درخت حوزه‌های تخصصی

اندیشه سیاسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۳٬۳۰۲ مورد.
۲۰۰۱.

بایسته هاى ولایتمدارى

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بایسته ها ولایت مدارى پاسدارى

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۳
انـسـان آفـریـده الهـى اسـت کـه بـه سـوى خـداى سـبـحـان در حـرکـت اسـت . کمال آدمى ولایت مدارى از اعتقاد تا عمل است تا بتواند به بارگاه قدس الهى و قرب به خـداونـد نـایـل آیـد و در پـرتـو ایـن کـمال از نظام ولایى پاسدارى کند. این نوشتار به بـایـسـتـه هاى ولایت مدارى به عنوان رسالت پاسدارى از ارزشهاى الهى و نظام اسلامى مى پردازد.
۲۰۰۲.

آیا دموکراسی لیبرال تجربه موفقی است؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۲
نویسنده دموکراسى را حاکمیت مردم مى‏داند و معتقد است در جوامع لیبرال چنین حاکمیتى تحقق نیافته و نمى‏یابد؛ زیرا لیبرالیسم از حکومت انتظار دارد امنیت و آزادى را محقق سازد و گاهى مردم چنین خواسته‏هایى ندارند. بنابراین میان دموکراسى و لیبرالیسم تضاد مى‏افتد. لیبرالیسم در واقع نوعى حکومت الیگارشى (نخبگان) است که اقلیتى را تشکیل مى‏دهند.
۲۰۱۴.

«جداییطلبان» دیروز،«جنگجویان مقاومت» امروز هستند: تحلیل انتقادی گفتمان بازنمایی کردهای عراق در نشریه های گلوب و مایل و نیویورک تایمز/ جعفر شیخ الاسلامی

۲۰۱۵.

فلسفه سیاسی: کنشی لذت بخش یا فعالیتی حقیقت یابانه؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: افلاطون فلسفه سیاسی نیچه سقراط لیبیدو کنش لذت بخش

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در غرب تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی از قرن بیستم به بعد
تعداد بازدید : ۱۳۲۶ تعداد دانلود : ۱۱۲۱
این مقاله می کوشد تا از منظری متفاوت به نقد بخشی از سنت فلسفه سیاسی فیلسوفان معاصر بپردازد. در این راستا آنچه مورد تاکید است روی آوردن فلسفه و فلسفه سیاسی به آن چیزی است که از آن به کنش لذت بخش تابیر گردیده است. چنین کنشی ریشه های دراز تاریخی دارد و به روزگار یونان باستان و فیلسوفان پیشا سقراطی باز میگردد. به باور ما در هم آمیختگی مرزهای فلسفه و ادبیات و ارایه شدن سخن فلسفی یونانیان در قالب بلاغت و سخنوری و غلبه این ویژگی بر ارزش های معرفتی فلسفه که به اهنمام فیلسوفانی همانند سقراط و افلاطون از سخن فلسفی کمابیش رخت بسته بود بار دیگر با تاکید بر اصالت زبان و احیای آنچه روح دیونیزیوسی فلسفه خوانده می شود توسط نیچه به گفتار فلسفی باز گردید و به مبنایی رادیکال برای نقد سوبژیکتیویته و معرفت باوری فلسفی مبدل شد. فرض ما بر این است که فلسفه با اتخاذ کنشی لذت بخش و نزدیک گردیدن به سخن ادبی و هنری از تعهد اصیل خود در انکشاف حقیقت دور گردیده است. به دنبال این امر فلسفه سیاسی برخی از فیسوفان و اندیشمندان معاصر نیز دستخوش گرایش به کنشهای ذوقی-ادبی شده، از نقادی مثمر ثمر ایدئولوژی ها و تمهید عمل رهایی بخشی باز مانده است. این مقاله برای تایید مدعای خود، ضمن بررسی تاثیرات فلسفه نیچه بر چنین چرخشی، با ارایه تصویری کوتاه از دستاوردهای فروید ولاکان در متداول ساختن مفهوم لذت در اندیشه فلسفی، نشان می دهد که گرایش فلسفه سیاسی به کنش لذت بخش یا لیبیدوئیزه شدن فلسفه سیاسی چگونه نقادی سیاسی را از اهتمام به رهایی بخشی مثمر ثمر منصرف ساخته و به دلخوشی های روشن فکرانه، ذوقی و ادبی مبدل ساخته است. در این راستا اندیشمندانی چون رولان بارت، زیل دلوز واسلاوی ژیژک از همین منظر مورد توجه اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان