فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
علیرغم اهمیت پایان نامه ها بعنوان بخش مهمی از تحصیلات تکمیلی، در سال های اخیر، بیشتر مطالعات ژانر محور بر روی مقالات تحقیقی صورت گرفته است (بانتن، 2002: سویلز، 1990). علاوه بر این، از میان مطالعات مبتنی بر راهبرد نقشی Move)) که در مورد بخش های مختلف پایان نامه های تحصیلات تکمیلی انجام شده، مطالعات بسیار کمی در مورد بخش آخر پایان نامه ها، بخش پیشنهادات برای تحقیق بیشتر، و تحلیل درشت ساختار آنها صورت گرفته است. بنابراین، هدف از این تحقیق، مقایسه و بررسی ژانر این بخش از پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری در رشته زبانشناسی کاربردی و شناسایی علائم استعاره ای بکار برده شده در هر راهبرد و مرحله (Move/Step) می باشد. بدین منظور، مجموعا 160 بخش پیشنهادات برای تحقیق بیشتر پایان نامه های کارشناسی ارشد و رساله های دکتری انتخاب و براساس الگوی پیشنهادی شامل شش راهبرد (Move) و پانزده مرحله (Step) و مدل طبقه بندی علائم استعاره ی هایلند (2005) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق، سه مرحله ی (Step) اجباری در بخش های یک، دو، و پنج ((M1S1, M2S3, M5S1 را نشان داد. همچنین، نتایج مقایسه این دو گروه حاکی از آن بود که تفاوت معنا داری در بخش های توجیه تحقیق حاضر، پیشنهادات برای تکرار تحقیق، کاربردهای تحقیق، و اننتظارات محقق وجود داشت. نتایج حاصله از این تحقیق می تواند برای توسعه ی سبک های بلاغی بخش بحث مفید واقع شود، و براین اساس، راهکارهای آموزشی مهمی برای متخصصان و نویسندگان تحصیلات تکمیلی بومی و غیر بومی ارائه می کند.
گفتمان
بررسی کاربرد فرهنگ های لغت دو زبانه: آیا میزان کاربرد و نوع فرهنگ لغت باعث تفاوت در عملکرد نگارش به زبان دوم می گردد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخیرا کاربرد فرهنگ لغت دوزبانه در عملکرد آزمون نگارش به زبان دوم موضوعی بحث برانگیز گردیده است. نظرات متفاوتی بسته به برداشت ما از سازه مورد نظر و اینکه سیستم موجود، علاقه مند به چه نوع نگرشی (تولید- محور یا فرایند- محور) نسبت به مهارت نگارش و ارزیابی آن می باشد، ارائه گردیده است. با توجه به نیاز مبرم برای تولید انجام تحقیقات عملی، هدف این تحقیق بررسی کاربرد فرهنگ های لغت دو زبانه، میزان کاربرد و نوع فرهنگ لغت (فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی یا هر دو) در آزمون نگارش زبان دوم می باشد. بهمین منظور، در یک روش موازنه ای از 60 زبان آموز انگلیسی در خواست گردید که 2 مقاله در 2 شرایط آزمون (یکی با استفاده از فرهنگ لغت و دیگری بدون استفاده از فرهنگ لغت) در زمان معین بنویسند. نتایج آزمون تی نشان داد که میانگین نمرات نگارش آزمون با استفاده از فرهنگ لغت دو زبانه و بدون استفاده از آن تفاوت معناداری دارند؛ آزمون واریانس نیز حاکی از معنادار بودن متغیرهای میزان کاربرد فرهنگ و نوع فرهنگ دوزبانه بود. در ضمن، نوع فرهنگ دوزبانه از اهمیت برخوردار بود؛ طوری که کاربران فرهنگ انگلیسی به فارسی بالاترین میانگین نمرات را دریافت داشتند. دستاوردهای آموزشی در انتها برای زبان آموزان و معلمان ارائه گردیده است.
تکواژ صفر
حوزههای تخصصی:
در صرف تکواژبنیاد، تکواژ صفر به تکواژی گفته می شود که بار معنایی دارد، اما هیچ گونه تظاهر صوری ندارد؛ یعنی نه صورت آوایی دارد و نه صورت نوشتاری؛ به عنوان نمونه، کلمة «رفت» در زبان فارسی، فعل گذشتة سوم شخص مفرد است، اما در این کلمه هیچ نشانة صوری ای برای نشان دادن مشخصه های شخص و شمار وجود ندارد. گروهی از زبان شناسان کلمة «رفت» را به صورت [رفت-Ø]فعل تحلیل می کنند و مشخصه های شخص و شمار را به تکواژ صفر نسبت می دهند، اما تکواژ صفر از سوی بسیاری از محققان از جمله آرونوف (1976 و 1983)، لیبر (1981)، بائر (1983و 1988)، اشتکاور (1992) و ملچوک (1996)، به دلایل متعددی از جمله تعدد مقولات دستوری و تعدد معانی، مورد اعتراض قرار گرفته است. در این مقاله، ماهیت تکواژ صفر مورد بررسی دقیق تر قرار گرفته و مصادیق این تکواژ و شرایطی که زبان شناسان برای وجود آن مطرح کرده اند، معرفی شده است. آن گاه، پس از ارائة دلایلی که برای تأیید و رد تکواژ صفر برشمرده اند، با ارائة شواهد زبانی مشخص شده است که آنچه در منابع با عنوان «تکواژ صفر» می نامند، خلأای است بافتی در محور هم نشینی که گویشور با توجه به بافت زبانی و غیرزبانی ای که در دسترس دارد، آن را پر می کند.
ساخت اطلاعی جمله
حوزههای تخصصی:
جایگاه خیال در معرفتشناسی رمانتیسیسم و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در معرفت شناسی ادبیات رمانتیک و عرفان اسلامی، خیال جایگاه ویژه ای دارد. در این مقاله، تلاش بر این است تا نشان داده شود که:
اول، معرفت شناسی رمانتیسیسم با معرفت شناسی عرفان اسلامی، از لحاظ ارزش و اهمیت دادن به خیال، بسیار نزدیک به هم اند. به عبارت دیگر، در این نظام های فکری، خیال ابزار مهم شناخت است.
دوم، زیربنای معرفت شناسی خیال گرای رمانتیک و همچنین عرفان اسلامی وحدت است، بر خلاف معرفت شناسی عقل گرا که مبنای آن ثنویت است.
سوم، معرفت شناسی مبتنی بر خیال، گونه ای از وجود شناسی را مطرح می سازد که با وجود شناسی عصر خرد و همچنین وجود شناسی فلسفی مبتنی بر عقل، کاملا متفاوت است. وجودی که خیال آن را درک می کند، ثابت و ایستا نیست، بلکه پویا، متغیرن وسیال است. این وجود شناسی در ادبیات رمانتیک و عرفان اسلامی، مشابه است.
چهارم، اگر چه دیدگاه های رمانتیسیسم و عرفان اسلامی درباره جهان شباهت های بسیاری به یکدیگر دارند، اما تفاوت های چشمگیری نیز دارند که آن ها را از هم ممتاز می کند. در پایان این مقاله، این اختلاف ها نیز مورد بررسی قرار می گیرند.
در این مقاله برای تبیین دیدگاه رمانتیسیسم درباره خیال و ارزش و جایگاه آن در معرفت شناسی، به نظریات شاعران و نویسندگاه رمانتیک انگلیس، به ویژه کولرج، شلی، و کیتس اشاره می شود، و در ارتباط با عرفان اسلامی، دیدگاه های شیخ اکبر، محی الدین ابن عربی که بنیادگذار عرفان نظری است، خصوصا در کتاب او، فصوص الحکم، مورد بررسی قرار می گیرد."
زبان شناسی: اهمیت استنباط در درک زبان
حوزههای تخصصی:
تحول کلمات فارسی در دوره اسلامی
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی، مانند همه زبانهای دنیا، مشمول تحول قرار می گیرد. کلمات از آغاز، وسط و پایان تحول می یابند. تحول پایانی و میانی کلمات رایج تر از تحولات آغازی هستند. در این مقاله به نوع خاصی از تحول کلمات فارسی اشاره شده که کمتر به آن پرداخته اند و آن حذف هجای اول کلمات است، مانند «رخت» به جای «درخت». این نوع تحول در گذر از فارسی میانه به فارسی دری نیز دیده می شود، مانند کلمه «هَشاگرد» که در فارسی به «شاگرد» بدل شده است.
نظریه ی ارایه ی ادبی
واژه های هم بنیاد فارسی
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی امروز واژگانی وجود دارد که ازفارسی باستان و اوستایی، با تحولاتی که از دو طریق زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی یافته، به دو و گاهی سه صورت به زبان فارسی امروز رسیده اند که در فرهنگهای فارسی پس از اسلام، به سبب عدم شناخت و چگونگی تحول آنها، هر یک واژه ای مستقل به کار رفته اند و هیچ یک از فرهنگ نویسان اشاره ای به یک اصل داشتن آنها نکرده اند.....
معادل یابی واژگانی در ترجمه از منظر نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل معادل یابی واژگانی در فرآیند ترجمه از منظر نشانه شناسی می پردازد. در این پژوهش ضمن معرفی و تحلیل چندین صورت ممکن از وضعیتهایی که ممکن است در ترجمه از زبانی به زبان دیگر پدید آید استدلال شده است که مترجم در ترجمه با جایگزینی واژگانی دو زبان مواجه نیست بلکه از منظر نشانه شناسی در ترجمه این تصاویر صوتی دو زبان می باشند که با هم مقابله می گردند. در این فرآیند که به نوعی بازی کشف و جستجو شباهت دارد. مترجم به روش آزمون و خطا آنقدر این فرآیند را ادامه می دهد تا نزدیک ترین تصویر صوتی در زبان مقصد برای تصویر صوتی مربوط در زبان مبدا بیابد. در این پژوهش استدلال شده است که به دلیل انتزاعی بودن این تصاویر صوتی مترجم ناچار است این فرآیند را که با واژه در زبان مبدا آغاز کرده است با واژه در زبان مقصد تمام کند.
بررسی جایگاه و کاربرد زبان مازندرانی و نگرشهای گویشوران نسبت به آن در شهرستان آمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سالهای اخیر بسیاری از زبان های محلی و اقلیت را در معرض خطر انقراض قرار داده و زبان های محلی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امروزه در استان مازندران نیز شاهد فراگیری و کاربرد روزافزون فارسی و کاهش کاربرد مازندرانی در حوزه های مختلف هستیم و ادامه این روند می تواند تهدیدی برای موجودیت این زبان باشد. این پژوهش با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه به بررسی میزان کاربرد و فراگیری مازندرانی در چندین حوزه و در سه گروه سنی در شهر آمل پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که در برخی حوزه های غیررسمی مانند خانواده مازندرانی زبان غالب است اما در حوزه های رسمی تر مانند مدرسه و اداره فارسی غلبه دارد. در تمامی حوزه ها کاربرد فارسی در بین جوانان بیش از گروه های سنی بالاتر است. در ضمن زنان بیش از مردان، شهرنشینان بیش از روستانشینان و افراد تحصیل کرده بیش از افراد بیسواد یا کم سواد از فارسی استفاده می کنند. نگرشها نسبت به مازندرانی، به ویژه در بین جوانان چندان مثبت نیست. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده می توان ادعا کرد که مازندرانی یک روند فرسایشی تدریجی را در منطقه طی می کند.
والتر بنیامین: ترجمه «خویشاوندی زبانها»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله تحقیقی درباره مفاهیم «ترجمه» و «متن اصلی» در نوشته های والتر بنیامین است تا رابطه پیچیده بین متن اصلی با متن برگردانده شده را بررسی و سوال زیر را مطرح نماید: آیا ترجمه به رشد «خویشاوندی زبانها» کمک می کند یا در عوض متن اصلی را کشته و متنی زوال یافته به جا می گذارد؟
بنیامین در مقاله سال 1923 خود به نام «وظیفه مترجم» اعتقاد دارد که وظیفه مترجم می تواند از نقش نویسنده متن اصلی مهم تر باشد. او می نویسد که مترجم، از میان موانع زوال یافته زبان خود، «زبان خالص» را رها می سازد. به زعم وی، مترجم زبان محصور شده در اثر را با خلق دوباره آن آزاد می سازد. بنابراین، استدلال من در این مقاله این است که بنیامین سلسله مراتب سنتی را واژگون کرده و نشان می دهد که چگونه متن اصلی و متن برگردانده شده برای بقا و حیات دوباره خود «موانع زوال یافته» را از میان بر می دارند. چنان که خود بنیامین می گوید: «در ترجمه زبان اصلی به فضای اعلی تر و خالص تر اوج می گیرد، جایی که قبلا در آن جای داشته است».
"
معناشناسی باب اشتغال با تکیه بر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث پیچیده و در عین حال کامل در نحو زبان عربی بحث اشتغال است. اشتغال را می توان از مباحثی دانست که با قواعد ویژه اش، ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. از آنجاکه قرآن کریم نمونه عالی فصاحت و بلاغت است و در بهره مندی و استفاده از ذخایر و امکانات زبانی به گونه ای بی نظیر عمل کرده است، بنابراین مقاله حاضر تلاش می کند تا با نظر به برخی آیات شریفه قرآن کریم اسلوب اشتغال را معنا یابی کند. این مقاله، در نظر دارد ضمن معرفی باب اشتغال، نمونه هایی از موارد جواز و ترجیح نصب و رفع مشغول عنه را در قرآن کریم بررسی کرده و از این رهگذر تفاوت های معنایی آن ها را بیان کند. نتیجه، نشان می دهد که آنچه نحویان عربی به عنوان موارد تساوی و نیز ارجحیت نصب و رفع مشغول عنه ذکر کرده اند، بدون توجه به معناشناسی بوده است.
از واژه به مفهوم: اقتباس یا ترجمه ادبی
حوزههای تخصصی:
هر نوشته ادبى در جریان پیام رسانى به خواننده، شیوه بیان ویژه خود را با توجه به صورت هاى ساختارى و معنایى زبان خود دارد، ولى تعداد بى شمارى از این صورت هاى ساختارى، درگذر از صافى ترجمه، قلب یا تعدیل مى شوند، اگر چه غالبا معنا به جاى خود باقى مى ماند. در ترجمه بسیارى از آثار ادبى، از جمله نوشته هاى شکسپیر، مترجم در برگردان واژه ها معنا را حفظ مى کند، ولى براى حفظ زیبایى کلام نویسنده همیشه با متن در کشمکش است. نیاز به تغییر عناصرى در متن اصلى، براى دستیابى به ترجمه اى مطلوب از آن متن، ناگزیر ترجمه ادبى را با اقتباس ادبى در هم مى آمیزد، تا آنجا که هیچ ترجمه زیبایى بدون این اقتباس مکان پذیرنیست. اصالت گرایی لازمه هر ترجمه است، ولى چنانچه بخواهیم قالب هایى را عینا وارد زبان مقصد کنیم، به نظر خواننده ناهنجار و غیر قابل درک جلوه خواهد کرد. از این رو تعدیل زبانى و بلاغى در ترجمه، به نحوى که آسیبى به معناى جمله نرسد، قابل پذیرش است.
بررسی تطبیقی و تاریخی ساخت فعل ارگاتیو در گویش های اردکانی، دشتی، دشتکی، کلیمیان یزد و لاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارگاتیو اصطلاحی است که در زبان شناسی نوین و به ویژه در رده شناسی زبان به کار می رود و آن از یک فعل یونانی به معنی «سبب شدن، به وقوع رسانیدن، خلق کردن» گرفته شده است. این ویژگی حالتی است دستوری که ویژه فاعل فعل متعدی است و معمولا ویژه زبان هایی است که قدیمی ترند و کمتر دستخوش تحولات و دگرگونی های زبانی شده اند و به عبارتی محافظه کارترند و به صورت های باستانی خود گرایش دارند.
ارگاتیو در زبان هایی مانند سومری باستان، تبتی، برمه ای، بوروشاسکی، اسکیمو، باسک و برخی از زبان های استرالیایی، قفقازی، هندی و ایرانی، به جز زبان های آفریقایی، نمونه هایی از این ساخت دستوری یافت شده است.
هدف این مقاله بررسی تطبیقی ساخت ارگاتیو در گویش های جنوب غربی ایران است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ارگاتیو در زبان فارسی باستان که زبانی است کاملا صرفی، به صورت کم رنگ نمود داشته است؛ اما در زبان فارسی میانه که دنباله فارسی باستان است و در آن حالات هشت گانه صرفی از بین رفته است، دارای نقشی کاملا برجسته و آشکار است؛ در تحول از ایرانی میانه به ایرانی نو، روش ساخت ماضی (ارگاتیو) دوره میانه به فارسی دری نرسیده است.
ساخت فعل ماضی ارگاتیو در گویش های اردکانی، دشتی، دشتکی، کلیمیان یزد و لاری که جزو گویش های جنوب غربی ایران اند دارای کاربردی وسیع و گسترده است و این گویش ها جزو گروه ارگاتیو کامل و مطلق اند.
زط = جات = کولی
ارتباط زبان های ترکی و مغولی و خطا در تشخیص واژه های دخیل ترکی و مغولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
7 - 20
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان، اغلب، زبان های دنیا را در قالب خانواده های بزرگِ زبانی تقسیم بندی کرده اند. در مورد پیوند زبان های ترکی و مغولی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد؛ یکی از دیدگاه ها، بیانگر هم خانواده بودن این دو زبان بوده و دیدگاه دیگر، با نپذیرفتن نگرش نخست، به پیوندی بینازبانی میان این دو زبان معتقد است. پیروان دیدگاهِ نخست، بر این باورند که دو زبان ترکی و مغولی در گذشته های دور از یک زبانِ واحد منشعب شده و به مرور زمان به صورت دو زبان مستقل، پدیدار شده اند. پیروان دیدگاه دوم، نیز معتقدند که دو زبان ترکی و مغولی خویشاوند نبوده، بلکه پیوند عمیقی با یکدیگر داشته اند. با نگاهی به فرهنگ لغت های فارسی، درمی یابیم که گاهی فرهنگ نویس های ایرانی، در شناساییِ واژه های ترکی و مغولی دچار اشتباه گردیده اند. این مقاله، بر آن است تا پیوند میانِ زبان های ترکی و مغولی را به طور کلی بررسی کرده و میزان تفاوت این دو زبان را از جنبه های گوناگون نشان دهد.