رهیافت های سیاسی و بین المللی

رهیافت های سیاسی و بین المللی

رهیافت های سیاسی و بین المللی سال سیزدهم زمستان 1400 شماره 2 (پیاپی 68) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تاریخ تحول معنایی مفهوم انقلاب و تأثیر آن بر تولد اسلام سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۴
پژوهش حاضر، کنکاشی در تاریخ تفکر سیاسی ایران معاصر از مسیر به کارگیری رهیافتی نوین به قصد گشودن دریچه ای جدید در جهتِ تنویر ابعادی از تحولات معنایی مفهوم ها و دلالت های سیاسی آن در ایران معاصر است. چارچوب نظری به کار گرفته شده در این پژوهش، تاریخ مفاهیم راینهارت کوزلک است که محصول لحاظ کردن تحول چرخش زبانی در درون علوم تاریخی است. بر این اساس، پژوهش حاضر می کوشد تاریخ تحول معنایی مفهوم انقلاب به عنوان یکی از محوری ترین مفاهیم موجود در تفکر سیاسی ایران معاصر را مورد بررسی قرار دهد تا بر مبنای آن به دریافتی از چگونگی تولد اسلام سیاسی در ایران معاصر نائل گردد. پرسش اصلی پژوهش آن است که چگونه ورود و تحول معنایی مفهوم انقلاب به درون نظام مفاهیم اسلام شیعی به تحول معنایی سایر مفهوم های پیشین انجامید. فرضیه ای که مطرح می شود این است که در عصر جدید با شکل گیری میدان معنایی جدید و ورود مفهوم های جدیدی نظیر انقلاب به درون نظام مفاهیم شیعه، لایه های معنایی جدیدی به مفاهیم اساسی شیعه نظیر اجتهاد، انتظار و تقیه افزوده شد. این تحول معنایی در نظام مفهوم ها، یک دگردیسی در درون الهیات شیعه را رقم زد که منجر به تولد «اسلام سیاسی» در ایران معاصر شد.
۲.

واکاوی معناشناختی منشاء قدرت سیاسی در پرتو جهان بینی قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۹
در قلمرو دانش سیاسی یکی از سرفصل های مهم بحث قدرت سیاسی است. در این قلمرو مسائل مختلفی نظیر  مبانی، منابع، کارکرد و اهدافِ قدرت سیاسی مورد واکاوی قرار می گیرد. پاسخ به این مسئله نیازمند تبیین بنیادی ترین بحث، یعنی منشا قدرت سیاسی است. در این پژوهش به منظور حل این مسئله، این پرسش در کانون بررسی قرار می گیرد که بازخوانی مفاهیم مرتبط با قدرت سیاسی، چگونه می تواند ما را به کشف منشاء قدرت سیاسی از منظر قران رهنمون شود؟ به نظر می رسد خوانش معناشناسانه از مفاهیم مرتبط با قدرت سیاسی نظیر خالقیت، مالکیت، ولایت و هدایت می تواند در ارتباط با جهان بینی توحیدی، منشاء قدرت سیاسی را نمایان سازد. برآیند این واکاوی برخلاف دیدگاه رایج در جهان امروز که منشاء قدرت را توافق و قرارداد اجتماعی می پندارد منشا قدرت سیاسی را امری ناشی از اراده الهی می داند. به منظور تبیین این فرضیه تلاش می شود صورتبندی مفهوم قدرت سیاسی از منظر قرآن تبیین شده و نوع ارتباط بین مهمترین شاخص های دخیل در یک شبکه معنایی منسجم تحلیل شود. این امر نیازمند شناسایی مفاهیم کلیدی مرتبط با قدرت سیاسی و کشف میدان معنایی آن از طریق تحلیل محتوا می باشد. این بررسی نشان می دهد که فی مابین سیاست و دین پیوند نزدیکی برقرار است و مفهوم قدرت در شیوه ی تفکر قرآنی با توجه به جایگاه انسان در جهان و رابطه ی انسان و خدا معنا می یابد. ترسیم این نوع رابطه به منابع، کارکرد و اهداف قدرت معنا می بخشد.
۳.

تحول لایه های معنایی مفهوم دولت در ایران معاصر: دهه های نخستین استقرار قاجاریه (دوره بحران و ابهام)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
این پژوهش سیر تاریخی ظهور مفهوم دولت در زبان زمانه را در نیمه نخست قرن سیزده قمری یعنی دوره جانشینِ مؤسس سلسله قاجار بررسی می کند. پرسش محوری پژوهش این است که با ورود ایران به دوران آستانه ای خود تا چه میزان تحولات مربوط به این بحران، در کاربرد مفهوم دولت، در متون آن دوره، بازتاب زبانی داشته و کدام لایه های معنایی آن تقویت و کدام یک حذف یا جابه جا شده اند؟ مدعای ما این است که مفهوم قدیم دولت در این دوره، با اضطراب حاصل از بحرانِ واقع شدن در آستانه زمان تاریخی و مواجهه با مفهوم جدید، برای نخستین بار درون هاله ای سنگین از ابهام قرار گرفت؛ ابهامی که در عمل، زنگ آغاز پایان مفهوم ثابت و منجمد از دولت را که ادعای ازلیت و ابدیت می کرد، به صدا در آورد. از همین نقطه، زمینه چالش سهمگین میان دو فهم از مفهوم قدیم و جدید دولت به تدریج تکوین یافت. برای این منظور، خواهیم کوشید با بهره گیری از کلیات نظریه تاریخ مفهومی راینهارت کوزلک آلمانی لایه های معنایی مفهوم دولت و ظهور زبانی - بیانی آن ها در مواجهه با بحران نوپدید عارض بر دولت یعنی بحران جنگ های ایران و روسیه را در آثار نویسندگان دوره مذکور بکاویم.
۴.

داوری سیاسی به مثابه امر تراژیک: با بررسی و تحلیل اندیشه مارتا نوسبام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
داوری و قضاوت کردن در میان جهان های هنجارمندی که در نزاع و تعارض با یکدیگر هستند، دشوار است. چرا که آنها در برخورداری از واژگان مشابه، معیارهای عقلانی مورد توافق و تعهدات اخلاقی مشترک هم راستا نیستند. لذا با روش های مرسوم در کاوش های فلسفی نمی توان میان این جهان های هنجاری دست به داوری زد. در چنین شرایطی، داوری های سیاسی معمولاً به امور تراژیکی ختم می شوند که در عرصه سیاسی عواقبی ناگوار دارند. در همین راستا سوال اصلی مقاله این است که داوری سیاسی به مثابه امری تراژیک به چه معنا است؟ و چه پیامدهای برای زیستارهای سیاسی دارد؟ برای یافتن پاسخ، نوشتار حاضر با تأکید بر این که داوری سیاسی مانند کنشی در موقعیت تراژیک، تجربه ای است که در زمان و محلِ خاصِ فرد رخ می دهد، امکان توسل به اصول متعین پیشینی در این زمینه را مردود دانسته و با ابتنا به اندیشه هنجاری مارتا نوسبام، درصدد ارائه نوعی داوری به مثابه داوری تراژیک است که اصل اساسی آن مبتنی بر حضور شانس اخلاقی در پی ریزی قابلیت های انسانی است. قابلیت هایی که منجر به رهایش انسان از یک مصیبت به یک خوشبختی می شوند. در واقع داوری در اندیشه نوسبام، پراکسیس سیاسی را متوجه به عناصری بیرون از کنشگر می کند و در عین حال بر تاثیر موقعیت های ستیزه ای و چندجانبه فرهنگی، سیاسی و مذهبی تاکید دارد که بر جهت دهی به رفتارهای عادلانه و غیرعادلانه، مصیبت ساز یا سعادت ساز و غیره در حوزه سیاسی موثرند.
۵.

نظام سیاسی عادلانه از دیدگاه ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۳
فضیلت عدالت از مفاهیمی است که در اندیشه های ارسطو کاربرد فراوانی داشته و در حوزه های گوناگون از جمله سیاست به کار رفته است. مسأله اصلی او در آنجا، استحقاق و شایستگی جهت حکومت و تقسیم مناصب نظام های سیاسی و بطور کلی شیوه عادلانه حکومت است. او بدین منظور در کتاب سوم سیاست ابتدا به بررسی و نقد دعاوی نظام های سیاسی موجود دراین خصوص پرداخته و ادعا می کند با توجه به هدف ایجاد جامعه که برآوردن منافع مشترک و رساندن شهروندان به شکوفندگی (اودایمونیا) است هیچکدام از این دعاوی به طور مطلق درست نیستند و باید مورد اصلاح واقع شوند. سپس به ترسیم نظام سیاسی مطلوب خود می پردازد که شامل نظامی است که شهروندان بتوانند در آن به تناوب فرمانروا و فرمانبردار گردند. ما در این مقاله به بررسی و تحلیل دیدگاه ارسطو در این زمینه پرداخته و بیان خواهیم نمود که دیدگاه او می تواند راه حلی برای تعدیل افراط گرایی در زمینه عدالت سیاسی و یافتن نظامی کم عیبتر در این زمینه باشد.
۶.

اخلاق سیاسی به مثابه اخلاق حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر در صدد است چگونگی کاربست مباحث اخلاق حرفه ای در اخلاق سیاسی را نشان دهد. اخلاق حرفه ای که ارتباط زیادی با اخلاق کاربردی و سازمانی دارد، از مباحث رایج حوزه ی اخلاق کنونی است که در جهت ارتقای کارآمدی سازمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. در این نوشته با روش توصیفی و تحلیلی تلاش می شود چگونگی استفاده از ادبیات این بحث در اخلاق سیاسی تحلیل و چالش های عمده ی پیش روی آن به بحث نهاده شود. عدم توجه به علم و فن سیاسی در سازمان های دولتی، بحث از ماهیت غیرحرفه ای برخی مشاغل مهم سیاسی و خلط اخلاق حرفه ای با سودگرایی از جمله مهم ترین این چالش ها هستند. نیاز به نوعی الزام در اخلاق سیاسی و نیاز به وجود مرجعی مشخص برای حل و فصل عقلانی و قابل پذیرش معضلات اخلاقی از ضروری ترین نیازهای ما به اخلاق سیاسی است.
۷.

ماهیت دولت پنهان در خاورمیانه: مطالعه موردی دولت پنهان در ترکیه و مصر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
در علوم سیاسی بخش بزرگی از تلاش متفکرین صرف بررسی عوامل وقایع و تحلیل آن ها می شود. برای تحلیل وقایع در سیستم های داخلی و بین المللی و تعاریف کلاسیک علوم سیاسی، کنشگر اصلی داخلی و بازیگر رسمی بین المللی " دولت" معرفی می شود. یکی از مهم ترین مناطقی که دولت در آن نقش ویژه ای دارد؛ خاورمیانه است. از جمله ویژگی های ساخت دولت در بیشتر کشورهای غرب آسیا، وجود نهادهایی فراتر از دولت رسمی است که سهم بزرگی از قدرت را در اختیار داشته و تحولات کشورهایشان را مدیریت می کنند که این نهاد را دولت پنهان می نامند. این مقاله سعی دارد تا با ارائه مختصاتی از دولت پنهان، به شناخت بهتر از این نهاد خصوصا در خاورمیانه کمک کند. سوال اصلی مقاله این است ویژگی ها و ماهیت دولت پنهان در خاورمیانه چیست و آیا در همه کشورهای این منطقه یکسان است؟ مقاله با بررسی ویژگی های دولت پنهان به تعریفی دقیق از این مفهوم پرداخته و پنج رکن اصلی آن شامل ارتش، اقتصاد، قوه قضائیه، جامعه و فعالیت مخفیانه و سازمان یافته را در این نهاد مشخص می کند و این ویژگی ها را در خاورمیانه بررسی خواهد کرد. در نهایت دو کشور ترکیه و مصر به عنوان نمونه هایی از دولت پنهان بررسی می گردد.
۸.

هویت دایاسپورایی و ارتباط با وطن: مطالعه موردی عراقی های مقیم آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۹
از اواخر قرن 19 میلادی مهاجران عراقی جامعه ای را در ایالات متحده شکل داده اند که بیشتر به عنوان بخشی از دایاسپورای عرب-مسلمان در این کشور شناخته می شود، حال آنکه اکثریت این جامعه غیرعرب و غیرمسلمان هستند. دایاسپورای عراقی در ایالات متحده با وجود تاثیرگذاری مهم در سیاست خارجی دوران معاصر، از منظر وضعیت قومی-مذهبی و نوع تاثیراتی که داشته تا امروز ناشناخته باقی مانده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله حاضر اینست که تنوع قومی-مذهبی عراقی ها چگونه بر هویت دایاسپورایی آنها در کشور میزبان تاثیرگذار بوده است؟ ما در پاسخ به این پرسش، با اتخاذ رویکرد کیفی و همچنین با استفاده از روش روایت های تحلیلی نشان داده ایم که تنوع قومی-مذهبی عراقی ها چگونه باعث شکل دهی به برداشت های متفاوت آنها از وطن و تنظیم روابط مهاجران با آنجا تحت تاثیر فضای کشور میزبان شده است. مهمترین یافته مقاله را می توان واگرا بودن هویت اجزاء تشکیل دهنده ی دایاسپورای عراقی در امریکا دانست که باعث شده آینده این جامعه مهاجرتی با چالش های جدی مواجه گردد.
۹.

حک شدگی: چارچوبی برای روابط چین-نوردیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
در دو دهه اول قرن بیستم روابط چین-نوردیک ها فضای جدیدی را تجربه می کند و پیچیدگی های این رابطه بیشتر شده است. چین به لحاظ اقتصادی در حال رشد است و نوردیک ها نیز برای توسعه مدل ترکیبی دولت رفاه خود نیازمند سرمایه گذاری چینی ها بوده اند. با این حال تمایل چین به استفاده از ظرفیت اقتصادی-سیاسی منطقه نوردیک علاوه بر مواجه شدن با چالش های بیرونی بر اساس وضعیت متغیرهای اجتماعی نیز تبیین پذیر است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه سازوکارهای کنش های اقتصادی چین-نوردیک ها در درون بسترهای اجتماعی حک شده است؟ در پاسخ به این سوال پژوهش حاضر تلاش کرده با وفاداری به سنت جامعه شناسی اقتصادی، کنش اقتصادی چین-نوردیک ها را در بستر حک شدگی تبیین کند. حک ش دگی تاریخی، دلالت بر وضعیت چسبندگی الگوهای ساختاری، تاریخی، پیشینه روابط و ملاحظات تاریخی به روابط اقتصادی دارد. حک شدگی شناختی-روانشناختی، دلالت بر چسبندگی برداشت های ذهنی، عناصر شناختی متقابل، تصویر از جامعه و ادراک شهروندان/نخبگان به مناسبات اقتصادی دارد. حک شدگی سیاسی نیز دلالت بر چسبندگی اولویت های سیاسی، تصمیم گیری های سیاسی، جایگاه سیاسی کشور، جایگاه منافع ملی و حیاتی، توازن قدرت و متغیرهای بین المللی به ترتیبات اقتصادی دارد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، بنیادین است و در تلاش است تا چارچوب روابط چین-نوردیک ها را در بستر جامعه شناسی اقتصادی تبیین کند.
۱۰.

خروج امریکا از افغانستان؛ بازتاب استراتژی بازموازنه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۰
خروج امریکا از افغانستان مؤلفه ای مهم از بازگشت واشنگتن به استراتژی «بازموازنه» است، استراتژی که بر بسیج منابع در مناطق حیاتی جدید دلالت دارد. بازتوزیع قدرت در نظام بین الملل، امریکا را به بازتعریف منبع تهدید (از تروریسم به هژمونیک گرایی قدرت ها) و کانون تهدید (عمدتاً از آسیای غربی به آسیای شرقی) واداشته است. صعود چین طی سه دهه گذشته به اصلی ترین چالش هژمونی امریکا در آسیا-پاسیفیک تبدیل شده است. افزون براین، روسیه به واسطه گسترش گرایی استراتژیک در اروپا و ایران به دلیل فعال گرایی منطقه ای و هسته ای در خاورمیانه نیز چالش های هژمونی امریکا محسوب می شوند. پرسش اصلی آن است که امریکا برپایه چه اهداف و دلایل استراتژیک به خروج از افغانستان مبادرت کرده است؟ فرضیه آن است که دلیل و هدف اصلی که امریکا را به خروج از افغانستان برانگیخته، مواجهه موقعیت هژمونیک آن با افزایش نفوذ چین به عنوان بالاترین اولویت و سپس روسیه و درنهایت ایران است. هدف مقاله، آن است تا خروج امریکا از افغانستان را درچارچوب بازموازنه سازی تحلیل کند که مستلزم شناخت متغیرهای بین المللی و متضمن ارزیابی پیامدهای منطقه ای بازموازنه سازی ازمنظر امریکا است. روش تحقیق از نوع تو صیفی، تحلیلی است و براساس رهیافت ساختاری و نظریه نورئالیسم تهاجمی، بازتاب سیاست بازموازنه امریکا در خروج از افغانستان تبیین می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۱