فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۰۱ تا ۶٬۹۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
در صرف تکواژبنیاد، تکواژ صفر به تکواژی گفته می شود که بار معنایی دارد، اما هیچ گونه تظاهر صوری ندارد؛ یعنی نه صورت آوایی دارد و نه صورت نوشتاری؛ به عنوان نمونه، کلمة «رفت» در زبان فارسی، فعل گذشتة سوم شخص مفرد است، اما در این کلمه هیچ نشانة صوری ای برای نشان دادن مشخصه های شخص و شمار وجود ندارد. گروهی از زبان شناسان کلمة «رفت» را به صورت [رفت-Ø]فعل تحلیل می کنند و مشخصه های شخص و شمار را به تکواژ صفر نسبت می دهند، اما تکواژ صفر از سوی بسیاری از محققان از جمله آرونوف (1976 و 1983)، لیبر (1981)، بائر (1983و 1988)، اشتکاور (1992) و ملچوک (1996)، به دلایل متعددی از جمله تعدد مقولات دستوری و تعدد معانی، مورد اعتراض قرار گرفته است. در این مقاله، ماهیت تکواژ صفر مورد بررسی دقیق تر قرار گرفته و مصادیق این تکواژ و شرایطی که زبان شناسان برای وجود آن مطرح کرده اند، معرفی شده است. آن گاه، پس از ارائة دلایلی که برای تأیید و رد تکواژ صفر برشمرده اند، با ارائة شواهد زبانی مشخص شده است که آنچه در منابع با عنوان «تکواژ صفر» می نامند، خلأای است بافتی در محور هم نشینی که گویشور با توجه به بافت زبانی و غیرزبانی ای که در دسترس دارد، آن را پر می کند.
کاربردشناسی زبان و سازوکارهای ادب ورزی در برخی از ادعیة شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود اختلاف در جایگاه اجتماعی، دینی و سیاسی افراد، آن ها را به سمت شیوه ای خاص از سخن گفتن سوق می دهد تا به این ترتیب، متکلم در کنش زبانی خود به جایگاه و منزلت مخاطب لطمه وارد نکند. از نظر مسلمانان، عالی ترین مقام هستی، خداوند است و مسلمانان هنگام سخن گفتن با او می کوشند تا از سازوکارهای خاصی برای حفظ و رعایت جایگاه این مخاطب والامقام استفاده کنند.
در این راستا، مسئلة این پژوهش آن است که دریابد انسان هنگام صحبت کردن با خدا از چه سازوکارهای ادب ورزی ای بهره می گیرد. از این رو، جستار حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی و بر اساس نظریة ادب ورزی براون و لوینسون به بررسی راهبردهای ادب ورزی در ادعیة شیعه می پردازد تا به سؤال یاد شده پاسخ گوید. نتایج این تحقیق نشان می دهد که افراد در هنگام طرح خواستة خود با خداوند، از سازوکار «کوچک داشت خود» و «بزرگ داشت دیگری» استفاده کرده، تلاش می کنند تا با ذکر صفات مخاطب خود، والا بودن جایگاهش را نشان دهند.
کارکرد کلامیِ تقابل واژگانی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکرد کلامیِ تقابل واژگانی برای نخستین بار در قالب انگاره نظریِ جونز (2002) مورد بررسی قرار گرفت، و هفت طبقه اصلی شامل کمکی، همپایه، ممیز، انتقالی، منفی، تفضیلی، و اصطلاح معرفی گردید. نگارنده مقاله حاضر کوشیده است، با تکیه بر طبقه بندیِ مذکور، برای نخستین بار و بر پایه رهیافتی پیکره- بنیاد، نقش و کارکرد کلامیِ تقابل را در پیکره ای طبیعی از زبان فارسی ارزیابی کند. به این منظور 1000 جمله شامل جفت واژه های متقابل از 16 متن مکتوب فارسی استخراج شد و نوع کارکردِ کلامیِ جفت واژه های هر جمله تشخیص داده شد. یافته ها نشان می دهد که از میان چهار مقوله واژگانیِ صفت، اسم، فعل و قید، مقوله صفت فراوانیِ بیشتری در تشکیل جفت واژه های متقابل دارد. همچنین، دو جفت واژه «چپ-راست» و «بالا-پایین» پربسامدترین جفت واژه های متقابلند. از سوی دیگر، اطلاعات آماریِ مربوط به نقش کلامیِ تقابل حاکی از آن است که برخلاف سه زبان انگلیسی، سوئدی و ژاپنی، که کارکرد کمکی در آنها پربسامدترین کارکردِ کلامی به شمار می آید، این جایگاه در زبان فارسی به کارکرد همپایه اختصاص دارد. فراوانیِ قابل ملاحظه کارکرد اصطلاح در زبان فارسی نشان می دهد که یکی از کارکردهای کلامیِ تقابلِ واژگانی در زبان فارسی، ساخت اصطلاح و ضرب المثل است.
مقایسة رویکرد ارزیابی مدرسان ترجمة فارسی با نظریه های شاخص ارزیابی ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش توصیفی تلاش شد تا معیارها و رویکردهای مدرسان ترجمه، در بستر آموزشی ایران، برای ارزیابی کیفیت ترجمة دانشجویان بررسی شود. دوازده نفر از مدرسان باسابقه و متخصص در ترجمه در دانشگاه های مختلف ایران، برای مصاحبه دعوت شدند. با تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها، رویکردهای آن ها در ارزیابی کیفیت ترجمه بررسی شد و سپس، میزان تفاوت و شباهت رویکرد مدرسان ترجمة ایران با مدل ها و رویکردهای ارزیابی که نظریه پردازان ارزیابی ترجمه ارائه کردند، بررسی گردید. یافته های حاصل از مصاحبه ها برطبق شیوة تحلیل داده های کیفی نظریة داده بنیاد، کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که میان مدرسان ترجمه در انتخاب رویکردهای ارزیابی کیفیت ترجمه شباهت و اشتراکات بسیاری وجود دارد و تا حد زیادی با رویکردهای ارزیابی کیفیت ترجمه که نظریه پردازان بین المللی ارائه کرده اند، مطابقت می کند و تنها تفاوت، در میزان اهمیت معیارهای ارزیابی است که بستگی به نوع دوره های مختلف آموزشی ترجمه و نوع متن و ژانر در ترجمه دارد.
نشانگرهای زبانی ساخت های کذب در فارسی: یک پژوهش زبانی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و تحلیل ساخت های دروغ در زبان فارسی است و در این راستا، به بررسی رابطه بین میزان استفاده از «نشان گرهای احتیاط»، «نشان گرهای نفی»، «کلمات حسی»، «کلمات مجزاگر» و «ضمایر» با کذب جملات پرداخته شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در یک جامعه آماری فارسی زبان شامل 28 نفر مرد و زن و در دو گروه سنی به انجام رسیده و برای نشان دادن معناداری ارقام از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین میزان استفاده از «نشان گرهای احتیاط» و «کلمات مجزاگر» با کذب جملات رابطه ای معکوس و معنادار برقرار است، بدین سان که هر چه میزان استفاده از «نشان گرهای احتیاط» و «کلمات مجزاگر» در جملات بیش تر باشد، احتمال کذب جملات کاهش می یابد. از سوی دیگر، بین میزان استفاده از «نشان گرهای نفی»، «کلمات حسی» و «ضمایر» با کذب جملات رابطه ای مستقیم و معنادار برقرار است؛ بدین معنا که هر چه میزان استفاده از «نشان گرهای نفی»، «کلمات حسی» و «ضمایر» در جملات بیش تر باشد، احتمال کذب جملات نیز افزایش می یابد.
The Investigation of the Perspectives of Iranian EFL Domain Experts on Postmethod Pedagogy: A Delphi Technique(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از معرفی آموزش پست متد توسط کوماراوادیولو به همراه سه اصل particularity, possibility) و practicality) ، توجه زیادی به این مفهوم به اصطلاح ""عصر پست متد"" و مناسب و کافی بودن آن در برآورده کردن نیازهای زبان آموزان در عصر جدید مبذول شد. این وضعیت یک بحث داغ هم در میان جامعه آموزش زبان انگلیسی در ایران بوجود آورد. هدف این مطالعه بررسی دیدگاه متخصصین ایرانی آموزش زبان انگلیسی در مورد آموزش پست متد بود. بدین منظور از تکنیک دلفی جهت رسیدن به اتفاق نظر در میان متخصصین استفاده شد. شرکت کنندگان تحقیق حاضر 21 متخصص در حوزه آموزش زبان در ایران بودند. روش دلفی یک روش نسبتا سریع برای رسیدن به اتفاق نظر در میان شرکت کنندگان بود. سه مجموعه داده از طریق سه روند دلفی با همان نمونه شرکت کنندگان جمع آوری شد. نتایج این مطالعه شک وتردید زیادی را هم در مورد متد و هم پست متد بر می انگیزد. نتایج نشان داد که نظام آموزش زبان در ایران هرگز متد را به معنی واقعی کلمه تجربه نکرده است و آنچه که ما آن را به عنوان متد می شناسیم یک رویکرد التقاطی بوده است که هر معلمی بر اساس سلیقه خود آنرا اتخاذ کرده است. به علاوه نتایج تکنیک دلفی نشان داد که آموزش پست متد با سه اصلش در محیط ایران قابل پیاده شدن نیست. درپایان پیامدهای نظری و عملی این مطالعه مورد بحث قرار می گیرد.
Translation of English Brand Names into Persian: Type of translation and font size in focus
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۲, Issue ۸, Winter ۲۰۱۴
43 - 53
حوزههای تخصصی:
The aim of this study was to find the appropriate type of translation of English brand names Iranian consumers prefer, i.e. phonetic, semantic and phonosemantic types of translation. Also, it was aimed at examining the type of font size Iranian consumers tends to see on packages of English products. To this end, the distinction between male and female participants as well as the participants’ level of proficiency was considered as two key factors. Six fictitious brand names were created and the 55 selected participants (43 females and 12 males with upper-intermediate, intermediate and pre-intermediate English proficiency levels) were asked to fill a questionnaire related to the goals of the research. Statistical analyses were then done. The results revealed that Iranian consumers, with different levels of proficiency, tended to use phonetic translation. Also, it was revealed that females with different proficiency levels tended to see English brand names larger than their Persian translations in terms of font size, whereas male participants did the reverse. The findings were discussed in connection with translation and marketing.
ارزشیابی صلاحیت حرفه ای مدرسین زبان انگلیسی سطح بزرگسال در بخش خصوصی آموزش زبان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی ارزشیابی استاندارد-محور تضمین کیفت و مسئولیت پذیری معلمان در محیطهای آموزشی است. این پژوهش سعی در ارزشیابی صلاحیت حرفه ای معلمان سطح بزرگسال شاغل در آموزشگاه های خصوصی ایران دارد. بدین منظور، 385 معلم شاغل به خدمت در اقصی نقاط ایران به پرسشنامه خودارزیابی معلمان زبان (نویسنده و همکاران، 2016) پاسخ دادند. به علاوه، با 25 نفر از آنها در مناطق مختلف مصاحبه شد و 32 نفر از این معلمان در حین تدریس در تهران و حومه تهران مشاهده شدند. نتایج تحقیق حاضر نشان دهنده نقاط ضعف و قوت معلمان زبان انگلیسی سطح بزرگسال شاغل در بخش خصوصی در پنج مولفه توصیف زبان و درک فرایند فراگیری و رشد زبان، مهارت بین فرهنگی، مهارت ارزیابی، مهارت برنامه ریزی، به کارگیری، و مدیریت کلاس، و مهارت حرفه ای است. نتایج تحقیق حاضر دارای کاربردهای مهمی برای سیاستگذاران ، برنامه ریزان ، اساتید، و مربیان معلمان در رشته آموزش زبان انگلیسی است.
Teachers’ Perceptions of and Concerns for the Implementation of the New First Grade English Textbook at Iran’s Public Junior High Schools(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Changing the English textbook of the first grade junior high school at Iran’s public schools after 27 years has sparked researchers’ interests in conducting evaluations of the new English textbook to get insights into its strengths and weaknesses. In line with this trend, this study aimed at evaluating the new textbook (Prospect 1) from teachers’ perspectives. To attain this objective, 30 junior high school teachers were interviewed and the data were then analyzed by qualitative content analysis. The results revealed that from teachers’ perspectives, there were some pitfalls with the new textbook such as applying an unsuitable method of literacy instruction; over-attention to the communication skills at the expense of literacy skills; over-localization of the content; overlooking the development of intercultural competence in students; and lack of authenticity in the presentation of the content. Finally, as the central figures in the process of educational change, the participant teachers offered some suggestions to amend the new textbook with the hope that their voices be heard by the pertinent authorities.
The Place of Postmethod Pedagogy in Teacher Education Programs in EFL Language Centers of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ELT has recently witnessed a shift away from a method-bound orientation and toward a post-methodic view of teaching English. Consequently, the focus of some second language teacher education programs has shifted toward sociopolitical aspects of ELT (Miller, 2004) and its contributions to reinforcement or transformation of the status quo (Kumaravadivelu, 2003a). Yet, in many countries, including Iran, ELT teacher education has maintained a relatively method-bound focus on technical dimensions of teaching English and has avoided adopting a critical and sociopolitical approach to ELT. In order to investigate the ways in which teacher education as currently practiced facilitates or stifles implementation of postmethod in ELT, the present study explored English teachers’ perceptions of the dominant approaches to teacher education in ELT centers in Iran and their ideological and pedagogical bases. To this end, 23 language teachers were interviewed about the logistics, content, and procedures of the teacher education programs they had attended. The analysis of the interviews, as directed by grounded theory, yielded three themes, namely no/little teacher learners’ involvement in course design and implementation, dominance of a transmission model, and dominance of a linguistic and technical focus
The Role of Textual vs. Compound Input Enhancement in Developing Grammar Ability نقش ارتقای متنی داده در مقایسه با ارتفای ترکیبی در تقویت توانایی دستور زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study investigated comparatively the impact of two types of input enhancement (i.e. textual vs. compound enhancement) on developing grammar ability in Iranian EFL setting. Sixty-five female secondary high school students were selected as a homogenous sample out of about a 100-member population based on Nelson language proficiency test. Then, their grammar ability was measured based on a researcher-made diagnostic test prior to the experiment. The sample was randomly divided into two equal groups; one group received text-enhancement-based instruction of grammar, while the other received compound-based enhancement. Finally, they received an achievement test of grammar as a posttest to measure their progress in light of two different types of input enhancement mechanisms. The pertinent statistical analyses of the results indicated that a) the effect of textual enhancement-based instruction of grammar is not significantly meaningful, while b) the compound enhancement-based instruction has significant effect on learning grammatical structures. Comparatively speaking, therefore, c) compound enhancement-based instruction of grammar is more significantly effective than that of textual in developing grammar ability. It can be safely concluded that grammar instruction and its resultant development are subject to intervention type, which, pedagogically, bears promising messages for both teachers and syllabus designers to incorporate parameters of input enhancement in both teaching and materials development, respectively.
ارزش یابی الگو محور کتاب های «انگلیسی برای اهداف خاص» (ESP)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش زبان انگلیسی برای اهداف خاص در سیستم دانشگاهی کشورهای غیر انگلیسی زبان، به سبب اهمیت و جایگاه این زبان که همانا زبان رایج علم است اهمیت بسیار دارد. به همین سبب، طراحی و تدوین مطالب آموزشی مناسب و نیز ارزش یابی و ارتقای منابع موجود آموزش این زبان کاملاً ضروری است. از سوی دیگر، ارزش یابی مواد آموزشی، از جمله کتاب از مهم ترینِ این منابع خود نیازمند الگو و چهارچوبی مناسب است. در این مقاله ابتدا الگوهای موجود که برای ارزش یابی کتاب های آموزش زبان ارائه شده اند نقد و سپس الگویی مناسب برای ارزش یابی کتاب های آموزش زبان انگلیسی برای اهداف خاص معرفی می شود. سرانجام، با استفاده از همین الگو یک نمونه کتاب نقد و ارزش یابی می شود که برای اهداف خاص طراحی و تدوین شده است
نقد و بررسی الادب المقارن، دراسات تطبیقیه فی الادبین العربی و الفارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الادب المقارن، اثر محمد سعید جمال الدین، ازجمله آثار قابل توجه در موضوع ادبیات تطبیقی است که نخستین بار در 1990 منتشر شد. نویسنده مباحث را با رویکرد مکتب فرانسه و با تأکید بر ادبیات فارسی و عربی نگاشته است. اگرچه این اثر مشخصات کتاب درسی را ندارد، ولی با توجه به اهمیت مباحث آن و با عنایت به این که به عنوان کتاب کمک درسی قابل استفاده است، نقد و بررسی آن به منظور تبیین نقاط قوت و ضعف آن ضروری می نماید. نقد این کتاب بر اساس دستور العمل شورای بررسی متون در دو سطح شکلی و محتوایی با مراجعه به متن اثر و با کمک سایر آثار مکتوب به ویژه ترجمة فارسی آن انجام پذیرفت. بررسی کتاب نشان داد که این اثر در شکل و محتوا فاقد مشخصات کتاب درسی است و بر اساس منابع پیشین عربی به نگارش درآمده است و نو آوری چندانی در آن دیده نمی شود. از نظر تناسب و جامعیت مباحث نیز نقطه ضعف هایی دارد. نقطة قوت اثر دارا بودن دو بخش نظری و عملی در مباحث و محوریت داشتن ادبیات فارسی پس از ادبیات عربی است.
بومی سازی مدل پنجگانة عناصر فرهنگی نیومارک با زبان و فرهنگ فارسی: ارائة تقسیم بندی نه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاهی مترجمان به هنگام ترجمة عناصر و مفاهیم فرهنگی اعم از اجتماعی، مذهبی و سیاسی و گاهی تاریخی، با چالش ها و تردیدهایی رو به رو می شوند. صاحب نظران ترجمه دیدگاه های مختلفی دربارة شیوة مواجهه با این گونه چالش ها ارائه کرده اند. نیومارک یکی از این صاحب نظران است که با ارائة تقسیم بندی ای پنج گانه از مفاهیم فرهنگی، برای ترجمة آن ها پیشنهادهایی داده است. چارچوب نظری نیومارک مبنای مطالعات متعددی در زبان فارسی قرار گرفته است؛ اما پرسش این است که آیا می توان الگوی نیومارک را در ترجمة مفاهیم فرهنگی فارسی به کار گرفت؟ هدف از انجام پژوهش حاضر ارائة پاسخی هرچند محدود به این پرسش است. دراین راستا، چهار داستان کوتاه محاوره ای، حاوی مفاهیم فرهنگی، از آثار جلال آل احمد انتخاب گردیدند و براساس مدل پیشنهادی نیومارک بررسی شدند. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی نمی تواند تمام عناصر فرهنگی فارسی را در برگیرد. به این دلیل، چهار شاخة جدید به الگوی نیومارک افزوده شد و تغییراتی جزئی در بخش های دیگر آن صورت گرفت. نتایج این پژوهش می تواند برای مقاصد آموزشی و تربیت مترجم مفید باشد.
چندمعنایی نظام مند با رویکردی شناختی تحلیل چندمعنایی فعلِ حسیِ «شنیدن» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چندمعنایی نظام مند، تبیین های شناختی، زمینه ساز چندگانگی معانیِ واژه هاست و به همین با شواهد بینازبانی و تاریخی مورد بررسی قرار می گیرد. واژگان اعضای بدن و نیز افعال حسی از مهم ترین حوزه های واژگان در معنی شناسی شناختی در چندمعنایی نظام مند است. در این مقاله پس از معرفی چندمعنایی نظام مند در نگرش شناختی در تقابل با چندمعنایی در نگرش ساخت گرا، ملاحظات نظری و پیشینة مطالعات را در قالب نمونه هایی از زبان فارسی با شواهدی از اندام واژه ها و فعل های حسی ارائه می دهیم، آنگاه به طور خاص چندمعنایی فعل «شنیدن» را در زبان فارسی براساس الگوی آنتونانو و سوییتزر بررسی می کنیم. این مقاله نشان می دهد که الگوی تیلر برای ترسیم چندمعنایی فعل های حسی در زبان فارسی کارایی دارد. مهم ترین شواهد این رویکرد، از کاربرد اندام واژه ها و فعل های حسی در متون ادبی به دست می آید که شیوه های کاربرد آنها می تواند عاملی سبک شناختی در آثار ادبی محسوب شود.
مطابقه، مقوله ای معنامند در ساخت غیرشخصی: تحلیلی در چارچوب دستور شناختی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل یک نوع از ساخت های غیرشخصی معلوم در زبان فارسی در چارچوب انگاره دستور شناختی می پردازد. این نوع ساخت خود مشتمل بر دو نمونه است. هر دو نمونه دو بند پایه و پیرو دارند که بند اول در هر دو فاقد سازه ای در جایگاه فاعل است. علاوه بر این، فعل بند اول همیشه به صورت سوم شخص مفرد می آید، در حالی که فعل در زبان فارسی بدون هیچ گونه محدودیتی در هر شش صیغه صرف می شود. این واقعیت در حالی است که در اغلب پژوهش های زبان شناختی چنین فرض می شود که مطابقه در زبان مقوله ای صرفاً دستوری است و ظهور آن در سطح جمله هیچ پایگاه معنایی ندارد. در پاسخ به چنین دیدگاهی، در این پژوهش تحلیلی از مطابقه سوم شخص مفرد در یکی از انواع ساخت های غیرشخصی در زبان فارسی در قالب انگاره دستور شناختی ارائه می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در ساخت های غیرشخصی مورد نظر ما برجسته ترین سازه که به عنوان فاعل (tr) قلمداد می شود، موقعیت فاعل است که نمایانگر موقعیتی عام و فراگیر است که رویداد یا حالت مورد نظر درون آن روی می دهد. همچنین نشان داده خواهد شد که حضور نشانه سوم شخص مفرد در این ساخت ها پدیده ای قراردادی نیست، بلکه با موقعیت انتزاعی موجود در جمله (موقعیت فاعل) مطابقت می نماید. از همین روی، مطابقه را در ساخت های غیرشخصی زبان فارسی مقوله ای معنامند و نه صرفاً دستوری تلقی می نماییم.
فرایند درج واکه در خوشه های همخوانی پایانی در زبان ترکی آذربایجانی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی فرایند درج واکه در خوشه های همخوانی پایانی در زبان ترکی آذربایجانی در چارچوب نظریة بهینگی می پردازد. این پژوهش درصدد پاسخگویی به این سؤالات است که چرا علیرغم مجاز بودن خوشة دوهمخوانی پایانی در زبان ترکی آذربایجانی، در برخی موارد این ساختار هجایی مجاز نبوده و فرایند درج واکه صورت می گیرد و دیگر اینکه کیفیت واکة درج شده چگونه تعیین می شود. برای انجام این تحقیق داده های زبانی به صورت میدانی از گویشوران این زبان جمع آوری شد. بررسی داده ها نشان می دهد که در این زبان در خوشة همخوانی پایانة هجا همواره اصل توالی رسایی رعایت می شود؛ بدین ترتیب که با دور شدن از قلة هجایی رسایی کاهش و با نزدیک شدن به قله رسایی افزایش می یابد. به همین دلیل در مواردی که اصل توالی رسایی نقض شده باشد، فرایند درج واکه صورت می گیرد. با تحلیل داده ها در چارچوب نظریه بهینگی می توان نوشت در این زبان برای اقناع محدودیت نشانداری اصل توالی رسایی در پایانة هجا، درج واکه مجاز شمرده می شود؛ به عبارت دیگر، محدودیت نشانداری اصل توالی رسایی بر محدودیت پایاییDEP تسلط می یابد. در زبان ترکی آذربایجانی واکة درج شده همواره دارای مشخصة ثابت ]+افراشته[ بوده و با تبعیت از محدودیت های حاکم بر فرایند هماهنگی واکه ای از نظر ارزش مشخصة ]پسین [و] گردی[ با واکة قبل از خود هماهنگ می شود.
بررسی زبان شناختی گویش رودباری کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Effect of L1 Persian on the Acquisition of English L2 Orthographic System on the Shared Grounds(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper elaborates on Persian and English orthographic shared aspects to study the effects of L1 Persian on learning English as a foreign language. While there are some examples of letter and sound mismatches in the orthographic system of both languages, those of English are more complex than Persian. In order to see the effect of the mismatch between orthography and transcription, 40 Persian EFL learners were divided into two proficiency groups i.e., advanced and elementary, and their performance was examined on comprehension and production tasks. The learners’ production skills were checked via a list of 76 pseudo words requiring the learners to read them while their voices were recorded. After one week time interval, a comprehension test consisted of 34 items was administered, requiring the learners to listen and choose among the orthographic forms presented to them. It was hypothesized that being educated in L1 Persian comprising semi-opaque orthography system, the learners would tackle the English opaque graphemes better on the mismatches. However, it was observed that both elementary and advanced groups had difficulty learning English orthography system, showing almost no positive effect from L1. Only in rare cases more proficient learners performed better due to more schooling education in English.