فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۲۱ تا ۲٬۹۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر کلمات مرکب مازندرانی برگرفته از فرهنگ تبری (نصری اشرفی، 1381)، از نظر معنایی و رابطه بین عناصر سازنده بررسی شده است. برمبنای دسته بندی بیستو و اسکالیز (2005)، به عنوان چارچوب نظری پژوهش، ترکیب سه دسته اصلی همپایگی، اسنادی/ توصیفی و وابستگی را در بر می گیرد. این دسته بندی مبتنی بر روابط دستوری ممکن بین دو سازه در ساختارهای نحوی است. از نظر رابطه بین عناصر سازنده، ترکیب دو دسته فعلی و غیرفعلی را شامل می شود. تأکید مقاله حاضر عمدتا بر ترکیب فعلی و دسته بندی آن است. ترکیب فعلی نوعی ترکیب وابسته است که در ساختار آن سازه غیرفعلی، متمم سازه فعلی است. ترکیب های فعلی از نظر معنایی به چهار دسته موضوعی، غیرموضوعی، گروهی و مکرر تقسیم بندی می شوند. شواهد نشان می دهدکه انطباق نسبتا کاملی بین مازندرانی و دسته بندی بیستو و اسکالیز وجود دارد.
بازنمود طرحواره های تصوری در توصیفات کودکان بینا و نابینا در زبان فارسی در دو گروه سنی (8-6 و 10-8 سال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر این است که بازنمود طرحواره های تصوری در توصیفات زبانی کودکان بینا و نابینا در دو گروه سنی 6-8 و 8-10 سال را مورد بررسی قرار دهد تا مشخص شود که فقدان حس بینایی تا چه حد می تواند در بازنمایی سه طرحواره مد نظر در تحقیق، (طرحواره های فضا، مسیر و نیرو) مؤثر باشد. به این منظور، از 10 کودک بینا و 10 کودک نابینا خواسته شد تا در قالب مصاحبه 20 موقعیت عینی را توصیف کنند که در مجموع، 944 جمله حاوی سه طرحواره از داده ها استخراج شد. بررسی های آماری نشان می دهد که کودکان بینا در قیاس با کودکان نابینا به طور میانگین و به شکل معناداری سه طرحواره را به میزان بیشتری به کار برده اند؛ به طوری که میانگین رتبه ای برای کودکان بینا 33/4 و برای کودکان نابینا 67/2 می باشد. به نظر می رسد کودکان نابینا به این علت که فاقد یکی از حواس پنج گانه هستند؛ دریافت های حسی-ادراکی محدود تری نسبت به گروه مقابل دارند و گستره محدودتری از محیط را ادراک کرده و آن را به زبان نیز منتقل می کنند. این در حالی است که عامل سن تأثیر چندانی در بازنمایی طرحواره ها نداشته است. علاوه براین، بررسی تفاوت بازنمایی تک تک طرحواره ها نشان داد که کودکان نابینا از طرحواره فضا به میزان بیشتری نسبت به کودکان بینا استفاده کرده اند. در مقابل، کودکان بینا طرحواره نیرو را به طور معنا دار در قیاس با کودکان نابینا به میزان بیشتری به کار برده اند که به نظر می رسد چنین تفاوتی با میزان پیچیدگی طرحواره های تصوری مرتبط باشد.
تحلیلی شناختی از مفهوم سازی «خشم الهی» در حوزه دنیا در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
99 - 125
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی شیوه مفهوم سازی خشم و عذاب الهی در قرآن کریم می پردازد. به این منظور، نخست، آیه های دربرگیرنده مفهوم های مورد نظر گرد آوری شدند و سپس از جنبه حوزه های مبدأ و نیز مرحله ها و سناریوی خشم مورد بررسی قرارگرفتند. هدف از این بررسی، یافتن تناظرهای قابلِ درک برای انسان در قرآن کریم است. مبنای این تناظر، شیوه مفهوم سازی خشم و الگوی حاکم بر آن در حالت های گوناگون انسانی، مدلِ کووچش (Kövecses, 1986) است. از یافته های این بررسی می توان به مفهوم سازی خشم در قرآن کریم با استفاده از حوزه های مبدأ «آتش»، «بلا و خسران»، «حیوان»، «ماده خوراکیِ تلخ و گزنده»، «تاریکی و ظلمت» و «فاصله» اشاره نمود که شباهت چشم گیری با حوزه های مبدأ خشمِ انسانی دارد. این شباهت ها با توجه به ماهیّت متفاوت خشم در خداوند و بشر، از آن جهت اهمیّت دارد که سازوکارهای کلام قرآنی را در انتقال پیام الهی به مخاطب بشری نشان می دهد. به بیان دیگر، در راستایِ بعد هدایت گری و اهمیّت انتقال پیام الهی به مخاطب انسانی، خداوند از کلامی برای ارتباط با انسان بهره می برد که برای گونه بشری ملموس و مأنوس بوده و حقیقت های معنوی و واقعیت های انتزاعی را با بهره گیری از مفاهیم عینی و تجربی به او منتقل می نماید تا برای مخاطب خود درک پذیرتر باشد. همچنین، با توجه آیه ها و مستندات قرآنی الگوی خشم خداوند با سناریوی خشمِ انسانی تفاوت داشته و مشتمل بر سه مرحله بینش و هدایت، هشدار و اخطار و در مرحله آخر عقاب است.
Reflective Reciprocal Teaching: A Technique for Improving Iranian EFL Learners’ Reading Comprehension Ability(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۸, Autumn ۲۰۲۱
39 - 63
حوزههای تخصصی:
The primary aim of this study was to shed light on the impact of a new instruction model, reflective reciprocal teaching (RRT), on English as a foreign language learners' (EFL) reading comprehension ability. Its mode of inquiry was a mixed-method, and it took on a quasi-experimental design, including a pretest, treatment, and posttest paradigm. The sampling techniques were both convenience and random sampling by which 100 EFL freshman learners were selected and assigned into three groups of reflective reciprocal teaching (RRT), reciprocal teaching (RT), and control. Two tests, namely Oxford Quick Placement Test and Michigan English Language Assessment Battery, were used to measure EFL learners' proficiency level and reading comprehension ability in its quantitative phase. ANOVA was utilized to analyze the collected data. Also, during the next step, which aimed to explore the learners' perceptions of RRT instruction, semi-structured interviews were used to collect qualitative data. The results indicated that the RRT group outperformed the control group regarding their reading comprehension ability; however, the RT instruction did not significantly impact this issue. Accordingly, the qualitative data analysis findings indicated that self-regulated learning, perceived competence, metacognitive awareness, confidence, and intrinsic motivation were the significant results of the RRT instruction model, contributing to the learners' reading comprehension ability.
فرایند رمزگردانی در بین گویشوران دوزبانه لکی-فارسی براساس متغیرهای سن، جنسیت و بافت وقوع گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بافت های دو یا چندزبانه، تماس زبانی گویشوران در کنش های اجتماعی روزمره به پدیده رمزگردانی منجر می شود. تعاریف گوناگونی برای رمزگردانی ارائه شده است. اما رایج ترین تعریف عبارت است از: استفاده بیش از یک زبان در یک پاره گفتار یا کنش ارتباطی. رمزگردانی از دیدگاه های مختلف جامعه شناختی، روان شناختی و دستوری مورد بررسی قرار می گیرد. رسمی و معیار بودن زبان فارسی و همچنین اعتبار اجتماعی، علمی و فرهنگی آن در مقایسه با زبان های بومی محلی، گفتار گویشوران این زبان ها را تحت تأثیر قرار می دهد. زبان لکی نیز ازجمله زبان هایی است که گویشوران آن در بافت های گوناگون و به دلایل متفاوت، تغییر رمز می دهند. پژوهش حاضر به بررسی پدیده رمزگردانی در بین گویشوران لک زبان و با در نظر گرفتن سه عامل جامعه شناختی سن، جنسیت و بافت وقوع گفتار می پردازد. داده های مرتبط با رمزگردانی 120 نفر از گویشوران دوزبانه لکی-فارسی شهرستان کوهدشت در طول 10 جلسه ی 45 تا 60 دقیقه ای ضبط و ثبت گردید. داده ها در سه گروه سنی 13-7، 35-18 و 50 سال به بالا در بین زنان و مردان و در دو بافت رسمی شامل مدرسه، اداره و بانک و غیررسمی شامل خانواده، محله و بازار جمع آوری گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام و در بخش آمار استنباطی از آزمون خی 2 استفاده شد. نتایج نشان داد که سه عامل سن، جنسیت و بافت وقوع گفتار در میزان رمزگردانی گویشوران تأثیرگذارند. به گونه ای که میزان رمزگردانی به زبان فارسی در بین زنان و افراد با سن کم و در بافت رسمی بیشتر اتفاق می افتد.
ایران شناسی در فرانسه؛ بررسی مطالعات ایرانی انجمن آسیایی پاریس (1822م-1922م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به کارنامه مطالعات ایرانشناسی انجمن آسیایی پاریس با تکیه بر ارگان رسمی آن، نشریه آسیایی، می پردازد. از آنجا که از ابتدا، مقالات متعددی مرتبط با تاریخ و فرهنگ ایران در این نشریه وجود دارد، با توجه به داده های استخراج شده از نشریه در صد سال نخست فعالیت انجمن، با تحلیل کمی و کیفی و بررسی مقالات و مطالعات ایران شناسی موجود در آن، می توان جایگاه ایران را از همان ابتدا در مطالعات شرق-شناسی انجمن مشخص کرد و رویکردهای ادوار مختلف در نسبت با موضوعات مختلف ایران شناسی و جایگاه مختلف مکاتب علمی به ویژه فیلولوژی و زبان های باستانی را ملاحظه نمود و تاثیر و تاثرات و ارتباطات علمی و فرهنگی میان ایرانیان و ایران شناسان مطرح فرانسوی را مشاهده کرد. در ذیل این مطالعات، آگاهی های دیگری همچون انگیزه ها، دغدغه ها و اهداف حامیان و اولویت های پژوهشی و ماموریت های تعریف شده انجمن نیز بدست آمده که در نهایت با بررسی تمامی این موارد ملاحظه می شود که رویکرد اصلی انجمن در قبال ایران بیشتر حول محور فرهنگ و توجه به تاریخ بوده است و شرق شناسان انجمن ضمن تعهد نسبت به کشور خود، عملکردشان همواره رنگ و بو و جهت علمی داشته است و ارتباطاتشان با ایرانیان همواره دوستانه و توام با احترام بوده است. نتیجه حاضر، فارغ از برداشت ها و نظرات شرق شناسان اروپایی به ویژه فرانسوی بوده و صرفا مرتبط با انجمن آسیایی و ایرانش شناسان انجمن است.
L'intelligence émotionnelle, modérateur de l'effet de l'intelligence multiple sur l'apprentissage du français. Cas d'étude : étudiants en licence de l'Université de Tabriz(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nous nous intéressons dans cette recherche à la portée de l’effet modérateur de l’intelligence émotionnelle dans la relation de l’intelligence multiple avec l’apprentissage du FLE. Nous nous occupons, en particulier, de la façon dont cette intelligence affecte le processus d’apprentissage en gérant les émotions des apprenants et leur motivation à apprendre. En nous appuyant sur le modèle de l’intelligence multiple de Gardner (1997) ainsi que les théories de Goleman (2000) concernant l'intelligence émotionnelle, nous nous proposons comme hypothèse que l’intelligence émotionnelle pourrait modifier l’impact des composantes de l’intelligence multiple sur l’apprentissage du français. Notre objectif est donc d'abord de mesurer le niveau de l'importance des intelligences multiples dans l'apprentissage du français et puis d'étudier la façon dont l’intelligence émotionnelle soutient ces dernières dans leur tâche. Une enquête de nature descriptive où la collecte des données suivait la méthodologie du sondage était menée au sein d'une université iranienne. Elle nous a permis d'affirmer que les intelligences interpersonnelle, visuelle-spatiale et musicale des apprenants iraniens du FLE contribuent à un meilleur apprentissage.
Saadi vu par André Gide : de l’exotisme enchanté à la réception mystique(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le présent article a pour objet d’étudier les Nourritures terrestres d’André Gide (1869-1951) par la méthode analytique de Pierre Brunel, La loi d’émergence et La loi de flexibilité afin de mettre en évidence l’influence exercée de Saadi (1213-1292) par le lien entre un « Je » et un « Autre ». De plus, « la sagesse » et « la moralité » sont deux termes essentiels pour la découverte d’un exotisme enchanté vu dans l’image mystique du poète persan. L’auteur français par la réception du Gulistan de Saadi a fait de bonnes sentences dans ses Nourritures de sorte qu’elles témoignent la présence mystique de ce dernier. En outre, la fameuse formule d’Yves Chevrel (X et Y) montre le désir de Gide (la France) pour Saadi (l’Iran) dans la mesure où elle préconise une souplesse d’esprit pour connaitre la richesse poétique persane. On s’efforcera de montrer l’importance des lois de Pierre Brunel dans la connaissance de l’Autre où le regard d’un Je receveur apprécie à la fois le mysticisme et le spiritualisme.
رویکرد قدرت واجی به فرایند تضعیف انسدادی های دهانی در زبان فارسی بر مبنای دیدگاه تاریخی فولی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تضعیف، فرایندی واجی ا ست که در آن یک واحد واجی یا ضعیف تر تولید می شود یا رساتر می گردد. این اصطلاح اغلب به فرایندهای گوناگون دیگری بسط داده می شود که ضعیف شدن را نشان می دهند. این ﭘﮊوهش به بررسی نقش و نوع قدرت واجی در بروز فرایندهای «تضعیف» در زبان فارسی از تحول از فارسی میانه به نو بر مبنای دیدگاه تاریخی فولی می پردازد. به منظور انجام ﭘﮊوهش، حدود ۱۲۰ واﮊه از زبان فارسی میانه از فرهنگ های گوناگون زبان پهلوی استخراج و بررسی شده اند. از یافته های پژوهش این است که فرایندهای واجی حذف در جایگاه پایان واژه و سایشی شدگی، در جایگاه های آغاز واژه، بین دو واکه و پایان هجا (پیش از همخوان های پیوسته آغازه هجای بعد)، بر همخوان های انسدادی اعمال شده اند. دیگر دستاورد این است که تضعیف انسدادی با دو فرایند متوالی «افزایش رسایی» و «بازشدن بست تولیدی» همراه بوده است.
تحلیلی نقشی-رده شناختی از شیوه های تصغیرسازی در گونه لری خرم آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصغیرسازی (کوچک سازی) فرآیندی شناختی- مفهومی است که در همه زبان ها وجود دارد و از رهگذر آن معنای اصلی کوچک بودن در ابعاد و معانی ضمنی دیگر به یک صورت زبانی افزوده می شود. هدف از پژوهش حاضر تحلیل رده شناختی عناصر مصغرساز و راهکارهای تصغیرسازی در گونه لری خرم آبادی است. در راستای این هدف بر مبنای آرای اشنایدر (2003) و اشتکائور و همکاران (2012) به تحلیل کارکردهای معنایی و کاربردشناسی این عناصر پرداخته می شود. همچنین با نگاهی به شیوه های مختلف تصغیرسازی در زبان های دنیا، رده زبانی مناسب را برای این عناصر مشخص و برخی تفاوت ها و شباهت های این گونه با زبان فارسی برشمرده می شود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های پژوهش از طریق مصاحبه و گفت وگو با گویشوران بومی و همچنین متون گفتاری و نوشتاری موجود استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهند که گونه لری خرم آبادی علاوه بر راهکارهای تصغیرسازی نحوی و معنایی، از چهار پسوند مصغرساز “-ula”، “-ila”، “-ak”، “-ča”، دو پیشوند” “tila- و “kola-” و همچنین از سه راهکار ساخت واژی «ترکیب»، «تصغیرسازی مضاعف» و «تکرار» بهره می گیرد. نتیجه این که در این گونه زبانی عامل «سلسله مراتب جانداری» بر افزودن انواع عناصر مصغرساز به پایه های مختلف و معنای واژه حاصل، از جمله تصغیر/ کوچک بودن، شباهت، همراهی، نسبت/ رابطه و غیره و همچنین سایر معانی ضمنی و کاربردشناختی مانند تحبیب، تحقیر و دلسوزی کاملاً مؤثر است. به سخن دیگر، سلسله مراتب جانداری به صورت متوازی با پیوستار میزان به کارگیری شیوه ها و راهکارهای مختلف تصغیرسازی مرتبط است.
بررسی چندمعنایی فعل های مرکب فارسی با همکرد گرفتن براساس نظریه صرف ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار پیش رو به دنبال آن است الگوهای شکل گیری فعل های مرکب همراه با همکرد گرفتن را در چارچوب نظریه صرف ساختی (بوی، 2010الف و ب) واکاوی و چندمعنایی موجود در آن ها را بررسی کند. در جمع آوری داده های پژوهش که پیکره ای حاوی 300 فعل مرکب همراه با همکرد «گرفتن» است، از فرهنگ زانسو (کشانی، 1372)، فرهنگ بزرگ سخن (1381)، فرهنگ ظرفیت نحوی افعال فارسی (رسولی و همکاران،2011)، فرهنگ املایی خط فارسی (صادقی و زندی مقدم، 1394) و فرهنگ واژه یاب برخط فارسی استفاده شده است. جهت تبیین چندمعنایی فعل های مرکب مورد نظر و شناخت الگوی ساخت آن ها، با پذیرش ایده «واژگان پایگانی» و کمک گرفتن از مفهوم طرح واره ساختی و زیرطرح واره ساختی، تمامی معانی متمایز به هر الگوی شکل گیری این افعال در قالب زیرطرح واره ساختی مجزا ترسیم شد. هر چند این زیرطرح واره های ساختی نیز در سطوح مختلفی از انتزاع قرار دارند. بنا به مفاهیم وراثت پیش فرض انگیختگی و سلسله مراتبی بودن واژگان، همه زیرطرح واره های ساختی تحت یک طرح واره ساختی بسیار انتزاعی و کلی مرتبه بالا قرار می گیرد. نتایج نشان داد تحلیل چندمعنایی واحدهای زبانی در چهارچوب صرف ساختی، رویکردی شناختی، ساخت بنیاد و «واژه بنیاد» است که در سطح انتزاعی طرح واره ساختی اتفاق می افتد. برای افعال مرکب همراه با همکرد گرفتن هفت طرح واره ساختی کلی شناسایی و ترسیم شد که هرکدام به چندین زیرطرح واره ساختی تقسیم می شدند. در نهایت، شبکه پایگانی و سلسله مراتبی کامل از این طرح واره های ساختی ارائه می شود.
ساخت اطلاع و ساخت آغازگری در زبان فارسی: مطالعه ای پیکره-محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
213 - 242
حوزههای تخصصی:
در حالت بی نشان، نهادِ جمله آغازگر به شمار می آید و در حالت نشان دار، سازه های دیگری مانند گروه اسمی غیرِ نهادی، گروه حرف اضافه ای و موارد مشابه ممکن است بر اثر فرایند پیشایندسازی به صورت آغازگر نشان دار نمایان شوند. بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت اطلاعی و مقوله نحوی سازه های آغازگر (نشان دار و بی نشان) در زبان فارسی است. پژوهش حاضر را می توان پیکره ای-توصیفی به شمار آورد که داده های آن از دو پیکره زبانی فیلم سینمائی و گزارش فوتبال استخراج می شوند. پرینس (Prince, 1992)، وارد و بیرنر (Ward & Birner, 2004) و هالیدی و ماتیسن (Halliday & Matthiessen, 2004) به عنوان چارچوب نظری مورد استناد قرار گرفته اند. داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس (نسخه 23) تجزیه و تحلیل شده اند. مقایسه انطباق آغازگر با نهاد در هردو پیکره نمایانگر آن بود که میزان انطباق این دو در پیکره فیلم نسبت به پیکره فوتبال بیشتر است. همچنین، یافته ها نشان داد که از جنبه اطلاعی و در پیکره گزارش ورزشی، آغازگرهای بی نشان (نهاد) اغلب از جنبه کلامی استنباطی و از دیدگاه شنونده نو هستند، در حالی که در پیکره فیلم، آغازگرها اغلب از جنبه کلامی و شنونده هر دو کهنه هستند. در پیوند با سازه های پیشایندشده (آغازگر نشان دار) یافته ها نشان داد که این سازه ها از جنبه کلامی، بیشتر استنباطی (کهنه) و از دیدگاه شنونده نو هستند، در حالی که در پیکره فیلم این سازه ها اغلب از جنبه کلامی (و حتی شنونده) نو هستند. همچنین، در هردو پیکره گروه اسمی و گروه حرف اضافه ای پرتکرارترین سازه هایی هستند که جمله ها با آن ها آغاز می شوند.
Culture-specific Items: Khaled Hosseini’s The Kite Runner in Machine and Human Persian Translation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۹, Winter ۲۰۲۱
81 - 90
حوزههای تخصصی:
The present descriptive study aimed at investigating the human and machine Persian translations of The Kite Runner by Khalid Hosseini, and comparing the applied translation strategies in the translated texts for culture-specific items (CSI). To this end, based on Newmark’s (1988) category, the applied strategies were identified in the two translations and compared. The obtained results showed that Naturalization and Transposition strategies were the most frequently-used strategies by both human translators and machine translation. The results also showed that machine translation could not present a comprehensible translation due to overuse of these strategies (75%). It was further revealed that the spirit of the original text was not lost in the translated versions due to the closeness of Iranian and Afghan cultures. In fact, the translated versions kept the real beauty and creativity of the original work. However, the remorseful theme of the source text was kept intact to a great extent in the human translation of the novel, while machine translation lost it. Thus, the general impression is that culture-specific terms make it difficult for the machine translation to achieve complete word-for-word and semantic equivalence, and that the human translator must have a broad knowledge of the literature and traditions of both the source and target languages.
Development and Validation of a Quantitative Research Literacy Questionnaire(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۷, Autumn ۲۰۲۱
11 - 30
حوزههای تخصصی:
Simultaneous with the emergence of numerous new concerns and techniques in carrying out research in English language teaching (ELT) contexts, conducting ELT research has turned into a multi-dimensional process, and ELT researchers seem to require advanced research skills in order to address different pedagogical issues. Focusing on quantitative research, the present study was undertaken to develop and validate a quantitative research literacy (QRL) instrument for English as a foreign language (EFL) teacher training context. To this objective, a four-component model of QRL, encompassing developing research topic knowledge, research design knowledge, procedural knowledge, and data analysis knowledge was developed based on experts’ opinion and an extensive review of the related literature. Testing of the tentative model through exploratory and confirmatory data analyses on a sample of 1180 EFL teachers across three education levels indicated that a 4-factor model of QRL with 9 sub-factors and 50 items could best explain QRL.
ساخت و تعیین ویژگی های روان سنجی آزمون حرکات بیانگر در افراد زبان پریش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
177 - 193
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ساخت و تعیین ویژگی های روانسنجی آزمون حرکات بیانگر در بیماران زبان پریش زبان می باشد. بدین منظور ابتدا تصاویری بدین منظور طراحی شد. در طراحی تصاویر مواردی از قبیل فلجی دست و پا در نظر گرفته شد. برای تعیین روایی محتوایی گزینه های طراحی شده از دو شاخص CVR و CVI استفاده شد که هیئتکارشناسی در این آزمون 15 زبان شناس و گفتاردرمانگر بود. مطابق جدول تصمیم گیری لاوشه برای تعیین نسبت روایی محتوایی (CVR) گزینه های بالای 0.49 و برای تعیین شاخص روایی محتوایی (CVI) نیز گزینه های بالای 0.79 انتخاب شدند . آزمون ساخته شده بر روی 51 بیمار زبان پریش با میانگین سنی 51 سال و 153 فرد سالم با میانگین سنی 50 سال اجرا شد. از 41 بیمار زبان پریش و 105 نفر فرد سالم بازآزمون گرفته شد (0.94ICC=). نمرات 42 نفر آزمودنی و 136 نفر فرد سالم توسط دوارزیاب مورد بررسی قرار گرفت (0.91r=). ضریب همسانی درونی آزمون (آلفای کرونباخ) 0.96 بود و اعتبار همه زیر آزمونها بالای 0.91 بود که نشان می دهد همه گویه ها نقش یکسانی در نمره کل دارند و در صورت حذف یک گویه آلفا به طور معنادار افزایش نمی یابد.
نقش وام واژه ها در گویش هزارگی: گفتمان کاوی رمان ملکه بامیان طبق الگوی فن لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«زبان»، «فرهنگ» و «کنشگران اجتماعی» اصلی ترین مولفه های هویتی در ادبیات معاصر هستند. در رمان خودزندگینامه ای ملکه بامیان (1399)، معصومه حلیمی مخاطبان پارسی زبان را با گویش های هزارگی و ایرانی از این زبان کهن آشنا می سازد. هدف از این پژوهش بررسی ساختاری گویش هزارگی در رمان ملکه بامیان و کشف دیدگاه های ایدئولوژیکی نویسنده بر مبنای الگوی تحلیل گفتمان فن لیوون است. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای است. داده های پژوهش بر پایه مولفه های هشت گانه فن لیوون (2008) تحلیل می شوند و بسامد آن ها با استفاده از نرم افزار SPSS 25 و بر مبنای آزمون خی دو مشخص می شود. این جستار درصدد پاسخگویی به این پرسش ها است که عناصر ساختاری گویش های هزارگی و ایرانی زبان پارسی تا چه میزان با یکدیگر تطابق دارند؟ همپوشانی مولفه های هشت گانه الگوی گفتمان کاوی فن لیوون با محتوای مضمونی رمان ملکه بامیان به چه اندازه است؟ فرضیه اصلی این پژوهش آن است که با توجه به پیشینه تاریخی بخش هزاره جات افغانستان، میزان وام واژه های ترکی در گویش هزارگی بیش از سایر وام واژه ها است. یافته های پژوهش نشان می دهند که در سطح زبانی میان وام واژه های ترکی در گویش هزارگی و سایر وام واژه ها تفاوت معناداری وجود دارد. وام واژه های ترکی از بسامد و فراوانی بالاتری نسبت به بقیه برخوردار هستند که نشان گر تاثیرپذیری بالای گویش هزارگی از زبان ترکی است. این پژوهش در سطح محتوایی تکیه بیش تری بر مولفه« نام دهی» دارد و کنش گران اجتماعی را بر مبنای فرهنگ شیعی بامیان به صورت عام یا خاص بازنمایی می کند. این مطالعه با بهره گیری از دو گویش گامی ارزش مند در جهت پاسداری از زبان پارسی برداشته است.
تحلیل صرفی و نحوی نام های افراد در گویش لامردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ساخت صرفی و نحوی نام های خاص، یکی از حوزه های مطالعات زبان شناسی است که از آن به نام شناسی زبان شناختی تعبیر می شود. پژوهش پیش رو که به توصیف و تحلیل نام های افراد در گویش لامردی، یکی از گویش های فارسی رایج در جنوب استان فارس، اختصاص دارد، در شمار نخستین پژوهش های حوزه نام شناسی زبان شناختی در گویش های ایرانی است. در این جستار نام افراد به سه گروه ساده، ترکیبی و گروهی دسته بندی و لایه های صرفی و نحوی آن ها از منظری ساختارگرایانه بررسی و تحلیل می شود. یافته های نشان می دهند که در نام های ساده و ترکیبی زایاترین فرایند واژه سازی در گویش لامردی، فرایند کوتاه سازی است که در قالب کوتاه سازی پس رو، میانی، پیش رو و نامنظم نمود یافته است. تکواژهای تصریفی متعددی متأثر از بافت موقعیتی برای بیان معنای سرزنش (-ol)، تحقیر و تصغیر (-ak) و تحبیب (-ā و -aku و -i) به کار گرفته می شوند. در این میان، نشانداری تکواژ -ol به جنسیت افراد و نشانداری -aku به سن و منزلت اجتماعی آنان از جهت کاربردشناختی قابل توجه است. بررسی «نام های گروهی» و توصیف چهار الگو در ساخت نحوی آن ها بخش پایانی این نوشتار است. نام های گروهی در گویش لامردی نمایان گر بقای سنتی کهن در نام گذاری ایرانی است که به دلیل رواج سنت عربی نام گذاری افراد در متون رسمی و دیوانی، چندان مجال بروز نداشته ولی به طور غیررسمی در گویش های ایرانی باقی مانده است.
اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های تالشی مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تالشی مرکزی ازنظر جغرافیایی، شامل بخش اسالم شهرستان تالش و بخش پره سر شهرستان رضوانشهر است که بین حوضه رودهای ناورود در شمال، و شفارود در جنوب قرار گرفته است. در پژوهش حاضر، کاربرد اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های تالشیِ گونه مرکزی بررسی و تحلیل شده است. داده های پژوهش به روش میدانی و در گفت وگو با گویشورانِ منطقه گردآوری، و در چهار بخش تحلیل شده اند: اصطلاحات خویشاوندی نَسبی، اصطلاحات خویشاوندی سَببی، اصطلاحات خویشاوندی رضاعی و پیمان دوستی، و خطاب واژه های مربوط به غیرخویشاوندان. این تحقیق نشان می دهد که اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های گویش تالشیِ مرکزی ضمن تنوع و گستردگی، بر اثر تحوّل در مناسبات و ارتباطات خانوادگی و اجتماعی، مهاجرت به شهرها، و دو یا چندزبانگیِ نسل جدید، کاربرد اندک پیدا کرده و احیاناً فروپاشیده اند و در مواردی معادل های رایج فارسی جایگزین آنها شده که این رخداد، از تحول زبان ها و گویش های ایرانی به سوی همسان سازی با زبان رسمی و غالب حکایت می کند.
بررسی ساخت ملکی محمولی در گیلکی رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مالکیت مفهومی جهانی است. بازنمود این مفهوم در نحو به دو شکل کلی اسمی و محمولی است. مالکیت اسمی به شکل گروهی اسمی شامل مالک و مملوک بازنمود دارد و مالکیت محمولی به صورت جمله بیان می شود. در این مقاله، ساخت ملکی محمولی در گیلکی رشت با رویکردی رده شناختی بررسی می شود. روش پژوهش ترکیبی از داده های اولیه و ثانویه است. 420 جمله نمونه با مصاحبه از گویشوران گیلکی رشت به دست آمد و صحت آن ها به تائید 12 گویشور این زبان رسید * . داده های پژوهش راستورگوئوا و همکاران (2012) نیز برای پژوهش استفاده شدند. چارچوب نظری پژوهش پیش رو، استاسن (2009) است که در آن چهار رده برای رمزگذاری ساخت ملکی محمولی معرفی شده اند. این چهار رده عبارتند از مالکیت مکانی، مالکیت بایی، مالکیت مبتدایی و مالکیت با محمول «داشتن». سه رده مالکیت مکانی، مالکیت بایی و مالکیت با محمول «داشتن» در داده ها وجود داشتند، اما شواهدی از وجود مالکیت مبتدایی در این زبان یافت نشد. در بین این سه رده، کاربرد ساخت ملکی با محمول «داشتن» بیش تر است و بیش تر داده های پژوهش به این راهبرد تعلق دارند. به همین دلیل، این راهبرد را می توان راهبرد اصلی رمزگذاری مالکیت محمولی دانست.
همبسته های دیرشی میان جمله در ریتم گفتار گونه قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هشت دهه مطالعه علمی ریتم گفتار ثابت می کند که ریتم گفتار نه تنها بخش مهمی از موسیقی و شعر است، بلکه به موضوعی چالش برانگیز در همه شاخه های زبان شناسی تبدیل شده است. مطالعه آکوستیک ریتم گفتار، نتایج کاربردی در موضوعات مختلف از جمله شناسایی گوینده را ارائه داده است. از طرف دیگر برخی از مطالعات نشان می دهند که ریتم گفتار بین زبان ها، گویش ها و گویندگان بسیار متغیر است.این تحقیقات نشان دادند که تنوعات میان گوینده در ریتم گفتار به تمایزات زبانی در جمله ها بستگی دارد. در این پژوهش علاوه بر بررسی طبقه ریتم گونه قشقایی به بررسی تأثیر هر جمله در ویژگی های ریتمیک این گونه زبانی پرداخته می شود. بدین منظور، همبسته های آکوستیکی ریتم گفتار گونه قشقایی در یک متن خوانشی با محاسبه سنجه های مختلف دیرش فواصل آوایی بررسی می شوند. این فواصل آوایی شامل فواصل واحدهای زبانی، فواصل همخوان و واکه، فواصل همخوانی و واکه ای، فواصل واک داری و بی واکی، فواصل هجایی و فواصل قله هجا می باشند. همچنین به منظور مطالعه تأثیر هر جمله در ویژگی های ریتمیک این گونه زبانی، تغییرپذیری ریتم میان جمله داده های این تحقیق بررسی می شوند. نتایج نشان می دهد که جایگاه ریتم گونه قشقایی در میانه پیوستار ریتم زبان ها نزدیک به زبان های هجا زمانی قرار دارد ولی در مقایسه با زبان فارسی به زبان های تکیه زمانی نزدیک تر است. نتایج بررسی سنجه های مختلف دیرش ریتم در فواصل مختلف آوایی حاکی از آن است که همبسته های تغییرپذیری دوتایی هجایی nPVI-Syl))، انحراف معیار نرمال شده فواصل همخوانی (VarcoC) و سرعت هجا (rateSyl) به ترتیب قوی ترین سنجه ها در نشان دادن تمایزات میان جمله در گونه قشقایی هستند.