شعرپژوهی (بوستان ادب)

شعرپژوهی (بوستان ادب)

شعرپژوهی سال سیزدهم زمستان 1400 شماره 4 (پیاپی 50) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل انتقادی گفتمان شیعی در شعر فارسی از رودکی تا غضائری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
شعر فارسی دیرزمانی است که تجلی گاه گفتمان شیعی است. رخدادهای بزرگِ تاریخ تشیع چون غدیر، سقیفه و عاشورا هرکدام در مقام خود در اندیشه و به دنبال آن در شعر شاعران بازتاب یافته اند. حوادثی که بر سر جانشینی پیامبر اسلام روی داد، مسلمانان را با پدیده ی اختلاف درونی و انشعاب در امت اسلامی مواجه و آنان را با پرسش هایی پیرامون مسائل اساسی اولین تجمع سیاسی شان آشنا کرد. این مقاله با هدف بازنمایی تأثیر این گفتمان بر شعر فارسی از رودکی تا غضائری و با مطالعه ی منابعِ اصلی و تجزیه وتحلیل داده ها انجام شده است. با بررسی اشعار پارسی گویانِ نامی از رودکی تا غضائری به ویژه بُندار رازی، فردوسی، کسایی و غضائری رازی براساس روش انتقادیِ نورمن فرکلاف، یعنی بررسی متن، عمل گفتمانی و عمل اجتماعی، روشن شد که گفتمانِ غالب در شعر این شاعران، حب اهل بیت و افضلیت علی است. رودکی، دقیقی، بندار، کسایی، فردوسی و غضائری با اشعار خود در مقام رخدادی ارتباطی نه تنها به بازتاب گوشه ای از عمل اجتماعی روزگار خود پرداخته اند که نظمِ گفتمانی شیعی را نیز در شعر فارسی پی ریزی کرده اند.   
۲.

ملاحظاتی پیرامون انسجام ادبی شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۱
یکی از مهم ترین خصوصیات شاعران متبحر، به ویژه سرایندگانی که با اشعار داستانی سروکار دارند، قدرت تصویرآفرینی آن ها است و اگر این تصویرآفرینی درعین حال با انسجام همراه باشد؛ یعنی اجزای داستان به هم مربوط باشند و تلفیق قضایا در هم به طرزی شایسته صورت گرفته باشد، به طبع تأثیر بیان نیز بر خواننده بیشتر خواهد بود. در این گفتار منظور ما بررسی انسجام روایت در شاهنامه ی فردوسی است. به طبع در هر اثر ادبی دیگری که به وسعت شاهنامه باشد، امکان برخی ضدونقیض گویی های جزئی وجود دارد؛ زیرا دامنه ی روایت بسیار گسترده است؛ اما در شاهنامه انسجام روایت هم در سطح صحنه ها و هم در سطح کل داستان چشمگیر است. در این مقاله ابتدا انسجام روایت شاهنامه را در سطح صحنه ها بررسی کردیم و دیدیم که فردوسی چگونه با دقت، وحدتِ تصاویر و اجزای داستان را در روایت واحد حفظ می کند و سپس رابطه ی داستان زال و رودابه را با منطق روایی شاهنامه موردبررسی قرار دادیم و دیدیم که انسجام کلی تری نیز در سراسر این حماسه ی سترگ، موجود و به آسانی قابل تشخیص است.
۳.

معرفی مثنوی قضاوقدرِ میرزااحمد سند کاشانی (قرن12)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
یکی از منظومه های قضاوقدر دوره ی صفویه، آتش خانه ی غیب است. این منظومه در فهرست های نسخ خطی به نام بخارایی سَرهندی ثبت شده است؛ حال آنکه در این پژوهش ثابت شده که سراینده ی واقعی این مثنوی میرزااحمد سَنَد یکی از شاعران قرن دوازدهم است، نه بخارایی سرهندی. بعد از اثبات این مدعا و شرح حال احمد سند، منظومه ی قضاوقدر او معرفی و ویژگی های این منظومه بررسی شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، منظومه ی قضاوقدر میرزااحمد سند یکی از متن های متفاوت در این حوزه است. این مثنوی ازنظر رعایت چارچوب کلی و شاخصه های صوری و ویژگی های زبانی در قالب منظومه های قضاوقدر قرار می گیرد؛ اما دارای ویژگی های متفاوتی است. در این مثنوی مضمون جبرمحورِ مثنوی های قضاوقدر تا حدی به چالش کشیده شده است. مهم ترین شاخصه های ادبی این مثنوی اطناب، کنایه و تضاد است. ویژگی های روایی این متن مثل طرح، شخصیت، حادثه و حقیقت مانندی نسبت به سایر مثنوی ها پرداختی متفاوت دارد.
۴.

بت تراش نادرپور و سلب عاملیت از سوژه (تحلیل بت تراش نادرپور از نظرگاه فلسفه وجودی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۳
اندیشه های وجودی در عصر جدید، ریشه در سنت فکری- فلسفی غرب دارد و نوعی اندیشیدن در باب انسان و وضعیت انضمامی او در هستی است. این فلسفه در درجه ی نخست نوعی اعتراض به اندیشه های ماهیت گرای کلاسیک است که سهم انسان را در انتخاب سرنوشت خویش کم رنگ ساخته و با اشاعه ی نوعی جبرگرایی به انجماد فکری و انفعال دامن زده اند. در مقاله ی حاضر پس از پرداختن به پیشینه و سابقه ی فکری و محتوای شعر بت تراش از نادر نادرپور، به عنوان یکی از نمونه های موفق ادبیات منظوم معاصر فارسی، نسبت آن با سنت های ماهیت گرای کلاسیک بررسی شده است و سپس خوانشی تازه از این شعر ازمنظر فلسفه وجودی ارائه شده است. در هسته ی مرکزی شعر بت تراش نادر نادرپور، نکته ای بسیار ظریف و مهم قرار دارد چنانچه اصالت نسبی انسان را به عنوان یکی از بنیادی ترین ارکان بنای اندیشه مدرن به شمار آوریم. شعر نادرپور ازین منظر با چنین مفهومی کاملاً ناسازگار و بیگانه است و در تحلیل نهایی می توان کارکرد اصلی این شعر را معطوف به بازتولید اندیشه های ماهیت گرای متعلق به سنت های جبرگرای کلاسیک به شمار آورد که در سطحی از یک رویکرد انتولوژیک تا یک ابزار ایدئولوژیک برای سرکوب و سلب عاملیت از سوژه جریان یافته است.
۵.

درباره ی چند مکان جغرافیایی در شاهنامه (باهله، کارستان، مانوی، وریغ، دوک)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۱
بنابر گزارش شاهنامه ، هنگامی که خسروپرویز در نبرد با بهرام چوبین به روم گریخت، از مناطقی که در شاهنامه ،  باهله، کارستان و مانوی نامیده شده اند، عبور کرد و به شهر وریغ فرود آمد. در این شهر با قیصر روم مکاتبه کرد و پس از دریافت لشکری از رومیان به آذربایجان بازگشت و در دشت دوک با بهرام روبه رو شد و او را شکست داد. چون جغرافیانگاران مسلمان اطلاع مبسوطی از مناطق تحت تصرف امپراطوری روم نداشته اند، نام این مکان ها در منابع جغرافیایی دوران اسلامی یا ضبط نشده اند یا به نام های دیگری ذکر شده اند. در این جستار کوشش شده است تا با استناد به منابع معتبر، جایگاه مناطق مزبور و در مواردی نام دیگر آن ها مشخص شود. روش تحقیق در انجام این پژوهش تحلیلی- توصیفی با استفاده از منابع کتابخانه ای است. در این پژوهش مشخص شد که جایگاه قبیله ی باهله در فاصله ی شهر هیت تا رقه بوده و منظور از کارستان در شاهنامه شهر مرزی حران است. نام های مانوی و وریغ برگرفته از واژه ی (Mannuorrha Auyreth) است. جزء اول این نام (Mannu)، مانوی نام دژی در ادسا و (Aureth) اویریت، نام باستانی شهر (Irrite) است که امروزه (Irridu) نامیده می شود و میان کرکمیش (قرقمیساء) و حران واقع است و اوریغ و وریغ در شاهنامه تلفظی دیگر از آن است. با توجه به توصیف تئوفیلاکت و فردوسی از محل نبرد روشن شد که دشت دوک نیز در شاهنامه اسمی عام است و به مسیر صعب العبور و پرتگاه های محل جنگ اشاره دارد.
۶.

رهیافت هایی به مفهوم و خاستگاه «طنین» در شعر و اندیشه ی طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۷
طاهره صفارزاده (۱۳15-۱۳۸۷)، شاعر، نظریه پرداز، مترجم و استاد دانشگاه از شاعران برجسته و پیشرو شعر مدرن فارسی در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی به شمار می رود. او که دانش آموخته ی زبان و ادبیات انگلیسی و نقد ادبی از دانشگاه شیراز و آیووای امریکا بود، رویکردی علمی به شعر و مسئله ی ادبیات داشت و معتقد به شعری متعهدانه و روشنگرانه بود که بر مخاطب تأثیر عمیق تری بگذارد. بر همین اساس صفارزاده نظریه ای ادبی باعنوان «شعرِ طنین» را در شعر معاصر فارسی پیشنهاد کرد و کوشید بوطیقای شعر خود را بر آن استوار کند. او کلیت نظریه ی خود را در عبارتِ «طنین حرکتی است که حرف من در ذهن خواننده می آغازد»، گنجانیده است. با گذشت حدود پنج دهه از طرح نظریه ی طنین و نگارش مقالاتی درباره ی وجوه مختلف آثار ادبی صفارزاده، به مسئله ی چیستی و چگونگی شعرِ طنین و میزان توفیق و کاربست آن چنان که باید، پرداخته نشده است. در این مقاله ضمن تعیین و تبیین واژگان اساسی و کلیدی نظریه ی طنین، کوشیده ایم ازمنظر رهیافت های مختلف به مفهوم، خاستگاه، چیستی و چگونگی کاربرد آن در شعر و اندیشه ی صفارزاده دست یابیم. برابر یافته های این پژوهش، مهم ترین شگردهای صفارزاده برای ایجاد طنین در ذهن مخاطب و تأثیرگذاری بر او، شگردهای تداعی و تکرار به شیوه های گوناگون ادبی است. او هم فرم و هم محتوا را بستر ایجاد طنین در شعر می کند و هر دو را متقابلاً از یکدیگر متأثر می سازد. با همه ی این کوشش ها، نظریه ی شعری طنین با استقبال چندانی ازطرف شاعران روبه رو نشده است.
۷.

داستان های اپیزودیک در روایت های حماسی ایرانی و پیوند آن با قصه های پریان (بررسی موردی: شاهنامه و بهمن نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
وحدت و انسجام روایی و داستانی از ویژگی هایی است که از دیرباز به عنوان یکی از مؤلفه های مهم در نگاه به روایت های حماسی مطرح بوده است. حماسه های ایرانی به ویژه با توجه به متأخربودن زمان نگارش آن ها در مقایسه با حماسه های هندی و یونانی، گاه ساختاری اپیزودیک دارند و درخلال سلسله داستان ها، اپیزودهایی بدون ارتباط منسجم با داستان های پیش و پسِ خود آمده است، چنان که در ساختار کلان اثر حماسی نمی گنجند و به لحاظ ساختاری، روایت هایی فرعی هستند که به زنجیره ی خطی روایت حماسی افزوده شده اند. با توجه به بسامد این ویژگی در روایت های حماسیِ ایرانی، شناخت الگوهای روایی و اسطوره ایِ حاکم بر داستان های اپیزودیک از ضروریات پژوهش در این حوزه است. براین اساس با بررسی دو اثر شاهنامه و بهمن نامه یازده داستان اپیزودیک استخراج شده است؛ سپس با استخراج کمینه های رواییِ این داستان ها، تببین ساختار روایی آن ها، تحلیل ژرف ساخت اسطوره ای و بررسی چگونگی پیوند یافتن آن ها با ساختار کلان اثر در جریان تکوین روایت حماسی، در پی تبیین الگوهای روایی و اسطوره ایِ حاکم بر داستان های اپیزودیک در روایت های حماسی هستیم. نتایج تحقیق بیانگر تفاوت های قابل توجه خاستگاه ها و ساختارهای روایی و اسطوره ایِ این اپیزودها با ساختار کلان روایت های حماسی و ارتباط آن ها با قصه های پریان است.
۸.

تحلیل «قصه ی سیمرغ» در منطق الطیر بر مبنای خوانش های پَسامدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۰
نظریه های جدید و کاربست این تجربه های غیربومی می تواند تازگی ها و طراوت های معنایی متون و همچنین استعداد و امکانات آن ها را نشان دهد و ذهن و تلقی مخاطبان نوگرا و تنوع طلب و اغلب جوان را، نسبت به متون کلاسیک متحول کند. دراین راستا می توان پست مدرنیسم را به عنوان یکی از نظریه های ادبی جدید و نیز حرکت و تلاشی برای تزلزل نشانه ها و ازدست رفتن قطعیت معنا و مشکوک شدن به روایت های کلان ادبی، فرهنگی و تاریخی تلقی کرد. داستان منطق الطیر به عنوان یک متن کلاسیک و تمثیلی، همواره یکی از متون برجسته، نمادین و تأثیرگذار عرفانی- اسلامی در ادبیات فارسی بوده است که بیش از هر چیز بر تفکر وحدت وجودی پافشاری می کند. بررسی کل گرایانه ی قصه ی سیمرغ در منطق الطیر ازمنظر عدم قطعیت معنا، که مهم ترین ویژگی پست مدرنیسم است، ظرفیتی را فراهم می کند تا خوانندگان امروزی را با استعدادهای معنایی این متن کلاسیک آشنا کند. سؤال این است که آیا می توان با توجه به عدم قطعیت معنا خوانشی متفاوت از قصه ی سیمرغ در منطق الطیر داشت؟ مفاهیم و گزاره هایی چون کثرت گرایی، کنش جمعی، خودشناسی و کمال گرایی جمع محور، مرگ خداوند، انتظار بیهوده بشری، به هم ریختن طبقات اجتماعی، مرکزیت زدایی از قدرت و انتشار آن، تغییر ارزش های بقا به ارزش های ابراز وجود، ادغام افق ها و سویه ی غیاب کلام همگی از رهاوردهای خوانش پست مدرنیستی قصه ی سیمرغ در کتاب منطق الطیر است.
۹.

ضرورت تصحیح مجدد دیوان فغانی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
فغانی شیرازی مشهور به «حافظ کوچک» شاعر نام آور قرن نهم و از غزل سرایان سرآمد این عصر محسوب می شود. دیوان اشعار او را لال ماتهر دهلوی در شبه قاره و احمد سهیلی خوانساری در ایران تصحیح و چاپ کرده اند؛ اما پس از آن تصحیح، تاکنون بیش از بیست نسخه ی دست نویس از دیوان بابافغانی پیدا شده که برخی از آن ها ازنظر قدمت و صحت معتبرتر از نسخه های مورداستفاده ی مصححان پیشین است. با وجود شناسایی این نسخه ها از این دیوان تاکنون برای تصحیح مجدد غزل ها یا ابیات این دیوان، گامی پیش نهاده نشده است. در این پژوهش کاستی های موجود در متن های تصحیح شده توسط لال ماتهر دهلوی و سهیلی خوانساری باز شناسی شده اند. مهم ترین این کاستی ها عبارت اند از: گزینش ها و خوانش های نادرست، موجودنبودن برخی غزل ها و ابیات، اشکال در وزن و قافیه، اغلاط املایی و خطاهای چاپی. پژوهشگران در این مقاله کوشیده اند ضمن نقد و بررسی روش تصحیح مصححان پیشین و ارائه ی نمونه هایی از اشکال های موجود، لزوم تصحیح دوباره ی دیوان فغانی خوانساری را تبیین کنند.  
۱۰.

بررسی گونه ها و معانی «را» در گرشاسب نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
هر اثر ادبی از ساخت های جزئی تری تشکیل شده است. ساخت های نحوی و صرفی هر اثری، بنیاد ساخت های بلاغی و محتوایی آن را شکل می دهد. «را» که امروزه بیشتر به عنوان نقش نمای مفعولی شناخته می شود، در متن های گذشته ی ادب فارسی، جایگاه حساس تر و متنوع تری داشته است و کاربردهای گوناگون آن در فهم معنی و شناخت بلاغت متن ایفای نقش می کرده است. یکی از منظومه های حماسی که در نوع خود جایگاه برجسته ای دارد و کاربردها و معانی را در آن درخور توجه و قابل تأمل است، گرشاسب نامه ی اسدی توسی است؛ ازاین رو مقاله ی حاضر بدون واکاوی بلاغی، در پی شناخت و معرفی انواع کاربرد و معانی گوناگون «را» در این منظومه و ارائه ی آمار دقیقی از انواع و نقش «را» در کاربردهای گوناگون، ازنظر دستوری و معنایی است. در این بررسی ها ضمن تبیین نقش و اهمیت این نقش نما که چهره های گوناگون معنایی و کاربردی دارد، به کاربردهای ویژه ی آن نیز پرداخته شده است و با ذکر تعداد تقریباً دقیق این نقش نما در تمام گرشاسب نامه ، بیشترین و کمترین نوع کاربرد «را» در این منظومه مشخص شده است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل داده هایی ست که از متن این منظومه به دست آمده و نتیجه گیری آن نیز مبتنی بر تحلیل محتواهای ساختاری و معنایی آن داده ها است.
۱۱.

بازشناسی ستی نامه ها و ستی واره های منظوم فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
رسم ستی (= ساتی) از رسوم کهن و الحاقی هندوییسم است که سال ها در هندوستان به عنوان فریضه ای دینی اجرا می شد و امروزه با رشد فرهنگ و وضع قوانین جدید، ظاهراً متروک شده است. این رسم خشن و غیرانسانی، البته با معیارهای امروزی که زنِ تازه بیوه شده را به سمت خودسوزیِ اختیاری با جسد شوهرش سوق می داد و در ازای آن به او بشارت زندگی دوباره با همان شوی (طبق نظریه ی تناسخ) یا زندگی دوباره با هیئت مردانه را می داد، بر سه محور اعتقاد به آتش، عشق به همسر و ایمان به زندگی دیگرباره استوار بود. پژوهشگران در این جستار کوشیده اند تا ضمن بررسی سابقه و نحوه ی اجرای این رسم، بازتاب آن را در منظومه های عاشقانه ی ادب فارسی که تاکنون بررسی نشده، مشخص نمایند و نشان دهند که بعضی از منظومه هایی که پیش از این به عنوان ستی نامه معرفی شده اند، ستی نامه نیستند و تعدادی از منظومه ها که مغفول مانده اند، مطابق با ویژگی ها و مختصات این رسم کهن هندویی، ستی نامه هستند.
۱۲.

مقاله کوتاه: بازیچ یا شیشه بازیچ چیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۶
دیوان خاقانی مشحون از تصاویر، تعابیر و مفردات غریبی است که باعث دیریابی اشعار وی شده است. یکی از بسترهایی که خاقانی در آن مفردات دیریاب استعمال نموده ، فرهنگ عامه ی جغرافیا و اقلیم زیستی خود بوده است. «شیشه ی بازیچ» از نمونه واژه هایی است که مربوط به منطقه ی اران و جغرافیای زیستی خاقانی بوده که در برخی نسخ کاتبان و به تبع آن مصححان برای مأنوس سازی، این وجه غریب را به «شیشه ی نارنج» و «شیشه ی بازیچه» تحریف کرده اند؛ یعنی ازیک طرف به خاطر تسامح در نقطه گذاری، آن را به «شیشه ی نارنج» و ازطرف دیگر با افزودن هاء غیرملفوظ، به «شیشه ی بازیچه» بدل کرده اند که البته گویا مورد دوم شکل دیگری از تلفظ همان بازیچ است. وجه غریب «شیشه ی بازیچ» یا «بازیچ» در برخی نسخ محفوظ مانده است. با دقت در موارد استعمال، نشانه هایی ایضاحی از این پدیده نمایان گر می شود. این پدیده که به خاطر غرابت استعمال از فرهنگ ها نیز فوت گردیده ، آن گونه که از ابیات مستعمل در آن برمی آید، حقه ای شیشه ای مربوط به مشعبدان و معرکه گیران است که گاه آن را از گلاب و آب پر می کرده و بر سر می گذاشته و با آن حرکات نمایشی و محیرالعقول انجام می داده و گاه نیز با شعبده از آن اشکالی و اشیای را بیرون می آورده اند. به خاطر جنس شیشه ای این پدیده، گاه به آسمان تشبیه شده که شیشه سان بودن آن در اساطیر هم مذکور است و گاه دل و گاه شیشه ی کافور به آن مانند شده است.
۱۳.

مقاله کوتاه:گَرَت زین بد آید (درنگی بر معنای نیم مصراع از شاهنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
یکی از لغزشگاه ها در گزارشِ متون کهن، تکیه بر اسلوب های زبانی و ساخت های نحوی معاصر است. این کار به درکی نادرست و ناقص از این متون می انجامد و تحلیل ها و برداشت های ناپذیرفتنی را نیز در پی خواهد داشت. بی شک برای فهمِ درست متون کهن باید با زبان هر متن متناسب با دوره ی خلقِ آن متن برخورد کرد و از افتادن در دامِ ساخت های نحوی زبانِ فارسی معاصر پرهیز کرد. یکی از نمونه های تحمیلِ اسلوب های زبانِ فارسی معاصر در شرح ها و گزارش ها، به بخشِ نخستِ مصراعِ «گَرَت زین بد آید، گناه من است» برمی گردد که در دیباچه ی شاهنامه آمده است. ما در این جستار کوشیده ایم، با توجّه به ویژگی های زبانی شاهنامه و بررسی جزء به جزء این نیم مصراع، معنای نادرست را نقد و درباره ی معنای درست آن بحث کنیم. در پایان نیز برای تأکید بر درستیِ معنای عرضه شده، از بافتِ بخش های پایانی شاهنامه که این نیم مصراع در آن تکرار شده است، کمک گرفته ایم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰