فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۲۴۱ تا ۹٬۲۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
با توجه به اقبال روزافزون رسانه های گروهی از ورزش و رویدادهای ورزشی، واژگان و اصطلاحات بسیاری در این زمینه وارد زبان انگلیسی گردیده اند. به علاوه، نقش اساسی ورزش در توسعه تفاهم و ارتباطات بین المللی لزوم احاطه بر واژگان ورزشی را آشکارتر می سازد. از سوی دیگر، اصطلاحات و واژگان ورزشی در فرآیند ترجمه عمدتا چالش برانگیز بوده و وجوب آشنایی مترجم با مقررات و زبان حرفه ای ورزشی را بیشتر نمایان می سازند.
نقش حافظه در یادگیری و استلزامات آن برای معلم ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختاری شعر سپید ( شاملو )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر سپید، ساختار ویژه ای دارد. هرچند نظریّه پردازان مکتب ساختارگرایی، در زمینه این گونه از نقد تئوریهای پراکنده ای طرح کرده اند امّا، الگوی کامل و قابل ِاجرایی، در دست نیست؛ لذا مقاله حاضر براین است که ضمن جمع بندی نظریه ها و تطبیق آنها با اسلوب ادب فارسی، به یک الگوی نقدِ عملی ساختاری دست یابد. به این دلیل از دو زاویه ساختار صوری و معنایی به شعر توجه شده است: نخست، ساختار صوری که درآن، قرائنی از قبیل: نما نوا ( واج، کلمات هماهنگ، صدا وسکوت و صداهای محیطی) و نما نوشت (شکل کتابت و علائم کتابت) بررسی می شود؛ دوم ساختار معنایی که دربر گیرنده مفاهیمی از قبیل: نماد، اسطوره، کنایه، استعاره و مجاز است. واز طرف دیگر، در ساختار اندامی ـ کلامی، به استخراج وتحلیلِ تناقضات و تناسبات واژگان پرداخته شده است. در انتهای مقاله نیز با توجه به بررسی این ِعناصر، یک نمونه الگوی نقد ـ به طور عملی ـ و به همراه تأویل معنایی شعر، روی یکی از اشعار شاملو ارائه گردیده است.
استاد زبان شناس: آشنایی بیشتر با استاد زبان شناسی
حوزههای تخصصی:
تاثیر متنهای ساده شده و تعدیل شده از طریق تعامل شفاهی بر خواندن و درک مطلب زبانآموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه نقش جرح و تعدیل متن بر درک مطلب میباشد. سنت سادهسازی متون تاکنون به تعدیل زبانی آنها محدود میشده است. ایده تعدیل متن از طریق تعامل که ابتدا در حوزه ارتباط شفاهی مطرح شد پیشرفت جدیدی است که میتواند بالقوه در سازماندهی آموزش خواندن مفید باشد. در تحقیق حاضر بین متون تعدیل شده از طریق تعامل شفاهی و متون ساده شده با استفاده از طرح تحقیق تکرار سنجش مقایسهای به عمل آمد. نتایج کاربرد متون تحت شرایط آزمایشی فوق و شرایط کنترل استفاده از متون اصلی ساده نشده نشان داد که درک مطلب زبانآموزان در شرایط تعدیل از طریق تعامل شفاهی در بالاترین سطح و در شرایط کاربرد متون اصلی ساده نشده در پایینترین سطح و در شرایط کاربرد متون ساده شده در بین دو حالت فوق قرار داشت. در مقاله حاضر نتایج پژوهش مورد بحث قرار گرفته و پیشنهاداتی برای بهبود آموزش خواندن ارائه شده است.
نگاهی به کتاب گنجینه گویش شناسی فارسی عبدالنبی سلامی
حوزههای تخصصی:
تأثیر دمش بر تقابل واکداری- بی واکی انسدادی های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دربارة تظاهر آوایی انسدادی های بی واک فارسی بعد از سایشی های بی واک دو فرضیة واجی مطرح است. بر اساس فرضیة اول، انسدادی های بی واک در این جایگاه به گونة واک دار خود تبدیل می شوند. این مستلزم آن است که هم زمان با کاهش میزان دمش، بر میزان ارتعاش تارآواها به هنگام تولید آن ها افزوده شود. فرضیة دوم چنین بحث می کند که با کاهش میزان دمش انسدادی های بی واک در جایگاه مورد نظر، لزوماً بر میزان ارتعاش تارآواها افزوده نمی شود؛ بنابراین انسدادی های بی واک در این جایگاه از نظر تولیدی در حد فاصل انسدادی های دمیده و انسدادی های واکدار قرار می گیرند و تظاهر آن ها به صورت همخوان های بی واک نادمیده یا نیم دمیده درمی آید. در این مقاله در چارچوب واج شناسی آزمایشگاهی، میزان صحت و اعتبار این یافته های نظری را محک می زنیم. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در این جایگاه، از میزان دمش انسدادی ها کاسته می شود ولی بر میزان واک آن ها افزوده نمی شود؛ بنابراین تولید انسدادی های بی واک در این جایگاه در حد فاصل انسدادی های بی واک دمیده و انسدادی های واکدار قرار می گیرد.
اندیشه: فن شنوندگی در ارتباط گفتاری
حوزههای تخصصی:
فارسی - یهودی
حوزههای تخصصی:
ساخت ناگذرا در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افعال فارسی در موارد سه گانة زیر با یکدیگر در تقابل قرار دارند:
الف) متعدی بودن[1] : که به تقابل میان افعال لازم و متعدی می پردازد. فعلی که نیاز به مفعول دارد فعل متعدی و در غیر این صورت لازم است. همة افعال ناگذرا[2] و مجهول لازم هستند و همة افعال سببی نیز متعدی هستند.
ب) جهت[3] : که به تقابل میان معلوم و مجهول در فارسی اشاره دارد. تفاوت این دو ساخت در ظرفیت نحوی آنهاست و از حیث ظرفیت معنایی تفاوتی با یکدیگر ندارند.
ج) سببی بودن[4] : که به تقابل میان افعال سببی، غیرسببی و ناگذرا (ضدسببی) اشاره دارد. این ساخت ها از حیث ظرفیت معنایی با یکدیگر تفاوت دارند و البته این تفاوت در ساخت نحوی آنها نیز منعکس است. افعال سببی حتماً دارای عاملی[5] هستند که به ساخت غیرسببی یا ناگذرا افزوده شده است؛ افعال غیرسببی دارای عاملی هستند که در ظرفیت معنایی فعل خود آن را دارند و حاصل سببی شدن نیست و افعال ناگذرا هیچ گاه دارای عاملی در ظرفیت معنایی خود نیستند.
گروهی از زبان شناسان بر این عقیده اند که افعال فارسی دارای دو جهت معلوم و ناگذرا هستند (معین، 1974 و کریمی، 2005) و گروهی دیگر علاوه بر این دو، وجود جهت مجهول را نیز در فارسی پذیرفته اند (جباری، 1382 و حق بین، 1383 و روشن، 1377). طبیب زاده (1385) افعال فارسی را دارای دو جهت معلوم و مجهول می داند و منکر جهتی به نام ناگذرا یا میانه است. در این مقاله به بررسی ساخت ناگذرا در فارسی پرداخته ایم و نشان داده ایم که ناگذرا بودن در فارسی یک جهت نیست و در واقع افعال ناگذرا در تقابل با معلوم و مجهول نیستند؛ بلکه باید آن را در تقابل با سببی بودن قرار داد؛ یعنی فعل ناگذرا با افعال سببی در تقابل است. این ساخت در فارسی دارای انواع مختلفی است که به تفصیل معرفی شده است.
«زبان شناسی همگانی» یا «زبان شناسی»؟
حوزههای تخصصی:
رابطة هوش هیجانی و جرأتورزی با مشارکت کلامی فراگیران انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی و جرات ورزی با مشارکت کلامی بین فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی، با توجه به جنسیت، میزان برون گرایی و سطح بسندگی زبان انگلیسی انجام شد. 68 دختر و 47 پسر در دو سطح مبتدی و متوسط از بسندگی زبان به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و با پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینک و پرسشنامه شخصیتی تجدید نظر شده نئو مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان و گام به گام نشان داد که برون گرایی، سطح بسندگی زبان انگلیسی و جنسیت می توانند تغییرات مشارکت کلامی را پیش بینی نمایند. متغیر هوش هیجانی، به دلیل عدم ارتباط و متغیر جرات ورزی، به رغم ارتباط مستقیم و معنی دار با مشارکت کلامی، به واسطه همپوشی با متغیر برون گرایی از تحلیل خارج شدند. نتایج آزمون t نشان دهنده مشارکت کلامی و جرات ورزی بیشتر فراگیران برون گرا نسبت به فراگیران درون گرا بود. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می شود دوره های آموزش جرات ورزی برای فراگیران درون گرا در نظر گرفته شود.
ساختار مصدری وجهی فعل «بودن»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارت sein + zu + Infinitiv به دلیل مفهوم مبهم آنکه هم به معنی امکان و هم به معنی الزام میباشد، به عنوان قسمت مهمی از مبحث «عبارات چندوجهی» در آلمانی محسوب میشود. به همین دلیل این ترکیب دستوری با افعال کمکی «توانستن» و «بایستن» از نظر معنایی در رقابت است، گرچه این عبارت در اکثر موارد به معنای «امکان» است. سؤال مهمی که در اینجا مطرح میشود این است که چه عوامل زبانی و غیرزبانی در این مورد نقش ایفا میکنند که شنونده باتوجه به آنها تشخیص دهد که کدام معنای این ترکیب دستوری مدنظر گوینده میباشد. در این رابطه چهار عامل مهم مطرحاند که عبارتند از: زمینه گفتار، موقعیت گفتار، فحوای کلام، نوع متن و وجود بعضی از ادات جمله. با در نظر گرفتن و بررسی این موارد میتوان به مفهوم واقعی Der modale Infinitiv mit "sein" پی برد.
لزوم بازنگری در روند زبان شناسی ایران
حوزههای تخصصی:
خاستگاه و معانی واژه عجم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله کوششی است برای تبیین خاستگاه و معانی واژه اعجم. بدین منظور واژه نامه های فارسی و عربی مورد بررسی قرار گرفته و به آثار نظم و نثر توجه شده است. نیز، آرا و نظریات ارائه شده درباره این واژه از نظر دور نمانده اند و به خصوص با استناد به شواهدی معتبر از متون مختلف ادبی، تاریخی و تفسیری انگاره ای که در آن واژه اعجم فارسی و مشتق از نام جمشید ـ پادشاه اساطیری ایران ـ دانسته شده، مورد ارزیابی قرار گرفته است. واژه اعجم در اصل عربی و به معنای گنگ و غیر فصیح است که کاربرد فراوان آن برای ایرانیان موجب شده در دوره های بعد، از آن معنای غیر عرب و به ویژه ایرانی فهمیده شود.
ضرورت لغتنامه نویسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لغتنامههای دوزبانه به رجوع کننده اینطور وانمود میکنند که انگار برای هر واژه زبان مبدا یک یا چند واژه دیگر در زبان مقصد موجود میباشد که از نظر معنی با واژه زبان مبدا هیچگونه تفاوتی ندارد. حال اگر با نگاه موشکافانه و دقیق واژههایی را که هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد با یکدیگر از نظر معنی مترادف میباشند مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم متوجه خواهیم شد که در حقیقت هریک از واژههای موردنظر حداقل در دو سیستم واژگانی قرار دارند که به هیچوجه معادل همدیگر نمیباشند. در مقاله ذیل سعی بر این شده که این مسئله را بهوسیله چند واژه برگزیده از آلمانی و فارسی که متعلق به حوزه واژهای ـ معنایی ''نبرد'' میباشند مورد بحث و بررسی قرار داد. در این مقاله دعوت به تالیف نوعی لغتنامه تطبیقی شده است که به عنوان جایگزین و مکملی مطلوب واژههای زبان مبدا و مقصد را نه تنها به عنوان معادل یکدیگر بلکه به عنوان اجزای مختلف دو سیستم واژگانی مورد بررسی و مقایسه قرار دهد.
نحوه پردازش واژه ها در ذهن : مدل دسترسی فعال سازی تعاملی مفهوم بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، نحوه پردازش واژه ها را در ذهن با ارائه یک مدل دسترسی واژگانی نشان می دهد. این مدل دسترسی بر پایه یک شبکه معنایی پیوندی مفهوم بنیاد استوار شده و مکانیسم دسترسی در آن به شیوه پردازشی فعال سازی تعاملی است. در تایید این مدل از آزمونهای تداعی معنایی و تصمیم گیری واژگانی استفاده شده است. یافته های تحقیق به کمک برخی عوامل موثر بر فرآیند دسترسی از قبیل بسامد، درخشندگی معنایی، تکرار درخشندگی و اثر وضعیت واژگانی، عملکرد این مدل را در رفع ابهام واژگانی در مورد واژه های هم نویسه تبیین می کند.
آشکارسازی متنی در دو نوع متن توصیفی و خبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آشکارسازی فرآیندی است که طی آن اطلاعاتی که در صورت متن مبدا به صورت تلویحی وجود دارد در متن مقصد آشکار می شود. آشکار سازی موضوعی گسترده است، انواع گوناگونی دارد و در سطوح مختلفی روی می دهد. در این تحقیق، فرضیه آشکارسازی بلوم کولکا (1986) مبدا کار و ساختارهای حذفی متنی (بین جمله ای) به واسطه تلویحی بودن اطلاعات در آنها و احتمال آشکارسازی این اطلاعات در آنها در محوریت هستند. هدف اصلی پژوهش یافتن پاسخ این پرسش بود که آیا آشکارسازی متنی به نوع متن وابسته است یا خیر. در اینجا منظور از آشکارسازی متنی، آشکار سازی عناصر حذفی متنی است. نوع متون مورد نظر در این تحقیق را دو نوع متن توصیفی و خبری تشکیل می دهند که بر پایه دسته بندی کاترین رایس (1977, 1971) استوار است. لذا پیکره ای متشکل از دو زیر پیکره فراهم گردید؛ زیر پیکره اول شامل سه متن روایی انگلیسی و ترجمه آنها به فارسی بود. زیر پیکره دوم از سه متن روان شناسی و ترجمه فارسی آنها تشکیل شده بود. علت گزینش این متون آن بود که آنها به خوبی بیانگر متون توصیفی و خبری هستند. تحلیل بر روی 200 جمله آغازین و ترجمه یافته متون مبدا صورت پذیرفت. نتایج مشاهدات مبنی بر آن است که (1) آشکارسازی در هر دو نوع متن رخ می دهد، (2) گرایش به آشکار بودن در متون آموزنده به مراتب بیش از متون توصیفی است، (3) گرایش به آشکاربودن در متون آموزنده هم پیش از ترجمه و هم پس از آن بیشتر است، و در نتیجه (4) آشکارسازی متنی به نوع متن وابسته است.
بررسی مقابله ای برگردان انگلیسی اصطلاحات فرهنگ محور گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی مشکلات ترجمه اصطلاحات فرهنگ محور می پردازد. اصطلاحات فرهنگ محور به مفاهیم، مواد و آداب سنتی اشاره دارد که در یک فرهنگ وجود دارد ولی در فرهنگ دیگری وجود ندارد. از این رو زبان مقصد در ترجمه معمولا فاقد اصطلاحات فرهنگی متناظر و معادل با اصطلاحات زبان مبدا است. هدف این پژوهش شناسایی راهکارهایی است که مترجمان گوناگون در رویارویی با چنین اصطلاحاتی در پیش می گیرند.