ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۰۱ تا ۴٬۹۲۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۴۹۰۱.

مدل سازی کیفیت و مدیریت ضایعات با استفاده از پویایی شناسی سیستم در اینترنت اشیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه و اهداف: تأثیرگذاری اینترنت اشیا بر کیفیت محصول به دلیل پیچیدگی های فرآیندهای تولیدی و تعدد عوامل تأثیرگذار، نیازمند بررسی های دقیق و جامعی است. فناوری اینترنت اشیا به سازمان ها اجازه می دهد تا فرآیندهای مختلف خود را با دقت بالا پایش کنند و اطلاعات لحظه ای و دقیق از وضعیت تجهیزات و محصولات به دست آورند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیرات اینترنت اشیا برکاهش ضایعات و بهبود عملکرد تجهیزات در صنایع مختلف طراحی شده است و در این راستا به شناسایی متغیرهای کلیدی تاثیرگذار بر فرآیندهای تولیدی و مدل سازی رفتار آن ها پرداخته است. روش ها: برای تحلیل رفتار متغیرهای کلیدی، از روش پویایی شناسی سیستم استفاده شده است. روش پویایی شناسی سیستم این امکان را فراهم می کند تا تغییرات متغیرها را در طول زمان شبیه سازی کنیم و روابط پیچیده بین آن ها را بررسی کنیم. از آنجا که متغیرهای بسیار زیادی بر کیفیت محصول تأثیرگذارند، استفاده از روش های مدل سازی ریاضی مناسب به نظر نمی رسد و به همین دلیل، بهره گیری از روش های شبیه سازی و تحلیل سیستم های پیچیده که قادر به بررسی روابط غیرخطی و تعاملات بین متغیرها هستند، راهکار مؤثرتری خواهد بود. پس از تشکیل نمودار علی حلقوی مبتنی بر متغیرهای کلیدی تاثیرگذار بر کیفیت محصول، ضایعات و هزینه، نمودار انباشت و جریان رسم شد و اعتبارسنجی مدل نیز با آزمون حساسیت و شرایط حدی صورت گرفت. پس از تحلیل نتایج نیز سناریوهای بهبود ارائه و ارزیابی شدند. یافته ها: اعتبار مدل شبیه سازی شده در این تحقیق پس پیاده سازی آزمون حساسیت و آزمون شرایط حدی تایید شد. یافته های این تحقیق نشان می دهند که ضایعات محصولات پس از رسیدن به یک نقطه اوج در حدود 20 ماه، به تدریج کاهش می یابند. این روند تدریجی می تواند حاصل از بهبود فرآیندهای تولید، یادگیری و تجربه در مدیریت ضایعات، یا پیاده سازی تدابیر پیشگیرانه باشد. کاهش خطر خرابی تجهیزات و هزینه های کنترل کیفیت نیز بهبود عملکرد سیستم را نشان می دهد. خطر خرابی تجهیزات ابتدا بالا بوده اما به سرعت کاهش می یابد. هزینه های کنترل کیفیت نیز در انتهای دوره به صفر میل می کند. افزایش تقاضا و هزینه های نیروی انسانی نیز به صورت نمایی مشاهده می شود که بیانگر نیاز به برنامه ریزی و مدیریت مؤثر برای پاسخگویی به این تقاضا است. همچنین این افزایش نشان دهنده ارتباط مستقیم بین تقاضا و نیاز به نیروی انسانی و در نتیجه هزینه های مربوط به این دو می باشد. افزایش هزینه ها می تواند ناشی از هزینه های مربوط به جذب نیروی کار متخصص و هزینه های آموزش نیروی انسانی برای کسب مهارت های مورد نیاز باشد. نتایج نشان داد که هزینه های نصب و اجرا افزایش تصاعدی داشته و در پایان دوره به حداکثر مقدار خود می رسند. این امر می تواند به دلیل افزایش تجهیزات و زیرساخت های مرتبط با استفاده از فناوری باشد. همچنین نرخ پذیرش نیز با گذر زمان افزایش پیدا می کند. نتیجه گیری: اهمیت این تحقیق در تأکید بر نقش فناوری های نوین، به ویژه اینترنت اشیا، در بهینه سازی فرآیندها و کاهش هزینه ها است. نتایج این مطالعه می تواند به مدیران و تصمیم گیرندگان صنایع کمک کند تا با درک بهتر تأثیرات اینترنت اشیا، سرمایه گذاری های بهتری در زمینه فناوری انجام دهند و به بهبود کیفیت و کارایی سیستم ها دست یابند. این تحقیق همچنین می تواند مبنای تحقیقاتی بیشتر در زمینه استفاده از اینترنت اشیا در صنایع مختلف باشد و به توسعه راهکارهای مؤثر برای بهبود عملکرد و کاهش ضایعات کمک کند.  
۴۹۰۲.

مدل سازی ریاضی چند هدفه برای انتخاب شیوه انتقال تکنولوژی در صنعت باتری سازی خودرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
موفقیت در جهان امروز، به استفاده از تکنولوژی وابسته است. یکی از زمینه های اعمال مدیریت تکنولوژی، که مستلزم این جامع نگری و دورنگری است، انتقال تکنولوژی است. با توجه به اینکه بیشترین سهم تجارت فناوری جهان در دست شرکت های چندملیتی کشورهای صنعتی است، بنابراین موضوع انتقال تکنولوژی در زمره یکی از پراهمیت ترین و مشکل ترین تصمیمات اقتصادی محسوب می شود؛ از این رو در این تحقیق، یک مدل جدید چندهدفه برای انتخاب شیوه انتقال تکنولوژی در صنعت باتری سازی خودرو پیشنهاد شده است. ابتدا شیوه های انتقال تکنولوژی، با استفاده از روش اولویت ترتیبی وزن دهی و سپس از طریق ارائه یک مدل برنامه ریزی ریاضی چندهدفه، شیوه های بهینه انتقال تکنولوژی برای هر یک از کارخانه ها مشخص شد. مدل پیشنهادی نیز با استفاده از روش اپسیلون-محدودیت تکامل یافته و نسخه دوم الگوریتم تکاملی مبتنی بر قوت پارتو ( SPEA-II ) حل شد. نتایج حاصل شده نشان می دهد روش های سرمایه گذاری مشترک، تحقیق و توسعه مشترک و سرمایه گذاری مستقیم خارجی، از عملکرد بهتری نسبت به دیگر روش های انتقال تکنولوژی در صنعت باتری برخوردارند.
۴۹۰۳.

توسعه زنجیره تأمین پایدار دارویی با ارائه استراتژی احداث انبار مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۳
با توجه به اهمیت موضوع کلیدی سلامت، توسعه یک زنجیره تأمین پایدار دارویی با هدف ارائه خدمات مطلوب و به موقع، ضروری است. یکی از چالش های زنجیره تأمین دارو، زوال پذیری محصولات دارویی است. در این راستا، توسعه استراتژی هایی از اهمیت بالایی برخوردار است که دارو مدت زمان کمتری در چرخه توزیع قرار داشته باشد و در دسترس بیماران قرار گیرد. در این مقاله با در نظر داشتن زنجیره تأمین سه سطحی شامل توزیع کننده اصلی و مجموعه ای از توزیع کنندگان فرعی و داروخانه ها، به رویکرد جدید یکپارچه سازی زنجیره تأمین دارو با توسعه استراتژی انبار مشترک توجه شده است. مدل سازی ریاضی به دو صورت یکپارچه با استراتژی انبار مشترک و غیر یکپارچه انجام شده است. با توجه به پیچیدگی مدل ریاضی یکپارچه، برای ارزیابی عملکرد مدل مسئله در ابعاد کوچک، متوسط و بزرگ، با استفاده از الگوریتم بهینه سازی ذرات حل شده است. در نهایت نتایج حاصل از مدل یکپارچه در مقایسه با مدل غیر یکپارچه، نشان دهنده کاهش هزینه های زنجیره و کاهش مدت زمان دوره سفارش با بزرگ تر شدن ابعاد مسئله است.
۴۹۰۴.

تلفیق رویکردهای دیمتل و سناریونویسی در تبیین آینده ناترازی انرژی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه و اهداف: طی سال های گذشته یکی از مسائل مهم و محوری کشور، ناترازی در بخش انرژی بوده که تمامی صنایع، اقتصاد کشور و رضایت اجتماعی در میان مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از آن جایی که ایران یک کشور در حال توسعه محسوب می شود، نباید از رشد و توسعه در زمینه انرزی غافل شود و با توجه به ظرفیت مناسبی که در دست دارد باید به سمت رفع ناترازی انرژی حرکت کند. این پژوهش با هدف بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران، رویکردهای دیمتل و سناریونویسی را به کار می گیرد تا چارچوبی برای درک بهتر عوامل مؤثر و مسیرهای پیش رو ارائه دهد. روش ها: این پژوهش با رویکردی کاربردی، به بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران می پردازد و از منظر پارادایمی، مبتنی بر رویکرد پراگماتیستی است که بر حل مسائل واقعی و ارائه راهکارهای عملی تأکید دارد. از نظر نحوه گردآوری داده ها، این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان برجسته فعال در صنعت انرژی ایران است که دارای دانش و تجربه کافی در این زمینه هستند. فرآیند پژوهش با شناسایی پیشران های اولیه از طریق ادبیات موضوع، آغاز و در مرحله بعد با تعیین پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده ناترازی انرژی با استفاده از روش دیمتل ادامه یافت. روش دیمتل امکان شناسایی روابط علت و معلولی بین عوامل مختلف و تعیین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر پیشران را فراهم می کند. پس از تعیین پیشران های کلیدی، تحلیل اثرات متقابل این پیشران ها با استفاده از نرم افزار تخصصی سناریو ویزارد انجام شده است. این نرم افزار، با تحلیل روابط پیچیده بین عوامل مختلف، امکان تدوین سناریوهای محتمل برای آینده ناترازی انرژی در ایران را فراهم می سازد. در نهایت، بر اساس تحلیل های انجام شده، چهار سناریوی متمایز برای آینده ناترازی انرژی در ایران استخراج و تشریح شدند. یافته ها: چهار سناریوی اصلی که برای آینده ناترازی انرژی در ایران شناسایی شده اند، عبارتند از: بهار انرژی: سناریویی مطلوب با حکمرانی یکپارچه، تاب آوری در برابر تحریم ها، بهینه سازی مصرف، همکاری های منطقه ای گسترده و سرمایه گذاری در زیرساخت های مدرن که منجر به رشد پایدار می شود. سراب انرژی: تلاشی ظاهری برای بهبود با وجود ناتوانی های نهادی، محدودیت در همکاری های منطقه ای و کمبود سرمایه گذاری که به نتایج ناپایدار منجر می شود. باتلاق انرژی: وضعیت فاجعه بار ناشی از ضعف ساختاری، تحریم های فلج کننده، الگوهای مصرف نامناسب، تنش های منطقه ای و بحران زیرساختی که به فروپاشی صنعت انرژی منجر می شود. زمستان انرژی: وضعیت بحرانی ناشی از ضعف های ساختاری، تحریم های جامع، عدم تغییر الگوهای مصرف، ناکافی بودن همکاری های منطقه ای و بحران زیرساخت ها به دلیل کمبود سرمایه گذاری که نیازمند بازنگری اساسی است. این سناریوها بر اساس تحلیل پیشران های کلیدی از جمله «ساختار حکمرانی و سیاست گذاری انرژی»، «تحریم های بین المللی»، «تحولات اجتماعی و الگوی مصرف انرژی»، «همکاری های منطقه ای» و «سرمایه گذاری و زیرساخت های انرژی» تدوین شده اند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آینده ناترازی انرژی در ایران به شدت وابسته به حکمرانی یکپارچه و کارآمد در بخش انرژی و توسعه زیرساخت های مناسب است. سناریوهای بحرانی مانند «باتلاق انرژی» و «زمستان انرژی» نیازمند مداخلات فوری و جدی در سیاست گذاری ملی هستند، در حالی که سناریوهای مطلوب مانند «بهار انرژی» فرصت های ارزشمندی برای رفع ناترازی انرژی و توسعه پایدار در کشور فراهم می کنند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع، به سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان کمک می کند تا با شناسایی روندها، عدم قطعیت ها و پیامدهای محتمل، استراتژی های مؤثرتری را برای مقابله با چالش ناترازی انرژی در ایران اتخاذ نمایند. این پژوهش تاکید دارد که توجه به پویایی سیستم انرژی، شناخت تاثیر عوامل کلیدی و ایجاد آمادگی برای مواجهه با سناریوهای مختلف، لازمه مدیریت موفق ناترازی انرژی در ایران است.
۴۹۰۵.

مدل برنامه ریزی تصادفی چند مرحله ای لجستیک امداد بشردوستانه در شرایط بحران های همزمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه : مدیریت بهینه عملیات امداد و نجات در شرایط وقوع بلایای هم زمان، به ویژه هنگامی که بحران های ثانویه نیز به دنبال بحران های اولیه رخ می دهند، یکی از چالش های اساسی در برنامه ریزی لجستیک انسان دوستانه محسوب می شود. پیچیدگی این شرایط در اثر عدم قطعیت در تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوهای مختلف تشدید شده و لزوم طراحی مدل هایی کارآمد و حساس به این تغییرات را ضروری می کند. هدف اصلی این پژوهش توسعه مدلی چندهدفه برای تخصیص منابع، زمان بندی حمل ونقل و به حداقل رساندن اثرات کمبود منابع در شرایط وقوع هم زمان بلایای اولیه و ثانویه است. این مدل تلاش دارد علاوه بر کاهش زمان و هزینه حمل ونقل، سطح تقاضای تأمین نشده را نیز تا حد ممکن کاهش داده و توزیعی عادلانه از منابع را در میان مناطق آسیب دیده تضمین کند. روش ها : برای دستیابی به اهداف فوق، یک مدل سه هدفه شامل کمینه سازی زمان حمل ونقل، هزینه حمل ونقل و تقاضای تأمین نشده توسعه یافت. مدل با استفاده از روش وزن دهی به یک مدل تک هدفه معادل تبدیل و با اعمال سناریوهای متنوع عدم قطعیت در تقاضا و احتمال وقوع بلایای ثانویه حل شد. جهت ارزیابی پایداری مدل، تحلیل حساسیت روی پارامترهای کلیدی شامل تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوها انجام گرفت. همچنین عملکرد مدل در مقیاس های بزرگ تر با افزایش تعداد نقاط بحران، مراکز ذخیره سازی و سناریوها بررسی شد. علاوه بر این، تأثیر تغییرات تقاضای بحران ثانویه و هزینه های حمل ونقل نیز از طریق تحلیل های جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفت تا توانایی مدل در شرایط متفاوت بحرانی سنجیده شود. یافته ها : نتایج اولیه مدل در شرایط وزن دهی برابر میان سه هدف نشان داد که مقدار بهینه زمان و هزینه حمل ونقل در سطح قابل قبولی حفظ شده و میزان تقاضای تأمین نشده نیز در کمترین مقدار ممکن قرار می گیرد، که بیانگر کارایی مدل در ایجاد توازن میان اهداف متعارض است. تحلیل حساسیت نشان داد افزایش 20 درصدی تقاضا منجر به افزایش 5.3 درصدی زمان حمل ونقل و 7.1 درصدی تقاضای تأمین نشده می شود، در حالی که هزینه تنها 3.8 درصد افزایش می یابد که نشانگر پایداری مدل است. همچنین، افزایش 10 درصدی احتمال وقوع سناریوهای ثانویه زمان حمل ونقل را 4.6 درصد و تقاضای تأمین نشده را 3.2 درصد افزایش می دهد. نتایج مقیاس بزرگ نیز نشان داد با افزایش تعداد نقاط بحران به 50 و تعداد سناریوها به 100، استفاده از روش دو مرحله ای زمان حل را از 145 به 48 دقیقه کاهش داده و نرخ تأمین منابع تنها 2.9 درصد افت می کند، که قابلیت تعمیم مدل را تأیید می کند. ارزیابی وزن اهداف نشان داد تابع هزینه بیشترین حساسیت را به وزن ها دارد، در حالی که زمان حمل ونقل و تقاضای تأمین نشده رفتار نسبتاً پایداری نشان می دهند. مقایسه تخصیص منابع در سناریوهای شامل بلایای اولیه و ثانویه نیز آشکار ساخت در نظر گرفتن بلایای ثانویه موجب افزایش میانگین نرخ تأمین منابع از 8٪ به 60٪ در مناطق غیر اولویت دار می شود که حاکی از توزیع عادلانه تر منابع است. تحلیل بحران ثانویه نشان داد افزایش 20٪ تقاضای طوفان، هزینه کل را 13٪ و تقاضای تأمین نشده را 20٪ افزایش می دهد. همچنین افزایش 20٪ هزینه حمل ونقل در مرحله ثانویه، هزینه کل را 10٪ افزایش اما زمان حمل ونقل را اندکی بهبود می دهد. تحلیل نهایی حساسیت تقاضای تأمین نشده نیز پایدار بودن مدل را در برابر تغییرات پارامترهای کلیدی تأیید کرد. نتیجه گیری : جمع بندی نتایج بیانگر آن است که مدل پیشنهادی ضمن برخورداری از پایداری و انعطاف پذیری در برابر عدم قطعیت، قادر است تخصیص منابع را در شرایط پیچیده بلایای هم زمان به شکل مؤثر و عادلانه بهبود دهد. همچنین حساسیت متفاوت اهداف و اهمیت بلایای ثانویه نشان می دهد که برنامه ریزی کارآمد لجستیک امدادی باید به ترکیبی از وزن دهی مناسب اهداف و لحاظ دقیق بحران های ثانویه توجه داشته باشد.
۴۹۰۶.

ارائه یک رویکرد حل برای بهینه سازی شبکه زنجیره تامین حلقه بسته با تمرکز بر اقتصاد چرخشی: کاربرد الگوریتم NSGA-II(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۲
In response to increasing attention to the circular economy, supply chain network design is an effective approach in which firms can integrate and allocate resources and improve their overall performance. This paper presents a multi-objective mathematical model for a multi-echelon multi-product multi-period closed-loop supply chain network, focusing on the circular economy concept. GAMS software is used to find an optimal solution for a small-size problem. However, this problem in large dimensions is included in the class of complex problems known as NP-hard, where obtaining the solution using the exact methods will be very time-consuming and sometimes impossible. Therefore, the specific development of this study is to present an application of the NSGA-II algorithm to solve the proposed model on a large scale. Some examples of small, medium and large problems are solved in 20 and 100 iterations. Then sensitivity analysis and Pareto diagram are presented. A comparison of the results obtained from the NSGA-II algorithm with the exact solution method for small-sized problems confirms the effectiveness of the proposed method for solving large-scale complex problems. Taking environmental and social impacts, as well as economic objectives into account, the results of this paper assist decision-makers in designing their circular supply chain network. Also, the general results of the research are practical for managers who intend to move towards a circular economy, reduce costs, and increase productivity and efficiency.
۴۹۰۷.

تأثیر توانمندی تأمین کنندگان در توالی فعالیت های پروژه توسعه محصول پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۹
تعیین توالی فعالیت های طراحی و توسعه یک محصول پیچیده، همواره امری چالش برانگیز در مدیریت و برنامه ریزی آن بوده است. وجود فعالیت های مختلف با وابستگی اطلاعاتی، زمان و هزینه گوناگون، به خوبی لزوم ارائه یک روش قدرتمند را برای تعیین توالی بهینه فعالیت ها نشان می دهد. با توجه به اینکه ممکن است هر یک از فعالیت های طراحی و توسعه یک محصول پیچیده از سوی تأمین کنندگان متعدد، با توانمندی های مختلف امکان انجام داشته باشد، انتخاب تأمین کننده مناسب برای هر فعالیت، در تعیین توالی فعالیت ها نقش دارد. به همین منظور، یک مدل چندهدفه برای تعیین توالی فعالیت ها با لحاظ کردن توانمندی تأمین کننده ها و با توجه به وضعیت مالی پروژه ارائه شده است. برای تبدیل مدل برنامه ریزی چندهدفه به مدلی تک هدفه، از روش محدودیت اپسیلون تقویت شده استفاده شده است. به علت اختلال در پارامتر زمانِ در دسترس هر دوره، مسئله دارای عدم قطعیت است و سناریوهای مختلفی وجود دارد. نظر به اینکه روش بهینه سازی استوار برای مقابله با ریسک عدم قطعیت کاربرد دارد، در پژوهش حاضر از آن استفاده شده است. در نهایت، کارایی مدل پیشنهادی از طریق پیاده سازی آن در مطالعه موردی طراحی و توسعه توربین گازی بررسی و ارزیابی های لازم برای اعتبارسنجی این مدل در رابطه با نتایج موجود و بهینه معتبر انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در نظر گرفتن توانمندی تأمین کنندگان در انتخاب آنها، مقدار تابع هدف بازخورد را به میزان درخور توجهی کاهش می دهد که این خود به معنای کاهش دوباره کاری ناشی از برون سپاری فعالیت ها و در نتیجه کاهش زمان و هزینه پروژه خواهد بود.
۴۹۰۸.

بهبود عملکرد زنجیره تأمین با استفاده از قرارداد هوشمند مبتنی بر بلاک چین: شبیه سازی رویداد گسسته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: این مطالعه تلاش می کند تا تأثیرات پیاده سازی فناوری بلاک چین بر زنجیره تأمین که از طریق آن قطعات کامپیوتر برای سازمان آموزش و توسعه در اصفهان، ایران تأمین می شود، بررسی کند. روش شناسی: در این مطالعه، با استفاده از شبیه سازی رویداد گسسته قراردادهای هوشمند مبتنی بر شبکه اتریوم، تأثیرات این فناوری بر عملکرد زنجیره تأمین مذکور بررسی می شود. ابتدا با بررسی ساختار فعلی زنجیره تأمین، اعضا و فرآیندها، زیرسیستم های مرتبط که بر عملکرد زنجیره تأمین تأثیر می گذارند شناسایی می شوند. سپس قرارداد هوشمند مربوط به زیرسیستم های انتخاب شده با استفاده از زبان برنامه نویسی سالیدیتی برای شبکه بلاک چین اتریوم توسعه داده می شود. در نهایت، با استفاده از شبیه سازی رویداد گسسته، دو مدل مختلف از فرآیند زنجیره تأمین طراحی می شود، یکی برای نمایش روش فعلی و دیگری که بر اساس فناوری بلاک چین است و برای هر دو مدل، نتایج عملکرد استخراج می شود. نتایج و یافته ها: مقایسه نتایج نشان می دهد که فناوری بلاک چین ظرفیت تأثیر مثبت بر عملکرد زنجیره تأمین را دارد و در حالی که شفافیت را افزایش می دهد و قابلیت ردیابی را بهبود می بخشد، می تواند شاخص های عملکرد را از نظر زمان و هزینه نیز بهبود بخشد. نوآوری و اصالت: به دلیل نوظهور بودن طبیعت بلاک چین، به ویژه کاربردهای آن در زنجیره تأمین، بیشتر تحقیقات انجام شده در این زمینه نظری است و تعداد کمی از پیاده سازی های عملی برای بررسی تأثیرات این فناوری بر مدیریت و عملکرد زنجیره تأمین وجود دارد. در این مطالعه، با استفاده از قراردادهای هوشمند در شبکه اتریوم، ساختار سنتی زنجیره تأمین با زنجیره تأمین مبتنی بر بلاک چین مقایسه می شود.
۴۹۰۹.

یادگیری ماشین با حساسیت هزینه برای پیش بینی نقص های تولید: رویکردی نوین مبتنی بر MetaCost(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
کنترل کیفیت و کاهش هزینه های تولید، به پیش بینی دقیق عیوب در فرآیندهای صنعتی وابسته است. در این پژوهش، رویکرد یادگیری ماشین حساس به هزینه، با استفاده از الگوریتم MetaCost بررسی شده است. MetaCost یک تکنیک پس پردازش برای تبدیل مدل های یادگیری ماشین به مدل های حساس به هزینه است که با در نظر گرفتن ماتریس هزینه خطاها، تصمیم گیری مدل را بهینه می کند. هدف اصلی، کاهش خطاهای منفی کاذب در شناسایی روزهای پرنقص تولید است. برای این منظور، از چندین الگوریتم شامل Random Forest، Gradient Boosting، XGBoost، LightGBM، CatBoost، SVM و رگرسیون لجستیک استفاده شد. داده ها از دیتاست «Predicting Manufacturing Defects» برگرفته از پلتفرم Kaggle، شامل اطلاعات مربوط به 3240 روز تولید صنعتی جمع آوری شدند. نتایج نشان داد که الگوریتم جنگل تصادفی با دستیابی به صحت برابر 96.9% و بازخوانی برابر 98.9 %، بهترین عملکرد را در میان مدل ها داشت. به ویژه توانایی بالای این مدل در شناسایی صحیح روزهای پرنقص، آن را به گزینه مناسبی برای کاربردهای واقعی در صنعت تبدیل کرد. دیگر مدل ها نیز عملکرد پذیرفتنی داشتند؛ اما در مقایسه با Random Forest، در کاهش نرخ منفی کاذب ضعیف تر ظاهر شدند. این نتایج، کارایی رویکردهای حساس به هزینه را در بهبود پیش بینی نقص تولید، تأیید می کند.
۴۹۱۰.

ارائه چارچوب تدوین و اولویت بندی استراتژی های کیفیت مبتنی بر تکنیک های QFD-SECA-MABAC با رویکرد هزینه محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه و اهداف: جهانی سازی، سازمان های تولیدی امروزی را با چالش هایی از جمله بازارهای رقابتی و متنوع، محیط تجاری ریسک پذیر و نامشخص و نیازهای متغیر مشتریان مواجه کرده است در چنین شرایطی کسب مزیت رقابتی صرفاً یک انتخاب محسوب نمی شود؛ بلکه برای بقای سازمان امری حیاتی بوده و موفقیت سازمان در بازارهای ملی و بین المللی را تضمین می کند. مطالعات پیشین نشان می دهند که امروزه بهبود کیفیت مؤثر به یک روش ارزشمند برای تضمین مزیت رقابتی و بهبود عملکرد سازمانی تبدیل شده است. علاوه بر این، بین کیفیت و سطح بهره وری سازمان رابطه معناداری وجود دارد. اتخاذ یک فرآیند تدوین استراتژی کیفیت یکپارچه راهی برای توسعه توانایی استراتژیک سازمان می باشد که منجر به ایجاد نتایج مثبت و مزیت های رقابتی پایدار می گردد. با این حال، استراتژی کیفیت مورد غفلت واقع شده و علی رغم اهمیت و ضرورت آن، خلأ وجود چارچوبی جهت تدوین استراتژی های کیفیت به چشم می خورد. روش ها: تحقیق حاضر از منظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. ما قصد داریم با بهره گیری ماتریس خانه کیفیت رویکرد QFD، یک چارچوب برای تدوین و اولویت بندی استراتژی های کسب وکار، استراتژی های کیفیت و نظام های کیفیتی ارائه می دهیم. بدین منظور در مراحل مختلف پژوهش برای وزن دهی و رتبه بندی استراتژی ها از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره SECA و MABAC استفاده می نماییم. به دلیل ماهیت این تحقیق که ارائه یک چارچوب جهت تدوین استراتژی کیفیت و رتبه بندی آن ها می باشد، جامعه آماری مدیران ارشد سازمان موردنظر می باشند؛ زیرا صرفاً به نظرات و اطلاعات این مدیران نیاز داریم. برای نمونه گیری از روش هدفمند استفاده می نماییم، لازم به ذکر است که در این نوع روش نمونه گیری حجم نمونه مطرح نمی باشد. به منظور انجام مطالعه موردی، داده های اصلی تحقیق با روش میدانی و مصاحبه با مدیران ارشد سازمان و توزیع پرسش نامه میان آن ها جمع آوری شده است. پژوهش حاضر به لحاظ افق زمانی مقطعی محسوب می شود و در این تحقیق به منظور گردآوری اطلاعات، از روش کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شده است. مورد مطالعه یکی از بزرگترین شرکت های تولیدکننده روغن خوراکی خانوار و صنعت با 700 نفر پرسنل است. یافته ها و نتیجه گیری: پس از توزیع پرسش نامه مایلز و اسنو میان مدیران، ۳ استراتژی پیشگامی، تحلیلگری و تدافعی دارای امتیاز بالای ۱۵ (از مجموع ۲۵ امتیاز) شدند و به عنوان ۳ استراتژی منتخب سازمان به عنوان What یا الزامات کسب وکار در سمت چپ ماتریس خانه استراتژی قرار گرفتند. پس از جلسه طوفان فکری، ۵ استراتژی کاهش درصد ضایعات، ارتقاء سلامت محصول، کاهش نرخ محصولات معیوب، افزایش کیفیت مواد اولیه داخلی و خارجی و افزایش کیفیت مواد افزودنی به عنوان استراتژی های کیفیت سازمان موردنظر استخراج شدند. پس از بکارگیری تکنیک SECA، رتبه 3 استراتژی کسب و کار منتخب تعیین شد. بر اساس بیشترین میزان تأثیرگذاری هر یک از 5 استراتژی کیفیت بر روی استراتژی های کسب و کار، به ترتیب اولویت بندی آن ها بصورت ارتقاء سلامت محصول، کاهش درصد ضایعات و افزایش کیفیت مواد افزودنی (به صورت مشترک)، کاهش نرخ محصولات معیوب و افزایش کیفیت مواد اولیه داخلی و خارجی شناسایی شد. مجدداً پس از جلسه طوفان فکری، 5 نظام کیفیت ۶سیگما، ایزو ۹۰۰۱، FMEA ، EFQM و 5S به عنوان نظام های های کیفیت سازمان موردنظر استخراج شدند و با استفاده از روش MABAC، پس از اولویت بندی، ترتیب آن ها بر اساس بیشترین میزان تأثیرگذاری در جهت اجرای استراتژی های کیفیت شرکت به ترتیب، ایزو 9001، شش سیگما، FMEA، EFQM و5S بدست آمد.
۴۹۱۱.

رویکرد نظریه بازی برای سیاست گذاری تعرفه گمرکی دولت در زنجیره تأمین واردات خودروی سبز و غیر سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه و اهداف : با توجه به توسعه روزافزون تجارت بین الملل و ضرورت توجه به ملاحظات زیست محیطی، سیاست گذاری تعرفه ای بهینه برای خودروهای سبز و غیرسبز به چالشی مهم برای دولت ها تبدیل شده است. این مقاله با هدف تحلیل تعامل استراتژیک بین دولت، تولیدکنندگان و نمایندگی های خودرو در زنجیره تأمین واردات، به بررسی تأثیر تعرفه های گمرکی بر قیمت گذاری، سطح خدمات و درجه سبز بودن خودروها می پردازد. به عبارت دیگر، به این مسئله می پردازد که نسبت تعرفه خودروی سبز به غیرسبز چه اثری بر قیمت های تعادلی دارد؟ یا رفتار تولیدکننده خودروی سبز در پاسخ به تغییرات تعرفه گمرکی چگونه است؟ و اینکه دولت چگونه می تواند تعرفه ها را به گونه ای تنظیم کند که هم منافع مالی و هم اهداف زیست محیطی تأمین شوند؟ روش ها : این پژوهش از یک مدل سه سطحی شامل دولت به عنوان سیاستگذار، تولیدکنندگان خارجی خودروهای سبز و غیرسبز، و نمایندگی های فروش داخلی با درنظرگرفتن توابع تقاضای وابسته به قیمت، سطح خدمات و درجه سبز بودن استفاده می کند. از بازی استاکلبرگ برای مدلسازی تعامل سلسله مراتبی دولت (به عنوان رهبر) و سایر اعضا (به عنوان پیرو) استفاده شده به طوری که، مقادیر تعادلی متغیرهای کلیدی شامل قیمت ها، سطح خدمات، درجه سبز بودن محصولات، توابع تقاضا و سودآوری به صورت پارامتریک محاسبه شده است. برای تأیید اعتبار مدل، یک مطالعه موردی انجام گرفته و تحلیل های حساسیت بر روی پارامترهای مهم صورت پذیرفته است. در این مدل، از روش های تحلیلی برای بررسی تعادل بین منافع مختلف بازیگران استفاده شده است. یافته ها: یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که اعمال سیاست های تعرفه ای متفاوت بر خودروهای سبز و غیرسبز تأثیرات قابل توجهی بر عملکرد زنجیره تأمین دارد. هنگامی که تعرفه خودروهای غیرسبز بیشتر از خودروهای سبز در نظر گرفته می شود، قیمت نهایی این خودروها در سطح بالاتری قرار می گیرد، حتی اگر قیمت پایه آنها پایین تر باشد. همچنین، مشخص شد که نحوه تقسیم درآمد بین تولیدکننده و نمایندگی تأثیر مستقیمی بر سودآوری آنها دارد؛ به طوری که با افزایش سهم تولیدکننده از درآمد نمایندگی، سود تولیدکننده افزایش می یابد، در حالی که سود نمایندگی ابتدا روند صعودی داشته و پس از رسیدن به نقطه بهینه، کاهش پیدا می کند. تحلیل ها نشان داد که افزایش نسبت تعرفه خودروهای سبز به غیرسبز تأثیر منفی بر منافع زیست محیطی دولت دارد. با این حال، این تغییر بر سود کلی دولت اثر غیرخطی گذاشته و ابتدا باعث افزایش و سپس کاهش آن می شود. یافته ها حاکی از آن است که سیاست های تعرفه ای می تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای هدایت بازار به سمت محصولات سبزتر عمل کند، اما باید با دقت و در نظر گرفتن تمام جوانب طراحی شوند. نتیجه گیری:   نتایج نشان می دهد که سیاست گذاری تعرفه ای مبتنی بر نظریه بازی می تواند به طور همزمان اهداف اقتصادی و زیست محیطی را محقق سازد. یافته ها حاکی از آن است که تنظیم نسبت بهینه تعرفه خودروهای سبز به غیرسبز نه تنها تعادل مناسبی بین منافع دولت، تولیدکنندگان و نمایندگی ها ایجاد می کند، بلکه می تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای هدایت بازار به سمت محصولات پایدارتر عمل نماید. برای توسعه تحقیقات آتی، پیشنهاد می شود مطالعاتی در زمینه تعمیم ساختار زنجیره تأمین با حضور نمایندگی های خودروهای سبز، بررسی تأثیر تولیدکنندگان داخلی بر رقابت بازار، ارزیابی انواع قراردادهای همکاری بین تولیدکنندگان و نمایندگی ها، تحلیل عوامل مؤثر بر تقاضای مصرف کنندگان و مقایسه سیاست تعرفه ای با دیگر ابزارهای حمایتی انجام پذیرد. چنین پژوهش هایی می تواند به درک عمیق تری از پویایی های این بازار و طراحی سیاست های مؤثرتر بینجامد.
۴۹۱۲.

تأثیر تخصیص غیر بهینه(نادرست) عوامل تولید بر رشد و بهره وری کارگاه های صنعتی ده نفر کارکن و بیشتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش با استفاده از داده های کارگاه های صنعتی با ۱۰ نفر کارکن و بیشتر طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، به بررسی بهره وری کل عوامل تولید (TFP) و نقش تخصیص نادرست منابع در عملکرد صنایع ایران پرداخته است. نتایج نشان می دهد که حذف اختلالات بازار، به ویژه در صنایع شیمیایی، محصولات معدنی غیرفلزی و تولید کک و فرآورده های نفتی، موجب ارتقاء بهره وری می شود، درحالی که صنایعی مانند پوشاک، چرم و تعمیر ماشین آلات بهره وری بسیار پایینی دارند. به طور میانگین، سطح بهره وری فیزیکی بدون مداخلات ساختاری حدود ۵ میلیون میلیون ریال برآورد شده، اما تفاوت های بین صنعتی قابل توجه است. سال ۱۳۹۲ بالاترین سطح کارایی تولید را ثبت کرده، ولی به طورکلی، عملکرد صنایع طی دوره نسبتاً پایین و ناپایدار بوده است. بررسی ها نشان می دهد بازتخصیص منابع در تمام سال ها اثربخشی منفی بر بهره وری داشته و سال ۱۳۹۳ با بیشترین افت TFP (معادل ۶.۹۱- درصد)، نمادی از نارسایی های عمیق ساختاری در اقتصاد صنعتی کشور بوده است. همچنین، اصلاح تحریف های مرتبط با سرمایه گذاری تأثیر بیشتری بر رشد بهره وری نسبت به اصلاح بازار محصول داشته و همبستگی بالای بین این دو حوزه (r=0.75) نشان از پیوند متقابل آن ها دارد. درنهایت، یافته ها بر اهمیت اصلاحات ساختاری در نظام سرمایه گذاری و تنظیم بازار تأکید دارد و تخصیص نادرست منابع، به ویژه در حوزه سرمایه، به عنوان عاملی کلیدی در تضعیف بهره وری صنایع شناسایی شده است.
۴۹۱۳.

بازطراحی فرآیندهای صنعتی با الگو و نشانه گذاری فرآیند کسب و کار: مطالعه موردی برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: صنعت تایرسازی به دلیل نقش حیاتی در کاربرد خودرو و حمل ونقل و وابستگی آن به مشتقات نفتی، جایگاه مهمی در اقتصاد ایران دارد. بیش از 60 درصد مواد اولیه تایرسازی از مشتقات نفتی است و ایران با دارابودن منابع نفتی، از کشورهای مستعد در این صنعت محسوب می شود.این پژوهش با هدف بهبود کارایی و چابکی فرآیند برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی انجام شده است. هدف اصلی این بازطراحی، ایجاد یکپارچگی جریان داده ها و دسترسی لحظه ای به اطلاعات بود. این اقدامات تصمیم گیری را در صنعت تایر تسهیل کرده، سرعت پاسخ گویی به تغییرات بازار را افزایش داده و برنامه های تولید را به هنگام می کند که در نهایت موجب حفظ مزیت رقابتی سازمان های فعّال در این حوزه می شود. وجه نوآورانه این پژوهش در به کارگیری الگو و نشانه گذاری فرآیند کسب وکار برای بازمهندسی فرآیند برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی است. در حالی که در بسیاری از صنایع، مدل سازی فرآیندهای کسب وکار به عنوان ابزاری کلیدی برای بهینه سازی عملیات استفاده شده است، به کارگیری این روش در صنعت تایرسازی تاکنون مورد توجه کافی قرار نگرفته است. این پژوهش با تمرکز بر یکپارچه سازی داده ها، کاهش گلوگاه های اطلاعاتی و افزایش چابکی سیستم، چارچوبی جدید برای بازطراحی فرآیندهای تولید در یک مطالعه موردی تایرسازی در ایران ارائه می دهد که می تواند به عنوان الگویی برای سایر صنایع مشابه مورد استفاده قرار گیرد. روش ها: در این پژوهش کاربردی، از مدل سازی فرآیندهای کسب وکار و «مدل و نشانه گذاری فرآیند کسب وکار» برای بازطراحی فرآیندها و از روش های تحقیق کیفی شامل مشاهده مشارکتی و مصاحبه های عمیق جهت جمع آوری اطّلاعات استفاده شده است. برای تحلیل فرآیندهای کسب وکار و بازمهندسی آن ها، از الگوی پنج مرحله ای منگانلی-کلاین استفاده گردید. این مراحل شامل تعریف اهداف و آمادگی برای پروژه بازطراحی، انتخاب فرآیندهای کلیدی، مطالعه عملکرد فعلی، طراحی فناوری اطلاعات برای فرآیندهای جدید و در نهایت پیاده سازی فرآیندها و محیط های کاری جدید است. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که فرآیند برنامه ریزی تولید با چالش هایی نظیر عدم تطابق اهداف بازاریابی با قابلیت های تولید، فقدان یکپارچگی اطلاعات و ناکارآمدی سیستم های موجود مواجه است. در مدل بازطراحی شده، درخواست های بازار از طریق واحد فروش به سیستم یکپارچه ارسال و داده ها تحلیل، اعتبارسنجی و پردازش می شوند. برنامه تولید ماهانه بر اساس اطلاعات به روز و ظرفیت گلوگاه ها تدوین و تأیید شده، سپس به برنامه روزانه تبدیل و برای اجرا ارسال می شود. در صورت تغییر نیازهای فروش، این تغییرات بررسی شده و فرآیند برنامه ریزی مجدداً طی می شود تا تطبیق پذیری تولید با تقاضای بازار افزایش یابد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از فناوری اطلاعات در بازمهندسی فرآیندهای کسب وکار صنعت تایرسازی، باعث بهبود چابکی و کارایی فرآیند برنامه ریزی تولید می شود. سیستم یکپارچه برنامه ریزی منابع سازمان، کلیه مراحل ظرفیت سنجی و برنامه ریزی ایستگاه های کاری را به صورت خودکار انجام می دهد. این رویکرد، فرآیند تصمیم گیری را تسریع کرده، انعطاف پذیری سازمان را در برابر تغییرات بازار افزایش داده و موجب کاهش زمان پاسخ گویی می شود. از دیگر مزایای این بازمهندسی می توان به بهبود رضایت مشتریان و افزایش بهره وری سازمان اشاره کرد. استفاده از فناوری اطلاعات در این فرآیند، امکان پردازش سریع و دقیق اطلاعات را فراهم کرده و توانایی سازمان در مواجهه با شرایط متلاطم بازار را تقویت می کند. همچنین، این سیستم موجب کاهش تداخلات بین واحدهای سازمانی شده و برنامه ریزی تولید را به طور مداوم بهینه سازی می کند. نتایج تحقیق تأیید می کند که پیاده سازی فرآیندهای بازطراحی شده، علاوه بر بهبود کارایی، به تنظیم دقیق تر برنامه های تولید کمک کرده و مزیت رقابتی سازمان را تقویت می کند.
۴۹۱۴.

ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان لارج با رویکرد تکنیک فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی OPLO-POCOD(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
امروزه یکی از مسئولیت های مهم مدیران سازمان، ارزیابی و انتخاب تأمین کننده است. انتخاب صحیح تأمین کنندگان مواد و خدمات، تأثیرات مثبتی در عملکرد کلی سازمان دارد. یکی از مهم ترین بخش های زنجیره تأمین صنعت تولید فرآورده های نفتی به طور عام و صنعت تولید قیر به طور خاص، پیمانکاران حمل هستند که وظیفه تحویل محصول به مشتری (به عنوان توزیع کننده) را دارند. در این مطالعه، عملکرد پیمانکاران حمل طرف قرارداد شرکت نفت جی بر مبنای مشخصه ها و الزامات مربوط به زنجیره تأمین لارج ارزیابی شده است. معیارهای منتخب برای ارزیابی عملکرد پیمانکاران اشاره شده با توجه به پیشینه تحقیق و نظر کارشناسان صنعت ( روش دلفی فازی) مشخص شدند. در مرحله بعد، وزن معیارها طبق نظر خبرگان و با استفاده از تکنیک بهترین بدترین به دست آمد. درنهایت بر اساس تکنیک جدید فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی ( oplo -pocod )، ارزیابی و رتبه بندی پیمانکاران در بررسی موردی پژوهش انجام شد. نتایج حاصل از سوی اعضای گروه خبره نیز تأیید و استقبال شد و این از اعتبار روش جدید رتبه بندی حکایت داشت.
۴۹۱۵.

حل مسئله چیدمان تسهیلات بیمارستانی با الگوریتم های فراابتکاری، مطالعه موردی: بیمارستان خاتم الانبیای ایرانشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۱
: هدف اصلی مسئله جایابی تسهیلات بیمارستانی، قرار دادن پلی کلنیک ها ، آزمایشگاه ها ، واحدهای رادیولوژی و غیره، به خصوص در بیمارستان هایی با مقیاس بزرگ در مناطقی از پیش تعیین شده است؛ به طوری که هزینه جابه جایی بیماران و کارکنان بهداشت و درمان را به حداقل برساند. ازنظر کارایی بیمارستان لازم است بخش هایی که تعامل بیشتری با هم دارند، نسبت به بخش های با تعامل کم تر، نزدیک یکدیگر قرار گیرند؛ بنابراین یکی از عوامل اصلی برای بالابردن کارایی بیمارستان، کم کردن حرکت بیمار و کادر بهداشت و درمان در داخل بخش ها و بین بخش ها و نیز تا ورودی بیمارستان است . برای این منظور، تابع هدف مناسب را با توجه به فاکتور جابه جایی ، طوری تعریف کردیم که فاصله بین بخش های با تعامل بالا کمینه شود. این امر خود باعث کم شدن بعد مسافت طی شده از سوی بیماران و کادر درمان و همین طور همراهان بیماران (در صورت داشتن همراه) و کاهش هزینه جابه جایی بیماران و افزایش کارایی بیمارستان می شود. همین طور در تابع هدف ، فاصله هر بخش تا ورودی بیمارستان و تعداد بیماران هر بخش را در نظر گرفته ایم تا بخش های پرترافیک نزدیک تر به ورودی بیمارستان قرار گیرند و بیماران برای رسیدن به هر بخش، هزینه کمتری را به لحاظ جابه جایی بپردازند. با توجه به اینکه مسائل جایابی تسهیلات، مسائلی ان پی -سخت هستند، برای حل آنها از الگوریتم های فراابتکاری استفاده می شود. در این مقاله برای حل مسئله به دست آوردن بهترین چیدمان برای بخش های مختلف بیمارستان خاتم الانبیای شهرستان ایرانشهر ، از الگوریتم های فراابتکاری ژنتیک و الگوریتم شبیه سازی تبرید استفاده کردیم. 
۴۹۱۶.

شناسایی هوشمند ناهنجاری در داده های صنعتی نامتوازن با استفاده از مدل XGBoost و الگوریتم ژنتیک (GA) جهت بهینه سازی عملکرد در شناسایی محصولات معیوب در خط تولید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه و اهداف . فرآیند ﺧﻄﻮط تولید و توالی آن ﯾﮑﯽ از روﯾﮑﺮد ﻫﺎی اساسی در برنامه ریزی ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺻﻨﻌﺘﯽ به صورت انبوه است. ﻋﺪم برنامه ریزی در ﺧﻄﻮط و راه کار مناسب برای بهینه سازی سیستم های موثر در فرآیند تولید و مونتاژ، ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ زمان تخصیصی به امر تولید و افزایش زمان های توقف ماشین آلات و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺎﻫﺶ تعداد محصولات تولید از لحاظ تعدادی و نرخ تولید عدم ﮐﺎراﯾﯽ منابع تخصیصی و در اختیار و در نتیجه اﻓﺰاﯾﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎی ﺳﯿﺴﺘﻢ می شود ﮐﻪ همه این ﻋﻮاﻣﻞ در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻬﺮه وری ﭘﺎﯾﯿﻦ و از دست دادن منابع موجود است. از این رو در این پژوهش هدف اصلی شناسایی ناهنجاری ها در فرآیند تولید ویفر های نیمه هادی با استفاده از روش های یادگیری ماشین است. داده های مورد استفاده شامل ویژگی های مختلفی از ویفر های تولیدی است که از یک تولید کننده بزرگ در صنعت نیمه هادی جمع آوری شده و حاوی اطلاعاتی از وضعیت ویفرها در فرآیند تولید است. به منظور بهبود عملکرد مدل و کاهش اثرات منفی داده های پرت، از روش وینزوریزه کردن برای تعدیل مقادیر بسیار دور از میانگین در برخی از ویژگی ها استفاده شد. همچنین، برای آماده سازی بهتر داده ها، ویژگی ها استاندارد سازی شدند تا مدل نسبت به تفاوت مقیاس بین ویژگی ها حساس نباشد. روش ها . در این پژوهش، با استفاده از روش های پیش پردازش داده و همچنین شبیه سازی در نرم افزار پایتون، سعی شد تا دقت مدل در شناسایی ناهنجاری ها افزایش یابد. اولین گام، آماده سازی داده ها و حذف یا تعدیل داده های پرت بود. به دلیل اینکه برخی از ویژگی ها شامل مقادیر بسیار و تعداد زیاد دور از میانگین بودند که می توانستند مدل را دچار انحراف کنند، از روش "وینزوریزه کردن" استفاده شد. وینزوریزه کردن به این معناست که مقادیر بسیار بزرگ و بسیار کوچک هر ویژگی به آستانه های معینی محدود می شوند تا تأثیر آن ها بر عملکرد مدل کاهش یابد. یکی دیگر از گام های کلیدی در این پروژه، کاهش ابعاد داده ها بود. با توجه به اینکه این مجموعه داده شامل ۱۵۵۸ ویژگی است، پردازش و تحلیل تمامی این ویژگی ها نیازمند منابع محاسباتی قابل توجهی است و ممکن است مدل را پیچیده تر از حد لازم کند. از این رو، با بهره گیری از روش "تحلیل تفکیک خطی (LDA) ، ابعاد داده ها به فضای بُعد پایین تری کاهش یافت تا جدایی بهتری بین کلاس های نرمال و ناهنجار ایجاد شود. این کاهش ابعاد به مدل کمک می کند تا طبقه بندی داده ها را با دقت بیشتری انجام دهد و همچنین پردازش محاسباتی ساده تر شود. یافته ها . پس از آماده سازی داده ها، برای استانداردسازی داده ها ازجدول استاندارد آرایه های متعامد در روش تاگوچی استفاده می شود آرایه های متعامد L9(34) به عنوان مناسب ترین طرح برای مدل های سه تا شش انتخاب می شوند. سپس داده ها مربوط به پژوهش با استفاده از مدل XGBoost و الگوریتم ژنتیک برای شناسایی ناهنجاری ها و مقایسه دو مدل استفاده شده است . عملکرد مدل با استفاده از ماتریس در هم ریختگی و منحنی ROC  و کارائی الگوریتم ژنتیک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل توانایی بالایی در شناسایی ناهنجاری ها دارد و مقدار زیر منحنی AUC برابر با ۰.۹۷ به دست آمد. در ادامه، به منظور بهینه سازی بیشتر و مدیریت چالش عدم توازن داده -ها، از الگوریتم ژنتیک (GA) به عنوان یک رویکرد تکاملی برای تنظیم وزن ویژگی ها و آستانه طبقه بندی استفاده شد این نتایج نشان دهنده توانایی مدل در تفکیک نمونه های سالم و معیوب با دقت بالا است. این پژوهش نشان می دهد که با استفاده از تکنیک های مناسب پیش پردازش داده و مدل های یادگیری ماشین، می توان در شناسایی ناهنجاری های تولید و شناسایی قطعات معیوب به نتایج موفقیت آمیزی دست یافت و از ورود محصولات معیوب به بازار جلوگیری کرد. نتیجه گیری . نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که روش XGBoost توانایی بالایی در تشخیص ناهنجاری ها دارد.و همچنین الگوریتم ژنتیک توانسته است معیارهای عملکردی مانند دقت (92.4%)، ، فراخوانی (0.924) و امتیاز (0.913) را بهبود دهد و همگرایی پایداری در طول نسل های مختلف ارائه کند. ترکیب XGBoost و الگوریتم ژنتیک (GA) امکان شناسایی دقیق تر ناهنجاری ها را فراهم کرده و نشان می دهد که این رویکرد می تواند به عنوان یک چارچوب عملی در بهبود کنترل کیفیت، کاهش ضایعات و افزایش بهره وری خطوط تولید مورد استفاده قرار گیرد.
۴۹۱۷.

ارائه یک مدل ریاضی چند محصولی و چند دوره ای برای انتخاب و توسعه تأمین کنندگان پایدار (مطالعه موردی: شرکت خودروسازی زامیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و اهداف : مدیریت زنجیره تأمین در فضای اقتصادی و رقابتی امروز، برای بسیاری از تصمیم گیران این حوزه چالش برانگیز بوده است. وجود تأمین کنندگان مختلف با سطوح کیفی متفاوت، هزینه های بالای تولیدی، هزینه های حمل و نقل و انتظارات از سطح کیفی محصول تولیدی باعث شده است تا تأمین کنندگانی وارد عرصه رقابت شوند که معیارهای قابل قبول را داشته باشند. همچنین نگاه دنیای مدرن به زنجیره تأمین از حالت سنتی آن خارج شده و معیارهای مربوط به پایداری زنجیره تأمین شامل معیارهای زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی بیشتر مورد توجه محققین این حوزه بوده است. توسعه تأمین کننده یک نوع همکاری بین شرکت های تولیدکننده و تأمین کننده است. هدف این مطالعه ارائه یک مدل ریاضی دومرحله ای برای انتخاب و توسعه تأمین کنندگان و بررسی عملکرد آن در شرکت زامیاد (صنعت خودروسازی) می باشد.   روش ها : در مرحله اول مدل ریاضی ارائه شده، شایستگی تأمین کنندگان قدیمی جهت ابقاء مورد بررسی قرار گرفته و در صورتی که فاقد حداقل امتیاز لازم جهت ورود به رقابت باشند، از ورود به مرحله دوم منع خواهند شد. سپس در مرحله دوم مدل ریاضی ارائه شده، تأمین کنندگان منتخب مشخص شده و میزان تولید هر کدام از آن ها در هر دوره تولیدی برنامه ریزی خواهد شد. امکان برنامه ریزی تولید برای تأمین کنندگان نیز در این مدل لحاظ شده و تأمین کننده مجاز است موجودی خود را دچار پس افت کند. علاوه بر برنامه ریزی تولید، ویژگی های محیط چنددوره ای و چندمحصولی نیز در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است. مدل ریاضی پس از خطی سازی به دلیل عدم یکسان بودن جنس توابع هدف با استفاده از روش مجموع وزنی، تبدیل به مدلی تک هدفه و خطی سازی شده است. مدل ریاضی ارائه شده با استفاده از نرم افزار گمس حل شده است. یافته ها و بحث : بر اساس نتایج بدست آمده، در نظرگیری محیط چنددوره ای دو قابلیت را به مدل اضافه نموده است: نخست، این ویژگی باعث می شود تا تأمین کننده امکان برآورده کردن تقاضا به شکل پس افت را داشته باشد که در این صورت هزینه های کلی زنجیره تأمین کاهش پیدا می کند. دوم، این قابلیت باعث خواهد شد تا تأمین کنندگان قدیمی در هر دوره تولیدی امکان توسعه خود را در تمام یا برخی از معیار ها داشته باشند. همچنین، محیط چندمحصولی باعث خواهد شد تا تمامی تأمین کنندگان امکان رقابت برای تأمین حداقل یک محصول را داشته باشند و آزادی عمل بیشتری برای انتخاب تأمین کنندگان وجود داشته باشد. چنانچه تأمین کننده ای بتواند در معیارهای مورد پذیرش برای یک محصول خاص، خود را توسعه دهد می تواند به عنوان کاندید انتخاب به عنوان تأمین کننده آن محصول در نظر گرفته شود. نتیجه گیری : مدل ریاضی ارائه شده، با توجه به محیط چندمحصولی و چنددوره ای، ابزاری کارآمد برای انتخاب و توسعه تأمین کنندگان فراهم می کند و امکان تصمیم گیری بهینه برای شرکت ها را تسهیل می نماید. نتایج حاکی از آن است که این مدل می تواند هزینه های زنجیره تأمین را کاهش داده، عملکرد تأمین کنندگان قدیمی را ارتقا دهد و ورود تأمین کنندگان جدید به رقابت را ممکن سازد.
۴۹۱۸.

شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر فرایند انتقال تکنولوژی در حوزه مهندسی و ساخت خودرو (مورد مطالعه:گروه صنعتی ایران خودرو)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۲
شناسایی عوامل موثر بر فرایند انتقال تکنولوژی یکی از مهمترین پیش نیازهای این فرایند می باشد، فقدان انجام پژوهش در زمینه انتقال تکنولوژی در حوزه مهندسی و ساخت خودرو پژوهشگر را بر ان داشت تا نسبت به انجام این پژوهش اقدام نماید.هدف از انجام این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر فرایند انتقال تکنولوژی و تعیین شکاف های موجود در حوزه مهندسی و ساخت خودرو در گروه صنعتی ایرانخودرو بوده، جامعه آماری تحقیق برای بخش دلفی،10 نفر از خبرگان و برای بخش تحلیل اماری، 93 نفر از افراد صاحبنظر در حوزه مهندسی و ساخت خودرو می باشند.در این پژوهش از ابزار مصاحبه و پرسشنامه باز بهره برداری شد. روش تحقیق دلفی بوده و تحلیل اماری با استفاده از نرم افزارSPSS به روش تحلیل عاملی اکتشافی انجام شده است،. مقادیر ازمونKMO، بارتلت ،r و همچنین شاخص های اشتراک نشان از همبستگی بین متغیر ها داشته و از درجه اعتبار کافی برخوردار می باشد. نتایج نشان داد اگر ایرانخودرو بخواهد 19 شکاف شناسایی شده در حوزه مهندسی و ساخت را مرتفع یا کاهش دهد باید به 3 عامل مشارکت فراسازمانی، زیرساخت، آگاهی و دانش توجه بیشتری نماید.9 شکاف شناسایی شده با توجه نمودن به عامل مشارکت فراسازمانی، 5 شکاف شناسایی شده با مد نظر قرار دادن عامل زیرساخت و 5 شکاف شناسایی شده دیگر نیز با توجه ویژه به عامل آگاهی و دانش قابل کاهش می باشند.
۴۹۱۹.

شناسایی و تحلیل موانع شکل گیری همکاری مبتنی بر مشارکت مردم در بحران های همزمان مبتنی بر نقشه شناختی فازی و مدلسازی چند هدفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: وقوع فجایع همزمان، چه طبیعی و چه انسان ساخت، چالش های عظیمی برای دولت ها ایجاد می کند که معمولا به دلیل محدودیت های منابع، مشکلات لجستیکی و مقیاس وسیع این حوادث قادر به ارائه امدادرسانی سریع و مؤثر نیستند. در این شرایط، همکاری و مشارکت عمومی نقش اساسی ایفا می کند. با این حال، مشارکت مردم در تلاش های امدادی با موانع متعددی مواجه است که کارایی و اثربخشی این تلاش ها را محدود می کند. این مطالعه، هدف خود را شناسایی این موانع و سپس پیشنهاد راهکارها و استراتژی های مؤثر برای افزایش مشارکت عمومی در امدادرسانی قرار داده است. با تمرکز بر شناسایی و غلبه بر این موانع، هدف مطالعه، ارائه نقشه راهی برای بهبود مشارکت جامعه در مدیریت بحران ها است. روش: این تحقیق به روش های چندگانه ای برای تحلیل موانع مشارکت عمومی در امدادرسانی می پردازد. در ابتدا، موانع شناسایی و دسته بندی می شوند و برای تحلیل این موانع از روش نقشه شناختی فازی (FCM) استفاده می شود که یک نمای تصویری از تعاملات پیچیده میان موانع مختلف ارائه می دهد. این روش کمک می کند تا ارتباطات بین عوامل مختلف و تأثیرات آن ها بر مشارکت عمومی در امدادرسانی به طور دقیق تر درک شود. پس از شناسایی موانع، برای انتخاب استراتژی های مؤثر در ارتقاء مشارکت عمومی، از ترکیب روش خانه گسترش کیفیت (QFD) و مدلسازی چندهدفه استفاده می شود. برای حل مدل چندهدفه، از روش محدودیت اپسیلون و نرم افزار Gems بهره برداری شده است تا استراتژی های بهینه برای مقابله با موانع شناسایی شده انتخاب شوند. یافته ها: از طریق مرور جامع ادبیات موجود و مصاحبه با خبرگان، 30 مانع اصلی شناسایی و در چهار دسته کلی شامل توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی افراد، عوامل فرآیندی، عوامل فرهنگی و عوامل زیرساختی طبقه بندی شدند. یافته ها نشان می دهند که مهم ترین موانع مشارکت عمومی در امدادرسانی به شرح زیر است: آموزش عمومی پایین در خصوص امدادرسانی و آمادگی بحران ها، که موجب ناآگاهی عمومی از نحوه واکنش در مواقع بحرانی می شود؛ هماهنگی ضعیف بین دولت ها، سازمان های مردم نهاد و استان ها به دلیل تفاوت اهداف و ماموریت ها، که مانع از تشکیل شبکه ای مؤثر برای امدادرسانی می شود؛ کمبود اعتماد بین مردم و مسئولان، که منجر به تمایل کمتر مردم به مشارکت در تلاش های امدادی و کاهش اثربخشی آن ها می گردد؛ و زیرساخت های ناکافی از جمله مشکلات در ارتباطات و فناوری اطلاعات، که جریان اطلاعات را در زمان بحران مختل کرده و کارایی عملیات امدادرسانی را کاهش می دهد. نتیجه گیری: برای افزایش همکاری مبتنی بر مشارکت عمومی در امدادرسانی، این تحقیق پیشنهاد می کند که استراتژی ها باید بر سه محور اصلی متمرکز شوند: توانمندسازی، زیرساخت ها و فرهنگ. استراتژی های توانمندسازی مانند توسعه آموزش های عمومی در خصوص امدادرسانی و آمادگی بحران ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند تا سطح آگاهی و مشارکت عمومی افزایش یابد. در زمینه زیرساخت ها، باید بر تقویت زیرساخت های فناوری اطلاعات، بهبود شبکه های ارتباطی و تأمین حمایت های مالی و دولتی برای تسهیل عملیات امدادی تمرکز شود. از نظر فرهنگی، ترویج شعائر امدادرسانی و پرورش فرهنگ مسئولیت اجتماعی باید در اولویت قرار گیرد و شهرداری ها و سازمان هایی مانند جمعیت هلال احمر نقش رهبری در این زمینه داشته باشند. با تمرکز بر این سه محور، می توان مشارکت عمومی را به طور مؤثری افزایش داد و به بهبود توانایی های پاسخ دهی و تاب آوری در برابر بحران ها کمک کرد.
۴۹۲۰.

طراحی یک الگوی مفهومی بر اساس شاخص های اکتشافی هوشمندی و زیست محیطی و پیاده سازی آن برای ارزیابی بنادر و کشتیرانی کشور با رویکرد تحلیل تماتیک و استنتاج فازی FIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه و اهداف: صنایع کشتیرانی در بنادر به عنوان یکی از صنایع مادر و راهبردی همواره در طول تاریخ ﻧقش ﻣﻬﻤﯽ را در مدیریت یهینه کسب و کار ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ کشور دارا بوده و همچنین بر اﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر نیز ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬار می باشد. اﻣﺮوزه ترانزیت ﮐﺎﻧﺘﯿﻨﺮی ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ از ﮐﺎﻻ و از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ، ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ اﻗﺘﺼﺎدى، اﻧﻘﻼﺑﻰ در روشﻫﺎى ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﮐﺎﻻ اﯾﺠﺎد ﻧﻤﺎﯾﺪ . اﯾﻦ ﻣﺰاﯾﺎ ﺑﻪ وﯾﮋه در ﺣﻤﻞهای کلان و پر حجم ﭼﺸﻤ ﮕﯿﺮﺗﺮ اﺳﺖ. از اﻣﺘﯿﺎزات دﯾﮕﺮ ترانزیت ﮐﺎﻧﺘﯿﻨﺮی، ﻣﻰﺗﻮان آن را ﺑﺎ ﻫﺮ ﯾﮏ از وﺳﺎﺋﻂ ﻧﻘﻠﯿﻪ اﻋﻢ از ﮐﺸﺘﯽ، ﮐﺎﻣﯿﻮن ﯾﺎ راه آﻫﻦ و ﺣﺘﻰ ﻫﻮاﭘﯿﻤﺎ ایجاد ﻧﻤﻮد. درﺣﻤﻞ ﺑﺎر ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻖ ﺳﻨﺘﯽ، ﻣﺤﻤﻮﻟﻪ ﺑﻪ دﻓﻌﺎت دﺳﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﻰ ﺷﻮد و در ﻫﺮ ﯾﮏ از اﯾﻦ ﻣﺮاﺣﻞ، اﻣﮑﺎن ﺗﺄﺧﯿﺮ و ﺧﺴﺎرت اﺟﺘﻨﺎب ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ اﺳﺖ. در ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ درﺣﻤﻞ ﮐﺎﻧﺘﯿﻨﺮی، اﯾﻦ ﻋﻮارض ﺑﺴﯿﺎر ﺗﻘﻠﯿﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﻧﺎﭼﯿﺰ اﺳﺖ. اﻣﺮوزه ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ درﯾﺎﯾﯽ ﮔﺮاﯾﺶ زﯾﺎدی ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺣﻤﻞ ﮐﺎﻻ ﺑﺎ ﮐﺎﻧﺘﯿﻨﺮ ﻧﺸﺎن می دهد. بنابراین، وﺿﻌﯿﺖ آﯾﻨﺪه ﺑﻨﺎدر را ﻣﯽ ﺗﻮاند در اﻟﮕﻮﻫﺎی واﺑﺴﺘﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺳﺎزی ﻣﺤﺼﻮﻻت، ﺗﺨﺼﺺﮔﺮاﯾﯽ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی و ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه، دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻓﻨﺎوری های نوین، دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻟﺠﺴﺘﯿﮏ، اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺘﺨﺼﺺ، ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺟﻬﺎﻧﯽﺳﺎزی ﺑﺮ ﺑﻨﺎدر و ﺗﻐﯿﯿﺮﻫﺎی ﻓﻨﺎوری ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐرد. به همین دلیل، ﺑﻨﺎدر ﻣﺠﺒﻮرﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺮای ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺎز و ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد در ﺟﻬﺖ از دﺳﺖ ﻧﺪادن ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن، ﺧﺪﻣﺎت ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﻄﻠﻮب و ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ اراﯾﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و ﺑﺮای رﺷﺪ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺧﻮد، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ پیش بینی وﺿﻌﯿﺖ ﺳﺎﯾﺰ ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎ، ﺳﻄﺢ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی و دﯾﮕﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. بر اساس شواهد تجربی، هوشمند شدن روی فرآیندهای کلی زنجیره تأمین موثر است و تحول هوشمند، تحول فرآیند کسب وکار، فرهنگ و جنبه های سازمانی در زنجیره تأمین مستلزم تغییرات اساسی در همه فرآیندها و هوشمند شدن آن ها است که کشتیرانی و بنادر قسمتی از آن است. در ﺣﻮزه ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ درﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻋﻤﺪه ای در ﻓﻨﺎوری ﮐﺸﺘﯿﺮاﻧﯽ رخ داده اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺎز ﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﻨﺪر را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار داده اﻧﺪ و روﻧﺪ اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮات در آﯾﻨﺪه ﺑﯿﺶ از اﯾﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻨﺎوری و ﺗﺴﻬﯿﻼت ﺑﻨﺪر اﺛﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ. در ﺗﻤﺎم ﺑﻨﺎدر ﯾﮏ ﻓﺸﺎر داﺋﻤﯽ ﺑﺮای اﻓﺰاﯾﺶ ﻇﺮﻓﯿﺖ آﻧﻬﺎ وﺟﻮد دارد ﮐﻪ در اﻏﻠﺐ ﻣﻮارد، اﯾﻦ ﺑﻬﺒﻮد ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺗﺠﻬﯿﺰات ﺑﻬﺮه وری ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﻧﯿﺮوی ﮐﺎر ﮐﻤﺘﺮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. از این رو، پیرو موارد مطرح شده در بالا، برای ارتقا صنعت بنادر و کشتیرانی، شاخص های اصلی ارزیابی بنادر سبز و هوشمند طزاحی و ارزیابی می شود. روش: در این مقاله ابتدا شاخص های اصلی ارزیابی بنادر سبز و هوشمند از طریق مطالعه کتابخانه ای شناسایی و سپس با استفاده از رویکرد سیستم تحلیل تماتیک مصاحبه انجام می گیرد و بعد از آن، الگوی مفهومی پژوهش ترسیم می شود. سپس تک تک شاخص ها در الگوی ترسیمی و مفهومی پژوهش با استفاده از استنتاج فازی در نرم افزار متلب مورد ارزیابی قرار می گیرد. یافته ها:  در نهایت، همه شاخص های برگرفته شده در قالب یک شابلون در نرم افزار متلب تعبیه و ارزیابی می شود که بواسطه آن می توان شاخص های هوشمندی و زیست محیطی را در بنادر کشور به منظور ارزیابی برای اولین بار استفاده نمود. نتیجه گیری: در همین راستا بندر انزلی که یکی از بنادر مهم کشور است به عنوان یک نمونه واقعی بررسی شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان