فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۷٬۲۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی اثر میانجی خلاقیت سازمانی بر رابطه بین رهبری تحول آفرین و نوآوری سازمانی است. روش پژوهش، توصیفی همبستگی باتأکیدبر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (800 نفر) تشکیل می دهند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 260 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آنها با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم جامعه صورت گرفت. جمع آوری داده ها براساس سه پرسشنامه رهبری تحول آفرین، خلاقیت سازمانی و نوآوری سازمانی صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آنها به ترتیب 0.92، 0.78 و 0.82 به دست آمد و روایی محتوایی آنها با استفاده از نظر خبرگان تخصصی تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک دو نرم افزار SPSS و LISREL صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد: وضعیت موجود هر سه متغیر در سطح بالاتر از میانگین فرضی قرار دارد. رابطه متقابل هر سه متغیر، رهبری تحول آفرین، خلاقیت سازمانی و نوآوری سازمانی با همدیگر مثبت و معنی دار بود. همچنین نقش میانجی خلاقیت سازمانی در رابطه بین رهبری تحول آفرین و نوآوری سازمانی تأیید شد.
نظریه پردازی رفتار شبکه سازی کارکنان مبتنی بر نظریه تحلیل داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال نهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۳۶)
194 - 223
حوزههای تخصصی:
شبکه سازی، ابزاری برای توسعه حرفه ای است که سبب می شود که افراد روی مهارت های اجتماعی خود سرمایه گذاری کنند. افراد ازطریق ایجاد، پرورش و استفاده از روابط غیررسمی سعی در کسب مساعدت در کار یا پیشرفت در مسیر شغلی دارند. این پژوهش کیفی با هدف ارائه الگوی رفتار شبکه سازی کارکنان در دانشگاه لرستان انجام گرفت. این مطالعه از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام شده است. 18 مصاحبه با کارکنان دانشگاه لرستان انجام شد. حاصل این مصاحبه ها، مجموعه ای از مضامین اولیه بود که طی فرایند کدگذاریِ باز، گردآوری و از درون آنها مقوله هایی استخراج شد؛ سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقوله ها ذیل عناوین: شرایط علی، پدیده محوری، راهبردها، عوامل زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدهای رفتار شبکه سازی کارکنان درقالب پارادایم کدگذاری محوری تعیین شد؛ درادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، سیر داستان ترسیم شد. نتایج نشان داد عوامل علّی رفتار شبکه سازی کارکنان عبارتند از: نیازهای عاطفی و اجتماعی، نیازهای مادی، نیاز کسب قدرت، نیازهای اطلاعاتی و نیاز به امنیت شغلی. راهبردهای مرتبط با رفتار شبکه سازی افراد، سه نوع اقدامات فردی، مدیریتی و سازمانی را دربرمی گیرد. ارتباطات رسمی نامناسب، ویژگی های ساختاری سازمان، تعاملات متقابل افراد، برنامه های رفاهی سازمان و ویژگی های شبکه (گروه)، عوامل مداخله ای شناسایی شده بود و ویژگی های خاص فردی، ویژگی های شغلی و ویژگی های فرهنگی – هنجاری، عوامل زمینه ای این پدیده بودند. بهبود ساختار سازمانی، اثربخشی اقدامات فردی کارکنان، تسهیل و کنترل تصمیمات و فعالیت های مدیریت، افزایش اثربخشی و کارایی سازمان، بهبود تعهد سازمانی، ایجاد مانع در تصمیمات و اقدمات سازمان و افزایش تعارضات سازمانی پیامدهایی بودند که از رفتار شبکه سازی افراد حاصل می شود.
تحلیل راهبرد برون سپاری جذب و آموزش منابع انسانی و تأثیر آن بر توانمندسازی کارکنان در وزارت ورزش و جوانان ج.ا.ا.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۰ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۷
105 - 132
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: برون سپاری خدمات نوعی استراتژی رو به گسترش است که می تواند به افزایش بهره وری و مزیت رقابتی سازمان یاری رساند. پژوهش حاضر با هدف شناخت الزامات و دستاوردهای راهبرد برون سپاری جذب و آموزش و تأثیر آن بر توانمندسازی کارکنان را انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از نظر روش آمیخته متوالی (کیفی کمی) است. مشارکت کنندگان بخش کیفی پژوهش مدیران و کارشناسان حوزه برون سپاری وزارت ورزش و جوانان بوده اند. داده های این مرحله با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند گردآوری و با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شدند. در بخش کمی 202 نفر از مدیران و کارکنان این وزارتخانه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های این مرحله با استفاده از پرسشنامه گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: الزامات و دستاوردهای راهبرد برون سپاری جذب و آموزش در قالب 27 مضمون پایه، 7 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر ارائه شده است. در بخش کمی نیز اعتبار الگوی ارائه شده و تأثیر این راهبرد بر توانمندسازی کارکنان تأیید شده است. نتیجه گیری: برون سپاری جذب و آموزش کارکنان می تواند به کاهش هزینه ها، تسهیل فرایند استخدام و ایجاد زمینه های کارآفرینی یاری رساند و با ارتقای اثربخشی این کارکردها توانمندسازی کارکنان را تسهیل کند.
تبیین رویکردهای توانمندسازی مبتنی بر فرهنگ سازمان؛ مورد مطالعه شهرداری منطقه 18(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳
252 - 233
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمان از ارکان مهم سازمان و تعیین کننده رویکرد سازمان در مدیریت فعالیتهایش است. از سوی دیگر فرهنگ سازمانی رابطه سیستماتیک و مستقیمی با توانمندسازی کارکنان دارد و به نوعی می تواند عامل موفقیت یا شکست برنامه های سازمان در توانمندسازی کارکنانش هست. چنین نگاهی در پژوهش های مختلف مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر به منظور تدوین و تبیین رویکرد توانمندسازی مبتنی بر فرهنگ سازمان در شهرداری منطقه 18 صورت گرفته است.رویکرد پژوهش کمی و از استراتژی پیمایش استفاده کرده است. جامعه آماری پژوهش کارکنان و مدیران هستند و برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. نمونه گیری به روش تصادفی انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد سازمان مورد مطالعه بر اساس مدل هافستد دارای فرهنگ غیرمنعطف و بر اساس مدل اشنایدر و بارسو نگرش مدیرانش به استراتژی کاملاً عقلایی و کنترلی می باشد. بر این مبنا الگوی فرهنگی غالب، موقعیت گرایی است و رویکرد توانمندسازی کارکردگرا مناسب با این الگوی فرهنگی است.
ارائه الگوی اولویت های پیشگیری قلدری سازمانی: رویکرد فراگیر تفسیری-ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال هجدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
485 - 515
حوزههای تخصصی:
پیشگیری، به منزله یک استراتژی عملیاتی، باعث می شود سازمان در مقابل پدیده های مخرب، همچون قلدری محیط کار، واکنش های پویا و انعطاف پذیر داشته باشد و در نتیجه از نهادینه شدن رفتارهای مخرب جلوگیری شود. هدف از این پژوهش ارائه الگوی اولویت های پیشگیری از قلدری سازمانی بر اساس رویکرد فراگیر تفسیری ساختاری بود. پژوهش ْ ترکیبی و مبتنی بر روش شناسی کیفی و کمّی است. جامعه آماری بخش کیفی شامل پانزده نفر از متخصصان دانشگاهی بود که در زمینه مدیریت رفتار و منابع انسانی تخصص داشتند. جامعه آماری بخش کمّی شامل سی مدیر منابع انسانی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگری سه استان سمنان و کرج و تهران بود که در بخش تحلیل ماتریسی مشارکت کردند. در این پژوهش ابتدا گزاره های مربوط به شیوه های پیشگیری از قلدری سازمانی از طریق مطالعه وسیع مطالب مرتبط با آن آغاز شد و پس از دسته بندی شصت و چهار مقاله محققان مقاله های دسته بندی شده را پایش و در نهایت سیزده پژوهش را وارد تحلیل فراترکیب کردند. پس از طی مراحل مربوط به تحلیل فراترکیب، هجده گزاره در قالب دو مؤلفه شناسایی شد که پس از تحلیل دلفی به یازده گزاره تقلیل یافت. در بخش تحلیل ساختاری تفسیری فراگیر (TISM)، که به دلیل پیچیدگی ریاضی و عملیاتی سرآمد بر تحلیل ساختاری تفسیری (ISM) است، در قالب مدل ارائه شده مشخص شد یازده گزاره شناسایی شده در پنج سطح، از تأثیرگذارترین تا کم اثرترین شیوه های پیشگیری از قلدری سازمانی، تفکیک شدند و مشخص شد تأثیرگذارترین گزاره جلوگیری از تبعیض و تعارض به منزله یک گزاره مؤلفه تقویت سازه مدیریتی است و کم اثرترین گزاره توزیع برابر اختیارات و مسئولیت ها به منزله گزاره مؤلفه تقویت سازه ساختاری است.
طراحی و تبیین الگوی جامع هوش مدیریتی (موردمطالعه: اداره کل آموزش وپرورش استان قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هزاره سوم، مزیت رقابتی سازمان ها در میزان هوش و شایستگی نیروی انسانی آنها نهفته است. نظر به اینکه مدیریت در دستگاه آموزش و پرورش، نقش حساسی در پیشبرد اهداف آموزشی دارد، سرمایه گذاری در تربیت مدیران، سودمندترین نوع سرمایه گذاری است. براین اساس می توان مفهوم هوش مدیریتی را به عنوان عاملی تأثیرگذار در موفقیت مدیران این سازمان نام برد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین الگوی هوش مدیریتی در اداره کل آموزش و پرورش استان قم صورت گرفت. روش پژوهش اکتشافی و جامعه پژوهشی متشکل از مقالات چاپ شده در حوزه موضوعی هوش است. دراین راستا، تعداد 363 مقاله مورد بررسی دقیق قرار گرفت. در این تحقیق از روش فراترکیب جهت بررسی تحقیق های پیشین و تحلیل آنها؛ از تحلیل عاملی اکتشافی و نظرات خبرگان برای تأیید روایی و سنجش مدل تحقیق و درنهایت از فن های تحلیل مسیر و SEM به وسیله نرم افزار اسمارت پی. ال. اس. برای تأیید روایی و برازش مدل تأیید شده نهایی، استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تعداد 45 مقوله در بررسی اسناد و داده های ثانویه درارتباط با موضوع هوش مدیریتی، در پنج گروه دانش، مهارت، ارزش و نگرش، توانایی و ویژگی شخصیتی طبقه بندی شده و میزان عددی هریک از مؤلفه ها بین مدیران متفاوت است؛ به طوری که بیشترین تأکید بر مؤلفه مهارت و کم ترین تأکید بر مؤلفه توانایی است.
بررسی تأثیر گزاره های خودکارآمدی بر کیفیت حسابرسی: تحلیلی بر فهم فرهنگ فردگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال هجدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۵۶)
297 - 324
حوزههای تخصصی:
خودکارآمدی حسابرس یک ویژگی برخاسته از تئوری های شناخت اجتماعی است که باعث می شود کیفیت حسابرسی به منزله یک عامل تأثیرپذیر از عملکردهای حرفه ای حسابرسی تقویت شود و این موضوع، ضمن کاهش شفافیت های مالی، جذابیت های سرمایه گذاری در بازار سرمایه را به دلیل افزایش شفافیت تقویت می کند. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط خودکارآمدی حسابرس با کیفیت حسابرسی مبتنی بر نقش تعدیل کننده فرهنگ فردگرایی بود. در این پژوهش تعداد ۲۹۴ نفر از حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی بخش خصوصی مشارکت کردند و پژوهش در بازه زمانی شش ماه دوم سال ۱۳۹۷ صورت پذیرفت. ابزار پژوهش پرسشنامه بود و به منظور تحلیل و آزمون فرضیه های پژوهش از روش تحلیل حداقل مربعات جزئی استفاده شد. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد خودکارآمدی حسابرس باعث ارتقای سطح کیفیت حسابرسی می شود. همچنین، مشخص شد فرهنگ فردگرایی ارتباط مثبت خودکارآمدی با کیفیت حسابرسی را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث تقویت مثبت این ارتباط می شود.
شناسایی و تبیین پیشایندها و پسایندهای خاموشی هوشیارانه منابع انسانی با استفاده از رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاموشی هوشیارانه منبعی برای جهل است؛ هنگامی که خاموشی هوشیارانه بین کارکنان سازمان حاکم باشد، جهل و نادانی، افزایش یافته و یادگیری و انطباق پذیری سازمان، کاهش می یابد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین پیشایندها و پسایندهای خاموشی هوشیارانه منابع انسانی با استفاده از رویکرد دلفی فازی در سازمان های دولتی انجام گرفت. این پژوهش درزمره پژوهش های آمیخته با رویکرد کمی و کیفی در رهیافت قیاسی استقرایی است که ازنظر هدف، کاربردی و ازحیث ماهیت و روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را سازمان های دولتی استان لرستان تشکیل می دهد که 28 نفر از خبرگان آنها براساس اصل کفایت نظری و با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شده اند. در بخش کیفی پژوهش برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از ضریب CVR و آزمون کاپای کوهن تأیید شد. علاوه براین، در بخش کمی برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و آزمون مجدد تأیید شد. در بخش کیفی، داده های به دست آمده از مصاحبه با استفاده از نرم افزار Atlas.ti و روش کدگذاری تحلیل شد و پیشایندها و پسایندهای خاموشی هوشیارانه منابع انسانی شناسایی شدند. همچنین در بخش کمی پژوهش، با استفاده از فن دلفی فازی اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای خاموشی هوشیارانه منابع انسانی انجام پذیرفت و مهم ترین عوامل و پیامدهای آن مشخص شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از میان پیشایندهای خاموشی هوشیارانه منابع انسانی، فرهنگ سازمانی، محدودیت زمانی، سازگاری با هنجارها و ارزش های سازمان، ارتباطات ناکارآمد و حفظ شهرت و اعتبار به عنوان مهم ترین عوامل به وجودآورنده خاموشی هوشیارانه در سازمان های دولتی به شمار می روند. همچنین نتایج نشان داد که کاهش یادگیری، بی تفاوتی سازمانی، ازدست رفتن اعتماد و روحیه کارکنان، کاهش خلاقیت و نوآوری، افزایش استرس و کاهش عملکرد فردی و سازمانی ازجمله مهم ترین پسایندها یا پیامدهای خاموشی هوشیارانه منابع انسانی در سازمان های دولتی می باشند.
رابطه بین شاخص اقتصاد دانش بنیان و رشد تولید ناخالص داخلی در اقتصاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
135-155
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله بررسی ارتباط بین شاخص اقتصاد دانش بنیان و رشد تولید ناخالص داخلی در اقتصاد ایران حدود 20 سال گذشته است. در این راستا، ارتباط بین شاخص اقتصاد دانش بنیان براساس چارچوب روش شناسی ارزیابی دانش بانک جهانی با رشد تولید ناخالص داخلی سال های 1996 تا 2017 در اقتصاد ایران بررسی شده است. برای آزمون رابطه کوتاه مدت و بلندمدت این متغیرها از آزمون همگرایی یوهانسون و آزمون انگل گرنجر استفاده شد. نتایج ارتباط بلندمدت از شاخص اقتصاد دانش بنیان به رشد تولید ناخالص داخلی را در طول سال های بررسی شده برای اقتصاد ایران تأیید کرد. باتوجه به نیاز اقتصاد ایران به توجه به رشد اقتصادی حاصل از بخش غیرنفتی، به نظر می رسد توجه به متغیرهای سازنده شاخص های فرعی اقتصاد دانش بنیان و تولید محصولات دانش بنیان برای اقتصاد ایران ضروری به نظر می رسد. در این راستا سیاست گذاری متمرکز دولتی بر تقویت شاخص اقتصاد دانش بنیان باید موردتوجه قرار گیرد.
روایت پژوهی تجربه مدیریت خشم در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمانها بهصورت بالقوه دارای زمینههای متعددی برای خشم هستند؛ لذا انتظار میرود کارکنان به اشکال مختلف خشم را تجربه کنند. هدف این پژوهش، فهم تجارب مدیریت خشم توسط کارکنان بانک مرکزی میباشد. روش این تحقیق روایتپژوهی کیفی است. دادهها ازطریق مراجعه به مستندات سازمانی و مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری شدند. برای تحلیل دادههای تحقیق، ابتدا از روش تحلیل تم، علل و راهکارهای مدیریت خشم شناسایی شدند و سپس براساس ساختار پیرنگ، روایت کلی استخراج شد. مرور داستانهای مشارکتکنندگان نشان میدهد برخی از عوامل بروز خشم مانند ویژگیهای شخصیتی، تعارضات میانفردی، محدودیتهای محیط کاری و ماهیت ستادی کار جامعه هدف در طول زمان ثابت بودهاند؛ لیکن باتوجهبه تغییرات دهه اخیر در ترکیب کارکنان، برخی از علل تجربه خشم توسط اعضای فعلی سازمان عبارتند از: تنوع فرهنگی و نسلی کارکنان و عدم اثربخشی مدیریت منابع انسانی ازجمله جذب و مدیریت جانشینپروری و ارتقا. ضمناً یافتهها نشان میدهند که راهکارهای سازمانی و مدیریتی، تقویت نگرشهای مثبت، آموزش و فرهنگسازی پذیرش تنوع میتواند به مدیریت خشم در سازمان کمک کنند. متغیرهای تعدیلگر نیز شامل تجربیات پیشین، ویژگیهای شخصیتی، پست و تحصیلات میباشند
بررسی تاثیر ویژگی های تبلیغاتی رسانه های اجتماعی بر قصد خرید مشتری (مطالعه موردی: کاربران شرکت ایرانسل در شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
105 - 110
حوزههای تخصصی:
قرن بیست و یکم یا به عبارتی عصر اطلاعات فرصت ها و چالش هایی برای جهان ما، جهان بدون مرز، به ارمغان آورده است نکته مهم این است که مدیران با یک محیط بین المللی پویا و به هم پیوسته مواجه شده اند.یکی از چالش های مهم در عصر حاضر پیدایش رسانه های اجتماعی در کنار رسانه های سنتی و ایفای نقش آنها در حوزه های مختلف بوده است که یکی از مهمترین حوزه های آن بازاریابی می باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر ویژگی های تبلیغاتی شرکت ایرانسل در رسانه های اجتماعی بر قصد خرید می باشد. تحقیق، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه انجام، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کاربران شرکت ایرانسل درشهر تهران می باشند، که پس از نمونه گیری به روش غیراحتمالی در دسترس تعداد 384 پرسشنامه جمع آوری شد. از پرسشنامه الالوان (2018) و کلر و لهمن (2003)، برای اندازه گیری متغیرهای تحقیق استفاده شده است و داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که ویژگی های تبلیغات در رسانه های اجتماعی (تعامل، انگیزه های لذت و خوشی و ارزشمندی اطلاعات، ) بر طرز فکر مصرف کنندگان و قصد خرید آنان تاثیر مثبت و معنی داری دارند.
واکاوی فرآیند توسعه منابع انسانی و تدوین الگوی مناسب در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی فرآیند توسعه منابع انسانی و تدوین الگوی مناسب در نظام آموزش عالی و روش آن به صورت آمیخته (کیفی و کمی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی عبارت بودند از اساتید، متخصصان و خبرگان در این حوزه و در بخش کمی عبارت بودند از اساتید، صاحب نظران، کارشناسان و مدیران نظام آموزش عالی. تعداد نمونه در بخش کیفی که به صورت هدفمند انتخاب شد، 12 نفر از اساتید، متخصصان و خبرگان و در بخش کمی، با استفاده از فرمول کوکران382 نفر از کارشناسان و مدیران نظام آموزش عالی، انتخاب شدند. ابزار تحقیق عبارت بود مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، در بخش کیفی به روش گراندد تئوری و از طریق کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) با استفاده از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS 16 و Smart PLS انجام شد. نتایج نشان داد دوازده مولفه در تبیین واکاوی فرآیند توسعه منابع انسانی و تدوین الگوی مناسب در نظام آموزش عالی نقش دارند که عبارتند از؛ خودکار آمدی، عزت نفس، انگیزه، توانمندسازی، یادگیری سازمانی، فرهنگ سازمانی، مدیریت دانش، فناوری، رضایت شغلی، توسعه جامعه، تسهیل شبکه سازی، و در نهایت توسعه سرمایه انسانی. جهت بررسی برازش مدل، به بررسی X2، R و RS؛ پرداخته شد که وجود X2 پایین و نسبت کای دو به درجه آزادی کمتر از سه، و همچنین ضریب تعینن و ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده؛ نشان دهنده برازش مناسب مدل بود.
ارائه الگوی فرهنگ مربیگری در پارک های علم و فناوری کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال هجدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۵۶)
249 - 272
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تدوین الگوی به کارگیری فرهنگ مُربیگری در پارک های علم و فناوری کشور بود. این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از نظریه داده بنیاد و مدل پارادایمی سیستماتیک استراوس و کوربین انجام شد. در این زمینه، مصاحبه های عمیق با استفاده از نمونه گیری نظری با تکنیک گلوله برفی با مدیران برخی از پارک های علم و فناوری و خبرگان و صاحب نظران مسلط بر حوزه مربیگری صورت گرفت. تعداد نمونه ها تا زمانی ادامه پیدا کرد که پاسخ ها به مرحله اشباع رسید (با تعداد 23 مصاحبه). تجزیه وتحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری، و کد گذاری انتخابی انجام و سپس بر اساس مدل پارادایمی نظریه داده بنیاد الگوی مورد نظر تبیین شد. «تشکیلات و رویه ها، نظام جذب، انتخاب و استخدام، فرایند مدیریت عملکرد، فرایند آموزش و یادگیری، شناسایی مسیر پیشرفت شغلی، شرایط نظام نگه داشت» به منزله شرایط علّی فرهنگ مربیگری، «فرهنگ مربیگری» به منزله پدیده اصلی پژوهش ، «بوروکراسی و سیاست های بالا دستی، سیاست بازی، و فرهنگ ملی» به منزله عوامل مداخله گر، و «ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، بلوغ کارکنان، شیوه های رهبری، و فضای سازمانی» به منزله عوامل زمینه ای از دیدگاه مشارکت کنندگان پژوهش شناسایی شدند. راهبردها در هفت بعد شامل توسعه سازمانی، جذب و استخدام مبتنی بر شایستگی، مربیگری و مدیریت عملکرد، آموزش یادگیری محور، نگه داشت مبتنی بر مربیگری ، رهبری، و توسعه ارتباطات سازمانی و پیامدهای حاصل شامل سه محور سازمانی و فردی و فراسازمانی است.
الگوی تعالی منابع انسانی فرودگاهی (رویکرد تطبیقی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۱ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
67 - 44
حوزههای تخصصی:
صنعت حمل ونقل هوایی در دهه اخیر در جهان، به عنوان یکی از مهم ترین محورهای توسعه و رشد کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه مطرح شده و از جایگاه ویژه ای در برنامه های توس عه اقت صادی، اجتم اعی، فرهنگ ی و تکنولوژیکی کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه برخوردار است. این پژوهش باهدف تدوین الگوی تعالی منابع انسانی فرودگاهی (رویکرد تطبیقی) انجام شده است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر رویکرد کیفی و به طور ویژه رویکرد فراترکیب است. در راستای روش شناسی پژوهش از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است و برای رسیدن به مدل جامع تعالی منابع انسانی هفت گام طی شد و در نهایت الگوی تعالی منابع انسانی فرودگاهی (رویکرد تطبیقی) مشخص گردید. به منظور بررسی اعتبار مدل روایی محتوایی بر اساس نظر خبرگان و جهت پایایی مدل از شاخص کاپا استفاده گردید و در حد قابل قبولی گزارش شد. به منظور مشخص نمودن مفاهیم و کدها پس از بررسی مدل های مختلف در سایت های معتبر علمی داخلی و خارجی و همچنین بررسی متون و کتب مختلف پس از شناسایی 35 مدل مختلف، 21 مدل انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل در نهایت 69 کد تطبیقی و 15 مفهوم (رهبری و مدیریت تخصصی فرودگاهی، حفظ و نگهداشت منابع انسانی فرودگاهی، سازمان منابع انسانی فرودگاهی، مدیریت منابع مرتبط با حوزه منابع انسانی فرودگاه، تأمین منابع انسانی فرودگاه، برنامه ریزی و استراتژی منابع انسانی فرودگاهی، توسعه مسیر شغلی کارکنان فرودگاه، کاربرد منابع انسانی فرودگاهی، تغییر و بهره گیری تلفیقی مدیریت منابع انسانی، نتایج عملکردی مدیریت منابع انسانی فرودگاهی، نتایج محیطی و ادراکی کارکنان فرودگاه، نتایج ایمنی و بهداشت مشتریان فرودگاهی، نتایج اجتماعی و واکنش های اتحادیه ها، نتایج سازمانی و بهره وری فرودگاهی، نتایج فرهنگی و ساختاری منابع انسانی فرودگاهی) را مشخص نمود و در نهایت الگوی پژوهش ارائه گردید.
شناسایی عوامل کلیدی بهره وری کارکنان ستادی دانشگاه (مورد مطالعه: دانشگاه های قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل کلیدی بهره وری کارکنان و بررسی وضعیت آن در کارکنان ستادی دانشگاه های قم (دولتی و آزاد اسلامی) در سال 1397 بود. روش پژوهش، از نوع اکتشافی بود. جامعه پژوهش بخش کیفی، متخصصان مدیریت بودند که با 15 نفر منتخب به روش نمونه گیری هدف مند تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه انجام شد. جامعه آماری بخش کمی نیز کارکنان ستادی دانشگاه های آزاد و دولتی شهر قم به تعداد 578 نفر بودند که تعداد 331 نفر از آنها به صورت تصادفی طبقه ای متناسب با حجم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته براساس یافته های بخش کیفی شامل 57 گویه بود. پایایی پرسشنامه ازطریق ضریب آلفای کرونباخ (97/0) محاسبه شد. عوامل بهره وری شناسایی شده در بخش کیفی شامل: عوامل سازمانی (اهداف، آموزش، ارتباطات انسانی، فرهنگ سازمانی، شرح شغل، تناسب شغل و شاغل، ساختاری، مدیریتی)؛ عوامل فردی (انگیزشی، عملکردی، شخصیتی و ارزشی) و عوامل محیطی (اجتماعی و اقتصادی) بود. نتایج یافته های کمی نشان داد، عوامل بهره وری با میانگین (26/3) در وضعیت مطلوب قرار دارد. عوامل فردی نسبت به سایر عوامل با میانگین (66/3) وضعیت بهتر و عوامل سازمانی با میانگین (99/2) وضعیت پایین تری داشت. نتایج همچنان نشان داد که بین بهره وری کارکنان براساس دانشگاه محل خدمت، جنسیت، سابقه خدمت و میزان تحصیلات، تفاوت معنی داری وجود دارد، اما براساس نوع استخدام، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. درپایان، به مسئولان و برنامه ریزان دانشگاه ها توصیه می شود که برای بهبود بهره وری کارکنان به عواملی مانند آموزش سازمانی، تناسب شغل با کارکنان و تسهیل ارتباطات سازمانی تأکید نمایند.
ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش رهبری اخلاقی مدیران بخش دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصلی ترین پیشران توسعه و تحول و ظهور قابلیت های پویا در هر جامعه ای، رهبری سازمانی است. به عبارت دیگر، رهبری، عنصر جادویی هر سازمانی است. یکی از جنبه های نوظهور این مفهوم، رهبری اخلاقی است؛ آن چیزی که جامعه امروز ما شدیداً تشنه آن است. به منظور سنجش رهبری اخلاقی تاکنون ابزارهای مختلفی ارائه شده است که عمدتاً براساس مدل های مفهومی توسعه یافته در جوامع غربی و متناسب با هنجارهای سازمان های آنها طراحی شده است. در این تحقیق تلاش شده است، ضمن ساخت ابزار سنجش بومی رهبری اخلاقی متناسب با هنجارهای مذهبی و فرهنگی، برای سازمان های دولتی ایران نسبت به اعتباریابی آن اقدام شود. به این منظور، جامعه آماری پژوهش، دستگاه های اجرایی دولتی و تعداد نمونه شامل 234 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای از شش وزارتخانه حاصل شده است. ابزار سنجش طراحی شده نهایی شامل 42 گویه و در هشت بعد شامل: اصالت و بزرگ منشی، راهبری اخلاقی، توانمندسازی پیروان، روابط اخلاقی، رفتار حرفه ای، تصمیم گیری اخلاقی و الها م بخشی و همگانی سازی اخلاقیات، بوده است. نتایج تحقیق نشان داد مدل اندازه گیری تبیین شده دارای شاخص های برازش مناسبی بوده و ابزار ارائه شده از پایایی خوبی برخوردار است. همچنین روایی همگرا و واگرای ابزار نیز دارای وضعیت مناسبی است. بنابراین، به همه سازمان های اداری ایران می توان پیشنهاد داد که از این ابزار سنجش برای اندازه گیری وضعیت رهبری اخلاقی در سازمان خود استفاده نمایند.
تحلیل مؤلفه های جانشین پروری مبتنی بر شواهد در بخش خصوصی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه های جانشین پروری مبتنی بر شواهد در بخش خصوصی ایران صورت پذیرفته است. چارچوب لمپ[1] (بودرو و رامستد[2]) به عنوان چارچوب منابع انسانی مبتنی بر شواهد در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. درابتدا، محقق با استفاده از آموزه های روش کاری مبتنی بر شواهد، مؤلفه های جانشین پروری مبتنی بر شواهد را از منابع اطلاعاتی مختلف شامل ادبیات نظری موضوع، مصاحبه، مقالات مرتبط و مدل های جانشین پروری ارائه شده توسط مؤسسات مشاوره ای و آموزشی مانند هی[3] و مرسر[4] استخراج نمود. در بخش بعد، کدها و مؤلفه های استخراج شده با روش تحلیل محتوا بررسی، با مدل لمپ تطبیق و در مدل جایگذاری شدند. درانتها و پس از طراحی پرسشنامه مقایسات زوجی، نظرات خبرگان منابع انسانی جمع آوری و با استفاده از نرم افزار Expert Choice ابعاد و مؤلفه ها جانشین پروری مبتنی بر شواهد رتبه بندی شدند. نتایج تحقیق نشان داد که بعد "منطق" در فعالیت های جانشین پروری بیشترین و "تحلیل" کم ترین اهمیت و تأثیرگذاری را دارد
ارائه مدل کمی توسعه کسب و کارهای نوین مبتنی بر رویکرد رفتار محله محور در کلان شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به منظور ارائه مدل توسعه کسب و کارهای نوین مبتنی بر رویکرد رفتار محله محور در کلان شهر تهران، با استفاده از تحلیل محتوای استقرایی؛ با شناسایی 615 کد مفهوم، کدگذاری و دسته بندی آنها در سه مرحله نهایتا 189 شاخص اصلی؛ در پنج بعد و 22 مولفه، تبیین و در ادامه با استفاده از تکنیک دلفی سه مرحله ای در بین 32 نفر از خبرگان علمی و اجرایی، این شاخص ها مورد جرح و تعدیل قرار گرفت. نهایتا مدل توسعه کسب و کارهای نوین مبتنی بر رویکرد رفتار محله محور در کلان شهر تهران در پنج بعد گسترش فناوری اطلاعات، بهبود فضای کسب و کار، مدیریت ارتباط با مشتری، رویکرد محله محوری و رهبری کارآفرینانه ارائه شد.در مرحله دوم تحقیق، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد و پس از گردآوری داده ها، تجزیه و تحلیل آماری داده های پژوهش در دو سطح توصیفی با استفاده از شاخص های آماری (نظیر فراوانی، درصد و میانگین) و سطح استنباطی ( آزمون لوین، آزمون تی تست)، تحلیل عاملی تاٌییدی، با استفاده از Spss 22 وLisrel8.54 و Excel صورت گرفت. معناداری ضرایب و پارامترهای بدست آمده ابعاد بهبود فضای کسب و کار، گسترش فناوری اطلاعات ، رویکرد مدیریت محله محوری، مدیریت ارتباط با مشتری و رهبری کارآفرینانه نشان داد که تمامی ضرایب بدست آمده، معنادار می باشند. یافته های حاصل از تحلیل ابعاد بیانگر آن بود که از بین ابعاد گسترش فناوری اطلاعات با میانگین (93/0) بیشترین و رهبری کارآفرینانه با میانگین ( 66/0) کمترین تاثیر را در توسعه کسب و کارهای نوین مبتنی بر رویکرد رفتار محله محور در کلان شهر تهران را داشته و پاسخ دهندگان با وضعیت موجود مولفه های دیگر در سوالات مذکور رضایت ندارند ونظرات منفی دارند وهمه ی مولفه ها در امر توسعه کسب و کارهای خانگی در شهر تهران از قابلیت بهبود بالایی برخوردار می باشند.
طراحی الگوی انحصارگرایی تخصصی کارکنان با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۰ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۷
1 - 22
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه تسهیم دانش و تجربه اقدامی ارزشمند برای بهبود عملکرد سازمانی به شمار می رود. اما گاهی کارکنان بنا به دلایلی از به اشتراک گذاری آن خودداری می کنند. از این رو، شناخت جوانب این الگوی رفتاری می تواند دسترسی به این منبع ارزشمند را تسهیل کند. بر این اساس این مطالعه با هدف طراحی الگوی انحصارگرایی تخصصی کارکنان انجام شده است.
روش شناسی: این مطالعه از نگاه هدف کاربردی، از نظر روش تقسیرگرایانه و از زاویه جمع آوری داده ها توصیفی است. رویکرد این مطالعه کیفی و با روش نظریه پردازی داده بنیاد انجام شده است. مشارکت کنندگان در این مطالعه را استادان دانشگاهی دارای تخصص های مدیریت منابع انسانی و مدیریت رفتار سازمانی و همچنین مدیران منابع انسانی و اداری سازمان های دانش بنیان تشکیل داده اند که 15 نفر از آنها با بهره گیری از روش نمونه گیری گلوله برفی برای انجام پیمایش انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری داده ها نیز مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. تحلیل داده ها نیز با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در قالب روش ساختاریافته نظریه پردازی داده بنیاد انجام شده است.
یافته ها: 380 کد باز شناسایی شده در قالب 69 زیرمقوله و 17 مقوله اصلی تلفیق شدند که در 6 طبقه اصلی شامل شرایط علی، پدیده مرکزی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی شدند.
نتیجه گیری: توجه به مسائل ساختاری، تعاملی، ارزش های فرهنگی، ویژگی های فردی کارکنان، عدالت سازمانی، جلوگیری از رفتارهای سیاسی و انحرافی می تواند تماسل کارکنان به انحصارگرایی دانش و تجربه خود را کاهش دهد.
تأثیر مهارت های رهبری ناب مدیران بر آمادگی برای تغییردر بخش دولتی: واکاوی نقش میانجی اعتماد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین نقش میانجی اعتماد سازمانی در رابطه بین مهارت های رهبری ناب مدیران و آمادگی برای تغییر در بخش دولتی می باشد. این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی- همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان سازمان های دولتی منتخب شهر کرمان بوده که تعداد 326 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه های محقق ساخته مهارت های رهبری ناب برگرفته از مدل لایکر و کانویس (2012)، استاندارد اعتماد سازمانی آلونن و همکاران (2008) و استاندارد آمادگی برای تغییر گراهام (2006) هستند که روایی و پایایی آنها به تأیید رسیده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی (مدل یابی معادلات ساختاری) استفاده شده است و داده ها ازطریق نرم افزارهای SPSS و Amos مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی پیشنهادی دارای برازش مطلوبی است و مهارت های رهبری ناب مدیران علاوه بر تأثیر مستقیم، به صورت غیرمستقیم و ازطریق اعتماد سازمانی نیز بر آمادگی برای تغییر تأثیر می گذارد. همچنین نقش میانجی اعتماد سازمانی کارکنان در رابطه بین به کارگیری مهارت های رهبری ناب مدیران و آمادگی برای تغییر تأیید شد.