه گردشگری فرهنگی، برای نخستین بار در بستر اقلیمی و فرهنگی استان مازندران به تحلیل پیوند میان حکمرانی، معماری و مصالح اقلیمی پرداخته و رویکرد میان رشته ای را با تکیه بر نظریه پردازی داده بنیاد در دستورکار قرار داده است.
۲۰۵۶.

شناسایی چالش های به کارگیری حقوق مالکیت فکری در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف : نظر به اینکه مناطق مختلف گردشگری دانش ها و کالاها و نمودهای فرهنگی مخصوص به خود را دارند، مالکیت فکری با ایجاد حق انحصاری و حمایت های حقوقی برای این آثار موجب ارتقا و شناخته شدن برند مقصد گردشگری و حفظ و تجاری سازی این آثار و در نتیجه جذب گردشگر می شود. حمایت از صنعت گردشگری از طریق حقوق مالکیت فکری در حال ایجاد و استفاده از مصادیق آن جهت افزایش ظرفیت بهروری و رونق تجارت در این صنعت متداول گردیده، اما اجرایی شدن آن در این صنعت در کشور ما همواره با موانعی روبه رو بوده است و با توجه به شکاف مطالعاتی در این زمینه در این مقاله به دنبال شناسایی این موانع از دیدگاه متخصصین این حوزه هستیم. روش شناسی : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به روش کیفی است. با تعداد 18 نفر از متخصصین حوزه مالکیت فکری و گردشگری، به صورت نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و به کمک نرم افزار مکس کیودا انجام گرفت. یافته ها : چالش های موجود جهت به کارگیری حقوق مالکیت فکری در صنعت گردشگری که در پژوهش حاضر شناسایی شدند عبارت اند از: چالش در ساختار فرهنگی، نظام قانونی، نظام دادرسی، ساختار اجرایی، سیاست های تدوین شده و چالش در منابع و ابزارهای اجرایی نهادها. نتیجه گیری و پیشنهادات : براساس نتایج تحقیق چنانچه کارکردهایی مانند نظام قانونی، ساختار فرهنگی، نظام دادرسی، مدیریت اجرایی، سیاست گذاری دولت و منابع و ابزارهای اجرایی نهادها به درستی انجام نشود، زمینه اجرای نظام حمایتی حقوقی در صنعت گردشگری فراهم نمی شود و لازم است سیاست گذاران صنعت گردشگری با شناسایی چالش ها و ارائه راهکارهای مناسب جهت اجرای مالکیت فکری در صنعت گردشگری زمینه را برای حمایت و توسعه صنعت گردشگری فراهم کنند. نوآوری و اصالت : این پژوهش با بررسی چالش ها و ارائه راهکارهای موجود جهت اجرای حقوق مالکیت فکری در صنعت گردشگری که توسط سایر محققین مورد بررسی قرار نگرفته است، دارای نوآوری می باشد و یافته های حاصل از این پژوهش به توسعه دانش موجود در خصوص ضرورت اجرای حمایت های حقوقی در صنعت گردشگری کمک می کند.
۲۰۵۷.

هندسه هوشمندی: خوانشی داده محور از شش بُعد تکوینی شهرهای هوشمند معاصر اروپایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
این پژوهش تلاشی برای بازتعریف منطق ارزیابی هوشمندی شهری از منظر هندسه هوشمندی در شهرهای اروپایی است؛ قاره ای که تنوع تاریخی، نهادی و فناورانه آن بستری مناسب برای سنجش الگوهای تحول شهری فراهم می کند. مطالعه حاضر با هدف تبیین چهارچوبی تحلیلی برای مقایسه و شناسایی الگوهای تکوینی شهرهای هوشمند در بسترهای متنوع اروپایی، مجموعه ای از شاخص ها را که ذیل شش بُعد بنیادین شهر هوشمند (اقتصاد، مردم، حکمروایی، جابه جایی، محیط زیست و زندگی) تعریف شده اند، تدوین می کند. در این چهارچوب، هندسه هوشمندی، به عنوان الگوی ساختاری توزیع و توازن ابعاد شش گانه شهر هوشمند در فضای چندبعدی تعریف می شود. موردهای مطالعه نیز براساس دسترس پذیری داده های رسمی پایگاه های معتبر اتحادیه اروپا و پوشش شاخص های شش گانه شهر هوشمند انتخاب شده اند. برای سنجش شاخص ها، چهار روش تصمیم گیری چندمعیاره شامل AHP، SAW، TOPSIS و VIKOR به کار گرفته شده اند که هریک از منظری متفاوت به وزن دهی و رتبه بندی می پردازند. تفاوت رتبه ها با آزمون ناپارامتریک فریدمن ارزیابی شده و با تحلیل جبران پذیری، شاخص های مسلط و توافق روش ها، رتبه بندی نهایی و تیپ های هندسی هوشمندی استخراج و مختصات شش بعدی هر شهر برای تبیین هندسه هوشمندی ارائه شد. یافته ها نشان می دهند که هندسه هوشمندی شهرهای اروپا الگوی واحدی ندارند، بلکه منظومه ای چند ریخت شامل چهار تیپ اصلی هستند: هسته متوازن شمال اروپا، الگوی سخت افزارمحور غرب اروپا، الگوی نرم افزارمحور انسانی، و هسته توافق منفی در جنوب و شرق. تحلیل نهایی نشان می دهد که مسیر هوشمندی اروپا به سوی واگرایی ساختاری و تفاوت های پایدار حرکت می کند. این مطالعه، با ارائه چهارچوبی تلفیقی برای سنجش چندوجهی شهرهای هوشمند، برای تصمیم سازی داده محور در مدیریت شهری اروپایی مسیر تازه ای می گشاید و الگویی قابل تعمیم برای سایر مناطق درحال گذار به زیست بوم های شهری هوشمند عرضه می کند.
۲۰۵۸.

رفتار نوجویی سبز: واکاوی نقش سرمایه فکری، نوجویی زیست محیطی و فناوری سبز در بازاریابی سبز با تعدیلگری حکمرانی سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سرمایه فکری، نوجویی زیست محیطی و نوجویی فناوری سبز در بازاریابی سبز و رفتار نوجویی سبز با نقش تعدیلگری حکمرانی سبز در صنعت هتلداری است. این مطالعه ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان هتل های برتر ارومیه و تبریز است که بر اساس اطلاعات جمع آوری شده تعداد آن ها 680 نفر است و با توجه به جدول مورگان تعداد 245 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده است، اما جهت اطمینان و احتمال عدم برگشت پرسشنامه، تعداد 300 پرسشنامه در هتل های شهر تبریز و ارومیه توزیع شد. تحلیل داده ها به کمک مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و SmartPLS 3 انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که سرمایه فکری، نوجویی زیست محیطی و نوجویی فناوری سبز بر رفتار نوجویی سبز و بازاریابی سبز نقش مثبت دارد. افزون بر این، بازاریابی سبز بر رفتار نوجویی سبز نقش مثبت دارد. سرانجام، حکمرانی سبز رابطه بین بازاریابی سبز با رفتار نوجویی سبز را تعدیل می کند. این مطالعه ادبیات مدیریت زیست محیطی را گسترش می دهد و اقداماتی را برای صنایع هتلداری پیشنهاد می کند تا قابلیت های سازمانی را به منظور رسیدگی به مسائل زیست محیطی از طریق ابتکارات سبز نوآورانه افزایش دهند. در پایان، نتایج میانجی گری فرضیات نیز تأیید شد.
۲۰۵۹.

معرفی شاخص های اثربخشی روزنامه نگاری محیط زیست ایران بر پایداری سبک زندگی مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
یکی از چالش های عمده زیست محیطی امروز، گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی است که به رغم توصیه های کارشناسی و تلاش های بین المللی، روزبه روز بر پیچیدگی راه حل های آن افزوده می شود. در ایران، اثربخشی روزنامه نگاری محیط زیست مورد غفلت قرارگرفته است، به ویژه در خصوص نحوه شکل دهی به نگرش های جامعه نسبت به مسائل حیاتی محیط زیستی. این پژوهش با هدف شناسایی شاخص های سنجش اثربخشی روزنامه نگاری محیط زیست ایران در ترویج سبک زندگی پایدار میان مخاطبان انجام شد تا نقش این حوزه را در افزایش آگاهی و دغدغه اجتماعی نسبت به محیط زیست تقویت کند. به این منظور با استفاده از روش نظریه داده بنیاد که یک رویکرد نظام مند برای پژوهش های کیفی اکتشافی است، شاخص های کلیدی اثربخشی در روزنامه نگاری محیط زیست ایران شناسایی شد. این شاخص ها در دودسته اصلی عوامل محیطی (خارجی) و عوامل عملکردی دسته بندی شدند که هرکدام به چهار زیرمجموعه تقسیم می شوند: شاخص های علّی، زمینه ای، مداخله ای و راهبردی. برای اعتبارسنجی یافته ها، نتایج با مصاحبه شوندگان و متخصصان این حوزه به اشتراک گذاشته شد و نظرات آن ها در تحلیل نهایی اعمال گردید. نتایج نشان داد که شاخص های عملکردی مرتبط با روزنامه نگاران و مدیران رسانه های محیط زیستی در حال حاضر ضعیف هستند و این امر لزوم توجه بیشتر به این حوزه ها را برای افزایش تأثیر روزنامه نگاری محیط زیست در ایران آشکار می سازد. این مطالعه بر اهمیت بهبود تلاش های رسانه ای برای نمایش مؤثر زندگی پایدار و حفاظت از محیط زیست از طریق جبران این کمبودها تأکید می کند.
۲۰۶۰.

تحلیلی بر اثرات قاچاق سوخت در نواحی روستایی مرزی جنوب شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
متن چکیده قاچاق فرآورده های نفتی، از جمله پدیده هایی است که مسائل متعددی با خود به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای قاچاق سوخت در شهرستان قصرقند بخش ساربوک از نگاه جامعه محلی انجام شد تا مهم ترین پیامد اقتصادی و اجتماعی این فعالیت کاذب را در سطح منطقه مورد مطالعه شناسایی نماید. این پژوهش جز تحقیقات کاربردی می باشد که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش؛ ساکنان روستایی هشت روستای منتخب بخش ساربوک است که در حال حاضر به سوخت بری مشغول هستند. تعداد این افراد 316 نفر می باشد که به وسیله پیمایش میدانی در یک بازه 8 ماه توسط محققین شناسایی شدند. حجم نمونه پژوهش از طریق فرمول کوکران 173 نفر محاسبه شد. جهت گرداوری اطلاعات پرسشنامه از مطالعات کتابخانه ای و روش های میدانی (پرسشنامه و مصاحبه) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون های توصیفی(روش های آمار توصیفی جدول توزیع فراوانی، نمایش گرایش به مرکز (میانگین، مد، میانه و مانند آن) و استنباطی (آزمون فریدمن) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که قاچاق سوخت دارای پیامدهای متعدد مثبت و منفی در منطقه مورد مطالعه بوده است که مهمترین پیامد مثبت اقتصادی تأمین هزینه های زندگی و مایحتاج روزانه است که این امر نشان می دهد قاچاق سوخت از فقر اقتصادی در کوتاه مدت در منطقه مورد مطالعه جلوگیری کرده است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که قاچاق سوخت باعث تغییر رویکرد مردم نسبت به کار و فعالیت و ضعف روحیه کار و تلاش در منطقه شده است. از پیامدهای مثبت اجتماعی قاچاق سوخت در منطقه مورد مطالعه می توان به کاهش سرقت و بزهکاری اشاره نمود. با توجه به نتایج تحقیق؛ پیشنهاد می شود با در نظر گرفتن شرایط مرزی منطقه؛ نسبت به تدوین برنامه اقتصادی پایدار و تقویت ظرفیت های اشتغال آن اقدام شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان