مطالب مرتبط با کلیدواژه
۸۱.
۸۲.
۸۳.
۸۴.
۸۵.
۸۶.
۸۷.
۸۸.
۸۹.
۹۰.
۹۱.
هویت ایرانی
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
107 - 119
حوزههای تخصصی:
هویتِ ایرانی از مباحثی است که شماری به درستی «زِ اقرار» و تنی چند با ناروایی «زِ انکارِ» آن شادمان هستند. نویسنده کتابِ فوق از انکارکنندگان است. همچنان که از نامِ کتاب برمی آید، نویسنده اثر درصددِ مقابله با ایران و تاریخ مند بودنِ هویتِ ایرانی و ملی برآمده است. او که تحتِ تأثیرِ مباحثِ نظری و اندیشه ای جدید است که جملگی بی التفات به بستر و بافتِ تاریخی-فرهنگی کشورهایِ موردِ مطالعه هستند، ایران و هویتِ ملی را ساخته وپرداخته شرق شناسان و نوکران و مزدورانِ استعمار می داند و تاریخمند بودنِ واژه ایران را به چیزی نمی گیرد. نویسنده اثر بر این باور است که نطفه هویتِ ملیِ ایران در غرب بسته شده و ارائه هرگونه پیشینه و خاستگاهِ تاریخی برای ایران و هویتِ ملی، گناهی نابخشودنی و ظلمی آشکار در حقِ بسیاری از اقوامِ این سرزمین است. نویسنده کتابِ ایران به سانِ ملتی خیالی: تکوینِ هویتِ ملی که دلبسته ادوارد سعید و شرق شناسی وی است و از کتاب جوامع خیالی بِنِدیکت اَندرسون بسی بهره مند شده، بر این باور است که برخی از نویسندگانِ ایرانی و انیرانی که هویتِ ایرانی و ملی را امری تاریخی می دانند، تحتِ تأثیرِ روش شناسی غربی و بر اساسِ جهت گیری هایِ نژادی و ایدئولوژیک، گذشته را روایت کرده و خوانشی ناتاریخی و متوهمانه پیش نهاده اند و برساخته هایِ جعلی را به جایِ تاریخ نشانده اند. نویسنده این سطور همه فصولِ کتابِ ایران به سانِ ملتی خیالی: تکوینِ هویتِ ملی را نقد نمی کند، بل آن بخش هایی را که به خاستگاهِ تاریخی ایران، ماهیتِ ایران و تنوعِ قومی و زبانی ایران پرداخته و ادعاهایی سست و کم مایه از آنها ارائه شده مطمح نظر قرار داده و در بابِ آنها روشنگری خواهد کرد.
تحلیل انتقادی گفتمان چپ نو در برخورد با مسئله هویت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
7 - 28
چپ نو ایرانی از دهه 70 شمسی به این سو، با ترجمه آثاری از اندیشمندان مکتب فرانکفورت و دیگر نحله های نئومارکسیستی غربی، جایگاه خود را در فضای روشنفکری ایران، به ویژه در حوزه مطالعات فرهنگی کشور تثبیت کرد. از آن پس، یکی از مهم ترین چالش های چپ نو در بررسی تاریخ و فرهنگ ایران، مسئله هویت ایرانی بوده است. مقاله حاضر سعی دارد به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، سویه های ایدئولوژیک و کارکردهای اجتماعی گفتمان چپ نو در برخورد با مسئله هویت ایرانی را واکاوی نماید. به پیروی از روش پژوهش، نقد گفتمان چپ نو در سه سطح متن، تفسیر و زمینه ارائه می شود. پرسش اصلی تحقیق آن است که هویت ایرانی در گفتمان چپ نو چگونه بازنمایی شده است؟ فرضیه مطرح شده در پاسخ به این سؤال این است که علی رغم تکاپوی شبه علمی چپ نو در تحلیل نظری هویت ایرانی، این تحلیل برآمده از یک ایدئولوژی سیاسی غیرمنسجم با ماهیتی وارداتی و غیربومی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که چپ نو، عناصر هویت ایرانی را نه در بستر تاریخ و فرهنگ ایران، بلکه در پیروی ترجمه ای و تقلیدی از اجداد فکری خود، با برچسب هایی مانند فاشیسم، شووینیسم و نژادپرستی بازنمایی می کند تا برای پیشبرد ایدئولوژی خود در سطح جهانی، از چپ نو غربی و در سطح ملی، از نیروهای متخاصم با هویت ایرانی یارگیری کند. بااین حال، مجموعه نامتناهی از تضادها و تعارض های تئوریک، کلیت گفتمان را با بحران درون گفتمانی مواجه و در زمینه اجتماعی بی اثر ساخته است.
زبان فارسی و بازسازی هویت ایرانی در دوره عباسیان (رویکردی تاریخی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
99 - 120
حوزههای تخصصی:
بان فارسی و به ویژه تحولات آن از فارسی میانه تا فارسی دری، افزون بر مطالعات ادبی و زبان شناسی، نیازمند مطالعه تاریخی و هویتی است. شناخت عوامل تاریخی و سیاسی مؤثر بر حفظ زبان فارسی از سوی ایرانیان و جایگزین نکردن زبان عربی به جای آن، و درعین حال، بهره جستن از الفبای عربی برای ارائه مکتوب آن، نیازمند بازخوانی بستر تاریخی تحولات زبانی ایرانیان، به خصوص در سده های نخست هجری است. در آن دوران، ایرانیان در زندگی روزانه خود شاهد رویارویی دو زبان فارسی پهلوی و زبان عربی بودند و زبان عربی به عنوان زبان دین و دنیای آن روزگاران، می رفت تا به زبان نخست ایرانیان تبدیل شود. پژوهش حاضر، با روش تحلیلی و بهره بردن از منابع کهن و جدید، کوشیده است این موضوع را بررسد. یافته های پژوهش، نشان می دهد که شرایط تاریخی از یک سو، و انگیزه هویت یابی ایرانیان در برابر اعراب مسلمان از سوی دیگر، کمک کرد تا از درون این چالش، زبان جدیدی به نام فارسی دری زاده شود و در ادامه، به پناهگاه اصلی هویت ایرانیان مبدل گردد. با رسمیت یافتن این زبان بود که هویت ایرانیان نیز از دیگر اقوام تمایزی بیشتر یافت.
دین مزدیسنی و تقویت و تحکیم هویت ایرانی در عصر ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
283 - 305
در طول تاریخ و در روند شکل گیری تمدن و سیر حکومتها در کنار عناصر مهمی همچون جغرافیا و تاریخ مشترک، دین نیز می تواند منبع مهمی در هویت جمعی و معنا بخشی بدان محسوب گردد. بر این اساس یکی از ابهامات مهم این پژوهش آن است که در عصر ساسانی دین چه تاثیر و نقشی در تقویت هویت ایرانی داشته و دولتمردان ساسانی چه تدابیری در بهره بری بهتر از دین در متحد ساختن و همراه گردانیدن ایرانیان با سیاستهای خویش در پیش گرفته اند. در این جستار، با استفاده از گزارش های تاریخی کهن و داده های برآمده از متون دینی، با رویکردی توصیفی-تحلیلی این نتایج حاصل آمده است که؛ با توجه به رسمیت بافتن مسیحیت در قلمرو رومیان و تهاجماتی که از سوی شرق، قلمرو ساسانیان را تهدید می کرد، ساسانیان از جمله تدابیر مهمی که اندیشیدند ، تاکید بر دین مزدیسنی به عنوان دین ایرانی در برابر ادیان انیرانی بود که متولیانی در ورای مرزهای ایرانی داشت؛ تا بدین نحو جبهه مستحکم و نیرومندی را در برابر نفوذ ادیان انیرانی در بین ایرانیان ایجاد کنند. ساسانیان در پیشبرد این سیاست افزون بر بنیاد پرستشگاهها و ایجاد مستعمره های ایرانی در مناطق انیرانی، پروپاگاندای گسترده ای در اهمیت دین به راه انداختند و حتی با ایجاد انشقاق بین پیروان ادیان غیرمزدیسنی با هم مسلکان آنها در خارج از مرزهای ایرانشهر، در ایرانی ساختن برخی اقلیت های مهم و همبستگی بین آنها با سایر افراد جامعه کوشیدند.
واکاوی عناصر و مؤلفه های هویت ایرانی در زبده التواریخ حافظ ابرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد است تا عناصر و مؤلفه های هویت ایرانی در کتاب «زبده التواریخ» حافظ ابرو را بررسی و باز نمایی کند. از آنجایی که هویت هر سرزمینی مقوله ای تاریخی است و باید در بستر تاریخی آن مورد مطالعه قرار گیرد؛ لذا عرصه تاریخ نگاری محمل مناسبی برای شناختِ برداشت ایرانیان از هویت خود در دوره های مختلف است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که عناصر و مؤلفه های هویت ایرانی در کتاب «زبده التواریخ» چگونه بازنمایی شده است؟ بدین منظور این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، مؤلفه های هویت ایرانی در متن کتاب «زبده التواریخ» را مورد بررسی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد حافظ ابرو با استفاده از قالب روایت گونه، در خلال گزارش از حوادث و رویدادها، از پیروزی ها و جهانگشایی تیمور و شاهرخ در جهت برجسته سازی مفهوم «ایران زمین» بهره گرفته است. وی با گذاشتن امیران تیموری در قالب شاهان اساطیری، تاریخی و قهرمانان ملی-مذهبی و شاهی آرمانی ایران، پیروزی ها و افتخارات آن ها را افتخارات ایرانیان دانسته و از سوی دیگر در عین ستایش آنان، در لفافه به اندرزگویی آن ها می پردازد.
حافظان هویت ایرانی و نیروهای همگرایی آفرین در ایران پیشامدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
87 - 125
حوزههای تخصصی:
مطابق دیدگاه غالب در علوم اجتماعی جدید، تعلقات ملی، پدیده ای مربوط به دوران مدرن بوده، تسری آن به دوران سنتی، مصداق زمان پریشی تاریخی است. این مقاله با نقد دیدگاه یادشده در پی اثبات این فرضیه است که علی رغم گسست های بزرگ، وجود تنوع و پراکندگی اجتماعی گسترده و وجود نیروهای واگرایی آفرین در ایران پیشامدرن، همواره یک آگاهی نیرومند به نام محدوده جغرافیایی، خاطره تاریخی و فرهنگ ایرانی وجود داشته است. این تعلق را می توان در تمایز با ملی گرایی مدرن با عنوان «میهن دوستی» نام گذاری کرد. اما بخش اصلی مقاله در پی پاسخ به پرسش دیگری است: عاملان تولید و حفظ این آگاهی و شکل دهندگان وحدت و همگرایی فراسوی کثرت ها در ایران پیشامدرن، کدام نیروها بوده اند؟ یافته های مقاله نشان می دهد که مجموعه ای از نیروهای اجتماعی- سیاسی شامل دولت و دربارها، اهل قلم، صوفیان، علما، بازرگانان و شبکه های مرتبط با آنان ضمن خلق و حفظ عناصر هویت ایرانی، عاملان ایجاد رشته های پیونددهنده نواحی مختلف حول تعلقاتی مشترک بوده اند. هرچند گروه های پنج گانه در شمار اعیان و قشر میانی شهرها بودند، ولی امتداد آنها از رهگذر حضور شاعران، نقالان و مکتب خانه داران در میان عامه دیده می شد. بقا و تداوم هویت ایرانی و همگرایی سرزمینی و اجتماعی محصول کنش های هدفمند و همچنین نتیجه ناخواسته عملکرد این گروه ها بوده است.
گرایش به ارزش های مدرن و رابطه آن با هویت ایرانی، اسلامی و انقلابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
39 - 63
حوزههای تخصصی:
امروزه با گسترش فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی و ظهور پدیده ای به نام فضای مجازی، از یک طرف شاهد ظهور ارزش ها و معانی جهانی در روابط جوامع هستیم، از طرف دیگر این ارزش ها و معانی ممکن است سبب شکل گیری تقاضاهای جدید، بدبینی نسبت به آموزه های ایدئولوژیک در بین شهروندان شود و نوعی شهروندی چندگانه (منظور شهروندانی که هم به ارزش ها، نمادها و معانی ملّی احساس تعلق می کنند و هم به معانی، نمادها و ارزش های جهانی) شکل گیرد، در نتیجه بین شهروندان شاهد تکثرگرایی ارزشی و هویتی هستیم. گسترش ارزش های مدرن به مدد فضای مجازی تاروپود جامعه جدید را درهم تنیده است. این احتمال وجود دارد که گرایش به این ارزش ها بر اولویت ها و جهت یابی افراد تأثیر داشته باشد. جوامع به دلیل فقدان کنترل همه جانبه بر وسایل ارتباطی نوین، توانایی اقناع احساس تعلق و تعهد به اهداف، ارزش ها و حفظ عناصر هویت بخش را از دست داده اند. مقاله حاضر که رهاورد یک تحقیق است با این هدف سازمان یافته که رابطه گرایش به ارزش های مدرن با هویت اجتماعی را بررسی نماید. الگوی نظری این تحقیق تلفیقی از نظریات گیبینز، گیدنز و جیمسون است. این پژوهش براساس این فرضیه شکل گرفته است که هر چه افراد بیشتر به ارزش های مدرن گرایش پیدا کنند، هویت ملی، دینی و انقلابی آنها بیشتر تضعیف خواهد شد. این تحقیق با روش پیمایش انجام شده است. جمعیت آماری تحقیق، شهروندان بالای 15 سال شهر تهران است. یافته های تحقیق نشان می دهد که گرایش به ارزش های مدرن رابطه ای معکوس و معنادار با هویت ایرانی، هویت اسلامی و هویت انقلابی دارد.
بازشناسی نام و مفهوم ایران در متون ادبی عصر صفوی؛ مطالعه موردی دیوان صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
32 - 57
حوزههای تخصصی:
عصر صفوی یکی از مهمترین ادوار تاریخی ایران به شمار میرود؛ چرا که صفویان پس از گذشت قرنها توانستند ایران را از زیر لوای حکومت بیگانگان خارج و وحدت ملی را در این سرزمین برقرار کنند. تأسیس دولتی ملی، متمرکز، مستقل و فراگیر در کنار رسمیت یافتن مذهب تشیع، به تقویت و رشد فرهنگ عمومی مشترک انجامید و موجب بازآفرینی نام، مفهوم و هویت ایرانی گردید. نیک میدانیم که هیچ ملتی بینیاز از دانستن گذشته تاریخی و هویت خویش نیست و ادبیات گستردهترین افقی است که در لابهلای گزارشهای آن میتوان عناصر و مؤلفههای اصلی هویت هر قوم و ملت را بازشناخت. پژوهش حاضر به منظور بازشناسی نام، مفهوم و هویت ایرانی و عناصر و مؤلفههای آن در دیوان اشعار صائب تبریزی صورت گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دیوان اشعار صائب سرشار از مضامین و مفاهیم ایران و هویت ملی ایرانی است به گونهای که شاید بتوان ادعا کرد اشعار صائب آیینه تمام نمای جامعه ایران عصر صفوی محسوب میشود. صائب با بیانی بلیغ و فصیح توانسته ایران و مفهوم ایران یا به عبارتی دیگر مؤلفههای هویت ملی ایرانی را که در واقع معماری جامعه ایرانی-اسلامی عصر صفوی است را بنمایاند. صائب به عنوان ادیبی میهن پرست همواره بر هویت ایرانی و ملی خود وفادار مانده است. ایران گرایی، عشق به ایران و آرزوی دیدار وطن از اندیشههای صائب بوده است. پژوهش حاضر به صورت موردی و با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تاریخی و بهرهگیری از ابزار کتابخانهای و منابع و مآخذ مکتوب صورت گرفته است.
دیرینه شناسی گفتمان فروپاشی ساسانیان (تقابل نظم های گفتاری در گذار از ایران باستان به عصر پس از حمله اعراب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
269-297
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، بر پایه چهارچوب نظری کتاب «نظم گفتار» فوکو، به «دیرینه شناسی گفتمان فروپاشی ساسانیان» می پردازد. پرسش محوری، نه واکاوی علل تاریخی این سقوط یا نتایج و پیامدهای آن، بلکه بررسی چگونگی شکل گیری و تقابل «نظم های گفتاری» متفاوت درباره خود این رویداد و نقش این تقابل در بازتعریف هویت ایرانی در دوران معاصر است. یافته ها حکایت از آن دارد که پرسش فراگیر «چرا ساسانیان سقوط کردند؟» خود، یک «گزاره گفتمانی» است که در میدان گفتمان باستان گرایانه و در چهارچوب «ارادت به حقیقتی» خاص عمل می کند. این گفتمان مسلط، با ریشه دوانیدن در گفتار سوژه های خود و با به کاربستن «دستگاه های طرد» (از قبیل منع موضوع، بخش بندی دیوانگی و ارادت به حقیقت)، روایتی هژمونیک مبتنی بر دوگانه «شکوه پیشااسلامی/تباهی پساعربی» را طبیعی سازی کرده و عناصر پیوستگی و تعامل را به صورتی نظام مند محو می سازد. در مقابل، یک «گفتمان مقاومت» (با نمایندگانی چون مطهری، مسکوب و اسلامی ندوشن) با بازگرداندن عناصر طردشده (همچون تداوم نهادی، مقاومت فرهنگی و نقش زبان فارسی)، این نظم گفتاری را به چالش می طلبد. شاهنامه فردوسی، نه در مقام متنی صرفاً ادبی، بلکه به مثابه یک «رویداد گفتاری» بنیادین و الگویی برای «تاب آوری هویتی» عمل می کند که با آفرینش یک «امپراتوری فرهنگی»، امکان گذار از تقابل به تلفیقی خلاقانه را فراهم می سازد. در نتیجه، تاب آوری هویت ایرانی در گرو «گشودگی گفتمانی» و توانایی بازتعریف خویش از رهگذر مفصل بندی نوین عناصر فرهنگی، به جای انجماد در روایت های هژمونیک مبتنی بر حسرت تاریخی و تقابل است. دست آخر، این نوشتار می کوشد تا با ایجاد «گسستی معرفت شناختی» و عبور از تاریخ نگاری علّی-سنتی، سهم اندکِ خود را در گشودن عرصه ای برای تحلیل قدرت و مقاومت در مطالعات مربوط به فروپاشی امپراتوری ساسانی و بازتعریف هویت ایرانی ایفا کند.
بررسی تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی وخارجی بر روی هویت ایرانی-اسلامی بانقش واسطه ای باورهای قومی
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
53 - 64
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی بر هویت ایرانی-اسلامی با نقش واسطه ای باورهای قومی، در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر کازرون انجام شده است. روش شناسی پژوهش: این تحقیق ازلحاظ هدف و ماهیت، توصیفی–همبستگی و از نظر روش گردآوری داده ها، در دسته تحقیقات توصیفی–پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر کازرون به تعداد ۶۷۹۰ نفر بوده است. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۱ نفر تعیین شد و نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته بود.پرسشنامه هویت ایرانی–اسلامی راشدی و همکاران (۱۴۰۰)،پرسشنامه هویت قومی نریمان محمدی (۱۳۹۱)،پرسشنامه شبکه های اجتماعی طراحی شده توسط پژوهشگر مورد استفاده قرار گرفت.روایی محتوایی ابزارها با شاخص های CVR و CVI و تأیید متخصصان تضمین شد و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 91٪، 96٪ و 98٪ برآورد گردید. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۳ و AMOS نسخه ۲۳ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که تمامی فرضیه های اصلی و فرعی تأیید شدند و بین متغیرهای مستقل و مؤلفه های آن با متغیر وابسته رابطه معناداری وجود دارد. یافته ها بیانگر آن است که استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی بر هویت ایرانی و اسلامی دانش آموزان تأثیرگذار است و باورهای قومی نقش میانجی و جهت دهنده در شکل گیری این هویت ایفا می کنند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، می توان نتیجه گرفت که شبکه های اجتماعی، در کنار کارکردهای مثبت، می توانند تهدیدی برای حفظ هویت ایرانی–اسلامی محسوب شوند. با این حال، تقویت باورهای قومی و ارزش های فرهنگی بومی می تواند به عنوان عاملی بازدارنده در برابر آسیب های فرهنگی فضای مجازی عمل کند. از این رو، برنامه ریزی فرهنگی و آموزشی برای استفاده آگاهانه و هدفمند از شبکه های اجتماعی در میان دانش آموزان ضروری است.
هویت ایرانی در کشاکش تقابلات درونی در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
1 - 40
حوزههای تخصصی:
این پژوهش نشان می دهد که مسئله هویت ملی برای فردوسی در چارچوب تقابل «خود- خود» تبیین شده و او به بررسی مسئله «تقابل های ایرانی- ایرانی» پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که فردوسی چگونه مسئله هویت ایرانی را نه در مواجهه با بیگانه، بلکه در بستر تقابل های درونی بازتعریف می کند. فرضیه پژوهش آن است که فردوسی با نقد وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر خود، تقابل های درونی را عامل اصلی تضعیف هویت ایرانی می داند. در این راستا و با بهره گیری از روش شناسی قصدگرای «کوئنتین اسکینر» و از طریق تحلیل مضمون داستان های منتخب شاهنامه به دنبال ارائه فهمی از مسئله هویت ایرانی بر مبنای تقابل خودی با خودی است. این پژوهش از این جهت نوآورانه به نظر می آید که نخست، مسئله هویت ملی را از منظر تقابل «خود- خود» بررسی می کند؛ دوم اینکه اثر تبیین این مسئله و راه حل های آن را در بازآفرینی هویت ایران امروز نشان می دهد.