فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۸۱ تا ۶٬۳۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و مقایسه فضاهای واکه ای در دو لهجه کرمانی و معیار است. به این منظور از ده گویشور کرمانی و ده گویشور لهجه معیار خواسته شد تا شش واکه زبان فارسی را سه مرتبه تکرارکنند. صدای گویشوران توسط میکروفون Shure ضبط شده و پس از آن توسط نرم افزارPRAAT مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. سپس با ایجاد یک شبکه متنی، مقادیر بسامد سازه های اوّل و دوم آن اندازه گیری شد و با بررسی آمار توصیفی و تحلیلی به دست آمده، به مقایسه فضاهای واکه ای این دو لهجه پرداخته شد. نتایج به دست آمده از این قرار است: با توجه به اینکه مقادیر بسامد سازه های اوّل و دوم واکه های [ɑ] و [u] در لهجه کرمانی بیشتر از مقادیر آن ها در فارسی معیار است می توان چنین نتیجه گیری کرد که در لهجه کرمانی این واکه ها افتاده تر از فارسی معیار هستند و در جایگاهی پیشین تر تولید می شوند. همچنین در لهجه کرمانی واکه های [i,e,o,æ]، نسبت به لهجه فارسی معیار، دارای بسامد سازه اوّل بالاتر و بسامد سازه دوم کمتری می باشند. این مسئله موجب می شود که واکه های مذکور در لهجه کرمانی افتاده تر باشند و در جایگاه پسین تری نسبت به واکه های معیار تولید شوند.
بررسی افعال وجهی در هورامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر به بررسی نظام وجهیّت در هورامی و افعال وجهی به کار رفته در این زبان می پردازد. پس از آشنایی مختصر با ویژگی های مقولة دستوری- معنایی «وجهیّت» و طبقه بندی نظام های وجهی بر مبنای آرای پالمر (1999 & 2001)، ویژ گی های هر یک از افعال وجهی «باید/mašjo »، «شدن/ bijej» و فعل «tāwāj» مورد بررسی قرار می گیرد. از میان افعال وجهی موجود، تنها فعل «بایستن/ mašjo » می تواند برای نشان دادن مرتبة الزام از وجهیّت معرفتی (وجهیّت استقرایی) و وجهیّت تکلیفی مورد استفاده قرار گیرد و در مقابل افعال «bijej» و فعل «tāwāj» تنها بیانگر مرتبة امکان از وجهیّت های معرفتی (وجهیّت حدسی) و تکلیفی هستند. فعل «bijej» می تواند در برخی موارد برای بیان مرتبة الزام از وجهیّت تکلیفی نیز به کار رود با این توضیح که به نسبت فعل «بایستن/ mašjo» اجبار کم تری را متوجه کنش گر می کند. فعل «tāwāj» می تواند برای نشان دادن وجهیّت پویا نیز به کار رود. فعل «mašjā » تنها فعلی است که برای ارادة معنای وجهیّت تکلیفی در گذشته مورد استفاده قرار می گیرد. هیچ یک از افعال وجهی مورد بحث در هورامی توانایی نشان دادن وجهیّت گواه نمایی را ندارند.
بررسی نشانه ای- فرهنگی و تغییر ایدئولوژی در ترجمه (بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی) مطالعة موردی: پیرمرد و دریا، اثر ارنست همینگوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به اهمیت تحلیل گفتمان انتقادی در ترجمه پرداخته شده است تا مشخص شود که این تحلیل چگونه می تواند انتقال ایدئولوژیک را در فرایند ترجمه منعکس کند. با تکیه بر دلایل احتمالی که در حین انتقال زبان منجر به تحریف در ترجمه می گردد، این مقاله بر آن است تا رابطة ساختارهای گفتمان مدار و کارکردهای اجتماعی را نشان دهد. در این باب، پس از تعریف مفاهیم کلیدی، برخی مزایای تحلیل گفتمان انتقادی نسبت به رویکردهای دیگر بر شمرده می شوند. از آنجایی که روابط قدرت و ایدئولوژی را می توان به عنوان مفاهیم مشترک در ترجمه و گفتمان انتقادی در نظر گرفت، به اجمال به توضیح آنها پرداخته خواهد شد. پس از معرفی برخی تحلیلگران انتقادی، جهت نشان دادن انتقال ایدئولوژیکی و فرهنگی در فرایند ترجمة ادبی «پیرمرد و دریا»، از نظریة فان دیک و هاکین کمک گرفته می شود. در نهایت، بر اساس چارچوب یادشده، مشخص می شود که به دلیل اشتراک مفاهیم یادشده در گفتمان انتقادی و ترجمه، تحلیل انتقادی گفتمان به تحلیلگر و مترجم در درک مشکلات فرهنگی و اجتماعی کمک می کند و برای تفسیر، توصیف و بررسی تغییرات فرهنگی و اجتماعی صورت گرفته در متن ضروری می باشد. این تحلیل در فرایند ترجمة نام برده، نگارندگان را به این نتیجه می رساند که مترجم با اقتباس شیوة بومی سازی، طبیعی سازی ایدئولوژیک، و ترجمة اصطلاحی، سعی بر انتقال ایدئولوژی و گفتمان غالب داشته است.
بررسی چندمعنایی فعل «خوردن»؛ نمونه ای از عدم کارایی رده شناسی واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چندمعنایی پدیده ای زبانی است که نه تنها در سنت مطالعة معنی همواره مطرح بوده بلکه در پژوهش های رده شناختی واژگانی نیز مورد توجه قرار گرفته است. بررسی چندمعنایی فعل «خوردن» در رده شناسی واژگانی، که زیرشاخة رده شناسی معنایی به حساب می آید، در زبان های متعددی صورت گرفته است. در نوشتة حاضر، ضمن معرفی پژوهش های انجام شده در برخی از زبان های آسیایی، به بررسی این پدیده در مورد فعل «خوردن» در زبان فارسی می پردازیم. مقایسة داده های این زبان ها با نمونه های متعدد از زبان فارسی نشان می دهد که «خوردن» در زبان فارسی از چندمعنایی قابل ملاحظه ای نسبت به سایر زبان ها برخوردار است و یکی از پرکاربردترین افعال چندمعنی در زبان فارسی به حساب می آید. پژوهش حاضر نشان می دهد که در چارچوب رویکرد رده شناسی واژگانی نمی توان تبیین مطلوبی از چندمعنایی فعل «خوردن» در زبان فارسی به دست داد، آن هم به این دلیل که تبیین دقیق معنی دار بودن واژه ها هیچ گاه در قالب واژه های منفرد و بیرون از بافت امکان پذیر نیست. با توجه به این که تمام واژه ها از چندمعنایی نامتناهی برخوردارند و این بافت وقوع واژه است که در یک زبان و از زبانی به زبان دیگر تفاوت دارد و سبب بروز چندمعنایی می شود، رده شناسی واژگانی در تبیین چندمعنایی ناکارامد می نماید.
Developing an Analytic Scale for Scoring EFL Descriptive Writing (ایجاد مقیاس نمره دهی تحلیلی جهت ارزشیابی نگارش توصیفی زبان آموزان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرسین زبان انگلیسی از گذشته تا کنون از مقیاس هایی جهت ارزشیابی زبان آموزان بهره گرفته اند که حاصل نظرات و تجربیات شخصی و شهودی متخصصین حوزه آموزش زبان بوده است. از آنجایی که این مقیاس ها از مبنای علمی و تجربی لازم برخوردار نیستند، نمرات و نیز تصمیماتی که در نتیجه استفاده از این مقیاس ها حاصل می شود پایایی و اعتبار لازم را ندارند. با توجه به اهمیت گونه نگارش توصیفی و نظر به این نکته که ادبیات تحقیقی موجود هیچ مقیاس نمره دهی تحلیلی مناسبی جهت ارزشیابی این نوع نگارش ارائه نکرده است، نویسندگان این مقاله از طریق انجام مطالعه ای تلفیقی شامل ۳ فاز اقدام به ایجاد مقیاسی تحلیلی جهت ارزشیابی نگارش توصیفی زبان آموزان کردند. این مطالعه در فاز اول (فاز کمی) اقدام به آنالیز فاکتورهای مربوط به تحلیل ۱۷۲ کارشناس آموزش زبان از گونه نگارش توصیفی و در فازهای دوم و سوم (فازهای کیفی) اقدام به تحلیل محتوای ۲۰ متن توصیفی نوشته شده توسط کارشناسان آموزش زبان و نیز تحلیل محتوای۳۰متن توصیفی نوشته شده توسط زبان آموزان کرد. در نتیجه دو استنباط کلی که در طی این مطالعه صورت گرفت، مقیاس نمره دهی تحلیلی برای ارزشیابی نگارش توصیفی زبان آموزان ایجاد شد. امید است بهره گیری از این مقیاس در آینده منجر به دستیابی به نمرات و همچنین اتخاذ تصمیماتی در مورد زبان آموزان گردد که از پایایی و اعتبار بیشتری نسبت به گذشته برخوردارند.
L2 Learners’ Enhanced Pragmatic Comprehension of Implicatures via Computer-Mediated Communication and Social Media Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Second or foreign language (L2) learners’ development of interlanguage pragmatic (ILP) competence to understand and properly interpret utterances under certain social and cultural circumstances plays a pivotal role in the achievement of communicative competence. The current study was designed to explore the effects of synchronous computer-mediated communication (SCMC) and asynchronous computer-mediated communication (ACMC) course modules delivered through social media networks (SMN) on the development of the Iranian L2 learners’ comprehension of implicatures. The participants of the study were 90 English-as-a-foreign-language (EFL) undergraduate students attending three intact classes. The classes were randomly assigned to one control and two experimental (SCMC and ACMC) groups. An open-ended implicature comprehension test was used to assess students’ ILP development in this pretest-posttest comparison-group study. The control group received the traditional teacher-fronted instruction, and the S/ACMC groups received instruction via synchronous and asynchronous modules of SMNs for 4 months, respectively. Students’ attitudes towards the CMC-based courses were also sought. Split-plot ANOVA results indicated that both experimental groups developed significant ILP ability to comprehend and interpret L2 implicatures after the instruction; however, by comparison, the ACMC group improved more considerably. It is concluded that, first, comprehending L2 implicatures is not impervious to computer-mediated instruction and, second, different CMC affordances may result in differential ILP developmental effects in teaching L2 pragmatics. The findings can help L2 teachers decide how to use CMC affordances and SMN modules to raise L2 learners’ pragmatic awareness
ریشه شناسی چند واژه کهن از گویش های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریشه شناسی واژگان گویش های مختلف ایرانی هم به شناخت بیشتر ویژگی های آوایی این گویش ها کمک می کند، هم به ریشه شناسی واژه های فارسی و دیگر زبان ها و گویش های ایرانی. گویش های ایرانی گنجینه عظیمی از داده های زبانی هستند که می تواند در زبان شناسی زبان های ایرانی استفاده شود. این مقاله به ریشه شناسی 12 واژه از گویش های مختلف ایرانی می پردازد. درمورد هر واژه پس از بررسی برابر یا همریشه واژه در دیگر گویش ها و زبان های ایرانی، صورت ایرانی باستان واژه بازسازی، و روند دگرگونی آوایی واژه از ایرانی باستان به گویش های ایرانی بررسی شده است. در ریشه شناسی واژه ها به ویژه بر تمایز بین صورت واژه در گویش های شمال غربی و جنوب غربی تأکید شده. واژه هایی که در این مقاله از گویش های مختلف ایرانی ریشه شناسی شده اند، شامل این واژه ها هستند:
arde/âla «کنار، پهلو، نیمه»؛ast/hast «خانه، حیاط»؛ daha «داسه»؛ gwask/bīg «بزغاله، گوساله»؛ gūn «پستان دام»؛ jeven «هاون غلات»؛ jəxūn «خرمن»؛ kahra «بزغاله»؛ kətū «سگ»؛ mâl «دام، چهارپا»؛ tâta «عمو»؛ xal «کج، خمیده».
بررسی و تحلیل پدیده دوزبانگی در شعر معاصر عربی (مطالعه موردپژوهانه: دیوان"شوقیات" أحمد شوقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوزبانگی، شاخه ای از جامعه شناسی زبان است که افراد با رمزبندیهای زبانی مختلف آن را در روابط خویش به کار می گیرند. این اصطلاح نخستین بار توسط زبان شناس آلمانی" کارول کرومباخر" و « ویلیام مارسیه» فرانسوی مطرح شده است. در پرتو تاثیر مستقیم مسئله دوزبانگی بر توان آفرینش یک ادیب و اهمیت آن در انتقال مفهوم به مخاطب، پژوهش حاضر می کوشد با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مطالعات کیفی، این عنصر فراگیر در شعر معاصر عربی را با تکیه بر شعر شاعر معاصر مصر "احمد شوقی" مورد بررسی و واکاوی کنند. دستاوردهای پژوهشگران بیانگر آن است که دو یا چند زبانگی شوقی سبب کاهش اعتماد به نفس فردی و اجتماعی وی شده و وابستگی او را به فرهنگ و هویت عربی کاهش داده است. افزون بر آن، این پدیده، ناکارامدی در واژه سازی، عدم کاربست متجانس ها و مترادف ها، لغزش های زبانی و عروضی را برای وی به دنبال داشته است. دیگر اینکه می توان استباط کرد که دوزبانگی از مانایی و پویایی زبان شوقی کاسته و خلاقیّت ادبی و هنری او را به اندازه چشمگیری کاهش داده است.
گامی به سوی تدوین واژه نامه تقابلی ظرفیت افعال فارسی- انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چینش صحیح واژگان درکنار یکدیگر و ارتباط میان آن ها که می بایست مطابق با قواعد خاص هر زبان صورت گیرد، یک عبارت زبانی منسجم را شکل می دهد. در نظریه ظرفیت(تنی یر 1959)، این قواعد براساس مرکزیت فعل و رابطه میان آن و سازه های درون جمله تعریف می شوند. از سوی دیگر درک بهتر یک پاره گفت زبانی منسجم، بر مبنای نظریه ی معناشناسی قالب(فیلمور 1976)، با تداعی یک قالب خاص برای هر عبارت زبانی و در نظر گرفتن ارتباط معنایی میان عناصر تشکیل دهنده ی جمله حاصل می گردد. اهمیت بررسی مقابله ای ظرفیت نحوی و معنایی افعال زبان های گوناگون در چارچوب های مطرح شده وکارآیی آن در حوزه های مختلف از جمله ترجمه دستی و ماشینی، پردازش زبان طبیعی و همچنین آموزش زبان، ما را بر آن داشت تا بر تدوین واژه نامه ی تقابلی ظرفیت افعال فارسی-انگلیسی(PEVV) همت گماریم. در مقاله ی حاضر قصد داریم شیوه ی تدوین این واژه نامه و اجزای تشکیل دهنده ی آن را با تمرکز بر برخی افعال قالب «پر کردن» نشان دهیم و بدین وسیله تغییرات ظرفیت آن ها را به تصویر کشیم.
واکنش سه ساختار نحوی زبان انگلیسی به انواع بازخورد نوشتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد علمیِ موجود برای نشان دادن کارایی طولانی مدت تصحیح های نوشتاری، محدود به مطالعاتیست که به تأثیر بازخورد متمرکز بر ارتقای دقت دستوریِ دو جنبه خاص از حروف تعریف انگلیسی پرداخته اند. بدیهی ست تصحیح های متمرکز، هربار تنها یک یا دو نوع اشتباه دستوری را هدف قرار می دهند و در دوره های آموزشیِ مهارت نگارش بی اعتبارند. هدف پژوهش حاضر مطالعه واکنش ساختارهای مختلف، به تصحیح هایی است که اعتبار بیشتری در کلاس های آموزشی دارند. با استفاده از طرح آزمایشی پیش آزمونج پس آزمون، واکنش طولانی مدت سه ساختار دستور زبان انگلیسی (حروف اضافه، مصدر و جمله های شرطی غیرواقعی) به بازخورد نوشتاری نیمه متمرکز، غیرمتمرکز و بازنویسی بررسی شد؛ نتایج نشان داد، در پس آزمون تأخیری که یک ماه پس از مداخله بازخوردی اجرا شد کارکرد زبان آموزان گروه های آزمایشی، تفاوت معناداری با گروه کنترل نداشت. همچنین پیشرفت معناداری در هیچ یک از گروه ها نسبت به پیش آزمون دیده نشد.
ساخت افعال گویش مزینانی: پلی از پهلوی به فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با رویکردی توصیفی انتقادی و هدف ثبت و ضبط ویژگی های ساختواژی باستانی افعال گویش فارسی مزینانی (سبزوار- خراسان رضوی) صورت گرفت. در این بررسی، ساختمان درونی افعال حال ساده و وجه التزامی آن، ماضی ساده، ماضی نقلی، منشأ و حضور «است» در صیغگان آن و نیز آینده ساده توصیف شده و در برخی موارد با نظیر خود در زبان فارسی میانه مقایسه گشت و این نتایج حاصل شد: الف) شناسه های فاعلی این گویش همبستگی بیشتری با نظیر خود در فارسی میانه نشان می دهند تا فارسی معیار؛ ب) ساخت ماضی ساده نیز به دو شیوه، یکسان با معیار و متفاوت با آن، به چشم می خورد؛ ج) ساخت ماضی نقلی امروز، هم در این گویش و هم در معیار، بازمانده ی تلفیقی از دو سازوکار نقلی سازی در دوره ی میانه تلقی و ساختار درونی آن به صورت «صفت مفعولی + تکواژ نمود ماضی نقلی + شناسه فاعلی» قلمداد شد؛ د) در مجموع، رفتارهای دوگانه ی پیش گفته و نتایج مذکور یادآور «فرضیه ی اکتساب دوگانه» هاوکینز بوده و حاکی از حالت بینابین این گویش در مقایسه با فارسی معاصر و میانه است. مضافاَ، رد پایی نیز از نظام مطابقه ای ارگتیو دیده شده که صرفاَ با یک فعل، اما، هم در زمان حال و هم گذشته، تولید می شوند.
نگرش شهروندان تبریز به تنوعات گویشی در استان آذربایجان شرقی با تأکید بر سه شاخص تفاوت زبانی، صحیح بودن و خوشایندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگرش زبانی که ناظر بر هرگونه احساس و تلقی یک فرد از زبان خود یا دیگری است، با مفاهیمی مانند فرهنگ، هویت و سازوکارهایی همچون برنامه ریزی زبان سروکار دارد. در این پژوهش براساسِ سه شاخص «تفاوت گویشی»، «صحیح بودن» (اعتبار اجتماعی) و «خوشایندی»، نگرش شهروندان تبریز در خصوص تنوعات گویشی زبان ترکی آذری در سطح استان آذربایجان شرقی ارزیابی شده است. به این منظور پرسشنامه ای شامل سه نقشه استان در اختیار 384 شهروند آذری زبان ساکن تبریز قرار گرفت. آزمودنی ها نظر خود را درباره میزان تفاوت گویش های شهرستان های استان نسبت به تبریز با مقیاس عددی 1 تا 4، و میزان صحیح بودن و خوشایندی گونه های زبانی رایج در شهرستان ها را با مقیاس عددی 1 تا 7 اعلام کردند. نتایج آماری نشان داد که اصل همجواری در نگرش شهروندان تبریز نسبت به تفاوت گویشی صدق می کند، زیرا از نظر آنان، گویش های رایج در شش شهرستان همجوار با تبریز، کمترین تفاوت را با گونه زبانی تبریز دارند. از سوی دیگر، اغلب آزمودنی ها، گونه رایج در شهر تبریز را صحیح تر و خوشایندتر از گونه های زبانی سایر شهرستان ها دانستند. به جز دو استثنا - مراغه و بناب- در سایر شهرستان های استان، میان دو شاخص صحیح بودن و خوشایندی، همبستگی مثبت مشاهده شد. گروه زنان نسبت به مردان، گونه زبانی تبریز را صحیح تر خوشایندتر معرفی کردند. گروه سنی 45-26 ساله به وجود تفاوت بیشتر بین گویش تبریز با گونه های سایر شهرستان ها قائل شدند. گروه غیرتحصیل کرده حساسیت بیشتری به مفهوم خوشایندی گونه های زبانی استان نشان دادند. نتایج این مطالعه، ضمن ارائه دستاوردهای نظری در چارچوب جامعه شناسی زبان و گویش شناسی، می تواند به برنامه ریزی زبانی و تصمیم گیری در نهادهایی مانند صداوسیمای استان و مراکز آموزش زبان ترکی آذری کمک کند.و
حرف اضافه/ǰɑ/ در گونة بابلیِ زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گونة بابلیِ زبان مازندرانی، حرف اضافة /ǰɑ/ پسایند است و بر نقش های معناییِ خاستگاه، همراهی، ابزار و روش دلالت می کند و کارکرد معناییِ آن همانند «از» و «با» در زبان فارسی است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که با توجه به تحولات تاریخی زبان های ایرانی، کدام نقش معنایی این حرف اضافه اصلی است و کدام حاصل تغییر معنایی. در این مقاله، صورتِ کهنِ /ǰɑ/ و کارکردهای معنایی آن در دوره های باستان و میانة زبان های ایرانی بررسی و مشخص شده است که /ǰɑ/ بازماندة hačaیا hačāدر زبان های اوستایی و فارسی باستان، و sacāدر زبان سنسکریت است. کارکرد اصلی این حرف اضافه دلالت بر نقش معنایی همراهی بوده است. در تحولات تاریخی زبان، این حرف اضافه با گسترش معنایی بر نقش های معنایی ابزار، سبب و روش دلالت کرده است. بازمانده های این حرف اضافه در دوره هایِ میانه برای دلالت بر نقش های معناییِ همراهی، ابزار، روش و سبب به کار رفته اند. /ǰɑ/ در گونة بابلی زبان مازندرانی کارکرد اصلی این حرف اضافه را حفظ کرده است. داده های این پژوهش به روش کتابخانه ای و استفاده از شم زبانی گویشوران گردآوری شده و شیوة بررسی آنها توصیفی - تحلیلی است.
تحلیل فمینیستی گفتمان و توازن قدرت در رمان شمال و جنوب اثر الیزابت گاسکل بر پایه نظریه کُنش های گفتاری جان سِرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه جایگاه زنان در قرن نوزدهم انگلستان با بررسی گفت وگوهای رمان شمال و جنوب اثر الیزابت گاسکل بر مبنای نظریه کنش گفتارهای جان سِرل و شاخص های مؤثر بر آن ها نشان می دهد زنان، علی رغم قوانین حاکم بر مراودات اجتماعی و با حفظ شئونات رفتاری دوران خود، از زبان برای بهبود موقعیتشان به طور غیرمستقیم بهره برده اند. نورمن فرکلاف معتقد است ایدئولوژی غالب بر جامعه به شکلی چهره منطقی و طبیعی به خود می گیرد که گفتمان قدرت در دست گروه حاکم باقی بماند؛ اما بررسی زبان شناختی -فمینیستی آشکار می سازد که همسو با نظریه دبورا تانن، کلام و رفتار زنان بیشتر از آن که نشان دهنده شخصیت درونی آن ها باشد، حالت نمایشی دارد. قهرمان زن در نمونه گفت وگو های بررسی شده غالباً تغییراتی در انتخاب کنش خود ایجاد می نماید تا در توصیف ذهنیت شخصی اش موفق به ایجاد تأثیر قابل قبول در مخاطب شود. در پایان رمان هایی نظیر شمال و جنوب، علی رغم سکوت و فروتنی شخصیت زن در پایان داستان، دیدگاه های وی طی فرآیندی متشکل از تأثیرهای پی درپی، به قهرمان مرد داستان منتقل شده و در تصمیم ها و رفتار اجتماعی بعدی مرد نمود آشکاری دارد. چکیده مبسوط ١- مقدمه بررسی فمینیستی و سبک شناسانه رمان انگلیسی قرن نوزده شمال و جنوب اثر الیزابت گاسکل با استفاده از نظریه کنش گفتگوهای جان سرل نشان می دهد که علیرغم قوانین محکم حاکم بر رفتار و گفتار زنان با جنس مخالف در این دوره، زنان با بکارگیری مبتکرانه و زیرکانه زبان قادر بودند بر شرایط مدیریت کنند و قدرت را در اختیار بگیرند. ...
Critical Thinking in Personal Narrative and Reflective Journal Writings by In-service EFL Teachers in Iran: Assessment of Reflective Writing(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Recently, there is a need for fostering the critical reflective side of L2 teacher education. This study investigated the implications of personal narrative (PN) and reflective journal (RJ) writing for Iranian EFL teachers’ reflective writing. Sixty (36 women and 24 men) in-service secondary school EFL teachers were selected based on the convenience sampling from Iran. L2 teachers equally divided into PN and RJ writing groups were provided with particular short stories. L2 teachers in the PN writing group engendered PN writings in response to themes of stories; however, L2 teachers in the RJ writing group had to write their reflections on stories in RJ writings. Hatton and Smith’s (1995) framework was used for the content analysis of data. The quantitative analysis indicated that PN writings were lengthier than RJ writings. Also, there was a statistically significant difference between mean ranks of descriptive and critical reflection writing types signified in PN and RJ writings. However, no statistically significant difference was observed between mean ranks of descriptive reflection and dialogic reflection writing types. Moreover, PN and RJ writings were more descriptive, less descriptive reflective, less and less dialogic reflective, and still less critical reflective. The qualitative analysis revealed that EFL teachers’ PN and RJ writings enjoyed dialogicity. Despite their unwillingness to express voice, findings indicated that Iranian English teachers adopted a more critical perspective through generating PN writings than via engendering RJ writings. In general, the English language teacher education domain in Iran needs a thinking renewal to foster critical L2 teaching.
The Impact of Weblog Task Assessment on Iranian EFL Learners’ Reading Ability(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۴, Issue ۱۶, Winter ۲۰۱۶
45 - 55
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to investigate the impact of weblog task assessment on Iranian EFL learners’ reading ability. To this purpose, a group of 30 English language students (both male and female) in Rozaneh Language Institute in Najafabad were selected based on their performance on the OPT. The researchers tried to select a homogeneous sample in terms of age factor and proficiency level. The homogeneous students were randomly assigned to experimental and control groups. With the exception of the control group, both experimental groups received treatment. Group A received journalist tasks and group B received mystery tasks. The experimental groups were treated through a weblog designed by the present researchers. Before performing the treatment, all participants were tested to estimate their reading ability. At the end of the experiment, the participants took another test on reading comprehension. The scores of the tests were analyzed and interpreted using ANOVA. The findings revealed that the journalist and mystery tasks groups outperformed the control group. However, the mystery task proved more effective. The findings of the study can be very beneficial for the teachers of English who wish to improve Iranian EFL learners’ reading ability. Actually, blogs enable us to exploit learning as a natural part of everyday life.
Psycholinguistic Ambiance of Short Stories in Enhancing Students’ Reading Comprehension and Vocabulary Power(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۴, Issue ۱۳, Spring ۲۰۱۶
97 - 108
حوزههای تخصصی:
The present study was carried out to investigate the effect of short stories on students’ reading comprehension, vocabulary power and attitude towards the skill and the new instructional materials. The participants of the study were 120 grade 9 students of Dilla Secondary and preparatory school. In order to gather data for the study, pre- and posttest of reading comprehension, pre and post test for vocabulary power and questionnaire were used. The students were placed in experimental and control conditions for the purpose of comparing the mean difference between the two groups. The study followed a quasi experimental design, i.e. pretest/posttest control group experimental design. The study employed statistical techniques to analyze the data obtained from reading comprehension tests and vocabulary tests. To this effect, a 2-tailed independent samples t-test and repeated measures t-test were used respectively to examine if the reading tests and vocabulary tests mean differences between and within groups were statistically significant. The findings revealed that teaching reading skills through short stories is more effective than teaching through the passages prepared at the Ministry, and has a positive impact on students’ academic achievement in reading and vocabulary power.