فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۶۱ تا ۶٬۱۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر که با هدف ارتقای دانش انتقادی خوانندگان انجام می پذیرد برآنیم تا نگاه ایدئولوژیک گفتمان-های رقیب را با بکارگیری نظریه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در متون رسانه ای رمزگشایی کرده و معانی بیش از صورت زبانی را با توصیف و تبیین ساخت های زبانی آشکار نماییم. بدین منظور، متونی را با محوریت موضوع اعطای بورسیه های تحصیلی توسط دولت دهم برمی گزینیم. داده های پژوهش حاضر از رسانه مطبوعاتی دو گفتمان رقیب (اصول گرا و اعتدال گرا) در یک بازه زمانی مشخص (آبان ماه سال 1393) جمع آوری می شوند. تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن است که نماینده گفتمان اصول گرا (روزنامه کیهان) به مراتب بیش از نماینده گفتمان اعتدال گرا (روزنامه اعتماد) از ساخت های ایدئولوژیک در سطح توصیف اعم از روابط مفهومی واژه ها، علائم سجاوندی و ساخت های نحوی و گفتمانی (به کارگیری استعاره، ساخت های نحوی نشان دار و پیش فرض ها و ...) استفاده کرده اند و بدین وسیله سعی در تکذیب گفتمان مورد بحث (تخصیص بورسیه های تحصیلی در دولت دهم) را داشته اند در حالی که متون روزنامه اعتماد از بار ایدئولوژیکی کمتری برخوردار بوده و نگارندگان با استفاده از راهبرد کمیت زبانی و ارائه نمونه ها و شواهد در جهت تأیید گفتمان مد نظر عمل می نماید.
بررسی هویت محقق در مقالات زبانشناسی کاربردی با روش شناسی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، هویت پژوهش گر در چهار مقاله زبان شناسی کاربردی با روش شناسی ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته است تا مشخص شود در این مقالات، ابزارهای زبانی خاصی به کار برده شده است که نشان دهنده هویت پژوهشی نویسندگان باشد یا خیر. به این منظور، الگویی شامل اظهار/حذف، فعّال سازی/منفعل سازی، فردارجاعی/گروه ارجاعی، نظام گذرایی، ابزارساختاری، ابزار اهمیت ساز، ابزار روابط ساز، ابزار اتصال ساز، ابزار بینامتنی، معناهای رمزگونه و خودبیانی ها ارائه شده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی نحوه بازنمود هویت پژوهش گر در مقالات زبان شناسی کاربردی به زبان انگلیسی است. نتایج نشان می دهد که پژوهش گران مورد بررسی، از الگویی خاص و متشکّل از ابزارهای زبانی خاص برای نشان دادن هویت خود به عنوان پژوهش گر در مقالات خود، بهره برده اند؛ به عبارت دیگر، میزان فعّال سازی و منفعل سازی کنش گران اجتماعی در کل، تقریباً با هم برابر است و نشان دهنده آن است که پژوهش گران مذکور در به کارگیری ساختارمعلوم و مجهول در نوشتار خود محتاط بوده اند تا دیدگاه غیرمتعصبانه ای داشته باشند. همچنین، آن ها در اغلب موارد از کنش گران اجتماعی به صورت گروه یاد کرده اند تا فرد. همچنین، از فرآیندهای ذهنی بیش از فرآیندهای مادی در مقالات خود بهره برده اند تا به کمک فرآیندهای ذهنی به شفاف سازی موضوعات مورد بحث بپردازند.
تکیة واژه و گروه در زبان فارسی بر مبنای نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر به بررسی الگوی تکیه زبان فارسی در سطوح کلمه و گروه نحوی می پردازد و نشان می دهد که در چارچوب نظریة واج شناسیِ نوایی، تکیة واژگانی در زبان فارسی از الگویی ثابت پیروی می کند. تکیه واژگانی در زبان فارسی تابع قاعده تکیة کلمة واجی یعنی راست رو است، اما در بررسی تکیة گروه، رجوع به اطلاعات نحوی و ساخت سازه ایِ درونیِ سازة نحوی امری اجتناب ناپذیر است. اصل هسته گریزی (اسلامی، 1379 و 1384) به خوبی از پس تبیین این مسئله برمی آید. از این روی، پژوهش حاضر در تحلیل داده ها از اصل یادشده بهره می جوید. هدف دیگر این مقاله، ارائة دستور الگوی آهنگِ کلمه واجی، گروه واژه بست و گروه واجیِ زبان فارسی در چارچوب نظریة بهینگی (OT) است. به این منظور، داده های پژوهش که برگرفته اند از اثر اسلامی (1384) در چارچوب نظریة بهینگی تحلیل می شوند و دستوری با استفاده از محدودیت های نقض پذیر بهینگی ارائه می شود.
A Multimodal Approach toward Teaching for Transfer: A Case of Team-Teaching in ESAP Writing Courses(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper presents a detailed examination of learning transfer from an English for Specific Academic Purposes course to authentic discipline-specific writing tasks. To enhance transfer practices, a new approach in planning writing tasks and materials selection was developed. Concerning the conventions of studies in learning transfer that acknowledge different learning preferences, the instructional resources were designed to be multimodal to engage all participants in construing the principles of academic writing. To promote the relevance of writing practices and their transferability to future professional settings and to ensure the success of the multimodal presentations, a practice of team-teaching between the English Language and content lecturers was rigorously embraced. A sample population of 28 postgraduate medical students from Jondi Shapur University of Medical Sciences in Ahvaz participated in this research. The data were collected through interviews and writing samples throughout a whole semester and were subsequently analyzed both quantitatively and qualitatively based on James' (2009) checklist of writing outcomes. The results indicated that the instruction did stimulate transfer from the course to the authentic tasks notably in the skills associated with organization and language accuracy; however, the transfer of some outcomes appeared to be constrained particularly the use of punctuation marks. Implications of the findings for theory, practice, and future research in discipline-specific writing practices are discussed.
تجزیه و تحلیل ﺗﺄثیر کاربست فعاﻟیتﻫای تأملی بر توانایی تفکر نقادانة دبیران ایرانی زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تأثیر کاربست دو فعالیت تأملی نگارش رواﯾﺖ ﻤﺒﺘﻨﯽبر تجربة شخصی و یادداﺷﺖ روزانة ﺗﺄملی به انگلیسی بر افزایش توانایی تفکر نقادانة دبیران ﻀﻣن ﺨدمت زبان انگلیسی ﺒﻪﻋنوان زبان خارجی در ایران است. 60 نفر (36 زن و 24 مرد) دبیر زبان انگلیسی که ﺒﻪعنوان نمونة دردسترس در این آزمایش شرکت کردند ﺒﻪطور تصادفی به دو گروه آزمایشی مساوی و مستقل «روایت ﻤﺒﺘﻨﯽبر تجربة شخصی» و «یادداشت روزانة ﺗﺄملی» ﺘﻘﺴﯾم ﺷدند. ابتدا، آزمودﻨیﻫا توسط آزمون اندازهﮔیری تفکر انتقادی واتسن-گلیزر-فرم الف (Watson & Glaser, 1980) مورد ارزیابی قرار گرفتند. مقایﺴﮥ نمرات ﭙیش آزمون ازطریق آزمون t مستقل نشان داد که بین توانایی تفکر نقادانة دو گروه تفاوت ﻤﻌﻧاداری درابتدای تحقیق وجود نداشت. سپس، ﭘنج داستان کوتاه شامل «داستان یک ساعت» (Chopin, 1894)، «آخرین برگ» (O. Henry, 1907)، «اعترافات یک گالومانیاک» (Colby, 1941)، «راه مردان مرده» (Achebe, 1953)، و «ﭘرواﻨﻪﻫا» (Grace, 1987) به آزمودﻨیﻫا داده ﺷد. آزمودﻨیﻫای گروه روایت ﻤﺒﺘﻨﯽبر تجربة شخصی رواﯾﺖﻫایی ﺷﺧﺻﯽ براساس مضمامین داستانﻫا نوشتند، ولی آزمودﻨیﻫای گروه یادداشت روزانة ﺗﺄملی ﺗﺄملاﺕﺷان درباب همان داستانﻫا را تقریر کردند. ﺳﭘس، آزمودﻨیﻫا دوباره به پرسشناﻤﺔ تفکر انتقادی پاسخ دادند. مقایﺴﮥ نمرات ﭙس آزمون با استفاده از آزمون t مستقل آشکار ساخت که توانایی استنباط و استنتاج گروه روایت ﻤﺒﺘﻨﯽبر تجربة شخصی ﭘﯿشرفت ﻤﻌﻧاداری نمود. لازم ﺒﻪ ذکر است که بین نمرات ﭙس آزمون در زیرمجموﻋﻪهای شناسایی مفروضات، تعبیر و تفسیر، و ارزشیابی دلاﯾل از لحاظ آماری تفاوت ﻤﻌﻧاداری مشاهده نشد.
بررسی متغیرهای فرهنگی در ارتباطات میان ایرانیان و فرانسویان بر اساس الگوهای زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه زبان نه تنها مهمترین ابزار ارتباطی، بلکه به مثابه هسته اصلی و شکل دهنده ی فرهنگ محسوب می شود. چگونگی ارتباط میان زبان و فرهنگ و تأثیر متقابل آن دو در برقراری ارتباط بین کاربران زبان با فرهنگ های متفاوت از اهمیت بالایی برخوردار بوده و توجه بسیاری از محققان را به خود معطوف داشته است. با توجه به نقش مهم و اساسی فرهنگ در برقراری ارتباطات بینافرهنگی، پژوهش حاضر بر آن است تا به بررسی این رابطه ی دوسویه ی در امر ارتباطات میان ایرانیان و فرانسویان بپردازد. برای تحقق این هدف، ابتدا به معرفی پیشینه و کارهای انجام شده در این زمینه پرداخته خواهد شد. آن گاه ضمن تبیین مبانی نظری رابطه ی متقابل زبان و فرهنگ، نقش اساسی شناخت و درک مؤلفه های فرهنگی در برقراری ارتباط مؤثر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. برای این منظور، یکی از متغیرهای فرهنگی مؤثر در ارتباطات میان فرهنگی یعنی تعاملات کلامی در دو فرهنگ فارسی و فرانسه بر اساس نظریه ی کنش گفتاری آستین مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته، با ارائه ی مثال های مختلف، کاربردها، تفاوت ها و تشابهات این متغیر فرهنگی در هر دو محیط کلامی تبیین می شود. نتایج این تحقیق حاکی از ضرورت توجه به تفاوت های فرهنگی به منظور جلوگیری از بروز برخی از سوء برداشت ها و برداشت های غلط حین برقراری ارتباط کاربران زبان با فرهنگ های فرانسه و فارسی است.
مقاله به زبان انگلیسی: خاصیت تراکمی توانمندی خواندن و درک مطلب: مدل قطعی یا مدل احتمالی؟ (Implicational Scaling of Reading Comprehension Construct: Is it Deterministic or Probabilistic?)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روند معمول در آموزش و ارزشیابی زبان دوم براین است که میزان توانایی خواندن فراگیران را بر اساس نمره ی کل فراگیران زبان روی آزمون خواندن تعیین میکنند. بدین صورت که آیتم ها موجود در آزمونهای خواندن از نمرات یکسان برخوردار بوده و سوالات بارم بندی متفاوت ندارند. این روند براساس این پیش فرض هست که ماهیت سوالات خواندن تک بعدی وبازنمایی پذیراست و ماهیت تراکمی دارد به نحوی که بر اساس نمره ی کل دانشجو میتوان متوجه شد که چه سوالاتی را پاسخ داده است. اما تحقیقات بسیار کمی این نظریه را از طریق روشهای تحلیل آماری روانسنجی مورد آزمایش قرار داده اند درحالیکه همواره این نظریه مورد بحث و انتقاد بوده است. در این تحقیق آزمون آیلتس ماژول C با 503 دانشجوی ایرانی برگزار شد که از نظر توانایی خواندن متفاوت بودند. دو مدل روانسنجی قطعی و احتمالی تک بعدی برای بررسی کردن خاصیت ماهیت تراکمی سوالات خواندن و درک مطلب آیلتس بکار رفت . نتایج نشان میدهد که داده ها در این تحقیق از نظر مدل جبری مقیاس گاتمن، خاصیت بازنمایی پذیر و یا ماهیت تراکمی ندارند در حالیکه از نظر مدل احتمالی راش داده ها تک بعدی به نظر میرسند. اما نکته ی مورد توجه این است که نتیجه ی Person Map نشان میدهد کهنظم و ترتیب قرار گرفتن آیتمها مطابق با انچه تیوری خواندن ادعا میکند و آنچه که به طور معمول بر اساس پیش فرض ماهیت تراکمی مقیاس گاتمن در نمره دهی اجرا میشود نیست بنابراین این پیش فرض با توجه به نتایج Person Map تایید نمیشود.
مقاله به زبان انگلیسی: تاثیرخلاصه نویسی بر روس دانش بلاغی دانشجویان انگلیسی به عنوان زبان خارجه: تلفیق گونه نوشتاری ورویکرد مبنی بر فرآیند (The Impact of Summary Writing with Structure Guidelines on EFL College Students’ Rhetorical Organization: Integrating Genre-Based and Process Approaches)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر خلاصه نویسی بر دانش بلاغی دانشجویان دوره کارشناسی میباشد. سی دانشجوی خانم در رشته ادبیات انگلیسی دانشگاه الزهرا در این بررسی شرکت نموده اند. آموزشهای نوشتاری شامل دو مرحله بوده است که هر یک به مدت چهار هفته به طول انجامید. دانشجویان بر اساس مدل ""اس"" به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم گردیده وآموزشهایی مبنی بر گونه نوشتاری و رویکرد مبنی بر فرآیند دریافت کردند. گروه آزمون در طول مرحله اول خلاصه نویسی با آموزشهای ساختاری و در طول مرحله دوم آموزش رویکرد مبنی بر فرآیند دریافت کردند لکن گروه شاهد فقط در طول مرحله دوم آموزش مبنی بر فرآیند دریافت نمودند. سوالات تحقیق پس آزمون دو مورد بود که آیا خلاصه نویسی با آموزشهای ساختاری دانش بلاغی دانشجویان را بهبود میبخشد و اینکه چگونه دانش بلاغی دانشجویان وقتی آموزشهای ساختاری به عنوان ابزار جانبی رویکرد مبنی بر فرآیند استفاده میشوند افزایش می یابد. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز جهت پاسخگویی به دو سوال تحقیقی ذکر شده ابزارهایی نظیر فرم ارزیابی برگرفته از طرح هیتون 1988و روش تجزیه تحلیل کمی متن برگرفته از مدل ""اسکات""1996 بکار گرفته شده اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش آماری "" تی تست"" نشان داد که خلاصه نویسی با آموزشهای ساختاری ، دانش بلاغی دانشجویان را در محتوا ،سازمان دهی، استفاده درست از زبان و پیچیدگی ساختاری افزایش میدهد.همچنین یافته های این بررسی بیانگر این مطلب بوده است که رویکرد مبنی بر فرآیند و گونه نوشتاری می توانند به عنوان روشهای مکمل هم مورد استفاده قرار گرفته و خلاصه نویسی با آموزشهای ساختاری می توانند به عنوان ابزار جانبی رویکرد مبنی بر فرآیند استفاده شوند.
نمونه هایی از بومی سازی اسامی خاص در متن کتیبه بیستون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بومی سازی یکی از شیوه های ترجمه است که نظریه پردازانی چون ونوتی، برای توصیف روش های مشترک در ترجمه، در فرهنگ انگلیسی آمریکایی ابداع کرده اند. بدین صورت که مترجم یک روش روان و شفاف اقتباس می کند تا از خارجی بودن متن خارجی برای خوانندگان زبان مقصد بکاهد. مقصود از بومی سازی در تحقیق حاضر، بررسی فرآیندهای واجی و تا حدی واژشناسی (صرف) اسامی خاص، در زبان عیلامی، اکّدی و یونانی است. البته به سبب آشنایی ذهنی خوانندة امروز، تاحدی فارسی نو را هم بررسی می کنیم. اسامی خاص درون کتیبه به عنوان داده یا مصداق های اصلی تحت فرآیندهای بومی سازی قرار گرفته و در هریک از زبان های مذکور بررسی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که نظام واجی هر زبانی خاص خودش است و این فرآیند از زبانی به زبان دیگر فرق می کند. ممکن است زبانی فاقد واجی باشد، درنتیجه نزدیک ترین واج را به جای واج مورد نظر به کار می برد
ویژگی های فعل مرکب با مصادر قرضی و اشتقاق های آن از زبان عربی در فارسی معاصر : ویژگی ها و محدودیت ها دیدگاه صرف شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر نگارندگان با توجه به نزدیکی زبان فارسی به زبان عربی و مناسبات فرهنگی و تاریخی مشترک میان آنها در طول ادوار مختلف و نیز وامگیری واژه های بسیار از این زبان در زبان فارسی معاصر ، به گونه ای که بخش چشمگیری از واژگان فارسی امروز به ویژه جزء غیرفعلی در افعال مرکب به واژه های قرضی از این زبان اختصاص یافته است ، به بررسی افعال مرکب ساخته شده با مصادر عربی و مشتقات آنها می پردازند. با توجه به توسعه و زایایی فرایند ترکیب به عنوان یک فرایند واژه سازی فعال در زبان فارسی که به لحاظ رده شناختی یک ویژگی شاخص محسوب می شود ؛ همواره این فرایند از رویکردهای مختلف مورد توجه زبان شناسان ایرانی و غیر ایرانی قرار گرفته است. لذا ، هدف از پژوهش حاضر در گام نخست ، بررسی و توصیف روند شکل گیری افعال مرکب فارسی برگرفته از مصادر عربی و اشتقاق های آنها با بهره گیری از دستاوردهای زبان شناسی شناختی است و سپس بررسی ساختار و محدودیت های حاکم بر ساخت چنین ترکیب هایی می باشد. شایان ذکراست که افعال منتخب مورد بررسی، مبتنی بر سه نظریه مقوله بندی ، حوزه سازی و مفهوم سازی که از مبانی نظری صرف شناختی مطرح شده از سوی هماوند (2011) هستند ، مورد بررسی قرار می گیرند.
نقدی بر ترجمه مدخلی از دانشنامه ایرانیکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ترجمه فارسی یکی از مقالات دانشنامه ایرانیکا تحت عنوان «تأثیر رباعیّات عمر خیّام بر ادبیّات و جامعه غرب» (۲۰۰۸) می پردازد که مصطفی صداقت رستمی آن را با عنوان «عمر خیّام؛ در صحنه ادبی و اجتماعی آن سوی آب ها»، ترجمه کرده و در ماهنامه گلستانه، تیرماه ۱۳۹۳، شماره ۱۳۱، ص ۶۷- ۶۹ منتشر شده است. متأسفانه خطاهای پُرشمار و متنوّعی به این ترجمه راه یافته است که برخی از آن ها عبارتند از: ضبطِ نادرست نام افراد، توجّه نکردن به ضبط اشهر عناوین کتاب ها، ترجمه نکردن برخی عناوین، ترجمه نادرست برخی جملات و مواردی از این دست. نویسنده حاضر این موارد را در هفت فقره دسته بندی و در هر مورد پیشنهاد و توضیحی مناسب عرضه کرده است. این موارد عبارتند از: ۱) تلفظ و ضبط نام های فرانسوی، ۲) تلفظ و ضبط نام های آلمانی، ۳) تلفظ و ضبط نام های انگلیسی، ۴) تلفظ و ضبط نام های هلندی، ۵) عناوین ترجمه نشده، ۶) عناوینی که غلط ترجمه شده اند و ۷) ترجمه های نادرست برخی از جملات. ناگفته نماند که این گونه ترجمه های شتاب زده مصداقِ کوششِ بی فایده است و نه تنها باری از دوشِ مشتاقانِ این عرصه بر نمی دارد، بلکه می تواند مبتدیّان و خوانندگانِ نوسفر را نیز به کژراهه بیفکند.
گزارشی از چگونگی اختلالات گفتاری یک بیمار سه زبانه ی مبتلا به زبان پریشی بروکا (با انجام آزمون BAT)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر، گزارشی است از نتایج انجام بخشی از آزمون زبان پریشی دوزبانگی (BAT) بر روی یک بیمار سه زبانه (زبان اول: آلمانی، زبان دوم، فارسی و زبان سوم: انگلیسی) مبتلا به زبان پریشی بروکا. به منظور ارزیابی سه سطح واج شناسی، نحو و واژگان در وضعیت کنونی این سه زبان، نمونه های گفتاری بیمار از مهارت های «تکرار» و «خواندن» در هر سه زبان مذکور، ضبط شده (بیمار فاقد گفتار فی البداهه می باشد) و پس از ثبت تفصیلی و آوانگاری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. با توجه به این که بیمار، ۱۱ سال است که در ایران، یعنی محیط زبان دومش زندگی می کند (و انتظار می رود نتایج آزمون مربوط به L۲ بهتر از دو زبان دیگر باشد)، اما گفتار وی در زبان آلمانی و در هر ۳ سطح زبانی مذکور، نسبت به دو زبان دیگر آسیب دیدگی کمتری را نشان می دهد. به طور کلی، با توجه به آسیب دیدگی سه زبان بیمار در هر ۳ سطح گفتاری مذکور، چگونگی ویژگی های گفتاری این بیمار زبان پریش مؤید نتایج تحقیقات گذشته در مورد اختلالات مربوط به زبان پریشی بروکا می باشد. از آن جمله، وجود عمده ی اختلالات در بخش نحو و به ویژه، حذف حرف تعریف، حرف ربط و اضافه؛ گفتار تلگرافی و ناقص، اما بیان واژه های کلیدی و محتوایی هر جمله به منظور رساندن پیام؛ کوتاه کردن خوشه های همخوانی و لکنت را می توان برشمرد.
«پاچة ریخته»، ترکیبی ناشناخته در پند پیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پند پیران متنی برجای مانده از قرن ۵ هجری قمری است. این کتاب، به سبب حفظ شماری از واژه های کهن، منبعی ارزشمند برای آگاهی از پیشینة زبان فارسی به شمار می رود. هدف این مقاله، بررسی و بیان معنی ترکیبِ نادر و ناشناختة «پاچة ریخته» در این کتاب است. به این منظور، واژه های مرتبط با این ترکیب از متون و گویش های فارسی استخراج و دسته بندی شده و سپس با توجه به شاهدهای موجود مبنی بر حذف همخوان «خ» /x/ در خوشة /xt/، پیوستگی این ترکیب با واژه هایی نظیرِ: «آبریت»، «اُری» و «آوری» نشان داده شده است. بر این اساس، منظور از پاچة ریخته، پاچه ای است که موی آن پاک شده باشد. در زبان فارسی، مشتقاتی از مصدرِ «رودن» نیز به همین معنی دیده می شود. به ظاهر، «ریختن» و «رودن»، دو نشانه دارای مدلولی یکسان اند که هریک از آن ها در دورة زمانی یا قلمرو جغرافیایی مخصوص به خود کاربرد داشته است. واژه های گویشی استفاده شده در این مقاله، به کمک واژه نامه های گویشی و تحقیقات میدانی فراهم آمده است.
Social, Cultural and Linguistic Factors Affecting EFL Learners’ Language Proficiency: A Quantitative Analysis(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۴, Issue ۱۶, Winter ۲۰۱۶
121 - 135
حوزههای تخصصی:
Many factors may be involved in determining why some students are more and some are less proficient in language. This study tried to explore the factors affecting Iranian EFL learners’ proficiency. 221 students at second, third and fourth year of university, including 50 male and 171 female were selected randomly to participate in the study. A researcher-made questionnaire and a proficiency test comprised the data collection instruments. The researchers were able to identify three factors affecting language proficiency. They were classified as social factors, cultural factors and linguistic factors, Then a model was developed to represent the relationship among these factors and language proficiency. In line with Bourdieu’s (1986), the results of data analysis indicated that social factors are among the most dominant factors affecting the learners’ language proficincy.
Examining Iranian EFL Teachers’ Demotivating Factors: Years of teaching experience in focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۴, Issue ۱۶, Winter ۲۰۱۶
35 - 44
حوزههای تخصصی:
In spite of the importance of teacher's motivation only a limited number of studies have been conducted on teacher's demotivation in Iran. This study was an attempt to investigate demotivating factors among Iranian EFL language institute teachers in terms of years of teaching experience. To this end, the researchers tried to utilize a questionnaire as a research method. To collect data, a validated questionnaire was administered to a sample of 77 English teachers who were teaching in Iranian language institutes in Najafabad, Isfahan, Iran. A convenience sampling was used in this study. The data were classified and analyzed based upon the relevant research questions. The one-way between-groups ANOVA conducted on demotivating factors showed that there was a significant difference between professional development and other domains of demotivating factors among the groups of English teachers. Moreover, it was uncovered that insufficient income was among the most crucial factors providing dissatisfaction for Iranian EFL teachers in the field of teaching process. Therefore, it is important for educational institution to improve teachers’ perceptions of their job through improving job environment and condition or payments to manage language learner institutes better than before.
زبانشناسی شناختی: الگوی شناختی چشم در بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعة حاضر که تلاشی میان رشته ای در حوزه های ادبیات و زبان شناسی شناختی است تعامل استعاره، شناخت، بدن و فرهنگ بررسی می شود. در این مقاله پاره ای از عبارات مبتنی بر واژة چشم (دیده) در بوستان سعدی براساس رویکرد زبان شناسی شناختی تجزیه وتحلیل می شود. بررسی داده ها نشان می دهد که چشم (دیده)، به شکل واژه ای زایا در تجسم ذهن فارسی زبانان از طریق یک الگوی شناختی مشارکت دارد و در آن به مفهوم پردازی «احساسات» (عشق، تمایل، شادی، حسادت)، «قوای ذهنی» (دانستن، درک کردن، فکرکردن)، «ارزش های فرهنگی» (احترام، مهمان نوازی)، «ویژگی های شخصیتی» (حرص، بی رحمی) و «پدیده های محسوس و جسمانی» (مرگ، زمان) می پردازد. نتایج همچنین نشان دهندة حضور قالب های شناختی استعاره، طرحواره های تصویری و مجاز در این مفهوم پردازی است. نیز تصور بشر پیرامون ساختار بدن و وظایف اعضای آن در تعامل با الگوهای فرهنگی مصدری برای ظهور استعاره و مجاز مفهومی در هر زبان محسوب می شود
تقصى المعانی الضمنیة لتآلف الصوامت فی المفردات القرآنیة حسب رؤیة الکشاف للزمخشری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
المعنى الضمنی أو المعنى العاطفی هو الذی یکمن فی اللفظة ویؤثر فی نفس المتلقی ویستنبطه بأحاسیسه الفردیة؛ وعلی هذا الأساس یهدف المقال الذی بین یدی القراء إلى الترکیز على الموسیقى الخارجیة لعدة مفردات قرآنیة وما تنتج عنها المعانی الضمنیة عبر تآلف الصوامت ووقعه الصوتی الخاص على النفس، وذلک بالاعتماد على تفسیر الکشاف للزمخشری، بحیث هذا التآلف الصوتی على أساس صفاته الإیقاعیة یصوّر المعنى الذی یحمله ویؤثر على تولید الأحاسیس والعواطف الباطنیة وهی تقود المتلقی نحو المعنى الضمنی الذی أشاره الزمخشری فی الکشاف. تتبع هذه الدراسة المنهج التوصیفی – التحلیلی وتوصف کیفیة التناسب والتناسق بین تآلف الصوامت والمعانی الضمنیة فیها محللة هذه المعانی مستندة إلى تفسیر ""الکشاف"" للزمخشری، کما تکشف عن تأثیر الصفات الإیقاعیة للصوامت فی دلالة معان ضمنیة متلائمة معها وتعرض إیحاءات الزمخشری بالمعانی الضمنیة وتثبت نظرته الأدبیة والبلاغیة حول المعانی المتناسبة مع تآلف الصوامت.
بیان مالکیت در تالشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق شناسایی انواع ساخت های مالکیت در گویش تالشی براساس چارچوب رده شناختی آیکنوالد (2013) است. غالباً مواد تالشی مرکزی و جنوبی بررسی شده گرچه گاه به خصوصیات ساخت های مالکیت در تالشی شمالی نیز اشاره گردیده است. داده ها نشان دهنده استفاده از چهار راهکار هم جواری، نشانه گذاری مالک، نشانه گذاری مملوک، و بالاخره نشانه گذاری مالک و مملوک برای رمزگذاری «مالکیت اسمی» است. نکته جالب در تالشی معتبر بودن شمار برای نشانه گذاری مالک است؛ حالت نمای -i به مالک مفرد و حالت نمای -un به مالک جمع متصل می گردد. مشخصه دیگر این زبان، وجود شش ضمیر ملکی متمایز است که می تواند جایگزین مالک یا مالکان در مالکیت اسمی شود. در تالشی، ساخت های موجود در «مالکیت محمولی» نیز بسیار متنوع است. به طورکلی، در نمایش این نوع مالکیت از ساخت وجودی و ساخت ملکی ربطی استفاده می شود. نکته جالب دیگر استفاده از پس اضافه/ پی بست râ بعد از مالک در بسیاری از این ساخت هاست. این نشانه مانند سایر پس اضافه ها در این گویش موجب اعطای حالت غیرفاعلی به اسم قبلی (مالک) می شود.
Ideational Grammatical Metaphor in Merry Shelly’s Frankenstein and its Cinematic Adaptation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics, Vol.۹, No.۱۹, Fall & Winter ۲۰۱۶
141 - 160
حوزههای تخصصی:
Within Systemic Functional Linguistics, Grammatical Metaphor (GM) is a meaning-making resource lying at the experiential level that extends the meaning potential through cross-stratal re-mappings between the grammar and the semantics, boiling down, in one of its manifestations to expressing something that should have been a process (verb) in terms of a thing (noun). This study is an attempt at seeing how the frequency of GM used in the novel ‘Frankenstein’ written by Mary Shelly plays out in its cinematic adaptation. It is an attempt at investigating possible differences in the use of GM in the novel as a type of literary prose fiction and in one of its cinematic adaptations, the respective frequencies, along with what implications these differences carry in terms of generic features and functions of GM. In the 4200-word corpus analyzed for the movie adaptation, there were 70 instances of GM emerging upon analysis. In the 4200-word purposively sampled excerpt of the novel, there were above 330 instances of GM emerging. So the frequency of instances of GM in the written version was much more than that in the cinematic adaptation. This significant difference carries many possible cognitive, semantic, discursive, generic and textual implications. A number of pedagogical implications accrue to this research, such as increasing the knowledge of teachers and English language instructors with regard to the role of GM in making metaphorical forms in different texts, increasing knowledge of how to approach the teaching of the skill of reading and writing in upper-intermediate and intermediate classes, deeper critical reading abilities for learners, etc.