ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۶۱ تا ۴٬۸۸۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۴۸۶۱.

شناسایی چالش های فناوریهای صنعت 4.0 برای عملیات پایدار در صنایع کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۴۴
از مهم ترین پیامدهای چهارمین انقلاب صنعتی، ترکیب فناوری های پیشرفته دیجیتالی مانند اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و تحلیل داده های بزرگ در بهبود فرآیندها و افزایش بهره وری صنایع است؛ با این حال، کاربرد این فناوری ها در صنایع کوچک و متوسط ( SMEs ) با چالش هایی مواجه است. تحقیقات محدودی درباره پیاده سازی و به کارگیری فناوری های صنعت 4.0 به خصوص با تأکید بر عملیات اخلاقی و پایدار در SME ها انجام شده است؛ زیرا به کارگیری این فناوری ها با توجه به محدودیت ها، هزینه های عملیاتی و مالی دارد و یک چالش مهم برای این صنایع است. در پژوهش حاضر، پانزده چالش اصلی تأثیرگذار نقش فناوری های صنعت 4.0 در عملیات اخلاقی و اقتصاد دایره ای صنایع کوچک و متوسط شناسایی شدند. در این راستا، طراحی پرسش نامه پس از تأیید روایی از سوی خبرگان و پایایی آن با ضریب الفای کرونباخ 0.875، از سوی 345 کارشناس فعال صنعتی در صنایع مستقر در شهرک های صنعتی استان آذربایجان شرقی تکمیل شدند؛ سپس روابط تعاملی تأثیرگذاری، تأثیرپذیری، ضریب نفوذ چالش ها، دسته بندی و رتبه بندی اهمیت نسبی عوامل علت و معلولی و تحلیل حساسیت آنها بررسی شده اند که در پژوهش های دیگر ملاحظه نمی شود . نتایج پژوهش نشان داد که به ترتیب چالش های اصلی کمبود آگاهی از صنعت 4.0، کمبود زیرساخت مبتنی بر فناوری اطلاعات، کمبود نیروی کارآزموده مرتبط، پایین بودن آگاهی از سیاست های صنعت 4.0 و پشتیبانی پایین مدیریت از این حوزه از چالش های اصلی اند. برای دستیابی به شایستگی و عملیات پایداری و اخلاقی در SME ها، مطابق چالش های اولویت دار نسل چهارم انقلاب صنعتی، با افزایش آگاهی و آموزش نیروها در استفاده از اینترنت توأم با ایجاد زیرساخت نرم افزار و سخت افزار مثل دسترسی به رایانه های رومیزی مبتنی بر فناوری اطلاعات امکان پذیر است.
۴۸۶۲.

رویکردی نوین در کنترل کیفیت فرآیندهای تولیدی چند متغیره مبتنی بر تحلیل مؤلفه های اصلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۶
در بسیاری از مسائل علمی و صنعتی، داده های چندمتغیره نقش اساسی در توصیف و تحلیل پدیده ها دارند. با توجه به همبستگی میان این متغیرها، روش های آماری سنتی، که بر تحلیل تک متغیره تکیه دارند یا فرض استقلال میان متغیرها را در نظر می گیرند، دقت و کارایی مطلوبی ندارند. در چنین شرایطی، استفاده از تکنیک های پیشرفته مبتنی بر محاسبات ماتریسی ضرایب همبستگی میان متغیرها، امری ضروری است. در صنعت فولاد، نظارت بر کیفیت فرآیندهای تولیدی، اهمیت بالایی دارد و یکی از چالش های اساسی در این حوزه، شناسایی سریع و دقیق نوسانات فرآیند با استفاده از روش های آماری پیشرفته است. در این پژوهش، یک مدل تصمیم گیری مبتنی بر تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) و نمودارهای کنترلی چندمتغیره T²، MCUSUM  و MEWMA ارائه شده است که امکان انتخاب بهینه ترین نمودار کنترلی را متناسب با ویژگی های آماری داده های تولیدی، فراهم می آورد. اجرای الگوی پیشنهادی در صنعت فولاد مبارکه، نشان داده است که این رویکرد باعث افزایش 20درصدی دقت و 35درصدی سرعت شناسایی تغییرات فرآیندی نسبت به روش های سنتی شده است. این بهبودها در نهایت به افزایش 15درصدی کیفیت محصولات نهایی منجر شده است. همچنین مقایسه عملکرد مدل با روش های سنتی، نشان می دهد که نمودارهای کنترلی چندمتغیره مانند T² هتلینگ، در 92درصد موارد تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره را به طور صحیح شناسایی کرده اند؛ در حالی که این عدد در روش های تک متغیره، حدود 68درصد بوده است.
۴۸۶۳.

Modeling Lean Manufacturing Strategies in the Supply Chain of Natural Stone Industry: A Hybrid Simulation and Multi-Criteria Decision-Making Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۵
Objective : Reducing waste and improving productivity are crucial challenges in today’s competitive manufacturing landscape. Lean production tackles these issues by eliminating activities that do not add value, cutting costs, and enhancing quality. However, the success of lean implementation relies on selecting strategies that align with an organization’s operational context. This study evaluates four fundamental lean strategies under various production conditions: Work-in-Progress (WIP) Inventory Reduction, Batch Size Reduction, Setup Time Reduction, and Multi-skilled Workforces. Methods : A hybrid methodology was utilized, integrating discrete-event simulation (DES) with multi-criteria decision-making (MCDM). Six scenarios were modeled, varying production capacity (low, medium, and high) and work shift schedules (one or two shifts). The Best-Worst Method (BWM) was employed to determine the weights of the evaluation criteria: total cost, available inventory, waiting time, and lead time. The VIKOR method was then used to rank the strategies for each scenario. Results : The results indicate that total cost (weight = 0.54) is the most critical evaluation criterion, followed by available inventory (0.27), waiting time (0.11), and lead time (0.08). Both simulation and VIKOR analyses demonstrated a contextual pattern: reducing setup time was more effective than other strategies in low-capacity environments. In contrast, reducing batch size consistently ranked highest in medium and high-capacity environments, regardless of the shift schedule. Conclusion : The findings highlight that lean strategies' effectiveness depends on the context. Reducing setup time is most beneficial for resource-limited systems, while reducing batch size offers greater advantages in high-output environments. The hybrid simulation-MCDM framework created in this study is a structured and objective tool for managers, allowing them to choose lean strategies aligned with their specific operational conditions. This, in turn, enhances supply chain performance and fosters long-term competitiveness.
۴۸۶۴.

استراتژی های بهبود در صنعت آب و فاضلاب: مدلسازی پویا و مدیریت عملکرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۰
این پژوهش به بررسی تأثیر استراتژی های بهبود بر شاخص های کلیدی عملکرد در صنعت آب و فاضلاب با بهره گیری از رویکرد پویایی سیستم پرداخت. هدف اصلی مطالعه، توسعه مدل هایی جامع برای شبیه سازی روابط پیچیده و تعاملات میان استراتژی ها و متغیرهای عملکردی با هدف ارتقای پایداری و مدیریت عملکرد بود. شاخص های عملکرد به دو دسته ورودی (شامل دوره وصول مطالبات، سرانه بدهی آحاد مشترکین، آب به حساب نیامده و سهم هزینه نیروی کار به فروش) و خروجی (شامل نسبت گردش دارایی ها، پوشش سرانه مشترکین، رشد بازار آب و فاضلاب و درجه حرفه ای کارکنان) تقسیم شدند. براساس ادبیات پیشین، اسناد بالادستی، گزارش های شرکت های آب و فاضلاب و نظرات خبرگان، ۱۴ استراتژی بهبود برای ارتقای عملکرد شناسایی و تبیین گردید. سپس دو مدل پویایی سیستم برای تحلیل این شاخص ها طراحی و توابع ریاضی مرتبط با هر متغیر تعریف شد. شبیه سازی سناریوهای تدوینی نشان داد که اعمال استراتژی ها، به کاهش دوره وصول مطالبات و سهم هزینه نیروی کار به فروش، و همچنین بهبود نسبت گردش دارایی ها، پوشش سرانه مشترکین، رشد بازار و ارتقای درجه حرفه ای کارکنان منجر شده است. این پژوهش ابزاری کارآمد برای تحلیل سیستماتیک عملکرد و تصمیم گیری استراتژیک در صنعت آب و فاضلاب ارائه نمود.
۴۸۶۵.

مدیریت ریسک زنجیره تأمین در صنعت فولاد: رویکرد تحلیل استواری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۶۲
با توجه به پیچیدگی های جوامع کنونی و عوامل گوناگون دخیل در حیات صنایع، سازمان ها همواره در معرض ریسک ها و عدم قطعیت هایی اند که بقایشان را تهدید می کنند. یکی از اصلی ترین ریسک های موجود برای صنایع، ریسک های زنجیره تأمین هر صنعت است. به منظور کاهش یا حذف کلی ریسک در طول زنجیره تأمین، نیاز به شناسایی و اولویت بندی ریسک احساس می شود تا سناریوهایی در جهت مدیریت بهتر این ریسک ها، ارائه شود. در همین راستا، هدف پژوهش، انتخاب بهترین سناریو در شرایط مواجه با ریسک است. مورد مطالعه این پژوهش، شرکت مجتمع فولاد اردکان است و درباره دو کارخانه گندله سازی و آهن اسفنجی نیز بحث و بررسی شد. پس از شناسایی ریسک های زنجیره تأمین مربوط به این شرکت، با استفاده از روش PESTEL، نظر خبرگان صنعت، بررسی پیشینه پژوهش و بازدیدهای میدانی، اساسی ترین سناریوهای رخداد ریسک ها انتخاب و با استفاده از روش بهترین – بدترین بر اساس احتمال رخداد رتبه بندی شدند. در مرحله بعد، 14 سناریو به عنوان محتمل ترین سناریوهای رخدادپذیر انتخاب شدند و سپس این سناریوها با روش تحلیل استواری و در 4 دسته کلی بر اساس راهبردهای حل دسته بندی شدند که شامل راهبردهای تمرکز، تنوع، تدافعی و یکپارچگی بودند و درصد موفقیت هر راهبرد در شرایط ریسک ارائه شد. در نهایت، نتایج سناریوها به طور کامل و بر اساس شباهت در رویکرد حل بر اساس راهبرهای کلی بیان شد تا بهترین نتایج برای مطالعه موردی پژوهش به ارمغان آید.
۴۸۶۶.

Relief Logistics Network Design for Facility Location and Flow Allocation under Environmental Considerations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۶
Objective : This paper develops a single-objective and a bi-objective mixed-integer linear programming model to optimize the post-earthquake relief logistics network involving transfer points, hospitals, and relief centers in Tehran, Iran. The primary aim is to minimize the total time required to transfer injured individuals through the system, while the bi-objective model additionally minimizes penalties for failing to transfer casualties due to capacity shortages.  Methodology: The methodology involves formulating location-allocation models in which demand points, transfer points, hospitals, and relief centers are represented by specific capacity and travel-time parameters. The models are applied to two earthquake scenarios in south-central Tehran: a magnitude-6 event with lower casualties and selective facility activation, and a magnitude-7 event requiring full capacity utilization and a 30% assumed increase in hospital capacity. Results : The model’s effectiveness in optimizing the relief network is demonstrated. For the magnitude-6 scenario, the model selects 10 transfer points, 15 hospitals, and 25 relief centers to minimize total transfer time. For the magnitude-7 scenario, utilizing all available facilities, the model optimally allocates casualties despite severe capacity constraints. Conclusion : The proposed models offer a practical decision-support tool for designing efficient humanitarian supply chains in earthquake-prone urban areas. They underscore the necessity of pre-disaster planning, including establishing transfer points with triage and outpatient capabilities, increasing hospital surge capacity, and ensuring public awareness to direct casualties to designated transfer points.
۴۸۶۷.

تحلیل توانمندی-جذابیت کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در صنعت مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۴
صنعت مواد غذایی در انقلاب صنعتی چهارم به ویژه با فناوری اینترنت اشیا متحول شده است. این فناوری با اتصال اجزای مختلف کارخانه به صورت باسیم و بی سیم، کارایی را افزایش داده و زمینه ساز توسعه کارخانه های هوشمند و اهداف پایداری شده است. هدف این پژوهش تحلیل توانمندی و جذابیت کاربردهای اینترنت اشیا در صنعت مواد غذایی بر اساس شاخص های پایداری و قابلیت شرکت های فعال در صنعت مواد غذایی استان تهران در پیاده سازی این فناوری است. ابتدا با مرور نظام مند ادبیات، کاربردهای اینترنت اشیا در صنعت مواد غذایی و شاخص های جذابیت از منظر پایداری و توانمندی شناسایی شدند. خبرگان پژوهش متخصصان صنعت مواد غذایی استان تهران با سابقه مشارکت در پروژه های پیاده سازی فناوری اینترنت اشیا هستند. با طراحی و توزیع پرسشنامه ها به روش بهترین-بدترین، وزن شاخص ها تعیین شد. سپس ماتریس های تصمیم برای ارزیابی کاربردها بر اساس شاخص های جذابیت (پایداری) و توانمندی به صورت جداگانه تشکیل گردید و امتیاز هر کاربرد تعیین شد. با روش تاپسیس، امتیاز نهایی کاربردها استخراج و بر اساس ماتریس توانمندی-جذابیت، اولویت بندی انجام گرفت. نتایج نشان داد مهم ترین کاربردهای اینترنت اشیا با جذابیت و توانمندی بالا در شرکت های فعال در صنعت مواد غذایی استان تهران، شامل «جمع آوری داده در زمان واقعی»، «مدیریت موجودی مواد و بازپرسازی قفسه»، «مدیریت مصرف انرژی» و «سیستم هوشمند شناسایی حریق» است. یافته ها راهنمایی ارزشمند برای شناسایی و به کارگیری کاربردهای اینترنت اشیا در صنعت مواد غذایی در کشور با توجه به ظرفیت و زیرساخت شرکت های فعال ارائه می دهد.
۴۸۶۸.

طراحی سبد بهینه محصول با ارزیابی تأمین کنندگان پایدار به روش ترکیبی تاپسیس و کوداس: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۹
امروزه تغییرات سریع فناوری، چرخه عمر کوتاه محصولات، فشار برای تغییر و رقابت مستمر جهانی، انتخاب صحیح کسب و کار و سبد محصولات را به امری استراتژیک تبدیل کرده است. شرکت ها باید سبد محصولات موجود خود را مطابق با تغییرات نیازمندی های مشتریان بهبود دهند تا زمان تولید، هزینه و ریسک های محصول در مقایسه با طراحی یک محصول جدید، کاهش یابد. با توجه به آنکه درصد بالایی از هزینه ها به خرید، تأمین و ارتباط با تأمین کنندگان اختصاص دارد، اگر شرکتی قادر به ارزیابی درست و مناسب تأمین کنندگان پایدار نباشد، در بلند مدت با مشکلات بسیاری مواجه می شود. هدف از این مقاله، طراحی سبد بهینه محصول با ارزیابی تأمین کنندگان پایدار شرکت پارس توان پرسام است که سازنده قطعات خودرویی است. ابتدا تأمین کنندگان پایدار ارزیابی می شوند و در نهایت با انتخاب تأمین کنندگان پایدار، سبد بهینه محصول برای پشتیبانی از تصمیمات مدیریتی و بهبود عملکرد تولید در صنایع خودروسازی پیشنهاد می شود. عوامل مربوط به موضوع با طراحی پرسش نامه (12 شاخص پایداری و 5 شاخص سبد) و مصاحبه خبرگی با 10 نفر از متخصصان در مجموعه شرکت پارس توان پرسام گردآوری و صحه گذاری شد؛ سپس انتخاب تأمین کنندگان پایدار شرکت با استفاده از تکنیک تاپسیس و طراحی سبد، با استفاده از تکنیک کوداس انجام شد. یافته های این تحقیق نشان می دهد شرکت مس کرمان، سبدی است که در شرایط بحرانی و حیاتی با تأمین کنندگان شرکت به صورت پایدار و مداوم، تولیدات شرکت را به کیفیت و سود و به حد مطلوب می رساند . برای شرکت، تأمین کننده مس باهنر کرمان، پایدارترین تأمین کننده در اولویت اول و شرکت قطعات آمیتیس با اولویت ششم، ناپایدارترین شناخته شد. در شاخص های قیمت، کیفیت، لجستیک معکوس، ضایعات و مسائل زیست محیطی، شرکت مس باهنر کرمان بهتر شناخته شد؛ اما از لحاظ فناوری، شرکت آمیتیس و تراش لیا بالاترند، ولی ریسک بیشتری هم دارند. رعایت مسائل زیست محیطی در شرکت نگین آلومینیوم، کمترین شناخته شد. همچنین بنا به شرایط بحرانی شرکت و بدون در نظر گرفتن سود و دیگر مزایا، تنها برای بقای سازمان سبد محصولات براساس نتایج حاصل از تکنیک کوداس، انواع بوش و بدنه پمپ در اولویت است. با توجه به نتایج به دست آمده در صنعت مطالعه شده، به منظور ارزیابی تأمین کنندگان پایدار در پروژه های صنعتی و مدیریت بهینه سبد محصول، توجه بیشتر به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به صورت هم زمان و یکپارچه بسیار حائز اهمیت است.
۴۸۶۹.

Evaluating Cybersecurity Risks in IoT-Enabled Retail: A Hybrid Pythagorean Fuzzy-SWARA–ARTASI Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
Objective : This study aims to identify and prioritize cybersecurity risks associated with IoT applications in the retail sector, an area critical to digital transformation and operational resilience. Given the challenges managers face in evaluating threats under uncertainty, the study introduces a novel methodological framework to enhance risk-based decision-making and strategic resource allocation.  Methodology: A hybrid approach combining Pythagorean fuzzy SWARA (PF-SWARA) and an alternative ranking technique based on adaptive standardized intervals (PF-ARTASI) within the FMEA framework is proposed. PF-SWARA is used to weight evaluation criteria, and PF-ARTASI ranks the identified risks. The model is applied to a case study in Iran’s retail sector. Sensitivity and comparative analyses are conducted to validate the robustness and effectiveness of the method. Results : The findings show that "Insecure Firmware/Software and Inadequate Patch Management" is the top cybersecurity risk, followed by "Lack of Standardization and Interoperability Issues" and "Physical Security concerns". The proposed PF-SWARA–ARTASI approach outperforms traditional FMEA and PF-MOORA methods in terms of result consistency, robustness, and practicality under uncertain conditions. Conclusion : This research makes four contributions: (1) It proposes the first integration of PF-SWARA and PF-ARTASI within FMEA; (2) applies a novel ranking method for risk prioritization; (3) provides an actionable list of prioritized cybersecurity risks in IoT-enabled retail; and (4) validates the model through extensive sensitivity and comparative analysis. The study provides a valuable decision-making tool for IT managers and contributes to the existing literature on fuzzy risk assessment in retail contexts.
۴۸۷۰.

بررسی روابط علّی متغیرهای مؤثر در اکوسیستم نوآوری شرکتی مورد مطالعه، فولاد مبارکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۱
در فضای کنونی حاکم بر کسب وکارها، با توجه به میزان عدم قطعیت ها و پیچیدگی، صاحبان بنگاه ها به این نتیجه رسیده اند که بقا و تداوم حرکت بنگاه در مسیر توسعه، به توجه به معیارهای جدیدی نیازمند است. به عبارت دیگر، تنها عملکرد بنگاه در تعامل فعال با بازیگران پیرامونی در راستای پیشبرد نوآوری و تحول در مبانی مدیریت، با محوریت تعامل در یک بستر زنده و رو به تکامل، ضامن صحت مسیر توسعه بنگاه است. مفهوم اکوسیستم نوآوری، یک مفهوم بنیادین به شمار می رود و برای این نگرش جدید، به راهکار نوین مذکور مطرح شده است. تحلیل صحیح شاخص های پویایی و بقای اکوسیستم، به شناسایی کاستی های ساختاری، عملکردی و راهبردی در اکوسیستم کمک می کند و در صورت لزوم، بازیگران کلیدی را به اصلاح و بازتعریف سازوکارها و حتی نقش ها در اکوسیستم سوق می دهد. این مطالعه برای تحلیل فضای پیچیده و بسیار پویای اکوسیستم، ابتدا عوامل و متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم را در طول زمان شناسایی و با روش دلفی فازی ، این متغیرها را غربال کرده است؛ سپس برای نشان دادن تعاملات در بستر اکوسیستم، نمودار روابط علّی متغیرها را ترسیم کرده است. درنهایت، اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه به عنوان یک نمونه با فرآیند فوق، تحلیل شده است. در این پژوهش، 28 متغیر تأثیرگذار بر شرایط اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه، در قالب چهار زیرسیستم ارتباطات، توانمندی ها، اقتصاد و پایداری اکوسیستم دسته بندی شده اند؛ سپس با الگوگیری از پیشینه پژوهش در کنار بهره گیری از نظرات خبرگان، روابط علّی این متغیرها شناسایی و نمودار روابط علّی متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه با توجه به زیرسیستم های مذکور، ارائه شده است.
۴۸۷۱.

مدلسازی ریاضی دو هدفه برای طراحی شبکه های زنجیره تأمین تاب آور حلقه بسته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۸
هدف : در محیط های عملیاتی پر اختلال و همراه با ریسک بالا، طراحی صحیح شبکه زنجیره تأمین می تواند عواملی مانند تأمین پایداری، کاهش اختلال و افزایش توان اطمینان را به موجب تأمین و استمرار فعالیت، بیشتر کند. برای جلوگیری از ناکارآمدی های ناشی از طراحی های مجزا، لازم است که طراحی شبکه های مستقیم و معکوس به هم ادغام شود. در زنجیره تأمین حلقه بسته، علاوه بر جریان عادی کالا که از تأمین کننده به مصرف کنندگان نهایی منتقل می شود، به جریان معکوس محصولات برای بازیافت، بازسازی یا انهدام نیز توجه می شود. روش شناسی پژوهش : در این تحقیق یک شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور تحت شرایط ریسک های احتمالی و اختلال در سطوح تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و مشتریان طراحی شده است. مدل پیشنهاد شده قادر است به صورت همزمان تعداد گره ها را ماکزیمم و هزینه کل را کمینه نماید. مسئله بهینه سازی چند هدفه با استفاده از روش معیار جامع به ازای P = 1 و P = 2 حل شده است. یافته ها : بر اساس نتایج حاصل شده، مدل پیشنهادی قادر است مقدار محصولات تولید شده، میزان تولیدات با ظرفیت بالا، مسیر انتقال محصولات، میزان جریان محصولات در هر مسیر و مقدار توابع هدف را تعیین نماید. سرانجام، یک تحلیل حساسیت بر روی پارامتر احتمال رخداد خرابی در گره و مسیر انجام شده است. طبق نتایج تحلیل حساسیت مشاهده شده است که اگر بروز خرابی در هر مسیر کاهش یابد، بیشترین بهبود در تابع هدف دوم حاصل می شود. اصالت / ارزش افزوده علمی : ارزش این پژوهش در طراحی یک مدل زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور است که به طور همزمان بهینه سازی چند هدفه و تحلیل حساسیت را برای مقابله با اختلالات در سطوح مختلف زنجیره در نظر می گیرد. این مدل توانایی تصمیم گیری جامع و دقیق تری برای مدیران زنجیره تأمین در شرایط پرریسک فراهم می سازد.
۴۸۷۲.

Industry 4.0-enabled Customer-Centric Supply Chain Processes in Creative Industries: A Meta-Synthesis Framework(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۴
Objective : This study addresses the critical gap in understanding how Industry 4.0 technologies—Artificial Intelligence (AI), Internet of Things (IoT), blockchain, and Extended Reality (XR)—synergistically transform customer-centric supply chains in creative industries (e.g., music, fashion, film). It moves beyond fragmented analysis to develop a unified framework for customer-integrated value delivery. Methodology: A systematic meta-synthesis was conducted following established seven-stage protocols. A targeted search across Scopus and Web of Science (2016–2025) identified relevant literature. After stringent screening and quality appraisal (the Critical Appraisal Skills Programme (CASP) checklist), 59 high-quality publications were analyzed through iterative coding and thematic analysis. Results : The analysis produced a novel framework of five interdependent components: (1) Customer-Integrated Value Creation (e.g., AI co-design), (2) Omnichannel & Immersive Fulfillment (e.g., XR commerce), (3) Dynamic Value Capture Models (e.g., fan-driven financing), (4) Algorithmic & Gamified Community Engagement , and (5) Networked Co-Creation Ecosystems . The framework demonstrates how AI, IoT, blockchain, and XR interconnect to transform linear supply chains into agile, experiential, community-integrated value networks. Conclusion : This study presents the first synthesized framework for Industry 4.0-enabled, customer-centric supply chains in creative industries. It bridges technology, culture, and operations management, offering researchers a structured model for future inquiry and providing practitioners with a strategic roadmap for building responsive, community-driven operations. The research fills a significant literature gap and offers a blueprint for competitive advantage in the digital creative economy.
۴۸۷۳.

ارائه یک مدل جدید بهینه سازی مبتنی بر شبیه سازی برای مسئله انتخاب و زمان بندی سبد پروژه با در نظر گرفتن اثرات و برهمکنش های بین ریسک های پروژه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۱
تکمیل به موقع پروژه ها و در محدوده بودجه پیش بینی شده، یکی از اهداف اصلی سازمان های پروژه محور می باشد. ریسک های پروژه ها، دستیابی به این اهداف را برای اکثر سازمان ها با چالش های زیادی مواجه نموده است. در بسیاری از موارد، وابستگی متقابل ریسک ها در پروژه های مختلف به پیامدهای ناخواسته منجر می شود که سبب تشدید مشکلات موجود می شود. برای مقابله با این چالش ها، این مقاله یک مدل سازی جدید برای مسئله دوهدفه انتخاب و زمان بندی سبد پروژه ها ارائه می دهد. هدف اول، حداکثر کردن سود سبد پروژه با در نظر گرفتن تأثیرات هزینه ای تجمیعی ریسک ها بر فعالیت های پروژه ها است. هدف دوم نیز به حداقل رساندن زمان اجرای سبد پروژه است. برای ارزیابی تأثیرات ریسک ها و اثرات برهمکنشی بین آنها، توابع هدف بر اساس روش شبکه های بیزین توسعه داده شده اند. مدل های ریاضی موجود برای مسئله یکپارچه انتخاب و زمان بندی سبد پروژه دارای محدودیت های قابل توجهی از جمله عدم در نظر گرفتن عوامل ریسک و وابستگی های بین آنها بر زمان و هزینه فعالیت ها هستند. به عنوان روش حل، رویکرد تقریبی مبتنی بر شبیه سازی برای ایجاد مدل سازی خطی مسئله توسعه داده شده است. از آنجا که این رویکرد، یک مدل سازی ریاضی چندهدفه را ایجاد میکند، روش برنامه ریزی محدودیت اپسیلون تقویت شده برای حل آن استفاده شده است. به منظور اعتبارسنجی مدل پیشنهادی، رویکردهای مدلسازی و حل مسئله در یک مثال عددی پیاده سازی شد. نتایج پیاده سازی مدل، کارایی مدل را در مقایسه با مقادیر حل دقیق مسئله تایید نمود.
۴۸۷۴.

نگهداری و تعمیرات هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء با رویکرد «ناب، چابک، تاب آور، سبز»: یک فراترکیب در صنعت هواپیمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: فرآیند نگهداری ، تعمیرات و بازآماد هواپیما از جمله اقدام های پر اهمیت، گران و تخصصی در صنعت هواپیمایی است که اقدام درست در آن اطمینان و راحتی خیال مشتریان و سوددهی را فراهم می آورد. این صنعت به علت اهمیت صلاحیت پروازی یک هواپیما که ضامن جان مسافران و سلامت هواپیما است، بسیار نسبت به تغییرات و بکارگیری فناوری های نوین تحول گرا سخت گیر است و این موضوعات را با قوانین و رویه های متعدد نیازمند بررسی و تأیید می داند. به طور کلی این فناوری موجب ارتباط بین سیستم ها، زیر سیستم ها و انتقال داده ها بین آن ها می شود و می تواند داده های در لحظه ای را در اختیار پردازشگر قرار دهد که به موجب به کارگیری الگوریتم های هوش مصنوعی داده های پرداش شده، می تواند اطلاعات ارزشمندی در زمینه پیشگویی اقدامات مرتبط با نگهداری و تعمیرات ایجاد گردد. با توجه به بررسی های انجام شده این فناوری خود می تواند نمایانگر ویژگی های رویکرد "ناب، چابک، تاب آوری، سبز" گردد، بدین ترتیب در این پژوهش سعی شده است این فناوری در کنار رویکرد مذکور مورد بررسی قرار داده شود تا موجب ارائه مدل تبیینی جامع و نوین از مؤلفه های نگهداری تعمیرات هوشمند با رویکرد"ناب، چابک، تاب آور، سبز و در بستر فناوری تحول آفرین اینترنت اشیاء گردد. روش: در این پژوهش از روش فراترکیب استفاده می گردد به این ترتیب که با استخراج سوالات پژوهش، جست و جوی تمامی مقالات از سال 2015 تاکنون و در پایگاه های: وب آف ساینس، اسکوپوس، گوگل اسکالر و جهاد دانشگاهی و ایرانداک و با اعمال قیدهای مربوطه، ارزیابی مقالات با استفاده از ابزار برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی، استخراج اطلاعات از مقالات، تجزیه و تحلیل و ترکیب نتایج، کنترل کیفیت پژوهش، نتایج و یافته ها ارائه می گردد. به این ترتیب تعداد 333 مقاله استخراج می گردد که پس از پالایش مقالات از نوع: عناوین، چکیده و کیفیت، از تعداد 35 مقاله مقوله های اصلی و فرعی بدست می آید. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، 44 کد باز عوامل مرتبط با نگهداری و تعمیرات هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء و با رویکردهای «ناب، چابک، تاب آور، سبز» و بر بستر اینترنت اشیاء را تبیین کردند که با بررسی مفاهیم نزدیک به هم این کد ها به 20 کدمحوری منتهی گردید و در مرحله آخر کدهای محوری در چهار مقوله اصلی دربرگیرنده: انگیزه های درون سازمانی، انگیزه های برون سازمانی، تصمیم گیری مبتنی بر داده، مدیریت سرمایه انسانی دسته بندی شدند. بر اساس یافته های پژوهش، در مقوله اصلی «انگیزه های درون سازمانی» دربرگیرنده هشت کد باز در قالب پنج کد محوری «کاهش هزینه ها و افزایش سود آوری» و «یکپارچگی جریان داخلی اطلاعات»، «تصمیم گیری گروهی»، «گردش مالی»، «محدودیت های مالی» است. در مقوله «انگیزه های برون سازمانی» هشت کدباز در قالب چهار کدمحوری «جلب رضایت مشتری»، «تقاضای اجتماعی»، «یکپارچگی جریان خارجی اطلاعات»، «الزامات قانونی» دسته بندی شدند. در مقوله«تصمیم گیری مبتنی بر داده» 16 کدباز در قالب6 کد محوری «گردآوری هوشمند اطلاعات»، «کیفیت اطلاعات» و «تصمیم گیری مبتنی بر داده»، «امنیت اطلاعات»، «تصمیم گیری خودکار» و «تجزیه و تحلیل داده» دسته بندی شدند. در مقوله «مدیریت سرمایه انسانی» تعداد 10 کد باز در قالب پنج کدمحوری «مهارت های تحلیلی»، «فرهنگ سازمان»، «پشتیبانی مدیریت»، «مهارت های سازگاری»، «مهارت های فناوری ارتباطات و اطلاعات»، طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: از آنجاییکه الگوی ارائه شده در این پژوهش همزمان نگهداری و تعمیرات هواپیما با رویکرد های «ناب، چابک، تاب آور، سبز» و مبتنی بر اینترنت اشیاء را مورد بررسی قرار داده است در واقع پژوهش های پیشین را توسعه داده و از رویکرد به نسبت جامع تری برخوردار است و در واقع نوآوری این پژوهش به کارگیری توأمان این رویکردها بر بستر اینترنت اشیاء و در صنعت هواپیمایی است. به این ترتیب الگوی ارائه شده می تواند کمک شایانی به کسب و کار های حوزه صنعت هواپیمایی در شناسایی و به کارگیری این مؤلفه ها و سپس بهره مندی از مزایای آن ها در کسب و کار مربوطه داشته باشد.
۴۸۷۵.

ارزیابی میزان آمادگی شرکت های صنایع پتروشیمی در سازگاری با تحولات صنعت نسل چهارم با رویکرد یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
ظهور انقلاب صنعتی ۴.۰، چالش های جدیدی را برای کسب وکارها، در بخش های تولیدی و صنعتی ایجاد کرده است. با توجه به نقش کلیدی صنایع پتروشیمی در توسعه اقتصادی و صنعتی کشور، هدف این پژوهش، ارزیابی میزان آمادگی شرکت های صنایع پتروشیمی در سازگاری با تحولات صنعت ۴.۰ است. روش شناسی این پژوهش، از دو مرحله شناسایی شاخص های ارزیابی میزان آمادگی و خوشه بندی شرکت های پتروشیمی، با استفاده از الگوریتم آمیخته کای میانگین - الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات [i] تشکیل شده است. جامعه آماری پژوهش، شرکت های صنایع پتروشیمی ایران است. پرسش نامه استاندارد ابزار ارزیابی آمادگی صنعت ۴.۰ دانشگاه وارویک، بین ۷۸ شرکت از صنایع پتروشیمی ایران توزیع و داده های جمع آوری شده با استفاده از الگوریتم Kmeans-PSO تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که ۴۲ شرکت در خوشه اول و از حیث میزان آمادگی برای سازگاری با تحولات صنعت ۴.۰، عملکرد پایین و ۳۶ شرکت در خوشه دوم با عملکرد متوسط قرار دارند. این پژوهش میزان آمادگی شرکت های پتروشیمی را در پذیرش فناوری های صنعت ۴.۰ ارزیابی و راهنمایی هایی را برای مدیران و صنایع بالادستی برای تقویت، بهبود و انتقال آنها به سمت یک سازمان بالغ و آماده برای سازگاری با فناوری های صنعت ۴.۰ ارائه کرد.تاکنون پژوهشی درباره ارزیابی میزان آمادگی شرکت های صنایع پتروشیمی برای سازگاری با تحولات صنعت ۴.۰ و خوشه بندی آنها انجام نشده است و این پژوهش یکی از نخستین تحقیقات در این زمینه است.
۴۸۷۶.

مدل سازی ریسک های زنجیره تأمین صنایع خودرویی در افق زمان: ترکیب مدل های میانگین گیری بیزین غیرخطی و پارامتر متغیر زمان پانلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۴
تفاوت دقت بالای مدل های میانگین گیری بیزین غیرخطی، نسبت به مدل های کلاسیک نشان دهنده شکست مدل های کلاسیک است. مدل های کلاسیک توانایی لازم جهت تعیین مدل بهینه را ندارند و همواره از یک الگوی از پیش تعیین شده پیروی می نمایند. بر این اساس جهت ارتقای این شکاف از هیبرید مدل های میانگین گیری بیزین غیرخطی و پارامتر متغیر زمان پانلی جهت مدل سازی ریسک صنعت خودرو بهره گرفته شده است. بازه زمانی تحقیق حاضر از سال 1390 تا 1402 بوده و در این تحقیق از اطلاعات 57 شرکت فعال در حوزه صنعت خودرو در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است. 119 ریسک مؤثر بر زنجیره تأمین صنعت خودرو شناسایی شد. بر اساس رویکردهای میانگین گیری بیزین غیرخطی 15 شاخص ریسک غیرسیستماتیک و 13 ریسک سیستماتیک، بر زنجیره تأمین به عنوان مهم ترین ریسک ها شناسایی شدند. پس از شناسایی عوامل اقدام به بررسی این عوامل در طی زمان بر زنجیره تأمین صنایع خودرویی بر اساس رویکرد TVP-PFAVR پرداخته شد. با عنایت به این که نسبت معناداری ریسک سیستماتیک بر زنجیره تأمین از ریسک غیرسیستماتیک بالاتر است، ثبات فضای اقتصادی و کسب وکار، حکمرانی خوب و فضای سیاسی نسبت به ثبات مدیریتی می بایست در دستور کار قرار بگیرد. در حقیقت، سیاست های تثبیتی در قالب سیاست های سمت تقاضا شامل سیاست های پولی-مالی، بهتر است در جهت کاهش ریسک های اقتصادی-مالی زنجیره تأمین صنعت خودرو قرار بگیرد. همچنین، باعنایت به معناداری شاخص های محدودیت تأمین مالی در ایجاد ریسک سیستماتیک، رتبه بندی شرکت های صنعت خودرو جهت تخصیص بهینه منابع مالی به این شرکت ها اکیداً توصیه می گردد.
۴۸۷۷.

Analyzing the Elderly Healthcare Ecosystem: A Hybrid Stakeholder Salience and Fuzzy Cognitive Mapping Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۸
Objective : The global increase in the elderly population has heightened the need for coordinated, tailored healthcare services that address the complex needs of older adults. This study aims to conceptualize the elderly healthcare ecosystem by identifying its key actors, classifying their roles, and examining the nature of their interactions. Methodology: A multi-stage methodological approach was employed. First, an extensive literature review—focusing on healthcare ecosystems and ageing studies—was conducted to develop an initial analytical framework. Based on this, ecosystem actors were identified and categorized using Mitchell et al.’s Stakeholder Salience Model. An expert panel was then consulted to validate actor attributes and refine classifications. To analyze interdependencies and determine influential actors, a Fuzzy Cognitive Map was constructed, enabling the assessment of causal relationships and the dynamic positioning of stakeholders within the ecosystem. Results : The analysis identified seven groups of actors within the healthcare ecosystem. FCM findings reveal that the elderly, families, and medical centers are the most influential actors. At the same time, the Ministry of Health and Medical Education, insurance and pension funds, and the Ministry of Cooperatives, Labor, and Social Welfare emerge as the most influential and central stakeholders in advancing ecosystem objectives. Conclusion : The study demonstrates that the elderly healthcare ecosystem is inherently dynamic, and stakeholder classifications should not be viewed as static. Attributes such as power, legitimacy, and urgency are fluid and context-dependent. The FCM results further highlight this dynamism by illustrating how shifts in causal relationships can reposition actors across stakeholder categories, underscoring the need for adaptive policymaking.
۴۸۷۸.

انتخاب تأمین کننده پایدار گوشت به کمک روش دیمتل-تاپسیس در شرایط عدم قطعیت داخلی و خارجی (مورد مطالعاتی: شرکت شهروند)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۴
امروزه، با وجود آگاهی فزاینده ای که درباره ارزیابی تأمین کنندگان با توجه به جنبه های پایداری وجود دارد، محدودیت هایی در انتخاب تأمین کننده براساس عملکرد پایدار از نظر نبود فهرست جامعی از معیارهای پایداری و روش های توسعه یافته برای ارزیابی این معیارها وجود دارد. با توجه به فضای پیچیده و عدم اطمینان حاکم بر این معیارها و ارزیابی تامین کنندگان و نیاز به دقت و حساسیت بالا در این ارزیابی، هدف این تحقیق استفاده از رویکرد دیمتل-تاپسیس راف-فازی در مسئله رتبه بندی تامین کنندگان گوشت و دام زنده برای مدیریت هم عدم قطعیت داخلی و خارجی و هم پیچیدگی معیارهای پایداری است. در مرحله اول بکمک روش دیمتل راف-فازی وزن و روابط درونی بین این معیارها مشخص می شود. سپس در مرحله دوم روش تاپسیس راف-فازی برای تعیین رتبه تامین کنندگان استفاده خواهد شد. قابلیت استفاده از این رویکرد با ارزیابی تامین کنندگان در یک مورد مطالعه در زنجیره تأمین گوشت بررسی شد. نتایج نشان می دهد پنج معیار هزینه، سلامت دام و تازگی گوشت، تاثیر روی جامعه محلی، قابلیت اطمینان تحویل و توانایی فناوری به ترتیب به عنوان پنج معیار برتر هستند که روی انتخاب تامین کننده پایدار تاثیر چشم گیری دارند.
۴۸۷۹.

ارائه مدل شبکه ای عوامل موثر بر پیاده سازی صنعت4.0 در مدیریت زنجیره تأمین تاب آور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۰
علی رغم این که سازمان های مجهز به فناوری های صنعت ۴.۰ پتانسیل بالایی برای بهبود تاب آوری زنجیره تأمین و گسترش عملکرد سازمانی دارند و می توانند بهتر با بحران ها و اختلالات مقابله کنند، ادغام نظام مند این دو حوزه با تأخیر و شکاف پژوهشی مواجه بوده است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل روابط علّی و معلولی عوامل مؤثر بر پیاده سازی صنعت4.0 در مدیریت زنجیره تأمین تاب آور در صنایع فولاد یزد می باشد. این پژوهش جزء تحقیقات کاربردی-توسعه ای می باشد.در مرحله اول پژوهش، عوامل با بهره گیری از روش کیفی فراترکیب، شناسایی و دسته بندی شدند که نتیجه آن شناسایی 21 عامل در 5 بُعد بود. در دومین مرحله با استفاده از روش دیمتل فازی، روابط علّی و معلولی عوامل شناسایی شد. نتایج نشان داد که بعد مدیریتی-نهادی، تأثیرگذارترین و بعد عملیاتی تأثیرپذیرترین ابعاد در پیاده سازی صنعت4.0 در مدیریت زنجیره تأمین تاب آور است. همچنین، در بعد مدیریتی-نهادی، « تعهد و حمایت مدیریت ارشد از اجرای فناری های صنعت 4.0»؛ در بعد فناوری-ساختاری« سرمایه گذاری در فناوری های صنعت4.0»؛ در بعد سازمانی« همکاری و ارتباط مؤثر بین شرکا و ذینفعان زنجیره تأمین»؛ در بعد عملیاتی« توسعه قابلیت سرعت برای زنجیره تأمین تاب آور» و در بعد فرهنگی« حمایت های دولت از به کارگیری فناوری های صنعت4.0» از تأثیرگذارترین عوامل برای اجرای صنعت4.0 در مدیریت زنجیره تأمین تاب آور در صنعت فولاد یزد می باشند. تحقیق حاضر برای نخستین بار به تحلیل روابط علّی-معلولی بین عوامل کلیدی در بافت صنعت فولاد ایران پرداخته و چارچوبی برای ارزیابی و توسعه پیوند بین زنجیره تأمین تاب آور و صنعت ۴.۰ فراهم کرده است.
۴۸۸۰.

بررسی تأثیر جهت گیری زیست محیطی بر عملکرد پایدار با نقش میانجی مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز و نقش تعدیل گری فشار نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۰
هدف این مقاله، بررسی تأثیر جهت گیری زیست محیطی بر عملکرد پایدار، به ویژه در مجتمع صنعتی سپاهان باتری، با تأکید بر نقش میانجی مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز است. جامعه آماری بررسی شده، کارکنان مجتمع صنعتی سپاهان باتری با تعداد 1200 نفر و حجم نمونه 231 نفر و روش نمونه گیری، قضاوتی است؛ یعنی افرادی که بیشتر در زمینه زنجیره تأمین، نوآوری و تحقیق و توسعه اطلاع داشتند و مدیران بخش های مختلف انتخاب شدند. در پژوهش حاضر داده ها و اطلاعات از پرسش نامه های استاندارد جهت گیری زیست محیطی، عملکرد پایداری، شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز و فشار نهادی جمع آوری شده اند. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ و روایی آن با روش محتوایی و KMO تأیید شد. نتایج نشان داد جهت گیری زیست محیطی، شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز بر عملکرد پایدار تأثیر معناداری دارد. همچنین شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز، تأثیر معناداری بر عملکرد پایدار دارد. جهت گیری زیست محیطی نیز تأثیر معناداری بر عملکرد پایدار با نقش میانجی شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز دارد. همچنین جهت گیری زیست محیطی، تأثیر معناداری بر شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز با نقش تعدیل گری فشار نهادی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان