داراب دیبا

داراب دیبا

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

ترجمان فضایی تسامح قدرت در اصفهان عصر صفوی (مطالعه موردی: پل الله وردی خان)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
بیان مسئله: با ظهور سلسله صفوی، عصر جدیدی از مدنیت و پیشرفت در شهر اصفهان آغاز شد. پایداری اقتصادی و سیاسی، به همراه برقراری توازن بین نیروهای اجتماعی، مذهبی و حاکمیتی، زمینه ساز تحول بنیادین در ساختار شهری، روابط اجتماعی و مناسبات شهرنشینی اصفهان شد. از این رو، شهر شکل نوینی به خود گرفت و بستر لازم برای حیات اجتماعی پرتحرک در قالب رویدادهای جمعی با نگرش های متنوع ایجاد شد، که نتیجه آن شکل گیری گستره قابل توجهی از فضاهای جمعی در گونه های مختلف از جمله پل های شهری بود. بدین ترتیب پل الله وردی خان، با تحولات کارکردی و کالبدی، به محل تجمع، تفرج و تعامل شهری بدل شده بود و نقشی مهم در مناسبات قدرت در شهر ایفا می کرد.هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی تأثیر ارتباط دولت صفوی با ملت، مذهب و شهر بر شکل گیری فضاهای جمعی اصفهان به ویژه پل الله وردی خان است تا بر این مبنا جایگاه کانونی این پل در مناسبات قدرت صفوی در پیوند با سایر مؤلفه ها در شهر اصفهان تبیین شود.روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تفسیری-تاریخی، و با مطالعه منابع کتابخانه ای، به بررسی و تحلیل مفاهیمِ مرتبط با اهداف پژوهش می پردازد.نتیجه گیری: ماحصل بررسی ها بیانگر نقش ویژه حاکمیت صفوی به جهت مشروعیت بخشی به ساختار قدرت (استحکام پایگاه مذهبی و مردمی) در روند رونق روابط اجتماعی و شکل گیری فضاهای جمعی به ویژه در پل الله وردی خان است. تعامل و تسامح دستگاه حاکمیتی، به منزله پایگاه اصلی قدرت، در نسبت با مذهب، جامعه، و شهر موجب شکل گیریِ نوعی فضای واصل میان دولت و ملت (فضاهای جمعی) و برقراری توازن میان آن ها شده است. بر این اساس، پل الله وردی خان، به منزله فضایی جمعی، از حیث جایگاه و نقشی که در ساختار شهری اصفهان عصر صفوی دارد، کانون تسامح قدرت و توازن اجتماعی بوده است.
۲.

تبیین تاثیر حکومت صفوی بر شکل گیری فضای جمعی در پل های صفوی اصفهان (نمونه موردی: پل های الله وردی خان و خواجو)

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۸
اهداف: در دوره صفویه به سبب رویکرد حکومت نسبت به مقوله حیات جمعی و توجه به مساله وحدت ملی و یکپارچگی جامعه، تحولات ویژه ای در نوع و نحوه بروز فعالیت های اجتماعی مشاهده می شود. از این رو بررسی تاثیرات حکومت صفوی بر شکل گیری فضاهای شهری، امری مهم است. همچنین روند تبدیل شدن پل های ساخته شده در این دوران، نظیر پل های الله وردی خان و خواجو، به بستر فعالیت های جمعی و نقش حکومت در آن مورد نظر است. ابزار و روش ها: در این مطالعه با روش تاریخی- تفسیری، سفرنامه های دوران صفوی به منظور استخراج فعالیت های اجتماعی مطالعه شده است. سپس با تبیین نقش حکومت در این قبیل فعالیت ها، به بررسی علل عاملیت حکومت در برگزاری رویدادهای اجتماعی مختلف پرداخته و به دنبال آن، ایجاد پل های الله وردی خان و خواجو توسط حکومت به عنوان محل بروز رفتارهای جمعی مردم مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: از آنجایی که مشروعیت حکومت صفوی در گرو وحدت ملی است، قلمروی عمومی به عنوان عرصه ارتباطات جامعه، به صحنه بروز رویدادهای ملی و مذهبی تبدیل می شود و حکومت صفویان، متولی برپایی و شکل گیری بسیاری از رخدادهای اجتماعی شده است. بنابراین برای تحقق این امر فضاهایی نظیر میدان نقش جهان، خیابان چهارباغ، پل الله وردی خان و خواجو در این دوران شکل گرفته اند. نتیجه گیری: پل های شهری دوران صفوی یعنی الله وردی خان و خواجو به بستر فعالیت های اجتماعی مردم و شاه بدل شده است و به جای کارکرد صرف گذر، با معماری ویژه خود، فضای جمعی مهمی را در ساختار شهر اصفهان شکل داده اند.
۳.

بازخوانی رویکردهای منطقه گرایی در بناهای شاخص معاصر شهر مشهد

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
منطقه گرایی، دیدگاهی انتقادی است که بر حفظ خصوصیات مکان تأکید داشته و نوعی فلسفه ی ارجاعی در برقراری هماهنگی میان مردم، دست ساخته های آنها و طبیعت به شمار می رود. این رویکرد تلاش می کند تا با بی مکانی در مدرنیسم از طریق بکارگیری نیروهای متنی برای بدست آوردن معنا و حس مکان مقابله نماید و در صدد پر نمودن این خلاء است که ریشه در شکاف میان اندیشه و احساس در طول سده اخیر دارد. این مقاله تلاش دارد تا اهمیت این بحث و ابعاد مختلف آن و سنتزی که تحت عنوان منطقه گرایی ارائه شده را نشان دهد و اینکه چگونه این بخش از مفاهیم با ابعاد مختلفش با گفتمان های محلی از یکسو و چالش های جهانی از دگرسو شکل گرفته است. لذا مرور ویژگی های منطقه گرایی مبتنی بر آراء پیشگامان این جنبش و رویکردهای آن بواسطه نقش میانجی آن بین سنت و مدرنیسم در بناهای معاصر مشهد می تواند انتظامی برا ی بحران مکان در مشهد قلمداد شود، به طوری که هدف اصلی این نوشتار را شکل می دهد. طراحی پژوهش، برمبنای روش تحقیق ترکیبی کیفی و کمی مبتنی بر منطق قیاسی و از طریق مطالعات کتابخانه ای و موردپژوهی شکل گرفته است. 27 اثر از بناهای شاخص شهر مشهد که رویکرد میانجی گرایانه ای به تقابل سنت و مدرنیته داشته اند به عنوان جامعه آماری انتخاب و از طریق پرسشنامه که به صورت طیف پنج گزینه ای لیکرت تنظیم و توسط 25 نفر از کارشناسان حوزه منطقه گرایی مشهد بکار گرفته شده و در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های موردپژوهی حاکی از عدم سازگاری اصول منطقه گرایی در مشهد با نیازهای دوره معاصر است چرا که بیشتر تبدیل به الحاقات نمادین و تاریخی روی پوسته مدرن گشته و می توان آن را بدترین شکل منطقه گرایی دانست که به پوسته ای تاریخی تبدیل شده و در آن تصاویری از سنت گرایی با تقلیدی از کلیشه های گذشته ترکیب و بر روی بدنه ساختمان های مدرن کشیده شده است.
۴.

منطق اجتماعی فضا در مسکن بومی قاجار اصفهان

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۶
فرهنگ عاملی تاثیرگذار بر شکل رفتاری هر جامعه است؛ که نمود آن را می توان در پیکره بندی شهر و به دنبال آن در ساختار فضایی هر بنا مشاهده نمود. در این راستا بازخوانی الگوهای پیشین و تسری آن به فضای اجتماعی امروز می تواند نقش مهمی در تقویت هویت اجتماعی ایفا نماید. یکی از شیوه های این داده کاوی نحو فضاست که با کشف روابط ریاضی در ارتباطات فضایی می تواند معیاری برای سنجش و ارزیابی مطلوبیت فضا فراهم آورد. از سویی مسکن و سکونت به عنوان یکی از اساسی ترین نیاز های انسان و جامعه بشری به عنوان یکی از مهم ترین اشکال سازماندهی اجتماعی فضاست که با کمی تامل در مسکن امروز و مبانی پیوند آن با شهر، می توان دریافت پاسخ فراخوری به آن داده نشده و مفهوم آن به سرپناهی صرف تقلیل یافته است. در این پژوهش ضمن معرفی رویکرد اسپیس سینتکس، به تحلیل مفهوم عمق در مسکن بومی قاجار اصفهان پرداخته شده که ارتباط مستقیمی با قلمروهای فضایی، ترکیب و تعیین فضاهای خصوصی و عمومی، سلسله مراتب فضایی و محرمیت دارد. روش به کار گرفته شده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و در قالب قیاس تطبیقی می باشد؛ که برای کمی کردن آن از افزونه گرس هاپر و اسپیس سینتکس بهره گرفته شده است. نتایج به دست آمده حیاط را -به عنوان فضای واسط درون و بیرون در پیکره بندی شهری- به عنوان عمومی ترین فضا و دارای بیشترین ارتباط فضایی و فضاهای خدماتی (انبار، سرویس های بهداشتی، پلکان و راهروها) را با کمترین ارتباط و به عنوان خصوصی ترین فضاها معرفی می نماید. همچنین راهروها و مفصل های ارتباطی، به نسبت اتاق ها از میزان هم پیوندی و ارتباط بیشتر و عمق کمتری برخوردار می باشند. این در حالی است که ارزش عمق در فضای باز حیاط در دوران معاصر کاهش یافته است که نشان دهنده حذف سلسله مراتب فضایی دسترسی و محرمیت فضایی در ارتباط با فضای شهری می باشد.  
۵.

تبیین مؤلفه های محیطی مؤثر بر حضور مخاطب در پل های دوره صفوی اصفهان(نمونه موردی: پل خواجو و پل الله وردی خان)

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۹۳
شهر اصفهان در عصر صفوی، تجلی گاه وجوه مختلف هنر، معماری و شهرسازی بوده است. نگرش های ویژه به فعالیت های اجتماعی در این عصر سبب ایجاد فضاهای جمعی متنوعی در شهر شده بود. یکی از مهم ترین این فضاها در این دوره پل های شهری هستند که به گونه ای منحصربه فرد به عنوان بستر شکل گیری فضاهای جمعی در اصفهان در گذشته ایفای نقش کرده اند و این امر تا به امروز امتدادیافته است. این پژوهش در پی تبیین مؤلفه های تأثیرگذار بر حضور مخاطبان، در پل های ساخته شده ی عصر صفوی، به عنوان فضاهای جمعی پویا در جامعه امروزی است. ازاین رو با انتخاب دو نمونه ی مورد مطالعه، پل های خواجو و الله وردی خان، سعی در واکاوی علل اقبال عمومی آن ها و یافتن عوامل تأثیرگذار ادراکی و عملکردی پل ها است که به نیازهای معاصر پاسخگو م ی باشد. نوع تحقیق در این پژوهش کیفی است و با استفاده از نظریه داده بنیان سعی در شناخت زندگی اجتماعی در زمان حال دارد. ابزار پژوهش مصاحبه است و این مصاحبه ها بر اساس سؤالات تنظیم شده بر مبنای دو حوزه ادراکی و رفتاری مخاطب در ارتباط با محیط پل و از طریق تحلیل محتوای کیفی منجر به دستیابی به نتیجه مطلوب می شود. مؤلفه های معماری تأثیرگذار در حضور افراد در این پل ها شامل 12 مؤلفه کلی در دو حوزه ادراکی و شناختی می باشد که هرکدام از چند زیر مقوله تشکیل شده اند. پل های تاریخی اصفهان با اثربخشی بر لایه های ادراکی مخاطب (نظیر: زیبایی شناسی، حافظه فردی و جمعی و خاطره انگیزی) موجب شکل گیری رفتارهای فردی و جمعی ویژه و تجلی آن در بستر فضای پل شده و نمود بارزی از فضای جمعی تاریخی و روابط اجتماعی در شهر معاصر را به منصه ی ظهور می گذارد.
۶.

داده کاوی ساختار فضایی مسکن بومی قاجار؛ نمونه موردی: خانه جنگجویان اصفهان

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
اهداف: فضا هسته اولیه و اصلی در چگونگی رخدادهای اجتماعی و فرهنگی است. همچنین ارتباط بین فعالیت و فضا بیش از آن که در خصیصه های فضا به صورت انفرادی قابل تعریف باشد در ارتباطات موجود بین فضاها و نیز ارتباطات بین مخاطبان و تعاملات اجتماعی قابل درک و تعریف است. این پژوهش سعی دارد ضمن آشنایی با نظریه گراف و مبانی افزونه اسپیس سینتکس، با تشریح روابط ریاضی آن به ارزیابی معماری دوره قاجاریه پرداخته و رابطه بین همنشینی فضاها را در نمونه ای از خانه های قاجاریه اصفهان (خانه جنگجویان) مورد ارزیابی قرار دهد. روش ها: روش به کارگرفته شده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی با راهبرد نمونه موردی است؛ که برای کمی کردن آن از افزونه گرس هاپر و اسپیس سینتکس بهره گرفته شده است. پژوهش پیش رو برای اولین بار به معرفی ارزش کنترل در فضا می پردازد که دلالت بر تطبیق پذیری فضا به عنوان یکی از شاخص های انعطاف پذیری دارد. یافته ها: حیاط به عنوان نفوذپذیرترین فضا دارای بالاترین قابلیت در ایجاد انسجام فضایی و از بیشترین میزان کنترل بر دیگر فضاها برخوردار است و در نقطه مقابل فضاهای خدماتی از کمترین میزان انعطاف پذیری برخوردار است. نتیجه گیری: قرارگیری حیاط در لایه های میانی و ارتباط آن با فضاهای واسط از جمله راهروها، پلکان، فضاهای تقسیم کننده نقشی بی بدیل برای آن خلق کرده و منجر به انعطاف پذیری آن در پیکره بندی فضایی شده است؛ در حالی که در خانه های معاصر، قرارگیری حیاط در لایه های ابتدایی از اهمیت آن کاسته و این نقش به دیگر فضاها واگذار شده است.
۸.

تبعیت فرم از داده: معماری زمینه گرا در عصر دیجیتال

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۹۹
با توجه به انفجار اطلاعات در جهان دیجیتال کنونی، اهمیت داده پردازی در فرآیند طراحی معماری و مصورسازی این اطلاعات در قالب دیاگرام های مفهومی و کاربردی پوشیده نیست. گسترش این تقاضاها تا حدی است که برخی دفاتر طراحی پیشرو، جستجوی فرم نهایی کار خود را تا جای ممکن از مسیر بررسی داده ها و اطلاعات پروژه و تحلیل دیاگرام ها، نمودارها، کانتورهای نیرو و تنش و گرادیان ها قرار داده و از این طریق می کوشند با بهره گیری از ابزارهای مختلف رایانه ای در راستای مفهوم «تبعیت فرم از داده» قرار گیرند. همچنین برای تعریف ارتباط معماری دیجیتال و معماری زمینه گرا، معماری عصر دیجیتال و طبیعت را ناگزیر از برقراری یک تعامل متقابل در سطح «همزیستی» می خوانیم؛ و از دو منظر به ارتباط معماری دیجیتال و زمینه گرایی می پردازیم. جنبه نخست با توجه به نیاز معماری زمینه گرا به تأمین نگاهی کل نگر، روش طراحی کارایی محور دیجیتال را واجد نگاهی جامع و یکپارچه می داند و می کوشد این روش را به عنوان فرآیندی که در آن با بهره مندی از ابزار دیجیتال «تبعیت فرم از داده» (داده های به دست آمده یا اصول و ضوابط) روی می دهد معرفی کند. جنبه دوم نیز با توجه به ضرورت تعامل سازنده میان ساختمان، مردم و محیط در معماری زمینه گرا بر ماهیت تعاملی روش های طراحی معماری دیجیتال و نقش پوسته های معماری به مثابه نمایشگرهای الکترونیکی و روش های مصورسازی اطلاعات و رسم دیاگرام تکیه می کند. در پایان، این مقاله پس از مرور و تحلیل مطالعات و پژوهش های به عمل آمده در این حوزه به طرح چهارچوب طراحی نوینی می پردازد که در آن با کمک روش های رایانشی، مجموعه داده های به دست آمده از زمینه را در فرآیندی الگوریتمیک به فرم مناسب مبدل می سازد و با ذکر چند مثال و ارائه پیشنهاد این روش طراحی را تبیین می کند.
۹.

تاثیر نظام های حکومتی در ظهور جنبش های ملی گرایانه معماری ایران و ترکیه

کلید واژه ها: حکومت ایران معماری ترکیه جنبش های ملی گرا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی جهان
تعداد بازدید : ۱۵۳۵ تعداد دانلود : ۸۷۹
این مقاله در صدد است ابتدا با بررسی زمینه های ملی گرایی در سطوح اجتماعی و سیاسی دو کشور ایران و ترکیه در سال های 1920 تا 1950 به معرفی عوامل تاثیر گذار در شکل گیری جریان های فکری ملی گرا و ویژگی های آنها بپردازد. در این راستا نقش تلاش های دولت ایران و ترکیه در تقویت ملی گرایی و همچنین تاثیر تعاملات حاکمان این دو کشور در شکل گیری جنبش های ملی گرایانه مورد بررسی قرار می گیرد. سپس جنبش های ملی گرایانه در معماری دو کشور ایران و ترکیه که بر اساس تاثیر سیاست های ملی گرایانه دولت ایران و ترکیه رخ داده است باز شناسی و معرفی خواهند شد. در این راستا بر اساس نظر عده ای از منتقدین معماری ایران و ترکیه، جنبش های ملی گرایانه در معماری و برخی از آثار ایشان بررسی و دسته بندی می شود و در پایان نحوه تاثیرگذاری نظام های حکومتی در ظهور جنبش های ملی گرایانه معماری ایران و ترکیه در یک مطالعه تطبیقی نتیجه گیری خواهد شد.
۱۰.

مفاهیم طراحی در زمینه ی بیگانه تحلیل منطقه گرایی در آثار معماران غیر بومی در کشورهای مسلمان حوزه ی خلیج فارس

کلید واژه ها: فرهنگ فناوری منطقه گرایی تعامل زمینه ی بیگانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۸۲
تحلیل چگونگی مواجههی معمار با زمینهی فرهنگی بیگانه، بر اساس رویکرد منطقه گرایی، اساس مقالهی حاضر است. این رویکرد، از آن جهت مورد توجه قرار دارد که دربرگیرندهی چالش ها و تضادهای مختلفی است که جوهرهی تفکرات امروزهی چند جهانی شدن را بنا می نهند. پرسش اصلی آن است که توجه به چه مفاهیمی، می تواند مطلوبیت آثار معماران غیر بومی را در پیشگاه سایر مولدهای طراحی(کارفرما، مخاطب و قانون گذار) تضمین کند؟ تحلیل آثار معماران مطرح در زمینهی فرهنگی ویژه ای نظیرکشورهای مسلمان حوزهی خلیج فارس، نشان از وجود مفاهیمی نظیر نمود فناوری مدرن، بیان استعاره ای فرم، هماهنگی فعال با شرایط اقلیمی، توجه به ویژگی های سایت، توجه به اصول معماری اسلامی، به کارگیری جزئیات، مصالح و تزئینات بومی و الهام از مفاهیم خاص منطقه ای دارد که در قالب کلیدواژگان طراحی و به عنوان نقطه ی اشتراک منطقه گرایی و تجارب معماری در زمینه ی بیگانه نتیجه شدند. تحلیل نتایج این پژوهش نشان میدهد که بیان استعاره ای فرم های بومی در قالب فناوری مدرن، مهم ترین رویکرد عملی معماران در زمینهی بیگانه در راستای ایجاد تعامل میان هویت جهانی و هویت منطقه ای است. همچنین، نمونه های موفق، بر فرآیند تعامل معمار و بستر طراحی تأکید داشته و به ایجاد زیرساخت های اجتماعی لازم جهت پیوند منطقی با ویژگیهای جهان امروز توجه دارند.
۱۱.

حفاظت و توسعه در ایران ، تجزیه و تحلیل تجارب مرمت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱۵ تعداد دانلود : ۱۲۸۸
چالش میان حفاظت و توسعه، از موضوعات بحث‏برانگیز مرمت شهر و معماری معاصر ایران است. اهمیت بناها، یادمان‏ها و بافت‏های باارزش شهری ایجاب می‏نماید که مورد حفاظت قرار گیرند؛ در مقابل رشد و پیشرفت مستلزم برخورداری از برنامه‏های مدون توسعه برای آینده شهرهاست. چالش اصلی از آنجا آغاز می‏شود که برخی از رویکردهای مبتنی بر توسعه، ثروت‏های فرهنگی و میراث ملی را تضعیف می‏نمایند و بعضی دیگر از رویکردهای مبتنی بر حفاظت، توسعه‏ی بافت‏های باارزش شهری را محدود می‏سازند. پرسش اصلی مقاله آن است که آیا اساساً حفاظت و توسعه دو رویکرد مقابل‏اند یا مکمل؟ برای پاسخ‏گویی به این پرسش سیر تجارب مرمت شهری در بافت‏های باارزش شهرهای تاریخی ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. با مروری به ادبیات موضوع و تجربه‏های مرمت شهری در ایران می‏توان دریافت که حفاظت بدون توسعه، و توسعه بدون حفاظت، نمی‏تواند پاسخ‏گویی شرایط بافت‏های باارزش شهری در ایران باشد. نمونه‏های تحلیل شده در پژوهش از تجارب مرمت شهری معاصر ایران بیانگر آن است که هر یک از این دو رویکرد بدون همراه داشتن دیگری، باعث آسیب‏رسیدن به ثروت‏های فرهنگی شهرهای تاریخی ایران بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان