فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۹۲۱ تا ۹٬۹۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
بررسی کلمات دخیل در زبان فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر زبان، در طول زمان، برای رفع نیاز خود در زمینه اختراعات، ابداعات و اکتشافات اقدام به استفاده از روشهای گوناگون کلمه سازی مانند: اشتقـاق(dérivation) ترکیب (Composition)، قرض گیری (Emprunt) و غیره … میکند. در این مقاله به بررسی کلمات بیگانه دخیل در زبان فرانسه خواهیم پرداخت. هدف اساسی این مقاله، بیان و ارائه روش عمومی عاریه گرفتن کلمات در زبان فرانسه است. این روش نوعی غنی سازی زبان بوده و موجب کمال آن میباشد. با مطالعة فرهنگها در مییابیم که کلمات زیادی از زبانهای مختلف وارد زبان فرانسه شده است. برای سهولت درک چگونگی و علل ورود این واژهها به زبان فرانسه، به مطالعه قرضگیری کلی آنها خواهیم پرداخت. برای پرداختن به این مهم و یافتن منشاء و مبدأ این کلمات در زبانها به مطالعه کوتاهی در تاریخچه زبان فرانسه خواهیم پرداخت. سپس تقسیم بندیهای اولیه موجـود در مقاله حاضر دست یابی به این کلمات را میسر خواهـد ساخت.
تاثیـر تفسیـر بیـن هلالی، مثال دار و تکـرار بر خوانـدن زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی تاثیر سه فن پیش تغییر تفصیلی واژگانی به نامهای افزودن توضیح میان دو هلالی (یا توضیح واژگانی توجیهی)، مثال دار و بازگویی پرداخته است. این بررسی به منظور یافت تفاوتهای موجود میان تاثیر این سه فن بر درک مطلب (خواندن) دانشجویان فنی صورت گرفته است. فنون مطرح در سه متن علمی عمومی اعمال شدند که بر اساس معیارهای میزان قابلیت خواندن و عملکرد دانشجویان در آنها انتخاب شده بودنــد. نهایتاً چهـار صورت از متن ها، شامل سه متن از پیش تغییر یافته و متن اصلی از 171 دانشجوی ESP دانشگاه علم و صنعت ایران و دانشگاه اسلامی کار امتحان گرفته شدند . شایان ذکر است، دانشجویان به وسیله امتحان PET (آزمون مقدماتی زبان انگلیسی) دانشگاه کمبریج تعیین سطح و تقریباً همگون شده بودند. نتایج بیانگر تفاوت معنـی دار و عملکرد بهتر در درک مطلب دانشجویان در متون تغییر یافته افزودن توضیح میان دو هلالی و مثال دار بود. از سوی دیگر، تفاوت معنی دار میان درک مطلب دانشجویان در متن اصلی و متن تغییر یافته با کمک فن بازگویی واژگانی وجود نداشت. کاربرد نتایـج ایـن تحقیق بـرای نویسنـدگان مطالب آموزشی علمــی بااهداف ویـژه ESP -EST - EAP بوده که مایلند متون علمی ساده تری را جهت ارتقاء درک مطلب و ترجمه درون زبانی دانشجویان به منظور افزایش توانایی در خواندن مطالب در اختیارشان قرار دهند.
مغالطه روش برتر در ترجمه ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیرباز دو روش عمده در ترجمه ادبی وجود داشته است ؛ این دو روش که تحت عناوین مختلف از جمله لفظ گرا و معنی گرا شناخته می شوند ، رقیب یکدیگر بوده و در هر مقطع تاریخی یک روش بر روش دیگر غلبه داشته است. کسانی که یکی از دو روش را از روش دیگر برتر می شمارند ، برای اثبات برتری روش مورد نظر خود به عواملی استناد می کنند که مبنای فردی و یا منشا بیرونی دارد. برخی از این عوامل عبارتند از خواننده ترجمه ، زبان ، فرهنگ و اخلاق . نویسنده ، تعاریف موجود از روش های ترجمه را مغلطه آمیز می شمارد و براساس عواملی درونی و عام ، تعریفی از روش ترجمه ادبی ارائه می کند که تابع ذوق افراد و نیازهای فرهنگی در مقطع زمانی خاصی نیست و از اعتباری همیشگی برخوردار است.
راهبردهای ترجمه مفردات قرآن در یک واژه نامه کهن
حوزههای تخصصی:
"ایرانیان نخستین قوم غیر عرب بوده اند که به ترجمه کل قرآن و برگردان واژگان مفرد آن دست یازیده اند. ایشان در تهیه و تنظیم فرهنگ های قرآنی به فارسی از قرون اولیه اسلامی اقدامات در خور ستایشی به انجام رسانده اند.
مقاله حاضر به قصد نمایاندن راهبردهای یک مترجم فارسی زبان در برگردان واژگان قرآن به زبان فارسی تنظیم شده است. این مترجم که در حدود هفتصد سال پیش در خراسان می زیسته، همانند هر مترجم دیگر، راهبردهایی به کار گرفته که تقریبا با آنچه امروز در مطالعات ترجمه شناخته شده است، مطابقت و همراهی نسبتا کاملی دارد. از جمله برابر گزینی هر کلمه با حفظ نقش و نوع ساختار آن، برگردان واژه با توضیحی کوتاه یا بلند، برگردان کلمه با کلمه ای مرکب از عربی و فارسی، و برگردان یا توضیح واژگان ترجمه ناپذیر که در زبان عربی و بالتبع در قرآن به کار رفته است."
جلسه تعاملی یک گروه کوچک با موضع بررسی بازی ها در کلاس زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خنده در تئاتر
حوزههای تخصصی:
خنده پدیده ای اجتماعی و همگانی است و در تئاتر‘ به گفته مولیر‘ گریاندن آسانتر از خنداندن است . به همین خاطر نویسندگان‘ برای سرگرم کردن و خنداندن حضار‘ به شیوه های مختلفی متوسل می شوند. خواننده یا تماشاگر با تضادها خود می گیرد‘ خود را با شخصیت ها همسان می پندارد وکوشش می کند برای هر نکته ناگفته یا بی معنا‘ مفهومی بیابد. در تئاتر معاصر سکوت جای کلام را می گیرد و پرگویی خلاء وجود را از نظرها پنهان می دارد. این تئاتر مرگ شخصیت و فقدان معنا را طلب می کند. لیکن خنده به منزله پاسخی است در برابر انکار وجود و به خاطر تاثیرات مثبت آن‘ انسان می تواند سلامت خود را بازیابد.
توصیف شخصیت ها در داستان های اشتفان تسوایگ
حوزههای تخصصی:
اشتفان تسوایگ، نویسندهء معروف اتریشى (942 ا- 1884) از جمله نویسندگانى است که تحت تاثیر فروید بود ه ا ند، وى نظریه هاى روانکاوى او را در د استان هاى خود وارد کرده و از آن ها به گونه اى استادانه بهره جسته است.د ر مقاله زیر سه نمونه از داستان هاى وى مورد بررسى و تجزیه و تحلیل قرار مى گیرند که در همه آن ها نظریه هاى روانکاوى اعمال شده است. شخصیت اصلى داستان نخست، یک زن است. تعارضات روانى این زن میانسال به گونه اى نشان داده مى شود که تنهایى اش سبب حوا دثى شگفت مى گردد، و سرانجام این که او مى تواند با بیان آنچه روحش را همواره آزار مى داد، آرامش خود را به دست آورد. قهرمان د استان إوم یک مرد است. حالات روانى این اشراف زاده گویاى آن است که وى با از دست دا دن نزدیکان خود و خیانت دوستش، از زندگى دلزده شده، زندگى برایش لذت بخش نیست و کاملا منزوى شده است و این که چگونه آن شب رؤیایى روى این مرد تاثیر مثبت مى گذارد، او را به زندگى بازمى گرداند و از حالت بى تفاوتى نسبت به دیگران، خارج مى کند. شخصیت اصلى داستان سوم کودک 12 ساله اى است که در ابتداى مرحلهء بلوغ است، حالات روانى این کود ک نشانگر آن است که او مى خواهد کنجکاوانه رازى را که بین دو جنس مخالف است، کشف کند.
تجلیات زبان فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر آن است تا تاثیرات محیطی از قبیل زبان ، فرهنگ و شرایط جغرافیایی مازندران را در اشعار نیما توصیف و بررسی نماید . زبان شناسان اجتماعی معتقدند هر زبان تا حد زیادی منعکس کننده واقعیات و خصوصیات بیرونی پیرامون خود می باشد .
زندگی بعد از پسامدرنیسم و تحلیل کانترا پانتال متن
حوزههای تخصصی:
این مقاله که به نوعی در پاسخ به کتاب های «شرق شناسی»و «فرهنگ و استعمار» ادوارد سعید است‘ نگرشهای دیالکتیکی نسبت به «شرق» در تعدادی ازمتون ادبیات انگلیسی را مورد مطالعه قرار می دهد. با انجام یک تحلیل «کانترا پانتال» متن علائمی از یک شرق کلیشه ای و یکنواخت در چارچوب گفتمان غالب ظاهر می شود. به نظر می رسد گفتمان های مشابه ‘تعدادزیادی از اساتید ومنتقدین معاصر در زمینه ادبیات انگلیسی را نیز تحت تاثیر قرار می دهند. این مسئله درباره یک «تضاد جفتی» و یا به قول «بابا» در باره یک رابطه «جاذبه و دافع» میان«غرب» و «غیر» پرسش های بسیاری را بر می انگیزد. آیا تصویر شرق نسبتاً ثابت و یکنواخت است؟ و آیا شرق به خاطر تبادل فرهنگی و اختلاط فرهنگی همیشه تهدید بالقوه ای به شمار می رود؟ پاسخ این پرسش ها را می بایست در بطن موضعگیری ایدئولوژیکی خود نویسندگان و نیز شرق شناسی منتقدان و نظریه پردازان دنبال کرد
عناصر واژگانی فارسی در زبان اردو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های جالب داد و ستد جامعه های زبانی، علاوه بر وام گیری، دخالت زبان میانجی است. رایج ترین فرایندی که در برخورد دو زبان رخ می دهد مبادله عناصر واژگانی میان آنهاست. هنگامی که سخنگویان زبانهای گوناگون، در شرایط فرهنگی، سیاسی و اقتصادی معین، در ارتباط نزدیک قرار می گیرند، باید از وسیله مناسبی برای تفهیم و تفهم استفاده کنند (مدرسی 1386، ص 53-54، 84-85). در چنین مواردی، ممکن است زبان تازه ای نیز بر پایه عناصر زبانهای موجود ساخته می شود که زبان اردو را می توان یکی از مصادیق بارز آن دانست. اردو زبانی آمیخته است و نقش میانجی دارد.
به قول محمد حسین آزاد، محقق و زبان شناس هندی، نهال اردو در زمین سنسکریت رویید و در آب وهوای زبان فارسی رشد و نمو کرد (صدیق خان شبلی1370، ص 69).
سابقه روابط ایران و شبه قاره به زمانی پیش از آغاز تمدن آریایی در ایران و هند می رسد. در این بررسی، محدوده زمانی مورد نظر متعلق است به دوره اسلامی که در تاریخ روابط ایران و شبه قاره جایگاه ممتازی دارد. نفوذ ایرانیان به سند، رفت و آمد کاروانهای بازرگانی، لشکر کشیها و مهاجرتها از قرن سوم هجری به بعد این روابط را پدید آورده است.
ورود غزنویان در اواخر قرن چهارم هجری به سرزمین شبه قاره و اقامت مسلمانان فارسی زبان مهاجر منجر گشت به هم زیستی جوامع فارسی زبان در کنار دیگر جوامع زبانی رایج در آن خطه که به تدریج، با تفوق فارسی زبانان، به خصوص در طبقه حاکم، فارسی را به زبان رسمی حکومت تبدیل کرد و هم در آن حال هندی زبان رایج میان مردم بود. به این ترتیب، زبان فارسی، طی قرون متمادی، در مجاورت زبانهای رایج مناطق شمالی هند قرار گرفت (مجتبایی 1375، ص 541) ...
تاثیر بافت های کوتاه و بسط یافته در گروه های مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهکار پیش بینی در ترجمه همزمان
حوزههای تخصصی:
پیش بینی به عنوان یک راهکار پویا در فرایند ترجمه همزمان به ارائه مطلبی توسط مترجم در زبان مقصد قبل از دریافت معادل اولیه آن در زبان مبدا اطلاق می گردد. مجموعه ای از سرنخهای راهگشا، هر چند ناچیز، معمولا نقطه اتکائی برای مترجم جهت فرضیه پردازی در مورد جملات ناتمام سخنران محسوب می شود. مقاله حاضر کار خود را با این پیش فرض اساسی آغاز می کند که پیش بینی در ترجمه همزمان به خصوص در مورد دو زبان نامتقارن از نظر ساختاری امری ضروری است. این تحقیق با قبول چنین فرضی و سپس با ارائه یک مقدمه، توضیحی تفصیلی در خصوص چگونگی و ماهیت انواع مختلف اطلاعات موجود در دست مترجم در لحظه پیش بینی و هنگام ترجمه ارائه می دهد و با ذکر مثالهای مختلف از ترجمه های زنده، روند کلی را به اثبات می رساند. در پایان از جنبه ارائه پیشنهاد، این مقاله نکاتی را در خصوص نحوه تقویت راهکار فوق برای یک پیش بینی صحیح پیشنهاد می کند.
معنا در ترجمه
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر که به بررسی معنا در ترجمه می پردازد، ضمن تردید در کارآیی و اعتبار فنون تقلیل گرای تحلیل معنا، یعنی تحلیل مولفه ای و تحلیل گزاره ای در ترجمه، برای معنا دو بخش ثابت و پویا قائل می شود. این مقاله بر آن است که آنچه تمامی ترجمه های یک متن مبدا را به یکدیگر مربوط می کند، اشتراک آنها در بخش ثابت معناست، و آنچه آنها را از هم متمایز می کند، بخش پویای معناست که تغییرپذیر است، و موجب تنوع و تکثر ترجمه هایی است که از هر متن مبدا پدید می آید.
بررسی مقایسه ای قید در زبان های روسی و فارسی
حوزههای تخصصی:
در زبان روسى و فارسى، قید یکى از انواع کلام اکست که از لحاظ حالات صرفى تغییر نمى کد. از لحاظ نحوى، قید در هر دو زبان مى تراند در کنار خود متمم داشته باشد. برخى از زبان شناسان، قید تفضیلى را همان قید تعییریافته محسوب مى کنند و معتقدند که قید در زبان روسى تغییر مى کند. در زبان فارسى نقش نحوى واژه در جمله می تواند وجه تمایز قید از صفت باشد. در هر دو زبان، قید گاهى واژه اى یا گاهى کل معنى جمله را به مفهوم معینى محدود مى سازد. در زبان فارسى، اعضاى اصلى جمله نیز مى توانند در کنار خود وابسته (متمم) داشته باشند. قید در هر دو زبان هیچگاه با واژه دیگر در حالت مضاف و مضاف الیه قرار نمى گیرد، بلکه ارتباط نحوى مجانبت برقرار مى کند. مقایسه قید در هر دو زبان نشان مى دهد که برخى ساختارها، در هر دو زبان، از لحاظ اعضاى جمله، از یکدیگر متفاوت اند که در این مقاله بدان پرداخته خواهد شد.