سلامت روانی کودک

سلامت روانی کودک

سلامت روانی کودک دوره ششم تابستان 1398 شماره 2 (پیاپی 19)

مقالات

۱.

تأثیر آموزش مدیریت والدین برکاهش علایم رفتاری کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه فزون کنشی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه فزون کنشی، الگوی پایدار عدم توجه، فزون کنشی، ورفتارهای تکانشی است که شدیدتر و شایع تر از آن است که معمولاً درکودکان با سطح تحول مشابه، دیده می شود. برخی متخصصان متعقدند که تمامی مداخلات درمانی نباید بر کودک مبتلا به این اختلال، متمرکز شود؛ که والدین و دیگر اعضای خانواده نیز باید مورد توجه قرار گیرند. بر این اساس ، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر برنامه آموزش مدیریت والدین (مادران) برکاهش علایم رفتاری کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه فزون کنشی بود. روش: روش این پژوهش، شبه تجربی با دو گروه آزمایش و گواه، همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه فزون کنشی 7 تا 12 ساله شهرستان خنج در استان فارس در سال 1396 بود. نمونه مورد مطالعه 30 نفر از مادران کودکان مذکور بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند . برنامه آموزش مدیریت والدین به صورت 8 جلسه یک و نیم ساعته و به صورت هفته ای دو جلسه به گروه آزمایشی ارائه شد ولی گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. از هر دو گروه آزمایش و گواه به کمک پرسشنامه های پژوهش، پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. این پرسشنامه ها شامل مقیاس درجه بندی والدین کانرز (1987) و پرسشنامه نشانه های مرضی لاویباند (1995) بود. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس نشان داد برنامه های آموزش مدیریت والدین باعث تفاوت معنادار در نمرات مشکلات رفتاری این کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه هم در سطح نمره کل و هم در سطح خرده مقیاس های مشکلات رفتار هنجاری، اجتماعی، روان تنی، واضطراب- خجالت شده است ( 0/001 P< ) ، به طوری که میزان مشکلات رفتاری در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون، کاهش معناداری داشته است و اندازه اثر 46/0 بود ( 0/001 P< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که برنامه مدیریت رفتار از طریق اصلاح شیوه های تعاملی خانواده با کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی، آموزش چگونه رفتار کردن والدین، افزایش درک والدین از علایم رفتاری اختلال، اصلاح نگرش آنان درباره اختلال، و استفاده از شیوه های صحیح تنبیه و تقویت، باعث بهبود مشکلات هیجانی رفتاری کودکان مبتلا به این اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی می شود.
۲.

مقایسه تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و تنش زدایی پیش رونده عضلانی بر شاخص های سلامت عمومی مادران کودکان مبتلا به سرطان خون

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۷
زمینه و هدف: اطلاع از تشخیص سرطان کودک برای والدین بسیار نگران کننده و اضطراب آور است، بنابراین در کنار درمان فرزند مبتلا به سرطان، لزوم استفاده از روش های مداخله کارآمد جهت ارتقای سلامت روان شناختی والدین آنها بسیار ضروری است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر دو شیوه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و تنش زدایی پیش رونده عضلانی بر شاخص های سلامت عمومی مادران کودکان مبتلابه سرطان خون، انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود . نمونه مورد مطالعه شامل 45 نفر از مادران دارای کودک مبتلابه سرطان خون مراجعه کننده به بخش آنکولوژی بیمارستان 17 شهریور رشت در سال 1396 بودند که به شیوه در دسترس انتخاب و با انتساب تصادفی در 3 گروه ذهن آگاهی (15 نفر)، تنش زدایی (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مصاحبه و آزمایش های تشخیصی سرطان، و پرسشنامه سلامت عمومی بود. پس از مرحله پیش آزمون، مداخلات مورد نظر، به مدت 2 ماه (8 جلسه 2 ساعته)، در دو گروه آزمایشی انجام شد، در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. سپس هر سه گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری دوماهه، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که تفاوت های بین گروهی در متغیرهای شکایات جسمانی (0/01 > P , 6/622= F )، اضطراب (0/01 > P , 10/236= F ) ، عدم کارکرد اجتماعی (0/05 > P , 4/452= F )، و افسردگی (0/01 > P , 10/866= F )، معنی دار است. همچنین تفاوت بین مراحل زمانی در پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری در متغیرهای اضطراب (0/01 > P , 46/681= F )، عدم کارکرد اجتماعی، (0/05 > P , 12/610= F )، و افسردگی (0/05 > P , 3/870= F )، معنی دار بود ولی در شکایات جسمانی، تفاوت وجود نداشت (0/05 > P , 1/720= F ). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بین تأثیر ذهن آگاهی و آموزش فنون تنش زدایی در بهبود شاخص های سلامت عمومی مادران کودکان مبتلا به سرطان خون، تفاوت معنا داری وجود ندارد ولی هر دو شیوه در بهبود وضعیت روانی مادران مؤثر هستند. ذهن آگاهی از طریق آموزش مهار توجه و مدیریت زمان، شاخص های سلامت روان را در افراد افزایش می دهد. همچنین تن آرامی ناشی از فنون تنش زدایی در کاهش تنیدگی، اضطراب، و افسردگی افراد نقش دارد. نتیجه این که از هر دو شیوه می توان در کنار هم برای ارتقاء سلامت عمومی والدین کودکان مبتلا به انواع سرطان، استفاده کرد.
۳.

تأثیر بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری بر مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: . بیشتر کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، مهارت های اجتماعی مناسبی ندارند و در سازش با محیط های مختلف و دوست یابی، دارای مشکلات اساسی هستند . برخی متخصصان معتقدند که بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری می تواند به کودکان مبتلا به این اختلال در یادگیری مهارت های اجتماعی کمک کند و برخی مشکلات رفتاری آنها را کاهش دهد. بدین ترتیب پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری بر مهارت های اجتماعی پسران پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی انجام شد. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. در این پژوهش 30 پسر با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی 5 تا 6 ساله شرکت داشتند که به روش نمونه گیری در دسترس از از مراکز پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل در سال تحصیلی 1397-1396 انتخاب شده اند و در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه، جایدهی شدند. گروه آزمایش، بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری را در 12 جلسه 40 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که به گروه گواه این آموزش ارائه نشد. ابزار استفاده شده در این پژوهش، مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بود. داده های به دست آمده از پرسشنامه در قبل و بعد از مداخله با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و نسخه 23 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که پس از مداخله، میانگین نمرات مهارت های اجتماعی گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود ( 0/001 P < و 57/77 = F ). همچنین میانگین نمرات همه خرده مقیاس های مشارکت ( 0/0001 < P و 64/30 F = ) ، ابراز وجود ( 0/0001 < P و 54/48 F = ) ، و مهار خود ( 0/0001 P < و 39/09 F = ) در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود. نتیجه گیری : بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه، بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری باعث بهبود مهارت های اجتماعی، مشارکت، ابراز وجود، و مهار خود در کودکان پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شد. با توجه به این که در این شیوه مداخله، از فعالیت های هیجانی، عملی، و غیرکلامی استفاده می شود و از لحاظ نظری، تأکید بر تعامل فرد و محیط است، بر بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی موثر واقع شده است.
۴.

تأثیر بازی درمانی گروهی بر رفتارهای پرخاشگرانه و مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: رفتارهای پرخاشگرانه فراوان ترین مشکل رفتاری کودکان پیش دبستانی است و عوامل متعددی از جمله فقدان مهارت های اجتماعی نقش مهمی در این زمینه ایفا می کنند. در این راستا بازی یکی از موثرترین شیوه های کاهش مشکلات رفتاری برون نمود کودکان و افزایش مهارت های ارتباطی و اجتماعی آنان محسوب می شود. بدین ترتیب هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازی درمانی به شیوه گروهی بر رفتارهای پرخاشگرانه و مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی بود. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بوده که از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه است. نمونه مورد مطالعه شامل 24 نفر از کودکان پیش دبستانی واجد رفتارهای پرخاشگرانه شهر لاهیجان در سال 95- 94 بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی واحدی و همکاران (1387) و مهارت های اجتماعی ماتسون (1983) استفاده شد. گروه آزمایش 8 جلسه 45 دقیقه ای (هفته ای دوبار) بازی درمانی گروهی را دریافت کردند و یک هفته بعد از پایان جلسات، مرحله پس آزمون برای هر دوگروه اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بازی درمانی گروهی به کاهش پرخاشگری و مؤلفه های آن شامل پرخاشگری کلامی – تهاجمی، پرخاشگری فیزیکی – تهاجمی، پرخاشگری رابطه ای، و پرخاشگری تکانشی (0/000 = P )، و افزایش معنادار مؤلفه های مهارت های اجتماعی مناسب و اطمینان به خود، منجر شد. همچنین این شیوه مداخله باعث کاهش معنادار مؤلفه های جسارت نامناسب، تکانشگری، حسادت، و گوشه گیری (0/000 = P ) شد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی این فرصت را در اختیار کودکان قرار می دهد تا احساس های درونی خود را که ناشی از تنش،کام نایافتگی، ترس، و سردرگمی است، نشان دهند و یاد بگیرند چگونه پرخاشگری را مهار کرده یا کنار بگذارند. از آنجایی که کودکان پیش دبستانی در بازی درمانی گروهی، مهارت هایی مانند پیروی از قواعد اجتماعی، نحوه تعامل و همکاری با دیگران، و مدیریت هیجان های منفی در روابط بین فردی را می آموزند، استفاده از این شیوه جهت آماده سازی آنها برای ورود به دنیای اجتماعی بزرگ تر، ضروری به نظر می رسد.
۵.

مطالعه سرعت پردازش عددی، حافظه آشکار و نهان، فعال و منفعل، توانایی نگهداری ذهنی، و مهارت های دیداری– فضایی دانش آموزان با اختلال ریاضی

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: اختلال یادگیری یکی از اختلال های شایع در دانش آموزان است که موجب بروز مشکلات تحصیلی و اختلال های ثانوی در آنها می شود . اختلال یادگیری ریاضی بر طبق ملاک های آسیب شناسی روانی یکی از زیرمجموعه های ناتوانی یادگیری است. کودکان مبتلا به این اختلال مشکلاتی در روابط فضایی و توانایی های مختلف ادراکی دارند. بدین ترتیب هدف از پژوهش حاضر مقایسه ویژگی های شناختی-ادراکی مانند سرعت پردازش عددی، حافظه آشکار و نهان، فعال و منفعل، توانایی نگهداری ذهنی، و مهارت های دیداری - فضایی در دانش آموزان دارای اختلال ریاضی و بهنجار است. روش: طرح پژوهش، توصیفی از نوع علی-مقایسه ای است . به همین منظور از مراکز اختلال های یادگیری شهرکرج و قزوین 70 دانش آموز دارای اختلال یادگیری به شکل در دسترس و 80 دانش آموز فاقد این اختلال نیز به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون هوش وکسلر، آزمون حافظه دیداری- فضایی (کورنولدی 1995)، آزمون حافظه فعال و منفعل (کورنولدی 1995)، آزمون حافظه آشکار و نهان (اسنودگراس و ویندرورت 1980)، آزمون تشخیصی ایران کی مت (کورنولی و همکاران 1976)، آزمون سرعت پردازش عددی (کاپلتی و همکاران 2007) و تکلیف نگهداری ذهنی مایع به روش بوگاردو و روس (1991) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه ها در مؤلفه های نگهداری ذهنی مایع، حافظه آشکار، حافظه فعال، سرعت پردازش عددی، و مهارت دیداری - فضایی به لحاظ آماری تفاوت معنادار وجود دارد (0/001> p )، اما بین گروه ها در دو مؤلفه حافظه نهان و منفعل (0/05< p ) تفاوت وجود ندارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان چنین استنباط کرد که توانایی نگهداری ذهنی، مهارت دیداری – فضایی، و سرعت پردازش عددی از مؤلفه هایی هستند که بیشتر در گروه های دارای اختلال ریاضی با اشکال روبه رو هستند. این ضعف ها مرتبط به هوش افراد نیست که مربوط به نارسایی در کنش های اجرایی به طور خاص حافظه فعال است. بنابراین می توان بیان کرد این مؤلفه ها از ویژگی های متمایزکننده این گروه از دانش آموزان دارای نارسایی ویژه در یادگیری هستند که باید در هنگام شناسایی و برنامه ریزی جهت درمان به آنها توجه خاص داشت.
۶.

تأثیر آموزش مهارت های حل مسئله به روش داستان گویی بر سطوح مختلف پرخاشگری دانش آموزان

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: پرخاشگری در دوره کودکی و نوجوانی عامل خطری برای ابتلا به سو مصرف مواد، بزهکاری، و خشونت در بزرگسالی است. از آن جا که یکی از عوامل سبب شناسی پرخاشگری در این دوره، فقدان مهارت حل مسئله است، بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله از طریق داستان بر پرخاشگری دانش آموزان و همچنین مقایسه این روش با روش معمول آموزش مهارت حل مسئله با کمک راهبردهای ارائه شده توسط دی زوریلا انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر، شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری نیز شامل تمامی دانش آموزان پسر مقطع پنجم و ششم دبستان در شهر تهران در سال تحصیلی 93-94 بوده است. نمونه مطالعه، 36 دانش آموز پرخاشگر از جامعه مذکور بودند که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، جایدهی شدند. گروه های آزمایش طی 10 جلسه یک ساعته، تحت آموزش قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس یک متغیره و چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که اثربخشی هر دو روش بر میزان پرخاشگری آزمودنی ها معنادار بوده است، اما آموزش مهارت حل مسئله از طریق داستان بر کاهش میزان پرخاشگری (0/001 P < ، 8/78 F = ) پرخاشگری فیزیکی (0/001> P )، و خصومت (0/001> P ) آزمودنی ها نسبت به روش دیگر، مؤثرتر بوده است. همچنین بین میزان خشم در بین سه گروه، تفاوت معناداری یافت نشد. نتیجه گیری: بنا بر یافته های پژوهش حاضر می توان این گونه نتیجه گیری کرد که داستان ها به دلیل جذابیت محتوایی و بار هیجانی به راحتی به یاد آورده شده و توجه آزمودنی ها را به خود جلب می کنند و باعث می شوند که جلسات درمان، جذابیت بیشتری برای کودک داشته باشد. از سویی دیگر، داستان ها قادر به آموزش بازسازی شناختی و به چالش کشیدن افکار خودآیند کودک هستند که در نتیجه باعث تسریع فرایند یادگیری و به کارگیری مهارت های آموخته شده می شوند.
۷.

تأثیر آموزش تربیت جنسی بر آگاهی، نگرش، و عملکرد مادران در پاسخ به سوالات دختران

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: تربیت جنسی یک مقوله بسیار مهم تربیتی است و در این میان میزان آگاهی، نوع نگرش، و عملکرد مادران بیشترین نقش را در تربیت رفتارهای جنسی سالم فرزندان دارد . در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله آموزشی بر پاسخ گویی مادران به سوالات جنسی دختران پایه ششم، انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. نمونه مورد مطالعه شامل 30 مادر دارای دانش آموز دختر مشغول به تحصیل در پایه ششم دبستان منطقه 2 آموزش و پرورش شهرستان کرج در سال 1396-1395 بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، جایدهی شدند (هر گروه 15 نفر). برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه دانش، نگرش، و عملکرد تربیت جنسی مستوفی و همکاران ( 1395) استفاده شد. مادران گروه آزمایش، به مدت 9 هفته و هر هفته 11 ساعت تحت آموزش تربیت جنسی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس یک متغیره و چندمتغیره استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد پس از کنترل آماری اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری در نمرات پس آزمون مؤلفه های آگاهی یا دانش، نگرش و عملکرد در دو گروه آزمون و گواه مشاهده می شود (0/05 P< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر، می توان گفت: آموزش تربیت جنسی باعث توانمند سازی مادران در پاسخگویی به سوالات جنسی دختران نوجوان و افزایش دانش، نگرش، و عملکرد آنان می شود. بنابراین، با توجه به اطلاعات ناکافی والدین به ویژه مادران در مورد پاسخگویی به سوالات جنسی نوجوانان، ارائه راهکارها و آموزش هایی جهت افزایش سطح آگاهی مادران و تغییر نگرش آنها، ضروری است.
۸.

تأثیر برنامه آموزشی توانبخشی شناختی بر هوش غیرکلامی، توجه و تمرکز، و عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: میزان شیوع نسبتاً زیاد اختلال یادگیری ریاضی و وجود پیامدهای ناشی از آن که مبتلایان را نه تنها در دوران کودکی با دشواری های ویژه ای روبرو می سازد، که در اغلب موارد، هزینه های مادی و معنوی بسیاری را برای کودک، خانواده، و جامعه به دنبال دارد. برنامه توانبخشی شناختی مشتمل بر آموزش، ذخیره سازی، و پردازش مؤلفه های حافظه فعال افراد است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه آموزشی توانبخشی شناختی بر افزایش میزان مهارت های هوش غیرکلامی، توجه و تمرکز، و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی است. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 40 دانش آموز دختر و پسر دارای اختلال ریاضی مقطع ابتدایی در دامنه سنی 11-9 شهرستان میانه در سال تحصیلی 97-96 بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، جایدهی شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل آزمون توجه و تمرکز بریکن کمپ (2002) ،آزمون هوش غیر کلامی وکسلرکودکان (ویرایش چهارم)، و آزمون ریاضی ایران کی مت ( هومن، 1376) بوده است. بعد از اجرای پیش آزمون، مداخلات توانبخشی برای گروه آزمایش در 16 جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای 2 بار و به صورت انفرادی انجام گرفت. در نهایت از هردو گروه آزمایش و گواه، پس آزمون گرفته شد. یافته ها: نتایج به دست آمد با روش تحلیل کوواریانس نشان داد که استفاده از روش توانبخشی شناختی در شرکت کنندگان گروه آزمایش بر میزان مهارت های هوش غیرکلامی (0/05> P ، 4/859 F (1,37) = ) ، میزان توجه و تمرکز (0/05> P ، 95/956 F (1,37) = )، و عملکرد تحصیلی (0/05> P ، 66/227 F (1,37) = ) دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی، تأثیر معناداری را به دنبال داشته است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه، برنامه آموزشی توانبخشی شناختی با استفاده از برنامه های تمرینی جذاب که به صورت بازی و سلسله مراتبی طراحی شده بود، توانسته است بخش های مورد نظر مغزی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری را در زمینه های توجه و تمرکز، عملکرد تحصیلی و هوش غیر کلامی، تحریک و تقویت کرده و موجب ارتقاء عملکرد ذهنی و کارایی تحصیلی آنها شود.
۹.

تأثیر آموزش همدلی بر مهارت های حل مسئله اجتماعی دانش آموزان دختر دارای تجربه تروما

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: . انسان در طول زندگی خود با حوادث آسیب زای بسیاری مواجه می شود که پیامد های ناشی از آن متفاوت است . بسیاری از کودکان و نوجوانان در طی تحول خود رویداد های تنش گر مانند اعتیاد والدین و مرگ یک خویشاوند سالخورده و مانند آن را تجربه می کنند. اختلال تنیدگی پس از ضربه، اختلال پیچیده و مزمنی است که باعث بروز مشکلات قابل ملاحظه و اختلال در کنش وری اجتماعی و آموزشی می شود . روش ها و روی آوردهای مختلفی برای درمان این اختلال وجود دارد که پیامدهای مختلفی را به دنبال دارند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش همدلی بر حل مسئله اجتماعی دانش آموزان دختر دارای تجربه تروما است. روش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 نفر از دانش آموزان دختر 14-15 ساله مقطع نهم دارای تجربه تروماتیک شهر رشت در سال تحصیلی 97-1396 بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودگزارشی سرند کردن حوادث تروماتیک (فورد و همکاران، 2002)، مصاحبه بالینی و فرم کوتاه حل مسئله اجتماعی (دزوریلا، نیزو و مایدیو- الیورز ، 2002) استفاده شد. گروه آزمایش طی 8 جلسه، هر هفته یک جلسه، تحت مداخله آموزش همدلی قرار گرفتند و تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کواریانس، انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش همدلی به طور معنی داری باعث افزایش مهارت حل مسئله اجتماعی و بهبود مؤلفه های حل مسئله منطقی و سبک اجتنابی می شود (0/01>P) ، اما در مؤلفه های جهت گیری مثبت به مسئله، جهت گیری منفی به مسئله و سبک تکانشی/ بی احتیاطی، تفاوت معنادار دیده نشد. نتیجه گیری: با استفاده از آموزش همدلی و تعمیم آن به بافت های اجتماعی مختلف، می توان حل مسئله اجتماعی افراد دارای تجربه تروماتیک را بهبود بخشید. همچنین این روش درمانی می تواند به عنوان ظرفیتی برای افزایش خودمهارگری جهت جلوگیری از بروز نشانه های اختلال تنیدگی پس از ضربه در شرایط گوناگون استفاده شود.
۱۰.

تأثیر نقاشی درمانی گروهی بر احساس تنهایی، مهار خشم، و سازش یافتگی اجتماعی دانش-آموزان ابتدایی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: بروز رفتارهای سازش نایافته در بین کودکان رو به افزایش است و شناسایی عوامل اثربخش در کاهش این رفتارها ضروری به نظر می رسد. با این وجود مطالعات نظام مندی در زمینه اثربخشی نقاشی درمانی در کاهش مشکلات روانی و رفتاری دانش آموزان انجام نگرفته است. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی نقاشی درمانی گروهی بر احساس تنهایی، مهار خشم، و سازش یافتگی دانش آموزان ابتدایی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی و طرح آن از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه موطد مطالعه شامل 40 دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی شهر خرم آباد در سال تحصیلی 96-1395 بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به تصادف به گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه های احساس تنهایی آشر و ویلر (1985)، سازش یافتگی دخانچی (1377)، و مهار خشم نواکر (1986) بود. پیش آزمون در هر دو گروه آزمایش و گواه انجام گرفت ولی گروه آزمایش طی 10 جلسه 60 دقیقه ای تحت عنوان نقاشی درمانی گروهی قرار گرفت. در پایان مداخله، پس آزمون بر روی دو گروه آزمایش و گواه انجام گرفت. یافته ها: نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد با کنترل نمرات پیش آزمون، بین گروه های آزمایش و گواه در نمرات احساس تنهایی (0/001 P< و 24/3= F ) و نمرات سازش یافتگی (0/001 P< و 19/8= F ) در مرحله پس آزمون تفاوت معنی دار وجود دارد. همچنین بخش دیگری از یافته ها نشان داد با کنترل نمرات پیش آزمون بین گروه های آزمایش و گواه در نمرات مهار خشم در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود ندارد (0/55 P< و 0/36= F ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان استنباط گرفت که ن قاشی نوعی وسیله بیان هیجانات و دنیای درونی است و در شناسایی هوش و عواطف کودک نقش ویژه ای دارند. این نتایج بر اهمیت مداخله نقاشی درمانی برای کاهش احساس تنهایی و افزایش سازش یافتگی اجتماعی دانش آموزان تأکید کرد و از آن به عنوان یک روش مؤثر بهره گرفت.
۱۱.

تدوین آزمون آمادگی خواندن کودکان پیش دبستانی: بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه مقدماتی

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه و هدف: یکی از اجزاء سازنده آمادگی برای ورود به مدرسه، آمادگی خواندن است. تدوین ابزارهایی که پیش نیازهای خواندن را در کودکان پیش دبستانی با توجه به زبان و فرهنگ ایرانی ارزیابی کند و دارای روایی و پایایی نیز باشد، یکی از نیازهای آموزشی و بخشی از فرایند تصمیم گیری و جایدهی آموزشی است. هدف از پژوهش حاضر تدوین آزمون آمادگی خواندن برای کودکان پیش دبستانی و بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه مقدماتی است. روش: نوع مطالعه این پژوهش، توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان پیش دبستانی شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 64 کودک به عنوان نمونه، مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمون در مرحله نخست بر روی 33 کودک در پایان دوره پیش دبستانی و در مرحله دوم بر روی 31 کودک در اوایل دوره پیش دبستانی اجرا شد. سوال ها به منظور سنجش شش خرده آزمون واژگان، تمییز دیداری، تمییز شنیداری، نوشته آگاهی، دانش حروف، و سرعت نامیدن طراحی شده است. اعتبار آزمون با روش بازآزمایی (فاصله دو هفته) و ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و برای روایی آزمون از روش روایی محتوایی، روایی ملاکی، و روایی سازه استفاده شد. یافته ها: ضریب روایی همزمان آزمون آمادگی خواندن با آزمون تحول زبان و آزمون آگاهی واج شناختی، همبستگی معناداری را نشان داد. با توجه به معناداری T به دست آمده از مقایسه دو گروه کودکان در اوایل و پایان دوره پیش دبستانی و همچنین کودکان با و بدون تجربه پیش دبستانی، روایی افتراقی آزمون تأیید شد. ضریب اعتبار با روش بازآزمایی از 0/39 تا 0/87 و دامنه ضرایب آلفای کرونباخ از 0/15 تا 0/85 نشان می دهد که آزمون از اعتبار مناسبی برخوردار است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، آزمون دارای روایی و اعتبار مناسبی است، بنابراین می تواند به عنوان ابزاری جهت بررسی مهارت های پیش نیاز خواندن در کودکان پیش دبستانی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲.

رابطه علّی خودشفقت ورزی با رفتارهای مدنی- تحصیلی دانش آموزان: نقش میانجی حمایت خودمختاری والدینی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: رفتارهای مدنی- تحصیلی زمینه همکاری و مشارکت را در تعامل های اجتماعی فراهم می آورند که به وسیله متغیرهای پیشایندی مانند خودشفقت ورزی و حمایت خودمختاری والدین تأثیر می پذیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی خودشفقت ورزی با رفتارهای مدنی-تحصیلی دانش آموزان و نقش میانجی گری حمایت خودمختاری والدینی است. روش: روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری این پژوهش تمام دانش آموزان پایه های نهم و دهم شهر مهاباد در سال تحصیلی 96-1395 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 645 دانش آموز انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه خودشفقت ورزی نف (2003)، پرسشنامه رفتارهای مدنی-تحصیلی گل پرور(1389)، مقیاس سبک های والدگری گرولنیک، دسی و ریان (1997) بود. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نسخه 24 نرم افزار ایموس تحلیل شد. یافته ها : بر اساس مدل معادلات ساختاری، روابط بین متغیرها از برازش قابل قبولی برخوردار بود و یافته ها نشان داد که روابط بین خودشفقت ورزی با رفتارهای مدنی-تحصیلی ( 0/01 p< ) ، خودشفقت ورزی با حمایت خودمختاری والدینی ( 0/01 p< )، و حمایت خودمختاری والدینی با رفتارهای مدنی-تحصیلی ( 0/01 p< )، معنی دار است. یافته ها حاکی از آن است خودشفقت ورزی و حمایت از خودمختاری30 درصد واریانس رفتارهای مدنی - تحصیلی و خودشفقت ورزی20 درصد از واریانس حمایت از خودمختاری را پیش بینی و تبیین می کند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، حمایت خودمختاری والدینی در رابطه بین خودشفقت ورزی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی گری معنی داری دارد و باعث تسهیل بیشتر در پیش بینی رفتارهای مدنی-تحصیلی دانش آموزان می شود. بنابراین ، آموزش و ارتقای خودشفقت ورزی و آموزش مهارت های حمایت خودمختاری والدینی می تواند بهبود عملکرد تحصیلی و سلامت رفتارهای اجتماعی دانش آموزان را فراهم سازد.
۱۳.

اثربخشی برنامه آموزشی زودهنگام کوئین بر حرمت خود کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: دوره پیش دبستانی به عنوان یکی از مهم ترین دوره های تحولی کودکان بوده که توجه به آن می تواند به تحول شخصیت سالم در بزرگسالی منجر شود، زیرا مفاهیم مرتبط به تحول شناختی، هیجانی، عاطفی، و اجتماعی در این دوره پایه گذاری و تحول می یابد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی زودهنگام کوئین بر حرمت خود کودکان پیش از دبستان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان پیش دبستانی (5 ساله) و والدین آنها (34 تا 42 سال) در شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 بود. در پژوهش حاضر با مراجعه به مراکز پیش دبستانی با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس ، تعداد ۳۰ کودک انتخاب و از والدین آنها جهت شرکت در پژوهش دعوت شد. سپس والدین در دو گروه آزمایش و گواه به تصادف (۱۵ نفر در هر گروه). جایدهی شدند ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه حرمت خود کودکان (عزیزی مقدم، ۱۳۸۶) بود. قبل از ارائه مداخله (دوره آموزشی زودهنگام کوئین)، مرحله پیش آزمون برای دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد و سپس گروه آزمایش در معرض ۸ جلسه (۹۰ دقیقه ای) دوره آموزشی زودهنگام کوئین قرار گرفت. پس از پایان دوره مداخله از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش حاضر با روش تحلیل کواریانس نشان داد که برنامه آموزشی زودهنگام کوئین بر حرمت خود کودکان پیش دبستانی تأثیر دارد (0/0005 P< )؛ به گونه ای که 29 درصد تغییرات حرمت خود کودکان پیش دبستانی توسط برنامه آموزشی زودهنگام کوئین تبیین می شود. نتیجه گیری: درآموزش برنامه کوئین به والدین، تکنیک هایی مانند چگونگی تقویت مهارت دانش، حافظه، استدلال دیداری - فضایی، مهارت های شناختی، و مهارت های حرکتی ظریف فرزندشان آموزش داده شد و در نتیجه سبب بهبود ادراک خودکارآمدی در کودکان و به مرور زمان باعث شکل گیری حرمت خود بالاتر در آنها شده است.
۱۴.

الگوی ساختاری اثرات سرسختی روانی و حرمت خود بر توانمندسازی روان شناختی دانش آموزان: نقش میانجی خودپنداشت تحصیلی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: توانمندی روان شناختی، مفهوم بسیار مهمی است که نظر می رسد خودپنداشت تحصیلی نیز که در نتیجه عملکرد مطلوب تحصیلی، قابل دستیابی است بر آن اثرگذار باشد. مطالعه پیشینه مطالعات انجام شده حاکی از آن است که تأثیر متغیر خودپنداشت تحصیلی بر توانمندی روانی چندان مورد توجه قرار نگرفته است، بنابراین پژوهش حاضر با هدف پاسخ گویی به این سؤال انجام شده است که آیا خودپنداشت تحصیلی می تواند در رابطه حرمت خود و سرسختی روانی با توانمندی روان شناختی، نقش میانجی ایفا کند؟ روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. نمونه مورد بررسی شامل 225 نفر از دانش آموزان متوسطه دوره اول ( 112 پسر و 113دختر با میانگین سنی 14 سال ) بشهر شیروان در سال 96-95 بود که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های توانمندی روان شناختی میرکمالی و نارنجی (1388)، سخت رویی کوباسا (1979)، حرمت خود کوپر اسمیت (1967)، و خودپنداشت تحصیلی یسن چن (2004) استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی و تحلیل مسیر نشان داد که توانمندسازی روان شناختی با متغیرهای سرسختی روانی، حرمت خود، و خودپنداشت تحصیلی همبستگی دارد (0/0001 P< ). سرسختی روانی، حرمت خود، و خودپنداشت تحصیلی 39 درصد از واریانس توانمندی روان شناختی را تبیین می کنند. سرسختی روانی و حرمت خود 65 درصد از واریانس خودپنداشت تحصیلی را تبیین می کنند و سرسختی روانی 58 درصد از واریانس حرمت خود را تبیین می کند. اثرغیرمستقیم سرسختی روانی و حرمت خود روی توانمندسازی روان شناختی با میانجیگری خودپنداشت تحصیلی به ترتیب در سطح 0/01 و 0/05 معنی دار بود. نتیجه گیری: در مجموع پژوهش حاضر نشان داد که خودپنداشت تحصیلی بالا منجر به افزایش خودکارآمدی در دانش آموزان می شود و خودکارآمدی به افزایش سرسختی روانی که با توانمندی روانی ارتباط مثبت و معنی داری دارد، منجر می شود. به علاوه، خودپنداشت زیربنای حرمت خود است و بالارفتن آن می تواند حرمت خود دانش آموزان را ارتقاء دهد و با توجه به رابطه بین حرمت خود و توانمندسازی، منجر به افزایش توانمندی روانی دانش آموزان می شود.
۱۵.

عاطفه مثبت و منفی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، و ناگویی هیجانی در دختران مبتلا به سردرد میگرنی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: شایع ترین نوع سردرد، میگرن است با دردی تکرار شونده، ضربان دار، و همراه با حالت تهوع که می تواند به مدت 4 تا 72 ساعت ادامه داشته باشد . از آن جایی که میگرن دارای علل چندگانه زیستی، روان شناختی، و محیطی است، به عنوان یک بیماری مزمن مورد توجه روان شناسان سلامت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه به دنبال پاسخ گویی به این مسئله اساسی که آیا عواطف مثبت و منفی، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، و ناگویی هیجانی به عنوان سازوکارهای روانی در دختران نوجوان مبتلا و غیرمیتلا به میگرن متفاوت است؟ روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی مقایسه ای است . نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل دو گروه دختران مبتلا و غیر مبتلا به سردرد به میگرن از مراکز درمانی شهر اراک در سال 1396 (هر گروه 40 نفر نوجوان) بودند که به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی، پارکر و تیلور، 1994)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی، کراجی و اسپنهاون، 2002) و مقیاس عاطفه مثبت و منفی (واتسون، کلارک و تلگن، 1998) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون t و تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد دختران مبتلا به میگرن در مقایسه با دختران غیرمبتلا در ناگویی هیجانی، عواطف منفی، نشخوار فکری، و فاجعه پنداری به طور معنادار نمرات بالاتری دارند و نمره های عواطف مثبت و تمرکز جدید بر برنامه ریزی آنها، به طور معنادار پایین تر است ( 0/05> P ).. نمره های دو گروه در سرزنش خود و دیگران، ارزیابی مجدد مثبت، تمرکز مجدد مثبت، اتخاذ دیدگاه، و پذیرش، تفاوت معنادار ندارد ( 0/05 < P ). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر می توان گفت دختران مبتلا و غیرمبتلا به سردرد میگرن از نظر سازوکارهای روانی با هم تفاوت معنادار دارند؛ بدین معنا که دختران مبتلا به میگرن در تنظیم هیجان از سازوکارهای روانی منفی استفاده می کنند. این یافته ها لزوم توجه اساسی به ویژگی های روان شناختی خاص مبتلایان به سردردهای میگرنی توسط پزشکان و روان درمانگران در سطوح مختلف پیشگیری و درمان، را آشکار می سازد
۱۶.

مقایسه استدلال اخلاقی دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه و هدف: برخی از پژوهش ها استدلال و قضاوت اخلاقی را در دانش آموزان با نیازهای ویژه مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند که این دانش آموزان در تحول اخلاقی نسبت به همسالان خود با تأخیر مواجه هستند. مطالعات درباره تحول استدلال اخلاقی در افراد با آسیب بینایی بسیار محدود است، بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه استدلال اخلاقی در دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر پیمایشی از نوع تحلیلی مقطعی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 80 دانش آموز دختر و پسر 11 و 12 ساله (40 نفر با آسیب بینایی و 40 نفر بدون آسیب بینایی) شاغل به تحصیل در مدارس آموزش عمومی و مدارس خاص نابینایان شهر تهران بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و بر حسب شرایط ورود و خروج به پژوهش، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون استدلال اخلاقی ( رست، 1979 ) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با آزمون آماری t مستقل و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین استدلال اخلاقی دو گروه با و بدون آسیب بینایی تفاوت معنی داری وجود دارد؛ بدین معنا که دانش آموزان نابینا در استدلال اخلاقی نسبت به همسالان بینا تأخیر معناداری داشتند (0/05>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، آسیب بینایی در رشد مفاهیم اخلاقی و در نتیجه تحول استدلال اخلاقی تأثیر منفی می گذارد. البته باید توجه داشت که شدت آسیب و زمان بروز نابینایی در این رابطه بسیار اهمیت دارد. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۱۷.

تأثیر آموزش حل مسئله خلاقانه بر خلاقیت و رضایت از زندگی دانش آموزان پسر تیزهوش

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف : دانش آموزان تیزهوش و خلاق سرمایه های بالقوه هر جامعه هستند و پرورش و شکوفایی استعدادهای آنها همواره از دغدغه های نظام آموزشی است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر آموزش حل مسئله خلاقانه بر بهبود خلاقیت و رضایت از زندگی پسران تیزهوش انجام گرفت. روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری 452 نفر از دانش آموزان دبیرستان های دوره اول متوسطه استعدادهای درخشان پسرانه شهر اردبیل در سال تحصیلی 96- 1395 بود. نمونه مورد مطالعه 46 نفر دانش آموز تیزهوش در دامنه سنی13 تا 5/14ساله از جامعه مذکور بودند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب و با انتساب تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزارهای پژوهشی شامل آزمون های هوش استنفورد – بینه – تهران (افروز و کامکاری،1390)، رضایت از زندگی هوبنر (2001)، و خلاقیت تورنس (1998) بود. شرکت کنندگان گروه آزمایش طی 13 جلسه در برنامه آموزشی حل مسئله شرکت کردند، در حالی که گروه گواه این مداخله را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس تک متغیره و چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد میانگین نمرات خلاقیت و رضایت از زندگی گروه آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری دارند و نمرات گروه آزمایش به طور معناداری بالاتر از گروه گواه بود (0/05 p< ). نتیجه گیری : یافته های پژوهش حاضر دلالت براین دارد که برنامه آموزش حل مسئله خلاقانه علاوه بر افزایش خلاقیت در دانش آموزان، موجب بهبود رضایت از زندگی آنان نیز می شود. برتری نمره گروه آزمایش در بعد رضایت از دوستان نشان داد که عمده ترین تأثیر برنامه حل مسئله خلاقانه در روابط بین فردی است.
۱۸.

کنش های عصب شناختی اجرایی: تحول و تعامل با عوامل محیطی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: کنش های اجرایی اصطلاحی کلی است و دربرگیرنده مؤلفه هایی که در عین تمایز با یکدیگر، الگوی مشترکی را شکل می دهند. این کنش ها توانایی استفاده از فرایندهای شناختی سطح بالایی هستند که باعث توجه فرد به جنبه های مهم تکلیف و برنامه ریزی جهت اتمام آن می شود. در سال های اخیر یک نگرش کلی شکل گرفته است که کنش های اجرایی در تعامل با محیط تحول پیدا می کنند و نباید تأثیرات عوامل اجتماعی و محیطی مؤثر بر تحول کنش های اجرایی نادیده گرفته شود. بدین ترتیب، هدف پژوهش حاضر معرفی عوامل تحولی – محیطی مؤثر بر تحول کنش های اجرایی بود. روش: بررسی داده ها در پژوهش حاضر به صورت مروری نظام مند انجام گرفته است. روش شناسی آن نیز مبتنی بر گردآوری، طبقه بندی، و خلاصه کردن یافته های مقالات علمی پژوهشی مرتبط با عوامل محیطی مؤثر بر تحول کنش های اجرایی بین سال های میلادی 2018-2008 برگرفته از پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی شامل SID ، Magiran ، Google Scholar ، Scopus ، Science Direct ، PubMed با کلیدواژه های کنش های اجرایی، تحول حرکتی، تحول زبان، دلبستگی، نارس بودن، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، سبک های والدگری، اضطراب، و کرتکس پیش پیشانی، صورت پذیرفته است. در ادامه و در جستجوی اولیه 52 مقاله انتخاب شدند که از بین آنها 9 مقاله به علت قدیمی بودن،13 مقاله به علت کیفیت پایین، 6 مقاله به علت مروری بودن، و 6 مقاله به علت تکراری بودن در چند پایگاه اطلاعاتی حذف شدند در پایان 18 مقاله انتخاب جهت بررسی انتخاب شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد با وجود اینکه از زمان توجه به کنش های اجرایی، پایه های زیستی آن بیشتر مطرح شده است، عوامل محیطی مانند وضعیت اجتماعی- اقتصادی، سبک والدگری، اضطراب، تحول حرکتی، تحول زبان، دلبستگی، و نارس بودن کودک در تحول کنش های اجرایی نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند. به عبارتی تحول کنش های اجرایی از دوران نوزادی شروع می شود و فرایند آن تا دوره نوجوانی ادامه دارد و در این بازه زمانی تحول کنش های اجرایی بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی هستند. نتیجه گیری: با بررسی مطالعات انجام گرفته می توان استنباط کرد که هنوز بررسی ها برای مشخص کردن عوامل محیطی مؤثر بر تحول کنش های اجرایی کودکان، در ابتدای راه است و جامعه علمی برای مشخص کردن دقیق تر این عوامل به تلاش های بیشتری نیاز دارد. با این وجود پژوهش های محدود انجام گرفته در سال های اخیر که به صورت علمی و بی طرفانه انجام شده اند، نشان دهنده تأثیر چشم گیر شرایط محیطی در تحول کنش های اجرایی است؛ به همین دلیل متخصصان و والدین در تحول و تقویت کنش های اجرایی باید توجه ویژه ای به عوامل محیطی داشته باشند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰