مطالب مرتبط با کلید واژه

سیاست خارجی امریکا


۱.

نقش ایپاک در فرایند سیاستگذاری خارجی امریکا

نویسنده:

کلید واژه ها: لابی یهود ایپاک سیاست خارجی امریکا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۵ تعداد دانلود : ۷۳۲
امروزه عرصه سیاستگذاری خارجی ایالات متحده امریکا با وجود گروه های لابی به عنوان یک منبع حیاتی بیرونی برای رژیم اسرائیل درآمده است . لابی یهود در نظام سیاسی این کشور به کمک مثلث سیاستمداران و نخبگان سیاسی ، آرا و جمعیت 5/7 میلیونی امریکا ( یهودیان مهاجر امریکا ) و ثروت بیکران یهودیان توانسته است عرصه سیاسی امریکا و مناصب مختلف فرهنگی ، سیاسی ، کابینه دولت و کنگره و دیگر دستگاه های مهم آن کشور را متاثر از خود سازد . ...
۲.

قبض و بسط مفهوم قدرت در سامان فکری جوزف نای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: نولیبرالیسم قدرت نرم نوواقع گرایی قدرت سخت سیاست خارجی امریکا جوزف نای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۸ تعداد دانلود : ۶۰۹
جوزف نای از متفکران و بنیان گذاران اصلی نظریه نولیبرالیسم در روابط بین الملل است. آثار و نوشته های نای در باب سرشت قدرت، جایگاه ایالات متحده در سلسله مراتب قدرت جهانی و آیندة قدرت در عصر اطلاعات باعث شده است که بسیاری وی را در شمار نظریه پردازان مفهوم قدرت به حساب آورند. این مهم به ویژه با طرح ایدة «قدرت نرم» از جانب نای در دهة 1990 تقویت شد. مقالة حاضر ضمن معرفی دیدگاه نای پیرامون قدرت، قبض و بسط این مفهوم در سامان فکری وی، کاستی های فلسفی، نظری و عملی دیدگاه او و نسبت اندیشه هایش با بحث های تئوریک قدرت را در روابط بین الملل واکاوی می کند. مدعای پژوهش این است که تکاپوی نای در حوزه قدرت امکانات جدیدی را برای فهم قدرت ورای نظریه پردازی اندیشمندان کلاسیک از این مفهوم ارائه نمی دهد، بلکه پویش فکری وی در حد بازتعریف و بسط سازوکارهای اعمال اراده گرایانة قدرت قابل فهم است.
۳.

نقدی بر کتاب قدرت ویرانگر: خاورمیانه در سیاست خارجی ایالات متحده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۳۰۲
راهبرد خارومیانه ای ایالات متحده، به دلیل اهمیت و اثرگذاری، مورد توجه بازیگران منطقه ای و بین المللی است. چالش های ناشی از اولویت های منطقه ای ایالات متحده، در کنار اختلافات داخلیِ طیف های سیاسی در درون ایالات متحده، مبنای رواج ادبیات متنوّعی شده است. بخش عمده ای از ادبیات یادشده، به بررسی نقادانه سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده اختصاص دارد. از جمله این منابع انتقادی، قدرت ویرانگر[i]است. ادبیات علمی انتقادی در ارتباط با سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده البته رواج بیشتری در کشورهای این منطقه دارد. با این حال، متونی همچون قدرت ویرانگر، که مبتنی بر نگرشی تجمیع کننده دو نگرش منطقه ای و غربی است، افزون بر تبیین وجوه نوینی از موضوع، امکان نگاه مقایسه ای را نیز فراهم می آورد و در نتیجه ارزش تطبیقی نیز می یابد. قدرت ویرانگر تلاشی جدی برای طرح نگاه انتقادیِ جامعی در مورد سیاست های خاورمیانه ایِ امریکا است. در این مقاله نویسنده جویای بررسی، ارزیابی و نقد کتاب قدرت ویرانگر در ابعاد محتوایی و شکلی و تطبیق مباحث محوریِ آن با مسائل رایج در منطقه است. [i]. ژیلبر آشکار و نوام چامسکی (1392) قدرت ویرانگر (خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا)، گفتگو: استفان شالوم، ترجمه محمدرضا شیخی محمدی، تهران: خرسندی.
۴.

چشم انداز مذاکرات امریکا و کره شمالی در دوره ترامپ تا انتخابات 2020 امریکا (با تأکید بر رویکردهای رسانه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۳۴۴
آمریکا همواره مهم ترین بازیگر پرونده هسته ای کره شمالی بوده و از زمان آغاز بحران در دهه 1990 میلادی، روند فشار و تحریم در عین مذاکره با هدف خلع سلاح کره شمالی را آغاز کرده است. با شروع ریاست جمهوری دونالد ترامپ، ابتدا سطح تنش و احتمال جنگ افزایش یافت. اما با ورود وی به سال دوم ریاست جمهوری، ضمن کاهش سطح تنش ها، سه دور مذاکره میان ترامپ و کیم جونگ اون برگزار شد. سؤال اصلی مقاله این است که «با توجه به مواضع ترامپ، تحولات منطقه ای، جهانی و رویکرد بازیگران ذی ربط، چشم انداز بحران اتمی کره شمالی تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا چگونه است؟» سه سناریوی اصلی که مقاله امکان وقوع آنها را بررسی کرده است، سناریوی محتمل (ادامه وضع موجود)، سناریوی ممکن (افزایش تنش) و سناریوی مطلوب (دستیابی به توافق) است. یافته های مقاله حکایت از آن دارند که تا پایان ریاست جمهوری ترامپ در سال 2020، محتمل ترین رخداد، ادامه وضع موجود و عدم امکان انعقاد توافق بین دو کشور است. سناریوی محتمل، ضمن پیش بینی کاهش سطح تنش در منطقه، امکان خلع سلاح اتمی و موشکی کره شمالی و حصول یک توافق جامع را با توجه به عواملی از جمله رقابت های راهبردی چین و امریکا، بسیار پایین ارزیابی می کند
۵.

لابی اعراب و گسترش ایران هراسی در سیاست خارجی امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
سیاست امریکا درقبال ایران پس از انقلاب اسلامی، رویکرد تقابلی داشته و صرف نظر از ماهیت نظام جمهوری اسلامی، تحت تأثیر کانون هایی است که تا به امروز مانع از عادی شدن روابط دو کشور شده اند. بدون شک لابی های طرفدار اسرائیل نقش پررنگی در دشمنی دو کشور ایفا می کنند، اما در این میان، لابی های عربی نیز با حمایت برخی از حکومت های غرب آسیا سعی در تشدید خصومت ایران و امریکا دارند. پرسش کلیدی این است که «راهبرد اصلی لابی گری اعراب علیه ایران در سیاست خارجی امریکا کدام است؟» که از میان پاسخ های متفاوت، فرضیه «برجسته سازی قدرت ایران برای بر هم زدن نظم غرب آسیا از طریق تشدید و تداوم ایران هراسی در سیاست های ایالات متحده»، بهترین پاسخ است. لابی های عربی تاحدودی در نیل به اهداف خود در این زمینه موفق بوده اند، اما تحولات غرب آسیا و آینده انرژی (به ویژه در حوزه نفت)، سبب می شود که در بلندمدت چشم انداز تأثیرگذاری این لابی ها روشن نباشد و ادله این ادعا در مقاله حاضر واکاوی می شود. تلاش می شود با روش توصیفی، مؤلفه های اصلی در لابی گری اعراب استخراج و برمبنای تحولات جاری و تأکید بر چشم انداز دلایل تضعیف نقش این لابی ها، بررسی شود.
۶.

مؤسسه امریکن اینترپرایز و اثر آن بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
مؤسسه آمریکن اینترپرایز یکی از مهم ترین اندیشکده ها در شکل دهی سیاست خارجی دولت جمهوری خواه ایالات متحده است و پژوهش حاضر نیز با رویکرد تحلیلی-توصیفی و استفاده از نظریه بازی ها نقش این اندیشکده در جهت دهی به سیاست خارجی امریکا علیه ایران را بررسی می کند. در این مقاله، گزارش های این اندیشکده با رویکرد تحلیلی-توصیفی در خصوص ایران در شش دسته تفکیک شده موردبررسی محتوایی قرارگرفته است. سپس با استفاده از رویکرد آماری، جایگاه و سهم ایران از حجم فعالیت های این اتاق فکر محاسبه شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد خطوط سیاستی مؤسسه آمریکن اینترپرایز در مورد ایران در شش حوزه خاورمیانه، اطلاعات، دفاع، تروریسم، امریکای لاتین و مرکز تهدیدهای حساس و بحرانی تأثیر به سزایی در شکل گیری سیاست خارجی دولت ترامپ در خصوص ایران داشته است. با تکیه بر داده های آماری، حدود ۸۵ درصد از گزارش های این مؤسسه متمرکز بر دو حوزه خاورمیانه و تروریسم است که بیشترین تأثیر را در برجسته سازی تهدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ترور سردار سلیمانی و همچنین تدوین راهبرد خروج از برجام توسط دولت ایالات متحده داشته است. درنهایت، با بهره گیری از نظریه بازی ها و تحلیل راهبرد ارائه شده از سوی این اندیشکده جهت خروج از برجام نشان داده می شود که انتخاب هر گزینه دیگری منجر به کاهش بازده مورد انتظار دولت ایالات متحده می شود. درنتیجه، خروج از برجام منجر به شکل گیری یک تعادل نش در تقابل بین دو کشور می شود که هیچ کشوری انگیزه خروج از وضعیت تعادلی موجود را نخواهد داشت.
۷.

جنگ و تحریم های اقتصادی در سیاست خارجی امریکا در دوران پساجنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۲۱
با افزایش استفاده از ابزار تحریم، و همزمان کاهش توسل به جنگ در سیاست خارجی امریکا در چند دهه اخیر، پرسش هایی در مورد اهمیت نسبی این دو ابزار اجبار در سیاست خارجی و احتمال جایگزینی تحریم های اقتصادی به جای جنگ به عنوان ابزار غالب در این سیاست مطرح شده است. بروز رویدادهای بین المللی مانند مداخله نظامی امریکا در بوسنی، افغانستان و عراق، و حضور نیروهای نظامی غرب در خاورمیانه برای مبارزه با تروریسم، به پررنگ تر شدن اهمیت جنگ در مقایسه با ابزار غیرنظامی برای رسیدن به اهداف سیاست خارجی واشنگتن کمک کرد. در این پژوهش به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که چگونه از ابزار تحریم به عنوان زمینه ساز یا جایگزین جنگ در سیاست خارجی ایالات متحده استفاده شده است. با در نظر گرفتن تفاوت بین تحریم های مذاکره ای و تنبیهی، لزوم کاستن از فشار تحریمی در پاسخ به همکاری دولت هدف، و نگاه به تحریم به منزله جایگزین جنگ، فرضیه مورد آزمون طرح شده است. ازاین رو، استدلال می شود که در سیاست خارجی امریکا، میزان فشار تحریمی (حذف، کاهش یا افزایش تحریم ها) به اهمیت تحریم به عنوان جایگزین، زمینه ساز یا مکمل جنگ بستگی دارد و به میزان همکاری دولت هدف چندان وابسته نیست. برای آزمون این فرضیه از روش مطالعه موردی مقایسه ای اعمال تحریم و یا اقدام به جنگ علیه کره شمالی و عراق در بازه زمانی مشخص، تحلیل رویدادها و مواضع اعلامی دولت واشنگتن با توجه به نظرهای کارشناسان استفاده شد.
۸.

هویت دایاسپورایی و ارتباط با وطن: مطالعه موردی عراقی های مقیم آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۹
از اواخر قرن 19 میلادی مهاجران عراقی جامعه ای را در ایالات متحده شکل داده اند که بیشتر به عنوان بخشی از دایاسپورای عرب-مسلمان در این کشور شناخته می شود، حال آنکه اکثریت این جامعه غیرعرب و غیرمسلمان هستند. دایاسپورای عراقی در ایالات متحده با وجود تاثیرگذاری مهم در سیاست خارجی دوران معاصر، از منظر وضعیت قومی-مذهبی و نوع تاثیراتی که داشته تا امروز ناشناخته باقی مانده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله حاضر اینست که تنوع قومی-مذهبی عراقی ها چگونه بر هویت دایاسپورایی آنها در کشور میزبان تاثیرگذار بوده است؟ ما در پاسخ به این پرسش، با اتخاذ رویکرد کیفی و همچنین با استفاده از روش روایت های تحلیلی نشان داده ایم که تنوع قومی-مذهبی عراقی ها چگونه باعث شکل دهی به برداشت های متفاوت آنها از وطن و تنظیم روابط مهاجران با آنجا تحت تاثیر فضای کشور میزبان شده است. مهمترین یافته مقاله را می توان واگرا بودن هویت اجزاء تشکیل دهنده ی دایاسپورای عراقی در امریکا دانست که باعث شده آینده این جامعه مهاجرتی با چالش های جدی مواجه گردد.