هدف: پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سوال بود که آیا استراتژی کسب و کار اثر تعاملی بر رابطه بین توانایی مدیریتی با محدودیت های مالی، ارزش نگهداشت وجه نقد و سرعت تعدیل ساختار سرمایه دارد؟
روش: در راستای هدف پژوهش، شش فرضیه تدوین شد. جهت آزمون فرضیه ها، با استفاده از روش حذف سامان مند، نمونه ای متشکل از 105 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1397-1401 انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار ایویوز و برای آزمون فرضیه ها از مدل های رگرسیون چند متغیره و مدل های لجستیک استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که توانایی مدیریتی تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش نگهداشت وجه نقد و تأثیر منفی و معناداری بر محدودیت های مالی و سرعت تعدیل ساختار سرمایه دارد. همچنین یافته ها نشان داد استراتژی کسب وکار بر رابطه بین توانایی مدیریتی، ارزش نگهداشت وجه نقد، محدودیت های مالی و سرعت تعدیل ساختار سرمایه تأثیر دارد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می گردد به قابلیت های مدیریت توجه بیشتری شود؛ زیرا مدیران توانمندتر مشکلات نقدینگی را راحت تر و به شکل پیشگیرانه تری کشف می کنند، تا هزینه های تأمین مالی خارجی را از بین ببرند. همچنین به سازمان بورس و اوراق بهادار پیشنهاد می شود در پیاده سازی هرچه مؤثرتر نظارت های خود در شرکت ها و نیز افشای گزارش آن ها، توجه بیشتری به استراتژی های تجاری شرکت ها داشته باشد؛ زیرا استراتژی های تجاری از عوامل مهم و تأثیرگذار بر ارزش نگهداشت وجه نقد شرکت ها می باشد که توانایی تأثیرگذاری بر عملکرد و بازده آتی شرکت ها را دارد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی و استخراج دیدگاه حسابرسان درباره پیشران ها و پسران های پیش روی مؤسسات حسابرسی در پاسخگویی به ذینفعان گزارش های حسابرسی است. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد تحلیلتم انجام شده است. شرکای مؤسسات حسابرسی مشارکت کنندگان پژوهش حاضر بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها ازطریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان جمع آوری شدند و تا زمان دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. در پژوهش حاضر، پس از انجام 17 مصاحبه، اشباع نظری محرز شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند از دیدگاه خبرگان، شاخصه های انجمن های حرفه ای فعال، جایگاه اجتماعی حسابرسان، تمایل به هم ریختی با صنعت، علامت دهی، روحیه ریسک پذیری، پاسخ خواهی ذینفعان، بستر قانونی، عوامل ساختاری و کمیته حسابرسی فعال به عنوان پیشران های پاسخگویی و شاخص های طرح دعاوی حقوقی، ارتقای انتظارات ذینفعان، منابع مالی ناکافی، نشت اطلاعاتی، کیفیت حسابرسی و ناهمگونی ادراکات نهادهای ناظر به عنوان پسران های ایجاد شفافیت و پاسخگویی به ذینفعان گزارش های حسابرسی مطرح شدند. این پژوهش بینش ارزشمندی برای توسعه مبانی نظری پاسخگویی به ذینفعان در مؤسسات حسابرسی فراهم می کند. این موضوع می تواند به حرفه حسابرسی و تدوین کنندگان استانداردها برای بهبود بستر قانونی برای تقویت نظارت در مؤسسات حسابرسی آنها کمک کند.
از زمان معرفی مفهوم چابکی زنجیره تأمین به عنوان یگانه دارایی مدیریت در دستیابی به مزیت رقابتی در محیط متغیر و ناپایدار کسب وکارها، پژوهش های زیادی پیرامون آن انجام گرفته است. بخش گسترده ای از پژوهش های این حوزه بر تأثیر چابکی زنجیره تأمین بر عملکرد مالی متمرکز شده است. بررسی مطالعات تجربی نشان دهنده آن است که تأثیر یک دارایی راهبردی نظیر چابکی زنجیره تأمین در پژوهش های مختلف پراکنده بوده است و در بسیاری از موارد نتایج متناقضی دارند. در این راستا ضروری است که نتایج مطالعات تجربی با استفاده از رویکرد فراتحلیل، تجمیع و با هم مقایسه شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر چابکی زنجیره تأمین بر عملکرد مالی با استفاده از رویکرد فراتحلیل: نقش تعدیل گری نوع صنعت انجام گرفت. در این مطالعه تعداد 18 مطالعه نهایی مطابق با پروتکل پریزما شناسایی و اطلاعات آن وارد نرم افزار CMA2 شد. نتایج فراتحلیل نشان دهنده آن بود که چابکی زنجیره تأمین بر عملکرد مالی تأثیر می گذارد. تحلیل متغیر تعدیل گر نشان داد که چابکی زنجیره تأمین در صنایع منحصربه فرد اثر قوی تری بر عملکرد مالی دارد.
مدیران شرکت ها تلاش فزاینده ای برای افزایش منافع شخصی و دستیابی به جایگاه برتر انجام می دهند. با این وجود، شرکت ها مکانیزم هایی را جهت کاهش رفتارهای فرصت طلبانه و کاهش تضاد منافع برقرار می کنند. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلی حاکمیت شرکتی بر ارتباط بین کمیته حسابرسی و مدیریت سود واقعی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در این راستا، تعداد 120 شرکت برای دوره زمانی 1396-1401 انتخاب گردید. هدف پژوهش کاربردی و روش شناسی آن از نوع پس رویدادی است. از رویکرد داده های ترکیبی برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار آماری Eviews استفاده شد. نتیجه آزمون فرضیه اول نشان داد که بین کمیته حسابرسی و مدیریت سود واقعی ارتباط منفی و معنی داری وجود دارد. در حقیقت، اثربخشی کمیته حسابرسی می تواند موجب کاهش مدیریت سود واقعی شرکت شود. همچنین، نتیجه آزمون فرضیه دوم نشان داد که با نقش تعدیلی حاکمیت شرکتی بین کمیته حسابرسی و مدیریت سود واقعی ارتباط منفی و معنی دار وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی بررسی تأثیر جو سازمانی بر کیفیت حسابرسی، تصمیمات غیراخلاقی و عملکرد حسابرسی به اجرا درآمده است. در این راستا پژوهش حاضر از حیث هدف، با توجه به اهداف پژوهش جزو پژوهش های کاربردی می باشد. از منظر گردآوری داده ها، پژوهش حاضر در مجموعه تحقیقات میدانی و پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. بر اساس اطلاعات گردآوری شده حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران محدود به 3100 نفر می باشند. با توجه به محدود بودن جامعه برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد. بر این اساس تعداد 342 نفر نمونه در سال 1402 برآورد شده است و در نهایت نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس نشان می دهد که جو سازمانی بر کیفیت حسابرسی تاثیرگذار است و همچنین جو سازمانی نیز بر تصمیمات غیر اخلاقی حسابرسان اثرگذار بوده است و در نهایت جو سازمانی بر عملکرد حسابرسی تاثیر می گذارد.
اهداف: به طور متعارف تصور می شود، سهام با ریسک زیاد باید بازده بیشتری به همراه داشته باشد؛ با این حال، این تصور ازنظر تجربی نادرست است. دلیل چنین تناقضاتی به احتمال احساسات سرمایه گذاران است؛ بنابراین هدف این پژوهش، بررسی ارتباط احساسات سرمایه گذار، اعتبار تجاری و بازده سهام است.روش: احساسات سرمایه گذاران براساس شاخصی که ترکیبی از قدرت نسبی، خط روان شناسی، حجم معاملات و نرخ تعدیل شده گردش سهام اندازه گیری شده است. برای این منظور داده های ۱۳۰ شرکت به صورت ماهانه برای دوره ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ (۱۰۹۲۰ ماه-شرکت) جمع آوری شد.نتایج: نتایج به دست آمده، از این دیدگاه حمایت می کند که ریسک اعتباری با بازده آتی سهام رابطه منفی دارد. به همین ترتیب مشاهده شد که احساسات سرمایه گذاران در سهام سفته بازی به طور میانگین بیشتر از سهام سرمایه گذاری است؛ همچنین نتایج حاصل از تحلیل تک متغیره براساس رگرسیون کوانتایل نشان دهنده آن بود که در تمامی کوانتایل ها بین رتبه اعتباری و احساسات سرمایه گذاران رابطه منفی وجود دارد
هدف: با توجه به اهمیت پایداری در اسلام، شرکت های اسلامی می توانند با پایبندی به الزامات پایداری و گزارشگری پایداری، نقش مهمی را در توسعه پایدار ایفا کنند. در اسلام مفاهیم ارزشمندی برای پایداری وجود دارد. با وجودی که بعضی از نویسندگان، دیدگاه هایی در ارتباط با گزارشگری پایداری شرکتی با رویکرد اسلامی ارائه کرده اند، تاکنون الگوی جامعی برای شناسایی عناصر آن ارائه نشده است تا بتواند الگوهای متداول را با لحاظ کردن آموزه های اسلامی کامل کند. در این راستا پژوهش حاضر درصدد است تا الگویی برای شناسایی عناصر مهم گزارشگری پایداری شرکتی با تأکید بر اصول و ارزش های اسلامی، به منظور سنجش سطح افشای فعالیت های پایداری شرکت های اسلامی، از جمله شرکت های ایرانی ارائه کند.
روش: پس از بررسی گزارش های پایداری نمونه ای از شرکت های مورد تأیید شریعت در مالزی و اندونزی، بررسی گسترده ادبیات موضوع و نظرخواهی از خبرگان، عناصر اولیه الگو با استفاده از روش تحلیل مضمون استخراج شد و به کمک روش دلفی فازی، این عناصر غربال شدند. جامعه آماری در بخش اجرای روش دلفی فازی خبرگان گزارشگری پایداری و مالی اسلامی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. عناصر اولیه شناسایی شده، در قالب پرسش نامه، برای غربالگری در سال ۱۴۰۱ برای آنان ارسال شد.
یافته ها: درمجموع، ۲۰۳ شاخص به عنوان عناصر اولیه الگو شناسایی شد. از کل شاخص های شناسایی شده، ۱۵۸ شاخص مرتبط با استانداردها و رهنمودهای گزارشگری پایداری متداول و ۴۵ شاخص مرتبط با فعالیت های مسئولیت پذیری اسلامی شرکت ها بود. شاخص ها بر اساس تشابه در قالب ۱۳ مؤلفه متداول و چهار مؤلفه اسلامی قرار گرفتند. مؤلفه ها نیز در قالب چهار بُعد اجتماعی، زیست محیطی، راهبری پایداری و اقتصادی دسته بندی شدند. در بُعد اجتماعی ۸۴ شاخص شناسایی شد که در مؤلفه های رضایت مشتریان، رفاه کارکنان، مشارکت در جامعه محلی و فعالیت های مسئولیت پذیری اجتماعی اسلامی طبقه بندی شدند. بُعد زیست محیطی شامل ۴۳ شاخص بود که در مؤلفه های مدیریت مصرف منابع طبیعی، مدیریت آلایندگی، نوآوری محصولات و خدمات و فعالیت های مسئولیت پذیری زیست محیطی اسلامی طبقه بندی شدند. ۴۶ شاخص شناسایی شده برای بُعد راهبری پایداری، در مؤلفه های رویه های گزارشگری پایداری، ساختار راهبری پایداری، حقوق سهام داران و راهبری شرعی قرار گرفتند. بُعد اقتصادی نیز شامل ۳۰ شاخص بود که در مؤلفه های عملکرد اقتصادی، تأثیرهای غیرمستقیم اقتصادی، مدیریت زنجیره تأمین، مبارزه با رشوه و فساد و فعالیت های مسئولیت پذیری اقتصادی اسلامی طبقه بندی شدند. در مرحله غربالگری با استفاده از روش دلفی فازی، در مجموع ۲۱ شاخص حذف شد و عناصر مهم الگو در قالب ۱۸۲ شاخص، ۱۷ مؤلفه و ۴ بُعد نهایی شد.
نتیجه گیری: با تأییدشدن اکثریت شاخص های شناسایی شده در الگو، می توان اذعان کرد که اغلب آن ها از دید خبرگان حائز اهمیت بودند. به علاوه، تأیید شدن اکثریت شاخص های اسلامی در هر یک از ابعاد الگو، اهمیت لحاظ کردن اصول و ارزش های اسلامی را در تکمیل عناصر الگو نشان می دهد. مطالعه حاضر می تواند تکمیل کننده مطالعات مربوط به گزارشگری پایداری و مالی اسلامی باشد و بستری را برای ایفای تعهدهای شرکت های اسلامی نسبت به خداوند متعال، ذی نفعان و محیط زیست فراهم کند.
رتبه بندی اعتباری شرکت ها با مقایسه ریسک اعتباری آنها با یکدیگر، تصمیم گیری سرمایه گذاران را تسهیل می کند، از طرفی، رتبه شرکت، هزینه ای که باید شرکت به منظور تأمین مالی در بازار سرمایه بپردازد را مشخص می کند. این مطالعه به بررسی اثرات معاملات اشخاص وابسته بر رتبه بندی اعتباری شرکت ها می پردازد. لذا به منظور آزمون فرضیه تحقیق، نمونه ای متشکل از 105 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1395 تا 1399 انتخاب شد. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از روش رگرسیون بر روی داده های تابلویی انجام شد. نتایج نشان داد که افشای معاملات با اشخاص وابسته تأثیر منفی و معناداری بر رتبه بندی اعتباری دارد. بنابراین پیشنهاد می شود، تحلیلگران مالی و عوامل رتبه بندی اثرات این معاملات را ارزیابی کرده و آنها را در مدل های ارزش گذاری و رتبه بندی اعتباری خود بگنجانند.
علی رغم مزایای عرضه و پذیرش سهام شرکت ها در بازار سرمایه و اقبال دنیا به این سمت، در ایران این امر با موانعی همراه است که باعث عدم پذیرش شرکت ها و یا عدم تمایل صاحبان بنگاه ها برای عرضه در بازار سرمایه می شود. از این رو هدف این پژوهش ابتدا شناسایی موانع عرضه و پذیرش شرکت ها در بازار سرمایه و سپس ارائه راهکارهای عملیاتی جهت رفع آن ها است. موانع و راهکار ها از طریق انجام 10 مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان با رویکردی هدفمند گردآوری شد و مبتنی بر نگرش گلوله برفی و اشباع نظری تعداد مصاحبه ها تعیین گردید. سپس داده ها، از روش تحلیل مضمون تحلیل شد و نکات مستخرج از مصاحبه ها در سه مضمون پایه، سازمان دهنده و فراگیر قرار گرفت. در نهایت نتایج به مصاحبه شوندگان عودت گردید و نظر آن ها جهت حصول تأیید اخذ شد. 30 مضمون پایه ذیل پنج مضمون سازمان دهنده ذیل چالش های: 1. فرهنگی 2. قانونی 3. نظارتی 4. مالی و اقتصادی و 5. اداری، از مجموع 76 کد در زمینه چالش های عرضه و پذیرش استخراج شد. در نهایت 11 راهکار مربوط به مضامین سازمان دهنده به تفکیک از مصاحبه های مزبور استخراج گردید.
مطابق با فرضیه تضادهای نمایندگی، توانایی مدیران برای تحریف و پنهان سازی اطلاعات بستگی به درجه پیچیدگی سازمان دارد. شرکت هایی با محیط های سازمانی پیچیده و مشکلات نمایندگی بیشتر، نسبت به سایر شرکت ها تنوع سازی بالایی دارند. با این وجود مکانیزم هایی جهت کنترل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران نیاز است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر حاکمیت شرکتی بر متنوع سازی شرکتی با تاکید بر عدم شفافیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. در این راستا، تعداد 110 شرکت برای دوره زمانی 1395-1400 انتخاب گردید. هدف پژوهش کاربردی و روش شناسی آن از نوع پس رویدادی است. از رویکرد داده های ترکیبی برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار آماری Eviews استفاده شد. نتایج نشان داد که بهره گیری از مکانیزم های حاکمیت شرکتی موجب محدودسازی انگیزه متنوع سازی مدیران می شود. از سوی دیگر، زمانی که عدم شفافیت سود بالا است، مکانیزم های حاکمیت شرکتی توانایی کافی جهت محدود کردن انگیزه متنوع سازی شرکتی ندارند.
موضوع و هدف مقاله: شرکت های برق منطقه ای سازمان هایی هستند که هردوی اهداف اجتماعی و اهداف مالی را جهت انجام ماموریت های محول شده دنبال می کنند، بنابراین ایفا و ارزیابی مسئولیت پاسخگویی به واسطه اهداف دوگانه ای که دارند، از اهمیتی اساسی برخوردار است. در پژوهش حاضر با بررسی نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان گزارش های مالی این شرکت ها، ضعف ها و نارسایی های صورت های مالی در این بخش مورد مطالعه قرار گرفته است. روش پژوهش: داده های مورد نیاز پس از مطالعه کتابخانه ای و جستجوی اکتشافی در مبانی نظری و قوانین و مقررات مالی و محاسباتی حاکم بر روابط این اشخاص و با استفاده از پرسشنامه ، جمع آوری و با بهره گیری از آزمون های مناسب آماری، تجزیه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش: شواهد حاصل از تجزیه و تحلیل دیدگاه های پرسش شوندگان نشان می دهد اطلاعات ارائه شده در صورت های مالی که در جهت هدف ایفا و ارزیابی مسئولیت پاسخگویی که از اولویت برخوردار است، کافی نیست و بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب فاصله قابل توجهی وجود دارد. یافته ها حاکی از آن است که استفاده کنندگان علاوه بر اطلاعات مالی در رابطه با کلیت سازمان، به اطلاعاتی در خصوص وضعیت مالی، عملکرد مالی و بودجه هر یک اهداف سازمان نیز نیاز دارند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: با توجه به یافته های پژوهش که استفاده کنندگان با هدف ارزیابی مسؤولیت پاسخگویی صورت های مالی شرکت های برق منطقه ای را مورد استفاده قرار می دهند، طراحی و پیاده سازی مدل گزارشگری مناسب جهت بهبود ایفا و ارزیابی مسئولیت پاسخگویی ضروری است.
Objective: The present study aimed to trace Studying the Impact of the Value Added Tax on Profitability and Survival of the Companies in Tourism Industry (Case study: Hotels in Tehran) Methodology: According to the value added tax law and activities of tourism industry that are subject to value added tax exemptions, this study examines the impact of value added tax on the profitability and survival of the companies in the tourism industry in Tehran hotels. The research method is quasi-experimental and retrospective conducted by using retrospective data in the accounting research scope based on real data. The analysis of the data was done in two sections; before and after the valued added tax increase: descriptive statistics included 30 sample hotels during a period of 12 years (2007 to 2019) and the number of year- hotel (360). Results: The results showed that increase of value added tax has a significant inverse effect on the profitability of the hotels in the country implementing this law. Innovation: Considering the importance of the tourism sector in promoting the economic growth of developing and developed countries, several empirical studies have been conducted on factors affecting tourism demand in recent years. In this regard, the relationship between the tax rates as one of the government's financial instruments and the profitability of the tourism industry has been less considered in tourism studies.
سطح مناسبی از تردید حرفه ای برای یک حسابرسی با کیفیت بالا ضروری است، برای این منظور، پژوهش حاضر با چشم انداز بهبود تردید حرفه ای حسابرسان به بررسی اثر اتخاذ دیدگاه و انگیزه ها بر تردید حرفه ای حسابرسان هنگام حسابرسی برآوردهای پیچیده پرداخته است. این پژوهش روش های مختلفی را بررسی می کند که اتخاذ دیدگاه (مدیریت و بازرس) و انگیزه ها (فاقد انگیزه، پاداش و جریمه) برای تأثیرگذاری بر تردید حرفه ای حسابرسان ترکیب می شوند. داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه با مشارکت 234 نفر از حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار تهران، از طریق نمونه گیری تصادفی جمع آوری شدند. به منظور بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل واریانس و نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان می دهد در غیاب انگیزه، اتخاذ دیدگاه مدیریت، سبب افزایش تردید حرفه ای حسابرسان هنگام بررسی مناسب بودن مفروضات مدیریت، می شود و اتخاذ دیدگاه بازرس، سبب افزایش تردید حرفه ای حسابرسان هنگام بررسی نیاز به جمع آوری شواهد اضافی، می شود. همچنین شواهدی بدست آمده است مبنی بر اینکه استفاده از انگیزه ها همراه با اتخاذ دیدگاه سبب افزایش تردید حرفه ای حسابرسان در موقعیت های مختلف می شود. این پژوهش ادبیات را با تغییر تمرکز از یک دیدگاه واحد به مقایسه دو رویکرد اتخاذ دیدگاه گسترش می دهد و در مورد اینکه چگونه هر یک از این رویکردها تردید حرفه ای را افزایش می دهند، بحث می کند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر همه گیری کووید19 بر سرعت تعدیل ساختار سرمایه و مقایسه شدّت این تأثیر در صنایع با آسیب پذیری اندک و زیاد از کووید19 است. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از داده های شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1401-1381 در قالب پنل نامتوازن (با 3342 مشاهده) و رویکرد تعدیل جزئی با برآوردگر گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی، استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که شیوع همه گیری کووید19 منجر به افزایش در سرعت تعدیل ساختار سرمایه در سطح شرکت ها شده است. افزون بر آن، یافته های پژوهش بیان می کند در صنایعی که کووید19 تأثیر بیشتری روی آن ها گذاشته و کسری مالی آن ها را بیش از سایر صنایع تشدید کرده، سرعت تعدیل ساختار سرمایه افزایش بیشتری داشته است. با آن که شیوع کووید19 تضعیف در شرایط کلان اقتصادی و افزایش در نااطمینانیِ ِ محیط تجاری بیشتر کشورها (از جمله ایران) را به دنبال داشته و هزینه های تعدیل ساختار سرمایه را افزایش داده است و انتظار می رود که این موضوع، از سرعت تعدیل ساختار سرمایه کاسته باشد؛ شواهد تجربی در تضاد با این پیش بینی است. این پژوهش به توسعه ادبیات نوظهوری که در حال کشف اثرات کووید19 بر جوانب مختلف واحدهای تجاری است، مشارکت دارد.
در بلندمدت ایجاد مزیت رقابتی ازنظر اقتصادی برای شرکت ها نمی تواند تأمین کننده انتظارات تمام ذی نفعان باشد. بنابراین شرکت ها برای کسب مشروعیت بیشتر و تأمین خواسته های تمامی ذی نفعان، راهی جز لزوم حرکت به سمت توسعه پایدار (تقسیم عادلانه فرصت های توسعه با در نظر گرفتن افق زمانی بلندمدت و رعایت عدالت بین نسلی و درون نسلی و جنبه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و اخلاق کسب وکار) ندارند. از دیدگاه تعالیم اسلامی تا فرهنگ انسانی متعادل بر یک جامعه ای حاکم نشود نمی توانیم توسعه ای از آن انتظار داشته باشیم و یکی از ارکان و مؤلفه های اصلی این توسعه و فرهنگ، اقتصاد متعادل و متوازن است. هدف این پژوهش شناخت مؤلفه های بعد اقتصادی گزارشگری پایداری در متون اسلامی است. برای شناسایی مؤلفه های بعد اقتصادی پایداری از تحلیل محتوای کیفی با رویکرد نشانه شناختی استفاده شد. قرآن کریم و نیز 148 جلد کتب دینی معتبر شیعه (ازجمله نهج البلاغه، اصول کافی و من لا یحضره الفقیه) با روش نمونه گیری غیراحتمالی به روش هدفمند از نوع نمونه گیری رسیدن به معرف با زیر شاخه نمونه گیری از موارد شناخته شده یا معروف به عنوان نمونه انتخاب شد. یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه های بعد اقتصادی گزارشگری پایداری در متون اسلامی شامل 18 مؤلفه و 268 مصداق است. که برای استانداردگذاری در حوزه گزارشگری پایدار و مقررات افشا در سطح شرکت و الزامات سازمان بورس و اوراق بهادار مبتنی بر آموزه های دینی و... ارزش های اسلامی می تواند مؤثر باشد.
ساختار هر حرفه ای برای شاغلین همچون چرخه ی از تولد تا افول است که وابسته به کارراهه شغلی افراد، باعث ارائه با کیفیت تر خدمات و وظایف شغلی فرد می گردد. بلوغ در حرفه حسابرس در بحبوحه ویژگی های ساختاری و الزام ا آور تا حد زیادی مغفول مانده است، چرا که بسیاری از ایدولوژیست های این حرفه، بیشتر تمرکز خود را بر تدوین قوانین و مقررات نموده اند و کمتر به روح فرد شاغل در این حرفه توجه شده است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر خطای ادراکی من- سانی بر بلوغ حرفه ای حسابرس می باشد.لذا پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری به واکاوی نقش خطای ادراکی من-سانی در بلوغ حرفه ای حسابرس می پردازد. در این پژوهش 390 حسابرس شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی بخش خصوصی در سال 1399 مشارکت داشتند و ابزار پژوهش پرسشنامه بود. همچنین به منظور آزمون و تحلیل فرضیه های پژوهش از تحلیل حداقل مربعات جزئی ( ) استفاده شد. پس از اطمینان یافتن از برازش قابل قبول مدل های اندازه گیری و ساختاری پژوهش، نتایج پژوهش نشان داد که خطای ادراکی من-سانی حسابرس بر بلوغ حرفه ای حسابرس تاثیر منفی و معناداری دارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ویژگی های کمیته حسابرسی بر رابطه بین ساختار مالکیت و تغییر طبقه بندی سود است. در این پژوهش، تأثیر ویژگی های کمیته حسابرسی بر رابطه بین ساختار مالکیت و تغییر طبقه بندی سود مورد بررسی قرار می گیرد.نمونه حاضر پژوهش شامل 105 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1394 الی 1398 می باشد. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون چندگانه استفاده گردیده است.نتایج پژوهش نشان می دهد که بین سهامداران نهادی و تغییر در طبقه بندی سود رابطه منفی و معناداری وجود دارد و استقلال کمیته حسابرسی موجب تضعیف این رابطه می شود. درحالی که تخصص کمیته حسابرسی بر این رابطه مؤثر نمی باشد. همچنین بین مالکان دولتی و تغییر طبقه بندی سود رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. درحالی که تخصص کمیته حسابرسی موجب تضعیف این رابطه می باشد و استقلال کمیته حسابرسی بر رابطه مذکور تأثیری ندارد.نتایج این پژوهش نشان می دهد که ضمن وجود تغییر طبقه بندی سود، ساختار مالکیت شرکت ها بر میزان به کارگیری این روش تأثیرگذار است. همچنین این یافته ها حاکی از آن است که در حضور سهامداران نهادی و دولتی، ویژگی های کمیته حسابرسی نمی تواند عامل کاهنده ی بر مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی باشد.
از آنجایی که بانک ها نقش حساس و کلیدی را در رشد و توسعه نظام اقتصادی کشور ایفا می کنند، موضوع کاهش هزینه های بانکی همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه بندی چالش های پیش روی کاهش هزینه های عملیاتی از دیدگاه مدیران و خبرگان بانک ملی و سپس ارائه رهنمود جهت کاهش این هزینه هاست. جامعه آماری پژوهش را 375 نفر از مدیران، معاونان و خبرگان بانک ملی در سطح کشور تشکیل می دهند. در این پژوهش، از ابزار پرسش نامه به منظور گردآوری اطلاعات بهره گرفته شد، سپس با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی به اولویت بندی چالش های کاهش هزینه پرداخته شد. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نیز حاکی از آن است که مهم ترین چالش های کاهش هزینه بانک ملی شامل چالش های مدیریتی، سازمانی، فناوری اطلاعات، عملیاتی، محیطی و مالی است. علاوه بر این، یافته ها حاکی از آن است که از بین چالش های مؤثر بر کاهش هزینه های عملیاتی بانک ملی، چالش های فناوری اطلاعات رتبه اول را کسب کرده است که بیانگر اهمیت بسیار زیاد فناوری اطلاعات در صنعت بانکداری است. رتبه های بعدی نیز به ترتیب به چالش های مدیریتی، سازمانی، محیطی، مالی و عملیاتی تعلق می گیرد.
ساختار مالکیت و راهبری شرکتی و حاکمیت شرکتی عوامل موثر و مهمی برای سطح ریسک پذیرفته شده توسط شرکت ها هستند. ساختار مالکیت و راهبری شرکتی و حاکمیت شرکتی، میزان مواجهه با ریسک را تعیین می کند. اثرات بر ریسک پذیری قابل توجه است زیرا می تواند بر سودآوری شرکت، تغییر ارزش بازار و احتمال ورشکستگی تأثیر بگذارد. این پژوهش تأثیر مالکیت خانوادگی و راهبری شرکتی و ویژگی های هیئت مدیره را بر ریسک پذیرفته شده بررسی می کند. در راستای هدف پژوهش، دوازده فرضیه تدوین شد. جهت آزمون این فرضیه ها با استفاده از روش حذف سامانمند جامعه آماری قابل دسترس، نمونه ای متشکل از 180 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1390 لغایت 1400 انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از مدل های رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که مالکیت خانوادگی بر ریسک پذیرفته شده به صورت خطی و غیر خطی تاثیر می گذارند، مالکیت غیرخانوادگی بر ریسک پذیرفته شده به صورت خطی و غیر خطی تاثیر می گذارند، اندازه هیات مدیره بر ریسک پذیرفته شده تاثیر معناداری ندارد و همچنین حضور زنان در هیات مدیره بر ریسک پذیرفته شده تاثیر معناداری ندارد.