جغرافیا و توسعه

جغرافیا و توسعه

جغرافیا و توسعه بهار 1398 شماره 54 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

پدیدارشناسی در ژئومورفولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۴۱۹
تغییر پارادایم ها در یک حوزه دانشی سرآغاز تحوّل در ادبیات، روش، تکنیک و مؤلفه های دیگر شناخت شناسی تلقّی می شود. همان طور که وقتی دیدگاه سیستمی جایگزین روش های کلاسیک شد، تحولات عمیقی دامنگیر رشته ها و حوزه های دانشی شد. این تحولات نخست در علوم تجربی رخ داد، ولی دیری نپایید که دانشمندان علوم انسانی فرصت های از دست رفته را با نقادی از علوم تجربی و با طرح هندسه فضایی، جبران کردند. در این میان تلاش های دیلتای در نشان دادن مرتبه علوم انسانی و پرده برداری از هزار رمز و راز پنهان در پدیدارشناسی، توسط هوسرل، ژنت و هایدگر راه را برای شکل گیری پارادایمی دیگر فراهم آورد و به حاکمیت بلا منازع یکصد ساله حلقه وین پایان داد. این موج به طور قطع با همه بی مهری ها دامن علوم جغرافیایی را هم ترآلوده خواهد کرد. این پژوهش بر جنبه های معرفتی تأکید و با روش تحلیل متن ژنت، با نگاه پدیدارشناسی، در نوشته های شخصیت های علمی مانند گیلبرت ژئومورفولوژیست و هیلیر اندیشمند فضا شناس پرداخته است. هم چنین ضمن بیان چیستی پدیدارشناسی دست به نقد و نقبی در تاریخ معاصر اندیشه های نظری در ژئومورفولوژی زده است. این پژوهش سعی بر آن دارد که تفاوت های فکری در حوزه پدیدارشناسی را با پدیده شناسی، روشن سازد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که:* پدیدارشناسی یک روش متّکی به تحلیل داده های فراعینی و تبیین کننده رابطه های عمیق تری از این جهان در مقابل روش های تجربی است.*پدیدارشناسی سعی دارد با وجوه عمیق تر و پنهان پدیده ها و نقش انسان در شناخت آنها، دایره تجربه های بشری را از مفهوم تجربه معنی شده؛ در حلقه وین گسترش دهد. این به معنی نفی و یا بی اعتباری«پوزیتیویتیسم » نیست.
۲.

بررسی نقش جدایی گزینی در شکل گیری بافت های محنت زده شهری نمونه موردی: قاسم آباد مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۵۵
عوامل گوناگونی سبب ساز بروز فرسودگی در بافت های شهری می شوند. هرچند درگذشته، فرسودگی های کالبدی مورد مداقه بیشتری بوده، و سایر انگیزه ها و مصادیق فرسودگی با اهمیت کمتری مورد توجه قرارداشته اند، اما پدیداریِ مفهوم فرسودگی فراگیر، و توجه به برآیند انگیزه های چندگانه فرسودگی و تبعات گوناگون آن، تصویر روشن تری ازآنچه در واقعیت سبب افول کالبدی و محتوایی بافت های شهری می شود را به دست داده است. اگربه ماهیت وسرشت بافت های فرسوده و شرایط گروه های ساکن در آن دقت شود، به نظر می رسد پدیده جدایی گزینی، بر عمق و دامنه فرسودگی ها افزوده، و موجب گسترش یافتن آن گردیده است. مقاله حاضر با بهره مندی از مطالعات کتابخانه ای-اسنادی و اطلاعات اجتماعی–اقتصادی و کالبدی طرح تفصیلی مشهد، به دنبال بررسی رابطه بین جدایی گزینی و فرسودگی فراگیر با تکیه برنقشه هرکدام از این پدیده ها در قاسم آباد مشهد است.بدین منظور ابتدا مجموعه ای از معیارها و شاخص ها برای سنجش فرسودگی فراگیر وچگونگی جدایی گزینی در ابعادمختلف شناسایی شدند، سپس بابهره گیری از آنها، و باتکیه بر اطلاعات طرح تفصیلی و استفاده از پرسشنامه متخصصین، شرایط فرسودگی یکپارچه بافت ها، و کاربست مدل گتیس، چگونگی جدایی گزینی های شهری مورد بررسی قرار گرفت، تا در نهایت با یکدیگر مقایسه شود. نتایج نشان می دهند که هر دو پدیده جدایی گزینی و محنت زدگی شهری در محدوده مورد مطالعه با کیفیت های گوناگون روی داده اند. برهم نهاد این دو پدیده در محدوده قاسم آباد نیز نشان می دهد که بلوک های فرسوده و جدااُفتاده به لحاظ اقتصادی - اجتماعی و کالبدی تقریباً بر یکدیگر منطبق هستند. با این وجود حدود 24 درصد از بلوک های فرسوده نیز وجود دارند که جدایی گزینی درآنها روی نداده است.لذا دو پدیده مذکور با یکدیگر رابطه دوسویه و مستقیمی دارند. به این معنی که جدایی گزینی و تمرکز قشر ضعیف، و انزوای آنها از سایر گروه ها، از یک سو به گسترش فرسودگی در بافت های شهری می انجامد، و از دیگر سو وجود بافت های فرسوده در ابعاد مختلف، شرایط را برای جدایی گزینی و تمرکز اقشار کم برخوردار شهری مهیا می سازد.
۳.

بررسی زمین لغزش های منطقه پشتکوه فریدون شهر با استفاده از مدل آنتروپی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۳۲۲
امروزه شهرها، به دلایل متعدد در معرض آسیب ناشی از مخاطرات طبیعی قرار دارند، این مخاطرات که آسیب های جانی و مالی بسیاری با خود به همراه دارند نیازمند اقدامات فوری و پیشگیرانه می باشند. منطقه پشتکوه یکی از شهرستان های فریدون شهر می باشد. هدف از پژوهش حاضر تحلیل و پهنه بندی مخاطرات ژئومورفیک در منطقه پشتکوه شهرستان فریدونشهر به وسعت حدود 581 کیلومتر مربع واقع درغرب استان اصفهان انتخاب شد. روش انجام این تحقیق به دو صورت توصیفی – تحلیلی است که در بخش توصیفی با استفاده از مطالعات اسنادی و سپس با استفاده از عکس های هوایی، گوگل ارث ، نقشه های زمین شناسی و مطالعات میدانی، نقشه پهنه بندی زمین لغزش منطقه صورت گرفت و از طریق مدل آنتروپی در نرم افزار (Arc GIS 10) تهیه شد. نتایج نشان می دهد فاصله از گسل (84/60) درصد، زمین شناسی (49/12) درصد، جهت شیب (38/11) درصد، طبقات ارتفاعی (01/7) درصد، فاصله از آبراهه (74/5) درصد، شیب (59/2) درصد در وقوع زمین لغزش های منطقه اثر گذار بوده اند. نقشه پهنه بندی منطقه نشان می دهد که پهنه های کم خطر (31) درصد، متوسط (33) درصد و منطقه پرخطر (36) درصد از منطقه را در بر می گیرد. ساخت و ساز با فاصله از گسل و لایه های زمین شناسی در نواحی پرشیب، ایمن سازی مسیر های ارتباطی و کنترل اقدامات حفاری و خاک برداری در لایه های زمین شناسی مهم ترین اقدام برای کاهش خسارت های حرکات دامنه ای در منطقه پشتکوه فریدون شهر هستند.
۴.

پیوندهای روستا- شهری، مبنای توسعه ناحیه ای موردپژوهی: شهرستان اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸۶۱ تعداد دانلود : ۲۸۲
پیوندهای روستا - شهری می توانند تاثیر بسیار زیادی بر توسعه ناحیه ای داشته باشند، کما این که از شهر به مثابه موتور توسعه ناحیه ای یاد شده است. این پیوندها می تواند نقش مثبت و زایا یا منفی و انگلی بر حوزه یا ناحیه خویش بر جای بگذارند و از منطقه ای به منطقه دیگر و از شهری به شهر دیگر متفاوت باشند. از این رو شناخت منطقی این آثار می تواند در برنامه ریزی ناحیه ای مؤثر واقع شود. مسئله ای که شاکله پژوهش حاضر را تشکیل می دهد، «شناسایی و تعیین وضعیت معناداری پیوندهای روستایی، شهری با سطوح توسعه ناحیه ای و نیز تبیین نقش زایا یا انگلی بودن شهر در خصوص آن» می باشد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و مبنی بر استفاده داده های میدانی و اسنادی استوار است. جامعه آماری پژوهش شامل روستاهای ۲۰ خانوار به بالاتر شهرستان اهواز و حجم نمونه ۹۰ روستا یا حدود ۵۰ درصد روستاهای ناحیه است. نرم افزارهای مورد استفاده SPSS ،Expert Choice و ArcGIS می باشند. به منظور تعیین سطح توسعه ناحیه ای از ۱۲۰ نمانگر توسعه و روش ElectreIII استفاده شده است. اثر شهر به وسیله ۱۱ جریان اصلی با ۴۰ نوع پیوند روستا با شهر اندازه گیری شده و رابطه معناداری میان آن ها با سطوح توسعه ناحیه ای به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که از مجموع ۴۰ مورد پیوند روستایی، شهری در محدوده، ۳۵ مورد آن در قالب ۹ جریان اثرگذار شهر، دارای رابطه معنادار و از نوع مثبت با سطوح توسعه ناحیه ای بوده اند و نتایج تحقیق حاکی از نقش مثبت و زایای شهر اهواز بر سطوح توسعه ناحیه ای است.
۵.

تحلیل تغییرات کاربری اراضی حوزه آبخیز بالانج چای با استفاده از سنجه های سیمای سرزمین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۳۳۰
امروزه تفکیک سیمای سرزمین به عنوان یکی از مهم ترین چالش های اکولوژی و کاهش تنوع بیولوژیکی شناخته شده است. این مسأله وسعت عرصه های طبیعی را کاهش و پراکندگی و انقطاع آن را افزایش می دهد. آشکارسازی و تحلیل تغییرات کاربری اراضی مبنای شناخت مسائل و مشکلات محیط زیست می باشد. هدف از این پژوهش ارزیابی تغییرات مکانی و زمانی کاربری اراضی بالانج چای شهرستان ارومیه به کمک فناوری سنجش از دور و با استفاده از سنجه های سیمای سرزمین در یک بازه زمانی 24 ساله است که برای برنامه ریزی های فعلی و آتی استفاده از سرزمین در جهت توسعه پایدار حائز اهمیت می باشد. برای تهیه نقشه کاربری اراضی از تصاویر ماهواره ای Landsat4 سال 1992 و Landsat8 سال 2016 استفاده شد. به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی در این بازه زمانی از سنجه های تعداد لکّه، تراکم لکّه، تراکم حاشیه، درصد پوشش سیمای سرزمین، بزرگترین لکّه و شکل سیمای سرزمین در سطح کلاس و از سنجه های تعداد لکّه ها، تراکم لکّه، بزرگ ترین لکّه، شکل سیمای سرزمین، تنوع شانون و پیوستگی در سطح سیمای سرزمین در نرم افزار Fragstats 4.2 استفاده شد. نتایج پژوهش با استفاده از سنجه ها در سطح کلاس و سیمای سرزمین بیانگر آن است که به طور کلی، سیمای سرزمین تکه تکه تر، از نظر شکلی پیچیده تر، نامنظم تر و از نظر میزان یکپارچگی عناصر ساختاری، ناپیوسته تر ( از 21/38 درصد به 10/24 درصد) و از نظر نوع کاربری پوشش موجود در واحد سطح متنوع تر (از 08/1 به 3/1) شده است. هم چنین تفسیر نتایج گویای این واقعیت است که لکّه های انسان ساخت و کشاورزی در بازه زمانی مورد نظر روند تغییراتی کاملاً همسو را طی کرده اند که می تواند ناشی از اثر مستقیم و شدت حضور بیش تر انسان در تعیین الگوی پراکنش مکانی آن ها در مقایسه با سایر کاربری ها باشد
۶.

تحلیل مناطق بالقوه در معرض مخاطره سیلاب شهری مطالعه موردی: شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۳۴۴
هدف این پژوهش بررسی رابطه سیلاب های شهری با عوامل ساختاری و محیطی شهر زاهدان است. شهر زاهدان در یک دشت کوچک میان حصاری از کوه های کم ارتفاع استقرار یافته است. گزارش های تاریخی سیلاب های بزرگ و مخربی را با دوره های بازگشت طولانی برای این شهر ثبت نموده است. عوامل ساختاری که جهت مکان یابی در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت عبارتند از: توپوگرافی، شیب، کاربری اراضی و مسیل که هر کدام به صورت نقشه و به عنوان یک فاکتور به وسیله نرم افزار GIS به روش AHP وزن دهی و همپوشانی شده اند. تعیین میزان ارجحیت فاکتور ها نسبت به یکدیگر با استفاده از پرسشنامه و به روش دلفی صورت گرفته است و به کمک نرم افزار Expert Choice فاکتور ها دو به دو با یکدیگر مقایسه و میزان ناسازگاری آن ها به کمتر از 1/0 رسیده است. پس از انجام مراحل هم پوشانی نقشه پهنه بندی خطر سیلاب در محدوده شهر زاهدان تهیه گردید. نتایج به دست آمده از نقشه نهایی مکان یابی نقاط در خطر سیل نشان می دهد که حدود 1 درصد از اراضی سطح شهر زاهدان در پهنه خطر خیلی زیاد، 17 درصد در محدوده خطر نسبتاً زیاد، 42 درصد در محدوده عادی، 28 درصد در محدوده کم خطر و 12 درصد در محدوده خیلی کم خطر قرار دارد. لذا با توجه به نقش مؤثر عوامل ساختاری، محیطی و اقلیمی در ایجاد رواناب و سیل خیزی شهر زاهدان، آسیب پذیرترین مناطق شهر در برابر خطر سیلاب و رواناب مشخص شده است. همچنین ابتدای خیابان های امام خمینی، سعدی و قسمت زیادی از خیابان شهید رجایی می باشد.
۷.

پیش بینی تغییرات مکانی جنگل های زاگرس با استفاده از تصاویر ماهواره ای و مدل LCM مطالعه موردی: حوزه بسطام شهرستان سلسله(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۱۶
در دهه گذشته مشکل کاهش اراضی جنگلی در مقیاس منطقه ای و جهانی مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات سطح جنگل های زاگرس با استفاده از تصاویر ماهواره ای و روش های شبکه عصب مصنوعی و زنجیره مارکوف است. منطقه بسطام با مساحت9493 هکتار در 25 کیلومتری شمال شهرستان خرم آباد واقع شده است. نقشه های کاربری اراضی مربوط به سال های1364، 1379 و 1394 با استفاده از از روش طبقه بندی حداکثر احتمال و تصاویر سنجنده های TM و OLI ماهواره لندست تهیه شد. مدل سازی تغییر کاربری ها با استفاده از مدل LCM بر پایه شبکه عصب مصنوعی و 7 متغیر تاثیرگذار در میزان تغییرات شامل ارتفاع از سطح دریا، فاصله از مناطق مسکونی، شیب، جهت جغرافیایی، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه و نقشه کاربری اراضی پیوسته شده، صورت گرفت. در ادامه با استفاده از روش مدل سازی زنجیره مارکوف، نقشه کاربری اراضی برای سال 1394 پیش بینی و جهت ارزیابی صحت نتایج بدست آمده از مدل، ماتریس خطا بین نقشه پیش بینی شده و نقشه واقعیت زمینی مربوط به این سال تشکیل شد. نتایج بررسی تغییرات در دوره اول نشان داد که بیشترین افزایش مساحت در ناحیه کشاورزی و بیشترین کاهش مساحت در ناحیه مناطق جنگلی به ترتیب به میزان 380 و 425 هکتار رخ داده است. با توجه به نتایج بدست آمده نرخ تخریب سالیانه جنگل در دوره اول، دوم و کل دوره به ترتیب 33/28، 13/23 و 73/25 هکتار برآورد گردید. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که متغیرهای ارتفاع و فاصله از مناطق مسکونی به ترتیب با ضریب همبستگی کرامر 47/0 و 43/0 بیشترین میزان تاثیرگذاری را در تغییرات کاربری اراضی و تخریب جنگل ها را دارند. در نهایت نتایج ارزیابی حاصل از مقایسه نقشه مدل سازی و واقعیت زمینی سال 1394 بیانگر میزان ضریب کاپا 89/0 بود که این مطلب حاکی از کارآیی مناسب مدل LCM در پیش بینی تغییرات کاربری اراضی است.
۸.

ارزیابی نگرش ساکنان مناطق روستایی نسبت به گسترش خانه های دوم مطالعه موردی: روستاهای پیرامون شهر سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵۹ تعداد دانلود : ۴۴۶
درواکنش به مشکلات اقتصادی و کمبودهای رفاهی، طی سال های اخیر، بسیاری از مناطق روستایی مجاور شهرها از مزیت های گسترش خانه های دوم برای بالابردن درآمد و گذران امور زندگی استفاده کرده اند. گرچه خانه های دوم فرصت های جدیدی را یرای کمک به ساکنان محلی به وجود آورده، اما به استناد سوابق مطالعاتی حضور افراد شهرنشین در روستا زمینه ساز بروز بسیاری از اختلافات و درگیری ها نیز شده است: چرا که ساکنان محلی به دنبال آینده و توسعه روستا، و در مقابل مالکان خانه های دوم در مسیر گذشته و حفظ روستا قرار دارند. البته باید گفت، بازارهای بومی خانه های دوم- یعنی روستاهای مجاور شهرهای میانی و کوچک- چنین تضادهایی را کمتر تجربه کرده اند؛ شاخصه ای که در تفرجگاه های ییلاقی پیرامون شهر سبزوار به وضوح دیده می-شود. سوال کلیدی پژوهش این است که: اساسا چگونه ساکنان محلی و مالکان خانه های دوم با یکدیگر به اشتراک منافع می رسند؟ پژوهش حاضر به روش مطالعه موردی و تحلیل(محتوای) داده های کیفی انجام گرفته که از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته و عمیق از 40 نفر از ساکنان محلی گردآوری و استخراج شده است. نتایج نشان می دهد که هر یک از طرفین محتوای نیمبی(توسعه و حفظ روستا) خود را به اشتراک گذاشته و ترجیحات سکونتی شان به موازات همدیگر است. ابعاد همبستگی این دو شامل بهبود کیفیت محیط سکونتگاهی، برگرداندن چهره گذشته روستا و زنده نگه داشتن ارزش های محلی می شود. گرچه هجمه های سنگینی علیه خانه های دوم وجود دارد، هنوز هم در برخی از مناطق ظرفیت های لازم برای گسترش خانه های دوم بدون چالش و عاری از هرگونه آسیب فراهم است. لذا، شناسایی جنبه های متمایز جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی گسترش خانه های دوم در سیاست گذاری های توسعه ای ضروری است.
۹.

بررسی ارتباط تغییرات کاربری اراضی با دمای سطح زمین با استفاده از تصاویر ماهواره ای مطالعه موردی: شهرستان مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۳۲۱
بررسی وضعیت پراکندگی تابش های حرارتی و ارتباط آن با نوع کاربری های موجود، در شناخت میکروکلیمای نواحی شهری دارای اهمیت زیادی می باشد. هدف از این مطالعه پایش تغییرات کاربری اراضی و ارتباط آن دمای سطح زمین با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست طی یک دوره 33 ساله است. در این مطالعه پس از اعمال پردازش روی تصاویر ماهواره ای لایه های کاربری اراضی با روش حداکتر احتمال همانندی تهیه گردید و سپس با استفاده از معادلات حرارتی و الگوریتم SEBAL دمای سطحی زمین برای دوره های مطالعاتی محاسبه گردید. نتایج روند کاهشی پوشش گیاهی را نشان می دهد. به طوری که روند این تغییرات بین سال های ۱۹۸۴ تا۲۰۰۰ حدود ۷/۲۱۵ کیلومتر مربع و از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷ حدود ۶۴/۱۵۳ کلیومتر مربع بوده است همچنین زمین های بایر و کشاورزی به ترتیب روند افزایشی و کاهشی را داشته است و با توجه به نقشه های دمایی، دمای شهرستان مریوان روند افزایشی را در دوره های زمانی مورد مطالعه داشته که میزان این تغییرات از سال 1984 تا 2017 به میزان 5 درجه سلسیوس بوده که به دمای شهرستان افزدوه شده است. همچنین در این مطالعه به منظور تعیین رابطه بین دمای سطح و تغییرات کاربری ها، حداکثر دمای هر کاربری محاسبه شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد با افزایش مساحت زمین های مسکونی و بایر و همچنین با کاهش پوشش گیاهی و زمین های کشاورزی در دوره های مورد مطالعه دما روند افزایشی داشته است
۱۰.

واکاوی وردایی زمانی- مکانی ارتفاع لایه مرزی ایران مبتنی بر برونداد پایگاه داده مرکز پیش بینی میان مدت هواسپهر اروپایی (ECMWF)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۳۴۶
لایه مرزی بخش کوچکی از لایه ورد سپهر است که به دلیل فرایندهایی که در داخل آن رخ می دهد، برای حیات انسان حائز اهمیت می-باشد. مطالعه حاضر با هدف واکاویی دگرگونی زمانی- مکانی ارتفاع لایه مرزی با رویکردی آماری – تحلیلی انجام شد. در این راستا از داده های ارتفاع لایه مرزی مرکز پیش بینی میان مدت هواسپهر اروپایی نسخه ERA-Interim با تفکیک مکانی 125/0×125/0 درجه قوسی و بازه زمانی 1979 تا 2015 استفاده گردید. نتایج نشان داد که ارتفاع لایه مرزی با زمان و مکان تغییر می کند و وضعیت توپوگرافی بر ارتفاع لایه مرزی تأثیر جدی می گذارد. براساس میانگین بلند مدت، بیشینه همبستگی ارتفاع لایه مرزی ایران با مولفه مکانی عرض جغرافیایی می باشد، چرا که نقش این مشخصه جغرافیایی با آفتاب گیری بسیار بالاست. از نظر زمانی کمینه و بیشینه ارتفاع لایه مرزی در ایام سرد و گرم سال به ترتیب در ماههای ژانویه و ژوئن رخ میدهد. از نظر آرایش مکانی مناطق با چشم انداز مرتفع و ناهموار مانند مناطق مرتفع زاگرس و نواحی مجاور دریا دارای کمترین ضخامت لایه مرزی و مناطق با چشم انداز هموار و بیابانی مانند نواحی داخلی بخصوص جنوب شرق و مرکز ایران، ضخامت لایه مرزی در بالاترین سطح قرار دارد. تغییرات فضایی ارتفاع لایه مرزی در ماههای سرد سال منسجم تر از ماههای گرم سال می باشد. متناسب با تغییرات فصلی دمای هوا، بیشینه ارتفاع لایه مرزی در ماههای سرد سال در نواحی جنوب شرق ایران و در ایام گرم سال بخصوص ماههای ژوئن و جولای، در نواحی مرکزی ایران مانند مناطق جنوب کرمان شمال استان هرمزگان رخ می دهد. ساختار دمایی ایران متناسب با وضعیت جغرافیایی و توپوگرافیکی، الگوی زمانی – مکانی ارتفاع لایه مرزی در ایران را مشخص می کند. براساس نتایج نوشتار حاضر عامل اصلی تغییرات زمانی - مکانی ارتفاع لایه مرزی گرمایش و سرمایش سطح زمین و مولفه های مکانی و توپوگرافیکی در سطح زمین میباشد.
۱۱.

بررسی نقش فرایندهای ژئومورفولوژیک در ایجاد ژئومورفوسایت های منطقه حفاظت شده مانشت، بانکول و قلارنگ با روش پریرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۵
در این تحقیق با استفاده از روش پریرا به شناسایی و ارزیابی ژئومورفوسایت ها در منطقه حفاظت شده مانشت، بانکول و قلارنگ پرداخته شد. در این روش با استفاده از دو ارزش علمی و اکتسابی ارزش ژئومورفولوژیک ژئومورفوسایت های موردنظر شناسایی گردید و ارزش مدیریتی از دو ارزش محافظت و بهره برداری به دست آمد و از مجموع دو ارزش ژئومورفولوژی و مدیریتی امتیاز نهایی ارزش هر ژئومورفوسایت محاسبه گردید. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ژئومورفوسایت دره ارغوان دارای رتبه 1 ازنظر موقعیت رتبه ایی یا شاخص TV است ولی در رتبه بندی نهایی یا شاخص (RK) دارای جایگاه 6 می باشد. بالاترین امتیاز در بخش ژئومورفولوژیکی با 5/8 مربوط به دامنه های مانشت و قلارنگ و در بخش مدیریتی بالاترین امتیاز با 04/8 به ژئومورفوسایت دره ارغوان تعلق گرفت. دامنه های مانشت، بانکول و قلارنگ به دلیل تنوع اشکال زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی جایگاه دوم را ازنظر موقعیت رتبه ایی یا شاخص TV به دست آورد، ازنظر شاخص های ارزش ژئومورفولوژی این ژئومورفوسایت دارای رتبه 1، شاخص های مدیریتی رتبه 3 و در رتبه بندی نهایی دارای جایگاه 5 می باشد. ازنظر موقعیت های رتبه ایی در جدول رتبه بندی حاصل از محاسبه شاخص ها (اصلی و فرعی) با عنوان رتبه بندی (RK)، ژئومورفوسایت ابدالان با مجموع امتیاز 35 بالاترین رتبه را در بین 6 ژئومورفوسایت منتخب در منطقه موردمطالعه به دست آورد. این در حالی است که دارای رتبه 6 و جایگاه آخر ازنظر موقعیت رتبه ایی یا شاخص TV بود. در پایان نتایج تحقیق نشان می دهد، مکان هایی باارزش پایین می توانند به عنوان مکان های ژئومورفیکی ارزشمند در ناحیه شناخته شوند و هدف از آن تأکید بر مکان یابی رتبه ایی در ارزیابی مکان های ژئومورفیکی، برآورد ارزش یا همسانی نسبی معیارها است که در تحقیقات قبلی موردبررسی قرار نگرفته بود.
۱۲.

بررسی تغییرات کاربری و اقلیم محلی در حوضه رودخانه گاوه رود پیش و پس از احداث سد گاوشان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۳۱۹
احداث سد موجب تغییرات کاربری/پوشش زمین در بالادست و پایین دست حوضه می شود. این تغییرات، اقلیم محلی و فرایندهای طبیعی منطقه را به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار می دهد. در این تحقیق با استفاده از تصاویر چند زمانه لندست، تغییرات پوشش گیاهی و دمای سطح زمین، در سال های قبل و بعد از احداث سد گاوشان در حوضه رودخانه گاوه رود بررسی شد. برای محاسبه تغییرات پوشش گیاهی، از شاخص های NDVI، EVI و SAVI استفاده شد که همه آنها افزایش پوشش گیاهی در پایین دست و جنوب سد را نشان دادند. برای محاسبه دمای سطح زمین و توان تشعشعی سطح زمین به ترتیب از معادله پلانک و روش آستانه گذاری NDVI استفاده شد .بررسی تغییرات فضایی طبقات دمایی محاسبه شده از توان تشعشعی سطح زمین نشان داد که در پایین دست سد طبقه دمایی بسیار گرم از بین رفته و طبقه دمایی خنک و خیلی خنک جایگزین آن شده است. بررسی شاخص NDVI نشانگر آن بود که میانگین از 13/0 به 165/0تغییر کرده است، تغییرات بقیه شاخص های پوشش گیاهی نیز افزایشی بوده است. با تولید طبقات نرمال شده دما مشخص شد مساحت طبقه متوسط 67 کیلومترمربع (3/7%) افزایش و مساحت طبقه بسیار گرم 11 کیلومترمربع (5/17%) کاهش یافته است. بررسی نمودار پراکندگی دمای سطح نرمال شده و کسر پوشش گیاهی (Fr/T) نشان داد که در دوره مورد مطالعه طول لبه خشک کاهش یافته و طول لبه مرطوب افزایش یافته است. این بدان معنی است که وجود پهنه آبی در حوضه آبخیز گاوه رود علاوه بر تغییر پوشش گیاهی و رطوبت خاک (درصد)، موجب تغییر دمای سطح زمین نیز شده است که این تغییرات در درازمدت موجب تغییر میکروکلیمای منطقه می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۶