در زبان روسی، وجه تمایز جمله، به عنوان یک واحد نحوی، از کلمه ترکیب (c?o?oco?e???e) بار خبری یا پیام آن است. نهاد و گزاره به عنوان ارکان اصلی جمله حامل این پیام ها هستند، که در ساختار ظاهری جمله، حداقل وجود یکی از آن ها ضروری است. رابطه نحوی نهاد و گزاره یعنی مطابقت در شخص، شمار و جنس را می توان بر حسب نوع نهاد در جمله، تعیین نمود. چنانچه در جمله، نهاد گرامری باشد، رابطه مطابقت و هماهنگی برقرار است. که در این رابطه، گزاره تابعی از نهاد است و در مقوله های گرامری جنس، شخص و شمار از نهاد پیروی می کند. اگر نهاد این ویژگی های گرامری را نداشته باشد، رابطه مطابقت و هماهنگی نیز میان نهاد و گزاره وجود نخواهد داشت. و چنانچه در جمله نهاد منطقی باشد، رابطه آن با گزاره، از نوع هدایت نحوی است. یعنی به گونه ای است که حالت گرامری نهاد را گزاره فعلی مشخص می کند و در این صورت، نهاد تابعی از گزاره است.
در زبان شناسی مقابله ای اعتقاد بر این است که ساخت ها و الگوهای زبان مادری فراگیران، در روند یادگیری زبان خارجی اثر گذارند و منشا بسیاری از خطاهای زبانی به شمار می روند. از این رو آگاهی های حاصل از مقابله ساخت های دو زبان، به دست اندرکاران آموزش زبان خارجی و افرادی که متون و مطالب درسی را تهیه می کنند کمک می کند تا هم بطور مستقیم و هم غیرمستقیم تفاوت های دو زبان را به فراگیران یادآور شوند و نسبت به خطاهای زبانی که به طور ناخودآگاه مرتکب می شوند آگاه کنند. همچنین با استفاده از داده های حاصل از مقابله زبان ها معلمان زبانهای خارجی می توانند در تمرین هایی که برای فراگیران در نظر می گیرند بر مشخصه های متفاوت زبان خارجی تاکید بگذارند تا فراگیران بر به کارگیری این مشخصه ها تسلط کافی پیدا کنند. در همین زمینه مقاله حاضر به مقایسه مشخصه های زبر زنجیری دو زبان فارسی و ژاپنی اختصاص دارد. در این پژوهش، نویسنده می کوشد بر اساس مراحل کار در زبان شناسی مقابله ای ابتدا مشخصه های زبرزنجیری را در زبانهای فارسی و ژاپنی توصیف کرده و سپس ضمن مقایسه آنها پیش بینی هایی را درباره مشکلات دانشجویان فارسی زبان در یادگیری تلفظ و گفتار زبان ژاپنی انجام دهد.
لرمانتف با وجود عمر کوتاهش توانست آثار ارزنده ای از خود برجای بگذارد. در این مقاله، آثار نویسنده با توجه به شرایط حاد خانوادگی و رخدادهای روسیه، به دو دوره تقسیم شده است. موضوع بیشتر آثار دوره اول زندگی ادبی لرمانتف در ارتباط با اختلافات خانوادگی اوست. مشکلات خانوادگی نویسنده منجر به بحران روحی و احساس شدید تنهایی در وی شد. در این مقاله همچنین سعی شده تا شرایط و وضعیت روحی نویسنده در سیمای قهرمانان اشعار و نمایش نامه های نویسنده نشان داده شود. لرمانتف در آثار دوره دوم خود، بیشتر به مسایل سیاسی - اجتماعی و فلسفی می پردازد. این مقاله به عواملی که سبب بروز عنصر تنهایی که از موضوعات اساسی آثار نویسنده است، اشاره می کند. با بررسی اشعار و نمایش نامه های لرمانتف، می توان به انگیزه های احساس تنهایی و غم و اندوهی پی برد که زندگی نویسنده را تحت تاثیر قرار داده بود. در آثار نویسنده، اختلافات خانوادگی (درگیری مادربزرگ با پدر)، مرگ زود هنگام مادری که در اشک سوخت، زندگی پدری که از نظر جامعه اشرافی محکوم و از دیدن بچه خود محروم بود، بی عدالتی های اجتماعی و نارضایتی های حاصل از حکومت پلیسی نیکلای اول به چشم می خورد.
لرمانتف با وجود عمر کوتاهش توانست آثار ارزنده ای از خود برجای بگذارد. در این مقاله، آثار نویسنده با توجه به شرایط حاد خانوادگی و رخدادهای روسیه، به دو دوره تقسیم شده است. موضوع بیشتر آثار دوره اول زندگی ادبی لرمانتف در ارتباط با اختلافات خانوادگی اوست. مشکلات خانوادگی نویسنده منجر به بحران روحی و احساس شدید تنهایی در وی شد. در این مقاله همچنین سعی شده تا شرایط و وضعیت روحی نویسنده در سیمای قهرمانان اشعار و نمایش نامه های نویسنده نشان داده شود. لرمانتف در آثار دوره دوم خود، بیشتر به مسایل سیاسی - اجتماعی و فلسفی می پردازد. این مقاله به عواملی که سبب بروز عنصر تنهایی که از موضوعات اساسی آثار نویسنده است، اشاره می کند. با بررسی اشعار و نمایش نامه های لرمانتف، می توان به انگیزه های احساس تنهایی و غم و اندوهی پی برد که زندگی نویسنده را تحت تاثیر قرار داده بود. در آثار نویسنده، اختلافات خانوادگی (درگیری مادربزرگ با پدر)، مرگ زود هنگام مادری که در اشک سوخت، زندگی پدری که از نظر جامعه اشرافی محکوم و از دیدن بچه خود محروم بود، بی عدالتی های اجتماعی و نارضایتی های حاصل از حکومت پلیسی نیکلای اول به چشم می خورد.
ترجمه متون حقوقی به هر زبانی، نیاز به دقت و مهارت خاصی دارد. زبان، انتقال دهنده اطلاعات است و به کمک زبان فکر قانون گذار که در متن حقوقی بیان شده است، قابل استفاده برای عموم می شود. ترجمه ضعیف متون حقوقی باعث برداشت های متفاوت و چندگانه می شود. مفهوم متن حقوقی در نتیجه خواندن آن به دست می آید و خواننده است که متن را در ذهن خود تحلیل کرده و معنی آن را می فهمد. البته باید در نظر گرفت که همه خواننده ها از سطح یکسان درک و سواد برخوردار نیستند. به همین دلیل، هدف اصلی فن ترجمه متون حقوقی رسیدن به تفسیر یکسان این متون توسط خواننده و در عین حال، بدون وارد کردن کوچک ترین خللی در مفهوم قوانین است. حقوقی. در حال حاضر در نتیجه بررسی ترجمه های متون حقوقی از زبان فارسی به زبان روسی، به دو نوع اصلی اشکالات ترجمه بر می خوریم. نوع اول اشکالات زبانی: دستوری، لکسیکی، صرفی و نحوی و نوع دوم در فن ترجمه حقوقی است. در مواردی، ترجمه های ضعیف متون حقوقی به اختلاف نظر درباره ماهیت آن ها و مشکلات حقوقی منجر می شوند. آشنایی مترجم به فن ترجمه حقوقی، اصطلاحات و معادل های دقیق آن در هر دو زبان و گذراندن دوره های آموزشی، بی تردید موثر خواهد بود.
وضعیت زنان ایرانی در دوره پس از انقلاب اسلامی، همواره موضوع بحث و گفت و گو بوده است. این مباحث مربوط به موقعیت، کارکرد، حقوق و نیز چهره اجتماعی آنان می شوند. همانطور که می دانیم، هر نوع تغییر و تحول اجتماعی متاثر از افراد و گروه هایی است که آن جامعه را تشکیل می دهند. در این زمینه، به ویژه وضعیت زنان ایرانی قابل توجه است. از میان این زنان که به طور کلی اعضای غیر فعال و خاموش جامعه و البته اکثریت آن را تشکیل می دهند، برخی با گذر از قوانین عرفی جامعه، در عرصه های فعالیت اجتماعی شرکت جسته، و گاه نیز پله های ترقی را تا سطوح بالا طی می کنند. این مقاله سعی دارد تا در پنج پرده متفاوت، نگاه و شیوه تفکر برخی از چهره های زن ایرانی را که در گستره ادبیات فارسی به مطالعات اجتماعی می پردازند، بررسی کند.
آنچه نام مارسل پروست را بلند آوازه کرد، تحلیل های روانشناختی او بود که در رمان ماندگار در جستجوی زمان از دست رفته می خورند. با این همه، غنای زبان شناختی این اثر کمتر مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. در واقع پروست به گوناگونی های زبان توجه ویژه ای داشت تا آنجا که وی نیز در نوشتن از سبک نویسندگان بزرگ دیگر تقلید می کرد. در عین حال او اولین داستان پرداز فرانسوی است که به هر یک از شخصیت های رمان شگفت انگیزش زبانی خاص بخشیده: لحن، لهجه ،واژه ها و شیوه صرف و نحوی که می تواند محل تولد، موقعیت اجتماعی و طرز تفکر آن ها را بارز گرداند و نیز خصلت های اخلاقیشان را آشکار سازد. وانگهی پروست مشاهدات و بررسی های خود را درباره زبان، با توضیحات و اندیشه هایی همراه می سازد که به صورتبندی قوانینی کلی گرایش دارند. به همین سبب می توان مارسل پروست را زبان شناسی - البته نه حرفه ای - تلقی کرد که می کوشد از خلال گفتار اشخاص به روحیه و ذهنیت آن ها پی ببرد. و از این نقطه نظر، زبان شناسی این نویسنده بزرگ، با تحلیل های روان شناختی او در هم می آمیزد.
در حالی که ادبیات داستانی و واقعیت به طور ظریفی در هم تنیده اند خواندن اثر رودیارد کیپلینگ قرائت تازه ای از واقعیت به خواننده القا می کند. تصویر هند و خلق شخصیت هندی براساس پیش زمینه امپراطوری بریتانیا که از طرح ها و نقشه های معین تشکیل یافته ترسیم شده است. به عبارت دیگر، مکان خلق شده توسط ذهن نویسنده یا همان هند کاملا در چارچوب این امپراطوری جای می گیرد. آیا نقش ادبیات در این میان صرف اهداف امپریالیستی یا فراتر از آن است؟ محقق می کوشد تا شگردهای رمان نویس در جهت خلق شخصیت های قالبی و دورگه و غیره را بررسی کند. اشاره ها به متن مذکور در جهت روشن نمودن مطالب نظری به کار رفته است. شواهد بسیاری در رمان وجود دارد که نقش خیال پردازی ادبی در حفظ نظام امپریالیستی را نشان می دهد. پرداخت کیپلینگ به این موضوع به هیچ وجه آزاداندیشانه نیست.
مقاله حاضر به بررسی رابطه تغییرات ساختار نحوی متن، دانش نحوی، و دانش زبانی دانشجویان بر چگونگی عملکرد آنها در سه تست واژگان که تغییراتی در ساختار نحوی آنها ایجاد شده، می پردازد. تجزیه و تحلیل نتایج نشان دهنده تاثیر معنادار ساختار نحوی متن و سطح دانش زبانی دانشجویان بر توانایی آنها در یافتن واژه مناسب جهت تکمیل متن می باشد. همچنین رابطه دانش نحوی و عملکرد دانش جویان در تست واژگان در متن های کوتاه، ساده، و پیچیده مثبت می باشد. نتایج این مطالعه بیانگر تاثیر ساختار نحوی جمله بر معنای کلمه می باشد. بنابراین پیشنهاد می شود مدرسان زبان دانش نحوی دانش جویان را جهت کمک به آنها در استفاده از ساختار نحوی متن و درک بهتر معنای کلمات افزایش دهند.
نسخ برداری از یک اثر ادبی با مسئله بینامتنی و میزان خلاقیت نسخه بردار ارتباط دارد. این موضوع همواره در ادبیات مورد بحث بوده است. یکی از نمونه های این نسخه برداری- یا به عبارتی شبیه سازی- رمان راهب(لویس) نوشته آنتونن آرتو‘ نویسنده فرانسوی قرن بیستم است که با کمی تفاوت تکرار رمان راهب‘ اثر ماتیو گرگوری لویس ‘ نویسنده انگلیسی قرن هجدهم‘ است. ولی آنتونن آرتو‘ اثر خود را که بی شک حاصل این بازنویسی است‘ خلاقیتی ادبی به حساب می آورد. مقاله حاضر حاصل کوششی است برای نشان دادن تفاوت ها و شباهت های این دو رمان از نظر ساختاری‘ انتخاب عنوان‘ سبک ‘ هنجارهای زبان و غیره‘ این بررسی راهکاری است برای مقایسه رمان هایی از این نوع که در حقیقت بازنویسی یکی از متون پیشین است- چنین شبیه سازی هایی چندان هم اندک و بی اهمیت نیستند- آیا نویسندگان چنین آثاری را می توان آفریننده آثاری نو تلقی کرد؟
" ""ساخت اضافه"" بعنوان یکی از ساخت های نحوی زبان فارسی پیوسته مورد توجه دستوریان و زبان شناسان بوده است و از دیدگاه های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. آنچه این ساخت را از دیگر ساخت های نحوی فارسی متمایز ساخته است، ویژگی های منحصر به فرد آن است که توسط اهل فن و براساس پایگاه های نظری مختلف تجزیه و تحلیل شده است. این مقاله، ساخت اضافه را از مقوله ای کارکردی (functional category) که هم سطح دیگر گروه های پیشینه (XPs) قرار دارد فرض می کند که آن را ""گروه اضافه"" (Ezafe Phrase) یا (EzP) می نامد. هسته گروه اضافه تکواژی که از نظر آوایی بصورت ye e یا تهی ? جلوه گر می شود. این تکواژ، وقوع بیش از یک متمم (Complement) را در گروه های اسمی (NPs) و گروه های صفتی (APs) میسر می سازد. این پژوهش رویکرد کمینه گرا (چامسکی 1995، 2000، 2001) را راهنمای عمل قرار داده است. این رویکرد همراه با قاعده تطابق خطی (Linear Correspondence Axiom:LCA) که توسط ""کین"" (1994) ارایه شده و ارتباط ساخت سلسله مراتبی و نظم خطی را می آزماید، راهنمای عمل این پژوهش است. این مقاله پس از بررسی دقیق این ساخت، به این نتیجه می رسد که ""گروه اضافه"" همان گونه که قاعده تطابق خطی (LCA) پیشنهاد می کند از ساخت مخصص هسته- متمم SPee-Head-Comp پیروی می کند.
"
هدف از این تحقیق، تحلیل محتوای آزمون اختصاصی گروه آزمایش زبان انگلیسی، در آزمون سراسری سال 82 و بررسی دشواری ها و نارسایی های این آزمون است. متناسب با یافته های بدست آمده، راهکارهای مناسب جهت رفع دشواری ها و نارسایی های آزمون ارایه می شود. نتایج تحقیق نشان دهنده این است که آزمون از روایی مناسبی برخوردار نیست و از لحاظ اصول درست آزمون سازی، دارای کاستی های زیادی می باشد.
این مقاله به بررسی تصحیح خطاهای کلامی زبان آموزان توسط معلمان در کلاس های انگلیسی به عنوان زبان دوم می پردازد. هدف از این تحقیق عبارت است از بررسی این که آیا بین استفاده معلمان از انواع خطاهای زبانی و بافتهای اینگونه تصحیحات ارتباطی وجود دارد، و آیا می توان تمرکز روی شکل را با آموزش تعاملی در سطح تصحیح خطاهای زبانی ترکیب کرد. آوا نویسی 25 درس ضبط شده را پنج معلم (پنج درس از هر معلم) و 31 ساعت تعامل کلاسی، داده های این تحقیق را تشکیل می دهد. یافته ها نشان می دهد نوع بافتی که در آن تصحیح خطای زبانی صورت می گیرد نوع بازخورد اصلاحی معلم را در مقابله با خطاهای زبان آموزان تحت تاثیر قرار می دهد. نتایج حاصله حاکی از آن است که تصحیحات غیرمستقیم برجسته می تواند بعنوان یکی از راهبردهای "تمرکز دوگانه" برای ترکیب تمرکز روی شکل و معنی بکار رود.
مقاله حاضر به بررسی ارتباط بین اعتقادات معلمان و عملکردهای کلاسی آنان در خصوص تصحیح خطاهای زبانی فراگیران در کلاس های زبان انگلیسی می پردازد. این تحقیق سعی دارد با استفاده از مشاهدات کلاسی، چگونگی مقابله معلمان با خطاهای کلاسی زبان آموزان را مورد بررسی قرار دهد. علاوه بر این محقق با استفاده از پرسشنامه به بررسی اعتقادات معلمان درباره انواع مختلف تصحیح خطاهای کلاسی زبان آموزان می پردازد. مقایسه اطلاعات به دست آمده از طریق مشاهده و پرسشنامه نشانگر آن است که در برخی موارد بین اعتقادات معلمان و عملکردهای کلاسی آنان مطابقت وجود ندارد. یافته ها نشان می دهد هر گونه تصمیم گیری در خصوص تاثیرگذاری و تناسب انواع بازخورد - به خصوص در مواردی که تاکید بر روی روانی کلام است - مستلزم هزینه می باشد. به عبارت دیگر، انواع تاثیرگذار بازخورد ممکن است باعث ایجاد اختلال در برقراری ارتباط شود و به کند شدن فرآیند مکالمه بیانجامد. به همین ترتیب، مناسب ترین انواع بازخورد ممکن است از تاثیرگذاری چندانی در سوق دادن زبان آموزان به تولید شکل صحیح ساختارهای مورد نظر برخوردار نباشد. نتایج حاصله حاکی از آن است که بررسی عملکردهای کلاسی معلمان در ارتباط با اعتقادات و باورهای آنان می تواند منجر به شناخت دقیق تر ما از ملاحظات عملی، موقعیت ها و محدودیت هایی شود که باعث عدم تطابق بین اعتقادات عملکردهای کلاسی معلمان می گردد.
در زبان فارسی امروز واژگانی وجود دارد که ازفارسی باستان و اوستایی، با تحولاتی که از دو طریق زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی یافته، به دو و گاهی سه صورت به زبان فارسی امروز رسیده اند که در فرهنگهای فارسی پس از اسلام، به سبب عدم شناخت و چگونگی تحول آنها، هر یک واژه ای مستقل به کار رفته اند و هیچ یک از فرهنگ نویسان اشاره ای به یک اصل داشتن آنها نکرده اند.....
در زبان شناسی امروز سه دیدگاهِ بارز وجود دارد که هر یک از زاویه ای خاص به مقولة زبان و پدیده های مرتبط با آن می نگرند. این سه نگرش عبارتند از: زبان شناسی صورت گرا، زبان شناسی نقش گرا و زبان شناسی شناختی. زبان شناسی صورت گرا، زبان را همچون نظامی ساختْ بنیان و ریاضی گونه می پندارد؛ زبان شناسی نقش گرا زبان را نظامی برای ارتباط و زبان شناسی شناختی آن را نظامی شناختی می داند. بنیان گذاران این سه نگرش به ترتیب عبارتند از چامسکی (1957) و گیون (1979) و لانگاکر (1976).
در مقالة حاضر، نگارندگان در صدد هستند تا با معرفیِ مبانی نظری رویکرد شناختی و معرفی مفاهیم اساسی این رویکرد در تحلیل ساخت مجهول و مقایسة آن با مبانی نظری رویکرد زایشی (صورتگرا) در این مورد، تصویر واقعی تری از دیدگاه شناختی عرضه کنند و از این طریق به بررسی ساخت مجهول در زبان فارسی با تکیه بر دیدگاه شناختی بپردازند.
جادو“ به معنی عام واژه، به مجموعه گسترده ای از آداب و کنش های زبانی اطلاق می شود که بخشی از جامعه با توسل به آن ها به طور مستقیم یا به واسطه عاملان می کوشند برای دغدغه های زندگی خود پاسخی بیابند. ارزش بررسی مجموعه آثار عامیانه ای که از دوره صفوی به زبان فارسی منتشر شده است، در این است که ما را با عوامل هراس و نگرانی های بخش وسیعی از جامعه ما آشنا می سازد. چاره جویی های غریب برای رویارویی با طیف وسیعی از موارد استیصال فردی و گروهی، از آفت و بیماری گرفته تا جنگ و صلح، بیانگر شیوه ای است که برای مقابله با دشواری ها در پیش گرفته می شود. مطالعاتی که از قرن نوزدهم تا امروز در فرانسه در این باره انجام گرفته است، نشان می دهد که ”سحر“، به عنوان زیر مجموعه ”جادو“، در گروه های روستایی غرب اروپا رواج داشته و دارد که عامل اساسی آن، فقر و فلاکت است. این پدیده ها را به شکل های مختلف در همه جوامع بشری می یابیم، اما شاید بتوان در چشم اندازی کلی چنین گفت که آداب و کنش ها در جایی بیشتر پرخاشگرانه و خشونت آمیزند (جادوی سیاه) و در جای دیگر، بیشتر به منزله تمهیداتی است برای حفاظت و حراست و مصونیت از بلایا (جادوی سفید).
نظام ترجمه ماشینی فعالیتی چند بعدی است، که در چند حیطه مبتنی بر ابتکار عمل و قدرت حل مساله است. در این مهارت از برخی دانش های بین رشته ای نیز استفاده فراوانی می شود. ترفندهای هوش مصنوعی با بکارگیری اصول ریاضی، آمار و منطق، قالب مناسبی از زبان را که مناسب برنامه نویسی و انتقال به ماشین است، فراهم می آورد. در کشور ما این فعالیت دیر شروع شد و اکنون نیز دارای حرکت منسجمی نیست، برای پیشرفت در حیطه ترجمه ماشینی نیازمند احاطه در سه زمینه مختلف است: 1- داده پردازی، توصیف و ساختن مدل های مناسب زبان برای کاربرد هوشمند 2- ساخت و استفاده از نرم افزارهای مربوط به این کار 3- به کارگرفتن فناوری مرتبط. در این مقاله با لحاظ قرار دادن تفکیک این سه زمینه، برخی ابعاد زبان شناختی نظام ترجمه ماشینی، براساس محور قراردادن روش های تجربه شده در روسیه تبیین می گردد. همچنین به واسطه ارتباط تنگاتنگ ترجمه ماشینی با هوش مصنوعی و برنامه نویسی، برخی اطلاعات کلی این علوم، در موارد مرتبط ارایه می شود.