فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۲۱ تا ۴٬۳۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۲۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی کارکردهای نام آوا در هشت کتاب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان در اصل، نظامی ذهنی است که به صورت ابزاری-آوایی ظاهر می شود و عمده ترین نقش آن، ارتباط و انتقالِ معانی از یک فرد به دیگری است. افراد با به کارگرفتن قاعده های زبان و تولید رشته های گوناگونی از واژه ها، با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. از همین رو، به روشنی پیداست که زبان به میزان زیادی با زندگیِ انسان - یعنی با فعّالیّت های ذهنی و حرکتی او- آمیخته و از آغاز تا پایان زندگی با او همراه است. پژوهش پیش رو، درخصوص کارکرد نام آوا در اشعار سهراب سپهری است و دستاورد علمی این تحقیق، حاکی از این مطلب است که میزان استفاده از نام آوا در زبان شعریِ وی بسیار چشم گیر است و این مق وله، در سروده های او عینیّت داشته و ملموس و محسوس است. از آنجایی که سهراب، نقّاشی است شاعر، این رویکرد درخصوص زبان شعریِ وی، بیش از دیگران صدق می کند؛ لذا نام آوا، از برجسته ترین ابزارهای شعریِ اوست که در دریافتِ متن به خواننده کمک شایانی می کند. بنیان نظری این تحقیق، برپ ایة ن ظ ریّات اتویسپرسن و دیگر زبان شناسانی ست که به آراء شان در این زمینه، در کتاب فرهنگ نام آوایی فارسی به اجمال اشاره رفته است. زبان شناسانی چون اوتویسپرسن، هر لفظی را که میان لفظ و معنای آن رابطه ای طبیعی و ذاتی وجود داشته باشد، نام آوا می نامند.
الزمن الروائی فی روایة ""رماد الشرق"" لواسینی الأعرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعد الزمن أحد المکونات الأساسیة فی الخطاب الروائی ویسهم فی تشیید النص فنیاً وجمالیاً. وحظیت دراسة الزمن الروائی باهتمام النقاد والدارسین منذ دراسات الشکلانیین الروس. ولم یعد الزمن فی الروایة العربیة الحدیثة قائماً على التسلسل المنطقی والتعاقبی کالروایة الکلاسیکیة بل اتجهت الروایة إلى انحراف السیر الزمنی ولا یخضع بناء الحدث الروائی لمنطق السببیة، لهذا نرى أنه یقوم الروائیون الجدد بتحول الزمن الروائی فی أعمالهم الأدبیة. وواسینی الأعرج واحد من هولاء الروائیین، ولعبة الحرکة بین زمن الحکایة وزمن الخطاب فی روایاته تؤدی إلى تکسیر مسار الزمن الخطی وتحرک عمله الروائی. یعتمد هذا البحث على المنهج الوصفی- التحلیلی ویستفید من آراء جیرار جنیت لدراسة الزمن الروائی فی روایة ""رماد الشرق"" للروائی الجزائری ""واسینی الأعرج"" وهی روایة فی الجزئین: ""خریف نیویورک الأخیر"" و""الذئب الذی نبت فی البراری"". وتهدف الدراسة إلى کشف خصوصیة الزمن الروائی عند الکاتب فی هذه الروایة وتبیین کیفیة الابداع فی هذا المکون. ومن النتائج التی وصلت الیها الدراسة هی: یتم عدم التطابق بین نظام السرد ونظام القصة عن طریق الاسترجاع والاستباق وهذا یحدث المفارقات الزمانیة فی الروایة خاصةً تقنیة الاسترجاع تکاد تشکل ظاهرة غالبة فی الروایة وکثیراً ما یسترجع الراوی أحداث الماضی مؤکداً أن معطیات الماضی کانت سبباً فی مشاکل الحاضر. وبما أن روایة ""رماد الشرق"" تغطی فترة زمنیة طویلة للسرد لهذا یوظف الروائی تقنیات مختلفة لابطاء السرد وتسریع السرد أی لایجاد التنویع فی الایقاع الزمنی فی الوهلة الأولى ثم کسر رتابة النص.
داستان همه داستانها
شعر پارسی
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۸ شماره ۶۵
حوزههای تخصصی:
توصیفی از نماد و زبان عاطفی شعر افسانه نیما
حوزههای تخصصی:
آرایش و آفرینش واکی، شیوه ای بدیع در آفرینش هنری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاعران از شیوه های گوناگونی برای آفریدن مضامین و آراستن کلام خویش بهره برده اند و سخن شناسان و ناقدان کوشیده اند که اسباب و ساز و کار این زیباییها را بیابند؛ بر آنها نامی بنهند و برایشان قواعدی وضع نمایند. شگفت است که یک نوع برجسته، زیبا و پرکاربرد از ظرایف ادبی که در نخستین اشعار بازمانده فارسی، به وسیله رودکی به کار گرفته شده، همچنان تا امروز، بی نام و نشان باقی مانده است. این آرایه اختصاص به مواردی دارد که شاعران با هر کدام از حروف الفبا به طور مجزا یا با جدا کردن حرف یا حروفی از کلمه، برجستگی ویژه ای بدان بخشیده اند و بدین وسیله مفاهیمی عالی را لباسی آراسته پوشانده اند. از میان انواع فراوان آن در سالهای اخیر یک نوع آن را بازی با حروف یا بازی با واژگان خوانده اند؛ در حالی که فقط به آن یک نوع کم ارزش می توان عنوان «بازی» داد و اکثر قریب به اتفاق آنها، مضمون آفرینی های شگرفی هستند که با آراستگی خاصی ارائه شده اند و ارتباط چندانی نیز با بچه بازی با حروف یا بازی با واژگان خوانده شده، ندارند. لذا برای نخستن بار به طور ویژه به بررسی این نوع هنری پرداختیم و عنوان آرایش و آفرینش واکی را برای آن برگزیدیم.در این مقاله اغلب ابیات واج آراسته خاقانی که غالبا زیبایی شگفت انگیزی دارند و برخی از ابیات هنرمندانه شاعران دیگر، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و در رهگذر بیان زیباییها، سعی شده که گره مفاهیم ابیات نیز گشوده گردد.
معرفی دو نسخه خطی کلیات سعدی در کتابخانه ملی پاریس
حوزههای تخصصی:
این مقاله ترجمه مطالبی است که در صفحات 125 تا 131 فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی پاریس نوشته مولف آمده است. کلیات سعدی موجود در این کتابخانه دو نسخه بوده که در این مقاله به اجمال در مورد آن توضیح داده شده است. نسخه اول که از قدیمیترین نسخ محسوب میشود ،کتابتی بسیار قدیمی دارد و نسخه دوم که جدیدتر است و سال 734هـ.ق. نوشته شده ، ویژگی چشمگیر آن ترتیب الفبایی واژههای آغازین غزلیات و قصاید مندرج در آن است که برخلاف بقیه دیوانهاست و بر حسب قافیه تنظیم شدهاند.
رایج ترین کاربردهای نادرست نگارش در مکاتبات اداری
حوزههای تخصصی:
در آیین و رسم شاعری (از گنجینه نقد پیشینیان (3))
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی و سرنوشت چهار رباعی منسوب به خیّام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره ی مفهومی (Conceptual metaphor) پنجره ای برای شناختِ نظام فکری نویسنده است. بر اساس این نظریّه تمرکز یک نگاشتِ (mapping) استعاری در ذهن، موجب گسترش ذهنیّت فرد، آفرینش استعاره های مشابه و در نهایت اصالت سبک فردی می شود. از سوی دیگر در انتساب بسیاری از رباعیّات به خیّام، هم چنان ابهام وجود دارد. نگارندگان این پژوهش برآنند تا از این نظریّه در شناخت اصالتِ رباعیّاتی که محمّدعلی فروغی و قاسم غنی در کتابِ رباعیّات خیّام، آن ها را سروده ی خیّام دانسته اند، استفاده کنند. نتایج حاصل از پژوهش گویای آن است که در مجموعِ 178 رباعی این کتاب، 15 نگاشتِ استعاری بنیادین دیده می شود. مقایسه ی استعاره های مفهومی در 66 رباعی اصیل و 112 رباعی منسوب به خیّام نشان می دهد که 6 نگاشتِ استعاریِ سفر، راز، محفظه، فرصت، دگرگونی و ساختار، در هر دو گروهِ رباعیّات، بالاترین بسامد را داراست و می توان رباعیّاتی را که دارای استعاره های مفهومی مرتبط با این نگاشت ها هستند، به مرز اصالت نزدیک تر دانست. 4 رباعی نیز از 112 رباعی منسوب، در هیچ یک از زیر شاخه های این 15 نگاشت قرار نمی گیرند و انتساب آن ها به خیّام درست به نظر نمی رسد. مقایسه ی مضمونِ این 4 رباعی با نظام فکری خیّام و نیز جست وجوی آن ها در دیگر منابعِ مربوط به خیام این نظر را تأیید می کند.
وقتی ثریا نمی درخشد (نقدی بر رمان «ثریا در اغما»)
حوزههای تخصصی:
بازنگری مبحث قصر در منابع فارسی علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است تا نشان دهد مبحث «قصر» در منابع فارسی علم معانی چندان به سامان و منسجم نیست. در این آثار مرز میان جمله های مقصور ادبی تعیین نشده است؛ علاوه بر این، تقسیم بندی های آن بر اساس اشراف و تسلط خواننده بر قصد متکلم یا مخاطب شکل می گیرد. نگارنده در این مقاله با نقد و تقسیم بندی های سه گانة کتاب های معانی نتیجه می گیرد که جملات مقصور حقیقی و غیرادعایی باید در حیطة زبان و جملات غیرحقیقی و ادعایی باید در حوزة ادبیات بررسی شود و همچنین تغییر در لحن خواندن یا شدت تلفظ کلمات، موصوف و صفت یا صفت و موصوف آن را تعیین می کند و در تبیین قصرهای «افراد، قلب، تعیین» شناخت مخاطب بسیار ضروری است. نهایتاً اینکه جایگاه جملات مقصور در ذیل انواع جمله و مقاصد ثانوی آن مشخص نشده است. در پایان پیشنهاد می شود که در آموزش یا تجزیه و تحلیل مبحث قصر پنج عنوان «موضوع شناسی، ادبیت شناسی، مخاطب شناسی، جمله شناسی و غرض شناسی» در نظر گرفته شود.
تبِ تند باختین در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میخائیل باختین از آن دست متفکرانی است که هرچند در زمان حیاتش شهرت چندانی نیافت، هرچه از خاموشیاش میگذرد، او و نظریه «منطق گفت وگوییاش» با اقبال فراوان و روزافزونی روبه رو می شود؛ تا آنجا که برخی او را بزرگترین نظریهپرداز ادبیات در سده بیستم میدانند (تودروف، 1377: 7). همین غنای اندیشه و همخوانی نظریه او با دغدغههای انسان معاصر سبب شده است تا مورد توجه بسیار محققان حوزههای گوناگون و به ویژه علوم انسانی قرار گیرد. محققان ایرانی نیز از این قاعده مستثنا نبوده، به باختین و آرای او روی خوش نشان دادهاند و کتابها (مانند دموکراسی گفت وگویی اثر منصور انصاری) و مقاله های بسیاری را با توجه به اندیشههای این متفکر روسی نوشته اند. اما متأسفانه، این توجه به آرای باختین همیشه دقیق و درست انجام نشده است؛ چنانکه مطالعه و بررسی برخی از آخرین مقالاتی که با الهام از آرای باختین به چاپ رسیدهاند، یعنی «گفت وگومندی و چندصدایی در شعر حافظ» و «چندصدایی در رمان زنان ایران»1 گویای درستی این ادعایند. هدف مقاله حاضر نیز نقد مقالات نام برده است.