نیره زمانی

نیره زمانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۵ مورد از کل ۱۵ مورد.
۱.

غنی سازی تجارب زبانی کودکان پیش دبستانی با تبار اقتصادی-اجتماعی پایین از طریق داستان خوانی مشارکتی

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۵۱
مداخله اولیه برای کاستن از مشکلات پایدار در زبان و ابعاد مرتبط با آن در کودکان در معرض خطر برای آسیب زبان از اهمیت برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارآیی برنامه داستان خوانی مشارکتی بر رشد مهارت های زبانی کودکان پیش دبستانی با تبار اقتصادی و اجتماعی پایین انجام گرفت. این مطالعه به شیوه شبه آزمایشی با طرح دو گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری اجرا شد. از دو مرکز پیش دبستانی در شهرک احمدآباد مستوفی طی غربالگری چند مرحله ای، 30 نفر از کودکانی که نمره آزمون رشد زبان آن ها یک تا دو انحراف معیار زیر میانگین (85-70) بود با تشخیص مشکلات زبانی انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. آزمودنی ها در گروه آزمایش (15 نفر) در قالب 4 گروه کوچک، طی 30 جلسه 45 دقیقه ای به صورت سه جلسه در هفته برنامه داستان خوانی مشارکتی را دریافت کردند. برای گردآوری داده ها، نسخه فارسی آزمون رشد زبان و گفتار روایتی اجرا شدند . داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری و تک متغیری با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. نتایج حاکی از تاثیر معنادار (001/0P=) برنامه در افزایش مهارت های معنی شناسی، نحو و به طور کلی رشد زبان و بهبود گفتار روایتی در آزمودنی های گروه آزمایشی است. بررسی نمرات تفاضلی مرحله پس آزمون و پیگیری حاکی از پایداری اثربخشی برنامه مداخله است . بر این اساس برنامه داستان خوانی مشارکتی به عنوان یک برنامه پیشگیرانه و پلی در جهت کم کردن شکاف واژگانی برای کودکان در معرض خطر توصیه می شود.
۲.

تدوین آزمون آمادگی خواندن کودکان پیش دبستانی: بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه مقدماتی

تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۸۷
زمینه و هدف: یکی از اجزاء سازنده آمادگی برای ورود به مدرسه، آمادگی خواندن است. تدوین ابزارهایی که پیش نیازهای خواندن را در کودکان پیش دبستانی با توجه به زبان و فرهنگ ایرانی ارزیابی کند و دارای روایی و پایایی نیز باشد، یکی از نیازهای آموزشی و بخشی از فرایند تصمیم گیری و جایدهی آموزشی است. هدف از پژوهش حاضر تدوین آزمون آمادگی خواندن برای کودکان پیش دبستانی و بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه مقدماتی است. روش: نوع مطالعه این پژوهش، توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان پیش دبستانی شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 64 کودک به عنوان نمونه، مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمون در مرحله نخست بر روی 33 کودک در پایان دوره پیش دبستانی و در مرحله دوم بر روی 31 کودک در اوایل دوره پیش دبستانی اجرا شد. سوال ها به منظور سنجش شش خرده آزمون واژگان، تمییز دیداری، تمییز شنیداری، نوشته آگاهی، دانش حروف، و سرعت نامیدن طراحی شده است. اعتبار آزمون با روش بازآزمایی (فاصله دو هفته) و ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و برای روایی آزمون از روش روایی محتوایی، روایی ملاکی، و روایی سازه استفاده شد. یافته ها: ضریب روایی همزمان آزمون آمادگی خواندن با آزمون تحول زبان و آزمون آگاهی واج شناختی، همبستگی معناداری را نشان داد. با توجه به معناداری T به دست آمده از مقایسه دو گروه کودکان در اوایل و پایان دوره پیش دبستانی و همچنین کودکان با و بدون تجربه پیش دبستانی، روایی افتراقی آزمون تأیید شد. ضریب اعتبار با روش بازآزمایی از 0/39 تا 0/87 و دامنه ضرایب آلفای کرونباخ از 0/15 تا 0/85 نشان می دهد که آزمون از اعتبار مناسبی برخوردار است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، آزمون دارای روایی و اعتبار مناسبی است، بنابراین می تواند به عنوان ابزاری جهت بررسی مهارت های پیش نیاز خواندن در کودکان پیش دبستانی مورد استفاده قرار گیرد.
۳.

مداخلات شناختی- رفتاری در آموزش مدیریت خشم به مادران

تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۷۲
خشم و چگونگی بیان آن یکی از مشکلات اساسی است که بر سلامت روانی خانواده ها و فرزندان آنان تأثیر گذار است. عواملی نظیر تعامل منفی والد-کودک و روابط خانوادگی منفی، تمایل به پاسخ های همراه با خشم و پرخاشگری را در موقعیت های مختلف تربیت کودک افزایش می دهد. ابراز نامناسب خشم باعث مشکلات متعددی در نظام خانواده، مدرسه و جامعه می شود. یافته های پژوهش های مختلف حاکی از آن است که آموزش مدیریت خشم به مادران می تواند در کنترل، تعدیل و تنظیم خشم در ارتباط با کودکان موثر باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی کارآیی برنامه مداخله ای شناختی-رفتاری مدیریت خشم بر مادران اجرا شده است. این مطالعه در زمره پژوهش های شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون تک گروهی است. گروه نمونه شامل 22 مادر بوده است که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در هفت جلسه دو ساعته در کارگاه های آموزش والدین شرکت کردند. ابرازهای پژوهش شامل پرسشنامه بیان خشم حالت - صفت اسپیلبرگر (1999) و پرسشنامه ارزیابی خشم (شکوهی و زمانی، 1386) بوده است. به طور کلی، یافته ها بیانگر آن است که آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی- رفتاری بر کاهش خشم مادران تأثیرگذار بوده است. در پایان، بحث و نتیجه گیری و محدودیت ها و پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده ارائه شده است.
۴.

اثربخشی آموزش برنامه ارتباط بین فردی مربیمحور بر توانش حل مسأله کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۷
مشکلات تعاملات اجتماعی و تعارضات بین فردی دانش آموزان با بروز مشکلات رفتاری و عملکرد تحصیلی پایین رابطه دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثربخشی آموزش حل مسأله بین فردی معلم محور بر بهبود توانش حل مسأله در کودکان پیش دبستانی است. مطالعه به شیوه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون اجرا شد. تعداد 18 کودک پیش دبستانی به صورت نمونه در دسترس از مدرسه غیرانتفاعی انتخاب شدند. برنامه حل مسأله بین فردی به صورت گروهی توسط مربیان آموزش دیده اجرا شد. آزمون حل مسأله بین فردی پیش دبستانی- ویرایش دوم به عنوان ابزار ارزیابی استفاده گردید. نتایج تحلیل اندازه گیری مکرر نشان می دهد تفاوت میانگین های پیش آزمون و پس آزمون در ارائه راه حل ها (سیالی) و طبقات مرتبط (انعطاف پذیری) به لحاظ آماری معنادار است (0/003= P ) و پاسخ های کلامی (شامل راه حل های غیر مرتبط و تکراری) نیز بعد از مداخله کاهش یافته است (0/003= P ). نتایج به این معنی است که برنامه مداخله در افزایش توانش حل مساله بین فردی کودکان پیش دبستانی مؤثر بوده است. همچنین، در مؤلفه نسبت ارتباط و نسبت فشار تفاوت میانگین ها با وجود عدم معناداری در جهت اهداف پژوهش می باشد (0/37= P ). در پایان، درباره لزوم آموزش توانش های حل مسأله بین فردی به عنوان راهکاری پیشگیرانه از مشکلات رفتاری و اجتماعی، به ویژه در مقاطع پیش از دبستان و سال های اولیه مدرسه، بحث شده است.
۵.

تأثیر مداخلات شناختی به شیوه حل مسأله اجتماعی در بهبود روابط بین فردی و کارکردهای اجرایی دانش آموزان دیرآموز

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش حاضر با هدف شناخت کارآیی آموزش حل مسأله اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری بین فردی، بهبود کارکردهای اجرایی و افزایش توانش حل مسأله در روابط بین فردی در دانش آموزان دیرآموز انجام گرفته است. نمونه پژوهش 21 دانش آموز (11 دختر و 10 پسر) پایه چهارم و پنجم بود. برنامه حل مسأله به صورت گروهی، دو جلسه در هفته و طی سه ماه، آموزش داده شد. برای ارزیابی برنامه از مقیاس راه حل های مختلف و آزمون برج لندن استفاده گردید. همچنین، با روش مشاهده نظام دار رفتارهای مشکل ساز بین فردی شامل شکایت کردن، بحث و مجادله، زورگویی و تهدید، پرخاشگری و عدم رعایت نوبت در سه مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری در کلاس مشاهده و ثبت شدند. نتایج آزمون t وابسته نشان می دهد که برنامه در افزایش ارائه راه حل ها و طبقات راه حل ها و حل مسأله مؤثر بوده و تفاوت میانگین ها معنادار می باشد. همچنین نتایج تح ل یل اندازه گیری های مکرر برای رفتارهای مشکل ساز نشان داد که تفاوت میانگین ها در سه مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری برای رفتارهای شکایت کردن، بحث و مجادله و عدم رعایت نوبت معنادار است. بنابراین آموزش در کاهش این رفتارهای مشکل ساز بین فردی مؤثر بوده است. البته نتایج تحلیل داده ها، تفاوت معناداری در میانگین های رفتار زورگویی و تهدید و پرخاشگری نشان نداد.
۶.

اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بین فردی بر افزایش مهارت های اجتماعی و کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان دیرآموز پایه اول دبستان

کلید واژه ها: مهارت های اجتماعی مشکلات رفتاری روش حل مسئله کودکان دیرآموز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۰ تعداد دانلود : ۵۱۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مهارت حل مسئله بر افزایش مهارت های اجتماعی و کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان دیرآموز پایه اول دبستان انجام شد. مطالعه از نوع طرح های تک آزمودنی است که به صورت پیش آزمون، پس آزمون و مرحله پیگیری بر روی پنج دانش آموز پسر پایه اول انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (فرم والدین و معلم) استفاده شد که مادران و معلم، طی سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و 40 روز بعد از آموزش به عنوان پیگیری پاسخ دادند. همچنین، چهار رفتار مشکل ساز پرخاشگری، زورگویی و تهدید، شکایت کردن، بحث و مجادله در کلاس مشاهده شد. ابتدا طی 10 جلسه، وقوع رفتارهای هدف، مشاهده و ثبت شد (خط پایه). سپس طی 30 جلسه 50 دقیقه ای، سه جلسه در هر هفته، برنامه حل مسئله (شور، 2000) به صورت گروهی آموزش داده شد. اطلاعات مرحله پیگیری در طی 10 جلسه بعد از پایان برنامه مداخله جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که برنامه مداخله در افزایش مهارت های اجتماعی و کاهش مشکلات رفتاری، از نظر درجه بندی مادران و معلم مؤثر بوده و تفاوت میانگین ها به لحاظ آماری معنادار است. همچنین نتایج مربوط به مشاهده رفتارهای مشکل ساز نیز نشان داد که تفاوت میانگین ها در سه مرحله مشاهده معنادار است و آموزش به کاهش این رفتارها منجر شده است.
۸.

کاربرد آموزش برنامه حل مسأله بین فردی در کاهش رفتارهای مشکل ساز دانش آموزان دیرآموز: مطالعه تک آزمودنی

کلید واژه ها: مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی مهارت های شناختی روش حل مسأله

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات یادگیری
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش کودکان استثنایی ناتوانان یادگیری
تعداد بازدید : ۱۰۹۹ تعداد دانلود : ۳۹۲
مهارت حل مسأله در برقراری ارتباط مناسب با دیگران، از اهمیت زیادی برخوردار است. عدم برخورداری از توانایی حل مسأله در مواجهه با مشکلات بین فردی، می تواند موجب بروز رفتارهای تکانشی، پرخاشگری، گوشه گیری، احساس ناکامی و رفتارهای غیرانطباقی در کودکان شود. از سوی دیگر، در کودکان کم توان ذهنی وجود نقایص شناختی و نارسایی مهارت های اجتماعی، بر کنترل تکانه و سازگاری رفتاری تأثیرگذار است. از این رو، آموزش مهارت های تفکر از جمله حل مسأله ضروری به نظر می رسد. مطالعه حاضر به منظور بررسی تأثیر برنامه حل مسأله بین فردی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان دیرآموز پایه اول دبستان انجام شده است. این پژوهش از نوع طرح های تک آزمودنی است که به صورت طرح A-B با مرحله پیگیری بر روی پنج دانش آموز پسر انجام گرفت. پرخاشگری، زورگویی و تهدید، شکایت کردن، بحث و مجادله به عنوان رفتارهای آماج مورد مشاهده قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به خط پایه در 10 جلسه جمع آوری شد. سپس طی 30 جلسه 50 دقیقه ای، سه جلسه در هر هفته ، برنامه حل مسأله بین فردی به صورت گروهی آموزش داده شد. اطلاعات مرحله پیگیری در طی 10 جلسه بعد از پایان برنامه مداخله جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از نمودار و تحلیل چشمی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها مبین آن است که آموزش، در کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان در مرحله مداخله تأثیرگذار بوده و روند نزولی رفتارها در مرحله پیگیری نیز قابل مشاهده است.
۹.

هنجاریابی آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز(4IBT-A)

کلید واژه ها: هنجاریابی آزمون باورهای غیرمنطقی نمره های استاندارد Z رتبه درصدی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی ارزیابی، سنجش وآمار آزمونهای شخصیت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی ارزیابی، سنجش وآمار آزمونهای تشخیص بیماری
تعداد بازدید : ۶۳۰ تعداد دانلود : ۴۱۶
آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز (4IBT–A) یک آزمون معتبر مربوط به سنجش میزان تفکرات غیر منطقی به حساب می آید و در زمینه های مختلف مانند اجرای پژوهش، تشخیص، درمان و غیره توسط محققان، درمانگران، مشاوران، روانشناسان و دانشجویان از آن استفاده می شود، بنابراین ضروری است که هنجار ایرانی برای آن تهیه گردد. هدف از این پژوهش، هنجاریابی آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز ((4IBT-A بود. به همین منظور 1947 نفر از دانشجویان مراکز تربیت معلم شهرستان تبریز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز ((4IBT-A به روش گروهی اجرا گردید. با استفاده از روش آلفای کرونباخ، پایایی آزم ون به ترتیب ب رای عامل ها و کل آزمون 77/0، 68/0، 59/0، 68/0، و 86/0 برآورد گردید. روایی آزمون نیز از روش روایی همگرا 81/0؛ 001/0≥P به دست آمد. پس از تحلیل داده ها به منظ ور تفسیر نم ره های خام هر عامل و آزمون، به طور جداگانه هنجارهای درصدی و نمرات استاندارد Z تهیه گردید. بر اساس نتایج این مطالعه، پژوهشگران، مشاوران و روان شناسان بالینی می توانند از این ابزار به عنوان یک وسیله اندازه گیری مناسب جهت تشخیص در فعالیتهای کلینیکی در داخل کشور، به ویژه مراکز مشاوره دانشجویی استفاده کنند.
۱۰.

پیگیری تأثیر آموزش های شناختی- رفتاری بر کنترل خشم در معلمان دانش آموزان کم توان ذهنی

کلید واژه ها: مدیریت خشم رویکرد شناختی-رفتاری معلمان دانش آموزان کم توان ذهنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۶ تعداد دانلود : ۵۷۸
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی میزان تأثیر کارگاه های آموزش مدیریت خشم بر معلمان در ارتباط با دانش آموزان کم توان ذهنی طراحی و اجرا شد و این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون تک گروهی است. 31 معلم به روش نمونه گیری در دسترس از دو مدرسه ویژه کودکان کمتوانذهنی در تهران به طور داوطلبانه در این پژوهش مشارکت کردند. برنامه مدیریت خشم هفته ای یک بار، به صورت گروهی و به مدت هفت جلسه دو ساعته برای آزمودنی ها اجرا شد. شرکت کنندگان، مقیاس ارزیابی خشم معلم را قبل و پس از دوره آموزشی و همچنین به منظور پیگیری نه ماه پس از مداخله تکمیل کردند. نتایج تحلیل واریانس با طرح اندازه گیری مکرر نشان دهنده این بود که شدت خشم معلمان در موقعیت های خشم انگیز در ارتباط با دانش آموزان کم توان ذهنی به طور معناداری کاهش یافت. همچنین در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون استفاده از راهبردهای کنترل عصبانیت به لحاظ آماری افزایش ملاحظه پذیری داشته است؛ اما در مؤلّفه بیان بیرونی خشم تفاوت معناداری مشاهده نشد. یافته های پژوهش حاضر، همسو با نتایج پژوهش های دیگر تأییدی بر کارآیی مداخلات شناختی-رفتاری در کنترل خشم است.
۱۱.

اثربخشی آموزش مدیریت خشم بر ابراز و مهار خشم والدین

تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۳۸
این پ ژوهش با هدف کاهش خشم والدین، براساس آموزش مدیریت خشم انجام شد. بیست و یک والد (13 پدر با میانگین سنی 37 سال و هشت مادر با میانگی ن سنی 36 سال) در 7 جلسه کارگاه مدیریت خشم شرکت کردند. سیاه ه حالت رگه خشم (اسپیلبرگر، 1999) و پرسشنامه ارزیابی خشم والدینی (شک وهی یکتا و زمانی، 1387) قبل و بعد از آموزش انجام ش د. نتایج اندازه گیریهای مکرر نشان دادند که آم وزش مدیریت خش م، شدت خش م را در موقع یتهای فراخوان خشم و رگه خش م به گون ه ای مع نادار ک اهش و مه ار خشم درون ی را افزایش داد، اما اب راز خشم بیرونی و درونی و مهار خشم بیرون ی تغییر معناداری نداشت. نتایج براساس اثربخشی مداخله های شناختی رفتاری مورد بحث قرار گرفت.
۱۳.

خشم در مادران کودکان دارای نیازهای ویژه

کلید واژه ها: خشم وضعیت اشتغال سطح تحصیلات عقب مانده عقلی دیرآموز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۲ تعداد دانلود : ۷۳۷
"بر مبنای دو متغیر سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال، میزان خشم مادران دارای فرزند استثنائی (دیرآموز و عقب مانده عقلی) بررسی شد. 100 مادر دارای فـرزند دیرآموز و عقب مانده عقلی آموزش پذیر، پرسشنامه خشم چند بُعدی (سیگل، 1986) با زیرمقیاسهای برانگیختگی خشم، موقعیتهای فـراخوان خشم، نگـرش خصمانه، خشم بیـرونی و خشم درونی و فـرم اطلاعات جمعیت شناختی را تکمیل کردند. نتایج تحلیل واریانس دو راهه نشان دادند سطح تحصیلات با میزان برانگیختگی خشم و خشم درونی ارتباط معنادار دارد و مادران با سطح تحصیلات بالاتر از سطوح پایین تر برانگیختگی خشم و خشم درونی برخوردارند. "
۱۴.

تاثیر آموزش مهارتهای مدیریت خشم بر کنترل خشم مادران دانش آموزان کم توان ذهنی و دیرآموز

کلید واژه ها: کنترل خشم دانش افزایی مادران دانش ا»وزان کم توان ذهنی آموزش پذیر دانش آموز دیرآموز

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی پرخاشگری، تعارض و خشونت
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش کودکان استثنایی کودکان عقب مانده ذهنی
تعداد بازدید : ۳۹۱۸ تعداد دانلود : ۲۴۰۳
هدف: این پژوهش با هدف ارزشیابی آموزش مهارتهای مدیریت خشم به مادران کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر و دیرآموز انجام شده است. روش: در این تحقیق شبه تجربی، 46 مادر به روش نمونه گیری در دسترس از دو مدرسه ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی و دیرآموز در تهران انتخاب و از لحاظ ویژگیهای جمعیت شناختی همگن شدند و در دو گروه آزمایشی و گواه جای گرفتند. مهارت های مدیریت خشم به صورت گروهی و به مدت هفت جلسه دو ساعته به گروه آزمایش آموزش داده شد. کارآیی برنامه با استفاده از اجرای پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی خشم و مقیاس خشم چندبعدی، قبل و بعد از مداخله ارزشیابی شد. یافته ها: داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد و بیان کنندهاین است که آموزش مدیریت خشم بر کاهش خشم و افزایش استفاده از راهبردهای کنترل خشم تاثیر مثبت دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش مبین کارآیی کاربرد روشهای مدیریت خشم در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی و دیرآموزاست .
۱۵.

اثربخشی آموزش مدیریت خشم بر ارتباط مادران با فرزندان کم توان ذهنی و دیرآموز

کلید واژه ها: دیرآموز عقب مانده ذهنی آموزش پذیر کنترل خشم دانش افزایی والدین تعامل مادر و فرزند

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲۰ تعداد دانلود : ۹۰۲
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش مدیریت خشم بر ارتباط مادران با فرزندان کم توان ذهنی و دیرآموز صورت گرفته است. روش تحقیق شبه تجربی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل مادرانی است که فرزندان آنان در دو مدرسه غیرانتفاعی ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر و دیرآموز به تحصیل اشتغال دارند.نمونه آماری شامل 46 مادر بوده که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همگن شدن براساس ویژگی های جمعیت شناختی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری، مقیاس محقق ساخته ارزیابی خشم و پرسشنامه ارتباط والد ـ کودک است. گروه آزمایشی در هفت جلسه آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی ـ رفتاری شرکت کردند. یافته های تحقیق با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصله نشان داد که کاربرد تکنیک های مدیریت خشم به کاهش خشم مادران و بهبود ارتباط آن ها با فرزندان منجر می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان