فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۲۱ تا ۴٬۸۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
ادبیات و مسأله شناخت: در دفاع از شناخت گرایی ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت گرایی ادبی، چنان که من آن را می فهم، دو دعوی عمده دارد: (1) برخی از آثار ادبی می توانند شناختی غیرپیش پاافتاده را به خواننده منتقل سازند و (2) ارزش شناختی اثر ادبی، بخشی از ارزش زیبایی شناختی آن است. در این مقاله، من از دعوی نخست دفاع می کنم. برای انجام این کار، نخست به سراغ افلاطون می روم و طرحی را از اشکالات معرفت شناختی او بر آثار ادبی که از موضع ضدشناخت گرایانه مطرح شده اند به دست می دهم و با صورت بندی مجدد آن ها از چشم اندازی تازه، زمینه ای را برای پژوهش معرفت شناسانه خود فراهم می آورم و سپس روند و روال هایی را که آثار ادبی از رهگذر آن ها، شناخت گزاره ای و غیرگزاره ای (شامل شناخت مبتنی بر چشم انداز، شناخت هم دلانه و شناخت چگونگی) را برای خوانندگان پدید می آورند، شرح و بسط می دهم. دفاع من از شناخت گرایی ادبی انواع متفاوتی از شناخت را از آثار ادبی قابل حصول می داند اما آگاهانه و عامدانه-برخلاف نظر نوام چامسکی و مارتا نوسباوم- از برتری بخشیدن آثار ادبی بر آثار فلسفی و علمی در ارائه نوعی خاص از شناخت پرهیز می کند.
تذکری تأسف آمیز
حوزههای تخصصی:
ایهام غریب در منطق آشنای شعر نظامی گنجه ای
حوزههای تخصصی:
قافیه بر اساس قاعده مصوت کوتاه
حوزههای تخصصی:
سبک
حوزههای تخصصی:
گاهی به ضابطه های نسخه شناسی
حوزههای تخصصی:
وندهای فارسی
منبع:
گوهر مرداد ۱۳۵۳ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
پاسخی به نقد و معرفی فرهنگ توصیفی اصطلاحات / ادبی نوشته ام. اچ. ایبرمز (معرفی و نقد)
حوزههای تخصصی:
در شماره شش این فصلنامه مقاله ای به قلم آقای داوود عمارتی مقدم در نقد ترجمه این جانب از کتاب فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی منتشر شد. نگارنده سپاسگزار این منتقد است و دغدغه او را مستحق پاسخ می داند. در عین حال، برخی از استدلال های آن مقاله نیاز به اصلاح دارد. مقاله نام برده از واژه های مطلق مانند «کاستی های چشمگیر» و «ابرامز قادر نیست» استفاده می کند. اما به نحو تناقض آمیزی، استدلال ها، ترجمه این کتاب را از انتقادات مبرا می کند. به این دلایل مضاعف که پاره ای پیشنهاد ها سلیقه ای است و پاره ای به نگاه گسترده تری به ماهیت فرهنگ نویسی و ترجمه نیاز دارد.
سنّت و مدرنیته در رمان «همسایه ها»
حوزههای تخصصی:
رابطه جامعه و ادبیات، یکی از موضوعاتی است که در تحقیقات ادبی به آن پرداخته می شود. رابطه سنّت و مدرنیته به عنوان یک مسئله اجتماعی، در آثار ادبی نیز بازتاب یافته است. نمایش عناصر این دو (با تکیه بر نظریات «آنتونی گیدنز») در رمان «همسایه ها»، تبیین رابطه عناصر سنّت و مدرنیته و انعکاس نظر نویسندگان درباره این دو، هدف اصلی این پژوهش را شکل می دهد. آنتونی گیدنز معتقد است که سنّت ها در مدرن ترین جوامع نیز به حضور خود ادامه می دهند. نتایج پژوهش، بیانگر این نکته است که شاخص های سنّتی فرهنگی و اجتماعی بیشتر از عناصر مدرن در این زمینه ها در داستان دیده می شود؛ به همین دلیل هر چند عناصر اقتصادی و سیاسی بیشتر مدرن هستند، در مجموع مغلوب سنّت ها می شوند و موفّق نمی شوند خود را تثبیت کنند. محمود به بیشتر سنّت ها به ویژه سنن فرهنگی نگاهی منفی دارد؛ امّا از نقد عناصر مدرن نیز غافل نمی شود.
جلوه های آیرونی نمایشی در شعر احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه آیرونی در ادبیّات منظوم ایران، نمونه های فراوانی دارد؛ در حوزه نقد به آن توجّه کمتری شده است. این صنعت ادبی، در دو شکل آیرونی لفظی و آیرونی نمایشی قابل بررسی است. آیرونی در شعر احمد شاملو، نه به عنوان یک تشخّص سبکی، بلکه به عنوان بخشی از موارد زیباشناختی شعر قابل توجّه است. پنهان کاری های راوی در برخی اشعار روایی شاملو، منشأ پیدایش آیرونی نمایشی در شعر اوست. این رویکرد، باعث ایجاد نوعی فاصله میان آگاهی نویسنده یا راوی اشعار، با خواننده می شود؛ که با تعاریف موجود از آیرونی نمایشی تطابق دارد. در این جستار برآنیم تا با پرداختن به انواع آیرونی نمایشی ( ناگهانی و غیر ناگهانی ) ، در اشعار شاملو، برخی از زوایای پنهان آثار او را واکاوی نموده و ضمن تبیین مفهوم آیرونی در شعر و بیان تمایز میان این صنعت ادبی با ایهام و کنایه و دیگر گونه های بیان دو پهلو، به نوعی مرزبندی میان آیرونی و سایر صنایع ادبی دست یابیم.
نقد نسخ خطی و چاپی (الرسالة الغوثیة)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رساله غوثیه ، رساله ای است به طریقه خطاب فهوانی و محادثه مثالی حضرت ربانی باغوث اعظم که به زعم عده ای از محققان سخت کوش صبرنوش به محیی الدین بن عربی نسبت داده شده است. اما دراین مقاله، ضمن بررسی و نقد دلایل کسانی که آن را به ابن عربی نسبت می دهند، با بررسی رساله غوثیه و نیز انطباق مفاد معنایی آن با دیگرآثار محی الدین عبدالقادر گیلانی معلوم می شود که این رساله از عبدالقادرگیلانی است و به اعتبار لفظ«محیی الدین»آن را به ابن عربی نسبت داده اند در حالی که در هیچ کتاب یا نوشته ای ، از محیی الدین بن عربی به «غوث اعظم»یاد نشده و در هیچ یک ازآثار ایشان، غوث و غوثیه نیامده است! و درضمن، در این مقاله، چهره گمنام حسن گیلانی ، مترجم رساله غوثیه شناسانده و معرفی می شودو ترجمه او نیز موردنقدو بررسی تحلیلی –تطبیقی قرارمی گیرد.
پژوهشی در نحو فارسی امروز: حروف و اقسام آن در زبان فارسی
منبع:
گوهر خرداد ۱۳۵۵ شماره ۳۹
حوزههای تخصصی: