مطالب مرتبط با کلید واژه

آسیب بینایی


۱.

مقایسه سبک های یادگیری در دانشجویان نابینا و بینا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نابینا دانشجو سبک یادگیری آسیب بینایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش کودکان استثنایی کودکان نابینا و ناشنوا
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
تعداد بازدید : ۱۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۱۵
هدف از پژوهش حاضر مقایسه سبک های یادگیری در دانشجویان نابینا و بینا بود. روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. نمونهشامل 60 دانشجو (30 نفر دانشجوی نابینا،30 نفر دانشجوی بینا) بودند به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای اندازه گیری سبک های یادگیری از پرسشنامه سبک یادگیری کلب استفاده شد. فرضیه های این پژوهش با استفاده از آزمون تی برای دو گروه مستقل، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که دانشجویان نابینا از سبک های انطباق و همگرا بیشتر استفاده می کنند. در مقابل دانشجویان بینا در مقایسه با دانشجویان نابینا سبک واگرا را بیشتر ترجیح می دهند. در استفاده از سبک جذب بین دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0> P). با توجه به سبک های غالب انطباق و همگرا در دانشجویان نابینا پیشنهاد می شود از روش های آموزشی سخنرانی، شبیه سازی و ایفای نقش بیشتر استفاده کنند. همچنین با استفاده از راهبردهای مختلف آموزشی، مهارت های ارتباطی این دانشجویان تقویت شود، زیرا همگراها کمتر به موضوعاتی که مستلزم کار با افراد دیگر و مردم است علاقه نشان می دهند.
۲.

مطالعه اضطراب اجتماعی، خودپنداشت، و تصویر بدن در دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اضطراب اجتماعی خودپنداشت تصویر بدن آسیب بینایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۱۸
زمینه و هدف:بدون بینایی درک فرد از دنیای اطرافش متفاوت خواهد بود و همین مشکل می تواند به مشکلات عاطفی و اجتماعی مانند اضطراب اجتماعی و خودپنداشت منفی در او منجر شود. این پژوهش با هدف مطالعه اضطراب اجتماعی، خودپنداشت، و تصویر بدن در دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی انجام گرفت.
۳.

مقایسه احساس تنهایی در افراد با آسیب شنوایی، آسیب بینایی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: احساس تنهایی آسیب شنوایی افراد عادی آسیب بینایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۶۱۸
پژوهش حاضر با هدف مقایسه احساس تنهایی در افراد با آسیب شنوایی، آسیب بینایی و عادی انجام شد. جامعه آماری شامل افراد 13 تا 22 ساله ی با آسیب شنوایی، آسیب بینایی و عادی شهر شیراز بودند که از بین آن ها نمونه ای به حجم 116 نفر (32 فرد با آسیب بینایی، 21 فرد با آسیب شنوایی و 63 فرد عادی) انتخاب شد. گروه های با آسیب شنوایی و بینایی با روش نمونه گیری در دسترس و گروه عادی با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. از مقیاس احساس تنهایی برای سنجش احساس تنهایی استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد که احساس تنهایی در گروه های با آسیب شنوایی و آسیب بینایی به طور معنی داری بیشتر از گروه عادی است. افزون بر این، نتایج نشان داد که احساس تنهایی افراد با آسیب شنوایی و بینایی در خرده مقیاس های تنهاییِ ناشی از ارتباط با خانواده و نشانه های عاطفی تنهایی به طور معنی داری بالاتر از گروه عادی است. بین سه گروه در خرده مقیاس تنهاییِ ناشی از ارتباط با دوستان تفاوت معنی داری مشاهده نشد. با توجه به بالاتر بودن میزان احساس تنهایی در افراد با آسیب های حسی می توان بیان کرد که طراحی و اجرای برنامه های کاهش احساس تنهایی جهت ارتقای سلامت روان شناختی در این افراد ضروری است.
۴.

مطالعه دسترس پذیری خدمات و تسهیلات برای افراد با آسیب بینایی شهر تهران

تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۶۳
این پژوهش با هدف بررسی مناسب سازی فضای شهری برای افراد با آسیب بینایی شهر تهران انجام شده است. روش در انجام این تحقیق، پیمایش از طریق پرسشنامه محقق ساخته می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی از جامعه آماری 12600 نفر به وسیله فرمول کوکران حجم 671 نفر از افراد آسیب دیده بینایی از بین نابینای مطلق تا نیمه بینا صورت پذیرفت. بنا بریافته های حاصل از تحقیق، مدیریت و برنامه ریزی شهری در شهر تهران فراگیر نبوده و در طراحی معابر، مکانها و ارائه خدمات و تسهیلات شهری، امکان حضور و دسترسی ایمن و مستقل نابینایان لحاظ نشده است. عدم برخورداری از امنیت و وابستگی به دیگران در تردد و نیز در بهره مندی از امکانات و تسهیلات شهری از مهم ترین مسائل نابینایان در این زمینه است. اقدامات مدیریت شهری در این خصوص نیز به دلیل فقدان نیازسنجی، اولویت سنجی، مشاوره با ذی نفعان و کاربست نظر آن ها در اجرا، عدم نظارت دقیق و اطلاع رسانی به نابینایان و سایر شهروندان از اقدامات صورت گرفته و نیز ضعف فرهنگی، فاقد کارایی لازم بوده و تأثیر چندانی بر افزایش دسترسی نابینایان نداشته است. نتایج حاصل شامل دسترسی ناکامل معابر شهری و فضای عمومی و همچنین وجود موانع بسیار ریسک و آسیب پذیری این قشر در جریان حرکت در معابر و فضاهای شهری شده است. فضای سایبری به سبب میزان بالای استفاده افراد نابینا از ابزارهای هوشمند مثل رایانه تلفن همراه هوشمند ظرفیت بسیار بالایی برای مناسبسازی دارا می باشد لذا جای اقدام بسیار دارد تا این افراد از فضای سایبری به امکانات بیشتری دسترسی پیدا کنند.
۵.

بررسی مقایسه رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۴۶۶
هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی بود. پژوهش حاضر توصیفی، از نوع علّی- مقایسه ای بود و جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل مادران کودکان عادی و مادران دارای دانش آموزان با آسیب بینایی شهر تهران و کرج در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 537 نفر بودند. در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 224 نفر به دست آمد. از این تعداد در مجموع 120 نفر دارای یک فرزند با آسیب بینایی و 104 نفر نیز دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و 120 نفر نیز مادران کودکان عادی بودند. ابزار این تحقیق پرسشنامه رضامندی زوجیت افروز (1395) بود. روش آماری مورد استفاده در پژوهش، تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) بود. نتایج نشان داد که بین سه گروه مادران در رضامندی زوجیت (نمره کل) در سطح معناداری (01/0>p) اختلاف معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین سه گروه مادران در خرده مقیاس های رضامندی زوجیت در سطح معناداری (01/0> p) اختلاف معنی داری وجود دارد. بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که بین رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی تفاوت معنادار وجود دارد و محققان می توانند با بررسی ویژگی های فوق، زمینه مداخلات روانشناختی را فراهم آورند.
۶.

مقایسه استدلال اخلاقی دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۳۰۸
زمینه و هدف: برخی از پژوهش ها استدلال و قضاوت اخلاقی را در دانش آموزان با نیازهای ویژه مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند که این دانش آموزان در تحول اخلاقی نسبت به همسالان خود با تأخیر مواجه هستند. مطالعات درباره تحول استدلال اخلاقی در افراد با آسیب بینایی بسیار محدود است، بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه استدلال اخلاقی در دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر پیمایشی از نوع تحلیلی مقطعی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 80 دانش آموز دختر و پسر 11 و 12 ساله (40 نفر با آسیب بینایی و 40 نفر بدون آسیب بینایی) شاغل به تحصیل در مدارس آموزش عمومی و مدارس خاص نابینایان شهر تهران بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و بر حسب شرایط ورود و خروج به پژوهش، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون استدلال اخلاقی ( رست، 1979 ) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با آزمون آماری t مستقل و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین استدلال اخلاقی دو گروه با و بدون آسیب بینایی تفاوت معنی داری وجود دارد؛ بدین معنا که دانش آموزان نابینا در استدلال اخلاقی نسبت به همسالان بینا تأخیر معناداری داشتند (0/05>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، آسیب بینایی در رشد مفاهیم اخلاقی و در نتیجه تحول استدلال اخلاقی تأثیر منفی می گذارد. البته باید توجه داشت که شدت آسیب و زمان بروز نابینایی در این رابطه بسیار اهمیت دارد. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۷.

بررسی نیازهای دانش آموزان با همبودی آسیب بینایی و ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۴۶۱
همبودی آسیب های بینایی و ناتوانی های یادگیری چالش های منحصر به فردی را ارائه می کند. معلمان باید در مورد ویژگی های این جمعیت خاص آگاهی داشته باشند و همچنین روش های آموزشی برای برآورده سازی نیازهای منحصر به فرد آنها را بشناسند. مولفان در این مقاله الگوهای عملکرد نوعی را ارائه می کنند و پیشنهادهایی برای اقدام موثر عرضه می کنند.
۸.

بررسی تأثیر آموزش پردازش حسی بر برخی مهارت های عصب روان شناختی دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۹۵
مقدمه: آسیب بینایی تمام جنبه های زندگی فرد از جمله مهارت های شناختی و عصب روان شناختی وی را تحت تأثیر قرار می دهد، این در حالی که استفاده از برنامه آموزش پردازش حسی با نتایج مطلوبی همراه بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش پردازش حسی بر برخی از مهارت های عصب روان شناختی توجه، حافظه و کارکرد های اجرایی دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع تک آزمودنی و با طرح خط پایه، مداخله و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دبستانی با آسیب بینایی شهر اصفهان تشکیل بود که از میان آنها 5 دانش آموز که در زمینه مهارت های عصب روان شناختی دارای مشکل بودند با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. مداخله آموزشی پردازش حسی بر روی گروه نمونه در ده جلسه به صورت هفته ای سه جلسه و هر جلسه 45 دقیقه انجام گرفت. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه عصب روان شناختی Connors بود. داده های به دست آمده به شیوه تحلیل دیداری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش پردازش حسی به طور قابل توجهی سبب بهبود مهارت های عصب روان شناختی توجه، حافظه و کارکردهای اجرایی دانش آموزان دبستانی با آسیب بینایی می شود . نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که در کنار سایر روش های آموزشی و توان بخشی کودکان با آسیب بینایی ، روش آموزش پردازش حسی نیز به کار برده شود.
۹.

بررسی مقایسه ای ابعاد دلبستگی، ترس از ارزیابی منفی، سازگاری اجتماعی و تحصیلی بر اساس پیشرفت تحصیلی در دانشجویان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۷۳
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ابعاد دلبستگی، ترس از ارزیابی منفی، سازگاری اجتماعی و تحصیلی بر اساس سطوح مختلف پیشرفت تحصیلی در دانشجویان با آسیب بینایی انجام شد. طرح پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. شرکت کنندگان این پژوهش شامل 211 نفر از دانشجویان با آسیب بینایی مقاطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی کلیه دانشگاه های کشور در سال تحصیلی 97 – 1396 بودند که بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، هر یک از شرکت کنندگان مقیاس ابعاد دلبستگی کولینز (1996)، مقیاس کوتاه ترس از ارزیابی منفی لری (1983) و خرده مقیاس های سازگاری اجتماعی و تحصیلی پرسشنامه سازگاری دانشجویان با دانشگاه بیکر و سیریک (1984) را تکمیل نمودند. روش تحلیل داده ها تحلیل واریانس چند متغیره بود. یافته ها نشان داد در تمامی متغیرهای پژوهش میان دانشجویان پیشرفت تحصیلی بالا و پایین تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0>P). همچنین در اضطراب و اجتناب دلبستگی، ترس از ارزیابی منفی و سازگاری اجتماعی میان دانشجویان پیشرفت تحصیلی متوسط و پایین تفاوت معنی داری وجود داشته است. در گروه های پیشرفت تحصیلی بالا و متوسط هم تفاوت در تمامی متغیرها به جز اجتناب دلبستگی و سازگاری تحصیلی معنی دار بود. با توجه به اینکه افراد با آسیب بینایی به لحاظ دلبستگی، ترس از ارزیابی منفی و سازگاری با مسائل بیشتری نسبت به افراد بینا مواجه هستند، از سوی دیگر در دنیای پیشرفته امروزی یکی از علائم موفقیت فرد، پیشرفت تحصیلی اوست، از این رو توجه به حمایت های اجتماعی دانشجویان با آسیب بینایی در راستای پیشرفت تحصیلی آن ها الزامی است.
۱۰.

اثربخشی برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر عملکرد استدلال کلامی در دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۶۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر عملکرد استدلال کلامی در دانش آموزان با آسیب بینایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل به همراه پیگیری بود. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان با آسیب بینایی مقطع ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بود که با استفاده از نمونه گیری در دسترس 30 نفر از این جامعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در یک دوره 10 جلسه ای، برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی را دریافت کردند و گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکرد. برای گردآوری داده ها از خرده آزمون های شباهت ها و استدلال کلمه آزمون هوش وکسلر کودکان (WISC-IV) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. نتایج حاکی از تأثیر برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر استدلال کلامی در دانش آموزان با آسیب بینایی بود (05/0>p)؛ بنابراین بر اساس نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد که برنامه آموزش کارکردهای اجرایی به عنوان مداخله مؤثر در جهت بهبود عملکرد استدلال کلامی قابل کاربرد است.
۱۱.

تحول و آسیب شناسی کنش های اجرایی در کودکان با آسیب بینایی: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۳۱۱
زمینه و هدف: کنش های اجرایی اهمیت بسیار زیادی برای دستیابی به موفقیت های تحصیلی و اجتماعی در دوره کودکی دارد. این اصطلاح، مجموعه ای از توانایی های شناختی مانند برنامه ریزی، مهار توجه، حافظه فعال، بازداری، و انعطاف پذیری شناختی را شامل می شود. امروزه، مدل های نظری بر نقش محدودیت بینایی در تحول و ارزیابی کنش های اجرایی تاکید می کنند؛ بنابراین هدف از انجام این پژوهش، مطالعه مروری نظام مند تحول و آسیب شناسی کنش های اجرایی در کودکان با آسیب بینایی بود. روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور نظام مند انجام شد؛ بدین صورت که یافته های پژوهشی از سال های میلادی 1995 تا 2019 در پایگاه های اطلاعاتی PupMed، Springer، Scopus، ProQuest، Science direct، Google Scholar با جستجوی کلیدواژه های کنش های اجرایی، نابینایی، نابینایی مادرزادی، آسیب بینایی، توانمندی های شناختی، حافظه، حافظه فعال، حافظه شنیداری، بازداری، توجه، و حافظه کوتاه مدت مورد جستجو قرار گرفت که در نهایت بر اساس معیارهای ورود از بین 49 مقاله سرچ شده، با استفاده از چک لیست پریزما، 21 مقاله وارد پژوهش شده و نتایج به دست آمده طبقه بندی، خلاصه، و گزارش شد. یافته ها: ارزیابی حاصل از مقالات مورد بررسی نشان داد که با وجود تأثیر اجتناب ناپذیر حس بینایی در تحول کنش های اجرایی، عواملی مانند سن آغاز نابینایی، جبران حسی، توجه فضایی- شنیداری و پردازش شنیداری، مهارت های جهت یابی و تحرک، انعطاف پذیری قشر مخ، تغییرات ساختاری مغز، و سطح عملکرد هوشی، نقش بسیار مهمی در تحول بهنجار کنش های اجرایی کودکان با آسیب بینایی دارد. نتیجه گیری: بررسی یافته های به دست آمده نشان داد که تحول کنش های اجرایی در کودکان با آسیب بینایی همان پیچیدگی های تحول این کنش ها را در کودکان بینا دارد و آن را می توان توسط یک عامل تبیین کرد. با این وجود، تجربیات و ویژگی های فردی و محیطی سهم بیشتری در تحول کنش های اجرایی کودکان با آسیب بینایی دارند؛ بنابراین توجه به این عوامل می تواند به شناخت بهتر کنش های اجرایی در این کودکان کمک کرده و به طراحی روی آوردهای جدید آموزشی، توانبخشی، و مداخله منجر شود.
۱۲.

بررسی تأثیر برنامه توانبخشی مبتنی بر روش حرکتی اسپارک بر مهارت های حرکتی و هوش هیجانی در دانش آموزان با آسیب بینایی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه توان بخشی مبتنی بر روش حرکتی اسپارک بر مهارت های حرکتی و هوش هیجانی در دانش آموزان با آسیب بینایی شهر اصفهان در سال 1399 انجام شد. روش: در این پژوهش نیمه تجربی که به صورت پ یش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد، 30 نفر از دانش آموزان با آسیب بینایی شهر اصفهان با میانگین سن 17/12 سال با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. برنامه توانبخشی مبتنی بر فعالیت های بدنی برگرفته از روش حرکتی اسپارک به مدت 8 هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه 60 دقیقه روی گروه آزمایش اجرا شد. گروه کنترل در این مدت در برنامه تمرینی شرکت نداشتند. در آغاز و انتهای برنامه توانبخشی، شاخص های مهارت های حرکتی و هوش هیجانی در هر دو گروه در شرایطی مشابه با استفاده از پرسشنامه های استاندارد هوش هیجانی شات و همکاران (1998) و آزمون تبحر حرکتی برونینکس-اوزرتسکی (1972) برآورد شد. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل کواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که برنامه های توانبخشی مبتنی بر فعالیت بدنی بر شاخص های مهارت های حرکتی در دانش آموزان با آسیب بینایی شهر اصفهان تأثیر معناداری داشت (05/0P≤). همچنین تأثیر برنامه تمرینی بر هوش هیجانی آزمودنی ها معنادار بود (05/0P≤). نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که برنامه های توانبخشی مبتنی بر فعالیت بدنی بر مهارت های حرکتی و هوش هیجانی در دانش آموزان با آسیب بینایی مؤثر است. از این رو پیشنهاد می شود تا دست اندرکاران آسیب دیدگان بینایی، مربیان، والدین و ورزشکاران کم بینا از این روش برای پیشرفت و بهبود اجراهای ورزشی و هوش هیجانی استفاده کنند.
۱۳.

آسیب بینایی در فرزندان: مقایسه رضایت زناشویی، اتحاد والدینی و فرسودگی والدینی در پدران و مادران ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱۱
مطالعه حاضر باهدف مقایسه رضایت زناشویی، اتحاد بین والدین و فرسودگی والدینی در پدران و مادران بدون و دارای فرزند (ان) با آسیب بینایی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پس رویدادی بود. جامعه آماری پژوهش را چهار گروه از والدین دارای فرزند بدون آسیب بینایی و با آسیب بینایی (در سه گروه دارای یک فرزند، دو فرزند و بیش از دو فرزند) ساکن شهرهای مختلف ایران تشکیل می دادند که از آن میان، نمونه ای به تعداد 506 نفر (شامل 297 مادر و 209 پدر) از طریق روش نمونه گیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رضایت زناشویی کانزاس (نیکولز و همکاران، 1983)، مقیاس اتحاد والدینی (آبدین و برونر، 1995) و سنجش فرسودگی والدینی (رزکام و همکاران، 2018) بود. نتایج نشان داد والدین دارای بیش از دو فرزند با آسیب بینایی نسبت به سه گروه دیگر نمرات بالاتری در فرسودگی والدینی و نمرات پایین تری در رضایت زناشویی و اتحاد والدینی گزارش کردند (001/0 p < ) . نتایج آزمون مانوا نشان داد چهار گروه در تمامی ابعاد فرسودگی والدینی تفاوت معنی داری با یکدیگر داشتند (001/0 p < ) . همچنین پدران درمجموع نمرات بالاتری در رضایت زناشویی کسب کردند (04/0 p <). گستره آسیب بینایی در فرزند (ان) می تواند با اثرگذاری منفی بر برآیندهای زناشویی و والدینی روابط فرزندان و والدین را با خود و با یکدیگر مخدوش سازد.
۱۴.

پدیدارشناسی نابینایی: از روایت نابینایان تا برساخت اجتماعی نابینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱
در این مقاله، پدیده نابینایی از منظر افراد دارای آسیب بینایی واکاوی و نقش گفتمان های اجتماعی و پیش فرض های فرهنگی در درک و تفسیر این پدیده بررسی می شود. بدین منظور با پانزده نفر از افراد دارای آسیب بینایی که به روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند، مصاحبه عمیق صورت گرفت. داده های به دست آمده با استفاده از شیوه کدگذاری سه مرحله ای تنظیم و به روش تحلیل پدیدارشناختی مطالعه شدند. مهم ترین مقوله های یافت شده پژوهش حاضر عبارت اند از: «طبیعی دانستن معلولیت»، «تحمیل معلولیت»، «بازیابی سلامت»، «احساس گناه»، «رنج تحمیلی»، «قضاوت های کلیشه ای»، «بی هویتی اجتماعی» و «بازتعریف معلولیت». نتایج نشان داد درک و تفسیر پدیده نابینایی از منظر بیشتر نابینایان با آنچه عموم مردم تصور می کنند، متفاوت است و در بسیاری از موقعیت ها، گفتمان های اجتماعی و فرهنگی رایج در میان مردم به پدیده نابینایی، احساسات نامطلوبی را در افراد نابینا برمی انگیزند و معمولاً رنج مضاعفی را به آن ها تحمیل می کنند. بر این اساس، آنچه موجب محدودیت افراد نابینا شده، تا حد زیادی ناشی از برساخت اجتماعی، انگاره ها و پیش فرض های فرهنگی شکل گرفته درمورد نابینایی است. به نظر می رسد چنین برساختی از جمله عواملی است که می تواند در موارد متعدد موجب به رسمیت نشناختن افراد نابینا از سوی جامعه و ظهور پدیده بی هویتی اجتماعی و ازدست رفتن اعتمادبه نفس در آنان شود. به این ترتیب آنچه می تواند افراد نابینا را از این موقعیت خارج کند، پدیده اعتماد است که اساسی ترین پایه آن را نخست می توان در پذیرش و همراهی خانواده و سپس در بینش و رفتار مناسب جامعه جست وجو کرد. این موضوع در افراد نابینا زمینه شکل گیری اعتمادبه نفس و توانایی بیان نیازهای فردی آن ها را به وجود می آورد. در این صورت، فرد نابینا ساختارهای محدودکننده معلولیت را که می تواند در او نوعی درماندگی آموخته شده یا ناتوانی و معلولیت ثانویه ایجاد کند، پذیرا نمی شود.