فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۶۱ تا ۳٬۲۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
تقابل «من» و «دیگران» در شعر «منظومه به شهریار» نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد نشانه- معناشناسی گفتمانی در بررسی متون ادبی و تجزیه و تحلیل آن ها، به عنوان روشی جدید مطرح می شود که می تواند راهگشای نگرش نویی از تحلیل معنایی این متون باشد. در این رویکرد، تولید معنا مستقیماً با شرایط حسی- ادراکی پیوند می خورد. در این شرایط، نه تنها معنا در گرو برنامه ای منطقی و هدفمند نیست، بلکه به واسطة حضور عامل حسی- ادراکی که نشانه را در سراسر گفتمان پدیداری می کند، پیوسته، سیال، چند بعدی و در حال تکثیر و زایش است. پژوهش حاضر در نظر دارد ضمن بررسی فرآیند گفتمانی در سه بعد عاطفی، حسی- ادراکی و زیبایی شناختی در شعر نیما و ارائة دیدگاه نشانه- معناشناختی، به عنوان روشی نو جهت بررسی متون، چگونگی تولید جریان سیال معنا را در اشعار نیما بررسی کند. این بررسی همچنین چگونگی مواجهة شاعر با پدیده های دنیای پیرامون خود و نگاه و رویکرد متفاوت او را مشخص خواهد کرد. بررسی نظام گفتمانی در شعر بلند نیما براساس دیدگاه نشانه- معناشناسی نه تنها موجد خوانشی جدید از شعر نو نیمایی خواهد بود، بلکه بیانگر چگونگی شکل گیری جریان سیال و پویای معنا و نیز بعد زیبایی شناختی در این شعر است.
تجربه زیسته؛ ماهیت، گونه ها و نقش آن در فرایند خلاقیّتِ ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
۲۲۸-۱۷۵
حوزههای تخصصی:
تجربه زیسته اصطلاحی گسترده، مناقشه برانگیز و گاه مبهم است که در علوم مختلف مورد توجه پژوهشگران بوده است. در حوزه مطالعات ادبی با آن که گاه جسته و گریخته اشاراتی به این مفهوم دیده می شود، اما تا کنون به طور جدی مورد توجه قرار نگرفته است. بررسی تجربه زیسته و نقش آن در فرایند خلاقیت ادبی، در تببین مفاهیم شاعرانه بسیار اهمیت دارد، زیرا هم برای درک بهتر شعر راهگشاست و هم می تواند معیاری برای بررسی موفقیت و یا عدم موفقیت یک شعر یا دوره ادبی در اختیار ما قرار دهد. علاوه بر این مشترک بودن تجربه زیسته خواننده و شاعر، می تواند به درک بیشتر و هم ذات پنداری خواننده با شعر کمک کند که همین امر راه را برای نقد خواننده محور از منظر تجربه زیسته، نیز هموار می کند. در این پژوهش با روش تحلیلی انتقادی سعی شده است مفهوم تجربه زیسته و گونه های آن تبیین شود؛ سپس برای فهم دقیق تر نقش تجربه زیسته در فرایند خلاقیت ادبی، الگویی نظام مند برای آن تعریف و ترسیم شود. در همین راستا تجربه زیسته به انواعی ازقبیل تجربه زیسته شخصی، تجربه زیسته خاص و تجربه زیسته عام تقسیم شده است که هرکدام زیرمجموعه هایی دارد. یافته های این پژوهش علاوه بر تببین مفهوم تجربه زیسته و نقش آن در فرایند خلاقیت ادبی، نشان می دهد که تجربه زیسته یکی از عناصر بنیادینِ آثارِ ادبی و به ویژه شعر است که توجه به آن می تواند برای درک هستی شعر، چگونگی شکل گیری آن، منابع الهام شاعران و... مؤثر باشد.
نگاهى اجمالى به سیر تاریخى لغت سازى علمى فارسى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به زبان فارسى پیشرفته اى مى پردازد، که با حفظ هویت تاریخى و فرهنگى خود و حرکت در مرزهاى دانش، فرهنگ و فن آورى، ظرفیت عمیقى در تولید و انتقال دانش و فرهنگ از خود نشان مى دهد و در این مسیر هیچگاه تحت تأثیر زبان هاى دیگر به انفعال کشیده نمى شود. بلکه با سعه صدر ویژه خود به تعامل صحیح با زبان هاى زنده دنیا مى پردازد. مرور اجمالى سیر تاریخى زبان فارسى و سابقه و نحوه تعامل آن با موضوع علم و بررسى قابلیت هاى زبان فارسى در تولید و انتقال دانش و همچنین بررسى اجمالى رخدادهاى تاریخى در عرصه زبان فارسى از مسائلى است که در این گفتار به آنها پرداخته شده است.
نکته ای چند درباره ی غلط ننویسیم
حوزههای تخصصی:
ابتکارات خواجه نصیر در عروض و فنون شعری
حوزههای تخصصی:
پدر بوطیقا
یک قسم «را» در جمله های مرکّب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«را» یکی از حروف اضافه یا وابسته سازهای پرکاربرد زبان فارسی است که در کتابهای دستور زبان فارسی اقسام و معانی گوناگونی را برای آن برشمرده اند. یکی از موارد کاربرد این حرف که دستوریان کمتر به آن پرداخته اند، در جمله های مرکّب است. این قسم «را» مختص جمله های مرکّبی است که در آنها جمله واره پیرو در درون جمله واره پایه و پس از «را» قرار گرفته است؛ اما فعل جمله واره پایه لازم و یا بی نیاز از «را» است؛ مانند «آن را که کمند سعادت کشان می برد چه کند که نرود». در برخی از کتابهای دستور زبان فارسی، همچون دستور زبان فارسی خانلری و دستور نامه مشکور این نوع کاربرد حرف «را» منحصر به نوشته های معاصران و غلط پنداشته شده است؛ حال آن که در متون نظم و نثر قدیم؛ از جمله در گلستان سعدی یافت می شود. در این مقاله به معرفی این قسم از «را» و نقد و بررسی آراء مخالف و موافق در باب آن پرداخته شده، با استناد به شواهدی چند از نظم و نثر فارسی، شیوه به کارگیری آن در جمله های مرکّبی که در آنها جمله واره پیرو در درون جمله واره پایه جای گرفته نموده شده است.
غلط مشهور
بررسی ساختاری زبان حماسی در طومار جامع نقالان معروف به هفت لشکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان به مثابة شکل دهندة ساختمان داستان در تحلیل ساختار آن اهمیت ویژه ای دارد. براساس این دیدگاه، ساختار زبان و چگونگی کاربرد و ارتباط زیبایی شناسی و فرازبانی، نوع آن را در ارتباط با مضمون کلی اثر مشخص می سازد. زبان حماسی- که یکی از ارکان اساسی این متون است - قابلیت های ساختاری همچون به کارگیری کلمات، نحو کلام، لحن متناسب با فضا و حس حماسی در سطوح مختلف آوایی، لغوی و غیره را دارد.
در ادب شفاهی نیز افزون بر زبان ساده و یکدست قصه ها، حضور نقالان و سخنوران و دخل و تصرف آنان با ورود عناصر جدید در تدوین طومارها، سبب شده است تا بیش از پیش زمینة استفاده از ظرفیت های زبان حماسی در پیوند با مضمون اصلی طومارها افزایش یابد. هفت لشکر نیز ازجمله طومار جامع نقالان در عهد قاجار است که زمان کتابت آن به 1292ق بر می گردد. این اثر در اصل نام یکی از نبرد– روایت های مشهور نقالی است که به سبب شهرت بر یکی از طومارهای جامع نقالان نهاده شده است.
در این مقاله باتوجه به مضمون کلی هفت لشکر، ساختار حماسی آن در دو سطح آوایی و نحوی بررسی شده است. استفاده از واج های انفجاری- انسدادی و ساختمان هجای کشیده در کنار کاربرد پربسامد مصوت کوتاه در سطح آوایی، وجود فضا و حس حماسی را برای خواننده بیشتر ملموس ساخته است. در ساختمان نحوی کلام نیز، تقدم فعل و جابه جایی دیگر ارکان جمله، هم نشینی عناصر هم نقش، فضاسازی با بهره گیری نقال از لحن نمایشی، شگرد های کلامی- حرکتی و تکنیک های شفاهی از جمله عناصر شکل دهنده زبان حماسی هفت لشکر است. همچنین، ویژگی های موسیقایی نقل شفاهی، همچون ارتفاع صوت و کاربرد مصوت های بلند و کشیده در پایان جملات سؤالی و ندایی به افزایش آهنگ خیزان کلام و در نهایت زبان حماسی آن منجر شده است.
نقدی بر «ردپای فمینیسم در آثار جلال آل احمد»
منبع:
حافظ خرداد ۱۳۸۴ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
سعدی و اساطیر ایرانی
حوزههای تخصصی:
نویسنده این مقاله با اشاره به بهره جویی سعدی از شاهنامه در آوردن نام اساطیر در اشعار و حکایات وی به برخی از این نمونهها اشاره می کند و علاوه بر این به استفاده از فضای حماسی، نام و اوصاف جنگافزارها، استفاده از وزن شاهنامه در داستانها و حکایات منظوم و اوزان حماسی غزل و بیانهای حماسی در اوزان دیگر میپردازد و سپس نثرهای حماسی سعدی را معرفی نموده و در پایان اشارهای به شاهنامهخوانی در گلستان سعدی دارد.
دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
حوزههای تخصصی:
داستان دقوقی از منظر ادبیات شگرف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات وهمناک یکی از انواع ادبی است که اگر در آثار ادبی فارسی، جستجو شود، نمونه هایی عالی از این نوع ادبی و زیرشاخه های آن یافت می شود. از جمله ویژگی های بارز داستان های وهمناک، وجود رویداد هایی خارق العاده در آن هاست که خواننده در واقعی یا غیرواقعی بودن آن ها دچار تردید می شود. داستان دقوقی که در دفتر سوم مثنوی آمده، یکی از داستان-هایی است که بسیاری از مؤلفه های ادبیات وهمناک در آن وجود دارد. در پژوهش حاضر، این داستان، براساس نظریات فروید و تودوروف، بررسی شده و تشابه و تفاوت آن با نوع ادبی شگرف، نشان داده شده است. نتایج تحقیق، نشان می دهد که اغلب مشخصه های ادبیات شگرف، در داستان دقوقی دیده می شود و با توجه به نمودار تودوروف، می توان این داستان را یکی از نمونه های ادبیات «وهمناک/شگرف» یا «کرامات/شگرف» دانست. این نتیجه، گواه آن است که قرن ها پیش از اینکه نظریه پردازان غربی به تدوین نوع ادبی شگرف بپردازند، مولانا با نبوغ سرشار خود، چنین مؤلفه هایی را در داستان سرایی به کار برده است. در داستان دقوقی، عناصری همچون زاویه دید، کانونی شدگی، تداعی معانی، چند صدایی، صحنه، درون مایه و تقابل، در ایجاد تردید –اصلی ترین مؤلفه ادبیات شگرف- نقش دارند.
واین گلستان همیشه خوش باشد
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی گلستان سعدی و سبک سعدی در سرودن آن و اهمیت این اثر سعدی میپردازد و آثاری را که به تقلید از این اثر گرانقدر سروده شدهاند را معرفی مینماید. نویسنده در ادامه به معرفی اولین تصحیحها و چاپهای گلستان سعدی میپردازد و اشارهای به جایگاه گلستان در دورههای تاریخی ایران از جمله پس از انقلاب مشروطه دارد که با مخالفتهایی روبهرو شده بود.