آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۶

چکیده

با التفات به تحلیل گفتمان پدیدارشناختی از منظر نشانه معناشناسی، نظام معنایی تن نگاشته معطوف به بازتولید زبانی است. گفتمان وجوه ادراک حسی را برای سوژه پدیدار می سازد. جسمانه راهی است به سوی ادراک حسی ابعاد گمشده معنا و تجربه زیسته پدیداری. پس از طرح دیدگاه های پدیدارشناختی، هوسرل و همکاران نظریه تن را در ارتباط سوژه با ادراک حسی مطرح کرده است. لاندوفسکی در تداوم ایده نقصان معنا نظام معنایی تصادف و تطبیق را بیان کرده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی فرایند ادراک حسی تن نگاشته پدیداری با رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است. به بیان دیگر، پرسش اصلی این پژوهش این است که سوژه ادراکی حسی در تعامل معنادار با تن نگاشته زبانی، چگونه نظام معنایی را درون گفتمان استعلا می بخشد؟ در روند پژوهش با بسط نظریه مرلوپونتی و لاندوفسکی، تن نگاشته نوشتاری را با رویکرد نشانه معناشناسی مکتب پاریس مطالعه می کنیم و به فرایند کشف، تولید و دریافت معنا خواهیم پرداخت. این پژوهش از نوع کیفی است و به روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته است. در نهایت، در پژوهش حاضر مشخص شد که تن نگاشته پدیداری نظام معنایی زبان را به سوی کشف تجربه زیسته حضور سوق می دهد و لایه های پنهان معنا را هویدا و معناهای آشکار را غایب می کند. این ویژگی فراگفتمانی است که برای دستیابی به قدرت و جاودانگی در درون گفتمان متجلی می شود و نظام معنایی گفتمان را استعلا می دهد.