پیشرفت بیمه های دریایی در یک کشور می تواند منجر به حفظ ثروت ملی و تشکیل پس اندازهای بزرگ شود و از طرفی ارتباط متقابل با رشد و توسعة اقتصادی، افزایش مبادلات و توسعة سرمایه گذاری هر کشور دارد. در واقع صنعت بیمه، باتوجه به نقش آن به عنوان یک نهاد سرمایه گذار و تعهدش در جبران خسارت، می تواند بر فعالیت های اقتصاد کلان و نیز در رشد اقتصادی هر کشور تأثیر بسزایی داشته باشد. در این مقاله به بررسی اثر حق بیمه های عایدشده از بیمه های دریایی (بیمه های کشتی و باربری) برای دوره زمانی 1387-1350 پرداخته و نتایج و تأثیر این بازار را بر رشد اقتصادی کشور بررسی می کنیم. ضرایب متغیر های حق بیمة باربری و کشتی حاکی از اثر مثبت و معنی دار این متغیر ها بر روی تولید ناخالص داخلی یا تابع رشد اقتصادی است. همچنین آزمون ثبات روی متغیرهای این تابع صورت گرفته که نتایج این آزمون ها حاکی از آن است که تابع مورد بحث در بلندمدت دارای ثبات ساختاری است.
کارآفرینی فرایند ابتکار و نوآوری و ایجاد کسب وکارهای جدید در شرایط مخاطره آمیز از طریق کشف فرصت ها و بهره گیری از منابع است. به ویژه مککللند (1961) بر ارتباط انگیزهی پیشرفت، کارآفرینی و توسعه تاکید فراوان دارد. این پژوهش به بررسی مقایسه ای سطح انگیزهی پیشرفت در سه گروه کارآفرینان فردی، کارآفرینان سازمانی و غیر کارآفرینان پرداخته است. 150 تن از مدیرعاملان شرکت های صنعتی شهر تهران (در هر گروه 50 نفر) به صورت تصادفی انتخاب شده و به پرسش نامهی انگیزهی پیشرفت باهارگاوا (1994) پاسخ دادند. براساس تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی شفه انگیزهی پیشرفت کارآفرینان (فردی و سازمانی) به صورت معنیداری بیش از گروه غیرکارآفرین است و از این رو فرضیهی اول تایید شد. به رغم وجود تفاوت بین دو گروه کارآفرین فردی و سازمانی در سطح انگیزهی پیشرفت، از آن جا که این تفاوت معنیدار نبود فرضیهی دوم پذیرفته نشد. بررسی سطح تحصیلات سه گروه و نوع شغل پدر (آزاد و یا دولتی) توسط مجذور خی نشان داد که سطح تحصیلات کارآفرینان بالاتر از غیرکارآفرینان است و پدر اغلب کارآفرینان به صورت آزاد- و نه دولتی- شاغل هستند و بدین ترتیب فرضیهی سوم و چهارم تایید شدن
در این مقاله با به کارگیری چارچوب مدل رشد درون زا به بررسی رابطه بین سیاست های تجاری و رشد صنعتی در ایران مبتنی بر رویکرد هم انباشتگی جوهانسن (1988) و مدلسازی تصحیح خطا طی دوره زمانی 80-1338 می پردازیم. نتایج تجربی حاکی از وجود یک رابطه تعادلی هم انباشته بین تابع ارزش افزوده صنعتی و عوامل تعیین کننده آن نظیر تشکیل سرمایه، نیروی کار، سرمایه انسانی، صادرات حقیقی و نرخ تعرفه وارداتی است. به منظور پویایی های کوتاه مدت درون نمونه و برون نمونه ای از دو ابزار مدل های تصحیح خطا و تجزه واریانس VDCs و تابع عکس العمل آنی IRFs استفاده گردید. نتایج حاصل از VECM نشان دهنده وجود علیت از طرف متغیرهای سمت راست مدل به سمت متغیر ارزش افزوده صنعتی است. به عبارت دیگر حاکی از درون زایی متغیر وابسته می باشد. از طرف دیگر شواهد ناشی از VDCs حاکی از آن است که دو متغیر صادرات حقیقی و نرخ تعرفه وارداتی نقش تعیین کننده ای در توضیح دهی ارزش افزوده صنعتی داشته است. همچنین شواهد IRFs حاکی از وجود همگرایی در رابطه بلندمدت تعادلی می باشد.
ریسکهای کارآفرینی همواره به عنوان مهمترین موموعاتی هستند که طی اجرای هر کسب و کار جدید ی
میبایست مد نظر کارآفرینان قرار گیرند. عدم توجه به مقوله ریسک های کارآفرینی، می تواند کسب و
کارهای جدید را با خطر عدم تحقق نتایج مورد انتظار مواجه سازد. ولیکن از آنجا که همواره مقوله ریسک با
عدم قطعیت همراه بوده است و موفقیت یا عدم موفقیت یک فعالیت کارآفرینانه امری محتمل به نظر می رسد،
لذا میبایست سازوکاری را به منظور کاهم آثار زیانبار آن طراحی نمود. هدف از این تحقیق بررسی و
اولویتبندی ریسکهای کارآفرینی در حوزه صندوقهای قرض الحسنه تحت شرایط عدم قطعیت است، تا از
این طریق بتوان پس از شناسایی مهمترین ریسکها، فعالیتهای کنترلی مناسبی را به منظور کاهم آثار منفی
آنها اتخاذ کرد. بدین منظور در این مقاله رویکردی ترکیبی از تکنیک تودیم و تلوری اعداد خاکستری پیشنهاد
میگردد که از آن به منظور اولویتبندی ریسکهای کارآفرینی در حوزه صندوقهای قرض الحسنه استفاده
میشود. نت ایج بدست آمده از حل مسأله اولویت بندی ریسک های کارآفرینی در حوزه صندوق های
قرضالحسنه بیانگر آن است که ناکارامدی مدیران و کارکنان به عنوان مهمترین ریسک کارآفرینی در اینگونه
صندوقها به شمار میآیند
امروزه رمز بقا و توان ارزش آفرینی سازمان ها در گرو تفکر خلاق و نوآورانه و درک فرصت های محیطی و بهره برداری از این فرصت هاست. پژوهش حاضر تلاشی در جهت شناسایی موانع رفتاری سازمان، که توسعه کارآفرینی سازمانی را تحت تاثیر قرار می دهند می باشد، که طی آن ابتدا به بیان موانع رفتاری گوناگون کارآفرینی سازمانی از دیدگاه صاحب نظران مختلف پرداخته شده است. در ادامه با استفاده از روش کیو در صدد شناسایی ذهنیت های گوناگون مدیران خبره سازمان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران(هما) در ارتباط با موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی در این سازمان می باشیم و با حجم نمونه 57 نفر و با توزیع پرسش نامه کیو(با آلفای کرونباخ 95درصد) به گردآوری اطلاعات پرداخته شده است.
نتایج تحلیل عاملی نشان می دهد که مدیران معاونت بازرگانی سازمان هما مدعی هستند که مهم ترین موانع رفتاری کارافرینی سازمانی عدم برنامه ریزی کافی، گرایش به آزمون و خطا(تجربه) و تمایل به سودهای کوتاه مدت است، درحالی که مدیران معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت سازمان هما مدعی هستند که عدم شراکت کارکنان در سود حاصل از خلاقیتشان، ارتقای افراد سازگار و تأکید بر نتایج از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی در این سازمان است و مدیران معاونت آموزش و بهسازی منابع انسانی سازمان هما، مدعی هستند که کنترل شدید و رسمی مدیران، فرهنگ مدیریت وظیفه ای در سازمان و گرایش سازمان به تخصص گرایی کارکنان مهم ترین موانع رفتاری کارافرینی سازمانی در سازمان هما به شمار می رود.
بهرهمندی از سیستم لجستیک مناسب، یکی از عوامل کلیدی موفقیت در کسب کار است. بررسی فضای کسب و کار خودروسازان در ایران نشاندهنده پشت سرگذاردن مرحله رشد سریع اولیه و اشباع بازار است. یکی از استراتژیها معمول شرکتها در چنین حالتی، کاهش هزینه بهمنظور حفظ سوددهی و شناسایی فرصتهای بهبود در سازمان است. اولین جایی که میتوان کاهش هزینه و شناسایی فرصتهای پیشرو را از آن شروع کرد، لجستیک و زنجیره تامین سازمان است. سازمانها در هر زنجیرهای، به دنبال ایجاد بهبود در ساختارهای عملیاتی هستند. در این مسیر دو سوال مهم مطرح میشود. اول اینکه چه فرصتهایی برای بهبود وجود دارد و دوم اینکه کدام فرصت با توجه به محدودیتهای موجود، ارزش بیشتری را برای سازمان ایجاد خواهد کرد. در این راستا، عارضهیابی با پاسخگویی به این سوالات، سازمان را در کسب ارزش و ایجاد بهبود یاری میدهد. در این مقاله روشی جهت ارزیابی سیستم لجستیک سازمان (فرآیندهای تامین، تولید و فروش) در سطوح مدیریتی و سازمانی، جریان اطلاعات و جریان فیزیکی ارائه شده است. عارضهیابی این امکان را فراهم میآورد تا بتوان نقاط ضعف و قوت سازمان را شناسایی کرده و در جهت بهبود آن اقدامات لازم را انجام داد. روش ارائه شده در این مقاله برای عارضهیابی سیستم لجستیک یک شرکت خودروساز در ایران مورد استفاده قرار گرفته است که در اینجا بهعنوان مطالعه موردی ارائه شده است.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی هوش سازمانی و کارآفرینی سازمانی در شعب بانک صادرات شهر اصفهان می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی _پیمایشی می باشد و درآن برای گردآوری داده های مربوط به ادبیات موضوع از روش کتابخانه ای و برای گردآوری داده های لازم جهت آزمون فرضیه های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کارشناسان و مدیران سطوح مختلف شعب بانک صادرات شهر اصفهان می باشد و در آن از روش نمونه گیری خوشه ا ی- طبقه ای متناسب با حجم، که در آن منظور از خوشه ها، درجات پنجگانه بانک صادرات در شهر اصفهان و منظور از طبقات، کارشناسان و مدیران سطوح مختلف بانک صادرات شهر اصفهان می باشد. حجم نمونه مورد مطالعه براساس جدول مورگان برابر با 216 نفر تعیین شد که از این تعداد 214 پرسشنامه تکمیل شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که بین هوش سازمانی و کارآفرینی سازمانی در شعب بانک صادرات شهر اصفهان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، هم چنین بین ابعاد هوش سازمانی و کارآفرینی سازمانی نیز در شعب بانک صادرات اصفهان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
بنگاه های کوچک و متوسط قبل از ایجاد هر تغییر یا حرکت به سوی تعالی لازم است به شناخت وضعیت موجود و شکاف ها تا وضعیت مطلوب بپردازند. پژوهش حاضر، با به کارگیری مدل تعالی سازمانی EFQMو تحلیل های آماری مانند آزمون میانگین، آزمون فریدمن و تحلیل های توصیفی- استنباطی به شناسایی مشکلات و حوزه های ضعیف شرکت های کوچک و متوسط تحت پوشش ساپکو پرداخته و از روش آنتروپی شانون برای تعیین وزن هر یک از معیارهای مدل استفاده کرده است. با شناسایی مشکلاتی مانند ضعف در مهارت های مدیریتی، وجود مشکلات مالی برای سرمایه گذاری در زمینه تحقیقات و توسعه، خرید تکنولوژی، آموزش و استخدام نیروی انسانی با مهارت بالا و ... راهکارهایی مانند: سرمایه گذاری در بخش تحقیق و توسعه، افزایش سطح همکاری با سازمان های همتراز، مدیریت و توسعه منابع انسانی، گذراندن دوره های مدیریتی توسط مدیران ارشد و ... ارائه شده است.