جغرافیا و توسعه

جغرافیا و توسعه

جغرافیا و توسعه پاییز 1400 شماره 64 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

آب وهواشناسی جزایر گرمایی- سرمایی شهرهای بزرگ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
توسعه شهر نشینی و فعالیت های صنعتی منجر به تغییرات چشمگیری در مشخصات فیزیکی سطح زمین، ترازمندی انرژی و درنتیجه سبب تغییر آب وهوای محلی در شهر های بزرگ شده است. از این رو برای بررسی نقش شهر در تغییر آب وهوای محلی، جزیره ی گرمایی/سرمایی کلان شهرهای ایران مورد سنجش قرار گرفت. در این پژوهش برای ارزیابی جزیره ی گرمایی/سرمایی کلان شهرهای ایران، ابتدا شهر هایی که جمعیتی بیشتر از 500 هزار نفر داشتند؛ انتخاب گردیدند. برای واکاوی شدت جزیره ی گرمایی/سرمایی از داده های دمای رویه ی سنجیده ی مودیس تررا و آکوا در بازه ی زمانی 1381 تا 1396 به صورت روزانه استفاده شد. بدین منظور ابتدا مناطق ساخته شده ی شهری به کمک داده های کاربری اراضی مودیس انتخاب گردید. سپس اختلاف بیشترین و کمترین طول و عرض جغرافیایی شهر به دست آمد و از هر طرف محدوده ی شهر به اندازه ی آن گسترش داده شد تا محدوده ی ناشهر مشخص شود. برای آنکه بتوان جزیره ی گرمایی/سرمایی هر شهر را بر اساس زیبوم شهر مورد سنجش قرار داد از روش نوینی در این پژوهش استفاده شد. بدین صورت که بیشترین فراوانی دما در میان یاخته های ناشهر در هر روز، به عنوان نماینده ی دمای ناشهر انتخاب گردید؛ و شدت جزیره ی گرمایی/سرمایی شهر بر اساس اختلاف تمامی یاخته های شهر از دمای نماینده ی ناشهر به دست آمد. نتایج این تحقیق نشان داد در روز هنگام در تمامی شهر های ایران به غیر از کلان شهر رشت که در زیمان مرطوب و معتدل خزری قرار دارد، جزیره ی سرمایی با شدت 3/0- تا 1/6- درجه ی سلسیوس تشکیل می گردد. شدت جزیره ی سرمایی روز هنگام در کلان شهرهای واقع در زیمان بیابانی بیشتر است. در شب هنگام بر روی تمامی کلان شهرهای ایران جزیره ی گرمایی با شدت 5/0 تا 3 درجه ی سلسیوس تشکیل می گردد. شدت جزیره ی گرمایی در کلان شهرهای واقع در زیمان بیابانی کمتر از سایر کلان شهرها است؛ و حتی بر روی کلان شهر زاهدان در شب نیز جزیره ی سرمایی ضعیفی تشکیل می گردد.
۲.

تحلیل هوشمندی مقصدهای گردشگری شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۳
در عصر حاضر که فناوری مشخصه بارز آن است، خدمات به شکلی یکپارچه در دسترس استفاده کنندگان قرار گرفته است و فناوری به بنیانی برای شکل گیری یا تغییر شکل مقصدهای گردشگری تبدیل شده است. این توسعه سریع فناوری در گردشگری و علاقه در حال رشد به هوشمندسازی شهرها، توجه مدیران و سیاستگذاران مقصدها را به فرصت هایی که از کاربرد راهبرد هوشمندی ایجاد می شود، جلب کرده است. بنابراین، هدف این تحقیق تعیین ابعاد یا مولفه های هوشمندی مقصدهای گردشگری شهری، و شاخص های سنجش آنها به گونه ای است که بر اساس آن بتوان به سنجش هوشمندی مقصدهای گردشگری پرداخت. بر این اساس، گام های سه گانه پژوهشی تعیین شده اند. در گام اول به احصای مولفه های هوشمندی و شاخص های سنجش آنها و اعتبارسنجی آنها با استفاده از نظر خبرگان پرداخته شده است. در گام دوم تحقیق با استفاده از ابزار پرسشنامه آنلاین و نظرسنجی از 320 خبره گردشگری در سطح 12 مقصد گردشگری منتخب، علاوه بر سنجش میزان هوشمندی، میزان تاثیرگذاری هریک از مولفه های هوشمندی تعیین شده است. در گام سوم تحقیق، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون توکی، تفاوت بین میزان هوشمندی مقصدهای گردشگری شهری منتخب در کل و به تفکیک مولفه ها تحلیل شده است. بر اساس نتایج تحقیق شش مولفه و پنجاه و هفت شاخص برای سنجش هوشمندی تعیین شدند. همچنین مشخص شد که تفاوت معناداری بین هوشمندی مقصدهای گردشگری شهری وجود دارد و بر آن اساس، قم دارای بیشترین و ساری دارای کمترین میزان هوشمندی است.
۳.

پدیدارشناسی فضای کارآفرینی و کسب وکار روستایی در مناطق منتخب ایران (با تأکید بر چالش های زیسته)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
کارآفرینی در بسیاری از کشورها به عنوان ابزاری کلیدی جهت رشد و توسعه محسوب می شود. کارآفرینی روستایی می تواند نقش مهمی در کاهش نابرابری های فضایی بین مرکز و پیرامون ایفا کند. با توجه به اهمیت کارآفرینی روستایی در فرآیند توسعه، تاکنون در ایران تلاش های زیادی برای رشد و گسترش کارآفرینی در روستاها به انجام رسیده است. علی رغم کوشش های صورت گرفته، یک نکته اساسی این است که کارآفرینی روستایی در ایران با چالش های عمیق و برنامه ریزی نشده ای مواجه است. در راستای کمک به هموار نمودن اقدامات آینده در زمینه توسعه کارآفرینی، هدف تحقیق حاضر این است که به تحلیل پدیدارشناسانه موانع و چالش های زیسته کارآفرینان پس از راه اندازی کسب وکار خود در روستاهای ایران پرداخته شود. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و توسعه ای است. همچنین به لحاظ ماهیت داده ها از نوع تحقیقات کیفی به شمار می رود. رویکرد منتخب در گردآوری و تحلیل داده ها پدیدارشناسی بوده است. جامعه این پژوهش مشتمل بر کارآفرینان روستایی ملاقات شده در استان های خراسان جنوبی، گیلان و مرکزی در بازه زمانی سال های 97 تا 99 بوده است. پیاده سازی داده ها و تهیه نقشه ساختار مضامین با کمک نرم افزار مکس کیودا نسخه 11 و برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شده است. بر اساس نتایج، در فضای پساکارآفرینی چالش های روستائیان متأثر از سه عامل و زمینه کلی شامل «شرایط کلان حاکم بر فضای کشور»، «واقعیت های مکانی» و «زمینه یابی شکست فرد در عرصه رقابت» است. چالش های پساکارآفرینی روستایی، تهدید جدی علیه پایداری کسب وکارهای کارآفرینانه و اشتغال زای روستایی به شمار می رود که بخشی از آن تحت کنترل و مدیریت کنش گر (کارآفرین) و بخشی نیز تحت اراده سیاسی و تصمیم گیری تسهیل گران (دولت و حکمرانان محلی) است. حل مشکلات پساکارآفرینی منوط به اقدام هم آهنگ و توأمان کنش گران و تسهیل گران است تا در چارچوب یک برنامه-ریزی پایین به بالا و مشارکتی، انجام پذیرد.
۴.

تحلیل امنیت اکولوژیکی تغییرات کاربری اراضی حوزه لواسانات با استفاده از سنجه های سیمای سرزمین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۱
شهرنشینی مداوم در دهه های گذشته، باعث تمرکز بسیار زیاد جمعیت انسانی در این مناطق شده است. در ایران به علت افزایش جمعیت و توسعه سریع و بی نظم شهری، تغییر در کاربری و پوشش اراضی با سرعت در حال وقوع است و پایداری شهرها روز به روز در حال کاهش می باشد. بنابراین درک اثرات رشد شهری بر اکوسیستم و تعیین رابطه پویایی شهری و امنیت اکولوژیکی برای برنامه ریزی موثر شهری و حفاظت از محیط زیست حیاتی است، تا از توسعه پایدار حمایت و پشتیبانی کند. هدف از این تحقیق، پایش و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در دوره 4 ساله(2000-2040) با مدل زنجیره ای مارکوف(CA-Markov) در حوزه لواسانات استان تهران و ارزیابی امنیت اکولوژیک این حوزه در دوره های زمانی مطرح شده است. به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی، از تصاویر ماهواره ای لندست استفاده شد. با توجه به کاربری های موجود در منطقه، پنج کاربری سطوح ساخته شده، اراضی بایر، اراضی مرتع، سطوح آبی و اراضی باغی و کشاورزی مد نظر قرار گرفت. جهت کمی کردن الگوهای سیمای سرزمین در سطح کلاس متریک هایNP، LSI، IJI، CA، PLAND و LPI. و متریک هایNP، LSI، IJI، ED، PD وSPILT در سطح سیمای سرزمین محاسبه شد.  نتایج پیش بینی پوشش زمین در سال 2040 نشان می دهددر سطح هر طبقه با ادامه روند کنونی تعداد لکه ها به جز طبقه بایر در سایر طبقات کاهش پیدا خواهد کرد. این پدیده در اراضی ساخته شده به دلیل به هم پیوستن لکه های خرد در سال های قبلی و در سایر طبقات به دلیل از بین رفتن لکه های کوچک خواهد بود که در بیش تر موارد به اراضی ساخته شده تبدیل خواهند گشت و در سطح سیمای سرزمین این تغییرات باعث کاهش تعداد لکه ها، ساده تر و منظم تر شدن شکل و افزایش پیوستگی در سطح سیمای سرزمین خواهد گردید.
۵.

بررسی تغییر رژیم بارش ناحیه خزری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۹۵
در پژوهش حاضر با استفاده از داده های روزانه 385 ایستگاه سازمان هواشناسی کشور و ایستگاه های وزارت نیرو طی بازه زمانی 2016-1966 رژیم بارشی ناحیه خزری و تغییرات آن مورد بررسی قرار گرفت. نقشه های بارش روزانه با تفکیک مکانی 3×3 کیلومتر ایجاد و مشخصات عمومی بارش ماهانه و سالانه بررسی گردید. به منظور شناسایی رژیم بارش و تغییرات آن، نمایه فصلی بارش برای کل دوره آماری مورد مطالعه و پنج دهه اخیر برآورد شد. نتایج نشان می دهد نمایه فصلی بارش ناحیه خزری بیانگر وجود سه نوع رژیم بارش است. کم ترین وسعت مکانی مربوط به رژیم بارش یکنواخت می باشد، که در بخش های کوچکی از ارتفاعات البرز دیده می شود. گسترده ترین رژیم بارشی مربوط به رژیم یکنواخت با یک فصل مرطوب تر است. این رژیم بارشی، در شرق و غرب ناحیه و جنوب دریای خزر مشاهده می شود. رژیم سوم که به رژیم عمدتاً فصلی با یک فصل خشک کوتاه مربوط می باشد، خط ساحلی دریای خزر، بخش هایی از ارتفاعات تالش و بخش کوچکی از شرق ناحیه را پوشش می دهد. نتایج حاصل از بررسی تغییرات رژیم بارشی ناحیه خزری طی پنج دهه اخیر نشانگر این است، مساحت تحت پوشش بارشی رژیم یکنواخت به استثنای دهه چهارم (2005-1995) کاهش چشم گیری داشته است. بخش اعظم ناحیه خزری طی پنج دهه اخیر دارای رژیم بارشی یکنواخت با یک فصل مرطوب تر می باشد. این رژیم بارشی در شرق و غرب ناحیه و جنوب دریای خزر دیده می شود. به سمت دهه های اخیر بر گستره تحت پوشش این رژیم بارشی افزوده و از سهم دو رژیم دیگر کاسته می گردد. رژیم بارشی عمدتاً فصلی با یک فصل خشک کوتاه تر، در خط ساحلی دریای خزر، بخش هایی از ارتفاعات تالش و بخش هایی از شرق ناحیه مشاهده می شود. نکته قابل ذکر، تغییرات فراوان این رژیم بارشی در شرق ناحیه است. به طور کلی می توان گفت که، این رژیم بارشی دارای رفتار تناوبی (کاهش-افزایش-کاهش-افزایش) می باشد.
۶.

تبیین تاب آوری کالبدی در بافت فرسوده شهری با بهره گیری از معادلات ساختاری PLS (نمونه موردی: محله های منطقه سه شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۲
امروزه خسارت های فراوان مخاطر ات طبیعی و انسانی به محیط و کالبد شهرها موجب شده است که مفهوم تاب آوری برای کاهش آثار سوانح، به حوزه ای مهم در عرصه مدیریت بحران تبدیل شود.همچنین معضلات ومشکلات بافت فرسوده شهری به دلیل نبود زیرساختهای مناسب شهری و افت عملکرد این بافتها از نظر ابعاد کالبدی یکی از مسائلی است که شهروندان را با مشکلات متعددی مواجه ساخته است . این پژوهش کاربردی و از روش توصیفی_تحلیلی، با هدف شناسایی شاخصها و عوامل مؤثر بر تاب آوری کالبدی در بافت فرسوده منطقه سه شهر اصفهان و سنجش و ارزیابی میزان تاب آوری کالبدی انجام پذیرفته است. جامعه آماری این پژوهش، خانوارهای ساکن در محله های بافت فرسوده منطقه سه شهر اصفهان است. حجم نمونه در تحقیق، با استفاده از فرمول کوکران،385 معادل خانوار برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمونهای t تک نمونه ای، آزمون F و تحلیل مسیرمعادلات ساختاری در محیط نرم افزاریSmartPLS3 و SPSS استفاده گردید ونقشه ها در محیط GIS ترسیم وتحلیل شد. نتایج حاصل از آزمون t یک نمونه ای نشان می دهد. که میانگین شاخص کیفیت و تراکم ابنیه ،دسترسی به نهادهای امدادی ومدیریتی وکیفیت خدمات عمومی و زیرساخت های شهری به ترتیب بامیانگین 35/3، 89/2، 9/2، در سطح نامطلوب (05/۰>p و میانگین ملاکی کمتراز ۶۷/۳) قرار گرفته است.نتایج تحقیق نشان میدهد محله جویباره و احمد آباد به ترتیب، از نظرتاب آوری کالبدی و دسترسی ها دربدترین وبهترین وضعیت و محله های سرتاوه ،امام زاده اسماعیل ،سنبلستان ونقش جهان در رتبه دوم تاب آوری ومحله سرچشمه و شهشهان رتبه سوم تاب آوری قراردارند.. همچنین ضرایب مسیرمعادلات ساختاری ابعادکالبدی کیفیت وابنیه۰٫۷۳،امدادی ومدیریتی ۰٫۹۲۵ ، دسترسی و زیرساخت های شهری ۰٫۸۷۸بدست آمده که فرضیات تحقیق را تایید و شاخص کالبدی وزیرساختی دارای رابطه معنادار و تأثیرگذار برتببین تاب آوری بافت فرسوده محلات منطقه سه شهر اصفهان دارند.
۷.

بازتاب عناصر اقلیمی و جغرافیایی در سفال های منقوش شهرسوخته(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۹
مطالعه سکونت گاه های انسانی و میزان بهره وری از منابع طبیعی، بخشی از پژوهش های انجام شده در عرصه چشم انداز جغرافیایی است کهدر حیطه جغرافیای تاریخی می باشد . اما در این بررسی ها نوع نگاه انسان به چشم انداز و چگونگی بازتاب آن در آثار انسان ساخت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سفال ها از قدیمی ترین آثار باقی مانده از تمدن های باستانی می باشند که با نقوش متنوعی تزیین شده اند. عناصر محیطی و جغرافیایی از رایج ترین نقوش موجود بر روی این آثار می باشند. شهرسوخته یکی از قدیمی ترین سکونت گاه های انسانی موجود در فلات ایران می-باشد که ظروف سفالی متعددی از آن به دست آمده است. آنچه در این گفتار مورد بحث است، نشان دادن چگونگی بازتاب چشم انداز و عناصر اقلیمی و جغرافیایی بر روی ظروف سفالین شهرسوخته می باشد. لذا در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده، تلاش گردیده تا بدین پرسش پاسخ داده شود که: عمده ترین تصاویر جغرافیایی و اقلیمی رایج بر روی سفال های شهرسوخته شامل چه مواردی بوده، روی چه پدیده هایی تأکید بیش تری انجام گردیده است؟ جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، با استفاده از منابع میدانی و کتابخانه ای انجام گردیده، نمونه های مورد بررسی به شیوه انتخابی از مجموعه آثار موجود در موزه جنوب شرق ایران و آثار مکتوب منتشر شده در این خصوص برگزیده شده اند. نتایج این تحقیق حکایت از آن دارد که: اگرچه در برخی از این آثار هنرمندان ادراک خود از محیط جغرافیایی را به صورت نقشه ای مسطح با شاخصه های برجسته محیطی ترسیم کرده اند، اما در بیش تر موارد، به نمادپردازی از چشم اندازهای محیطی پرداخته اند. به طوری که می-توان گفت: ترسیم چشم انداز در اینگونه آثار را بر اساس اهمیت نمادین آن ها انجام گرفته است.همچنین بررسی کمّی نقوش روی سفالینه های شهرسوخته نشان می دهد که تصویرگری از آب و عناصر مرتبط با آن بیش ترین و آثار انسان ساخت کمترین تعداد را به خود اختصاص داده اند.
۸.

بررسی مؤلفه های توسعه کارگاه های فرآوری محصولات باغی در شهرستان دورود(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۶
توسعه صنایع کشاورزی کوچک مقیاس (کارگاه های تبدیل و فرآوری) می تواند نقش موثری در کاهش ضایعات و بازگرداندن ارزش افزوده محصولات کشاورزی به جامعه محلی داشته و زمینه ساز کاهش فقر و توسعه کشاورزی و به تبع آن توسعه روستایی شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر توسعه کارگاه های فرآوری محصولات باغی در شهرستان دورود و به روش پیمایشی انجام شد. ابزار اصلی جمع آوری داده ها پرسشنامه، روش جمع آوری داده ها مطالعه اسنادی و مصاحبه و جامعه مورد مطالعه باغداران بودند. برای تجزیه و تحلیل و توصیف داده ها علاوه بر آماره های پراکندگی و مرکزیت، از ضریب تغییرات و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد، مؤلفه های توسعه کارگاه های فرآوری محصولات باغی در پنج گروه اصلی قابل تقسیم بندی هستند. این مؤلفه ها عبارتند از: عوامل قانونی حمایتی، نظیر آگاه سازی بهره برداران از سیاست ها و برنامه های حمایتی موجود و نیز اطلاع از مقررات و الزامات قانونی در این زمینه؛ عوامل فنی زیرساختی، همانند بهبود دسترسی به جاده ها و زیرساخت ها و وسایل حمل و نقل؛ عوامل فردی انگیزشی، از قبیل انگیزه و علاقه بهره برداران به راه اندازی این قبیل کارگاه ها و تمایل اعضای خانواده برای مشارکت در این کارگاه ها؛ عوامل اجتماعی نظیر امکان جلب مشارکت زنان و دختران در این قبیل کارگاه ها و اقتصادی مانند وجود تقاضا برای محصولات این قبیل کارگاه ها. این عوامل تأثیر زیادی در توسعه کارگاه های فرآوری محصولات باغی در شهرستان دورود داشته و توجه به آنها می تواند زمینه ساز توسعه این کارگاه ها باشد.
۹.

تعیین راهبردهای توسعه گردشگری پایدار در نواحی ساحلی با تأکید بر گردشگری طبیعت محور، مطالعه موردی: منطقه ساحلی بندر مقام تا بندر حسینه در استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
گردشگری طبیعت محور به عنوان یکی از انواع گردشگری می تواند نقش مهمی در توسعه پایدار مناطق ایفا کند و همچنین اثرات مهمی بر روی ارتقاء سلامت جسمی و روحی گردشگران داشته باشد. شهرستان بندر لنگه از ظرفیت های طبیعی متعددی همچون سواحل شنی، صخره ای و مرجانی منحصربه فرد، جزایر متعدد، گنبدهای نمکی و چشم اندازهای کوهستانی کم نظیر برخوردار است که حاکی از ظرفیت این شهرستان برای توسعه گردشگری طبیعت محور است؛ اگرچه تاکنون از این ظرفیت های بالقوه و بالفعل استفاده مؤثر نشده است. هدف این پژوهش تدوین راهبردهای توسعه گردشگری پایدار با تأکید بر گردشگری طبیعت محور در منطقه غرب شهرستان بندرلنگه است. بدین منظور، ابتدا عوامل درونی (قوت و ضعف) و بیرونی (فرصت و تهدید) با بهره گیری از تکنیک سوات (SWOT) و نظر متخصصان مشخص گردید و بر اساس آن ها راهبرد های توسعه پایدار منطقه تعیین و درنهایت رتبه بندی راهبردها با استفاده از تکنیک ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی (QSPM) انجام گردید. نتایج نشان می دهد که راهبردهایی همچون فراهم آوردن تجهیزات و تسهیلات گردشگری طبیعت محور در سواحل منطقه، ارائه تجهیزات تفریحات و ورزش های آبی در سواحل منطقه و هدایت گردشگران طبیعت محور استان فارس، جزیره کیش و کشورهای حاشیه خلیج فارس به منطقه، به ترتیب بیشترین امتیازات را به خود اختصاص دادند. یافته های این پژوهش می تواند به منظور برنامه ریزی و توسعه گردشگری طبیعت محور و به دنبال آن دستیابی به توسعه پایدار در این منطقه مدنظر مدیران، تصمیم گیران و برنامه ریزان قرار گیرد.
۱۰.

تحلیل پراکنش نیروهای مرکزگرا و مرکزگریز در استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۲
یکی از وظایف اصلی جغرافیدانان سیاسی شناسایی و تحلیل پدیده های جغرافیایی است که سازمان سیاسی را تحت تاثیر قرار می-دهند. یکی از مهم ترین این پدیده ها نیروهای مرکزگریز و مرکزگرا در درون کشورها می باشند. این نیروها که به اشکال مختلفی در درون کشورها وجود دارند؛ بارها باعث تجزیه و فروپاشی کشورها یا ادغام و وحدت سیاسی واحدها سیاسی شده اند. در غرب ایران، استان کرمانشاه با توجه به نقش و موقعیت خود، می تواند نقش اساسی در این زمینه ایفا نماید؛ چرا که تقویت فعالیت های مرکزگرا یا مرکزگریز در آن می تواند در غرب ایران و حتی استان های مجاور آن تاثیر فراوانی بر جای بگذارد. لذا، تحلیل پراکنش این نوع نیروها در این استان، مسأله پژوهشی پیشروی این تحقیق است. برای انجام این تحقیق از روش کتابخانه ای جهت گردآوری داده ها استفاده شده است. در خصوص تجزیه و تحلیل داده ها، ابتدا بر اساس یک چارچوب مفهومی مرکب از دیدگاه های ریچارد هارتشورن و ژان گاتمن نیروهای مرکزگرا و مرگزگریز مورد شناسایی قرار گرفته اند، و در نهایت با روش کیفی (توصیفی- تحلیلی و هرمنوتیکی) پراکنش و شدت آنها مورد نجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در کنار نیروهای مرکزگرای موجود در استان کرمانشاه، عوامل قومی- زبانی، مذهب و نمادهای قومی در سطح تئوریکی زمینه فعالیت نیروهای مرکزگریز در این استان را فراهم آورده اند و عواملی از قبیل اندیشه سیاسی و سازمان سیاسی- نظامی باعث شکل گیری نیروهای مرکزگریز به شکل عملی در بخش هایی از این استان شده است. به طور کلی، پراکنش نیروهای مرکزگرا و مرکزگریز در سطح استان به سه شکل : ناحیه غرب استان با مرکزگریزی نسبتا بالا، ناحیه مرکزی و جنوبی با مرکزگریزی متوسط و ناحیه شرق با مرکزگریزی نسبتا کم مشاهده می شود.
۱۱.

تحلیل نگرش جامعه روستایی به برنامه های توسعه در قلمرو جغرافیای رفتار فضایی مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان ورزقان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۲۹
در مطالعه حاضر، نگرش افراد به برنامه ریزی توسعه و ادراکات محیطی آن ها در مورد آسیب ها و پیامدهای برنامه ها در جامعه روستایی بخش مرکزی شهرستان ورزقان بررسی و تحلیل شده است. تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی بوده و در پرتو «روش تحقیق آمیخته» به شیوه طراحی اکتشافی (مدل توسعه ابزار)، دارای دو مؤلفه روش شناختی (کیفی و کمی) است. در فاز یک با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا و با استفاده از روش کیفی «پژوهش درون نگری هدایت شده» عملکرد ذهن و فکر مشارکت کننده، مشاهده و گزارش شده و سپس در فاز دوم بر اساس نتایج بخش کیفی، به توسعه ابزار با استفاده از معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار اسمارت پی. ال. اس اقدام شده است. این پژوهش تعداد 30 نفر مشارکت کننده دارد که به صورت نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد «به مشارکت نگرفتن ذینفعان در برنامه های توسعه» به همراه «عدم آینده نگری صحیح» از عوامل مهم بروز آسیب های مربوط به مرحله تدوین و «ضعف سازوکارهای نظارتی» از عوامل مهم پیدایش آسیب های اجرای برنامه های توسعه است. با توجه به دیدمان غالب در برنامه های توسعه، نتایج پیامدهای حاصل نشان می دهد علی رغم فعالیت های عمرانی و زیربنایی قابل توجه در روستاها، برنامه های توسعه نتوانسته اند به اهداف مطرح نائل شوند. استفاده نامناسب از فناوری و مقرون به صرفه نبودن آن، نهادینه نشدن مشارکت نظام مند به دلیل ضعف در طراحی و به کارگیری الگویی بهینه در این زمینه، استقرار نامناسب صنایع تبدیلی و توجه ناکافی به گردشگری روستایی به عنوان مهم ترین پیامدهای آسیب های برنامه ریزی توسعه روستایی مطرح در منطقه مورد مطالعه هستند.
۱۲.

مطالعه تطبیقی کارایی مدل توسعه شهری عامل مبنا و سلول های خودکار زنجیره مارکوف در شبیه سازی توسعه شهری نیشابور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
در دهه های اخیر براثر رشد سریع و بدون برنامه شهرها، مدیریت شهری با مسائل متعددی ازجمله مدل ها و الگوهای گسترش شهری و انتخاب گزینه های بهینه در مکان یابی روبه رو شده است. شهر نیشابور به عنوان دومین شهر پرجمعیت استان خراسان رضوی شناخته می شود. با توجه به کاهش باران و رخ دادن خشک سالی، کشاورزی رونق خود را ازدست داده و اکثر جمعیت روستاها به شهر مهاجرت نموده اند. این عوامل باعث رشد سریع شهر در چند سال اخیر شده است. ازآنجایی که توسعه هر شهر نیازمند امکانات و زیرساخت های مناسب برای پیشرفت آن است، بنابراین شناخت جهت توسعه شهر و سرعت رشد آن باعث پیش بینی بهتر زیرساخت ها و امکانات موردنیاز است. پژوهش توسعه شهری توسط مدل عامل مبنا با استفاده از عوامل تأثیرگذار بر توسعه شهری نیشابور صورت پذیرفته است. این عوامل شامل: موقعیت غالب اجتماعی- مسیر دسترسی- عناصر مطلوب- کیفیت دسترسی به خدمات- حریم سبز و حریم مسیل و نوع کاربری در نظر گرفته شده است. مدل عامل مبنا مجموعه ای از عامل های مستقل با اهداف و قابلیت هایی که در تعامل با یکدیگر هستند تشکیل شده است. برای اعتبار سنجی مدل از روش مارکوف_ سلولی خودکار بر اساس تصاویر ماهواره ای لندست 7 و 8 و برای مدت 17 سال استفاده شده است. بر اساس نتایج شبیه سازی توسعه شهری با استفاده از مدل عامل مبنا مساحت منطقه شهری از سال 2018 تا سال 2035 با نرخ رشد 8/19 درصد افزایش یافته است و در مدل مارکوف_ سلولی خودکار مساحت منطقه شهری از سال 2018 تا سال 2035 با نرخ رشد 1/23 درصد افزایش پیدا خواهد کرد. بر این اساس، این نتایج با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند. نتایج بیان کننده آن است که در اجرای این دو مدل برای توسعه شهر نیشابور مدل عامل مبنا نشان دهنده تأثیر زیاد عامل طبقه غالب اجتماعی است و اعتبار مدل عامل مبنا در مقایسه آن با روش مارکوف_ سلولی خودکار دقت قابل قبولی دارد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۶