رویکرد نظریه بازی برای سیاست گذاری تعرفه گمرکی دولت در زنجیره تأمین واردات خودروی سبز و غیر سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
214 - 237
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : با توجه به توسعه روزافزون تجارت بین الملل و ضرورت توجه به ملاحظات زیست محیطی، سیاست گذاری تعرفه ای بهینه برای خودروهای سبز و غیرسبز به چالشی مهم برای دولت ها تبدیل شده است. این مقاله با هدف تحلیل تعامل استراتژیک بین دولت، تولیدکنندگان و نمایندگی های خودرو در زنجیره تأمین واردات، به بررسی تأثیر تعرفه های گمرکی بر قیمت گذاری، سطح خدمات و درجه سبز بودن خودروها می پردازد. به عبارت دیگر، به این مسئله می پردازد که نسبت تعرفه خودروی سبز به غیرسبز چه اثری بر قیمت های تعادلی دارد؟ یا رفتار تولیدکننده خودروی سبز در پاسخ به تغییرات تعرفه گمرکی چگونه است؟ و اینکه دولت چگونه می تواند تعرفه ها را به گونه ای تنظیم کند که هم منافع مالی و هم اهداف زیست محیطی تأمین شوند؟
روش ها : این پژوهش از یک مدل سه سطحی شامل دولت به عنوان سیاستگذار، تولیدکنندگان خارجی خودروهای سبز و غیرسبز، و نمایندگی های فروش داخلی با درنظرگرفتن توابع تقاضای وابسته به قیمت، سطح خدمات و درجه سبز بودن استفاده می کند. از بازی استاکلبرگ برای مدلسازی تعامل سلسله مراتبی دولت (به عنوان رهبر) و سایر اعضا (به عنوان پیرو) استفاده شده به طوری که، مقادیر تعادلی متغیرهای کلیدی شامل قیمت ها، سطح خدمات، درجه سبز بودن محصولات، توابع تقاضا و سودآوری به صورت پارامتریک محاسبه شده است. برای تأیید اعتبار مدل، یک مطالعه موردی انجام گرفته و تحلیل های حساسیت بر روی پارامترهای مهم صورت پذیرفته است. در این مدل، از روش های تحلیلی برای بررسی تعادل بین منافع مختلف بازیگران استفاده شده است.
یافته ها: یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که اعمال سیاست های تعرفه ای متفاوت بر خودروهای سبز و غیرسبز تأثیرات قابل توجهی بر عملکرد زنجیره تأمین دارد. هنگامی که تعرفه خودروهای غیرسبز بیشتر از خودروهای سبز در نظر گرفته می شود، قیمت نهایی این خودروها در سطح بالاتری قرار می گیرد، حتی اگر قیمت پایه آنها پایین تر باشد. همچنین، مشخص شد که نحوه تقسیم درآمد بین تولیدکننده و نمایندگی تأثیر مستقیمی بر سودآوری آنها دارد؛ به طوری که با افزایش سهم تولیدکننده از درآمد نمایندگی، سود تولیدکننده افزایش می یابد، در حالی که سود نمایندگی ابتدا روند صعودی داشته و پس از رسیدن به نقطه بهینه، کاهش پیدا می کند. تحلیل ها نشان داد که افزایش نسبت تعرفه خودروهای سبز به غیرسبز تأثیر منفی بر منافع زیست محیطی دولت دارد. با این حال، این تغییر بر سود کلی دولت اثر غیرخطی گذاشته و ابتدا باعث افزایش و سپس کاهش آن می شود. یافته ها حاکی از آن است که سیاست های تعرفه ای می تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای هدایت بازار به سمت محصولات سبزتر عمل کند، اما باید با دقت و در نظر گرفتن تمام جوانب طراحی شوند.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که سیاست گذاری تعرفه ای مبتنی بر نظریه بازی می تواند به طور همزمان اهداف اقتصادی و زیست محیطی را محقق سازد. یافته ها حاکی از آن است که تنظیم نسبت بهینه تعرفه خودروهای سبز به غیرسبز نه تنها تعادل مناسبی بین منافع دولت، تولیدکنندگان و نمایندگی ها ایجاد می کند، بلکه می تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای هدایت بازار به سمت محصولات پایدارتر عمل نماید. برای توسعه تحقیقات آتی، پیشنهاد می شود مطالعاتی در زمینه تعمیم ساختار زنجیره تأمین با حضور نمایندگی های خودروهای سبز، بررسی تأثیر تولیدکنندگان داخلی بر رقابت بازار، ارزیابی انواع قراردادهای همکاری بین تولیدکنندگان و نمایندگی ها، تحلیل عوامل مؤثر بر تقاضای مصرف کنندگان و مقایسه سیاست تعرفه ای با دیگر ابزارهای حمایتی انجام پذیرد. چنین پژوهش هایی می تواند به درک عمیق تری از پویایی های این بازار و طراحی سیاست های مؤثرتر بینجامد.