نظام الدین قاسمی

نظام الدین قاسمی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۱ مورد از کل ۱۱ مورد.
۱.

اثربخشی توانبخشی شناختی مبتنی بر بازی های رایانه ای بر عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/فزون کنشی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
درمان اختلال نقص توجه/ فزون کنشی به عنوان شایع ترین اختلالات عصبی-رشدی به دلیل تخریب گسترده و نیاز به درمان زودهنگام و قطعی به سمت استفاده از تکنولوژی های مبتنی بر رایانه گرایش پیدا کرده است. بر همین اساس هدف پژوهش بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی مبتنی بر بازی های رایانه ای بر کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ فزون کنشی بود. پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/ فزون کنشی مقطع ابتدایی شهرستان شیراز در زمستان سال 97 بودند که 32 دانش آموز مبتلا به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. از آزمون برج لندن (Tower of London) ، آزمون استروپ (Stroop Test) وآزمون ک ارت ه ای ویسکانس ین (Wisconsin Card Sorting Test) استفاده شد. گروه آزمایش توانبخشی شناختی مبتنی بر بازی های رایانه ا ی به صورت سه بار در هفته(15 دقیقه برای هر بازی جمعا30 دقیقه) و به مدت یک ماه دریافت و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. داده ها به کمک نرم افزار SPSS-24 و به روش تحلیل کواریانس با اندازه گیری تکراری تحلیل شدند. نتایج نشان داد توانبخشی مبتنی بر بازی های رایانه ای بر کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/فزون کنشی تاثیر معنادار دارد. درگروه آزمایش در متغیرهای برنامه ریزی و سازماندهی، بازداری و انعطاف-پذیری شناختی پس از مداخله بهبود درعملکرد شناختی مشاهده شد و پس از 45 روز از پایان مداخله همچنان اثرات درمان در گروه آزمایش قابل مشاهده بود. بنابراین می توان گفت توانبخشی شناختی مبتنی بر بازی های رایانه ای درمانی مؤثر و پایدار است .
۲.

تأثیر آموزش مدیریت والدین برکاهش علایم رفتاری کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه فزون کنشی

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه فزون کنشی، الگوی پایدار عدم توجه، فزون کنشی، ورفتارهای تکانشی است که شدیدتر و شایع تر از آن است که معمولاً درکودکان با سطح تحول مشابه، دیده می شود. برخی متخصصان متعقدند که تمامی مداخلات درمانی نباید بر کودک مبتلا به این اختلال، متمرکز شود؛ که والدین و دیگر اعضای خانواده نیز باید مورد توجه قرار گیرند. بر این اساس ، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر برنامه آموزش مدیریت والدین (مادران) برکاهش علایم رفتاری کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه فزون کنشی بود. روش: روش این پژوهش، شبه تجربی با دو گروه آزمایش و گواه، همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه فزون کنشی 7 تا 12 ساله شهرستان خنج در استان فارس در سال 1396 بود. نمونه مورد مطالعه 30 نفر از مادران کودکان مذکور بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند . برنامه آموزش مدیریت والدین به صورت 8 جلسه یک و نیم ساعته و به صورت هفته ای دو جلسه به گروه آزمایشی ارائه شد ولی گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. از هر دو گروه آزمایش و گواه به کمک پرسشنامه های پژوهش، پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. این پرسشنامه ها شامل مقیاس درجه بندی والدین کانرز (1987) و پرسشنامه نشانه های مرضی لاویباند (1995) بود. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس نشان داد برنامه های آموزش مدیریت والدین باعث تفاوت معنادار در نمرات مشکلات رفتاری این کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه هم در سطح نمره کل و هم در سطح خرده مقیاس های مشکلات رفتار هنجاری، اجتماعی، روان تنی، واضطراب- خجالت شده است ( 0/001 P< ) ، به طوری که میزان مشکلات رفتاری در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون، کاهش معناداری داشته است و اندازه اثر 46/0 بود ( 0/001 P< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که برنامه مدیریت رفتار از طریق اصلاح شیوه های تعاملی خانواده با کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی، آموزش چگونه رفتار کردن والدین، افزایش درک والدین از علایم رفتاری اختلال، اصلاح نگرش آنان درباره اختلال، و استفاده از شیوه های صحیح تنبیه و تقویت، باعث بهبود مشکلات هیجانی رفتاری کودکان مبتلا به این اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی می شود.
۳.

مقایسه ویژگی های شخصیتی و مؤلفه های شناختی تنظیم هیجان در زنان مجرم و زنان عادی

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: جرم پدیده ای به قدمت تاریخ بشر و واقعیتی غیرقابل اجتناب است. هدف پژوهش حاضر مقایسه ویژگی های شخصیتی و مؤلفه های شناختی تنظیم هیجان در زنان مجرم و عادی شهرستان یاسوج می باشد. روش شناسی: پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و در حیطه پژوهش های پس رویدادی قرار دارد. جامعه آماری کلیه زنان مجرم با جرم های (قتل، سرقت، مواد، حمل سلاح سرد و ...) بازداشت شده در زندان شهرستان یاسوج در زمستان و پاییز سال 1396 بوده که به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 زن از بین زنان مجرم و 30 زن از گروه غیرمجرم به روش همتاسازی انتخاب شدند. داده ها  بوسیله پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو[1] و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی[2]و همکاران جمع آوری و به روش تحلیل واریانس یک راهه به کمک نرم افزار اس پی اس اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.   یافته ها: یافته ها نشان داد که میان مؤلفه های روان رنجوری، مسئولیت پذیری و وجدان گرایی بین دو گروه زنان عادی و مجرم تفاوت معنادار وجود دارد و میانگین نمرات گروه زنان مجرم در بُعد شخصیت روان رنجوری بیشتر از زنان بهنجار بود. اما در ابعاد مسئولیت پذیری و وجدان گرایی، میانگین نمرات گروه زنان مجرم کمتر از زنان بهنجار بود. سایر نتایج نشان داد که در راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان (ملامت خویش، نشخوارگری، فاجعه سازی و ملامت دیگران) بین دوگروه تفاوت معنادار وجود دارد و میانگین نمرات گروه زنان مجرم بیشتر از زنان بهنجار است و در راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجان میانگین نمرات گروه زنان مجرم کمتر از زنان بهنجار می باشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید دارد بر اینکه ویژگی های شخصیتی زنان از قبیل روان رنجورخویی بالا، مسئولیت پذیری و اخلاق گرایی ضعیف و دشواری در فهم و تنظیم واکنش های مناسب هیجانی به عنوان ویژگی های اکتسابی، می تواند در شناخت و مفهوم پردازی علت وقوع جرم و برنامه ریزی برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی در زنان کمک کننده باشد.
۴.

بررسی کارآیی مصاحبه انگیزشی بر تغییر سبک زندگی معتادین زن در حال بهبود

کلید واژه ها: مصاحبه انگیزشی تغییر سبک زندگی معتادین درحال بهبود

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۱ تعداد دانلود : ۳۲۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مصاحبه انگیزشی بر تغییر سبک زندگی زنان معتاد ساکن در مرکز ترک اعتیاد انجام شد. روش: پژوهش حاضر مطالعه ای شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه است که بر روی 32 نفر از زنان معتادی که به مرکز بازتوانی و ترک مراجعه کرده بودند اجرا شد. افراد با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. هشت جلسه مصاحبه انگیزشی گروهی، به همراه برنامه تغییر سبک زندگی به گروه آزمایش ارائه شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه سبک زندگی بود.یافته ها: مداخله موجب شد میانگین نمرات سبک زندگی در گروه آزمایش بیشتر از گروه گواه باشد. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که افزودن مصاحبه انگیزشی به برنامه های آموزش تغییر سبک زندگی، روشی مؤثر درجهت تغییر رفتارهای اعتیادی و به تبع آن بهبود سبک زندگی است.
۵.

ویژگی های روان سنجی (ساختار عاملی، پایایی و روایی) مقیاس اصلاح شده سبک های یادگیری کلب در دانشجویان ایرانی

کلید واژه ها: روایی پایایی ساختار عاملی سبک یادگیری کُلب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۲۶۳
اهداف: مقیاس سبک های یادگیری کلب به عنوان یکی از مقیاس های معتبر در زمینه سنجش سبک های تجربی یادگیری، در پژوهش های متعددی استفاده شده و روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی و روایی و پایایی مقیاس سبک های یادگیری کُلب نسخه 1/3 در بین دانشجویان ایرانی بود. روش ها: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، 1037 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 91-1390 به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای از چهار دانشکده علوم انسانی، فنی- مهندسی، هنر و پزشکی و از 8 رشته تحصیلی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس اصلاح شده سبک های یادگیری کُلب و مقیاس سبک های یادگیری وارک بود. برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ، ضریب گاتمن و ضرایب همبستگی و برای تعیین روایی از روایی همزمان و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی به کمک نرم افزار SPSS 19 و AMOS 5 استفاده شد. یافته ها: بین شیوه های یادگیری وارک و شیوه های یادگیری کلب رابطه معنی دار وجود داشت. آلفای کرونباخ و ضریب گاتمن برای شیوه های یادگیری تجربه عینی 71/0 و 73/0، مشاهده تاملی 71/0 و 73/0، مفهوم سازی انتزاعی 92/0 و 89/0 و آزمایشگری فعال 90/0 و 90/0 به دست آمد. تحلیل عاملی اکتشافی، 4 عامل را استخراج کرد که 76% واریانس کل را تبیین می کردند و تحلیل عاملی تاییدی آنها را تایید نمود. سبک های یادگیری برحسب جنسیت تفاوتی نداشتند، ولی برحسب رشته تحصیلی تفاوت معنی دار داشتند. نتیجه گیری: مقیاس سبک های یادگیری کلب در نمونه ایرانی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و می توان آن را در موارد ضروری به کار برد.
۶.

بررسی کیفی عوامل خانوادگی دخیل در اقدام به خودکشی

کلید واژه ها: اقدام به خودکشی عوامل خانوادگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷۳ تعداد دانلود : ۷۱۴
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی عوامل خانوادگی دخیل در اقدام به خودکشی بوده است. مواد و روش ها: پژوهش از نوع توصیفی و در حیطه ی پژوهش های کیفی بود و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. نمونه گیری در یک نمونه 20 نفری به روش مبتنی بر هدف انجام و تا اشباع داده ها ادامه یافت. برای گردآوردی داده ها از مصاحبه با نمونه ی اقدام کننده خودکشی و خانواده و دوستان آنها استفاده شد. به منظور دستیابی به موثق بودن و پایایی داده ها از معیارهای بازنگری ناظرین و مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده شد. یافته ها: نتایج این مطالعه که مبتنی بر داده های کدگذاری شده بر اساس مصاحبه انجام شده بود، نشان داد که 10 عامل خانوادگی به ترتیبِ اهمیت، در خودکشی این افراد دخیل می باشد. این عوامل به ترتیب اهمیت عبارت بودند از: 1- طلاق واقعی یا عاطفی والدین2- مورد آزار و اذیت روانی و جسمانی قرار گرفتن از سوی والدین3- سبک فرزندپروری طرد کننده و مستبدّانه 4- فقدان تقویت و تشویق و امیدواری از سوی والدین5- اعتیاد والدین6- سابقه بیماری های روان پزشکی والدین 7- سابقه اقدام به خودکشی والدین 8- جلب توجه و محبت والدین9- فقدان جهت گیری مذهبی10- نبود سازمان دهی و برنامه ریزی و نبود اهداف برای زندگی. نتیجه گیری : عوامل خانوادگی یکی از علت های اقدام به خودکشی می باشد که باید در حیطه پیشگیری و درمان به آن توجه ویژه داشت.
۷.

مقایسه اثربخشی روان درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر میزان ولع مصرف و تنظیم شناختی هیجان در مصرف کنندگان شیشه

کلید واژه ها: تنظیم شناختی هیجان ولع مصرف آمفتامین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد روان درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۵۳
هدف: امروزه درمان های موج سوم در روان درمانی به جای چالش با شناخت ها، بر آگاهی و پذیرش افراد از احساسات و هیجان ها و شناخت ها و رفتارها تاکید دارند. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روان درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر میزان ولع مصرف و تنظیم شناختی هیجان در مصرف کنندگان شیشه انجام شده است. روش: پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری است. جامعه آماری کلیه مصرف کنندگان مواد شیشه شهر بهارستان اصفهان بود. گروه مصرف کننده مواد، شامل 34 مصرف کننده ماده شیشه بودند که از بین افراد مراجعه کننده به مرکز درمان اعتیاد بهارستان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و به روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر ذهن-آگاهی قرار گرفتند. افراد هر دو گروه به صورت همزمان و جداگانه تحت دوازده جلسه مداخلات درمانی به صورت هفته ای دو جلسه و در انتها هفته ای یک جلسه و به مدت دو ساعت در هر جلسه قرار گرفتند. آزمودنی های دو گروه به کمک آزمون سنجش شدت ولع مصرف شیشه و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که دو گروه درمانی بر شدت ولع مصرف در دو مرحله پس آزمون و پیگیری تاثیر معناداری داشتند. همچنین در مقایسه اثربخشی این دو درمان بر ابعاد نه گانه تنظیم شناختی هیجان تفاوت معناداری مشاهده نشد و هر دو درمان به یک میزان بر شاخص-های شناختی تنظیم هیجان تاثیرگذار بودند. نتیجه گیری: می توان گفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی به دلیل مولفه های مشترک درمان در کاهش آسیب های روانی ناشی از مصرف آمفتامین ها موثر است.
۸.

بررسی تفاوتهای سوگیری توجه، عملکرد اجرایی و زمان واکنش در مصرفکنندگان آمفتامین در مقایسه با افراد غیرمصرفکننده مواد

کلید واژه ها: سوگیری توجه زمان واکنش عملکرد اجرایی آمفتامین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۶ تعداد دانلود : ۶۲۴
هدف: اعتیاد به موادمخدر برحسب نوع ماده مصرفی دارای عوارض و اثرات مختلف است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسه عملکردهای عصب-روان شناختی در بین مصرفکنندگان شیشه با افراد عادی انجام شده است. روش: پژوهش از نوع علّی-مقایسه ای است که روی دوگروه افراد سوء مصرف کننده مواد و افراد عادی انجام شده است. جامعه آماری کلیه مصرفکنندگان مواد مخدر شهر بهارستان اصفهان بود. گروه مصرفکننده مواد شامل 33 نفر مصرفکننده شیشه بودند که از بین افراد مراجعه کننده به مرکز درمان اعتیاد بهارستان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. گروه مقایسه شامل 39 نفر از افراد عادی بود که از لحاظ سن، جنس و تحصیلات با گروه اول همتا سازی شدند. افراد هر دو گروه توسط مدیر فنی مرکز و با استفاده از تست های تشخیصی ادراکی مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات ازآزمون کارت های ویسکانسین، دستگاه کرونسکوپ (زمان واکنش) در سه وضعیت ساده، تشخیصی و انتخابی وسوگیری توجه (آزمون استروپ) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که مصرفکنندگان شیشه در مقایسه با افراد عادی از لحاظ تعداد خطا تفاوت معناداری دارند، ولی از لحاظ خطا، درجاماندگی درآزمون ویسکانسین تفاوت معناداری باهم ندارند. در زمینه زمان واکنش نیز یافته ها نشان داد که مصرفکنندگان شیشه کمترین زمان واکنش و بیشترین میزان خطا را در هر سه حالت داشتند، اما در کوشش به شکل ساده بین دو گروه تفاوتی مشاهده نشد. به عبارت دیگر، دوگروه در کوشش به شکل انتخابی و تشخیصی در زمان و تعداد خطا ها با یکدیگر تفاوت معناداری نشان دادند. همچنین، دو گروه در سوگیری توجه (آزمون استروپ) از لحاظ تعداد خطا با یکدیگر تفاوتی نداشتند، ولی از لحاظ زمان، بین مصرفکنندگان شیشه و افراد سالم تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: میتوان گفت مصرف شیشه میتواند شرایط متفاوتی را از لحاظ عملکردهای شناختی- عصبی در افراد ایجاد کند. شناسایی و فهم این عوامل میتواند علاوه بر کمک به درک بهتر مشکل، به ارایه راهکارهای مختلف درمانی منجر شود.
۹.

اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهزیستی ذهنی و سلامت روان

کلید واژه ها: سلامت روان بهزیستی ‏ذهنی گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۷۹
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی برکیفیت زندگی بر بهزیستی ذهنی و سلامت روان افراد انجام شده است. روش: طرح پژوهش از نوع شبه تجربی با گروه آزمایش، گواه و پیگیری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده به مرکز مشاوره بود که از بین آنان به روش نمونه گیری تصادفی 24 نفر که از لحاظ سلامت روانی و بهزیستی ذهنی پایین بودند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. افراد گروه آزمایش، مداخلات 10 جلسه ای را به صورت گروهی دریافت و افراد گروه گواه، در لیست انتظار قرار گرفتند. به کمک ابزارهای پژوهش، پرسشنامه های سلامت روان، مقیاس عاطفه مثبت و منفی و مقیاس رضایت از زندگی از هر دو گروه پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو و نیم ماهه به عمل آمد. از روش های آمار توصیفی و کواریانس جهت تجزیه و تحلیل اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی افسردگی، نشانه های جسمانی- سازی و بد کارکردی اجتماعی را در پس آزمون و پیگیری کاهش داده ولی بر اضطراب آزمودنیها تاثیری نداشته است. همچنین این درمان، بر بهزیستی ذهنی در بعد هیجانی (افزایش عاطفه مثبت و کاهش عاطفه منفی) در پس آزمون اثر داشته است اما در بعد شناختی (رضایت از زندگی) آزمودنیها تغییری ایجاد نکرده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری گرفت که گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی که از ترکیب روان شناسی مثبت با رویکرد شناخت- رفتاری شکل گرفته، شاخص های سلامت روان و بهزیستی ذهنی افراد را ارتقا می دهد.
۱۰.

بررسی رابطه بین انتظار گرایی (ارزشمندی زمان) و میزان پایبندی به رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیابتی نوع دوم

کلید واژه ها: انتظارگرایی رفتارهای خودمراقبتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۲ تعداد دانلود : ۷۳۲
نگرش بیماران مزمن از عوامل مهم میزان پایبندی آنان به رژیم های درمانی می باشد.به همین خاطر پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین انتظارگرایی(ارزش مندی زمان حال، آینده و طرح ریزی برای آینده) و میزان پایبندی به رفتارهای خودمراقبتی در بین بیماران دیابتی نوع دوم انجام شده است. پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی است که با نمونه گیری در دسترس، ابعاد انتظارگرایی ومیزان پایبندی به رفتارهای خودمراقبتی، در بین 214 بیمار دیابتی نوع دوم (55- 30) ساله مراجعه کننده به مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم اصفهان از میان جامعه آماری به کمک پرسشنامه افق زمانی ویلد و پرسشنامه رفتارهای خود مراقبتی مربوط به بیماران دیابتی نوع دوم بررسی شد. داده های گردآوری شده به کمک ضریب همبستگی، تحلیل واریانس و رگرسیون چند متغیری تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد که ارزشمندی بالاتر ادراک شده از آینده و طرح ریزی برای آینده نزد این بیماران، پیش بینی کننده قوی تری برای میزان پایبندی به رفتارهای خود مراقبتی در بیماران دیابتی نوع دوم است (67/0=r و 60/0= r و 001/0p≤) و همچنین همبستگی منفی و معناداری بین ارزش ادراک شده از حال و میزان پایبندی به رفتارهای خود مراقبتی وجود دارد (43/0-=r و 001/0p≤). نتایج تحلیل واریانس برای مقایسه ی زوجی گروه ها در نمرات خود مراقبتی و متغیرهای جمعیت شناختی تعیین کرد هیچ رابطه ی معناداری بین سطوح تحصیلات، مدت زمان ابتلا به دیابت در هر سطحی با رفتارهای خود مراقبتی وجود ندارد. وتنها ضریب همبستگی بین سن و رفتارهای خودمراقبتی معنادار است. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که میزان ارزشمندی ادراک شده از آینده و حال، می تواند بر میزان پایبندی بیماران دیابتی نوع دوم به رفتارهای خود مراقبتی تأثیر بگذارد.
۱۱.

سبک های اسنادی و سبک های یادگیری همگرا - واگرا در دانشجویان افسرده و عادی

کلید واژه ها: افسردگی سبک اسنادی سبک یادگیری همگرا- واگرا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
تعداد بازدید : ۵۶۰۶ تعداد دانلود : ۲۶۴۷
" مقدمه: تحقیق حاضر با هدف مقایسه سبک‌های اسنادی و سبک‌های یادگیری همگرا- واگرا در دانشجویان افسرده و عادی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع علّی- مقایسه­ای است که با نمونه­گیری در دسترس، سبک یادگیری و سبک اسنادی 170 دانشجو در مقطع کارشناسی را به کمک پرسش­نامه سبک­های یادگیری کلب (LSI) و پرسش­نامه سبک­های اسنادی (ASQ) برای وقایع خوشایند و ناخوشایند سنجید. افراد به کمک پرسش­نامه افسردگی بِک به دو گروه افسرده (45 نفر) و عادی (125 نفر) تقسیم شدند. داده­های به­دست­آمده با آزمون من- ویتنی و مجذورکای تجزیه و تحلیل شدند. یافته­ها: دانشجویان افسرده در مقایسه با دانشجویان عادی، در موقعیت­های مثبت از اسناد درونی و پایدار کمتری استفاده کردند و بین دو گروه از لحاظ سبک اسنادی کلی- اختصاصی در موقعیت مثبت تفاوت معنی­داری وجود نداشت. درصورتی­که در موقعیت منفی، دانشجویان افسرده در مقایسه با دانشجویان عادی از اسناد درونی بیشتری استفاده کردند و در سایر ابعاد اسنادی تفاوتی با هم نداشتند. به­علاوه، بین گروه افسرده و غیرافسرده در استفاده از سبک یادگیری (همگرا- واگرا) تفاوت معنی­داری مشاهده نشد. همچنین افراد دارای سبک یادگیری همگرا در مقایسه با افراد دارای سبک یادگیری واگرا، در موقعیت­های منفی از اسنادهای بدبینانه بیشتری استفاده نکردند. نتیجه­گیری: شنـاخت سبک اسنـادی و الگوی یادگـیری افـراد می­تواند به­عنوان دو متغیر مهم شناختی در فهم آسیب­پذیری شناختی اختلالات هیجانی نقش مهمی ایفا کند. "

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان