مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
وام واژه ها
حوزههای تخصصی:
وام گیری لغات یکی از مهم ترین منابع غنی سازی مجموعه واژگان هر زبان است که ماحصل تماس با دیگر زبان ها است. در این مقاله وام واژه های مربوط به حوزه معنایی «خوراک» از لحاظ آوایی و معنایی در زبان های روسی و فارسی بررسی شده است. مؤلفان سعی کرده اند تا ورود مستقیم و یا غیرمستقیم وام واژه ها را از یک زبان به زبان دیگر معین کنند. بیش از دویست واحد واژگانی از منابع و فرهنگ های گوناگون جمع آوری و تحلیل شده است. در نتایج به دست آمده، گذشته از وام گیری های رایج و استاندارد، شاهد وام گیری های غیرمتعارف و ترکیبی نیز هستیم که در آن ها تک واژهایی از زبان های گوناگون با هم تلفیق شده اند. همچنین معلوم شد بیشترین شمار وام واژه ها از زبان فرانسوی و سپس انگلیسی گرفته شده اند و زبان های دیگر در رده های بعدی قرار دارند.
بومی سازی واجی و صرفی وام واژه ها در زبان ترکی آذربایجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تغییرات واجی و صرفی وام واژه ها در زبان ترکی آذربایجانی می باشد. سخن گویان هر زبانی برای استفاده از وام واژه ها، آنها را در دستگاه صرفی و واجی بومی خود تغییر می دهند. در این پژوهش ابتدا واژگانی که از زبانهای فارسی و عربی وارد این زبان شده مشخص گردیده سپس به بررسی تغییرات واجی مانند هماهنگی واکه ای ،ابدال، درج، حذف، نرم شدگی، همگونی و تغییرات صرفی از جمله ترکیب و اشتقاق پرداخته شده است. در این پژوهش از روش توصیفی و تحلیلی و به منظور جمع آوری داده ها از فرهنگهای لغت ترکی- فارسی استفاده شده است. در حوزه واج شناسی چارچوب نظری واج شناسی زایشی است. در این پژوهش 704 وام واژه از زبانهای فارسی و عربی بررسی شدند. در این پژوهش مشخص گردید که از میان فرایندهای واجی فرایند هماهنگی واکه ای بیشترین بسامد را دارا بوده وکمترین بسامد مربوط به فرایند همگونی است. در حوزه صرف فرایند اشتقاق و ترکیب مورد بررسی قرار گرفت. بیشترین بسامد مربوط به اشتقاق و کمترین بسامد مربوط به ترکیب می باشد.
شواهد درکی برای انطباق واجی واکه های انگلیسی با نظام واکه ای فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رویکردهایِ ادارکی به انطباقِ واجیِ وام واژه ها، انطباقِ واجی، نوعی همگونی ادراکی است که هنگامِ درک شنیداری گفتار روی می دهد. بر اساس این رویکرد، آواها و ساخت های آواییِ غیربومی، به نزدیک ترین آواها و ساخت های آوایی در زبان وام گیرنده نگاشته می شوند. پژوهش حاضر، میزانِ شباهت واکه های انگلیسی با واکه هایِ معادلِ احتمالی شان در زبان فارسی را در چارچوب نظریه همگونی ادراکی بررسی می کند. در این پژوهش، ساخت های طبیعی دارایِ واکه های زبان انگلیسی، به عنوان محرک های هدف ادراکی در برخی آزمایش های درکِ مقوله ای برای گویشوران بومی زبان فارسی پخش شد. هدف این بود که شنوندگان درباره میزان شباهت واکه های انگلیسی با واکه های معادل احتمالی شان در زبان فارسی قضاوت کنند. بر این مبنا، واکه ها در دو سطح نوایی مستقل، یعنی سطح واج و سطح هجا، به شنونده ها ارائه شدند. یافته های به دست آمده، نشان داد که پاسخ های شناسایی شنونده ها با یافته های صوتی مربوط به فضای واکه ای تطبیقی زبان فارسی و انگلیسی مطابقت کامل دارد. به این صورت که، شنونده ها هر واکه انگلیسی را به صورت واکه ای در زبان فارسی درک می کنند که بیشترین شباهت صوتی ممکن را با آن دارد.
محدودیت های واج آرایی در خوشه های همخوانی پایانی در زبان پشتو: تحلیلی مبتنی بر نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر خوشه های همخوانی پایانی در واژه های اصیل و وام واژه های زبان پشتو (گونه معیار) را بررسی و برخی از محدودیت های واج آرایی حاکم بر هم نشینی همخوان ها در این خوشه ها را بر اساس نظریه بهینگی تحلیل کرده است. تمرکز پژوهش های پیشین درباره خوشه های همخوانی در زبان پشتو عمدتاً بر خوشه های دو و سه همخوانی آغازی در این زبان بوده است، اما بررسی محدودیت های واج آرایی خوشه های پایانی نکاتی را در مورد نظام آوایی زبان پشتو روشن می کند که تاکنون به آنها پرداخته نشده است. بررسی محدودیت های موجود در خوشه های همخوانی پایانی نشان می دهد که زبان پشتو می تواند در خوشه های همخوانی پایانی که در آن ها تمایز ادراکی همخوان های تشکیل دهنده خوشه اندک است همخوان پایانی را حذف کند. همچنین، در مقایسه خوشه های همخوانی وام واژه ها در زبان پشتو و زبان فارسی تفاوتی در ویژگی های همخوان های خیشومی در این دو زبان در جایگاه پایانه هجا دیده می شود. به این صورت که در یکی به تحمل نقض اصل توالی رسایی و در دیگری به درج واکه در چنین خوشه هایی منجر می شود.
سیر تحول وام واژۀ جاز در موسیقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه استفاده از وام واژه ها در ایران به سال ها قبل بازمی گردد و نمونه هایش خصوصاً در موسیقی، فراوان استفاده می شود. این در حالی است که میان وام واژه های غربی، «جاز» سرنوشت متفاوتی را تجربه می کند و بستر تأویل های گوناگونی می شود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مکتوبات، به بررسی تحول مفاهیم مرتبط با جاز می پردازد؛ همچنین به دنبال شناسایی عواملی است که پیدایش تفسیرهای ناهمگون از این وام واژه را طی فرگشت موسیقایی تسهیل می کند. یافته ها نشان می دهد از بحبوحه مدرن سازی و غربی سازی در ایران تاکنون، واژه جاز پنج مفهوم متفاوت را نمایندگی می کند که اغلب آن ها در گذر زمان با اصطلاحات دیگری جایگزین می شوند. مواردی همچون آمریکاستیزی، سنت گرایی، ذهن گرایی، فقدان حمایت منسجم سازمانی و دانشگاهی و همچنین غرابت های موسیقایی، امکان بروز روایت های ناهمخوان و گاه متناقض از این وام واژه را پدید می آورد. «جاز ایرانی» با وجود تغییر کارکرد، تنها اصطلاحی است که در ادبیات موسیقی ایران طی بازه های پیش و پس از انقلاب اسلامی باقی می ماند. با توجه به اهمیتِ موسیقی موسوم به جاز ایرانی در سال های پیش از انقلاب، در بخشی از تحقیق حاضر، مقایسه این موسیقی با جاز آمریکایی مورد پژوهش قرار می گیرد و نتایج وجود پاره ای همپوشانی های فنی میان دو موسیقیِ مذکور را نشان می دهد.