ناصر فکوهی

ناصر فکوهی

سمت: دانشیار
مدرک تحصیلی: دکترا

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۹ مورد.
۱.

تبیین یک الگوی هویتی ترکیبیِ شهری در جهت پیشرفت و توسعه کشور

نویسنده:

کلید واژه ها: جهانی شدنشهرقومیتزیست جهانسرمایه های اجتماعیانسان شناسی توسعه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی توسعه جامعه شناسی توسعه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی شهری
تعداد بازدید : ۴۲۷
در این مقاله تلاش می شود که ابتدا تبیین نظری بر اساس قرار دادن مقوله شهر در چارچوب فرآیند عمومی جهانی شدن انجام بگیرد و درک جدیدی که نسبت به فرهنگ و اولویت آن در برابر رویکردهای فناورانه- اقتصادی به توسعه وجود دارد بیان شود. سپس، شهر اسلامی - ایرانی در سه دوره متفاوت تاریخ ایران، یعنی ورود مدرنیته (مشروطه)، شکل گیری مدرنیته بر اساس الگوی غربی (دوره پهلوی)، و سرانجام بازتعریف مدرنیته مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین ورود ما به نظام جهانی (دوره پسا انقلابی) بررسی و رویکردهای شکلی و صورت گرا برای تبیین این الگو نقد خواهد شد. و سرانجام تلاش می شود الگوی شهری که شاید بتواند آینده ای بهتر و هماهنگ تر را برای شهروندان ما به وجود بیاورد، بر اساس مشخص کردن گروهی از مهم ترین مؤلفه های کنونی جامعه ایران و راهبردهایی برای مدیریت آن ها بر اساس اصل تفاوت و نه تلاش برای یکسان سازی و از میان بردن تکثر، عرضه شود.
۳.

«انسان دانشگاهی» ایرانی و مشکل زبان

نویسنده:

کلید واژه ها: دانشگاهدانشآموزش دانشگاهیزبان علمیانسان دانشگاهیجماعت دانشگاهیزبان مردمیساختن زبان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ جامعه شناسی ادبیات
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی علم و معرفت و تکنولوژی
تعداد بازدید : ۷۴۱ تعداد دانلود : ۳۰۹
کشور ما یکی از بزرگترین نسبت های دانشجویان و دانش آموختگان را در سطح عالی، به نسبت کل جمعیت در جهان دارد. با وجود این، اکثریت قریب به اتفاق کنشگران آموزش عالی معتقد به آن نیستند که «جماعت دانشگاهی» در مفهوم متعارف این واژه در ایران به وجود آمده باشد. در این مقاله ضمن تبیین این موضوع و رابطه و مباحث آن در همین حوزه از علوم، به نسبت آن با مفهوم بوردیویی «انسان دانشگاهی» و به طور خاص به اهمیت زبان و تاثیر آن در این فرایند، اشاره خواهیم کرد. پرسش اصلی مقاله بنابراین، در کنار تشریح وضعیت موجود، آن است که آیا ما با کمبود یا نبود یک «زبان دانشگاهی» نیز سروکار داریم؟ اگر آری چرا؟ و رابطه این زبان با آنچه شاید بتوان زبان متعارف اجتماعی نامید در شرایطی که انحصار علم به شدت در حال بیرون رفتن از دست دانشگاهیان است و در کشوری که از خصوصیات بارز آن چند زبانه بودن و چند فرهنگی بودن هویت هایش است، چه می تواند باشد و چگونه باید این روابط را تحلیل کرد؟ مقاله در تحلیل های اصلی خود، لزوم بازنگری ای اساسی در شیوه های تدریس، پژوهش و کنش دانشگاهی را در ساختارها و در فرایندها نشان می دهد و زبان را به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارها در این راه معرفی می کند که باید «ساخته شود.
۵.

هویت و فضای عمومی در شهر: مطالعة موردی: دختران دانشجو در شهرستان رفسنجان

کلید واژه ها: هویتمدرنیتهدخترانفرهنگدوره جوانیفضای عمومی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده زنان
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده جوانان
تعداد بازدید : ۱۴۶۲ تعداد دانلود : ۸۰۲
زندگی شهری یکی از نشانه های بارز نفوذ مدرنیته به زندگی جوامع بشری است و تعلق داشتن به جمع و حضور در فضاهای اجتماعی یکی از نیاز­های زندگی انسان امروز است. در جوامع گوناگون استفاده از فضاهای عمومی شهر برای افراد جامعه برحسب متغیرهایی چون سن، جنس، گروه­های اجتماعی، اقلیت­های قومی و نژادی و... متفاوت است و این عوامل بر میزان و نحوة حضور در فضاهای عمومی شهر تأثیرگذار هستند. بحران هویت در میان نسل جوان جامعه که آینده ساز آن تلقی می­شوند امروزه عمیق تر شده و از جنبه­های سطحی و ناپایدار به جنبه­های کنشی و ذهنی پایدار رسیده است. جوان امروزی نیازمند آن است که افزون بر سازگار­شدن با هنجارهای اجتماعی و غیررسمی جامعه، عادت واره­های خویش را گاه حتی در جهتی نه چندان دلخواه دستکاری کند. هدف مقالة حاضر شناخت، بررسی و تحلیل چگونگی شکل گیری و تحول زمینه های اجتماعی و فرهنگی هویت و موقعیت جوانی دختران دانشجو در شهر رفسنجان است. بدین منظور، با استفاده از روش کیفی و از خلال مصاحبه های فردی و گروهی50 نفر از دختران دانشجو در رفسنجان متناسب با شاخص های مورد نظر انتخاب شدند و با کمک تکنیک تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد فشارهای روانی ـ اجتماعی بر دختران جوان که هم از سوی خانواده و هم قوانین رسمی و غیررسمی جامعه بر آن ها اعمال می شود، اندیشه­ها و کنش­های دختران را تحت تأثیر قرار داده و هویت جنسیتی آن ها را پررنگ­تر ساخته است. یافته ها همچنین تضاد و ارائة موقعیت دوگانة دختران و زنان را در مواجهه با گسست و همسازی میان سنت و مدرنیتة موجود در جامعه و در نتیجه اختلال در شکل گیری هویت آن ها را نشان می دهد.
۶.

هنر، سیاست و انقلاب اطلاعاتی: بررسی رابطه ی هنر و نظام سیاسی

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۶ تعداد دانلود : ۵۹۱
آقای دکتر فکوهی در مقدمه ی کتاب «اسطوره شناسی سیاسی» به «وابستگی و تبعیت کامل نظام های نمادین و تکنولوژیک به نظام های سیاسی» اشاره کرده اند. همچنین در مقاله ی «معماری و انقلاب» همان کتاب، با تأکید بر سهم خیال در هر انقلاب، به بررسی معماری و شهرسازی پس از انقلاب روسیه پرداخته و به طور ضمنی از امکان بررسی این رابطه در انقلاب ایران سخن گفته اند؛ لذا پرسش از رابطه ی میان «هنر انقلاب اسلامی» و «نظام جمهوری اسلامی» را با ایشان در میان گذاشتیم و ایشان به صورت مکتوب به سئوالات ما پاسخ دادند.
۱۰.

تقویت اخلاق شهروندی : راهی برای گذر به مردم سالاری مشارکتی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵۸۷ تعداد دانلود : ۷۱۹
امروزه در ادبیات سیاسی جهان بیش از هر چیز بحثِ گذار از مردم سالاری (دموکراسی) نمایندگی به مردم سالاری مشارکتی مطرح است. دلیل این امر آن است که با رشد جوامع انسانی، گسترش شهرنشینی و بالارفتن فرهنگ عمومی و پیچیده تر شدن روزافزون سازوکارها و روابط انسانی، افکار عمومی و اقشار گوناگون اجتماعی کمتر به سیاست و سیاستمداری به صورت حرفه ای اشتغال دارند و برعکس بیشتر تمایل دارند سرعت چرخه های سیاسی و امکان مشارکت مستقیم خود را در مدیریت زندگی و سامان دادن به وضعیت عمومی و زندگی روزمره خویش افزایش دهند. شروع این فرآیند سال هاست نه فقط در کشورهای توسعه یافته بلکه در کشورهای در حال توسعه از خلال گسترش و تعمیق فعالیت های سازمان های غیر دولتی در همه زمینه ها، به وجود آمدن سازمان های غیر دولتی منطقه ای و بین المللی و تاثیرگذار شدن هرچه بیشتر آن ها در سیاستگذاری های ملی و جهانی مشهود است. در این چشم انداز شهر و شهروندی نقشی اساسی دارند. این مقاله تلاش می کند سازوکارهایی را که می توان برای این گذار از دولت و سیاست مبتنی بر مردم سالاری نمایندگی (تفویض اختیار به سیاستمداران حرفه ای) به مردم سالاری مشارکتی (مستقیم) در نظر گرفت بررسی نماید. تاکید ما بر آن است که چگونه و با استفاده از کدام منابع می توان و باید از طریق تقویت اخلاق شهروندی و تفکر شهروندی به این هدف نایل آمد. در واقع استدلال مقاله آن است که شهروندی نوعی تمرین در ابعاد کوچک برای رسیدن به آن نوع از مردم سالاری است و به خصوص با استفاده از امکانات دید فناورانه (جامعه شبکه ای) و به کارگیری درست و مناسب تقسیمات شهری (به ویژه زندگی محله ای و تقسیم شهر به خرده پهنه های قابل مدیریت مستقیم) می توان به سوی این اشکال جدید حرکت کرد تا هم الگویی برای گذار به واحدهای بزرگ تر ارائه شود و هم به صورتی موازی مردم سالاری نمایندگی را نیز که هنوز برای تحکیم فرآیندهای ملت سازی و دولت سازی در کشوری هم چون کشور ما ضروری است، تقویت گردد.
۱۱.

اینترنت و هویت در پنج هویت قومی ایرانی

کلید واژه ها: اینترنتفضای مجازیانسان‌شناسی سیبرنتیکقوم‌شناسی ایرانمطالعات قومی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱۵ تعداد دانلود : ۸۹۱
این مقاله در هنگام آغاز پژوهش در سال 1384 به‌عنوان یکی از نخستین گام‌های پژوهشی در تلفیق دو مقوله اینترنت و قومیت در ایران محسوب می شد به همین جهت این مقاله از یک رویکرد انسانشناسانه استفاده می کند تا مسائل هویتی اینترنتی را به طور ترکیبی تحلیل کند. این مقاله به علت انتخاب چند گروه قومی به عنوان جامعه مورد مطالعه ناگزیر با نگاهی کلی به چگونگی عملکرد گروه‌های مزبور در فضای مجازی پرداخته است تا مبنایی بر مطالعات مشابه در کشور فراهم آید.  پدیده اینترنت به‌ مثابه یک رسانه الکترونیکی جهان‌گستر و به واسطه برخی ویژگی‌های منحصر به‌فرد خود موقعیتی خاص را برای روابط انسانی به وجود آورده که خود حوزه‌ای ویژه برای انسان‌شناسی پدید آورده است. از مهم‌ترین این ویژگی‌ها، امکان خلق فضاها و اجتماعات مجازی است که به‌دلیل حضور کاربران اینترنتی از سراسر جهان، فرایندهای اجتماعی/فرهنگی چشمگیری در آ‌نها پدید می‌آیند. در واقع در صورت برخورداری از امکانات ضروری برای استفاده از اینترنت، افراد و گروه‌های بسیار متنوعی در این حیطه به شکل‌ها و با اهداف گوناگون حضور دارند که هر یک به‌طور بالقوه از قابلیت تبدیل شدن به سوژه‌ای انسان شناختی برخوردارند. در این مقاله، مقوله قومیت در پنج جماعت قومی ایرانی (آذری، بلوچ، ترکمن، عرب و کرد) مد نظر قرار گرفته و سعی شده است تا با نگاهی انسان شناسانه به مطالعه عملکرد اینترنتی آنها پرداخته شود. یکی از مهم‌ترین دلایل این گزینش، اهمیت مسائل قومی در جهان کنونی و به‌ویژه در کشورهایی چون ایران است که از دیرباز سرزمینی کثرت گرا و چندقومی بوده و در عین حال نیاز به انسجام و وحدت ملی به مثابه یک شرط اساسی برای بقای سیاسی آن به شمار می‌آمده است.
۱۲.

دایاسپورای علمی ایرانی و نقش آن در بومی سازی علوم اجتماعی در ایران

تعداد بازدید : ۱۱۸۹
"ایران از لحاظ تاریخی عمدتا کشوری مهاجرپذیر بوده و مواج مهاجرفرستی در آن در دوره های خاصی پیش مشاهده نشده است. این امواج نیز غالبا موقت بوده و جابه جایی های بسیار گسترده جمعیتی به سوی خارج از مرزها را در برنداشته است. با این وصف انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، دو واقعه بزرگ تاریخی در قرن اخیر بوده اند که موجی از مهاجرت ها را به خارج از ایران بیشتر با انگیزه های سیاسی ایجاد کردند. از این دو مهاجرت اصلی، مهاجرت های سال های پیش و پس از انقلاب اسلامی به دلایل متعدد، گسترده تر بودند. و بنابر اطلاعاتی که هنوز نمی توان دقت هیچ یک از آن ها را دارای اعتبار بالای علمی دانست. امروز ظاهرا بیش از یک میلیون ایرانی یا ایرانی تبار در سراسر جهان و عمدتا در ایالات متحده زندگی می کنند. این مهاجرت نسبت به جمعیت ایران در زمان انقلاب (در حدود 30 میلیون نفر) و حتی جمعیت کنونی ایران (حدود 70 میلیون نفر) رقم مهمی است. افزون بر این، جمعیت مهاجرت کننده عمدتا دارای سرمایه های فرهنگی و اقتصادی بالایی نیز بوده اند، همین امر نیز سبب شده است که در طول سه دهه گذشته یک دایاسپورا (جماعت مهاجران) علمی در دانشگاه های جهان و از جمله در برخی از معتبرترین دانشگاه های اروپا و آمریکا شکل بگیرد. این دایاسپورا امروز در حوزه علوم انسانی و به ویژه علوم اجتماعی عمدتا در حوزه مسایل ایران تدریس و پژوهش می کند و در این راه و در برخی موارد، موقعیت بحران سیاسی بین المللی و مشکلاتی که در ایجاد رابطه میان ایران و برخی از قدرت های بزرگ پس از دوران انقلابی وجود داشته و دارد زمینه هایی را برای رشد آن (از لحاظ تامین بودجه های مطالعاتی و انتشاراتی و تاسیس کرسی های مطالعه خاورمیانه و ایران) فراهم آورده است که این امر تبلیغاتی نیز داشته است. پرسش های اساسی در این مقاله علاوه بر روشن کردن مفهوم «دایاسپورای علمی» و «بومی سازی علم» و امکان تحقق علمی آن پرداختن به این مساله است که اولا بومی بودن دانشمندان و دانش اجتماعی را باید بر اساس تبارشناختی آن دانشمندان ارزیابی کرد و یا بر اساس تعلق دانشگاهی و ملی آن ها به چارچوب های نهادینه شده علمی و دوم آن که حضور و تداوم فعالیت این دایاسپورا در چه موقعیت و شرایطی می تواند به سود بومی سازی علوم اجتماعی در ایران باشد؟ در واقع امروزه ما در وضعیتی هستیم که نه فقط دیدگاه روشنی نسبت به ابعاد دقیق و فعالیت های این دایاسپورا (و اصولا دایاسپورای ایرانی در کلیت آن) نداریم، بلکه رابطه ای مشخص و تعریف شده به خصوص نهادینه شده نیز با آن وجود ندارد و روابط صرفا شکل شخصی دارند و به مناسبات افراد با یکدیگر یا روابط نهادهای ایرانی با اشخاص دایاسپورا یا برعکس محدود می شوند. با توجه به هدف اساسی ای که باید مدنظر علوم اجتماعی ایران باشد، یعنی انتقال مرکز شناخت جامعه ایرانی به آکادمی های خود این کشور (در کوتاه یا درازمدت)، ارزیابی و سنجش موقعیت این دایاسپورا با نگاهی انتقادی و به دور از پیش داوری و با در نظر گرفتن تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ضروری است. "
۱۶.

بررسی انسان شناختی محله آلونک نشین علی آباد مهران

تعداد بازدید : ۱۰۸۰
"رشد شتاب زده شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، هم چون سایر دگرگونی های اجتماعی - فرهنگی در این کشورها، تا حد زیادی، از تاثیرپذیری قالب های سنتی از قالب های مدرن بوده است که خود سبب تعارض ها و ناهم خوانی هایی نیز شده است و از جمله نتایج ناخوشایند آن می توان به شکل گیری جمعیت های حاشیه نشین، یا آن چه امروز بیشتر اسکان غیررسمی می نامند، اشاره کرد. محله ای که این پژوهش در آن صورت گرفته است، محله ای آلونک نشین واقع در منطقه 4 شهرداری تهران است که عمری در حدود 20 تا 25 سال داشته و حدود 40 خانوار در آن ساکن اند. این محله به دلیل احداث بزرگراه نیاوران (شهید صیاد شیرازی) به دو قسمت شده و بخش بزرگی از آن از بین رفته است. ولی قسمت باقی مانده کماکان به حیات اجتماعی و شهری خود ادامه می دهد. چندین قومیت در این محله ساکن هستند (آذری ها، لرها، کردها) و مطالعه مردم نگارانه نشان دهنده تاثیرگذاری این قومیت ها بر توزیع فضایی و جایگزینی ها است. مطالعه حاضر، با استفاده از روش های پژوهش کیفی مبتنی بر مشاهده مستقیم و مشارکت و مصاحبه عمیق به شکل مردم نگاری انجام شده است و در پی بررسی کامل محله موردنظر با رویکردی کل گرا و نگرشی از درون بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند از یک سو، در کوتاه مدت و میان مدت برای سیاست گذاری های شهری و سامان دهی محله های مشابه به کار رود و از سوی دیگر در دراز مدت، در مورد محلات شهری با ساختار خاص کاربرد داشته باشد. "
۱۷.

خرده فرهنگ های اقلیتی و سبک زندگی، روندها و چشم اندازها

نویسنده:

کلید واژه ها: سبک زندگیجهانی شدنمقاومتاقلیتانسان شناسی شهریخرده فرهنگروزمرگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۹۸
"جهانی شدن روند متناقض مدرنیته را تشدید کرده و آن را درون فرایندی متقابل از همگن سازی ها و ناهمگن سازی های هویتی ـ جماعتی وارد نموده است. اثر مشخص این امر گسترش مطلق شمار هویت های اقلیتی در سطوح بومی و محلی از یک سو، و تداخل نقش های هویتی و شکل گیری هویت های اجتماعی هر چه گسترده تر در قالب های غیر بومی و فراملی از سوی دیگر است. شهرها به مثابه پهنه های اصلی تبلور یافتن فضاییِ هویت ها و روزمرگی شهری به مثابه زمان اصلی بیان این هویت ها، امروز بیش از پیش مطرح هستند. هم از این رو مفهوم سبک زندگی که در دهه های پس از جنگ جهانی دوم و عمدتاً در چارچوب نظریه های برون آمده از مطالعات فرهنگی مطرح شده بود در ترکیب خود با مفهوم روزمرگی در معنایی لوفبوری از این واژه امروز باید به گونه ای دیگر تفسیر شود. زمانی که این دو مفهوم را در تقاطعی معنایی با دو مفهوم دیگر خرده فرهنگ و اقلیت قرار دهیم، باز هم به موقعیت های پیچیده تری می رسیم که ما را با شرایطی نسبتاً بی نظیر در شکل گیری فرهنگ های انسانی و پویایی آن ها روبرو می کند. آن چه در مقاله حاضر مورد نظر است حرکت از این چارچوب فکری و تلاش برای کاربرد آن در شرایط خاص ایران است که در آن همچون بسیاری دیگر از کشورهای در حال توسعه جهانی شدن به امواج مقاومت هویتی- جماعت دامن زده است، ولو اینکه این مقاومت لزوما شکل فعال نداشته و در حوزه خود آگاه قرار نمی گیرد. بنابراین هدف ما در این مقاله آن است که نشان دهیم چگونه گسست های کنونی جامعه ما در تبلورِ فضایی – زمانی خود و از خلال بیان و بروز خویش در سبک های زندگی در سطح شهرها برونیت یافته و چه پی آمدهای کوتاه و دراز مدتی را می توان از این فرایند انتظار داشت. رویکرد مقاله، رویکردی کاربردی است که تلاش می کند به راهکارهایی عملی به ویژه در زمینه سیاست گذاری های راهبردی و راهکاری در زمینه فرهنگ عمومی دست یابد و همین امر آن را در تداخلی نظری بین دو حوزه انسان شناسی و مطالعات فرهنگی قرار می دهد. "
۲۰.

سورئالیسم و انسان شناسی

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر گروه های ویژه جامعه شناسی هنر
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر جنبش ها/سبک ها/مکاتب
تعداد بازدید : ۱۲۱۵
سوررئالیسم جنبشی ادبی ـ هنری بود که در فاصله دو جنگ جهانی در اروپا ظاهر شد؛ و سپس در بسیاری از نقاط جهان در آثار هنرمندان و نویسندگان بروز یافت و نوعی «بین الملل» ویژه را به وجود آورد که تقریباً تا دهه 1960 فعال بود. آثار سوررئالیستها به طور کلی متعلق به اروپای غربی و امریکای شمالی بود؛ اما نفوذ این جنبش در کشورهایی با سنت لاتین و به ویژه اسپانیایی، از جمله مکزیک و آرژانتین، آثار عمیقی داشت. این امر نه فقط ثمره وجود شخصیتهایی مهم در این حوزه، همچون پیکاسو و میرو و دالی و پاز و بورخس، بلکه حاصل نوعی نزدیکی معنایی فرهنگ قاره لاتین با سوررئالیسم و وجود زمینه های آماده در قاره لاتین بود که شکل گیری واقع گرایی موصوف به «جادویی» در آن را نیز توجیه می کند. نزدیکی سوررئالیسم و انسان شناسی به مثابه علم و شاخه ای از علوم اجتماعی امری ذاتی نیست و بیشتر محتوایی است که البته برخی از شخصیتها، همچون میشل لیریس و اوکتاویو پاز، موجب استحکام آن شده اند. در این مقاله تلاش می شود بیشتر به این نزدیکی محتوایی پرداخته شود که باید آن را حاصل شورش و طغیان بر فرهنگ غالب در غرب دانست که در هنر سوررئالیستی پدیدار شد؛ و همین امر سوررئالیستها را به سوی قطبهای مخالف این فرهنگ در معنای اَشرافی اش، یعنی به سوی فرهنگهای مردمی خود این کشورها و همچنین فرهنگ و رسوم مردمان ابتدایی، می کشید تا در آنها منابع و سرچشمه های جدیدی برای هنر خود بیابند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان