شعرپژوهی (بوستان ادب)

شعرپژوهی (بوستان ادب)

بوستان ادب پاییز 1390 شماره 9 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

انتهای غایت در معانی حروف جر عربی و حروف اضافه ی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۷۷ تعداد دانلود : ۶۷۶
با توجه به اهمیت پژوهش های مبتنی بر مقایسه ی زبان های مختلف و تاثیر بسزای آن در کشف حلقه های ارتباطی زبان ها و رشد فکری و فرهنگی گویش وران آن، پژوهش حاضر با اتخاذ روش تحلیلی تقابلی و با تکیه بر مطالعات دستورپژوهان و فرهنگ نویسان دو زبان عربی و فارسی، به بررسی مفهوم انتهای غایت در جایگاه یکی از مهم ترین معانی مشترک میان حروف جر عربی و حروف اضافه ی فارسی می پردازد تا بدین وسیله، حروف نمایان گر این معنی و نحوه ی کاربرد آن در دو زبان عربی و فارسی، آشکار شود. ضمن آن که وجوه افتراق، اشتراک و اثرپذیری دو زبان، نمایان خواهد شد. مهم ترین دستاورد مقاله ی حاضر آن است که حروف جر و اضافه، همیشه در بیان یک معنی خاص، رابطه ی یک به یک ندارند، به گونه ای که گاه یک حرف در یک زبان با دو حرف از زبان دیگر، برابریابی می شود. اهمیت این مطلب در ترجمه ی متون عربی و فارسی، نمود می یابد.
۲.

بررسی تداوم زمان روایت در حکایت های فرعی کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۰۴ تعداد دانلود : ۹۱۲
بررسی و تحلیل زمان در دانش روایتشناسی در سه بخش نظم (order)، تداوم (duration) و بسامد (frequency) انجام میشود. تداوم، نسبت میان طول مدت داستان و طول مدت بیان آن است که در سه شکل، نمود مییابد: شتاب ثابت؛ شتاب مثبت و شتاب منفی. گذشته از بخش «تداوم»، در دو بخش «نظم» و «بسامد» نیز میتوان ردپاهایی از عوامل ایجاد شتاب ثابت، مثبت و منفی روایت را به دست آورد. کتاب «کلیله و دمنه» - به قلم نصرالله منشی– به دلیل داشتن نثر فنی، همواره یکی از آثار مطنب دانسته شده است. بررسی حکایتهای فرعی این کتاب بر پایهی عوامل سببساز شتاب مثبت و منفی روایت، نشان میدهد از میان حالتهای سهگانهی تداوم زمان روایت، سهم عوامل ایجادکنندهی شتاب مثبت در این حکایتها، بیش از دیگر عوامل است و روایت کلیله و دمنه با وجود برخورداری از نثر فنی، همچنان رنگ و بوی ایجاز و اعتدال را در حکایتهای خود حفظ کرده است.
۳.

بازتاب حکمت ایرانی در آثار سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۹۰ تعداد دانلود : ۵۰۷
این نوشتار تکمله ای است بر مقاله ای با عنوان «تأثیر پندهای انوشروان و بزرگمهر بر گلستان سعدی» که در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم به چاپ رسید. همان طور که از نام مقاله بر می آید، هدف، نشان دادن تأثیر پندهای منسوب به انوشروان و بزرگمهر در گلستان سعدی است. بر خلاف مقاله مذکور که دامنه کار به گلستان سعدی و انوشروان و بزرگمهر محدود شده بود، در این مقاله چند شاهد جدید از دیگر آثار سعدی یافته ایم که سرچشمه های آن ها را در حکمت های ایرانیان باستان پیدا کرده ایم. به علاوه برای هر مضمون، سعی کرده ایم مضامین مشترکی از ادب فارسی و عربی ارائه کنیم و با نگاهی به شرح و تحلیل متون ادب فارسی، نشان دهیم که جای این نوع پژوهش های تطبیقی و جست وجوی سرچشمه های فکری ادیبان و گویندگان فارسی زبان در تحقیقات ادبی ما خالی است و با توجه به اینکه منابع قدیم عربی پر از اخبار ایرانیان باستان است بنا به قول «خوشتر آن باشد که سر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران» لازم است تجدید نظر کلی نسبت به این موضوع صورت گیرد. نقد و بررسی دیدگاه های حسین علی محفوظ از دیگر مقاصدی است که در این مقاله به دنبال آن هستیم، زیرا نویسنده مذکور بی توجه به پیشینه افکار ایرانی سعدی، بسیاری از مضامین حکمی او را برگرفته از ادب عربی دانسته و متأسفانه این شیوه کم و بیش، در شرح و تحلیل آثار ادبی پس از او، به شکل ناخواسته پیروی شده است.
۴.

جنبه های نمایشی اشعار احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۶۹ تعداد دانلود : ۹۳۱
احمد شاملو از معدود شاعرانی است که قابلیت های نمایشی را در اشعار خود به نمایش گذاشته است. مطالعه ی نقاط اشتراک دو حوزه ی نمایش و شعر، به شناخت عناصر نمایشی موجود در آثار احمد شاملو کمک شایانی می کند. اکثر اشعار شاملو، در قالب «شعر سپید» سروده شده که شعر سپید، قالب مورد علاقه ی سرایندگان «شعر نمایشی»، همچون شکسپیر است. دیالوگ، مونولوگ، دستور صحنه، روایت، صوت نمایشی و همچنین توجه به دکلماسیون شعر ، از عناصر نمایشی موجود در اشعار شاملو هستند. مرحله ی اول، خوانش صحیح و درک معنای هر شعر است؛ مرحله ی دوم، تحلیل عناصر نمایشی و زدن اتود تئاتری بر مفهوم هر شعر و مرحله ی نهایی، استخراج طرح نمایشی از آن شعر است. این پژوهش، از حیث ماهیت و هدف، از نوع تحلیلی و تبیینی است و به روش کتابخانه ای انجام پذیرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، تهیه ی فیش از منابع مکتوب، انجام مصاحبه و مشاهده ی نمایش است.
۵.

بررسی تصویر پردازی در حکایتی از کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۰۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۳۹
ادبیات فارسی به شکلی انکارناپذیر، با حکایت های اخلاقی گره خورده است. در این میان، برخی پدیدآورندگان آثار منثور برای رهایی از قید گرایش های شعری، به ابداع روش های بیانی و هنری خلاقه ای روی آورده اند که ساخت بیان آن ها را نه تنها در برابر شعر که در برابر سایر آثار مشابه، متمایز می سازد. کتاب کلیله و دمنه ی انشای نصرالله منشی، نمونه ای بارز از این گونه هنرورزی ها به شمار می رود. در این کتاب، افزون بر بهره مندی از تمام جذابیت های نثر فنی و مصنوع فارسی، جلوه ای ابتکاری از هنر روایت پردازی نیز به کار گرفته شده که آن را در نوع خود، یگانه ساخته است. چنان که در برخی داستان های این کتاب، با بهرهمندی از صنعت تصویرگری (Imagery)، فضاسازی و ضرباهنگ قصه به گونه ای پرداخته می شود که با شخصیت و منش قهرمان و یا سایر اشخاص درگیر در داستان، هماهنگ است. نوشتار حاضر بر آن است که با تحلیل و بررسی داستان «کبک نجیر و خرگوش و گربه ی روزه دار» (باب هشتم، بوف و زاغ) و مقایسه ی آن با سایر گزارش های این داستان، این جلوه گری ویژه ی روایت پردازی را در کلیله و دمنه انشای نصرالله منشی بازنمایی کند.
۶.

بررسی جریان سیال ذهن در داستان های به کی سلام کنم؟ و شوهر امریکایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷۸۱ تعداد دانلود : ۷۵۶
جریان سیال ذهن، به ارائه ی جنبه های روانی اشخاص داستان می پردازد و به کل حوزه ی آگاهی و واکنش عاطفی- روانی فرد گفته می شود که از سطح پیش تکلمی آغاز می شود و به بالاترین سطح که سطح کاملاً مجزای منطقی است، می انجامد. در این مقاله، داستان های به کی سلام کنم؟ از سیمین دانشور و «شوهر امریکایی» از جلال آل احمد که هر دو به شیوه ی جریان سیال ذهن نوشته شده اند، مورد بررسی قرارگرفته است. در داستان به کی سلام کنم؟ نویسنده با ارائه ی آمیزه ای از دیدگاه دانای کل و تک گویی درونی مستقیم، اندیشه ها و رنج ها و واکنش های عاطفی- روانی زنی تنها و ستم کشیده در برابر رخ دادهای زندگیش را روایت می کند و در داستان «شوهر امریکایی»، نویسنده به شیوه ی تک گویی نمایشی، به روایت اندیشه ها و خاطرات زنی غرب زده می پردازد که پس از ازدواجی ناموفق با یک مرد امریکایی، ماجرای زندگیش را برای مخاطبی که در صحنه حضور ندارد، بازگو می کند و در ضمن آن، به مسایل سیاسی - اجتماعی روزگار خودش می پردازد.
۷.

تحلیل و بررسی سمبل های اجتماعی در سروده های امیرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۲۰۵ تعداد دانلود : ۸۸۲
سمبل یکی از ابزار تصویرآفرینی است و مهم ترین ویژگی آن، نداشتن یک معنی مشخص و صریح است؛ به همین دلیل از یک سمبل، معانی مختلفی برداشت می شود. در دوره ی پهلوی از آن جا که فضای استبداد ، به نویسندگان و منتقدان اجتماعی، اجازه ی انتقاد صریح را نمی داد، در زبان و فکر شاعران و ادبیان، سمبل بسیار مورد توجه قرارگرفت. به کارگیری جدی سمبل برای هدف های اجتماعی، از دوره ی نیما آغاز شد و در شعر شاعران پس از نیما چون نادرپور، اخوان، شاملو و ...، رشد و گسترش یافت. ابتهاج نیز که شاعری متعهد به نظر می رسد و از عرصه ی اجتماع و تب و تاب های جامعه به دور نبوده، از سمبل در جایگاه وسیله ای برای بیان مضامین و مفاهیم اجتماعی، استفاده کرده است. می توان گفت خاستگاه بیش تر نمادهای شعر او «طبیعت»، «رنگ ها» و «ابزار زندگی» است. در اشعار اجتماعی سایه می توان دو دسته نماد یافت: یکی نمادهای مرسوم (شب، صبح، دریا، جنگل، بهار، خورشید، چراغ و...) و دیگری نمادهای ابداعی (چمن، پرده، پنجره، تبر، سبزه، کال و... ). همراهی این نمادها با برخی از آرایه های ادبی همچون مراعات النظیر، تضاد، تشبیه و...، جایگاه ادبی سمبل ها را برجسته تر کرده است. سایه نه تنها در حیطه ی اشعار اجتماعی، بلکه در اشعار تغزلی هم، از سمبل استفاده کرده است؛ اما سمبل های اجتماعی او برجسته تر و تاثیرگذار تر از سمبل های عاشقانه ی اوست.
۸.

درباره ی برخی ابیات منتسب به رودکی سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۹۱ تعداد دانلود : ۶۴۳
فرهنگ جهانگیری از منابعی است که در آن، ذیل برخی واژه ها، ابیاتی از رودکی برای شاهد، ضبط گردیده است؛ به همین سبب یکی از منابع دیوان بازیافته ی رودکی در تصحیح سعید نفیسی و دیگران، همین فرهنگ جهانگیری است. این فرهنگ همچنین به منزله ی یکی از نخستین کتاب هایی است که در آن شعر قطران به نام رودکی ضبط شده است. محور اصلی و اساسی این مقاله در زمینه ی بیتی منتسب به رودکی است که این بیت در فرهنگ ها به نام رودکی در جایگاه شاهد معنی «همانا و هرگز»؛ برای واژه ی «آرنگ» آمده است؛ حال آن که این بیت، بیتِ دوم رباعی ای از قطران تبریزی است که در آن بیت «از آنک (آن که)»، «آرنگ» خوانده شده و بیت نیز از رودکی دانسته شده است. قدیمی ترین سند انتساب بیت مورد نظر به رودکی، فرهنگ جهانگیری است و هم آن است که این بیت را در جایگاه شاهد معنی «همانا» برای «آرنگ» آورده و فرهنگ نویسان پس از وی نیز آن را بر اساس فرهنگ جهانگیری، واردِ فرهنگ خود نموده اند. همچنین در این مقاله برخی ابیات و رباعیات منسوب به رودکی سمرقندی را در دیوان دیگر شاعران ادب فارسی بازجسته ایم.
۹.

نقد و تحلیل مبحث تقدیم و تاخیر در علم معانی (بر اساس بوستان سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۱۵
به این دلیل که در کتاب های علم معانی، الگویی منظم و مدون از مبحث تقدیم و تاخیر ارائه نمی شود، برقراری ارتباط با این مبحث برای آموزش آن یا نقد و تحلیل آثار؛ به سختی امکان پذیر است. مقاله ی حاضر بر آن است که با استناد به منابع، ترتیب و تغییر جایگاه اجزای جمله را که اساس موضوع تقدیم و تاخیر است؛ اثبات و تعیین کند و در کنار هر مطلب از این بحث، از شواهد بوستان سعدی بهره بگیرد. همچنین این موضوع تبیین می شود که در تقدیم و تاخیر از دو طریق «ساختار و ظاهر کلام و انتقال معانی ثانوی» می توان با مخاطب ارتباط برقرار کرد. مولف با تکیه بر یافته های تازه؛ نتیجه می گیرد که تقدیم یا صدرنشینی مسندالیه، از قابلیت های زبان فارسی است و مشوق مخاطب در شنیدن یا خواندن «مسند یا خبر» کلام است و تقدیم فعل؛ بر سرعت انتقال پیام و شدت هیجان شنونده می افزاید؛ علاوه بر آن؛ اثبات می شود که سعدی به خاطر انگیزه های تعلیمی خود به تقدیم مسندالیه گرایش دارد و گاهی برای سرعت بخشیدن به انتقال پیام؛ از تقدیم فعل استفاده می کند. علاوه بر این؛ جایگاه معانی ثانوی در تقدیم و تاخیر اجزا در بخشی مستقل تبیین می شود. در پایان؛ شکل های تازه ای از تقدیم و تاخیر؛ مثلِ فاصله افتادن بین موصوف و صفت، مضاف و مضاف الیه و عائد و صله، به کمک شواهدی از بوستان سعدی ارائه می شود که می تواند در ذیل مبحث تقدیم و تاخیرِ کتب معانی، جایی پیدا کند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰