فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مقوله هایی که در چارچوب زبان شناسی پیکره ای مورد بررسی قرار گرفته، فعل مرکب است. افعال مرکب از دو بخش «جزء غیرفعلی» و «فعل سبک» تشکیل شده اند. در این پژوهش فراوانی افعال سبک از دو پیکره تخصصی «پیکره پژوهش نامه» و «پکا» (پیکره کتاب های ایرانداک) استخراج شده است و فراوانی سه فعل سبک اول در این دو پیکره با فراوانی افعال سبک در یک پیکره عمومی، یعنی «پیکره متنی فارسی» مقایسه شده است. در این دو پیکره تخصصی، که در مجموع نزدیک به هشت میلیون واژه در این پیکره ها موجود است، از میان افعال سبک «زدن»، «داشتن»، «کردن»، «سپردن»، «گرفتن»، «آمدن»، «دادن»، «افتادن»، «خوردن»، «کشیدن»، «آوردن»، «نمودن»، «رفتن»، «بردن» و «انداختن»، دو فعل سبک «کردن» با فراوانی 5848 و فعل «دادن» با فراوانی 5037، در رتبه اول و دوم از نظر فراوانی قرار دارند؛ فروانی این دو فعل سبک در پیکره عمومی نیز بالا است و در رتبه های نخست قرار دارند. فعل سبک «گرفتن» با فراوانی 3246 در پیکره های تخصصی در رتبه سوم قرار دارد. حال آنکه در پیکره عمومی، فعل سبک «گرفتن» ، از نظر فراوانی بعد از افعال سبک «کردن»، «دادن»، «داشتن» و «نمودن» قرار دارد. پس از استخراج فراوانی افعال سبک و بررسی آن ها، افعال مرکبی که با این سه فعل سبک (کردن، دادن و گرفتن) ساخته می شوند از نظر احتمال فاصله میان جزء غیرفعلی و فعل سبک در بافت تعریف شده (پنج نگاشت قبل و پنج نگاشت بعد از فعل سبک موردنظر) نیز مورد بررسی کلی قرار گرفتند. بررسی رفتار افعال مرکب پربسامد در پیکره های تخصصی نشان داد نویسندگان متون تخصصی، عمدتاً پژوهشگران، دانشجویان و استادان، کمتر تمایل دارند بین جزء غیرفعلی و فعل سبک فاصله بیاندازند و بنابراین، در بیشتر افعال مرکب جزء غیرفعلی و فعل سبک در کنار هم قرار می گیرند و مقوله و گروه نحوی میان آن ها قرار نمی گیرد. در حالیکه در متون عمومی احتمال اینکه نویسندگان گروه/ گروه های نحوی و مقولات گوناگون میان جزء غیرفعلی و فعلی قرار دهند بیشتر از متون تخصصی است.
تاریخ و ویژگی های فرهنگ های فارسی به روسی و روسی به فارسی تدوین و تألیف شده در روسیه و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
209-224
حوزههای تخصصی:
کتاب های فرهنگ لغت، یکی از اسباب ارتباط زبان ها و ملت ها با یکدیگر است. همسایگی ایران و روسیه و ارتباط تاریخی این دو کشور باهم، مردم هریک را نیازمند آموختن زبان قوم آن دیگر کرده است. توسعه روایط دو کشور، لزوم توسعه فرهنگ نویسی اثبات کرده است و تلاش ها در این زمینه، هم در ایران و هم در روسیه و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی با جدیت دنبال شده است. مطالعات نشان می دهد که پژوهشی دقیق دربارهٔ فرهنگ نویسی روسیه و اتحاد شوروی ( فرهنگ نویسی ای که شامل ده ها فرهنگ لغت فارسی به روسی و روسی به فارسی است) تا کنون انجام نشده است. این مقاله، کوششی است در شناخت و معرفی فرهنگ های لغت فارسی به روسی و روسی به فارسی که از 250 سال پیش تا به امروز در روسیه و اتحاد شوروی تألیف شده است، راه های توسعه این حوزه، مسائلِ آن و پیشنهاد در حل مشکلات آن است.
دستگاه فعل در گویش کندازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۹) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
70 - 91
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله بررسی و توصیف دستگاه فعل در گویش کُندازی است. کُندازی روستایی است کوهستانی و کهن که در دهستان اَبرَج و در بخش دُرودزَن شهرستان مرودشت قرار گرفته است. گویش کندازی یکی از گویش های بازمانده از زبان فارسی میانه و گویشی از شاخه غربی جنوبیِ زبان های ایرانی نو است که با گویش های دشتکی، امامزاده اسماعیلی، کوهمَره ای/ کُهمَره ای، اردکانی، خُلّاری، قَلاتی، لارستانی، دَوانی و دشتی و پاره ای دیگر از گویش هایی که دارای ساخت کُنایی هستند، شباهت و همانندی هایی دارد. در این پژوهش، شیوه ساختاری مصدر، ستاک حال و گذشته، اسم مفعول، شناسه های فعلی در زمان های حال و گذشته، واژه بست فاعلی، وجه و زمان دستوری افعال بررسی می شود. شیوه پژوهش در بررسی و مطالعه این گویش، میدانی و کتابخانه ای است. داده های زبانی این گویش می تواند پرتویی بر دانش ایران شناسی، شناخت و مطالعه زبان های ایرانی و پژوهش های رده شناسی باشد. در این پژوهش، 1۶ گویشور مرد و 4 گویشور زن در گروه های سنی 20 تا 80 ساله از افراد بی سواد، کم سواد و باسواد در گردآوری پیکره زبانی همکاری داشته اند.
مقایسه تطبیقی مؤلفه های فرهنگ ملی جامعه ایران و مصر (مطالعه موردی: سیمین دانشور«سَووَشون» و «کوچه مَدَق» از نجیب محفوظ)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
137 - 170
حوزههای تخصصی:
نویسندگان از رهگذر داستان به ارائه افکار و اندیشه های خاص خود و گاه جامعه می پردازند و چه بسا آثار داستانی آینه تمام نمایی است که فرهنگ ملی جامعه را منعکس می سازد. نویسندگان ایران و عرب نیز نقش تعیین کننده ای در گستره ادبیات معاصر بر عهده دارند. سیمین دانشور از جمله بانوان نویسنده ای است که در رمان های خویش به هویت و فرهنگ ملی ایران پرداخته است. در مقابل نویسنده مصری، نجیب محفوظ، نیز حضوری فعال و پر ثمر در عرصه ادبیات معاصر داشته و در آثار داستانی خویش با نگرشی واقع گرایانه، عمده ترین مسائل فرهنگی واجتماعی مصر را در برهه ای از زمان به تصویر کشیده است. با توجه به تاثیر پذیری این دو نویسنده از فرهنگ ملی و بازتاب آن در آثارشان، در این پژوهش به بررسی تطبیقی مولفه های فرهنگ ملی در رمان های «سووشون» از دانشور و «کوچه مدق» از نجیب محفوظ به روش توصیفی - تحلیلی پرداخته شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که هر دو نویسنده در نگارش رمان های خود از فرهنگ جامعه خویش تاثیر پذیرفته اند؛ اگرچه باورهای اساطیری و تاریخی مانند مراسم نوروز، سیاوشان و... در آثار سیمین دانشور نمود بیشتری یافته است.
عروض دودویی، نام گذاری و طبقه بندی ریاضی کلیه وزن های کمی ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
249-276
حوزههای تخصصی:
طبقه بندی وزن شعر مساله ای است که قرن هاست عروضیان مشغول چالش با آن هستند و برای حل این مساله، شیوه های زیادی را ابداع کرده اند . عروض دودویی، روشی مبتنی بر ریاضیات برای طبقه بندی وزن شعر ارائه می دهد. این روش دو قسمت دارد : قسمت اول «نام گذاری دودویی» است که در آن به هر رشته وزنی، یک نام یکتا به اسم «کد وزن» تخصیص داده می شود . قسمت دوم «بحر دودویی» است که وزن ها را طبقه بندی می کند. مهم ترین ویژگی های عروض دودویی عبارت است از : توانایی نام گذاری و طبقه بندی هر وزن ممکن، شیوه نام گذاری و طبقه بندی علمی و مبتنی بر ریاضیات، یکتا بودن نام هر وزن، تبدیل ساده نام وزن به رشته وزنی و برعکس، مستقل بودن نام گذاری از رکن بندی با توجه به قراردادی بودن رکن بندی. این روش با توجه به ریاضی بودن می تواند به عنوان مبنایی برای پژوهش های نرم افزاری عروض در نظر گرفته شود، همچنین کد وزنی یکتای آن که یک عدد مبنای شانزده است، توانایی یکپارچه سازی اطلاعات راجع به وزن ها را دارد. علاوه بر این موارد، می توان بر مبنای این کد یکتا، «فرهنگ وزن ها» را پدید آورد که مانند یک لغت نامه در آن همه وزن های موجود در شعر فارسی گردآوری، نام گذاری و طبقه بندی می شوند و هر وزن دارای پرونده ای حاوی اطلاعات مرتبط می شود.
روش های بیان مفهوم جمع در زبان تاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
107-130
حوزههای تخصصی:
زبان های دنیا، با روش های مختلف مفهوم جمع را نشان دار می کند. تعدادی از این روش ها ساختواژی، تعدادی نحوی و بعضی واژگانی هستند. پرسش این تحقیق آنست که در زبان تاتی، از مجموع زبان های ایرانی شاخه شمال غربی، مفهوم جمع به چه روشی بیان می شود؟ زبان تاتی مورد بررسی این پژوهش، گونه دروی از گونه های تاتی رایج در روستای درو derav از روستاهای بخش شاهرود خلخال است. در این زبان، روش های ساختواژی، ساختواژی- نحوی، مطابقه فعلی و مطابقه ضمیری، مضاعف سازی، ترکیب و نیز روش واژگانی برای بیان مفهوم شمار جمع به کار می روند. داده های این تحقیق به روش میدانی جمع آوری شده و در تحلیل از شّم زبانی نگارنده که خود گویشور تاتی است، نیز استفاده شده است. در این زبان، نام های خانوادگی و نیز اندام های بدن، هر کدام روش خاصی برای بیان جمع دارند که در هیچ بافت دیگری آن روش به کار نمی رود. رعایت ساخت ارگتیو در این گویش باعث شده، اسم ها و ضمایر جمع دو شکل فاعلی و غیرفاعلی داشته باشند. مطابقه فعلی و ضمیری در این گویش اجباری است. تعدادی از روش های بیان جمع در این گویش مختص انسان است و برای اشیاء و جاندار به کار نمی رود. شمار در این زبان یک مقوله دستوری اجباری است و رعایت نکردنش موجب بدساختی می شود.
وندهای زبان پشتو از منظر رویکرد صرف واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبانشناخت سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
167-188
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، فرایندهای اشتقاق و تصریف در زبان پشتو در قالب رویکرد «صرف و واج شناسی واژگانی» بررسی و تحلیل شده است. در این مقاله، ۱۳۱ وند زبان پشتو، از جمله ۴۰ وند تصریفی و ۹۱ وند اشتقاقی، را با توجه به رفتارشان نسبت به پایه های که به آن متصل می شوند در چارچوب رویکرد کیپارسکی (۱۹۸۲) در دو طبقه خنثی و غیرخنثی تقسیم و بررسی شده اند. این پژوهش نشان می دهد که بیشتر وندهای زبان پشتو یا تکیه برند یا اتصال آنها به پایه موجب تغییر جایگاه تکیه می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رویکرد کیپارسکی (۱۹۸۲) که به عنوان یک نظریه مطرح برای مطالعه ساختمان واژه های انگلیسی تدوین شده است، قابلیتِ تحلیل وندهای خنثی و غیرخنثی در زبان پشتو را نیز دارد. بر اساس این پژوهش، بیشتر وندهای زبان پشتو غیرخنثی هستند و در لایه اول قرار می گیرند. لازم به ذکر است که تعداد وندهای خنثی در مقایسه کمتر، ولی کاربرد آنها در زبان وسیع تر است. علاوه براین، همان طور که نظریه صرفِ واژگانی فرض می کند، پسوندهای خنثی و غیرخنثی بر اساس فرضیه ترتیب سطوح سازماندهی شده اند.
تحلیل تلفیقی بازنمایی خشونت در سریال های شبکه نمایش خانگی با استفاده از رویکردهای بارت (1968)، فیسک (2005) و فرکلاف (2003)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی بازنمایی خشونت در سریال های شبکه نمایش خانگی ایران می پردازد و از چارچوب تلفیقی نشانه شناسی جان فیسک (2005) و رولان بارت (1968) همراه با تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف (2003) بهره می گیرد. در این مطالعه، هفت سریال شامل «پوست شیر»، «یاغی»، «قورباغه»، «زخم کاری»، «نهنگ آبی»، «می خواهم زنده بمانم» و «سیاوش» از منظر میزان و تنوع خشونت مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد که خشونت کلامی با 39.4% بیشترین فراوانی را در نماهای تحلیل شده دارد و این موضوع در سریال هایی مانند «نهنگ آبی» و «زخم کاری» به وضوح قابل مشاهده است. خشونت در این سریال ها نه تنها به عنوان پدیده ای فیزیکی و فردی، بلکه به عنوان یک پیام اجتماعی و فرهنگی نیز مطرح شده است. در سطح توصیف، سازندگان سریال ها از شیوه های مختلفی مانند انتخاب واژگان خاص، ویژگی های دستوری و ساخت های متنی پیچیده برای بازنمایی خشونت استفاده کرده اند. در سطح تفسیر و تبیین، خشونت به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و بررسی روابط قدرت، هویت و روان شناسی شخصیت ها مطرح شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، فصل اول سریال های شبکه نمایش خانگی را بر اساس نشانه شناسی فیسک و بارت و تحلیل گفتمان فرکلاف بررسی می کند. این پژوهش ضمن ارائه بینشی عمیق درباره نقش خشونت در تولید معنا و پیشبرد داستان، به تحلیل دقیق عناصر بصری، صوتی و روایی در بازنمایی خشونت می پردازد و نشان می دهد که شبکه نمایش خانگی نه تنها بازتاب دهنده برخی از نیازها و دغدغه های اجتماعی است، بلکه در شکل دهی و بازتولید گفتمان های فرهنگی و اجتماعی نیز نقش مهمی ایفا می کند.
سنجش تفکر انتقادی دانشجویان زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی: طراحی و اعتبارسنجی یک مقیاس جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال ۵۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
104 - 134
حوزههای تخصصی:
کیفیت مهارت خواندن تا حد زیادی وابسته به بهره گیری از تفکر انتقادی در خواندن متون است.علی رغم انجام تحقیقات گسترده در ارتباط با تفکر انتقادی در حوزه آموزش زبان انگلیسی ، پیشینه تحقیق حاکی از آن است که پژوهشگران مهارت خواندن برای سنجش تفکر انتقادی عمدتاً از مقیاس های عمومی استفاده می کنند و ظاهرا مهارت خواندن فاقد یک مقیاس سنجش تفکر انتقادی حوزه محور است. پژوهش حاضر به دنبال طراحی و اعتبارسنجی یک ابزار روان سنجی خودگزارشی چند بعدی برای سنجش تفکر انتقادی در مهارت خواندن برای دانشجویان زبان انگلیسی است. با بهره گیری از رویکرد نظری خواندن تعاملی و با استفاده از نتایج مصاحبه های نیمه ساختارمند، یک مدل فرضی تفکر انتقادی متشکل از هفت مولفه معرفی شد و بر اساس آن یک مقیاس 41 سوالی طراحی گردید. نتایج تحلیل نشان داد که مقیاس طراحی شده یک مقیاس جامع برای سنجش مهارت های تفکر انتقادی در خواندن آکادمیک است.
افعال مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله پژوهش حاضر بررسی و توصیف فعل مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی رایج در جنوب بلوچستان ایران، براساس اجزای ساختاری تشکیل دهنده و شیوه تشکیل آنهاست. برای این منظور داده های هدف (افعال مرکب زبان بلوچی ساحلی) به کمک شم زبانی یکی از نگارندگان که خود گویشور بلوچی ساحلی است، از جلد اول فرهنگ لغت بلوچی فارسی (جهاندیده، ۱۳۹۶) استخراج و براساس حروف الفبا مرتب شد. سپس پژوهشگر داده های گردآوری شده با مصاحبه را در اختیار مشارکان پژوهش، از گویشوران بومی بلوچی ساحلی، قرار داد تا تعلق داده ها به گویش بلوچی ساحلی تأیید شود. سپس فعل های مرکب متعلق به بلوچی ساحلی باتوجه به چارچوب نظری پژوهش تجزیه وتحلیل و براساس مقوله واژگانی عنصر غیرفعلی طبقه بندی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که در بلوچی ساحلی عناصر غیرفعلی با مقوله واژگانی اسم، صفت، اسم مفعول، قید و گروه حرف اضافه ای، با برخی از فعل های ساده ترکیب می شوند. در این بین، ترکیب اسم با فعل ساده الگوی غالب تشکیل فعل مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی است.
تحلیل خطاهای تلفظی خوشه های همخوان توسط زبان آموزان عراقی زبان انگلیسی براساس نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
97 - 118
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به بررسی خطاهای تلفظی خوشه های همخوان انگلیسی در بین زبان آموزان عراقی زبان انگلیسی با رویکرد نظریه بهینگی می پردازد. به این منظور، 40 دانشجوی سال اول دانشگاه در رشته های مختلف با سن 18 تا 25، براساس نمره هایشان در آزمون تعیین سطح آکسفورد از سطح مبتدی و متوسطه پایین انتخاب شدند. با استفاده از ابزارهای گوناگون مانند آموزش خواندن و آزمون روخوانی با صدای بلند و همچنین با آگاهی از مقوله مشکلات اصلی تلفظ توسط زبان آموزان عربی ارائه شده توسط یاوش (Yavas, 2011)، تحلیل بهینگی در پژوهش به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که در تلفظ خوشه های آغازه با دو همخوان، *COMPLEX onset به عنوان محدودیت مرتبه بالا در عربی عراقی اغلب نقض می شود، زیرا در عربی عراقی واژه های بسیاری با #CCV شروع می شوند. همچنین، *#CCC هرگز در عربی عراقی نقض نمی شود و شرکت کنندگان سعی در شکستن خوشه داشتند و مرتبه این محدودیت در انگلیسی و عربی عراقی متفاوت است. در تلفظ خوشه پایانه دو همخوان، اگرچه *CCcoda هرگز در عربی عراقی نقض نمی شود، مرتبه این محدودیت در گفتار زبان آموزان تغییر نمی کند. ولی، برای تلفظ واژه ها با ساختارVCCC(C)# ، رتبه بندی دو محدودیت *CCCCcoda و *CCCcoda در گفتار زبان آموزان، مرتبه بالا خواهد داشت، درصورتی که رتبه این دو محدودیت در انگلیسی پایین است.
تأثیر آموزش پردازش محور و بروندادمحور بر فراگیری زمان حال ساده زبان آموزان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
173 - 193
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی دقیق تأثیر آموزش پردازش محور و برونداد محور بر رشد فراگیران زبان انگلیسی در درک و تولید زبان حال ساده انگلیسی انجام شد. نتایج حاصل از این مطالعه به بحث پایان ناپذیر در مورد تأثیرات آموزش پردازش محور (PI) در مقایسه با آموزش برونداد محور (OI) کمک کرده است. به منظور مطالعه حاضر از بین 70 زبان آموز زبان انگلیسی در یک مرکز زبان خصوصی در ایران 40 زبان آموز پیش از متوسط زبان انگلیسی در گروه PI و 20 شرکت کننده در گروه OI قرار گرفتند. شرکت کنندگان در گروه آموزشی پردازش محور، فعالیت های ورودی پردازشی را دریافت کردند، در حالی که شرکت کنندگان در گروه آموزشی مبتنی بر خروجی، فعالیت های خروجی ساختار یافته را دریافت کردند. نتایج آمار توصیفی و تحلیلی نشان داد که اگرچه شرکت کنندگان در گروه آموزش پردازش محور از نظر دانش دریافتی در ساختار مورد نظر، یعنی زمان حال ساده، به طور قابل توجهی از شرکت کنندگان در گروه آموزش مبتنی بر خروجی بهتر عمل کردند، اما هر دو نوع دستورالعمل به طور قابل توجهی تأثیر مثبتی بر دانش تولید جملات زبان حال ساده شرکت کنندگان داشتند و تفاوت بین اثربخشی این دو نوع آموزش بر دانش مولد شرکت کنندگان معنی دار نبود.
A Comparative Investigation of the Effects of Metacognitive, Cooperative and Metacognitive-Cooperative Instructions on Iranian EFL Learners’ Writing Improvement
منبع:
Research in English Education Volume ۹, Issue ۱ (۲۰۲۴)
70 - 83
حوزههای تخصصی:
The aim of this study was to examine the impact of metacognitive-cooperative training on the writing skills of Iranian EFL learners. The study employed quasi-experimental design. To this aim, four intact classes were randomly allocated into three experimental groups and one control group. The findings from the initial assessments indicated that the individuals involved in the study exhibited a similar level of language competence and writing skills, ascertained by the Oxford Quick Placement Test (OQPT) and a pretest specifically designed to evaluate writing abilities. Consequently, a total of 120 Iranian EFL learners, selected from a subject pool of 160 individuals at the upper-intermediate level, were designated as the participants for this study. The selected subjects were subsequently divided into four distinct groups, namely three experimental groups (EG1, EG2, EG3) and one control group (CG). The experimental groups (EG1, EG2, and EG3) received instruction on cooperative learning, metacognitive strategies, and a combination of metacognitive and cooperative learning, respectively. Conversely, the control group (CG) adhered to a conventional curriculum for writing. Subsequently, a posttest was conducted. Having conducted the Wilcoxon-Signed Rank Test, the researchers figured out that the instructional methods of cooperation, metacognition, and metacognitive-cooperation significantly influenced the improvement of writing skills among Iranian EFL learners. Based on the outcomes of the ANCOVA test, the researchers reached the conclusion that the metacognitive-cooperative group exhibited superior performance compared to the groups that received solely cooperative or metacognitive instruction. The study’s pedagogicalimplications have been thoroughly discussed.
The Effect of Teacher-led vs. Student-directed Inquiry-based Learning on Argumentative Writing Enhancement
منبع:
Research in English Education Volume ۹, Issue ۲ (۲۰۲۴)
60 - 72
حوزههای تخصصی:
Though an entrenched and well-established domain of investigation, inquiry-based learning seems to have remained a partly under-researched concept in pedagogy and language learning. Informed by this dearth of research on the issue, the researchers in the current study probed into the effectiveness of inquiry-based approach for bettering intermediate EFL learners’ argumentative writing. Utilizing a quasi-experimental design, the current researchers selected three intact classes comprised of 45 institute learners aged between 18 and 20 and assigned them to two experimental groups and a control group. To conduct the study, a homogeneity test, and pretest and posttest of argumentative writing (each containing a 250-word essay adopted from IELTS Task 2) were administered to all he participants. Two kinds of Inquiry-based approach, teacher-led vs. student-directed, were carried out with the two experimental groups. Data analysis through one way ANOVA and Tukey test pointed to a significant difference among the three groups on the posttest. In addition, it was found that both teacher-led and guided modes of inquiry-based learning were equally helpful for boosting learners’ writing ability. The implications of the results are discussed in detail throughout the paper.
ChatGPT-4 : Assistant éducatif innovant pour les enseignants du français(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cet article examine l'utilisation de ChatGPT-4, un outil d'IA développé par Open AI, dans l'enseignement du français. Il se concentre sur l'amélioration des quatre compétences linguistiques essentielles (compréhension orale, compréhension écrite, expression écrite et expression orale) et la préparation aux examens de niveau ou aux quiz. En utilisant une méthode descriptive, l'article démontre comment ChatGPT-4 peut être utilisé pour créer des dialogues pour la compréhension orale, générer des exercices de lecture pour la compréhension écrite, fournir des exemples de textes bien rédigés pour l’expression écrite et générer des scénarios de conversation pour l’expression orale. ChatGPT-4 peut être un outil précieux pour l'enseignement du français, offrant des avantages tels que la personnalisation de l'enseignement et l'amélioration des compétences linguistiques des élèves. De plus, ChatGPT-4 peut aider à la préparation des examens de niveau en générant des questions d'examen. Cependant, l'article souligne également la nécessité de recherches supplémentaires pour explorer comment ces technologies peuvent être utilisées de manière efficace et éthique. Malgré le fait que l'application de ChatGPT-4 et d'autres technologies d'IA dans l'enseignement des langues en est encore à un stade initial, ces outils présentent des opportunités prometteuses pour surmonter les obstacles dans le domaine de l'enseignement des langues
گسترش معنایی مزه واژه ها در گلستان سعدی در چارچوب معناشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
189 - 221
حوزههای تخصصی:
ادراک حسی از محیط پیرامون می تواند نقش مهمی در شناخت و شیوه مفهوم سازی انسان از رخدادهای جهان خارج داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ساز و کارهای مفهومی و معیارهای برون زبانی در برداشت معانی مجازی از مزه واژه ها درگلستان سعدی انجام شده است. داده های این مقاله، از بیت ها و جمله های گلستان سعدی که دربردارنده مزه واژه های شیرین، تلخ، ترش، شور، تند و نمکین هستند، استخراج شده و در چارچوب معناشناسی شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. یافته های به دست آمده از تحلیل داده ها نشان می دهد که کاربرد مجازی مزه واژه ها در حوزه های شخصیت، اخلاقیات و عواطف، اغلب مبتنی بر ساز و کارهای مجاز و استعاره مفهومی هستند که بر پایه تجربه بدنمند ما از محیط پیرامون و کاربرد پیاپی پاره گفته های چشایی شکل می گیرند. تجربه های خوشایند مربوط به چشیدن شیرینی، تجربه ناخوشایند ناشی از مصرف مواد تلخ، چین و چروک چهره بعد از چشیدن مواد غذایی ترش، تغییر حالات عاطفی در اثر خارش و گرمای ناشی از مصرف مواد غذایی تند و زیان ناشی از وجود نمک زیاد در آب از نمونه تجربیات بدنمند ما هستند که پس از گذشتن از صافی فرهنگ، در نگاشت میان مزه واژه ها و ویژگی های شخصیتی به کار می روند. از این رو، اغلب معانی مجازی برداشت شده از مزه واژه شیرین خوشایند است؛ ولی مزه واژه های ترش، تلخ، شور و تند غالباً معانی ناخوشایند و احساسات منفی را مفهوم سازی می کنند. یافته های این پژوهش، همسو با پژوهش های اخیر در حوزه ادراک حسی، بر نقشِ بدنمندی معنا، نشانه های بافتی، کاربرد زبان و دانش دایره المعارفی ما در برداشت معنای مجازی از مزه واژه ها در گلستان سعدی تأکید می کند.
Teacher Corrective Feedback on Learners’ Pragmatic Failure: Types of Feedback in Online Pragmatics Instruction(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Research on corrective feedback (CF) in L2 pragmatics instruction, especially in online teaching, is still in its infancy. To address this gap, this study sought to examine the types of CF provided by EFL teachers in online classes in response to the learners’ pragmalinguistically and sociopragmatically inappropriate production of the binary speech acts of request and refusal.Methods: Eighteen hours of online classroom interaction data were analyzed using conversation analysis and a taxonomy that classifies feedback into implicit and explicit input-providing and output-prompting CF.Results: The findings of the study showed that explicit output prompts were largely applied by teachers as the most frequent type of CF. The teachers tended to use prompting questions and metapragmatic clues to help learners better understand request and refusal speech acts, rather than directly offering input or reformulation. In addition, because of the face-threatening nature of speech acts of refusal and request, the teachers applied explicit output prompts as corrective feedback to reinforce the accuracy of learners’ production.Conclusions: It can be concluded that the online mode of instruction can impact the explicitness of pragmatic CF. This research is of great value for teachers to employ both implicit and explicit types of CF to develop learners’ competency in pragmatics in online instruction.
مروری نظام مند بر دانش محتوای تربیتی فناورانه (TPACK) معلمان زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مطالعه مروری نظام مند بر مطالعاتی را ارائه می کند که هدف آن ها بررسی تحقیقات مربوط به دانش محتوای تربیتی فناورانه (TPACK) معلمان زبان انگلیسی است. این مطالعه از یک روش سنتزپژوهی برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی و دستیابی به اهداف عملی استفاده می کند. منابع مربوطه از پایگاه های اطلاعاتی بین المللی با استفاده از کلیدواژه های مناسب جمع آوری شد و محتوای 18 مقاله منتخب برای تجزیه و تحلیل مورد وارسی قرار گرفتند. به منظور بررسی کیفیت پایایی قابل اعتماد بودن، از ضریب کاپای کوهن که 76/0 به دست آمد، استفاده شد. یافته ها نشان داد که تحقیقات قبلی در مورد TPACK بر چهار موضوع اصلی متمرکز شده است: بررسی، ارزیابی، توسعه و کاربردTPACK . مشخص شد که تحقیقات قبلی عمدتاً دو حوزه را بیشتر مورد بررسی قرار داده اند: ارزیابی TPACK معلمان و نوآوری در روش های اندازه گیری سطح آن، و بررسی تفاوت ها در سطوح TPACK در میان گروه های مختلف معلمان با هدف ارتقا و افزایش سطح TPACK آن ها. در نتیجه، مطالعه حاضر عدمِ درک در مورد اینکه چگونه معلمان زبان انگلیسی می توانند به طور مؤثر از هفت عنصر TPACK برای تسهیل یادگیری دانش آموزان از طریق درس های یکپارچه با فن آوری استفاده کنند، برجسته می کند. همچنین، این مطالعه چشم انداز محققان آینده را در غنابخشی به توسعه الگوی این ساحت را دقیق تر خواهد کرد.
تأثیر ارزیابی پویای بر خط بر بهبود مهارت نوشتاری دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی پویا که بر پایه مفهوم پیشرفت در منطقه تقریبی رشد ویگوتسکی (1987) استوار است، روشی است در جهت اجرای همزمان دو فرآیند آموزش و ارزیابی به عنوان فعالیتی ترکیبی که در آن هدف اصلی درک درست توانایی های دانش آموزان و حمایت فعالانه در جهت ارتقای این توانایی ها است. نگاهی کلی به تاریخچه حاضر نشان می دهد که تأثیر ارزیابی پویا بر مهارت نوشتاری دانش آموزان ابتدایی در ایران در کلاس های برخط تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر تأثیر به کارگیری ارزیابی پویای برخط و ارزیابی غیر پویا/ایستا بر میزان رشد توانایی نوشتاری دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی را بررسی کرد. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی پیش آزمون، آموزش، پس آزمون و پس آزمون با تاخیر بود که با شرکت دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) که به شکل تصادفی در یکی از مدارس دولتی شهرستان بروجرد انتخاب شدند انجام گرفت. تحلیل داده ها با تحلیل کوواریانس یک طرفه صورت گرفت. یافته ها نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین، نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون با تاخیر نسبت به مهارت نوشتاری وجود داشت. در پایان، با توجه به بنیان های فکری نظریه فرهنگی-اجتماعی ویگوتسکی، نتایج بحث شد و پیشنهادات کاربردی برای بهبود آموزش نوشتاری ارایه شد.
افراشتگیِ درزمانیِ واکه در گویش کردی سنقرکلیایی در چارچوب واج شناسی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار پیشِ رو با رویکرد تاریخی، فرایند افراشتگی درزمانی واکه در چارچوب واج شناسی زایشی چامسکی و هله (1968) در بافت های گوناگون واجی در گویش کردی سنقرکلیایی بررسی شده است. فرایند افراشتگیِ درزمانی واکه افتاده /a/ به واکه میانیِ [e]؛ واکه های میانی /e/ و /e:/ به واکه افراشته [i]؛ و واکه میانی /o:/ به واکه افراشته [u] از نظر درزمانی در واژه های نمونه ارائه شده، از شکل فارسی میانه تا دوره نو در این گویش بررسی شده است. داده های این پژوهش به دو شیوه بررسی اسناد مکتوب تاریخی و مصاحبه میدانی از گویشوران بومی گردآوری شده اند. واژه های نمونه بررسی شده در پژوهش حاضر برگرفته از فرهنگ مردوخ (1392) است. در این جستار مشخص شد که فرایند افراشتگی درزمانی واکه در گذر از دوره باستان به دوره نو در این گویش در بافتِ هم نشینی واکه ها با همخوان هایِ افراشته لثوی-کامیِ /ʃ/، /ʒ/، /ʧ/، /ʤ/؛ نرمکامی هایِ /ŋ/، /g/، /k/ و خیشومی هایِ /m/ و /n/ رخ داده است.