فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۲۱ تا ۸٬۴۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
The current study is an attempt to investigate the impact of explicit instruction of metadiscourse markers on advanced, intermediate, and elementary EFL learners’ writing performance. The participants of the study were 94 undergraduate students majoring in English Literature at the University of Isfahan. To elicit the relevant data, participants were given a pretest of writing ability to check their initial knowledge and unprompted use of metadiscourse markers. All the three groups were then exposed to explicit instruction of metadiscourse markers for six successive sessions. Finally, a post test measuring their writing ability with metadiscourse markers in focus was administered. The findings indicated generally that explicit instruction of metadiscourse markers significantly improves EFL learners’ writing ability. It was however unpredictably revealed that learners at the intermediate level improved significantly greater than those at the advanced and elementary levels. These findings firstly call practitioners to pay more serious attention to metadiscourse markers in making EFL curricula. Secondly, they ask for the reinforcement of metadiscourse markers through explicit instruction in EFL courses for the improvement of the learners' writing ability.
تحلیل بسامدی هجا در اسامی زنان و مردان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسامی اشخاص به عنوان عناصر زبانی مورد توجه برخی از زبان شناسانی که به مطالعه اسامی (کوچک) علاقمند هستند قرار دارد. این زبان شناسان در صددند نشان دهند ساختار اسامی و همچنین بسامد اسامی بر اساس ساختارهای متفاوت به چه صورت است. در این پژوهش ساختار هجا و همچنین ترکیب ساخت های سه گانه و شکل گیری الگوهای متفاوت با توجه به بسامد حضور آنها در اسامی زنان و مردان مورد مطالعه قرار گرفته است. به این منظور در این پژوهش از مجموعه ای از 11567 اسامی زنان و مردان ایرانی، پس از حذف اسامی تکراری نهایتاً 740 اسم استخراج و مورد مطالعه قرار گرفته است.این پژوهش توزیع انواع هجا در اسامی زنان و مردان به تفکیک و تفاوت بسامد هر ساخت هجایی را در جامعه مورد مطالعه نشان می دهد. این پژوهش همچنین نشان می دهد که اسامی زنان بیش از مردان به هجای سبک ختم می شوند. در خصوص الگوهای هجایی به کار رفته در اسامی مورد مطالعه، این پژوهش نشان می دهد که الگوهایی که در آنها از هجای سبک استفاده شده است در اسامی زنان بیشتر است. این پژوهش همچنین نشان می دهد که به لحاظ تعداد هجای به کار گرفته شده ، اسامی زنان و مردان رفتاری متفاوت دارند.
وندهای واژه ساز و تفاوت های ساختی- نحوی ضمایر منفی و مبهم در زبان های روسی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضمایر منفی و مبهم به لحاظ ویژگی های ساخت واژی، معنایی و کاربرد آن ها در ساختار های نحوی روسی و فارسی را می توان به نوبه خود یک تفاوت زبانی به شمار آورد. همواره یکی از مشکلات زبانی برای فراگیران زبان روسی و مترجمین آن، درک و کاربرد این ضمایر در کلام می باشد. فراگیران زبان روسی عموماً حتی پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، در استفاده یا ترجمه ساختارهای نحوی با ضمایر مذکور دچار نوعی سردرگمی هستند. این مقاله سعی دارد با بررسی ضمایر «منفی» و «مبهم» در زبان های روسی و فارسی و نشان دادن تفاوت های ساختاری آن ها در قالب مواد و وقایع زبانی و ساختارهای نحوی، علت این مشکل را بیابد و با توضیح تفاوت های معنایی- کاربردی، برای رفع آن تلاش نماید. با مطالعه منابع دستور زبان فارسی مشخص شد گاه دستورنویسان فارسی در درک و توضیح ضمایر منفی و مبهم، عملکرد ضعیفی داشته اند. لازم به ذکر است که ایشان در دسته بندی معنایی و گرامری ضمایر هرگز اسمی از ضمایر منفی به عنوان گروه مستقلی از ضمایر به میان نیاورده اند که این خود یکی از دلایل عدم درک آن ها توسط فراگیران زبان روسی است. فراوانی وند های واژه ساز ضمایر مبهم در زبان روسی که موجب محدودیت معنایی و کاربردی آن ها در زنجیره گفتار می شود، در مقایسه با عناصرِ بسیار اندکِ همگون آن ها در زبان فارسی و برخی تفاوت ها در ساخت های نحوی جملات منفی در زبان های مورد مطالعه را می توان از مهم ترین دلایل مشکلات درک و کاربرد این ضمایر در زبان روسی دانست. نگارنده این مقاله سعی دارد با اشاره به شباهت ها و تفاوت های این مقوله دستوری در زبان های مورد مطالعه، در جهت رفع مشکلات آموزشی و کاربرد صحیح آن ها تلاش کند.
بررسی حضور مترجم به واسطه تبدیل ها در متون ترجمه شده با نگاهی به دیدگاه لوون زوارت: الگوی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله سه بخشی، حضور مترجم را به واسطه تبدیل ها در متون روایی ترجمه شده از دیدگاه لوون- زوآرت بررسی می کند. در بخش اول (حری، 1387) به پیشینه بحث، مبحث تبدیل ها از دیدگاه کتفورد و وینی و داربلنه و به رویکرد لوون- زوآرت اشاره کردیم. زوآرت ضمن بررسی ترجمه آلمانی رمان دن کیشوت، دو الگو برای بررسی متون روایی ترجمه شده ارایه می دهد: الگوی تطبیقی و توصیفی. در الگوی تطبیقی (که در بخش اول و دوم آمد)، زوآرت اقلام دو زبان را در سطح خرد- ساختاری بررسی می کند. آنگاه، زوآرت بن ترجمه (بت) را کوچک ترین واحد معنادار ترجمه در نظر گرفته و سربن ترجمه (سبت) را واحد مشترک میان بن ترجمه ها معرفی می کند. سپس، زوآرت بر اساس رابطه میان بن ترجمه و سربن ترجمه دو زبان مبدا و مقصد، چهار رابطه ارایه می دهد: عدم تبدیل، مدولاسیون (تغییر بیان)، تعدیل و جهش. در مقاله دوم (حری، 1388)، انواع تبدیل های پیشنهادی زوآرت به تفصیل بررسی شد. در جستار کنونی تاثیر تبدیل ها در سطح خرد - ساختاری بر کلان- ساختار متون روایی در الگوی توصیفی بررسی می شود.
ابعاد معناشناختی «باید» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باید از جمله مقوله های واژگانی در زبان فارسی است که به طور جدی با مقوله معنایی وجهیت گره خورده و از این روی، دارای ابعاد معناشناختی پیچیده و قابل تاملی می باشد. در مقاله حاضر با بررسی و تحلیل شواهدی از زبان فارسی معاصر، برخی از ابعاد معناشناختی و کاربرد شناختی مقوله باید در این زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. این بررسی نشان می دهد که مقوله یاد شده، منتقل کننده طیف گسترده ای از معانی وجهی در زبان فارسی می باشد. در این میان در حالی که معانی وجهی معرفتیِ مقوله باید بسیار محدود است، این مقوله، دارای انواع مختلفی از معانی وجهی کنشگر محور می باشد. مسئله ای که ظاهراً با تحلیل های در زمانی قابل توجیه است. تنوع معانی وجهی باید را می توان با چارچوبی کاربردشناختی، شرح و توصیف نمود و آن را زاییده تاثیر بافت های مختلف بر معنای این مقوله و مرتبط با عناصری چون زمان دستوری و نشانگرهای وجهی دانست.
فضای تعامل در گفتگوی زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای تعامل در گفتگوی زبانی ناهید جلیلی مرند استادیار دانشگاه الزهرا djalilinahid@hotmail.com (1388/10/ 1388 ، تاریخ تصویب: 16 /06/ (تاریخ دریافت: 10 چکیده ارتباط زبانی مستلزم حداقل یک گوینده و یک شنونده است که در باره موضوعی خاص و یا مسایل مختلف صحبت میکنند. این تبادل نظر در زمان مکان و فضای معینی انجام میشود و از اصول و قواعد و هم چنین آداب و رسوم جامعه پیروی میکند. بنابر این دو طرف در یک گفتگو میبایست علاوه بر تسلط بر آن زبان با مسایل فرهنگی آن نیز کاملا آشنا باشند در غیر این صورت مطلب مورد نظر بدرستی درک نمیشود و یا سوءتفاهم به وجود میآید. مقاله حاضر به فضای گفتگو در ارتباط زبانی پرداخته و به راهکارهایی که گوینده و شنونده باید اتخاذ کنند تا پیام بدرستی فرستاده و دریافت شود اشاره کرده است. واژگان کلیدی: ارتباط زبانی، تعامل، کنش گفتاری، فضای گفتگو، گوینده، شنونده.
تحلیل متن شناسی زیارتنامه حضرت امام رضا (ع) بر پایه نظریه کنش گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه کنش گفتار یکی از مهم ترین نظریاتی است که بر دو حوزه فلسفه زبان و زبان دین تاثیر گذاشته است. آستین، ارائه کننده این نظریه، کاربرد زبان برای انجام کارهایی از قبیل اعلام کردن، وعده دادن، اظهار داشتن، تهدید کردن و ... را کنش گفتار نامید. وی واحد ارتباط زبانی را کنش های گفتاری اعلام کرد، بدین معنی که ارتباط زبانی هنگامی اتفاق می افتد که گوینده، کنش گفتاری انجام دهد. جان سرل بر پایه این نظریه کنش های گفتاری را به پنج دسته تقسیم بندی کرد: کنش های اظهاری، اعلامی، تعهدی، ترغیبی و عاطفی. بررسی متن شناسی زیارتنامه حضرت امام رضا (ع) بر اساس طبقه بندی فوق نشان داد از مجموع 107 کنش گفتاری به کار رفته در این متن، کنش های عاطفی با 38 مورد بیشترین و کنش های اعلامی با 22 مورد کمترین تعداد را به خود اختصاص داده اند. ضمن آن که در متن فوق هیچ گونه کنش گفتاری تعهدی به کار نرفته است. نتایج فوق نشان دهنده ایجاد ارتباط عمیق عاطفی گوینده و مخاطب یا مخاطبان زیارتنامه است. به عبارتی گوینده متن تلاش کرده است احساساتی از قبیل ارادتمندی، قدردانی و دوستی خویش را در قالب این متن با مخاطب خویش به اشتراک بگذارد. اختلاف ناچیز بین تعداد سایر کنش های به کار رفته در متن با توجه به تعداد کل کنش های موجود معنی دار به نظر نمی رسد.
کلاسیسیسم و/ یا رمانتیسیسم: مروری بر زیباییشناسی قصة زمستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در نظر دارد تا با توجه به نظریه هگل در پیوند با فلسفه هنرهای زیبا خوانشی تازه از قصه زمستان شکسپیر به دست دهد. پژوهشگران تلاش خواهند کرد ایده های هگل را درباره جنبه های هنری نمایشنامه نامبرده به کار گیرند. در این مطالعه، ارزش های زیبایی شناختی نمایشنامه از دو دیدگاه متفاوت اما کاملاً وابسته کلاسیسیسم و رمانتیسیسم و با توجه به تعاریف هگل از دوره های متفاوتِ ظهور و رشد و نموِ شکل های هنری بررسی خواهند شد. نمایشنامه قصه زمستان دربرگیرنده هر دو شکل هنری کلاسیسیسم و رمانتیسیسم است اما چنین یافته ای لزوماً دلیل بر اعتقاد کامل شکسپیر به آنها و یا بکارگیری غیرجانبدارانه شان نیست. همان گونه که نشان خواهیم داد، شکسپیر نه ایده های زیبایی شناختی کلاسیسیسم را باور داشت و نه زیبایی شناسی رمانتیسیسم را آن گونه که باید وفادارانه و یا جانبدارانه بکار بست، بلکه روی مرز میان این دو زیبایی شناسی حرکت کرد و هوشمندانه و با شوخ طبعی گونه ای طنزآمیز از آنها آفرید.
کارآمدی الگوی تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در نقد و ارزیابی برابر ها در متون ترجمه شده «خواهران» اثر جیمزجویس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله برابری و برابریابی را بر پایه هم ویژگی های صوری متن در زبان مبدا و هم بافت موقعیتی با استناد بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف مورد بررسی قرار می دهیم، زیرا تنها با بررسی صوری و از طریق تحلیل ویژگی های صوری متن در زبان مبدا نمی توان مستقیماً به تاثیرات ساختاری بر شالوده های جامعه و در ادامه به انتقال بین فرهنگی دست یافت. فرکلاف متن را شامل دو گونه مکمل یکدیگر معرفی می نماید: تحلیل زبان شناختی یا در سطح خرد و تحلیل بینامتنی یا سطح کلان. در این پژوهش بازتولید (ترجمه) ساختارهای گفتمان مدار و دیدگاه های اجتماعی حاکم بر تولید گفتمان چه در متن مبدا و چه در متن های ترجمه شده (مقصد) تحلیل، توصیف و تبیین شده اند. تعدادی ساختار گفتمان مدار زبان شناختی برجسته انتخاب و در تجزیه و تحلیل به کار گرفته شد. هدف از این تحقیق، ارائه بهترین شیوه برای بررسی و ارزیابی فرآیند ترجمه (نه تنها محصول آن)، در فرآیند برابریابی و سپس گزینش برابری در فرآیند ترجمه با استناد بر تحلیل گفتمان انتقادی است. برای مشخص کردن تفاوت ساختارهای گفتمان مدار متن اصلی داستان خواهران، اثر جیمزجویس را با متون ترجمه شده آن، مقایسه کردیم.
مناسبات زبانی و یا زنجیرمندی خرد و کلان در قصص قرآنی (با نگاهی به داستان یونس (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، مناسبات و/ یا زنجیرمندی مفهومی و متنی را در سطوح خرد و کلان در قصص قرآنی با نگاهی به داستان یونس (ع) بررسی می کند. ابتدا این مسئله مطرح می شود که میان آیات یک سوره با یکدیگر و با سایر سوره ها، از جمله قصص قرآنی، چه تناسبی برقرار است. سپس، ضمن اشاره به پیشینه علم المناسبه در سنت تفسیر قرآنی، از دیدگاه زبان شناسی، بحث زنجیرمندی مفهومی و متنی در سطوح خرد و کلان مطرح می شود: «ساز و کاری زبان شناختی که به برساخت متون، متنیت آن ها و شبکه روابط معنایی میان متون می پردازد». آن گاه این زنجیرمندی در سطوح بینا آیه ای و بینا سوره ای در آیات مربوط به داستان یونس (ع) بررسی می شود داستان یونس که به صورت روایت میان افزود در شش سوره و هجده آیه آمده، از حیث مفهومی و متنی با سایر قصص و از جمله سیره پیامبر متناظر به نظر می آید. در نهایت، داستان یونس به واسطه برخی آیتم ها مثل جناس سازی و تکرار برخی مضامین مانند صبر، دعا و عدم پذیرش حق، از حیث مفهومی و متنی به داستان سایر پیامبران و از جمله شخص پیامبر (ص) زنجیرسازی می شود.
The Catcher in the Rye: Holden vs. Consumer Culture(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The transformation of industrial city into modern city entailed the change in the dominant nature of the city from the site of production to that of consumption. In the postmodern city, the trend accelerated, or better to say, heightened into ""mass consumption"". Consumption is no longer considered a routine and banal activity. It is rather a consciously and unconsciously affected affair that is engaged in continuous dialogue with the most vital issues of contemporary urban life such as identity, aspirations, class status and culture. This is the context into which Salinger's The Catcher in the Rye was born and thrived; therefore, it should be conceived in the same context.
The Role of Conceptualizable Agent in Overpassivization of English Unaccusatives in Iranian English Majors(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study is an attempt to explore the effect of one of the pragmatic elements of discourse (namely the conceptualizable agent) on overpassivization of English unaccusative verbs. Through employing the questionnaire originally used by Ju, (2000), 206 Iranian intermediate and advanced English majors were asked to choose the more grammatical form (active or passive) in target sentences with unaccusative verbs. Each target sentence was embedded in two different contexts expressing external and internal causation. The participants' performance supported the hypothesis that unaccusatives were overpassivized more when the discourse context offered a conceptualizable agent, and that monadic unaccusative verbs were passivized more than dyadic ones. The learners recognized conceptualizable agents offered by the discourse context and their judgments on sentence acceptance were influenced by these agents. Since, in the literature, other researchers like Ju (2000); Oshita (1997); Yip (1995); and Zobl (1989) reported that many non-native English learners cross- linguistically over-passivize unaccusative verbs, it provided additional support for the claim that these errors are language universal rather than language specific. Thus, this paper argues against a purely syntactic analysis of interlanguage errors such as overpassivization and talks in favor of an approach that takes pragmatic factors into account as well.
نشانی الکترونیکی به مثابه هویت فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی چیستی و دلالت های “نام واقعی” و سپس نام مجازی می پردازد. هدف این است که با مقایسه این دو، به تفاوت های میان ساختِ نام مجازی و واقعی و نیز رابطه میان نام مجازی (الکترونیکی) با هویت فردی بپردازیم. و همچنین ارزش فردی، اجتماعی و فرهنگیِ پدیده نام گذاریِ مجازی را مورد بررسی قرار دهیم. مبنای داده های این پژوهش، پرسش نامه ای است شاملِ 10 سؤالِ 4 گزینه ای، که 222 آزمودنی به آن پاسخ داده اند. ازاین طریق، 13 الگوی نام گذاریِ مجازی استخراج شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است مبنی بر این که انتخابِ هر نام ، به صورتِ ناخودآگاه از سوی فرد، اشاره به نوعِ نگاهِ او به مقوله خود، و نیز دلالت بر بخشی از هویتِ فردیِ او دارد. درنتیجه، کارکردهای نام در دنیای واقعی و مجازی تفاوت هایی دارند. چنان که در نام های واقعی، نام به دلیلِ ملازمتِ درزمانی با فرد، بر هویتِ او تأثیر می گذارد، ولی در نام های مجازی، فرد خواسته های خود را به واسطه نام، مطرح می کند و بر نامِ خود تأثیر می گذارد.
Iranian TEFL Graduates’ Conceptions of Measurement Error in Research: A Genealogical Narrative Inquiry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of this study is to investigate Iranian TEFL graduates’ conception of measurement error in research. Adopting a sequential explanatory multi-method strategy (Borg, 2009), the researchers analyzed causal and temporal relations in the research narratives elicited from 30 TEFL graduates. Gee’s (1986) framework for identifying narrative discourse units (lines, stanzas, and episodes) was adopted to investigate participants’ conceptions of logical orders in measure development algorithms and their knowledge of error sources. In addition, taking a narrative positivistic approach, the narratives were rated based on Optimal Matching Analysis (OMA). Finally in ‘continuous event history modeling’ phase of the study, Cox Proportional Regression Analysis showed how temporal markers in research narratives can be used to predict one’s knowledge of measure development in research design. The results suggest that researchers’ error-awareness and algorithmic knowledge correlate significantly with each other and constitute knowledge of measure development in general. The contribution of dimensionality and validity testing to this knowledge was also found to be statistically significant.
Natural Phonological Processes in Sistani Persian of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article provides an overview of natural phonological processes in the dialect of Sistani Persian spoken in Iranian Sistan, and reviews theoretical implications of these processes. A representative selection of processes in the language is examined in reference to conditioning by surrounding segments and conditioning in reference to syllable structure. While assimilation and dissimilation are tied to segmental context, deletion, epenthesis and metathesis are considered in light of syllable structure requirements. Synchronically, natural processes include those that are of an allophonic nature as well as those which involve morphophonological alternation. The description of these phenomena is corroborated by a discussion of the application of natural processes in diachronic changes. The authors show that, in some cases, the Sonority Sequencing Principle (SSP) is violated in Sistani Persian. This phenomenon is attributed not to language-internal factors, but rather to the generalization of marked structures as a result of interference from Standard Persian.
تحلیل اکوستیکی همخوان انسدادی چاکنایی و بررسی امکان وجود دو واکه پیاپی در دو هجای متوالی در گفتار سریع و پیوسته در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از زبان شناسان ساختار هجایی زبان فارسی را شامل یک همخوان اجباری به عنوان آغازه هجا، یک واکه در جایگاه هسته و یک یا دو همخوان اختیاری در جایگاه پایانی می دانند. بر این اساس، این امکان که در زبان فارسی دو واکه در دو هجای مجاور در کنار یکدیگر قرار بگیرند وجود ندارد و در این زبان با شیوه های خاصی که مهم ترین آن ها افزایش همخوان میانجی است، از التقای مصوت ها جلوگیری می شود.
در این مقاله، با یک بررسی میدانی و گردآوری داده ها از50 سخنگوی زبان فارسی مذکر و مؤنث، از سنین 18- 25 سال، ویژگی های اکوستیکی انسدادی چاکنایی و چگونگی بروز آن در جایگاه بین واکه ای در گفتار آهسته و گفتار سریع به دقت بررسی شده و نتایج این تحلیل ها در مقابل یکدیگر قرار گرفته است.
به نظر می رسد در گفتار سریع و پیوسته، با حذف انسدادی چاکنایی امکان در کنار هم قرار گرفتن دو واکه وجود دارد و بدین ترتیب نظام هجایی زبان فارسی در گفتار محافظه کارانه و دقیق با نظام هجایی گفتار سریع و پیوسته تفاوت دارد.
A Linguistic Account of the Protagonist’s Development in the Grapes of Wrath(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The novel as a modern literary genre is generally regarded as the realization of its main character's journey from immaturity to a status of maturity. The character, usually an uncomplicated person unable to cope with the complexities of life at first, gains an insight and understanding to handle his/her complex situation accordingly later in the novel. It is usually agreed in both literary criticism and linguistic criticism of literature that everything about a character should be established from the evidence of the text (see Fowler, 1977 & 1996 and Peck & Coyle, 2002, for instance). In the present study, the language of Tom Joad, the main character in John Steinbeck's The Grapes of Wrath, was analyzed to reveal how his social position is established and how his transformation from a young farm-hand holding a carpe diem philosophy to a socially-wise reformist with a commitment to bettering the future is substantialized. Oriented towards a linguistic study of literature, the present paper employsSystemic Functional Linguistics (SFL) as the analytic framework. The findings of the study may be useful especially for those involved in teaching English language through literature.
بررسی بخش پذیری سازه درک مطلب در زبان خارجی (مطالعه ای با استفاده از مدل پرسش ـ پاسخ چند بعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی بخش پذیری توانایی عمومی زبان خارجه و مهارت های آن، پرسشی است که سال هاست توجه زبان شناسان کاربردی را به خود معطوف داشته است. در گذشته تصور می شد توانایی عمومی زبان خارجه و مهارت های آن، واحد و غیر قابل تفکیک هستند؛ اما نظریات جدید نه تنها توانایی عمومی زبان خارجه را بخش پذیر می دانند، بلکه معتقدند مهارت های زبانی هم قابل تقسیم به زیرمهارت ها هستند. با این حال، محققین در مورد تعداد و ماهیت زیرمهارت هایی که مهارت های اصلی شنیدن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن را تشکیل می دهند، اتفاق نظر ندارند. هدف این مطالعه، بررسی بخش پذیری سازه درک مطلب (خواندن و شنیدن) در زبان خارجی است. برای این منظور یک آزمون درک مطلب زبان انگلیسی، که از دو بخش خواندن و شنیدن تشکیل شده بود، به وسیله مدل پرسش-پاسخ چند بعدی تحلیل شد. سه مدل رقیب با یک بعد، دو بعد و چهار بعد برازش شدند. یافته ها نشان داد مدل چهار بعدی برازش بهتری نسبت به مدل دو بعدی دارد و مدل دو بعدی برازش بهتری نسبت به مدل تک بعدی دارد. این بدان معناست که سازه درک در زبان دوم قابل تفکیک به زیرمهارت هاست. کاربرد یافته ها در تدریس و آزمون زبان های خارجه بحث شده است.
سبب شناسی تأخیر زبان و نارسایی های گفتار در عقب ماندگی ذهنی سندرم داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سندرم داون، شایع ترین عامل ژنتیکی عقب ماندگی ذهنی، زمینه ساز بروز نقایص و ناهنجاری های فیزیکی و عصب روانشناختی بارز به ویژه در حوزه توانایی های شناختی زبانی است. این مقاله با هدف شناخت و بررسی برخی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در بروز تأخیر زبان و نارسایی های گفتار در افراد مبتلا به سندرم داون نگاشته شده است. این عوامل در پنج گروه عمده زیر مورد تحلیل قرار می گیرند: 1- نقایص ساختارى و کارکردی در اندام هاى تولید گفتار؛ 2- مشکلات شنیدارى؛ 3- آسیب در حافظه کوتاه مدت شنیدارى – کلامى؛ 4- الگوى خاص برترى جانبى کارکرد هاى درک و تولید زبانى؛ 5- آسیب هاى ساختارى و کارکردى سیستم عصبى.غالب پژوهشگران از میان این علل، بیشترین سهم را متعلق به عامل آسیب هاى ساختارى سیستم عصبى وبروز ناهنجاری هاى رشد مغزى بویژه در ساختار هاى مرتبط به کارکرد هاى شناختى زبانى، می دانند که البته میزان این آسیب پذیری در سندرم داون از تغییرات فردی و درون گروهی بسیار گسترده ای برخوردار است.