ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۹۴۱.

بررسی عوامل موثر بر امنیت غذایی در ایران با تاکید بر رد پای محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۳۹
امنیت غذایی از نیازهای اساسی همه جوامع بشری است که به عنوان یکی از محورهای توسعه در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. محیط زیست نیز زیستگاه انسان ها و بستر همه فعالیت های بشر است. با توجه به نقش و اهمیت محیط زیست در تامین غذا و امنیت غذایی، در این مطالعه با استفاده از سیستم معادلات همزمان – رگرسیون های به ظاهر نامرتبط به بررسی تاثیر رد پای محیط زیست، متغیرهای اقتصادی و کشاورزی بر امنیت غذایی ایران در دوره 1400-1369 پرداخته شده است. نتایج نشان داد که متغیرهای رد پای محیط زیست، ارزش افزوده بخش کشاورزی، درآمد سرانه، عملکرد غلات و مصرف انرژی به ترتیب با ضرایب  0.605، 0.122، 0.012، 0.373 و 0.202 دارای تاثیر مثبت و معنی دار بر امنیت غذایی در ایران بودند. همچنین متغیرهای ردپای محیط زیست، ارزش افزوده بخش کشاورزی، مصرف انرژی و تورم به ترتیب با ضرایب 0.457، 0.176، 0.310 و 0.027 تاثیر منفی بر مخارج نهایی مصرفی خانوارها داشتند اما درآمد سرانه با ضریب 0.115 سبب افزایش مخارج نهایی مصرفی خانوارها شده است. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع امنیت غذایی پیشنهاد می شود به منظور حفظ و بهبود امنیت غذایی، سیاست های حمایتی بخش کشاورزی، افزایش سرمایه گذاری در تولید غذا و سیاست های افزایش قدرت خرید افراد بیشتر مورد توجه قرار گیرند. از آن جایی که محیط زیست زمینه ساز و بستر همه فعالیت های انسانی از جمله تولید غذا است، در بلندمدت توجه به پایداری محیط زیست و بهبود کیفیت آن، از طریق به کارگیری فناوری های کمتر آلاینده در تولید محصولات کشاورزی و غذایی می تواند بر افزایش امنیت غذایی موثر باشد.
۱۹۴۲.

الگوی تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری با تکیه بر ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی استان های منتخب گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
ذی نفعان صنعت گردشگری با ایجاد تاب آوری می توانند در برابر بحران ها بهبود یابند و بر اقتصاد ملی تأثیرگذار باشند. همچنین، با در نظر گرفتن ظرفیت های اجتماعی-فرهنگی، ذی نفعان می توانند بحران ها را به فرصتی برای رشد و توسعه پایدار تبدیل کنند. بنابراین، توجه به ایجاد تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری و ارتقاء آن برای توسعه پایدار ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری با تکیه بر ظرفیت های اجتماعی-فرهنگی در استان های برگزیده گردشگری ایران (تهران، یزد، اصفهان و همدان) انجام شده است. این پژوهش از نوع بنیادی است، و روش پژوهش کیفی و به روش داده بنیاد صورت پذیرفته است. داده ها با روش نمونه گیری هدفمند نظری و با استفاده از ابزار مصاحبه عمیق با خبرگان پژوهش گردآوری و با استفاده از اصول تحلیل داده ها و مبانی کدگذاری، با کمک نرم افزار (مکس کیو دی ای) انجام شده است. در نتیجه الگوی پژوهش در 6 طبقه اصلی (موجبات علی، پدیده اصلی، شرایط زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها)، 6 مقوله اصلی (تعالی فرهنگی و معنوی جامعه، فرهنگ حمایت و نوآوری، چالش های صنعت گردشگری، تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری، مدیریت تاب آوری، صنعت گردشگری تاب آور و پایدار)؛ 18 مقوله فرعی (سلامت معنوی، هم بستگی و انسجام اجتماعی، سلامت معنوی، نوآوری و خلاقیت، حمایت های دولتی و غیردولتی، چالش های صنعت گردشگری، ایجاد تاب آوری و حفظ ارزش های حاکم بر صنعت گردشگری، بهره مندی از ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی، و غیره)؛ 64 کد مفهومی ارائه گردیده است. انتظار می رود به کارگیری الگوی تعیین شده در جهت تاب آوری و بهبود عملکرد صنعت گردشگری بهره برداری شود.  
۱۹۴۳.

سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی در بافت مرکزی شهر اهواز(خیابان سلمان فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
مسیر پیاده تجلی گاه حیات مدنی شهر و محل رخداد وقایع و فعالیت های اجتماعی شهروندان در زندگی و حیات شهری می باشد. لذا هدف اصلی این پژوهش، سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی خیابان سلمان فارسی در بافت مرکزی شهر اهواز می باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است و از روش اسنادی و پیماشی برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در بعد کالبدی(5/58)، عرض مناسب پیاده راه با توجه به حجم زیاد عابرین، بیشترین تأثیر را در میزان رضایت شهروندان از پیاده راه شامل می شود و در بعد اجتماعی که در جایگاه دوم قرار دارد(30/22)، تمایل شهروندان به پیاده روی درخیابان سلمان فارسی بیشترین اولویت را داشته است.
۱۹۴۴.

آینده پژوهی نقش پیشران های کلیدی گردشگری خلاق شهری در راستای توسعه ی پایدار (مورد مطالعه: کلان شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۸
شناسایی عوامل کلیدی گردشگری خلاق شهری، به عنوان یک راهبرد نوین، برای توسعه پایدار کلان شهرهایی مانند اهواز ضروری است. این اقدام با هدف تنوع بخشیدن به اقتصاد، کاهش وابستگی به منابع ناپایدار و ایجاد فرصت های شغلی، به بهبود کیفیت زندگی شهری کمک می کند. تحلیل این عوامل، امکان برنامه ریزی هدفمند برای بهره برداری از پتانسیل های فرهنگی و هنری شهر و در نتیجه دستیابی به توسعه ای پایدار و فراگیر را فراهم می سازد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی نقش گردشگری خلاق شهری در راستای توسعه ی پایدار در کلان شهر اهواز است پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و ازحیث روش ترکیبی از روش های کتابخانه ای و پیمایشی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی می باشد. قلمرو پژوهش شهر اهواز بوده است.جامعه آماری این پژوهش 35 نفر از کارشناسان شهری، مدیران شهری و کارشناسان گردشگری شهری است.جهت تجزیه تحلیل دادها از روش دلفی، ماتریس اثرات متقاطع(میک مک) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که عواملی مانند آگاهی اجتماعی، مشارکت مردمی، و برندسازی نقش حیاتی در توسعه پایدار این صنعت دارند. در نهایت، با تأکید بر این پیشران ها، راهبردهایی برای برنامه ریزی و بهبود وضعیت گردشگری خلاق در این کلان شهر ارائه شده است.
۱۹۴۵.

تحلیلی بر اثرات توسعه گردشگری بر کیفیت زندگی شهروندان مطالعه موردی: شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۶
مقدمه شهرها با داشتن تنوع زیادی از جاذبه های اولیه و فرعی به عنوان مقصد گردشگری انتخاب می شوند و سازمان جهانی گردشگری ملل متحد این نوع از فعالیت گردشگری را که در فضای شهری انجام می شود، گردشگری شهری می نامد. گردشگری شهری نقش بسیار مهمی در توسعه شهرها نیز ایفا می کند، زیرا امروزه بسیاری از شهرها میزبان تعداد قابل توجهی از گردشگران هستند و در مبحث توسعه، صنعت گردشگری به عنوان ابزاری سودمند برای توسعه محلی تلقی می شود که به عنوان پاسخی مثبت به تغییرات منفی اقتصادی است. هنگامی که جامعه ای به مقصد گردشگران تبدیل می شود، فعالیت های گردشگران بر زندگی ساکنان آن جامعه تأثیر می گذارد، به طوری که صنعت گردشگری را می توان به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی ساکنان مقاصد گردشگری دانست. توسعه گردشگری در مناطق شهری می تواند اثرات بسیار زیادی روی کیفیت زندگی شهروندان بگذارد. توسعه گردشگری منضمن توجه به توسعه در همه سطوح فردی، سازمانی، ملی و بین المللی است و پایداری آن مستلزم استفاده از منابع، مدیریت، سرمایه گذاری، پیشرفت فناوری و تغییر ساختاری و نهادی است که با بازه های حال و آینده بشر سازگار باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، پیمایشی کمی است. جامعه آماری تحقیق را شهروندان شهر کرمان تشکیل داده که طبق سرشماری سال 1395 جمعیت این شهر برابر با 537718 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده است. به منظور گردآوری داده ها و اطلاعات تحقیق، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه پس از آنکه ایرادهای آن توسط اساتید و کارشناسان مشخص شد، ایرادهای مورد نظر دوباره اصلاح شده و پس از بررسی های دوباره توسط اساتید و کارشناسان روایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین، به منظور به دست آوردن پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آلفای به دست آمده برای پرسشنامه برابر با 0/78 بوده است که پایایی مناسب پرسشنامه را برای سنجش متغیرهای تحقیق نشان می دهد. در این تحقیق از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی به همراه 24 گویه استفاده شده است (جدول 1). به منظور تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها یافته های پژوهش به دو صورت توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج یافته های توصیفی نشان داد 59 درصد از پاسخ گویان را مردها و 41 درصد را زنان تشکیل داده اند. از نظر وضعیت تأهل 64 درصد را متأهل ها و 36 درصد نیز مجردها به خود اختصاص داده اند. از نظر سنی 21 درصد در گروه سنی 21 تا 30 سال، 33 درصد در گروه سنی 41 تا 50 سال، 17 درصد در گروه سنی 41 تا 50 سال، 20 درصد در گروه سنی 51 تا 60 سال و 9 درصد نیز در گروه سنی بالاتر از 60 سال قرار دارند. از نظر تحصیلی 13 درصد از فراوانی در گروه تحصیلی زیر دیپلم، 21 درصد در گروه تحصیلی دیپلم، 8 درصد در گروه تحصیلی فوق دیپلم، 35 درصد در گروه تحصیلی کارشناسی و 20 درصد نیز در گروه تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر قرار دارند. از نظر اشتغال 27 درصد در گروه شغلی کارمند، 11 درصد در گروه دانشجویان، 15 درصد در گروه خانه دار، 36 درصد در گروه شغلی آزاد و 11 درصد نیز در گروه بازنشستگان قرار دارند. نتیجه گیری نتایج پژوهش نشان داد توسعه گردشگری اثرات زیادی روی متغیرهای کیفیت زندگی گذاشته که بیشتر مواقع این اثرات مثبت و موجب بهبود وضعیت آن متغیر شده است. نتایج بررسی وضعیت کیفیت زندگی در شهر کرمان نشان داد وضعیت متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی کیفیت زندگی در وضعیت مطلوب قرار دارند. نتایج بررسی اثرات توسعه گردشگری بر کیفیت زندگی نشان داد توسعه گردشگری بیشترین تأثیر را بر متغیر اقتصادی کیفیت زندگی داشته و بر متغیرهای اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی نیز تأثیر گذار بوده است. نتایج پژوهش بیانگر این است که اثرات گردشگری بر شهرها متنوع هستند و می توانند هم مثبت و هم منفی باشند. به طور کلی، گردشگری می تواند به توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد شهرها کمک کند. از سوی دیگر، گردشگری می تواند به ایجاد مشکلات محیطی، اجتماعی و فرهنگی نیز منجر شود، به خصوص اگر به صورت غیرپایدار و بدون برنامه ریزی انجام شود. بنابراین، توسعه گردشگری علاوه بر اینکه می تواند موجب بهبود کیفیت زندگی شهروندان شود به همان اندازه نیز می تواند موجب خسارت به محیط های شهری شود و به بروز ناهنجاری های اجتماعی نیز کمک کند. از جمله محدودیت های که بر سر راه توسعه گردشگری در شهرها و به خصوص شهر کرمان وجود دارد می توان به موانع اقتصادی، فرهنگی، زیرساختی و اجتماعی و حتی سیاسی نیز اشاره کرد. وجود برخی قوانین که دسترسی گردشگران را به برخی مناطق محدود می کند، هزینه های بالای اقامت، حمل و نقل و تفریحات، عدم تخصیص بنزین آزاد به خودروهای شخصی، مشکلات بهداشتی، کمبود زیرساخت همچون هتل و مهمانسراها، کمبود آموزش در زمینه گردشگری برای ساکنان محلی و کمبود تبلیغات و اطلاعات در مورد جاذبه های گردشگری می توان اشاره کرد. بنابراین، پیشنهاد می شود که مسئولان امر به خصوص مدیران شهری تا جایی که امکان پذیر است موانع موجود بر سر راه توسعه گردشگری در شهر کرمان را کاهش دهند تا علاوه بر سفر راحت برای گردشگران باعث افزایش تعداد گردشگران داخلی و خارجی نیز در شهر شوند. در نهایت، یادآوری این نکته ضروری است که گردشگری می تواند یک ابزار قدرتمند برای توسعه شهری باشد، اما باید به طور پایدار و مسئولانه مدیریت شود تا بتوان از فواید آن بهره برد و از آثار منفی آن جلوگیری کرد.
۱۹۴۶.

شناخت الگوی هوشمند سازی حمل و نقل عمومی از دیدگاه شهروندان (مطالعه موردی مناطق 15 گانه شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۷
سیستم های حمل و نقل هوشمند می توانند نقش بسیار مؤثری در دستیابی به توسعه پایدار کلانشهرها بویژه در ایران داشته باشند. قطب اصلی در حمل و نقل عمومی شهروندان هستند بنابراین قبل از توسعه حمل و نقل عمومی هوشمند باید دیدگاه های شهروندان مطالعه شود. کلانشهر اصفهان از دیدگاه توسعه زیرساخت های فنی و مدیریت شهری در هوشمندسازی یکی از پیشگامان شهر هوشمند در ایران است و از این جهت در این پژوهش به مطالعه دیدگاه شهروندان در زمینه هوشمندسازی حمل و نقل عمومی در مناطق 15 گانه شهر اصفهان پرداخته شده است. جامعه آماری پژوهش شهروندان شهر اصفهان هستند، با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی از 384نفر از ساکنان مناطق 15گانه به دست آمده است، با توجه به جمعیت هر منطقه تعداد پرسشنامه هر منطقه تعیین شده است و با استفاده از روش میدانی و ابزار پرسشنامه اطلاعات موردنیاز جمع آوری شده است. ابتدا با مطالعه نمونه های جهانی پنج بعد اصلی شاملِ: رضایت، کارایی، شناخت و آگاهی، پذیرش و مشارکت شناخته شده است که هر بعد دارای زیرمعیارهای مختلف است، شاخص های اصلی با استفاده از نظرات شهروندان و روش آنتروپی شانون وزندهی شده است نتایج نشان می دهد که از دیدگاه شهروندان شاخص های کارایی با وزن (26/0) مهمترین شاخص موثر در هوشمندسازی حمل و نقل عمومی است و پس از آن شاخص رضایت با وزن (21/0) قرار دارد و در نهایت با استفاده از نظرات شهروندان و مدل ویکور فازی مناطق 15گانه شهر اصفهان از دیدگاه شهروندان بر اساس میزان آمادگی برای هوشمندسازی حمل و نقل عمومی رتبه بندی شده است. نتایج نشان می دهد منطقه شش شهر اصفهان از دیدگاه شهروندان این منطقه بیشترین آمادگی را برای هوشمندسازی حمل و نقل عمومی دارد و پس از آن مناطق یک و پنج قرار گرفته است در واقع این نتایج نشان می دهد که برای اجرای طرح های هوشمندسازی در حمل و نقل عمومی این مناطق را می توان به عنوان پایلوت انتخاب نمود .
۱۹۴۷.

مکان یابی دفن زباله های شهری با استفاده از آنالیز تصمیم گیری چندمعیاره فازی (مطالعه موردی: شهر اندیمشک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: دفن بهداشتی یکی از کاربردی ترین و عمده ترین روش های دفع زباله های شهری می باشد که اکثراً در سیستم مدیریت پسماند های شهری برای جلوگیری از پیامدهای منفی زیست محیطی مورد استفاده قرار می گیرد. بدین منظور یافتن مکان صحیح جهت دفن زباله های شهری اهمیت بسزایی دارد. لذا با توجه به کاربردی بودن این پژوهش و لزوم اجرای آن برای کلیه شهرهایی که فاقد روش دفن بهداشتی زباله های شهری هستند، پژوهش حاضر اجرا گردید که استفاده از توابع عضویت و روش فازی چانگ در این تحقیق، می تواند نو آوری موضوع در این رابطه باشد. لذا هدف از این پژوهش تعیین مکان مطلوب جهت دفن بهداشتی زباله های شهر اندیمشک می باشد. روش پژوهش: پس از آماده سازی لایه های اطلاعاتی معیارها در محیط ArcGIS، لایه ها با استفاده از توابع عضویت فازی و اعداد فازی مثلثی، استاندارد و بی بعد شدند، سپس عملیات وزن دهی معیارها به روش FAHP چانگ انجام و در گام آخر تلفیق لایه ها به روش WLC صورت گرفت. نتایج: یافته ها نشان می دهد که در مرحله وزن دهی با استفاده از روش FAHP چانگ و مقایسات زوجی کارشناسان، بیشترین وزن به معیار کاربری اراضی فعلی و کمترین وزن نیز به معیار شیب اختصاص یافت. در ضمن، صحت ارزیابی نقشه نهایی مکان دفن زباله به کمک ضریب کاپا، ضریب 76/0 را نشان داد که نشان از صحت و درستی کلاسه بندی روش FAHP چانگ دارد. در روش FAHP 23٪ منطقه مورد مطالعه بعنوان طبقه مناسب و دارای مطلوبیت بالا برای مکان یابی دفن زباله شهری شناسایی شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها نتیجه می شود که آنالیز تصمیم گیری چندمعیاره فازی، تکنیک مناسبی برای مکان یابی محل دفن زباله های شهری می باشد. با توجه به نقشه نهایی، منطقه ای با تناسب بسیار بالا با مساحتی بالغ بر 114 هکتار به عنوان بهترین مکان برای دفن زباله های شهری اندیمشک مشخص گردید.
۱۹۴۸.

صدای کودکان در برنامه ریزی و توسعه روستایی: بررسی توانایی ها و ظرفیت های کودکان برای مشارکت فعال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۵
به سبب اهمیت مشارکت کودکان در برنامه ریزی و اجتماع، طرح ها و مطالعات متعددی در جهت توجه به حقوق کودکان و فراهم سازی زمینه بهره گیری از دانش و دیدگاه آنان در برنامه ریزی ها صورت گرفته است، بااین حال کمتر مطالعه ای به صورت مستقیم و جامع به توانمندی های کودکان روستایی و سازوکارهای مشارکت آنان پرداخته است. ازاین رو، این مطالعه به بررسی توانایی کودکان روستایی برای مشارکت فعال در فرآیندهای تصمیم گیری مؤثر بر زندگی آن ها می پردازد و بر اهمیت شناخت نیازها و دیدگاه های آن ها در برنامه ریزی روستایی تأکید می کند. در مطالعه حاضر سعی شد با استفاده از ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA)، شناختی از توانمندی ها و ظرفیت های کودکان روستایی (12-6 ساله) برای مشارکت در برنامه ریزی های روستا به دست آید. داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون، استخراج گردید. تأیید دقت علمی داده ها و یافته های نهایی نیز با استفاده از بازبینی توسط صاحب نظران، صورت گرفت. پژوهش نشان داد که کودکان روستایی از شایستگی های قابل توجهی برای مشارکت در برنامه ریزی روستایی برخوردارند. حس تعلق و هویت محله ای، جامعه پذیری و مشارکت پذیری اجتماعی بخشی از ظرفیت نهفته و توانمندی بالای کودکان روستایی برای مشارکت فعال است. کودکان روستایی نقش حیاتی در تصمیم گیری های اجتماعی دارند. با شناخت دیدگاه های منحصربه فرد آن ها و مشارکتشان در فرآیندهای مشارکتی، می توانیم اطمینان حاصل کنیم که نیازهایشان برآورده شده و صدایشان شنیده می شود.
۱۹۴۹.

سبزسازی سازمانی: نقش رهبری تحول آفرین و مدیریت منابع انسانی سبز در دستیابی به پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۴
با توجه به بحران کم آبی و ضرورت مدیریت پایدار منابع در مناطق خشک، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز و رهبری تحول آفرین سبز بر عملکرد پایدار با میانجیگری رفتار سبز کارکنان در شرکت آب و فاضلاب شهر یزد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-هم بستگی است. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد با طیف لیکرت ۵ گزینه ای جمع آوری شد. نمونه آماری شامل ۱۴۴ نفر از کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر یزد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS و آزمون سوبل برای بررسی اثرات میانجی انجام گرفت. مدیریت منابع انسانی سبز تأثیر مستقیم و معناداری بر عملکرد پایدار نداشت، اما از طریق رفتار سبز کارکنان به صورت غیرمستقیم بر آن اثر گذاشت. رهبری تحول آفرین سبز تأثیر مثبت و مستقیمی بر عملکرد پایدار و رفتار سبز کارکنان داشت. رفتار سبز کارکنان به عنوان متغیر میانجی، رابطه بین مدیریت منابع انسانی سبز و عملکرد پایدار، و همچنین رابطه بین رهبری تحول آفرین سبز و عملکرد پایدار را تقویت کرد. یافته ها نشان داد که اگرچه مدیریت منابع انسانی سبز به تنهایی برای بهبود عملکرد پایدار کافی نیست، اما تقویت رهبری تحول آفرین سبز و ترویج رفتارهای سبز کارکنان می تواند به عنوان اهرمی کلیدی در دستیابی به اهداف پایداری سازمان های مرتبط با مدیریت منابع آب عمل کند. این نتایج برای سیاست گذاران حوزه آب و فاضلاب در مناطق خشک نظیر یزد، جهت باز طراحی استراتژی های منابع انسانی و رهبری سبز، حائز اهمیت است.
۱۹۵۰.

بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و پیاده محوری در ارتقای کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۸
هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور شهر خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و رویکرد پیاده محوری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان محله ماسور با جمعیتی حدود 22,833 نفر در سال 1404 و مساحت 222 هکتار می باشد. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی شامل تصادفی ساده، تصادفی خوشه ای و غیرتصادفی هدفمند انجام شد و در مجموع 37 پرسشنامه باز برای جمع آوری داده ها تکمیل گردید. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و داده ها به روش ترکیبی (کیفی–کمی) جمع آوری و تحلیل شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه، مدل SWOT، تکنیک دلفی و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و مشاوره با خبرگان بود. نوآوری اصلی تحقیق، بهره گیری هم زمان از رویکرد محله محوری و پیاده محوری در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده است که در ادبیات پژوهش کمتر به صورت تلفیقی بررسی شده است. نتایج نشان داد راهبردهای بازآفرینی در چهار دسته راهبردهای تهاجمی (SO)، بازنگری (WO)، تنوع (ST) و تدافعی (WT) قابل تدوین اند و اجرای آن ها می تواند به بهبود شاخص های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی محله کمک نماید. یافته ها حاکی از آن است که بازآفرینی محله ماسور با تأکید بر پیاده محوری علاوه بر رفع مشکلات کالبدی و زیربنایی، منجر به ارتقای کیفیت زندگی و افزایش رضایتمندی ساکنان خواهد شد.
۱۹۵۱.

شناسایی مناطق مستعد ایجاد سامانه های پدافندی و پایگاه های نظامی در نوار مرزی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
یکی از مهم ترین عوامل در ایجاد امنیت نوار مرزی، توجه به توان واحدهای ژئومورفولوژی در برنامه ریزی های نظامی و اقدامات پدافندی است. نوار مرزی استان ایلام از نظر ژئومورفولوژیکی دارای تنوع زیادی است و به همین دلیل، توجه به توان محیطی منطقه در ایجاد مراکز نظامی بسیار حائز اهمیت است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به شناسایی مناطق مستعد ایجاد سامانه های پدافندی و پایگاه های نظامی در نوار مرزی استان ایلام پرداخته شده است. در پژوهش حاضر از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، تصاویر ماهواره لندست، تصاویر گوگل ارث و لایه های رقومی اطلاعاتی به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS،TerrSet  و Expert Choice بوده اند. همچنین در این تحقیق مدل های WLC و AHP مورد استفاده قرار گرفته اند. این تحقیق در دو مرحله انجام شده که به ترتیب مناطق مستعد ایجاد سامانه های پدافندی و پایگاه های نظامی شناسایی شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که محدوده مطالعاتی از نظر پتانسیل ایجاد سامانه های پدافندی دارای ضریبی بین 0.27 تا 0.82 است که به صورت کلی مناطق مجاور شهرهای مهران و موسیان، پتانسیل بیش تری برای ایجاد سامانه های پدافندی دارند. همچنین بر اساس نتایج حاصله، محدوده مطالعاتی از نظر پتانسیل ایجاد پایگاه های نظامی دارای ضریبی بین 0.31 تا 0.79 است و به صورت کلی مناطق شمال غربی نوار مرزی استان ایلام، مناطق مجاور شهر مهران و همچنین مناطق جنوبی نوار مرزی ایلام، پتانسیل بیش تری برای ایجاد پایگاه های نظامی دارند.
۱۹۵۲.

تحلیل فضایی پراکندگی کاربری های درمانی در ظرف فضایی ناحیه بندی شهرداری با استفاده ازGIS (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۵
امروزه شهرهای کشورهای درحال توسعه با مشکلات بسیاری مواجه هستند؛ افزایش نرخ رشد جمعیت، مهاجرت به شهرها و نرخ رشد شهر نشینی، باعث افزایش تراکم جمعیت در شهرها شده است که پیامد های طبیعی آن، کمبود زمین مناسب جهت اسکان جمعیت و فشار بر منابع محیطی می باشد. به همین سبب استفاده نادرست و بی برنامه از زمین و تغییر کاربری ها بدون توجه به توانایی های محیطی باعث از بین رفتن تعادل محیط زیست شده و بهره مندی از خدمات شهری را دچار مشکل کرده است. در پژوهش حاضر، توزیع و پراکندگی کاربری های درمانی در ظرف فضایی شهر اردبیل و به تفکیک ناحیه بندی شهرداری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و به تناسب از توابعی اعم از تحلیل لکه داغ ،تحلیل چند ضلعی های تیسن و تحلیل فاصله، استفاده به عمل آمده است. مطابق با نتایج حاصل از تحلیل لکه داغ در ارتباط با متراژ فراوانی فضای اختصاص یافته به کاربری های درمانی ؛ ناحیه های 1، 2 ، 3، ازمنطقه2دارای بیش ترین مقدارZ می باشندو داغی فضای کاربری درمانی در این نواحی بیش تر از سایر نواحی هست.آن دسته از نواحی که با رنگ آبی پررنگ نشان داده شده است دارای کم ترین مقدار Z هستند که ناحیه 2 از منطقه 3 و ناحیه 2 از منطقه 4 را شامل می شود.
۱۹۵۳.

توان سنجی قابلیت های ژئوتوریسمی دامنه های شرقی سبلان (مطالعه موردی: روستای آلوارس، کلخوران ویند، کله سر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۸۸
گردشگری یکی از عناصر اصلی توسعه و ژئوتوریسم به عنوان گونه ای از گردشگری پایدار اهمیت ویژه ای در توسعه گردشگری کشورها داشته است. ژئوتوریسم یکی از ارکان گردشگری است که بر چشم اندازها، فرم ها، و فرایندهای به وجود آورنده آن ها تأکیددارد و دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با توجه به شرایط محیطی متفاوت هستند. هدف از این پژوهش بررسی ظرفیت های ژئوتوریستی و قابلیت های جذب گردشگر در دامنه های شرقی سبلان می باشد. در پژوهش حاضر از روش توصیفی تحلیلی وکاربردی استفاده گردیده است. در روش کومانسکو هر لندفرم دارای پنج ارزش(علمی، زیبایی شناختی، مدیریت، اقتصادی، فرهنگی و کاربری) است. مدل کوبالیکوا بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد. نتایج حاصله نشان داد بر اساس مدل کوبالیکوا منطقه توریستی آلوارس با مقدار (43/10) بیش ترین امتیاز را نسبت به سایر مناطق توریستی کسب کرده است و هم چنین نتایج حاصله از مدل کومانسکو نشان داد که در بین مناطق مورد مطالعه روستای آلوارس با امتیاز(23/12) قابلیت بیش تری در جذب گردشگر نسبت به سایر مناطق دارد این منطقه از نظر شاخص ارزش اقتصادی و ارزش افزوده، بیش ترین امتیاز و از نظر شاخص آموزشی و حفاظتی، کم ترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. منطقه توریستی کله سر در نتایج مدل های کوبالیکوا و کومانسکو کم ترین امتیاز به ترتیب (43/7) و (۹۶/10) را به خود اختصاص داد. بر این اساس نتیجه گیری می شود منطقه توریستی آلوارس از نظر توانمندی ژئوتوریستی نسبت به مناطق مورد مطالعه قدرت جذب بیش تری در جهت توسعه ژئوتوریسم را به خود اختصاص داده است. بنابراین پیشنهاد می گردد در پژوهش های آتی برای شناساندن مناطق بکر ژئوتوریستی مطالعات متعددی بر اساس منابع ژئوتوریستی انجام گیرد و در این محدوده نگرشی تازه و نو ارائه گردد.
۱۹۵۴.

تبیین اثرات اجتماعی مهاجرت بازگشتی به روستاهای شهرستان رودسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: مهاجرت بازگشتی علاوه بر اثرات اقتصادی، در تحولات اجتماعی روستاها نیز نقش موثری دارد. هدف از انجام تحقیق حاضر، تعیین اثرات اجتماعی مهاجرت بازگشتی در روستاهای شهرستان رودسر است. روش: پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف، ازنوع تحقیق های کاربردی است. برای گردآوری داده ها، از روش های اسنادی و میدانی در قالب ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، مهاجران وارد شده به روستاهای شهرستان رودسر طی سال های مورد مطالعه بوده که حجم نمونه با روش کوکران، 217 سرپرست خانوار در 19 روستا با بیشترین تعداد مهاجرپذیری تعیین شده است. پایایی ابزارپرسشنامه با استفاده نظر متخصصین و کارشناسان و روایی آن، با توزیع 30 ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ در جامعه نمونه و محاسبه آن با آزمون آﻟﻔﺎی ﮐﺮوﻧﺒﺎخ به مقدار 74/0 به دست آمده است. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی در قالب آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن، استفاده شده است. نتایج: نتایج بدست آمده نشان می دهد که باتوجه به سطح معناداری 000/0 =Sig با سطح اطمینان 99 درصد و خطای 1/0 درصد عوامل بازنشستگی افراد، تعلق بومی وامنیت اجتماعی بر مهاجرت پاسخگویان به روستاهای مورد مطالعه تاثیرگذار بوده است. از بین متغیرهای موثر تعلق بومی با میانگین 35/4 بیشترین تاثیر را داشته است و متغیرهای بازنشستگی افراد وامنیت اجتماعی به ترتیب با میانگین 30/4 و 38/3 در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. همچنین بین عوامل تاثیرگذار اجتماعی در مهاجرت بازگشتی به روستاها با تغییرسبک زندگی، تغییرکاربری زمین و ارائه خدمات به روستا رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش به وضوح نشان می دهد که عوامل اجتماعی، به ویژه «تعلق بومی» قوی ترین انگیزه برای مهاجرت بازگشتی به روستاهای مورد مطالعه است. این روند مهاجرتی به طور مستقیم و معناداری با تغییرات در سبک زندگی، کاربری زمین و سطح خدمات روستایی مرتبط است.
۱۹۵۵.

تبیین عوامل مؤثر در اثربخشی مشارکت شهروندان در اداره شهر بجنورد با رویکرد حکمروایی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: الگوی حکمروایی خوب شهری به عنوان فرایند مشارکتی توسعه تعریف می شود که به موجب آن همه ذینفعان شامل حکومت، سازمان های غیردولتی و جامعه مدنی در حل مسائل شهری، مشارکت می کنند. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در اثر بخشی مشارکت شهروندان در اداره شهر بجنورد با رویکرد حکمروایی خوب، است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی قرار دارد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و مدل کوپراس فازی استفاده شده است. نتایج: بر اساس روش گراندد تئوری، عوامل مؤثر بر اثربخشی مشارکت شهروندان بجنوردی در اداره شهر با رویکرد حکمروایی خوب در قالب 6 مقوله علی، 8 مقوله زمینه ای و 6 مقوله مداخله گر شناسایی شد. در ادامه نتایج مدل کوپراس فازی نشان داد مهم ترین مقوله علی: آگاهی و آموزش با وزن 345/0، مهم ترین مقوله زمینه ای: مسئولیت پذیری نهادها با وزن 242/0، و در نهایت مهم ترین مقوله مداخله گر: مسئولیت پذیری نهادها با وزن 242/0، می باشد. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که آموزش شهروندی و مسئولیت پذیری نهاد های مدیریت شهری بیشترین تأثیر را بر مشارکت مؤثر شهروندان داشته اند.
۱۹۵۶.

تحلیل رابطه بلاکینگ با دماهای حد سواحل جنوبی دریای خزر در نیمه اول سال (مورد مطالعه: استان های گیلان، مازندران و گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: با توجه به وابستگی شدید فعالیت های کشاورزی سواحل جنوبی دریای خزر به شرایط دمایی، این پژوهش به بررسی نقش سامانه های بندالی در بروز دماهای حدی (حداکثر) در نیمه اول سال پرداخته است تا اهمیت این الگوها در ایجاد گرماهای شدید مشخص شود. روش: داده های دمای فرین هفت ایستگاه همدید منطقه طی 25 سال (1986 تا 2010) استخراج شد. با استفاده از روش صدک ها، روزهای دارای دمای حدی شناسایی گردید. سپس رویکرد محیطی–گردشی به کار گرفته شد تا الگوهای جوی مؤثر در شکل گیری این دماهای حدی تعیین و طبقه بندی شوند. نتایج: در مجموع 14 الگوی جوی در ایجاد دماهای فرین شناسایی شد که شامل 4 الگوی غیربندالی و 10 الگوی بندالی بود. الگوهای غیربندالی شامل زبانه پرفشار جنب حاره (82/37 درصد)، هسته پرفشار جنب حاره (03/15 درصد)، پشته بادهای غربی (47/13 درصد) و شمالی شدن جریانات غربی (18/5 درصد) بوده و جمعاً 5/71 درصد روزهای دمای فرین را تشکیل دادند. در میان الگوهای بندالی نیز بلوکینگ رکس (29/8 درصد)، بلوکینگ دو قطبی (18/5 درصد) و بلوکینگ امگا (77/7 درصد) بیشترین سهم را داشتند و در مجموع الگوهای بلوکینگ حدود 5/29 درصد وقوع دماهای حدی را توضیح دادند. نتیجه گیری: سامانه های بلوکینگ نقش قابل توجهی در رخداد دماهای حدی در سواحل جنوبی دریای خزر دارند. شناسایی و پیش بینی دقیق این الگوها در دوره گرم سال می تواند به برآورد به موقع امواج گرمایی کمک کرده و امکان ارائه هشدارهای مؤثر در بخش کشاورزی را فراهم آورد.
۱۹۵۷.

شناسایی و واکاوی عوامل مؤثر در تحولات کالبدی مهاجرت در حاشیه شهرها با تأکید بر خشکسالی (مورد مطالعه: زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: حاشیه نشینی شهری به عنوان یکی از پیامدهای توسعه ناهمگون، چالش های عمیق کالبدی، اجتماعی و محیطی را به همراه دارد. این پژوهش با هدف تحلیل الگو و عوامل موثر بر تحولات کالبدی در محدوده حاشیه ای شهر زنجان انجام شده است. روش: این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و از منظر معرفت شناسی، عینی-ذهنی است و با اتخاذ یک روش آمیخته (ترکیبی) و استراتژی همزمان است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای و مدل های ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره (FARAS + FCOPRAS) در بخش کمّی و نظریه زمینه ای در بخش کیفی استفاده گردید. نتایج: تحلیل ها نشان می دهد تحولات کالبدی در حاشیه زنجان از الگویی خطرناک تبعیت می کند که در آن گسترش سریع سکونتگاه ها و تغییر کاربری اراضی، با کیفیت بسیار پایین مسکن، زیرساخت ها و آسیب پذیری بالا در برابر مخاطرات طبیعی همراه شده و سکونتگاه های شکننده ای را ایجاد کرده است. بر اساس تئوری زمینه ای، ریشه اصلی این پدیده را باید در عوامل فشاری در مبدأ مانند تخریب معیشت روستایی و تشدید خشکسالی جستجو کرد که مهاجرتی اجبارآمیز را تحمیل می کند؛ در حالی که عوامل جذبی در مقصد مانند زمین ارزان و ضعف نظارت شهری، تنها نقش ثانویه و تسهیل کننده در این فرآیند داشته اند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که تحولات کالبدی در حاشیه شهر زنجان به شکل گیری الگویی ناپایدار و آسیب پذیر انجامیده است. با این حال، ریشه یابی این پدیده بر اساس تئوری زمینه ای، برداشت رایج در برنامه ریزی شهری را به چالش می کشد. برخلاف تصور رایج که معمولاً رشد حاشیه نشینی را به جاذبه های کاذب شهری نسبت می دهد، این مطالعه تأکید می کند که هسته مرکزی این معضل، ناشی از عوامل دافعه در مبدأ (فروپاشی معیشت روستایی و خشکسالی های فزاینده) است و عوامل جاذبه در شهر (مانند زمین ارزان)، صرفاً به عنوان کاتالیزور یا تسهیل کننده فرآیند مهاجرت اجباری عمل کرده اند.
۱۹۵۸.

پیامدهای سیاسی و زیست محیطی اجرایی شدن پروژه داپ بر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
در نظام جهانی امروز، مسئله آب و به ویژه منابع آبی مشترک نقش تعیین کننده در روابط بین کشورها دارد و نوع بهره برداری هر کدام از دولت ها از آن در روابط هیدروپلیتیکی اثر می گذارد. پژوهش حاضر با ماهیت توصیفی تحلیلی به بررسی اثرات سیاسی و زیست محیطی پروژه داپ ترکیه بر کشور ایران در حوضه ارس پرداخته و برای جمع آوری، تحلیل و ارزیابی داده ها از منابع کتابخانه ای و ابزار پرسش نامه و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است و روش تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش، روش آمیخته است. بر اساس نتایج به دست آمده آزمون تی هرکدام از گویه ها نیز بیشتر از مقدار بحرانی ۶۴/۱ شده که این امر اثبات می کند تمام گویه ها با پیامدهای مورد نظر ما ارتباط بسیار معناداری دارند و در واقع با اجرایی و تکمیل شدن این پروژه ایران دچار وابستگی هیدروپلیتیکی به ترکیه شده و موجب بالا رفتن قدرت هیدروهژمونی ترکیه در منطقه می شود. همچنین تکمیل این پروژه با کاهش جریان آب رودخانه ارس کشت و صنعت مغان را دچار آسیب کرده و تأمین آب شرب شهرهای شمال غرب ایران را دچار اختلال می کند. این امر با افزایش استفاده از منابع آب زیرزمینی و تغییرات اقلیمی مشکلات تأمین امنیت آبی را در ایران دوچندان می کند و در نهایت با کاهش جریان رودخانه و با توجه به آلاینده هایی که از طریق فاضلاب های شهری و صنعتی و همچنین سموم کشاورزی در بالادست وارد این حوضه می شوند، میزان غلظت این آلاینده ها در رودخانه ارس بیشتر شده و ایران دچار آسیب می شود.
۱۹۵۹.

بررسی بازتاب های مهاجرت های بین المللی در کشور فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
این پژوهش با هدف بررسی سنجش روابط ما بین مهاجرین بین الملل، بومیان و دولت فرانسه و همچنین اثرات مهاجرت بین المللی بر ابعاد گوناگون فرهنگی، اقتصادی، سیاسی – امنیتی و جغرافیایی در کشور فرانسه انجام گرفته است. با توجه به روند افزایشی مهاجرین و قدرت گیری پدیده نئوناسیونالیسم و احزاب راست افراطی در کشور فرانسه، ضرورت بررسی روابط و تأثیرات مابین سه عنصر دولت، مهاجرین و بومیان فرانسوی پدیدار گردید. روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از دو شیوه کتابخانه ای و پیمایشی (پرسشنامه) و تطبیق آن دو بوده است. جامعه آماری دربرگیرنده ۲۶ تن از اساتید و کارشناسان فرانسوی در حوزه های مرتبط با مهاجرت و ناسیونالیسم بوده است که پرسشنامه ای متشکل از 12 پرسش (۹ سؤال در مقیاس لیکرت و ۳ سؤال تکمیلی) را تکمیل نمودند. نتایج نشان داده است که مهاجرت های بین المللی موجب بروز تغییرات معنادار در روابط میان شهروندان، مهاجران و دولت فرانسه گردیده و مسائل امنیتی و هویتی را در این کشور برجسته داشته است. همچنین، این پدیده بازتاب های متعددی را در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی در فرانسه بر جای گذاشته است. یافته ها بیانگر نقش پررنگ رسانه ها و احزاب سیاسی در امنیتی سازی مهاجرت و تقویت گفتمان های ناسیونالیستی، دگرگونی ساختار فرهنگی و بازتعریف مرزهای «خودی» و «غیرخودی»، بازتاب کم رنگ اقتصادی و پررنگ فرهنگی – هویتی و امنیتی مهاجرین در فرانسه بوده است. بر این اساس، مهاجرت و ناسیونالیسم در فرانسه رابطه ای پویا، چندبعدی و متأثر از گفتمان های سیاسی–رسانه ای به خود می گیرند.
۱۹۶۰.

تبیین راهبردهای سیاست خارجی ایران در مواجهه با سلسله مراتب ژئوپلیتیکی آسیای جنوبی: تحلیل سناریوهای عملیاتی بر اساس واقع گرایی نوکلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۵۴
آسیای جنوبی به دلیل تمرکز جمعیتی بالا، حضور قدرت های هسته ای، رقابت های اقتصادی و نظامی، و موقعیت راهبردی در اقیانوس هند، یکی از مهم ترین کانون های ژئوپلیتیک جهان معاصر است. ترتیب بندی قدرت در این منطقه، که بر اساس سنجش های کمی با غلبه ساختاری[1] هند مشخص می شود، بصورت طبیعی فشاری ساختاری را بر بازیگران منطقه ای اطراف، از جمله ایران، تحمیل می کند. رابطه ایران و هند بر سر کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب (INSTC) یک پارادوکس است:  این دو کشور در این کریدورها شریک ژئواکونومیک هستند اما در عین حال رقیب ژئوپلیتیک. در حالی که هر دو کشور برای توسعه کریدورها و دسترسی به آسیای مرکزی، یک همبستگی منافع حیاتی دارند، غلبه ساختاری هند در منطقه باعث می شود ایران در موضع پایین تری قرار گیرد. این فشار ساختاری فراتر از کریدورها، شامل رقابت بر سر نفوذ ژئوپلیتیک در کشورهای همسایه و کسب سهم از بازارها و ترانزیت منطقه ای است. بنابراین ایران نیازمند مدیریت راهبردی و فعالانه در مواجهه با این نابرابری قدرت منطقه ای در ابعاد ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک است؛ به گونه ای که ضمن حفظ همکاری های حیاتی، استقلال عمل و جایگاه منطقه ای خود را تضمین نماید. لذا، این پژوهش به دنبال ارزیابی کمی سلسله مراتب ژئوپلیتیکی[2] در منطقه آسیای جنوبی و تبیین راهبردی است که ایران برای پاسخ به این فشار ساختاری منطقه ای انتخاب می کند. نوآوری اصلی پژوهش، تبیین این راهبرد ترکیبی در قالب سه سناریوی عملیاتی وابسته به یکدیگر است: ۱. سناریوی تعامل ژئواکونومیک فعال و اولویت بندی هند (با هدف غلبه بر ضعف های داخلی) ۲. سناریوی موازنه سازی غیرمستقیم فرامنطقه ای (برای مقابله با فشار ساختاری) ۳. سناریوی مدیریت مخاطرات و امنیت سازی مرز های شرقی (اولویت دهی به پاکستان). در نتیجه، توصیه های سیاست گذاری، اولویت قائل شدن برای هند در سطح اقتصادی و پاکستان در سطح امنیتی را توجیه می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان