فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۶۱ تا ۸٬۶۸۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
باهم آیی ها، یعنی ترکیبات بازرخدادی واژه ها که احتمال هم رخدادی آنها بیش از آن چیزی است که تصادفا رخ می دهد در زبان های طبیعی به کرات مشاهده می شوند. از آنجایی که واژه نامه های دوزبانه قادر به ارایه معادل های واژگانی مناسبی برای اغلب این باهم آیی ها نیستند، اکثر قریب به اتفاق سیستم های ترجمه ماشینی در مواجهه با این گونه ترکیبات، اجرای دقیقی نداشته و در نتیجه کیفیت برونداد آنها تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. در سال های اخیر پیکره های یک زبانه در حل مسایل مختلف زبان شناسی، شامل پردازش زبان طبیعی، ترجمه ماشینی آماری، آموزش زبان و سایر حوزه های مرتبط نقش مهمی ایفا نموده اند. مطالعه حاضر فرایند ساخت و استفاده از یک پیکره بزرگ یک زبانه فارسی را مورد بررسی قرار می دهد. این پیکره این امکان را به ما می دهد تا مشکل ابهام باهم آیی های انگلیسی را در حین ترجمه آنها به زبان فارسی توسط یک سیستم ترجمه ماشینی رفع نماییم. با استفاده از چنین پیکره ای به عنوان پیکره زبان مقصد و نیز یک واژه نامه دوزبانه انگلیسی-فارسی، کارآیی این پیکره در یافتن مناسب ترین معادل فارسی برای باهم آیی های انگلیسی، به منظور ارتقای کیفیت سیستم ترجمه ماشینی، مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج آزمایشی که در این راستا بر روی یک پیکره آزمون صورت گرفت بسیار امیدبخش بوده و صحت آن به 90.83% رسیده است.
تحلیل کارکرد افتراقی جنسیتی آزمون سنجش توانش عمومی زبان دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزمون سنجش توانش زبان دانشگاه تهران (UTEPT) آزمونی فراگیر و سرنوشت ساز برای تصمیم گیری در مورد پذیرش دانشجو در دوره های دکتری دانشگاه تهران می باشد که هر ساله بیش از 10000 داوطلب ورود به این دوره ها در آن شرکت می کنند. پژوهش حاضر مطالعه ای است جهت اعتباریابی این آزمون که در آن با استفاده از روش تحلیل آماری رگرسیون لجیستیک (LR)، که بر روی 6555 شرکت کننده در آزمون سال 1385 انجام گرفت، به شکلی نظام مند وجود کارکرد افتراقی (DIF) سؤال های آزمون بر اساس جنسیت شرکت کنندگان مورد بررسی قرار می گیرد. این عمل با استفاده فرمول تعیین معنادار بودن کارکرد افتراقی پرسش های آزمون انجام پذیرفت. پیرو آنچه که اخیراً در پیشینه این نوع تحلیل آماری مشاهده می شود، در مطالعه حاضر علاوه بر آزمون تعیین معناداری کارکرد افتراقی، آزمون دیگری نیز برای تعیین اندازه شاخص های آن بر اساس جنسیت امتحان دهندگان مورد استفاده قرار گرفت که عبارت است از مجذور R که برای تعیین اندازه رگرسیون لجیستیک کارکرد افتراقی به کار می رود. به منظور تفسیر نتایج حاصله از آن، در رویکردی مقایسه ای، هر دو الگو مورد استفاده قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که 39 سؤال از 100 سؤال آزمون فوق الاشاره تفاوت معناداری را در مورد کارکرد سؤال برای شرکت کنندگان مرد یا زن نشان می دهد. با این حال، با در نظر گرفت بررسی های انجام شده در چهارچوب دو الگوی تفسیر اندازه گیری کارکرد افتراقی، این 39 سؤال در دسته بندی «قابل اغماض» قرار می گیرد. به این ترتیب، می توان گفت که آزمون UTEPT آزمونی عاری از کارکرد افتراقی جنسیتی است، اگر چه بخش درک مطلب این آزمون نیاز به بررسی های بیشتری دارد چرا که به نظر می رسد به طور کلی تمایل نسبی سؤال های این بخش بیشتر به سمت شرکت کنندگان مرد می باشد تا شرکت کنندگان زن.
پژوهشی در نگرش استادان زبان خارجی نسبت به خود ارزیابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتقاء آموزش زبان و پس آنگاه ارزیابی آن، نیازمند تغییر بنیادی در نگرش استادان و نیز فراگیران در زمینه شیوههای جدید آموزش و ارزیابی است و هیچ تغییری در این گسترهها بدون به وجود آمدن اعتقاد نسبت به کارآمدی شیوههای جدید و نیز وجود تمایل و انگیزه میان استادان و فراگیران برای عملی کردن آن تغییرات و شیوهها امکانپذیر نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی معلمان ایرانی زبان خارجی، در زمینه بکارگیری شیوهای جدید از سنجش به نام خود ارزیابی (Self Assessment) طراحی شده است. برای تحقق این هدف پرسشنامهای به 32 تن از استادان زبان تمام وقت و حق التدریسی دانشگاهها داده شد. این پرسشنامه که توسط نویسندگان این مقاله تنظیم شده بود، نگرش استادان را مورد پرسش قرار میداد. این استادان به تدریس زبانهای انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی، و اردو اشتغال دارند و به استادان با تجربه، با سابقه تدریس 10 سال به بالا، و استادان جوان، با سابقه تدریس کمتر از 5 سال، تقسیم شدند. نتایج بهدست آمده حاکی از آن بود که استادان زبان نسبت به عملی بودن شیوههای جدید سنجش به طور عام و خودارزیابی به طور خاص نگرشی منفی دارند. همچنین مشاهده شد که این قضیه بین استادان با تجربه جدیتر بوده و نوعی وابستگی شدیدتر نسبت به شیوههای متداول در آنها وجود دارد. اگرچه استادان جوان تا حدودی با شیوههای جدید آشنایی دارند، این آشنایی ناگزیر منجر به استفاده از این شیوهها نمیشود. در توضیح این حالت میتوان گفت استادان بر این باورند که سپردن اختیار سنجش به فراگیران، از قدرت و نفوذ آنان در کلاس میکاهد.
نقد و تحلیل بازیگر شطرنج و جایگاه پریمچند در ادبیات داستانی معاصر هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان پردازی و قصه گویی در سرزمین هند، سابقه ای طولانی دارد. آثاری چون«پنچ تنترا»، «مہابھارت و راماین» که از داستان های مهم در تاریخ کهن هند به شمار می روند و شهرت جهانی یافته اند؛ گویای سابقه دراز دامن این نوع ادبی در سرزمین هندوستان است. زبان فارسی، اردو و هندی نزدیکترین زبان های امروزی جهان اند و از دیرباز تا به امروز بین این زبان ها داد و ستد وجود داشته و تحت تاثیر یکدیگر بوده اند. از میان نویسندگان و داستان سرایان برجسته معاصر هند، پریم چند (1880- 1936م) به بنیانگذاری شیوه نوین داستان نویسی در ادبیات اردو و هندی معروف شده است و آثار وی علاوه بر شبه قاره هند و پاکستان، در کشورهای غربی نیز شناخته شده اند. پریم چند یکی از داستان نویسان واقع گرا (realist) در دوره معاصر ادبیات اردو و هندی است که در زمینه داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و غیره آثار برجسته ای از خود به جای گذاشته است. این مقاله کوشش دارد با بررسی و تحلیل آثار و دامنه نفوذ و تاثیر پریم چند، جایگاه وی را در ادبیات داستانی معاصر هند مشخص سازد. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است که از استقصاء در متن های داستانی پریم چند، به ویژه داستان «بازیگر شطرنج» و با استناد به آراء و نظریات منتقدان درباره اثرگذاری وی در دیگران و تحلیل این اظهارات، نقش و جایگاه او را ترسیم می سازد. اجمالاً نتیجه اولیه تحقیق نشان می دهد که پریم چند از حیث به کارگیری شیوه ها و شگردهای رئالیستی، با رویکرد مقاومت در برابر استعمار، برای بسیاری از داستان نویسان معاصر هند الگو قرار گرفته است.
به هنگامی که نویسنده، ترجمه متنی را بر عهده می گیرد چه تغییری در افق دید مترجم رخ می دهد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه بین ترجمه و متن اصلی در ترجمه ژان ژیونو با مشارکت لوسین ژاک و جان اسمیت از اثر معروف انگلیسی زبان موبی دیک می پردازد. در این مقاله می بینیم که به هنگام برگردان یک نوشته به زبان دیگر چگونه میل به نوشتار در مترجم ظهور می کند. آیا یک مترجم خود را در افق دید نویسنده اصلی قرار می دهد یا افق دید خود را بر متن ترجمه شده تحمیل می کند؟ ژیونو خود معتقد است که به هنگام ترجمه این کتاب به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. در حالیکه افق دید این کتاب کاملاً متفاوت از افق دید ژیونوست و به عکس تاثیر خود را در آثار لوسین ژاک به جا گذاشته و در آثاری چون نبرد کوهستان، درود بر ملویل، پاره هایی از بهشت، رنگ و فضای کتاب موبی دیک را می بینیم.
مبانی نظری فراگیر محوری در روش های آموزش زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی مبانی نظری فراگیر محوری در روش های آموزش زبان خارجی می پردازیم و سعی خواهیم کرد جوابی برای این پرسش که چگونه علم آموزش زبان های خارجی از معلم محوری به فراگیر محوری رسید، بیابیم. توصیه بر فراگیر محوری در کلاس زبان خارجی، امری است که بر آن تاکید می شود، ولی شاید در عمل خیلی رعایت نشود. روش های آموزش زبان های خارجی در قرن بیستم کاملاً متاثر از روان شناسی، پداگوژی و آندراگوژی هستند. روان شناسی رفتارگرا (اسکینر) و زبان شناسی ساخت گرا مبانی نظری روش شنیداری-گفتاری بودند، به همین جهت فراگیر به تقلید سریع و خودکار از الگوهای معلم می پرداخت. در روش سمعی- بصری ساخت یکپارچه، با دادن اختیار به فراگیر در تولید جملات جدید، یک گام به فراگیر محوری نزدیک می شویم. نظریه خلاقیت زبانی و نظریه توانش و کنش زبانی چامسکی، به طور غیر مستقیم بر روش های آموزش زبان های خارجی تاثیر گذاشت. در روش ارتباطی، فراگیر در تولید کنش های گفتاری مختلف فعالیت دارد و در فرایند آموزش با معلم همکاری بیشتری می کند. در روش آموزش گروهی به اصول آندراگوژی در آموزش زبان خارجی توجه شده است و معلم به عنوان مشاور فراگیر بزرگسال در نظر گرفته می شود. در سیر تحول جایگاه فراگیر بزرگسال یا خردسال در روش های آموزش زبان های خارجی در قرن گذشته، به بررسی تحولات روان شناسی از رفتارگرایی به روان شناسی شناختی، تغییر نگرش از پداگوژی سنتی به پداگوژی جدید و پیدایش آندراگوژی خواهیم پرداخت.
L2 Discourse Co-construction within the Learner’s ZPD(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examined the effect of the ZPD-based discourse scaffolding on EFL learners' co-construction of L2 metadiscourse performing collaborative writing tasks and explored the discourse scaffolding dynamics. The participants were 160 EFL students that were assigned to four different treatment conditions: (i) formal teaching, (ii) input enhancement, (iii) non-ZPD interaction, and (iv) ZPD-based L2 discourse scaffolding. The ZPD learners were required to audio-record their task-focused social interactions and also write four weekly compositions and one delayed essay. The results showed a substantial effect for the ZPD-based L2 discourse scaffolding on the ZPD participants' use of English metadiscourse. Further, the microgenetic analysis of the social interactions revealed that the ZPD groups employed manifold scaffolding dynamics at various ZPD levels to expedite task performance and their peers' use of L2 metadiscourse. The asymmetrical discourse construction grew mutual with the less capable peers offering increasingly more self-initiated repairing moves within their activated ZPD. Also, the students' essays were rated as more reader-friendly over time. Finally, the implications for L2 research and pedagogy are discussed.
A Contrastive Study of Theme in English and Azerbaijani Turkish Fictional Texts(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Thematisationis one of the troublesome areas both for translation purposes from or into English and also for learning EFL. The main reason for the problem lies in the fact that usually different languages structure thematisation in different ways. Therefore, the present research is an attempt to investigate contrastively: experiential (topical), interpersonal and textual themes in a sample of Azeri Turkish and English short stories. Specifically, it aims to find out whether these three kinds of themes have similar occurrences in these two languages or not. To characterize thematising in fictional texts on an empirical basis the model of analyzing theme as suggested by Halliday (2002) is applied to a small corpus of two short stories. The study revealed that in both English and Azeri Turkish, experiential, textual and interpersonal themes are used more frequently in this order respectively. It is hoped that the results of this study can contribute to both theoretical and applied linguistics.
مفاهیم اسلامی و جهانی در شاهنامة فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر ادبی برتر ممکن است در بدایت امر چنین به نظر برسد که تنها یک حماسه ملی است که برای اعتلای زبان پارسی و هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان در برابر نفوذ فرهنگی بیگانگان سروده شده است، اما تامل در داستان های شاهنامه و شخصیت ها و سمبل های آن نشان می دهد که افکار و ایده های انسانی و جهانی فردوسی فراتر از آن است که فقط به حوزه های یک مرز یا یک ملت محدود شود. در این مقاله سعی می شود نشان داده شود فردوسی با استفاده از جهان بینی وسیع اسلامی خود و مقوله هایی همچون: عقل، عشق، عدالت، آفرینش، زندگی، مرگ و غیره که چاشنی حماسه عظیم اوست، و با استفاده از اساطیر و افسانه های کهن ایرانی در پی آن است تا پیام جهانی خاصی را به مخاطبین خود اعلام نماید و از این رواست که این اثر بزرگ حماسی همواره منبع الهام بسیاری از هنرمندان و اندیشه مندان ایران و جهان در عرصه های مختلف بوده است.
بررسی تحولات معنایی و ساخت اطلاع ساخت های نشانداری در فرآیند ترجمه از انگلیسی به فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تحولاتی می پردازد که ممکن است در لایه های مختلف معنایی، و ساخت اطلاع یک ساخت نشاندار در فرایند ترجمه از انگلیسی به فارسی روی دهد. منظور از ساخت نشاندار در این پژوهش، ساخت هایی چون ساخت نقش برابر، ساخت های وارونه، و ساخت هایی است که در آن ها پیشایندسازی صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش را دستور نقشگرای نظام مند هلیدی فراهم آورده است و تحولات معنایی ساخت های نشاندارِ ترجمه شده با توجه به فرانقش های سه گانه این دستور یعنی فرانقش تجربی، فرانقش بینافردی و فرانقش متنی بررسی شده است. داده های پ ژوهش نیز از میان نمونه های بسیاری گزینش شده اند که از ده متن ترجمه شده انگلیسی به فارسی استخراج شده اند. این پژوهش نشان می دهد که در لایه های مختلف معنایی یک ساخت نشاندار، و ساخت اطلاع آن، در فرآیند ترجمه ممکن است تحولاتی رخ دهد. برخی از این تحولات، گریز ناپذیر و بسیاری از آن ها قابل اجتناب هستند. همچنین به نظر می رسد که آرایش واژگانی آزاد زبان فارسی، امکانات فراوانی برای بیان معنای ساخت های نشاندار در اختیار آن قرار داده است .
ترجمه، تعبیر یا انشا: هنر «ترنزیشن»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ترنزیشن» اصطلاح جدیدی است که محقق آن را از ادغام معادل انگلیسی واژه های ترجمه، تعبیر و انشا، جهت نمایان کردن فرآیند ترجمه ای دانشجویان رشته زبان انگلیسی (غیرمترجمی) ابداع کرده است. این فرآیند بیشتر خصیصه دانشجویان با توانایی پایین زبانی است که در آن متن ترجمه شده، مبتنی بر کلمات کلیدی متن مبدا بوده ولی از نظر محتوایی با آن فاصله بسیاری دارد. متن ترجمه شده (در صورت عدم مقایسه آن با متن مبدا) کاملا معنی دار و قابل قبول است و شبیه داستانی است که مترجم با بهره گیری از تعدادی از کلمات متن مبدا به هم می بافد. مقاله حاضر، گزارش تحقیقی را در این زمینه، با 62 دانشجوی ایرانی دبیری زبان انگلیسی که واحد ترجمه پیشرفته را می گذراندند، ارایه نموده، و دلایل این فرآیند راهکارهای پیشگیری از آن و نیز پیامدهای حاصل را بررسی می کند.
تصریح و متنیت در ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله متنیت به عنوان رویکرد نویدبخشی برای مطالعه تصریح، که یکی از ویژگی های محصول و فرآیند ترجمه است، در نظر گرفته شده است. انواع مختلف تصریح از متن انگلیسی «دیباچه» و دوباب از گلستان سعدی تحت عناوین «در فواید خاموشی» و «در تاثیر تربیت» ترجمه ادوارد ریهاتسک (1964) استخراج شده و از نظر ویژگی های متنیت مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه، از چارچوب نظری کلادی (1998) برای شناسایی و دسته بندی انواع مختلف تصریح و از چارچوب نظری نیوبرت و شرو (1992) برای بررسی آنها از لحاظ ویژگی های متنیت استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که تمامی انواع تصریح شامل تغییری در جهت مطابقت با ویژگی های متنیت در زبان مقصد هستند. به عبارت دیگر، مترجم الگوهای هدفمندی، مقبولیت، موقعیت مندی، اطلاع دهی، انسجام، پیوستگی و بینامتنیت را تغییر داده است تا متن مبدا را در چارچوب ارتباطی متن مقصد قرار دهد. از آنجا که الگوهای تصریح در رفتار ارتباطی مترجم منظم است می توان گفت که تصریح در این مطالعه تحت تاثیر هنجار ارتباط قرار دارد و ویژگی های متنیت شرایط هستند که این هنجار تحت آنها عمل می کند.
فعل های معین در زبان فارسی و فرضیه فعل معین دوجزئی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنسیت و ترجمه استعاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی نقش پراهمیت جنسیت در ترجمه بود. جهت دستیابی به این هدف 63 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشته مترجمی زبان انگلیسی تستی شامل 24 استعاره و همچنین تست همگن ساز IBT TOEFL را انجام دادند. از میان آنان ترجمه های 32 نفر دانشجوی زن و 23 نفر دانشجوی مرد که موفق به کسب نمرات بالای 80 از 100 در آزمون تافل شدند مورد بررسی قرار گرفت. نتایج ذیل حاصل گردید: در ترجمه استعارات، اول، بسامد انواع استراتژی های به کار برده شده توسط هر دو گروه دقیقا از یک ترتیب پیروی نمودند، بدان معنا که پربسامدترین استراتژی برای هر دو گروه یک استراتژی خاص (استراتژی شماره (5 بود و کم بسامدترین استراتژی برای هر دو گروه استراتژی شماره 4 بود و به همین شکل استراتژی های با درجه فراوانی دوم، سوم، چهارم والی آخر برای هر دو گروه یکسان بودند. دوم، مترجمان مرد، نسبت به مترجمان زن، از استراتژی های حفظ شکل و فرم استعاره، به کار بردن استعاره مشابه در زبان مقصد و حذف استعاره بیشتر استفاده کردند، اما مترجمان زن تمایل بیشتری در به کارگیری استراتژی های ذیل از خود نشان دادند: حفظ شکل و فرم استعاره و در عین حال ارایه معنا و مفهوم آن، ارایه معنا و مفهوم استعاره بدون ذکر (شکل و فرم) آن، و به کار بردن تشبیه به جای استعاره.
نقش کانونی سازة گسسته در جملات گسسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جملة گسسته ساختی است که گزاره ای واحد را به جای یک بند، در دو بند بیان می کند: یکی بند اصلی، که حاوی سازة گسسته است و دیگری بند موصولی. در چارچوب ساختار اطلاعی، آثار متعددی در باب این جملات نوشته شده است. یکی از مباحث مطرح این بوده است که آیا سازة گسسته همواره کانون جمله و در نتیجه، حاوی اطلاع نو است یا این سازه می تواند بنا به مدل کلامی، حاوی اطلاع کهنه نیز باشد. در مقالة حاضر، با ارائه چهار دلیل، که متکی بر داده های زبان فارسی نیز هست، استدلال می شود که سازة گسسته همیشه کانون و حاوی اطلاعات نو است. چه از پیش در مدلِ کلامی آمده باشد، چه نیامده باشد.
بررسی آواییِ ریتم در پایه های واژگان، شعر و نثر فارسی رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریتم زبان ها به تفکیک در سه حوزه بحث و بررسی میشود: ساخت وزنیِ ( metrical structure ) زبان، ریتم طبیعی گفتار ( speech rhythm )، و وزن شعر. در زبان فارسی رسمی، ساخت وزنی واژگان در چهار شکل پایه ( foot ) آیمبی ( iambic ) خلاصه میشود (طبیبزاده 1386). وزن شعر نیز در عروض جدید به تفصیل، تبیین و تشریح شده (نجفی 1386الف وب) و در زمینه ریتم گفتار فارسی رسمی نیز، گمان هجا-زمانی ( syllable-timing ) (حق شناس1376) با شاخصهای کمّی محک خورده است (بوبان1386)، اما تجلیِ آواییِ این خصیصهها و ارتباط این سه مقوله برای فارسی رسمی تاکنون تجربه نشده است.
در پژوهش حاضر، با توجه به هجا-زمانی و محوریت هجاها در ریتم فارسی، نمونههایی صوتی از واژگان و شعر و نثر فارسی رسمی را به کانون دریافت هجا ( P-centre: Perception centre ) تقطیع، و پایههای واژگان را در آنها بازبینی و اندازهگیری کردهایم. نتایج روی این نمونهها نشان میدهد که کمیت هجاهای سهگانه فارسی رسمی در نمونههای قرائتشده واژگان، شعر و نثر بخوبی قابل مشاهده است و پایهبندیِ افاعیل عروضی نیز در این تقطیع های آوایی به وضوح متجلی است. به این ترتیب، با استفاده از تقطیع به کانون هجاها میتوان ریتم را به روشی تازه بررسی و تحلیل کرد.