۱.
به منظور افزایش امنیت و توسعه مناطق میبایست شناسایی کامل فاکتورهای جغرافیایی بهویژه مشخصات توپوگرافی و ژئومورفولوژیکی در تدوین اصول و راهبردهای پدافند غیر عامل سرلوحه کار قرار گیرد. هدف از این پژوهش ارزیابی تأثیر لندفرم های ژئومورفولوژیکی در پدافند غیرعامل شهرستان زاهدان می باشد. در این پژوهش از 15 لایه متفاوت ازجمله: ارتفاع، شیب، جهت شیب، فاصله از آبراهه، فاصله از دشت سیلابی، فاصله از جاده، فاصله از گسل، خاک، زمینشناسی، کاربری اراضی، دما، بارش، فاصله از مراکز سکونتگاهی، فاصله از مخروط افکنه و وضعیت توپوگرافی (دشت و کوهستان) استفاده شده است. همچنین در این تحقیق از دو روش تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل شبکهای بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تاثیرگذارترین عامل در پدافند غیرعامل، مناطق کوهستانی و عامل محدودکننده مناطق پست و هموار است. به عبارت دیگر، مناطق غرب و شرق منطقه موردمطالعه، به دلیل برخورداری از ارتفاعات و کوهستانی بودن درکنار دیگر عوامل محیطی همچون بارش، نوع خاک، دشت های سیلابی و غیره باعث شده تا در خروجی نهایی پژوهش، از نظر پدافند غیرعامل دارای وضعیت مناسب باشند. از سوی دیگر، مناطق نامناسب سطح زیادی از بخش های شمال و مرکز شهرستان را دربرگرفته است، به طوری که وضعیت نامناسب این مناطق نیز با بسیاری از شاخص ها همخوانی دارد. یافته های به دست آمده از تحلیل سلسله مراتبی نشان می دهند که حدود 1233 کیلومترمربع از وسعت منطقه ازلحاظ اصول پدافند غیرعامل در وضعیت نامناسب، 89/54 کیلومترمربع در وضعیت نسبتاً مناسب و 14250 کیلومترمربع در وضعیت مناسب قرا دارند. همچنین براساس نتایج حاصل از تحلیل شبکه ای، مشخص شد که بیشتر گستره منطقه مطالعاتی در وضعیت مناسب قرار دارد.
۲.
فرونشست زمین پدیده ای مخرب است که عمدتاً در اثر استخراج بیش از حد آب های زیرزمینی ایجاد می شود و منجر به خسارات و تلفات قابل توجهی می شود. این پدیده در سراسر جهان، به ویژه در مناطق کم آب ایران مانند دشت اسفراین که نرخ فرونشست بالایی را تجربه می کند، شایع است. تحقیق حاضر با استفاده از روش تداخل سنجی راداری، فرونشست در آبخوان دشت اسفراین را با استفاده از ۵۵ تصویر Sentinel-1A از سال 1393 تا 1400 تجزیه و تحلیل کرد. در این مطالعه همچنین تغییرات سطح آب زیرزمینی با استفاده از داده های آماری چاه های پیزومتری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تداخل سنجی راداری نشان داد که بخش های مرکزی و شمالی آبخوان اسفراین بیشترین نرخ فرونشست را تجربه می کنند. بطوریکه حداکثر نرخ فرونشست در منطقه ای به وسعت 80 کیلومترمربع واقع در بخش مرکزی آبخوان رخ داده که بیشترین تراکم چاه های بهره برداری و بیشترین وسعت اراضی کشاورزی منطقه را شامل می شود. همچنین میانگین فرونشست طی دوره آماری مورد مطالعه در آبخوان دشت اسفراین 6/12 سانتی متر در سال می باشد. از طرفی بررسی هیدروگراف آبخوان اسفراین حاکی از روند کاهشی سطح آب زیرزمینی بوده و به طور متوسط حدود ۳۶ سانتی متر افت سطح آب زیرزمینی در سال را نشان می دهد. به طور کلی می توان نتیجه گرفت برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی و افت سطح آب زیرزمینی آبخوان دشت اسفراین می تواند یکی از دلایل احتمالی فرونشست زمین در منطقه باشد.
۳.
پهنه گسترده ای از کشور ایران دارای اقلیم گرم و خشک است. بنابراین لزوم تغییرات در آینده تحت شرایط تغییر اقلیم وضعیت این نواحی، اهمیت دارد. در این پژوهش جهت بررسی تاثیر سناریوهای تغییر اقلیم برجریان خروجی رودخانه کر از مدل های SWAT و LARS- WG V7 استفاده شد برای این منظور با استفاده مدل SWAT جریان خروجی از حوضه آبریز رودخانه کر برای دوره پایه(1988 تا 2018) محاسبه گردید و سپس با مدل ریزمقیاس نمایی LARS- WG V7، بارش و دمای آینده مدل تغییراقلیم HadGEM3-GC31-LL تحت سناریو های انتشار SSP2-4.5 و SSP5-8.5 برای سالهای 2031 تا 2090 برآورد گردید و اثر تغییرات اقلیم بر روی جریان خروجی این حوضه مورد ارزیابی شد. نتایج نشان داد که در دوره 2031 تا 2090، بیشترین افزایش بارش، دما و دبی در ایستگاه های چمریز و درودزن عمدتاً در فصول پاییز و زمستان رخ داده است. افزایش بارش در این فصول با رشد چشمگیر دبی هم راستا و بیانگر تقویت الگوهای بارندگی فصلی در آینده است. همچنین، روند افزایشی دمای حداقل و حداکثر ماهانه در تمامی ماه ها دیده می شود که در پاییز و زمستان شدت بیشتری دارد. نتایج نشان دهنده تغییرات محسوس اقلیمی با تمرکز بر نیمه سرد سال و اهمیت مدیریت منابع آب در این فصول است. تغییر در پارامترهای هواشناسی منجر به تغییر در رژیم هیدرولوژیکی مانند رواناب حوضه خواهد شد. افزایش میزان بارش و دما احتمالاً در آینده باعث سیل در منطقه میشود در نتیجه اتخاذ راهکارهایی در جهت نفوذ باران به منابع آب زیرزمینی و کاهش خطرات ناشی از وقوع سیلاب اجتناب ناپذیر است.
۴.
وجود خشکسالی های طولانی و طاقت فرسا از معضلاتی است که سبب تضعیف و گاهی نابودی ساختارهای اقتصاد روستایی شده که بارویکرد اجتماعات محلی می توان به بهبود نسبی آن ها کمک نمود. بدین سبب؛ هدف مطالعه حاضر شناسایی راهبردهای محلی برون رفت از شرایط نامناسب اقتصادی روستاهای متأثر از خشکسالی در شهرستان هامون است که با دیدگاه اجتماعات محلی انجام شده است. روش انجام تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. برای جمع آوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی (پرسشنامه باز) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش در 12 روستای دهستان کوه خواجه شهرستان هامون، شامل 84 نفر از نخبگان روستایی(7 نفر در هر روستا) که با روش انتخابی هدفمند، انتخاب گردیده اند. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای Super Decision ، SPSS ، آزمون واریانس یک طرفه انوا و توکی استفاده شد. با استفاده از روش کدگذاری کیفی و طراحی سوالات باز از نخبگان روستاهای مورد مطالعه، راهبردهای محلی برون رفت از شرایط نامناسب اقتصادی شناسایی و همه راهبردها براساس فراوانی و اولویت پاسخ دهی، وزن دهی و رتبه بندی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد در مجموع 48 راهبرد در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در برون رفت از شرایط نامناسب اقتصادی حاصل از خشکسالی اثرگذارند. بررسی نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه نشان از تفاوت سطح پاسخ های جوامع محلی روستایی برای راهبردها و نتایج آزمون توکی نیز مؤید سطح تفاوت طبقات در روستاها بود.
۵.
قرارگیری کشور بر روی کمربند زلزله و سوابق ثبت شده از تهدیدات محیطی گذشته و معاصر، این حقیقت آشکار می شود که مدیریت بحران فعلی در حال حاضر نمی تواند به تنهایی قادر به مقابله با آثار مخرب بلایا باشند، لذا با به کارگیری اصول و معیارهای پدافند غیرعامل است که می تواند به تکمیل زنجیره دفاع شهری کمکی مؤثر و قابل توجه نماید. در این پژوهش با تاکید بر پدافند غیرعامل و شناسایی مولفه ها و شاخص های آسیب پذیری و پهنه بندی خطر در 4 مولفه طبیعی، کالبدی، اجتماعی و اقتصادی با 48 شاخص، در قالب پرسشنامه، مناطق آسیب پذیر ناشی از زلزله را در راستای کاهش خطر را مشخص نمود. در این مقاله بررسی و تحلیل های لازم با اعمال نظر متخصصان حوزه شهرسازی و پدافند غیرعامل و... از طریق توزیع تعداد 30 پرسشنامه و کمک از نرم افزار GIS و نرم افزار لینگو LINGO در پردازش و تهیه خروجی مدل های تکنیک تخصیص خطی و روش مجموع وزین و رده بندی شده در سطح مناطق شهرداری کلان شهر تبریز استفاده شده است و در نهایت با توجه به نتایج مدل تکنیک تخصیص خطی و روش مجموع وزین و رده بندی شده منطقه 10 شهرداری منطقه بحرانی و منطقه 2 شهرداری دارای کمترین میزان آسیب پذیری از زلزله تشخیص داده شد در ادامه عوامل این افزایش آسیب پذیری و راهکارهای برون رفت از بحران در سطح مناطق ده گانه شهرداری متناسب با اصول پدافندغیرعامل و خروجی مدل ها ارائه شدند.
۶.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در توسعه مشاغل خانگی زنان روستایی در روستاهای شهرستان بهمئی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی- توسعه ای و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی، و جامعه آماری شامل 30 نفر از خبرگان علمی و اجرایی مرتبط است که به شیوه گلوله برفی و با استفاده از تکنیک دلفی انتخاب شدند. به منظور اولویت بندی اثرات شبکه های اجتماعی بر مشاغل خانگی، از مدل تصمیم گیری چندمعیاره مارکوس، شامل هفت مرحله تحلیل، بهره گرفته شد. این مدل به دلیل نوآوری در سنجش اهمیت و قابلیت رتبه بندی مؤلفه ها در شرایط تصمیم گیری پیچیده، انتخاب شد. برای تعیین وزن شاخص ها، از روش AHP فازی استفاده گردید. نتایج تحلیل کمی نشان داد که در میان پنج شبکه اجتماعی بررسی شده، وبلاگ (0.870)، تلگرام (0.862) و وب سایت (0.843) بالاترین تأثیر را در توسعه مشاغل خانگی ایفا کرده اند. اینستاگرام و واتساپ نیز با امتیازهای قابل توجهی در رتبه های بعدی قرار گرفتند. همچنین، مشاغلی مانند زنبورداری، صنایع دستی و تولید لبنیات به دلیل قابلیت ارائه بصری و فروش آنلاین، بیشترین تعامل مثبت با شبکه های اجتماعی داشتند. در مقابل، مشاغل خدماتی نظیر بهیاری، تعامل ضعیف تری با این پلتفرم ها نشان دادند. نتایج حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی می توانند بستر مناسبی برای توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی فراهم سازند. از این رو، تقویت زیرساخت های ارتباطی و آموزش دیجیتال به منظور توسعه این مشاغل در مناطق روستایی توصیه می شود.
۷.
حافظه جمعی نقشی کلیدی در هویت بخشی و انسجام اجتماعی شهر ایفا می کند. امروزه با تغییر شیوه زیست مردم و مداخلات شهری ناآگاهانه به بهانه توسعه شهری و اعیانی سازی، کالبدهای تاریخی و خاطره انگیز در معرض تهدید قرار دارند. این پژوهش، با هدف تبیین توپوگرافی حافظه جمعی شهر از طریق مدلسازی مفهومی، تلاش کرده است تا با بهره گیری از روش مرور نظام مند همراه با تحلیل مضمون محتوای غربال شده به ادغام دیدگاه های رشته های مختلف بپردازد. این مدل در شهرهای مناطق بیابانی شامل یزد، کرمان، طبس و کاشان به کار بسته شده است. یافته ها نشان می دهد توپوگرافی حافظه جمعی، نگاشتی استعاری از خاطرات مشترک است که از تعامل میان چارچوب های فضا، مکان و رفتارهای اجتماعی شکل می گیرد و در تأثیر نیروهای قدرت، سیاست و گفتمان های مسلط، دستخوش تغییرات و بازتفسیرهای متنوع می شود. مدل مفهومی در سه مسیر «شکل گیری»، «بازخوانی/بازتولید» و «تاب آوری» عمل می کند.اقلیم، مهاجرت، اقتصاد سیاست، گردشگری و فناوری عوامل مداخله گری اند که الگوهای کالبدی و روایت ها و رویدادهای اجتماعی را تعدیل می کنند. کاربست مدل نشان داد سامانه های سنتی آب رسانی، بازارها، میادین، حسینیه ها و خانه های درون گرا لنگرهای اصلی حافظه در شهر های اقلیم بیابانی اند. هم چنین لایه مخاطرات در طبس و بم، مسیرهای یادسپاری را بازچینش کرده است. بر مبنای مدل، سه بسته سیاستی پیشنهاد می شود: «شکل گیری» وانتقال دانش بومی، «بازسازی/کنترل» لایه ها با رویکرد پالیمپسست، و «تاب آوری حافظه محور» جهت مواجهه با مخاطرات/ اختلالات. ابزارهایی چون «اطلس حافظه»، «شاخص های شدت و جهت» و «کریدورهای حافظه» برای طراحی حساس به زمینه معرفی می شود.
۸.
برنامه ریزی فضایی در سال های اخیر به یکی از حوزه های کلیدی علم جغرافیا و برنامه ریزی تبدیل شده است. باوجوداین، نوشته های اندکی به طور مشخص درباره تعریف برنامه ریزی فضایی منتشرشده است. هدف نوشتار حاضر این است که تعریفی نو از برنامه ریزی فضایی بر مبنای دو مفهوم بنیادین استیلا و فضا ارائه نماید. روش پژوهش نظری–تحلیلی است و بنیان های نظری آن تلفیقی از دیدگاه های نیچه و دلوز درباره نیروهای کنش گر و واکنش گر، مفاهیم فوکو درباره گفتمان و نظریه تولید فضای لوفور است. برنامه ریزی فضایی در نوشتار حاضر به مثابه یک کنش سیاسی-عقلانی-جمعی هنجارمند به منظور ترسیم و بازترسیم الگوها و فرایندهای فضایی استیلا از طریق تولید برنامه های فضایی و فعلیت بخشی به آن ها در مقیاس های فضایی و افق های زمانی متفاوت تعریف می شود. این تعریف بر اصول زیر استوار است: 1) برنامه ریزی فضایی میدان مواجهه نیروهای کنش گر و نیروهای واکنش گر است. 2) برنامه ریزی فضایی دارای ماهیت آیرونیک است. 3) برنامه ریزی فضایی کنش های سیاسی خود را در راستای استیلای نیروهای کنش گر هدایت می کند. 4) برنامه ریزی فضایی فرایندی هنجارمند است و قادر است متناسب با استیلای نیروهای کنش گر جامعه، هنجارهای خود را به طور پیوسته بازصورت بندی نماید. 5) برنامه ریزی فضایی می کوشد الگوها و فرایندهای فضایی استیلا را از طریق برنامه های فضایی، هنجارمند سازد و به جای این که فضاهای استیلاپذیر را تابع فضاهای استیلاگر نماید، فضاهای استیلاپذیر را به فضاهای استیلاگر تبدیل نماید. پیگیری این اصول بیان گر عالی ترین وجه کنش گرایانه و به همان اندازه اتوپیایی برنامه ریزی فضایی است.
۹.
درمیان عوامل گوناگونی که در تصمیمات مدیران شهری اثرگذاراند، نقش تفاوتهای مکانی، کمتر مورد توجه قرارگرفته است. هدف این مطالعه تحلیل تفاوت در آرای تخلفاتِ ساختمانیِ کمیسیونِ ماده100، با توجه به مولفه های مکانی است. پژوهش ازنوع کمی و محدوده مورد مطالعه، منطقه3 شهرداری مشهد و دوره زمانی تحقیق سال 1401 است. به منظور تحلیل 9 ویژگی از مشخصه های مرتبط با آرای صادره کمیسیون ماده100و مولفه های مکانی مرتبط با هر نوع رای، انتخاب شده است. داده هایِ مربوط به آرای تخلفات ساختمانی، از کمیسیون ماده 100شهرداری مشهد دریافت و پس از آن مبادرت به فضایی سازیِ کلیه آرا(شامل 1437رای) برروی لایه شهرمشهد در پایگاه اطلاعات مکانی گردید. همچنین دراین پایگاه، اطلاعاتی از مولفه های مکانیِ قطعاتِ ساختمانی، جمع آوری شد. سپس با استفاده ازمدلهای تراکمی، مرکزثقل، جهت پراکنش و خودهمبستگی فضایی ومدلهای آماری جداول متعامد و تحلیل تمایزی، داده ها تحلیل شدند..بر اساس یافته های تحقیق، جریمه، تعطیلی وقلع بنا، مهم ترین آرای صادره کمیسیون ماده100را تشکیل می دهد. که الگوهای مکانی متفاوت از آراء را نمایان می سازد. همچنین معیارهای مکانی در انتخاب نوع رای، اثر معناداری داشته است. چنان چه نوع رای برحسب ارزش زمین در مکانهای مختلف، تفاوتهای فضایی را نشان داد. علاوه براین در میان مولفه های مکانی، همجواری با کاربریهای اصلی به ویژه پارک، مهم ترین نقش را در نوع آرای صادره ایفا کرده است. در نتیجه باید گفت که آگاهی و شناخت نسبی از مکان تحت مدیریت و درک مولفه های مهم مکانی، از ضروریات ویژه، درفرایند تصمیم گیری مدیران شهری است.
۱۰.
چکیده فارسی توسعه گردشگری مقاصد که ادغامی از آمایش زمین فعالیت و انسان است. همواره با چالش های مختلفی روبرو شده که منجر به موفقیت و شکست در این امر می شود. لذا شناخت مؤلفه های سنجه ها و روشهای ارزیابی مؤثر و عادلانه مری ضروری است. هدف از این پژوهش بررسی روشها و مؤلفه های ارزیابی و سنجش آمایش گردشگری خانواده محور در شهر جهانی یزد است. هدف این پژوهش بررسی روشها و مؤلفه های ارزیابی و سنجش آمایش گردشگری خانواده محور در شهر جهانی برد است. این تحقیق کاربردی و کیفی با جامعه آماری متشکل از خبرگان دانشگاهی مدیران اجرایی میراث فرهنگی شهرداری یزد) و فعالان خصوصی (آژانس ها، هتل ها در بازه مهر تا بهمن ۱۱۰۳ از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته و تحلیل محتوا با نرم افزار مکس کیودا ۲۰۲۰ انجام شده است. یافته ها نشان می دهد روشهای ارزیابی شامل شناسایی و تعامل با ذینفعان ارزیابی های میدانی بازدید سایت ها، ممیزی دسترسی از استانداردها آمار بازدید رضایت محکونی ارزیابی زیر ساخت ها کیفیت خدمات ایمنی بازخورد جامعه، ارزیابی تأثیرات ازیست محیطی اقتصادی فرهنگی و نظارت مستمر است. این ارزیابی های ترکیبی (کمی و کیفی که دیدگاه همه گروه های ذینفع را در بر می گیرد. موفقیت توسعه گردشگری خانواده محور و بهبود تجربه گردشگران را تضمین می کند. راهکارهای کلیدی شامل ایجاد سامانه امتیازدهی سطح خانواده دوستی زیر ساخت ها. توسعه پروتکل های ممیزی دسترسی برای اقامتگاه ها و طراحی کارگاه های آموزشی مشترک برای همسوسازی اهداف است.
۱۱.
ارتقاء کیفیت محیط شهری در جهت تحقق عدالت فضایی و بهبود شرایط کالبدی در سطح محلات شهری، به ویژه در سکونتگاه های غیررسمی که با کمبود خدمات و ناهماهنگی های فضایی و کالبدی مواجه اند، از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش، تحلیل نابرابری های فضایی و کالبدی و ارتقاء کیفیت محیط شهری از طریق تعادل بخشی میان کاربری های خدماتی، ساختار کالبدی و نیازهای ساکنان در محله خواجه ربیع مشهد می باشد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و ماهیت آن کاربردی است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، بازدید میدانی، و تحلیل شبکه در محیط GIS گردآوری و تحلیل شده اند. ابتدا وضعیت موجود محله از منظر شاخص های کالبدی و توزیع کاربری ها بررسی گردید و سرانه کاربری های خدماتی با چهار منبع استاندارد (منابع علمی، طرح جامع، طرح تفصیلی و میانگین سرانه شهر مشهد) مقایسه شد. سپس با استفاده از تحلیل شبکه و هم پوشانی لایه های اطلاعاتی کالبدی و خدماتی، مکان یابی بهینه کاربری ها و فضاهای شهری به منظور کاهش نابرابری و ارتقاء کیفیت محیط انجام شد. نتایج نشان داد کاربری های فضاهای سبز و درمانی دارای کمبود هستند؛ بنابراین این دو نوع کاربری به ترتیب در اولویت نخست و دوم توسعه محله قرار دارند. کاربری های فرهنگی و مذهبی در وضعیت نسبتاً متعادل و کاربری های ورزشی و آموزشی در وضعیت مناسب تری قرار دارند. همچنین تحلیل شبکه نشان داد بخش های مرکزی، شرقی و غربی محله دارای ضعف کالبدی و فضایی در دسترسی به خدمات هستند. بر این اساس، پلاک های اراضی بایر، نزدیک به مراکز جمعیتی، دارای دسترسی مطلوب به شبکه های ارتباطی و مطابق طرح تفصیلی، به عنوان نقاط اولویت دار توسعه کالبدی و خدماتی معرفی می شوند.
۱۲.
این پژوهش با شناسایی استراتژی ها و سازوکارهای کلیدی، به دنبال تحلیل نظام مند و ارائه چارچوب نظری جامع برای تحقق شهر بدون کربن است. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش فراتحلیل، از چارچوب استاندارد پریزما شامل مراحل شناسایی، غربالگری، ارزیابی واجد شرایط بودن و شمولیت منابع استفاده نموده است. با جست وجوی نظام مند در پایگاه های علمی معتبر نظیر الزویر، اشپینگر و ریسرچ گیت و با استفاده از معیارهای دقیق ورود و خروج، 37 منبع برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. . 128 کد باز، هشت کد انتخابی و 39 کد محوری استخراج شدند که نشان دهنده اهمیت عواملی نظیر کاهش مصرف انرژی، مدیریت پسماند، جنگل داری شهری و علم و فناوری در تحقق شهر بدون کربن است. تحلیل زمانی نشان داد که تمرکز تحقیقات از مفاهیم عمومی به سمت مفاهیم خاص تری نظیر شهر هوشمند کم کربن و اقتصاد دایره ای تغییر یافته است. بر اساس یافته ها، تحقق شهر بدون کربن مستلزم همیاری ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی است. در این راستا، مدل سازی نظری انجام شده که بر پیشران های درون زا (علم و فناوری، منابع و محیط زیست، اقتصاد و صنعت) و برون زا (امکانات، سرمایه و شرایط نهادی) تأکید دارد. این مدل، چارچوبی جامع برای برنامه ریزی و عملیاتی کردن شهرهای بدون کربن ارائه می دهد. پژوهش حاضر پیشنهاد می کند که سیاست گذاران و برنامه ریزان با توجه به شکاف های شناسایی شده، به ویژه در حوزه های محلی و منطقه ای، اقدام به تدوین استراتژی های سازگار و اختصاصی نمایند و از چارچوب نظری ارائه شده به عنوان راهنمای عملی در طراحی و اجرای شهرهای پایدار بدون کربن استفاده نمایند.