ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۲۱ تا ۲٬۰۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۰۲۱.

ارزیابی محیط زندگی سالمندان به منظور برنامه ریزی تاب آوری کالبدی محیطی، مورد مطالعه: محله جلفا شهر اصفهان در همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
موضوع سالمندان و چالش های مربوط به آن ها به دلیل افزایش جمعیت این گروه سنی، به مسئله ای جهانی و مهم تبدیل شده و نیازمند توجه بیشتر است. شیوع همه گیری کرونا تأثیر عمیقی بر زندگی سالمندان گذاشته و بنابراین، ایجاد محیطی تاب آور می تواند به جلوگیری از انزوا و افزایش مشارکت فعال آن ها در جامعه، به ویژه در سطح محله، کمک کند این پژوهش با هدف بررسی شرایط محیطی محله جلفا اصفهان برای تقویت تاب آوری سالمندان، به ویژه در مواجهه با چالش های ناشی از همه گیری کرونا، پرداخته است. با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۳ سالمند، نتایج نشان می دهد که محیط زندگی سالمندان در سه مقیاس مسکن، واحد همسایگی و محله نقاط قوت قابل توجهی دارد، اما معایب و چالش هایی نیز وجود دارد. در مقیاس مسکن، سالمندان نسبتاً با چالش های بحران سازگار شده و ارزیابی مثبت از کیفیت محیط خود دارند، که نشانگر تاب آوری نسبی است. در مقیاس واحد همسایگی، علی رغم دسترسی مناسب به خدمات، کیفیت محیط نیازمند بهبود است. در سطح محله، تحلیل نشان می دهد که نقاط ضعف و تهدیدهای محیط بیشتر از فرصت ها و قوت ها هستند، که کاهش تاب آوری کلی محیط را نشان می دهد. یافته ها تأکید بر نیاز به مداخلات و راهبردهای مؤثر جهت بهبود شرایط و تقویت تاب آوری سالمندان دارند. در نتیجه، اصلاح و توسعه فضاهای زندگی در محله و ارتقاء امکانات و خدمات می تواند اثر مثبت بر کیفیت زندگی سالمندان و مقاومت آن ها در برابر بحران ها داشته باشد. این مطالعه بر اهمیت توجه جدی به بهبود محیط زندگی سالمندان برای افزایش سلامت و رفاه آن ها تأکید می کند.
۲۰۲۲.

تحلیل پیامدهای جاپای بوم شناختی بر پایداری کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۶
جاپای بوم شناختی نشان دهنده میزان مصرف منابع طبیعی و خدمات موردنیاز انسان است و برابر با مقدار زمین یا آب لازم برای تأمین نیازهای مصرفی جامعه و جذب پسماندهای تولیدی آن ها می باشد. در این پژوهش، از روش های جاپای بوم شناختی و نرم افزار GIS برای تجزیه وتحلیل داده ها و ارزیابی پایداری استفاده شده است. جاپای بوم شناختی و ظرفیت زیستی شهر تهران با بهره گیری ازاین روش کمی و ارزیابی جاپای بوم شناختی و ظرفیت زیستی، از روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای استفاده شده است. تحلیل های انجام شده نشان می دهد که جاپای بوم شناختی تهران معادل 6.12 هکتار و ظرفیت زیستی آن 0.0141 هکتار است. شهر تهران در مقایسه با ظرفیت زیستی و جاپای بوم شناختی خود دچار کمبود زیست محیطی است و از نظر اکولوژیکی در وضعیت ناپایداری قرار دارد. بررسی ظرفیت زیستی آن با کسری تعادل اکولوژیکی معادل 74,632,890.7 هکتار مواجه است. بر اساس محاسبات انجام شده، کلان شهر تهران از نظر بوم شناختی ناپایدار است و با الگوهای مصرف فعلی، ساکنان آن توانایی تأمین نیازهای خود از طریق تولیدات داخلی را ندارند. میزان مصرف در این شهر از حد اکولوژیکی جهانی فراتر رفته و ظرفیت زیستی قابل تحمل محیط، پاسخگوی نیازهای ساکنان نیست. برای مواجهه با مشکل ناپایداری و کاهش جاپای بوم شناختی، لازم است که به طور جامع و چندجانبه اقداماتی صورت گیرد. این اقدامات شامل مدیریت منابع، کاهش مصرف، بهبود زیرساخت های شهری، و افزایش آگاهی عمومی می باشند. اجرای این راهکارها به کاهش فشار بر منابع طبیعی، بهبود کیفیت زندگی شهروندان و ایجاد شهری پایدار کمک کند.
۲۰۲۳.

تحلیلی بر توسعه شهرنشینی و آسیب های محیط زیست در ارتباط با تغییرات کاربری اراضی، مطالعه موردی: شهر بناب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۳
طبق اصل پنجاهم قانون اساسی ایران؛ حفظ محیط زیست وظیفه ای عمومی است. در این میان پیوند میان ملاحظات زیست محیطی باسیاست های کاربری اراضی، رهیافتی برای پیشگیری از آسیب های زیست محیطی محسوب می شود. اهمیت موضوع ازآن جهت است که جایگاه برنامه ریزی کاربری زمین را در حفظ منابع زیست محیطی نشان می دهد؛ این در حالی است که تغییر کاربری زمین های کشاورزی و باغات پیرامون شهرها در نیم قرن اخیر، منابع حیاتی اکوسیستم را در معرض تهدید قرار داده است. تحقیق حاضر این مسئله را در شهر بناب از توابع استان آذربایجان شرقی بررسی کرده است. داده های تحقیق مربوط به بازه های زمانی 2002، 2012 و 2022 است. در پردازش تصاویر از روش Fuzzy Art Map استفاده گردید. روش جداول متعامد و ضریب کاپا، برای پایش تغییرات کاربری اراضی انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در حدود 1830 هکتار از اراضی کشاورزی شامل اراضی باغات و اراضی دیم در بازه زمانی 2002-2022 به ساخت وسازهای شهری تبدیل شده است. تشدید ساخت وسازها طی سال ها باعث فشار قابل توجهی بر بستر اکولوژیک، به ویژه اراضی کشاورزی شده است. بیشترین حجم این تغییرات کاربری بین سال های 2012-2022 است که نشان دهنده ضریب افزایشی و شدت تخریب اراضی کشاورزی در سال های اخیر است. در نتیجه این تغییرات؛ کیفیت منابع آبی زیرزمینی و خاک های محدوده اطراف شهر به دلیل کاهش سطوح قابل نفوذ خاک، نفوذ شیرابه زباله ها، ورود حجم زیادی از فاضلاب های خانگی و صنعتی، به شدت کاهش یافته است. حفظ و احیای این منابع حیاتی، نیازمند استراتژی های باز زنده سازی محیط زیست در تصمیمات و برنامه ریزی کاربری زمین می باشد.
۲۰۲۴.

شناسایی و سطح بندی عوامل تأثیرگذار در مدیریت مطلوب شهری در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر به شناسایی و سطح بندی عوامل اثرگذار در مدیریت مطلوب شهری در کلان شهر تهران می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل دقیق روابط بین عوامل مختلف و تعیین متغیرهای کلیدی مؤثر بر بهبود مدیریت شهری است. در این تحقیق، ابتدا عوامل مؤثر بر مدیریت مطلوب شهری از طریق مصاحبه با 17 نفرازخبرگان و متخصصان حوزه مدیریت شهری با روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی شناسایی شد. سپس، برای سطح بندی عوامل، از الگوی ساختاری تفسیری فراگیر استفاده گردید و تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که عامل «فعالیت های داوطلبانه» در سطح چهارم، به عنوان سنگ زیرین مدل عمل می کند. در سطح سوم، عوامل «عدالت فضایی درون شهری» و «کیفیت جامعه مدنی» که ارتباط دوسویه ای با یکدیگر دارند، قرار دارند و بر عوامل «به روز نبودن مدیران شهری»، «رضایتمندی شهروندان» و «مداخله بازیگران غیررسمی» اثرگذار هستند. متغیرهای «مدیریت یکپارچه»، «آینده سازی شهری»، «مشارکت شهروندی»، «روابط غیررسمی» و «تورم مقررات شهری» به خودی خود تأثیری بر دیگر عوامل ندارند. تحلیل نشان دهنده وجود ارتباطات قوی مابین مؤلفه ها در مدل به دست آمده است. همچنین نشان دهنده وجود عوامل مهم تری برای متغیرهای پنهان مدیریت مطلوب شهری در کلان شهر تهران است. متغیرهای «مدیریت یکپارچه» و «آینده سازی شهری» و «مشارکت شهروندی» و «روابط غیررسمی» و «عدالت فضایی درون شهری» و «کیفیت جامعه مدنی» و «به روز نبودن مدیران شهری» و «تورم مقررات شهری» و «رضایتمندی شهروندان» و «مداخله بازیگران غیررسمی» از نظر اثرگذاری و اثرپذیری جزء متغیرهای پیوندی هستند به این مفهوم متغیرهای موجود در آن از قدرت نفوذ قوی و نیروی وابستگی قدرتمندی برخوردارند. متغیر «فعالیت های داوطلبانه» جزء متغیرهای کلیدی به شمار می رود که در دسته متغیرهای مستقل قرارگرفته است و تأثیر بسیار زیادی بر مدیریت مطلوب شهری در کلان شهر تهران دارد.
۲۰۲۵.

دستیابی به عملکرد پایدار: کاربرد قابلیت اینترنت اشیاء در انجام اقدامات و فرآیندهای محیط زیستی در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۹
علی رغم مزیت های بی شمار شرکت های کوچک و متوسط در افزایش اشتغال، افزایش تولید ملی و بهبود کیفیت زندگی جامعه، عدم تداوم عملکرد آن ها به عنوان یکی از چالش های اساسی در کشور شناخته شده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش قابلیت های اینترنت اشیاء و اقدامات محیط زیستی مناسب بر پایداری عملکرد شرکت های کوچک و متوسط است. جامعه آماری این پژوهش، مدیران ارشد شرکت های کوچک و متوسط پنج استان منتخب کشور (اصفهان، تهران، فارس، خراسان رضوی و آذریابجان شرقی) بوده که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، تعداد 42 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش با استفاده از رویکرد دلفی فازی، معیارهای پایداری عملکرد و اقدامات محیط زیستی مناسب شناسایی شده از ادبیات پژوهش متناسب با شرکت های کوچک و متوسط پنج استان منتخب کشور بومی سازی شد. در ادامه با استفاده از مرحله اول ماتریس خانه کیفیت فازی، ارتباط قابلیت های اینترنت اشیاء در انجام اقدامات محیط زیستی مناسب موردبررسی قرار گرفت. نتایج این بخش نشان داد که اینترنت اشیاء بیشترین میزان تأثیر را بر انجام فرآیندهای بهینه، ارزیابی عملکرد و تعهد به استانداردهای محیط زیستی دارد. همچنین نتایج حاصل از مرحله دوم ماتریس خانه کیفیت فازی نشان داد که انجام اقدامات محیط زیستی مناسب بیشترین میزان تأثیر را بر دستیابی به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، مصرف انرژی و منابع، رضایت مشتریان، کیفیت محصولات تولیدشده و میزان درآمد در شرکت های کوچک و متوسط دارد.
۲۰۲۶.

شناسایی و تبیین مؤلفه های جایزه ملی تعالی سبز با رویکرد آموزش و فرهنگ سازمانی سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۷
امروزه برای تمامی سازمان ها در هر ابعادی آشکار است که عدم توجه به مؤلفه های پایداری حاصل از عملکردشان منجر به زیان های جبران ناپذیری در حیطه اعتبار سازمانی و شخصی آنها می شود. در سال های اخیر تا حدودی آگاهی عمومی نسبت به اهمیت و مشکلات محیط زیستی بالا رفته و همین امر باعث شده تا افراد، گروه ها و سازمان های مختلف برای بالابردن اعتماد و مشارکت بیشتر کارکنان خود و همچنین رسیدگی به مسئولیت اجتماعی در قبال مسائل محیط زیستی، توجه بیشتری به کاهش اثرات محیط زیستی کارکردشان نسبت به گذشته داشته باشند و در این زمینه برنامه ریزی و اقدام نمایند. در همین جهت، سازمان های ارزیابی کننده نیز اقدام به طراحی و اجرای استانداردها و فرآیندهایی برای بررسی، ممیزی و امتیازدهی به این برنامه ها نموده اند. در این پژوهش تلاش شده است تا با پژوهش در مقالات معتبر داخلی و خارجی، شناسایی جوایز ملی و بین المللی مرتبط و بهره گیری از نظرات خبرگان حوزه های آموزش محیط زیست، فرهنگ سازمانی سبز، توسعه پایدار و مدل های تعالی، محتوای لازم برای ارزیابی سازمان ها در قالب یک جایزه ملی تعالی با مؤلفه های آموزش و فرهنگ سازمانی سبز را استخراج نماید. برای انجام این کار در سه مرحله از خبرگان توسط پرسشنامه نظرسنجی صورت گرفت. نتایج حاصل از داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQUDA منجر به شناسایی 85 مؤلفه نهایی برای بررسی عملکرد سازمان ها در حوزه آموزش محیط زیست و فرهنگ سازمانی سبز شده است که در این مقاله معرفی شده اند.
۲۰۲۷.

تبیین و سنجش عوامل مؤثر بر کاربرد هوش مصنوعی در توسعه گردشگری پزشکی، مطالعه موردی: شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
هوش مصنوعی، یک نیروی دگرگون کننده در گردشگری پزشکی بوده و این بخش را به سمت پیشرفت های جدید سوق داده است. هوش مصنوعی در گردشگری پزشکی نه تنها ارائه درمان های باکیفیت را تسهیل کرده است بلکه تجربه کلی بیماران را نیز ساده و تغییرات قابل توجهی را در پویایی این صنعت ایجاد کرده است به گونه ای که ادغام سیستم های مراقبت بهداشتی هوشمند که از فناوری های هوش مصنوعی بهره می برند، نقشی اساسی در اکوسیستم مراقبت های بهداشتی به ویژه در زمینه نظارت بر گردشگران پزشکی ایفا می کند. علاوه بر این استفاده از هوش مصنوعی به کاهش هزینه های درمان و ساده سازی گردش کار اطلاعات نیز کمک می کند؛ بنابراین به کارگیری فناوری های پیشرفته و هوش مصنوعی، کارایی، اثربخشی و مقرون به صرفه بودن خدمات مراقبت های بهداشتی را افزایش داده است که هم برای ارائه دهندگان و هم برای گردشگران پزشکی سودمند است. ازاین رو، مهم ترین هدف پژوهش پیشِ رو ارائه مدلی در راستای شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر کاربرد هوش مصنوعی در توسعه گردشگری پزشکی شهر اهواز است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر نوع و ماهیت، توصیفی– تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را 50 نفر از خبرگان بخش گردشگری و بخش درمانی تشکیل دادند که به دلیل محدود بودن جامعه، همه افراد به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین وزن را بعد تکنولوژی با امتیاز (2021/0) دارد و بعدازآن بعد اقتصادی با امتیاز (2043/0)، ارتباطی و اطلاع رسانی با امتیاز (2021/0)، زیرساختی با امتیاز (1971/0) و اجتماعی با امتیاز (1864/0) رتبه های دوم تا پنجم را به خود اختصاص داده است.
۲۰۲۸.

تعیین پیشران های کلیدی مؤثر بر گردشگری پایدار، مطالعه موردی: شهر طرقبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
امروزه گردشگری به عنوان یکی از صنایع برجسته جهانی مطرح است که علاوه بر ایفای نقش به عنوان محرک رشد اقتصادی، بستری کلیدی برای ارتقای توسعه پایدار شهری نیز به شمار می آید. باوجوداین، بسیاری از شهرها علی رغم برخورداری از ظرفیت های قابل توجه گردشگری، در بهره گیری از این مزیت ها جهت دستیابی به نتایج پایدار توسعه با دشواری مواجه بوده اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار بر گردشگری در ابعاد مختلف پایداری و بررسی میزان همبستگی میان آن ها در شهر طرقبه انجام شده است؛ شهری که از منابع و امکانات متمایزی برخوردار بوده و قابلیت بهره برداری در مسیر توسعه گردشگری شهری را دارد. از منظر روش شناسی، این تحقیق کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و ترکیبی از روش های کمی و کیفی صورت پذیرفته است. در مرحله نخست، عوامل مرتبط از طریق مشاوره با دوازده متخصص گردشگری که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند، شناسایی گردید. در مرحله دوم، با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختاریافته، عوامل اصلی مؤثر بر توسعه گردشگری پایدار در طرقبه تعیین و سپس به کمک ماتریس اثرات متقاطع، میزان تأثیرگذاری و وابستگی متغیرها مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته های پژوهش بیانگر بی ثباتی در نظام گردشگری طرقبه است و شش عامل اصلی را آشکار می سازد: (۱) رویدادهای فرهنگی نظیر جشنواره ها، نمایشگاه ها، همایش ها و سمینارها؛ (۲) سرمایه گذاری بخش خصوصی؛ (۳) ارتقای رقابت پذیری؛ (۴) توزیع عادلانه امکانات؛ (۵) چارچوب های سیاست گذاری کلان؛ و (۶) گسترش محیط های ساخته شده مرتبط با گردشگری. این عوامل در مجموع نیروهای تعیین کننده ای محسوب می شوند که مسیر توسعه گردشگری پایدار شهر را ترسیم می کنند..
۲۰۲۹.

تحلیل نقش منابع محیطی در گردشگری شهری خوانسار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
هدف این مقاله تحلیل نقش منابع محیطی در انگیزش گردشگران برای سفر به شهر 22 هزار نفری خوانسار است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های اسنادی و پیمایشی است. شناسایی منابع محیطی تأثیرگذار بر گردشگری، با مطالعه در ادبیات تحقیق و جلسات مشورتی با مدیر و کارشناسان اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و کارشناسان امور اجتماعی و اداره امور اقتصادی فرمانداری شهرستان خوانسار صورت گرفته است. ارزیابی میزان انگیزش هر منبع، توسط نمونه آماری 350 نفره از گردشگران منطقه انجام شده است. تعداد نمونه بر مبنای مدل کوکران از برآورد جامعه آماری 4000 نفر گردشگر در سال به طریق طبقه بندی شده انتخاب گردیده اند. ابزار گردآوری داده های پیمایشی، پرسشنامه حاوی 37 گویه با قابلیت ارزیابی در 5 طیف لیکرت بوده و برای تحلیل داده ها از آزمون های فریدمن و تی تست تک نمونه ای استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان دادند که 15 منبع از مجموع 37 منبع، در ایجاد انگیزه برای سفرهای گردشگری در خوانسار «تأثیرگذار» بوده، 13 منبع «نسبتاً تأثیرگذار» و 9 منبع «فاقد تأثیرگذاری»، ارزیابی شده اند. نتایج همچنین نشان داد که برای جلب گردشگر، دو بعد اقتصادی و فرهنگی دارای جذابیت بسیار بوده و سه بعد دیگر، جذابیت بینابینی داشته اند. جایگاه طبیعت و محیط زیست در منابع گردشگری خوانسار در زمان انجام تحقیق برای جلب گردشگر چندان مناسب نبوده و خشک سالی ها و عوامل دیگر، جذابیت های محیط طبیعی آن برای گردشگران را تا حدود زیادی تضعیف کرده است.
۲۰۳۰.

تبیین و تحلیل شاخص های ارزیابی سلامت با رویکرد ساخت سیستم شاخص در اکوسیستم گردشگری رامسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۵
اختلال های انسانی از جمله تخریب زیستگاه ها و گسترش انواع آلودگی باعث آسیب به اکوسیستم ها شده و سلامت آن ها را تحت تأثیر قرار داده است. اکوسیستم گردشگری به عنوان یکی از بزرگ ترین پیشران های اقتصادی جهان، نوعی اکوسیستم ترکیبی ویژه است که دربردارنده طبیعت، اقتصاد و جامعه می باشد و به عنوان یک سیستم چندگانه، در بخش های مختلف تخریب شده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین شاخص های مورداستفاده در روش های ارزیابی سلامت اکوسیستم گردشگری، با در نظر گرفتن یک اکوسیستم گردشگری با سیمای سرزمین متنوع، روش های ارزیابی سلامت اکوسیستم را تحلیل و با استفاده از رویکرد ساخت سیستم شاخص، شاخص ها را به وسیله مدل VORSH شامل توان، ساختار سازمانی، تاب آوری، خدمات اکوسیستمی و سطح سلامت و تحصیلات ساکنان تعیین می نماید. سپس از طریق وزن دهی به شاخص ها با استفاده از ANP فازی ذهنیت پژوهشی جدیدی را برای توسعه پایدار گردشگری پیشنهاد می دهد. نتایج نشان می دهد که شاخص های تعداد گردشگران ورودی و وجود جاذبه های طبیعی، فرهنگی و تاریخی در بعد توان، نرخ تغییر کاربری زمین از اکولوژیک به غیر اکولوژیک، تراکم جمعیت و تراکم بازدیدکنندگان و میزان فاصله تا منطقه گردشگری در بعد ساختار، مناطق چهارگانه در بعد تاب آوری و حفظ تنوع زیستی و زیبایی شناختی در بعد خدمات اکوسیستمی بیشترین تأثیر را بر میزان سلامت اکوسیستم گردشگری دارند. با توجه به اثرگذارترین شاخص های این پژوهش، می بایست ظرفیت برد در هر مکان گردشگری در نظر گرفته شود تا موجب حفظ کیفیت و کمیت جاذبه ها شده و با توزیع بار گردشگری، از فشار بر اکوسیستم کاسته شود.
۲۰۳۱.

ارزیابی کمّی پتانسیل ژئوتوریسمی ژئومورفوسایت ها با استفاده از مدل های کامنسکو و سرانو (مطالعه موردی: استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۲۱
ژئوتوریسم به عنوان یکی از گرایش های کلیدی گردشگری پایدار نقشی مهم در حفاظت از میراث ژئومورفولوژیک و ارتقای سواد زمین دانشی جامعه دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی کمّی پتانسیل ژئوتوریسمی سه ژئوسایت شاخص استان اردبیل (گردنه حیران، دریاچه نئور و پل ورگه سران) انجام شده است. داده ها از مطالعات اسنادی، مشاهدات میدانی و تحلیل ثانویه گردآوری شد. برای سنجش توان ژئوتوریستی، از دو الگوی معتبر کامنسکو و سرانو  گونزالس تروبا بهره گرفته شد. مدل کامنسکو پنج بعد علمی، زیباشناختی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی را ارزیابی می کند و مدل سرانو بر ارزش های ذاتی  علمی، فرهنگی و کاربری  مدیریتی تمرکز دارد. نتایج نشان می دهد گردنه حیران در هر دو مدل بالاترین امتیاز را کسب کرده است (۷۰ در کامنسکو و 9/20 در سرانو)، درحالی که نئور به واسطه محدودیت های دسترسی و مدیریت کمترین امتیاز را به دست آورده است. همگرایی نتایج دو مدل اعتبار اولویت بندی ها را تقویت می کند و مسیر طراحی سیاست های فضایی  مدیریتی را روشن می سازد. بر پایه یافته ها، توصیه می شود ضمن بهبود زیرساخت و دسترسی، برنامه های تفسیر ژئوتوریستی، مدیریت ظرفیت برد و زون بندی حفاظتی  عملیاتی به ویژه در نواحی کم امتیازتر تقویت شود تا توسعه ژئوتوریسم با ملاحظات پایداری هم سو شود.
۲۰۳۲.

شناسایی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در منطقه حفاظت شده سفیدکوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
مناطق تحت حفاظت یکی از مهم ترین ذخایر زیستی و منابع تأمین کننده خدمات اکوسیستمی هستند که لزوم شناسایی مخاطرات محیطی و حفظ و بهره برداری بهینه از این منابع امری ضروری است. در مطالعه حاضر به منظور شناسایی مخاطرات محیطی موجود در منطقه حفاظت شده سفیدکوه به ارزیابی عوامل تهدیدکننده در چارچوب مدل مفهومی DPSIR از جمله «نیروی محرکه»، «فشار»، «وضعیت»، «اثر»، و «پاسخ» پرداخته شد. در ادامه پس از شناسایی عمده ترین مخاطرات محیطی به اولویت بندی این مخاطرات با استفاده از روش TOPSIS اقدام شد. مطابق نتایج به دست آمده 37 عامل در وقوع مخاطرات محیطی در منطقه حفاظت شده سفیدکوه نقش دارند که 32 عامل منشأ انسانی و 5 عامل منشأ محیطی دارند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که پیشران های تهدیدکننده در عوامل انسانی شامل افزایش جمعیت، ضعف مدیریتی، ضعف فرهنگی، و توسعه فعالیت های انسانی است و در ارتباط با عوامل طبیعی می توان به تغییرات اقلیمی در منطقه اشاره کرد. نتایج اولویت بندی مخاطرات محیطی نشان داد بین عوامل تهدیدکننده بیشترین مجموع وزنی مربوط به توسعه فعالیت های انسانی (0187/0) و کمترین مجموع وزنی مربوط به ضعف فرهنگی (065/0) است. همچنین عمده ترین مخاطرات محیطی با بیشترین وزن در منطقه به   ترتیب شامل «کمبود نیرو و امکانات حفاظتی» ، «پایش و کنترل ضعیف بر فعالیت های انسانی در منطقه»، «عملکرد ضعیف در اجرای قانون»، «شکار غیر مجاز»، «ورود دام مازاد به مراتع در فصل های غیر مجاز و حساس»، «گردشگری خارج از ظرفیت منطقه»، «توسعه فعالیت های اقتصادی نامناسب در منطقه (کشاورزی، صنعت، معدن کاری)»، و «تغییرات کاربری اراضی/ پوشش (کشاورزی به صنعت، جنگل به کشاورزی)» است. بنابراین، کنترل این مخاطرات مستلزم برنامه ریزی جامع و مدیریتی یکپارچه در سطح این منطقه است. نتایج این پژوهش می تواند با ارائه گستره ای از مخاطرات محیطی و درجه مخاطره پذیر بودن منطقه حفاظت شده سفیدکوه به تصمیم گیران و برنامه ریزان در تدوین برنامه ای مدیریتی و نیز اتخاذ اقداماتی راهبردی در این منطقه کمک کند.
۲۰۳۳.

ارزیابی چند بعدی سطح آسیب پذیری نواحی روستایی در برابر ریسک مخاطرات طبیعی (مطالعه موردی: نواحی روستایی شهرستان مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۴
چکیده کاهش آسیب پذیری، اصل اساسی در رویکرد مدیریت ریسک مخاطرات به منظور تاب آوری سکونتگاه های انسانی است. در این ارتباط، نیاز است که در وهله نخست، ارزیابی جامع و تفکیکی از مؤلفه های مؤثر بر آسیب پذیری انجام شود و سپس بر مبنای سطوح آسیب پذیری، برنامه ریزی های مرتبط با کاهش آن در سکونتگاه ها صورت پذیرد. پژوهش کاربردی حاضر نیز با این هدف در نواحی روستایی شهرستان مریوان استان کردستان با روشی توصیفی تحلیلی و با رویکردی استقرایی مبتنی بر سنجش در معرض بودن، حساسیت و ظرفیت سازگاری به عنوان مؤلفه های اصلی آسیب پذیری در روستاهای نمونه و تعمیم سطح آسیب پذیری به کل شهرستان با ابزارهای آمار فضایی GIS دربرگیرنده درونیابی (IDW)، تراکم کریجینگ و خودهمبستگی فضایی موران در برابر دو مخاطره اصلی زلزله و فرونسشت زمین ناشی از تداوم خشکسالی و برداشت بی رویه منابع آبی، صورت پذیرفت. تعیین وضعیت سکونتگاه ها در متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و کالبدی تعریف شده برای هر مؤلفه آسیب پذیری (شاخص) با اجماع گروه دلفی مبتنی بر راستی آزمایی و هماهنگی با دهیاران روستاهای نمونه انجام شد. یافته های به دست آمده نشان دادند که سطح و میزان آسیب پذیری در سکونتگاه های روستایی شرقی شهرستان به نسبت مرکز و غرب آن دارای تفاوت معنی داری است که بازتابی از دوری از مرکز شهرستان، جمعیت کمتر، الگوی توسعه ای مرکز - پیرامون و نازل بودن ظرفیت های سازگارانه و به ویژه تنوع اقتصادی است. همچنین، ناعدالتی و تفاوت فضایی شکل گرفته در میزان آسیب پذیری مبتنی بر الگوی خوشه ای و در مسیر شکل گیری دوقطبی فضایی دربرگیرنده نواحی دارای مطلوبیت (کاهش) و عدم مطلوبیت (افزایش) آسیب پذیری در شهرستان است و تنها در مؤلفه در معرض بودن است که این دو منطقه دارای وضعیت کیفی متفاوت هستند.
۲۰۳۴.

تحلیل تغییرات پوشش زمین در محور لارستان اوز با استفاده از تکنیک های تحلیل فضایی RS و GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات کاربری و پوشش زمین در محور ارتباطی لار اوز طی دوره زمانی 2004 تا 2024 و بررسی عوامل مؤثر بر این تغییرات انجام شده است. برای دستیابی به اهداف پژوهش از تصاویر ماهواره ای لندست 7 و 8 (سنجنده های ETM+ و OLI) استفاده شد و طبقه بندی کاربری و پوشش زمین به روش حداکثر احتمال برای سال های 2004، 2014 و 2024 در نرم افزار ENVI 5.6 انجام گرفت. ضریب کاپا برای بررسی صحّت نقشه ها به ترتیب برابر با 94 درصد، 97 درصد و 96 درصد ارزیابی و سپس تغییرات رخ داده با استفاده از روش مقایسه پس از طبقه بندی بررسی شد. در گام بعد برای بررسی عوامل مؤثر بر بروز تغییرات از مدل رگرسیون لجستیک در نرم افزار TerrSet استفاده شد و پارامترهای مورد بررسی با عنوان متغیرهای مستقل شامل: ارتفاع، شیب زمین، نزدیکی به جاده، نزدیکی به مراکز سکونتگاهی و نزدیکی به منابع آب (چاه های آب) در این مدل بررسی شد. نتایج نشان داد زمین های بایر طی بازه زمانی 20 ساله کاهش 46/9 درصدی داشته و از 0005/276 کیلومتر مربع در سال 2004 به 89/249 کیلومتر مربع در سال 2024 رسیده است. بیشترین تغییرات مربوط به مناطق ساخته شده بوده است؛ طوری که از 7656/35 کیلومتر مربع در سال 2004 به 4785/60 کیلومتر مربع در سال 2024 رسیده و رشد 1/69 درصدی داشته است. پوشش گیاهی منطقه نیز حدود 47/3 درصد افزایش یافته و از 2879/40 کیلومترمربع در سال 2004 به 6851/41 کیلومترمربع در سال 2024 رسیده است. در بررسی عوامل مؤثر بر بروز تغییرات با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک، مشخص شد که نزدیکی به منابع آب (چاه ها)، شیب و نزدیکی به جاده بیشترین تأثیرات را در ایجاد تغییرات در منطقه لار اوز داشته است و ارزیابی مدل رگرسیون لجستیک با شاخص های ROC و Pseudo-R² به ترتیب با مقادیر 939/0 و 426/0 بیانگر قابلیت بالای مدل در توصیف تغییرات و تعیین مناطق مستعد تغییر بود.
۲۰۳۵.

برنامه ریزی زیرساخت های سبز شهری با هدف رونق عملکرد محیطی جغرافیای سیمای سرزمین (مورد مطالعه: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۶
شهرنشینی، از جمله عوامل اصلی تغییر کاربری اراضی و پوشش زمین، تأثیرات عمیقی بر تعادل محتوای ساختاری، ساز کار آرایش فضایی، و ارتباط تنظیم فرایندی سیمای سرزمین دارد. این پژوهش، با هدف برنامه ریزی زیرساخت های سبز شهری، مبتنی بر اصول بوم شناسی سیمای سرزمین (ساختار، عملکرد، تغییر)، انجام شد. بدین منظور، نقشه های کاربری اراضی و پوشش زمین سال های 2003، 2013 و 2023 با استفاده از تصاویر ماهواره ای و نرم افزار ENVI 5.3 تهیه شد. سپس، با بهره گیری از مدل CA-Markov پیش بینی تغییرات سال 2033 در محیط نرم افزار TerrSet 18.3 انجام گرفت. همچنین، تحلیل سنجه های سیمای سرزمین در سطوح کلاس و سیمای سرزمین در محیط نرم افزار Fragstats v4.2 و شناسایی فرایندهای فضایی با استفاده از الگوریتم درخت تصمیم گیری انجام شد. در نهایت، با بهره گیری از اصول عملی برنامه ریزی، راهبردهایی برای ارتقای ساختار طبیعی و رونق عملکرد محیطی روند تغییر جغرافیای سیمای سرزمین ارائه شد. بر مبنای نتایج، بین سال های 2003 تا 2033، گسترش مناطق ساخت وساز همراه با فرایند تجمع فضایی، منجر به افزایش سطح (CA)، انسجام لکه های ساخت وساز (COHESION) و کاهش ازهم گسیختگی و پیچیدگی فضایی (کاهش IJI، ENN-MN، ED، PD، NP و LSI) ساخت جغرافیای سیمای سرزمین شده است. در مقابل، زیرساخت های سبز، نظیر پوشش گیاهی و اراضی بایر، با کاهش قابل توجه در شاخص های فضایی مواجه شده اند که نشان دهنده افزایش فرایندهای ساییدگی، انقطاع ساختاری، محدودیت عملکردی، و نهایتاً تأثیر نامطلوب بر یکپارچگی فرایندی سیمای سرزمین است. همچنین، کاهش تدریجی در سنجه های PD، NP، SHDI، ED و LSI و افزایش CONTAG در سطح سیمای سرزمین حاکی از کاهش تنوع، گسترش ساخت وساز، و ساده شدن ساختار سرزمین است. بر مبنای چارچوب تحلیلی پژوهش، با تنظیم پیوستگی ساختاری رونق عملکرد محیطی برنامه ریزی های چندکارکردی افزایش می یابد و راه حل های زیرساخت سبز  خاکستری فراتر عمل می کنند. بنابراین رعایت اصول «پیوستگی ساختاری»، «برنامه ریزی های چندکارکردی»، و «ادغام سبز خاکستری»، همراه با اصل «مشارکت اجتماعی» در روند شناخت نیازها و کسب خدمات سیمای سرزمین مؤثرتر عمل می کنند. و نهایتاً، برنامه های توسعه شهری، بر مبنای «ارزیابی شبکه زیرساخت سبز»، «استراتژی های برنامه ریزی»، «مشارکت ذی نفعان»، و «اجرا» به کار گرفته می شوند. از این طریق، با هدف ارتقای ساختار طبیعی، تخصیص عملکرد محیطی، و تبیین جغرافیایی سیمای سرزمین مدیریت بقای ساختاری و پایداری عملکردی زیرساخت های سبز شهری امکان پذیر می شود.
۲۰۳۶.

مدیریت راهبردی پسماندهای ناشی از گردشگری مذهبی: مطالعه موردی مکان یابی لندفیل زباله های شهری در استان های نجف و کربلا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۵
کشور عراق به طور کلی و استان های فرات میانی به طور خاص از ضعف بنیادین در سیستم های جمع آوری و دفع ایمن زباله های جامد شهری رنج می برند. فقدان استراتژی های ملی و تولید بالای زباله، به ویژه در مناسبت های مذهبی، ضرورت اقدام فوری برای اعمال یک روش کم هزینه و پایدار مدیریت پسماند را آشکار ساخته است. تصمیم راهبردی مدیران محلی که در نتیجه نشست های تخصصی با متخصصان امر از جمله محققان مطالعه حاضر حاصل شده است، بر مکان یابی زمین های مناسب برای دفن زباله به صورت متمرکز در هر استان و احداث لندفیل های بهداشتی مطابق با استانداردهای مهندسی، استوار است. ضعف قانونی در کشور عراق و نبود معیارهای شفاف برای مکان یابی در این مطالعه با بررسی سابقه مطالعه و ارائه مجموعه ای از معیارهای تأثیرگذار متناسب با شرایط کشور عراق و وزن دهی آن ها به روش SRS پیگیری شد. در نهایت با آینده پژوهی برای برآورد رشد جمعیت و افزایش تعداد گردشگران مذهبی، تخمینی از میزان زباله تولیدی ارائه و مکان هایی با سطح کافی برای احداث لندفیل از میان زمین های با مطلوبیت بالا در نقشه GIS ترکیبی، به نحوی که توانایی پذیرش زباله طی 50 سال آینده را داشته باشد، انتخاب و پیشنهاد شد.
۲۰۳۷.

بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم توسط کشاورزان دهستان خیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
تغییرات آب و هوایی اثرات منفی بر انسان ها و به ویژه بر جوامع کشاورزی گذاشته است. در این راستا اتخاذ استراتژی های سازگاری با تغییرات اقلیمی، مهمترین راه حل برای کاهش پیامدهای منفی این پدیده به شمار می رود. از این رو، عوامل مؤثر بر انتخاب شیوه های سازگاری با تغییرات آب و هوایی توسط کشاورزان دهستان خیر در شهرستان استهبان در این مطالعه ارزیابی شد. به منظور تبیین اهداف تحقیق، نخست راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم، بررسی و سپس درصد پذیرش هریک از راهبردها تعیین شد. در ادامه عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر پذیرش راهبرد های سازگاری با تغییر اقلیم با استفاده از الگوی پروبیت ترتیبی برآورد شد. نتایج نشان داد که روی آوردن به فعالیت های تولیدی و خدماتی، بالاترین درصد پذیرش (39/7۹ درصد) و کشت بذرهای اصلاح شده (1/17 درصد) کمترین درصد پذیرش را در بین کشاورزان داشته است. همچنین یافته ها حاکی از آن است که متغیرهای تحصیلات سرپرست خانوار، مالکیت زمین، دسترسی به چاه عمیق، اندازه مزرعه، شغل غیر کشاورزی و تنوع محصول، اثر مثبت و معنی داری بر پذیرش استراتژی های تغییر اقلیم دارند. این در حالی است که متغیرهای سن و بعد خانوار، تأثیر معنی داری نشان ندادند. با توجه به تأثیر مثبت فعالیت های خارج از مزرعه و تنوع محصول در مزرعه پیشنهاد می شود که کشاورزان علاوه بر تنوع بخشی به تولیدات کشاورزی، بر سایر فعالیت های غیر کشاورزی نیز به منظور بهبود وضعیت درآمد خود تمرکز نمایند.
۲۰۳۸.

تحلیل نگرش زنان روستایی نسبت به توسعه فعالیت های دام پروری (مطالعه موردی: دهستان کوت عبدالله شهرستان کارون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۲
امروزه بخش مهمی از برنامه ریزی توسعه روستایی به مشارکت و آگاهی زنان نیاز دارد؛ چراکه زنان نقش مهمی در توسعه روستایی ایفا می کنند. به همین منظور هدف پژوهش حاضر، تحلیل نگرش زنان روستایی دهستان کوت عبدالله درزمینه توسعه فعالیت های دامپروری است. جامعه آماری این پژوهش را 1003 خانوار دامدار شهرستان کارون در سال 1403 تشکیل می دهند. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 287 نفر محاسبه شد که از طریق روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته است. ضریب آلفای کرونباخ به منظور تشخیص شاخص های ترکیبی آن 0.72 به دست آمد. بر اساس تعریف نگرش، سه متغیر مستقل زیرمجموعه نگرش، درک، آگاهی و نگرش با تکیه بر شاخص های فردی اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت و برای هر مؤلفه نتایجی به دست آمد که در نهایت در چارچوب مفهوم نگرش مورد تحلیل و ارزیابی و نتیجه گیری قرار گرفت. 61 درصد کل نمونه آماری نگرش نسبتاً مثبت تا مثبت به حرفه دامپروری داشتند. مهم ترین انگیزه گرایش به این حرفه عامل اقتصادی و کمک به اقتصاد خانواده بود و مهم ترین عامل در کاهش انگیزه نبود امکانات و سختی و مشقت کار بود. صد درصد بانوان کمبود امکانات و همچنین عدم شرکت در دوره های آموزشی را از عوامل بازدارنده در گسترش حرفه دامپروری می دانستند. بر همین اساس مهم ترین پیشنهاد پژوهش، برنامه ریزی در راستای ارتقاء دانش زنان محدوده مورد مطالعه با برگزاری دوره های آموزشی و ترویجی است.
۲۰۳۹.

بررسی تأثیر توانمندسازی کشاورزان در مدیریت پایدار منابع آبی در شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
بحران کم آبی به عنوان یکی از چالش های اساسی عصر حاضر، ابعاد مختلف زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است. دراین میان، توانمندسازی کشاورزان به عنوان راهکاری مؤثر برای مدیریت پایدار منابع آب مطرح می شود. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر توانمندسازی کشاورزان بر مدیریت پایدار منابع آب با تأکید بر ابعاد پنج گانه توانمندسازی (اعتماد و اطمینان، احساس تأثیرگذاری، شایستگی، خودمختاری و استقلال، و معنی داری) در شهرستان خرم آباد انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی بوده و داده ها با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته در سه بخش ویژگی های فردی، شاخص های توانمندسازی و مدیریت آب جمع آوری شد. در این تحقیق، از روش نمونه گیری چندمرحله ای ترکیبی استفاده شد. در مرحله اول، با بهره گیری از نمونه گیری خوشه ای تصادفی، جامعه آماری 12500 نفری کشاورزان به خوشه های همگن جغرافیایی (بر اساس تقسیم بندی روستاها) تقسیم و 10 خوشه به صورت تصادفی تعیین شد. سپس از هر خوشه، 32 کشاورز (جمعاً 320 نفر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در مرحله دوم، به منظور افزایش دقت و کاهش خطای نمونه گیری، از نمونه منتخب، 175 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی سیستماتیک با فاصله (2 k=) به عنوان نمونه نهایی تحقیق برگزیده شدند. یافته ها نشان داد که همبستگی معنی داری (0.495 r=) بین مؤلفه توانمندسازی و مدیریت پایدار آب وجود دارد. همچنین، حدود 24.5 درصد از تغییرات مدیریت پایدار آب توسط متغیر توانمندسازی تبیین می شود. برگزاری دوره های آموزشی مدیریتی و اجرایی برای توانمندسازی کشاورزان به منظور مدیریت بهینه منابع آبی و تصمیم گیری آگاهانه در مواجهه با بحران های آبی از جمله پیشنهادهای این پژوهش است.
۲۰۴۰.

تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش کشت گیاهان دارویی با تأکید بر معیارهای آموزشی، ترویجی و محیطی در مناطق روستایی: مطالعه موردی بخش همایجان استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
کشت گیاهان دارویی در سال های اخیر به عنوان گزینه ای سازگار با شرایط بومی و اقلیمی ایران، ظرفیت بالایی برای اشتغال زایی و افزایش درآمد روستاییان دارد. این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش کشت گیاهان دارویی در بخش همایجان شهرستان سپیدان در استان فارس انجام شد. جامعه آماری شامل کشاورزان منطقه مذکور بود که با استفاده از فرمول کوکران، ۱۵۰ نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد که روایی صوری آن با استفاده از نظرات گروهی از متخصصان حوزه های توسعه روستایی و ترویج کشاورزی تأیید شد. به منظور سنجش پایایی پرسش نامه، مطالعه پیش آهنگ در خارج از محدوده اصلی پژوهش اجرا و ضریب آلفای کرونباخ برای گویه ها بین 0.7 تا 0.89 به دست آمد که بیانگر پایایی قابل قبول آن است. سپس برآورد الگوی تحقیق با استفاده از مدل لاجیت صورت گرفت. نتایج نشان داد که مدل برآورد شده حدود ۵۰ درصد از واریانس پذیرش کشت گیاهان دارویی را تبیین می کند. متغیرهایی مانند سابقه کشاورزی، تأثیرپذیری اجتماعی، عوامل روان شناختی و درون فردی، فعالیت های ترویجی و قصد کشت اثر مثبت و معنی دار داشته درحالی که اندازه زمین اثری منفی نشان داد. نتایج نشان داد که فعالیت های ترویجی بیشترین اثر را بر پذیرش کشاورزان دارد. بر اساس این یافته ها، تقویت آموزش های ترویجی، ارتقای مهارت های فردی و تدوین سیاست های حمایتی جامع می تواند راهکاری مؤثر برای توسعه پایدار کشت گیاهان دارویی در مناطق روستایی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان