مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۲۱.
۳۲۲.
۳۲۳.
۳۲۴.
۳۲۵.
۳۲۶.
۳۲۷.
۳۲۸.
۳۲۹.
۳۳۰.
۳۳۱.
۳۳۲.
۳۳۳.
۳۳۴.
۳۳۵.
۳۳۶.
۳۳۷.
۳۳۸.
۳۳۹.
۳۴۰.
تمدن اسلامی
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
237 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف: اسلام به منزله نقطه کانونی و دال مرکزی جهت شناسایی و هویت بخشی جوامع و دول اسلامی محسوب می شود. با این همه، مؤلفه هویت دینی در نظام بین الملل معاصر و به ویژه سیاست خارجی دولت های اسلامی نتوانسته است به منزله یک پیش ران اصلی عمل نموده و نقش و جایگاه اصلی خود را برای شکل دهی مناسبات و تعاملات خارجی ایفا کند و در برخی مواقع تکیه بر آن موجب بروز اختلافات و حتی بحران ها و تضادهای شدید شده است.روش: مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکردی آینده پژوهانه ضمن بررسی موانع نقش آفرینی و کارکرد اصیل هویت دینی در جوامع اسلامی، چالش های پیش روی همگرایی جهان اسلام را در عرصه روابط بین الملل نظیر وجود جریان های انحرافی و نیز افراط گرایی ملی مورد توجه قرار داده است و به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چگونه مؤلفه دین می تواند در جایگاه واقعی خود و به منزله یک پیش ران اصلی برای طراحی هندسه تعاملاتی آینده جهان اسلام قرار گیرد؟ یافته ها: فرضیه اصلی آن است که برای نیل به همگرایی در آینده جهان اسلام ضروری است تا از طریق راهکارهایی همچون اجماع سازی مبتنی بر بازتعریف ادبیات مشترک دینی؛ آگاهی بخشی و برجسته سازی اشتراکات اسلامی می توان موضوع احیاء و بازسازی جایگاه هویت مشترک دینی را در اولویت راهبردی برای هم گرایی قرار داد.نتیجه گیری: آموزش و هم افزایی علمی هم در سطوح خرد (مانند نزدیکی دانشجویان و نخبگان جهان اسلام) و نیز در سطح سیستمی (بهره گیری از ظرفیت های کنش گران، نهادها و سازمان های فعال در جهان اسلام) موجب تقویت هویت دینی و همگرایی جوامع اسلامی خواهد شد.
نقش و تأثیر دانشمندان مسلمان ایرانی در پیشرفت تمدن اسلام و تمدن بشر
ایران یکی از ده کشور نخست تاریخی و دارای تمدن است. وجود دانشمندان بسیار، پیش و پس از ظهور دین اسلام، این گفته را تأیید می کند. خاورشناسان در برابر عظمت تاریخ، فرهنگ و تمدن این سرزمین، سر تعظیم فرود آورده و در کتب متعدد خود، از آن به نیکی یاد کرده اند. نویسنده این پژوهش در پی بازشناسی دانشمندان ایرانی پس از اسلام بوده و در صدد پاسخ به این پرسش است که این ناموران عرصه علم، چه نقش و تأثیری در فرهنگ و تمدن بشری داشته اند. هدف پژوهش جست وجو و تتبع در زندگانی این دانشمندان بزرگ ایرانی و تأثیر آنان در تمدن اسلامی و تمدن بشری می باشد. روش پژوهش به گونه کتابخانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی است. مهم ترین دست آوردهای تحقیق بیانگر نقش بی بدیل دانشمندان بزرگ ایرانی در پیشرفت و توسعه تمدن اسلامی و تمدن بشری بوده است. اعتراف به این موضوع، نه تنها در گفته های خود مسلمانان، بلکه در گفتار مستشرقان نیز مشاهده می شود.
قاهره فاطمی: از شهری سلطنتی تا مرکزی تمدنی برای جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
231 - 258
حوزههای تخصصی:
شهر قاهره که به عنوان مرکزی سیاسی و اداری برای دولت فاطمی در 358 هجری بنا نهاده شد، هم به عنوان یک شهر مهم در تاریخ مصر و شمال آفریقا و هم به عنوان یکی از مهم ترین مراکز فرهنگی و تمدنی دوره اسلامی در بین شهرهای اسلامی اهمیت شایانی دارد. شهر قاهره را باید نماد تمدنی برای دوره فاطمیان به شمار آورد که از منظر تاریخ شهری، نقطه عطف مهمی در تاریخ مصرِ دوران اسلامی محسوب می شود. در این میان، تحولات تاریخی قاهره، از شهری نوتأسیس و مختص سکونت خاندان حاکمه، دولتمردان و سپاهیان فاطمی تا شهری پررونق از نظر اجتماعی و تجاری و پرشکوه در همین دوره فاطمیان در خورِ توجه است. بررسی تاریخی متکی بر تحولات شهری قاهره، می تواند بازتاب دهنده سرگذشت کلی مراکز تمدنی در جهان اسلام پیشامدرن نیز باشد. بنابر یافته های این پژوهش، تاریخ قاهره فاطمی را می توان در دو دوره متفاوت، دوران رشد و شکوفایی نخستین و دوران رشد و توسعه متأخر تقسیم کرد. مکان یابی مناسب و مطلوب و اهتمام فاطمیان به توسعه قاهره فاطمیِ نخستین، با بنیان نهادن بناها و نهادهای مورد نیاز زندگی شهری و الزامات یک شهر، آن را به یکی از مراکز مهم تمدنی جهان اسلام آن روزگاران مبدل کرد. همچنین، باوجود کاستی یافتن قدرت سیاسی حاکمان فاطمی به سبب برخورداری از بنیان های مطلوب شهری و تمدنیِ دوران متأخر نیز، توسعه قاهره از سوی وزیران صاحب قدرت و مکنت فاطمی ادامه یافت تا جایی که قاهره فاطمی متأخر، نه تنها مرکزیت تمدنی خود را حفظ نمود، بلکه ارتقاء هم داد. این ویژگی های منحصر به فرد قاهره فاطمی در بین شهرهای مصر و شمال آفریقا، زمینه استمرار جایگاه آن در ادوار پسافاطمی را فراهم آورد.
جهاد انگاری بایسته های غیر نظامی تمدّن سازی مبتنی بر دیدگاه اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله پژوهش آن است که مبتنی بر دیدگاه اهل ِبیت(ع)، کدام یک از بایسته های غیرنظامی تمدّن سازی، به عنوانِ جهاد معرّفی شده اند؟ وفق یافته های پژوهش به روشِ تحلیلی، التزام همگانی به فرهنگ معیار، کنش گری سازنده مرد و زن در نهاد خانواده، کنش گری سازنده اجتماعی آحاد مؤمنان، مجاهدت علمی و تولید دانش و سرانجام، عدالت ورزی و فسادستیزی در نهاد حاکمیّت به عنوانِ جهادهای غیرنظامی در عرصه تمدّنی شناخته می شوند. درنتیجه مشخّص گردید که ثمره مشترک این موارد با جهاد نظامی در امنیّت آفرینی و قدرت زایی، باعث گردیده که در نگاه معصومان(ع)، عنوانِ جهاد منطبق بر این موضوعات باشد. به علاوه، فرهنگ اسلامی با جهادانگاری موارد فوق، بن بست و محدودیّت دسترسی به ارزش جهاد را در شرایط غیرنظامی، مردود می انگارد. درنهایت، جهادهای تمدنّی بسان جهاد نظامی، نیازمند نوعی ایثارگری و فداکاری است. زیرا در شرایط خاصّی می تواند خطر جانی برای مجاهد تمدّنی به دنبال داشته باشد.
مؤلفه های بینشی و عناصر ساختاری موثر در زایش تمدن اسلامی از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
جامعیت و ژرف نگری قرآن کریم به جهت ارائه راهبردهای مؤثر و با هدف معرفی و تقویت عناصر تمدن ساز، امری روشن و قابل تأمل می باشد. بطوریکه امروزه پس از گذشت قرن ها، تمدن پژوهان می بایست پایدارترین الزامات زایش در ساحت مطالعات تمدن اسلامی را در میان آیات الهی بررسی و جستجو نمایند. چنانچه لازم است بدین نکته تصریح نمود که به واسطه بازبینی آموزه های ناب وحیانی، ضمن شناسایی عناصر بینشی و نظامند قرآنی، معیارهای استوار جامعه مطلوب در دسترس متفکران و مصلحان جوامع اسلامی قرار خواهد گرفت. الگو هایی متعالی و ملاک هایی ارزشمند که می توانند جهت گیری جامعه اسلامی را به سمت نیل به اهداف تمدن اسلامی ترسیم نمایند. لذا این پژوهش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ بدین سوأل اصلی است که از منظر قرآن کریم کدامیک از مولفه های بینشی و عناصر ساختاری، جزء عوامل مؤثر در زایش تمدن اسلامی به شمار می آیند؟ به استناد آیات الهی و مراجعه به منابع کتابخانه ای نتایج نشان می دهد؛ عواملی همچون ارتقاء فرهنگ خدامحوری، حصول امیدآفرینی به واسطه اتکاء امت اسلامی به شعائر قرآنی و نیز جهت گیری بر مدار انسجام آفرینی، به مثابه الزامات بینشی در تحقق تمدن اسلامی محسوب می گردند. ضمنا مؤلفه هایی نظیر تامین عزت ملی در ابعاد حکمرانی، تدوین قوانین در جهت تحقق عدالت محوری، ارتقاء سطح توانمندی در عرصه علم مدارانه، تلاش در جهت تأمین امنیت نظامی و اهتمام به تقویت بن مایه های سرمایه ای به منزله عوامل ساختاری به زایش تمدن اسلامی کمک خواهند نمود.
شاخصه های مسجد تراز انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
77 - 110
حوزههای تخصصی:
مسجد تراز انقلاب اسلامی، بمثابه قرارگاه و کانون اصلی و محوری تحولات اجتماعی است که در نظام و جامعه ی دولت محله ومسجد محور، با احیای ظرفیت های بالقوه و خاموش و مورد غفلت قرار گرفته مساجد و ارائه نظام جامع نظارتی و هدایتی و پیش برنده، ضمن افزایش پویائی و جاذبه های مسا جد (در عین حفظ استقلال)؛ ارتباط متقابل اثر بخش و هم افزا، اولاً؛ بین مساجد و گلوگاه های تصمیم ساز و تصمیم گیر در ساحت های دینی تربیتی، فرهنگی، آموزشی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نظام اسلامی، وثانیاً؛ بین مسجدو خانواده و مدرسه و شجره طیبه بسیج در جامعه اسلامی؛ تقویت و ترمیم می گردد.در این راستا، ترسیم جلوه ای نسبتاً کامل از مسجد تراز انقلاب بعنوان محور محله ی اسلامی با شناختی جامع و دقیق از ظرفیتها و شاخصه های مسجد تراز، شمایی از دولت و حاکمیت اسلامی را در مقیاس محله متجلی و محقق خواهد ساخت. نگارنده این سطور بامید تامین بخشی از خواستگاه بیانیه گام دوم انقلاب با مروری بر شاخصه های اصلی مسجد تراز انقلاب اسلامی؛ انتظار دارد تا جامعه ی نخبگانی نسبت به مهمترین سنگر انقلاب توجه ویژه ای را معطوف دارد..
زمینه های فکری و تاریخی نظریه احیای تمدن اسلامی امام خمینی و رهبر انقلاب
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۹
83 - 112
حوزههای تخصصی:
طرح «تمدن نوین اسلامی»، به عنوان بزرگ ترین آرمان انقلاب اسلامی ایران، زمینه ها و ریشه هایی به عمق تاریخ و گستره ای به پهنای جغرافیای جهان دارد. ماهیت شناسی این مفهوم، بدون شناخت زمینه ها و نقاط عزیمت طرح آن، جامع نخواهد بود. واکاوی این زمینه ها که تلفیقی نه چندان قابل تفکیک از مبانی فکری و تاریخی است، مسئله این جستار را شکل داده است. این تحقیق، در پژوهشی مستقل و نه در عرْض و عرَض سایر موضوعات، به این مسئله پرداخته و در پاسخ به این سؤال که «طرح نظریه احیای تمدن اسلامی امام خمینی و رهبر انقلاب بر کدام بسترها و زمینه های فکری و تاریخی نضج یافته؟»، با روش تحلیل تطبیق تاریخی[1] (CHA) سیر حرکت تکاملی تاریخ را در قالب خط زمانیِ آغاز یافته از زمان خلقت انسان بررسی کرده است. بر اساس یافته های پژوهش، حرکت تعالی بخش انبیا در قالب شش مؤلفه ، تمدن نبوی به مثابه پایه گذار نهال تمدن اسلامی، نهضت جامع اهل بیت در تحکیم و تعمیق ریشه های تمدن نبوی، دوران طلایی تمدن اسلامی در سه قالب: خلق تجربه زیسته، خلق امید و باورپذیری و خلق ذخایر انباشتی تمدن، بیداری اسلامی در دو سطح منطقه و ایران و نهایتاً پیروزی انقلاب اسلامی با ماهیتی تمدنی در حدوث و بقا، بسترها و زمینه های فکری و تاریخی طرح احیای تمدن اسلامی را شکل داده اند.
بررسی تأثیر مسجد بر کاهش آسیب های اجتماعی، مورد مطالعه: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسجد به عنوان اصیل ترین نهاد فرهنگی برخاسته از اندیشه دینی، ظرفیت های نهفته فراوانی برای نقش آفرینی در زمینه تمدن سازی جامعه اسلامی دارد. از دیدگاه صاحب نظران مختلف یکی از شاخص های اصلی تمدن نوین اسلامی، اخلاق، عدالت و حاکمیت موازین قانون است و از مسجد، به عنوان کهن نهاد کالبد اجتماعی انتظار می رود که به عنوان بسترساز تحقق شاخص ها و ارتقاء وضعیت آنها در محلات شهری عمل کند. این تحقیق با هدف بررسی موضوع تحقیق، به بررسی میدانی وضعیت مساجد از حیث تعداد، میزان شرکت کردن و رضایت شهروندان از مسجد و سرمایه اجتماعی مسجد در محله های مناطق 22 گانه شهر تهران پرداخته و سپس با تفکیک آسیب ها و مسایل اجتماعی به سه حوزه جرم، ناهنجاری و کجروی اجتماعی، نحوه نگرش و پنداشت شهروندان تهران را نسبت به آسیب ها و مسایل اجتماعی مورد سنجش قرار داد. روش بررسی در این مطالعه روش تجزیه و تحلیل ثانویه خواهد بود. جهت نیل به هدف تحقیق در این مطالعه از داده های "پیمایش رصد کیفیت زندگی شهر تهران"، استفاده شد. در مطالعه علاوه بر تاکید بر مباحث آماری برای توصیف و تحلیل متغیرها برای تصویر بهتری و شفاف تری از مناطق 22گانه شهر تهران در باب موضوع تحقیق از تحلیل فضایی نیز کمک گرفته شد. یافته های تحقیق حاکی از وجود رابطه معنی دار میان میزان شرکت کردن در مسجد، رضامندی و سرمایه اجتماعی مسجد با نحوه نگرش نسبت به آسیب ها و مسایل اجتماعی است. چنین می توان نتیجه گرفت که مسجد در گام نخستین جهت تحقق شاخص های تمدن اسلامی، ذهنیت شهروندان در هر محله را در قیاس با سایر شهروندانی که کمتر در برنامه های مسجد مشارکت نموده و سطح رضامندی و سرمایه اجتماعی آنان از مسجد پائین است، نسبت به وجود آسیب ها و مسایل اجتماعی از رویکرد منفی برخوردار می کند و نسبت به رفع آنها دغدغه مندتر می سازد.
واکاوی رویکرد تمدنی و فرانسلی به مهدویت و انتظار(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
220 - 244
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی نگاه تمدنی به مهدویت و انتظار انجام شده است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می شود که محدودسازی انتظار به بعد فردی و اعتقادی، ظرفیت لازم برای تحولات اجتماعی و تمدنی را فراهم نمی کند. روش پژوهش به صورت توصیفی _ تحلیلی و با استناد به منابع دینی، آثار اندیشمندان اسلامی و تحلیل تطبیقی دیدگاه های صاحب نظران انجام شده است. نتایج نشان می دهد که نگرش تمدنی و فرانسلی به انتظار، چشم انداز کلان و راهبردی را برای جوامع اسلامی ترسیم می کند که می تواند افق های بلندمدت رشد و پیشرفت را برای جامعه ترسیم نماید. پذیرش این رویکرد می تواند، ظرفیت ایجاد انسجام و همگرایی در میان نسل های گوناگون را افزایش داده و ضمن تقویت انسجام نسل ها، بسترساز مسئولیت پذیری و همفکری و همگرایی در مسیر تحقق اهداف اجتماعی _ تمدنی و عدالت محور اسلام گردد.
نهادهای آموزشی فاطمیان و تحولات تمدنی مغرب اسلامی (297- 362 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
نهادهای آموزشی و کم و کیف کارکرد آن ها، از جمله شاخص های ارزیابی اوضاع تمدنی هر دوره تاریخی محسوب می شود. یکی از ویژگی های مهم تاریخی مغرب عهد فاطمی، تأسیس نهادهای آموزشی اسماعیلی فاطمی است. به طور کلی آنچه درباره این نهادها اغلب مورد توجه قرار می گیرد وجه تبلیغی و مذهبی آنها است، حال آنکه در اصل آن ها نهادهایی آموزشی بودند که درعین حال کارکرد تبلیغی نیز داشتند. از این رو، این پژوهش با اتکاء بر روش تاریخ پژوهی تحلیلی با رویکرد تمدنی در پی بررسی نقش آفرینی تمدنی نهادهای آموزشی فاطمیان در مغرب است. بنابر یافته های این پژوهش، مجالس الحکمه از جمله این نهادها محسوب می شود که در افریقیه در این دوره پدیدار شدند و در این نهاد به آموزش علم یا حکمت به مفهوم اسماعیلی آن می پرداخت. همچنین در این دوره مناظره، به عنوانی نهادی آموزشی مورد استفاده چشمگیر اسماعیلیه در مغرب قرار گرفت و در نتیجه آن نه تنها در تاریخ این نهاد آموزشی در تاریخ اسلام، بلکه در تاریخ مباحثات مذهبی و اندیشه ورزی دینی مغرب اسلامی فصل جدیدی گشوده شد. افزون بر این، حاصل ملموس و عینی فعالیت های آموزشی اسماعیلیه و نهادهای علمی و تبلیغی فاطمی، ظهور شخصیت های تراز اول مانند قاضی نعمان بود که آثار مهمی در علوم مختلف تألیف نمود و از این طریق در تثبیت و بسط گفتمان علمی، آموزشی و مذهبی فاطمیان نه تنها در مغرب بلکه ادوار بعدی نقش مهمی ایفا نمود.
کارکرد آموزش تاریخ در توانمندسازی دانشجویان رشته تاریخ برای ایفای نقش فعال در همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
82 - 102
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش و کارکرد آموزش تاریخ در توانمندسازی دانشجویان رشته تاریخ برای ایفای نقش اثربخش و فعال در فرآیند همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی می پردازد. هدف اصلی پژوهش، تبیین چالش های چندوجهی محتوایی، ساختاری، نهادی و فرهنگی مرتبط با آموزش تاریخ و ارائه راهکارهایی بین رشته ای است تا دانشجویان این رشته را قادر سازد تا با گفتمان انتقادی، تحلیلی و مسئله محور، تحولات تمدنی اسلامی را فهم و در زمینه همزیستی اجتماعی در این حوزه ایفای نقش نمایند.. روش ها : روش شناسی تحقیق، تحلیلی همراه با رویکرد تجربه گرا و بررسی همه جانبه موانع است. از این رو، با رویکردی نظام مند، چهار محور اصلی چالش ها و راهکارها بازشناسی شده است (محتوایی و آموزشی، ساختاری و نهادی، فرهنگی و هویتی، مهارتی و تعاملاتی).. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که گذار از دیدگاه سنتی رشته تاریخ، به بازتعریفی نوین، همراه با ایجاد بسترهای پژوهشی میان رشته ای، بهره گیری هوشمندانه از فناوری های نوین آموزشی و تقویت تعامل های عملی با نهادهای تمدنی، راهکار توانمندسازی دانشجویان تاریخ جهت مشارکت مؤثر در راستای همزیستی اجتماعی با هویت تمدن اسلامی است. نتیجه گیری: ضرورت سیاست گذاری نظام مند در حوزه ارتقاء دانش اساتید، افزایش تعاملات ملی و فراملی و تجدیدنظر محتوای درسی و روش تدریس بر اساس مفاهیم و روش های نوین حائز اهمیت است؛ زیرا تنها از خلال فرایندهای فعال آموزشی-پژوهشی و فرهنگ ساز می توان به تقویت نگرش تمدنی دانشجویان رشته تاریخ پرداخت تا بدین وسیله، هم زمان با فهم ریشه ها و ابعاد چندلایه تمدن اسلامی در ساحت نقش آفرینان کنشگر در ساحت همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی ظاهر شوند
غایت شناسی دعای دوم صحیفه سجادیه از رهگذر نگاه تحلیلی به ویژگی های رهبر تمدن ساز اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : هر تمدنی چه از نوعی دینی و چه از نوع غیردینی آن، نیاز به رهبرانی از جنس رهبران تمدن ساز دارد. رهبر همان راهبر یا ترسیم کننده خط و سیر حرکت یک ملت در مسیر تاریخی آنها می باشد. البته در لسان قرآن، هیچ گاه سیر و مسیر حرکت ملت ها در صورتی که خودشان نخواهند عوض نخواهد شد (رعد، 11)؛ اما چه بسیار امت ها و ملت هایی که خواهان تغییر مسیر تاریخی خود بوده اند، ولی از داشتن رهبری شایسته بی نصیب مانده اند. مسئله پژوهش حاضر، نظری محققانه به دعای دوم صحیفه سجادیه است تا با داشتن زاویه دید تحلیلی گامی در راستای ترسیم ویژگی های رهبر تمدن ساز بردارد. علت انتخاب این دعا برای بررسی موضوع ویژگی های رهبر تمدن ساز از دو وجه قابل توجه می باشد: نخست اینکه، این دعا در زمینه های مختلف ویژگی های شخصیتی و عملکردی پیامبر (ص) مطرح شده است و از این جهت متنی جامع می باشد. نکته دوم اینکه، این تعابیر از جانب فردی معصوم مطرح شده که نگاهی درست و حقیقت گونه به شخصیت و منش پیامبر (ص) داشته است. از همین جهت متن دعا می تواند به عنوان منبعی معتبر و جامع تحلیل شود. اهمیت نگاه تمدن سازی به ویژگی های مطرح شده هم از آن جهت است که رهروان امر ایشان با دریافت این ویژگی ها و با ترسیم افق رهبری تمدن ساز، جهت گیری بینش و منش تمدنی را برای خود روشن خواهند دید. این مهم با داشتن نگاه گذرا و خوانشی بر صفات پیامبر (ص) به عنوان برترین رهبر تمدن ساز دینی، اتفاق نمی افتد؛ بلکه باید نگاهی تفسیری و عمیق بر این صفات داشت تا به نوعی به معنای ثابت و مشخصی از متن دعای دوم صحیفه سجادیه دست یافت و ازاین رو، باید با تأمل و ژرف اندیشی عمیق تری مطالعه و بازنگری شود. روش: در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه استقرایی استفاده شده است. مراحل شش گانه این روش در ادامه بیان می شود. 1. تدوین پرسش های تحقیق: این پرسش ها براساس پیش فرض های ذهنی محقق راجع به موضوع موردنظر صورت بندی می شوند (ادیب حاج باقری و همکاران، 1394، ص237)؛ 2. تعیین واحد تحلیل: واحد تحلیل، شخص یا چیزی است که تحلیل براساس آن انجام می شود. مضمون، رایج ترین واحدی است که پژوهشگران در تحلیل محتوای کیفی استفاده می کنند (مؤمنی راد و همکاران، 1392، ص203-204)؛ 3. ایجاد نظام مقوله بندی: مقوله های پژوهش حاضر براساس نظام استقرایی شکل گرفته اند. در نظام استقرایی، ابتدا مقولات مشخص و براساس آن، داده ها، مرحله به مرحله از متن استخراج می شوند (مایرینگ، 2014، ص81)؛ 4. نمونه گیری هدفمند: در این نوع نمونه گیری، منابعی برای بررسی انتخاب می شوند که واجد بیشترین اطلاعات، پیرامون موضوع مورد نظر هستند. این منابع را نمی توان از ابتدای پژوهش به طورکامل و دقیق مشخص کرد؛ زیرا انتخاب هر کدام به کفایت اطلاعاتی بستگی دارد که از منابع بررسی شده به دست آمده است (گال، بورگ و گال، 1395، ص 389-398)؛ 5. تحلیل و استنباط از متن: در این مرحله، پژوهشگر ادراکات خود از محتوای داده ها را با نگاهی عمیق بررسی می کند تا دلالت های ضمنی آن را استنباط کند (جنسن و جانکاوسکی، 2002، ص 184)؛ 6. پاسخ به پرسش های تحقیق: در پایان، براساس یافته های پژوهش و تحلیل و استنباط های مبتنی بر آن، به سؤال های پژوهش پاسخ داده می شود. نتایج پژوهش: در پاسخ به پرسش اول یعنی براساس دعای دوم صحیفه سجادیه و با نگاه و رویکرد تمدن سازی، اینکه ویژگی های پیامبر (ص) چگونه ترسیم شده است، مبین دو دسته صفات فردی و اجتماعی می باشد. در دسته صفات فردی، ویژگی های جسمی، روحی، ایمانی و اندیشه ای رهبر تمدن ساز مطرح شده است و در دسته اجتماعی، نحوه تعاملات با خویشان، دوستان و دشمنان و رویکرد راهبردی رهبر تمدن ساز مطرح شده است. نتایج پژوهش در پاسخ به سؤال دوم یعنی براساس ویژگی های رهبر تمدن ساز در دعای دوم صحیفه سجادیه، الگوی پیشنهادی رهبری تمدن اسلامی در عصر حاضر چه می باشد، مبین آن است که رهبر تمدن ساز در رویکردهای فردی، مهربان، جهادگر، مؤمن و متفکر می باشد و در رویکردهای راهبردی، فردی با رویکرد مردم گرا در تعاملات دوستانه داخلی، فردی با رویکرد اقتدارگرا در روابط مخل کننده و مزاحم داخلی، فردی با رویکرد گفتمانی در تعاملات دوستانه خارجی و فردی با رویکرد استراتژیک در تعاملات مخل کننده و مزاحم خارجی می باشد. البته این رویکردها به صورت تعاملی بر دیگر جنبه ها اثر گذاشته و تک بُعدی نمی باشد. سرانجام، پیشنهاد می شود در راستای غنابخشی به تحقیق حاضر، دیگر صفات رهبر تمدن ساز با نگاهی عمیق و رویکردی جدید در دیگر منابع دینی واکاوی و کنکاش شود تا از این رهگذر نه تنها شناخت کافی نسبت به صفات رهبر تمدن ساز اسلامی حاصل شود، بلکه در مقایسه ای فرازمانی در رهبریت تاریخی این تمدن، بحث اطمینان قلبی به موضوع ولایت به عنوان امری در سلوک سیر تمدن ساز، برای رهروان این طریقت حاصل و عاید شود. بحث و نتیجه گیری: تمدن اسلامی به یقین از زمان شکل گیری خود در فرازها و فرودهای زیادی قرار گرفته است؛ اما هیچ کدام از این ریز کنش های مزاحم نتوانسته است کنش حق مدار تمدن اسلامی را در افول و تاریکی قرار دهد و همواره نور این تمدن برای انسان های حقیقت طلب تاریخ، روشنگر و چراغ راه بوده است. تمدن عظیم اسلامی در رهبری و مدیریت همواره متصل به نیروی رهبریت الهی و از جانب اهل بیت (ع) بوده و این انوار مقدس به عنوان الگویی تام در رهبریت تمدنی، سرمشق بوده اند؛ اما در عصر غیبت رهبری تمدن با جایگزینی کلیدواژه ولایت فقیه به جای ولایت امام، دارای رویکردی با ابعاد جدید می باشد. به یقین، برای رهروان تمدن اسلامی پیروی تام و کامل زمانی اتفاق می افتد که این ولایت را به عنوان شاخصه اصلی کشتی در حال حرکت تمدن نوین اسلامی پذیرا باشند و به واسطه ربط با حقیقت، ربط خود را با ولایت روشن نمایند. این مهم زمانی بیشتر ضرورت می یابد که با مقایسه ای بین صفات بنیان گذار تمدن اسلامی و بنیان گذار انقلاب اسلامی و ادامه دهندگان این رهبریت، بفهمیم که صفات رهبران تمدن هزاران ساله اسلامی الگویی برای رهبران تمدن نوین اسلامی بوده و در این راستا تالی تلو ایشان می باشند. وظیفه تابع تمدن اسلامی ایجاب می کند برای بودن و ماندن در کشتی نجات تمدنی، تابع ولایت نیز بوده، وگرنه در برهه های سخت طوفان دریای ظلمت جهل و جهالت، از مسیر درست خارج و غرق شود.
بازخوانی نظریه انحطاط مسلمانان علی شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
98 - 114
حوزههای تخصصی:
بروز مسائل گوناگون اجتماعی و فرهنگی در ایران اسلامی در دهه ها و سده های متمادی موجب شده اندیشمندان بسیاری از منظرهای گوناگون نظری و با چارچوب های علمی متفاوت به توصیف و تحلیل و تبیین این مسئله بنیادین و پردامنه بپردازند و راهکارهای مختلفی برای بهبود وضعیت ارائه دهند. علی شریعتی از اندیشمندانی است که به تحلیل این مسئله از زاویه انحطاط مسلمانان پرداخته است. رویکرد او به دین اسلام متأثر از تحصیلات جامعه شناختی و تاریخی اوست. شریعتی در پاسخ به این پرسش بنیادین که علت انحطاط مسلمانان چه بوده است، ابتدا فاصله گرفتن از اسلام راستین را مطرح می کند و سپس به علل انحراف از آن و نقش آن در انحطاط مسلمانان می پردازد و درنهایت، راهکارهایی برای بازگشت به اسلام راستین به دست می دهد. به نظر او، از میان علل و عوامل گوناگونی که به انحراف از اسلام راستین منجر شده اند، تغییر ایدئولوژی اسلام اصلی ترین و بنیادی ترین علت است. درنتیجه، بازگشت به ایدئولوژی اسلام گره گشاترین راهکار به حساب می آید و مسئولیت اصلی آن نیز برعهده روشنفکران است. روش این پژوهش مطالعه کتابخانه ای است که هدف آن صورت بندی نظام مند اندیشه شریعتی درباره چیستی اسلام و علل انحطاط مسلمانان و راهکارهایی برای احیای آن است.
تبیین و مقایسه طبقه بندی های علوم در تمدّن اسلامی و تمدن غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشمندان بسیاری بر اساس معرفت شناسی و هستی شناسی خود به طبقه بندی علوم پرداخته اند. هدف این مطالعه تبیین و مقایسه رده بندی های علوم در تمدن اسلامی و تمدن غرب و کشف تفاوت ها و تشابهات آنهاست. روش: این مطالعه از نوع تحلیلی و به روش مرور متون انجام شده است. یافته ها: دانشمندان مسلمان ملاک هایی «بومی» برای طبقه بندی علوم در نظر گرفتند. آموزه های وحی، تعالیم نبوی و اعتقاد به معاد این طبقه بندی را متأثر کرد. دانشمندان غربی با نگاه نو و ویژه به جهان، به طبقه بندی علوم پرداختند و اساس آن را جدا کردن دین و فلسفه از علوم تجربی و اولویت دادن به علوم تجربی و طبیعی دانستند. نتیجه گیری: توجه به تفاوت در اصول طبقه بندی علوم در تمدن اسلامی و تمدن غرب برای سازماندهی به آموزش علوم انسانی و اسلامی و نیز رده بندی های کتابخانه ای برای متون و مدارک مرتبط با فرهنگ، ادبیات، تاریخ و جغرافیای ملل اسلامی سازنده است و می تواند در این باب راهگشا باشد.
تحلیل علم سنجی تولیدات علمی در حوزه تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تحلیل علم سنجی تولیدات علمی حوزه تمدن اسلامی در پایگاه وب آو ساینس است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد علم سنجی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی تولیدات علمی نمایه شده (337 عنوان) در پایگاه وب آو ساینس از سال 1986-2018 است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز یاداشت برداری و ابزار تجزیه و تحلیل اطلاعات نرم افزارهای وُس ویوور، هیس سایت و اکسل می باشد. یافته ها: روند انتشار مقاله ها با کمی نوسان در سال های مختلف صعودی بوده و بیشترین موضوع های مقاله ها به ترتیب در حوزه های موضوعی علوم سیاسی، مذهب و جامعه شناسی است. همچنین کشورهای آمریکا، ترکیه، انگلیس و مالزی و دانشگاه های باریلان، کلمبیا و آنکارا و مجله پژوهش صلح بیشترین انتشار و استناد تولیدات علمی را داشته اند. علاوه بر این یافته ها نشان داد که جاناتان فاکس بیشترین انتشار مقاله را در میان نویسندگان داشته ولی همکاری استنادی نویسندگان کشورها و سازمان ها درکل کمتر است و شبکه هم رخدادی کلیدواژه ها نیز پراکندگی بیشتری داشته و کلیدواژه های اسلام و تمدن اسلامی بیشترین هم رخدادی را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: استنادهای محلی به تولیدات علمی بسیار پایین تر از استنادهای جهانی بوده و همکاری علمی کشورها، سازمان ها و نویسندگان نیز پایین است. لذا، سیاست گذاران تمدن اسلامی در کشورهای مختلف بویژه کشورهای مسلمان باید به تقویت و بهبود همکاری های علمی در سطح محلی و بین المللی پرداخته و انگیزه های لازم برای افزایش تولیدات علمی و همکاری های علمی را در بین نویسندگان، کشورها و سازمان ها ایجاد کنند.
معاصر سازی شخصیت حضرت زینب (س): الگویی تمدنی برای زن مسلمان در رویارویی با بحران های هویتی و رسانه ای جهان معاصر
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
29 - 44
حوزههای تخصصی:
در رویارویی با بحران های هویتی و هجمه های تمدنی عصر حاضر، بازخوانی شخصیت های تاریخ ساز اسلامی از جمله حضرت زینب(س)، ضرورتی بنیادین در راستای بازتولید گفتمان زن مسلمان به شمار می رود. پژوهش حاضر با رویکردی تمدنی و گفتمانی، به تحلیل چندوجهی شخصیت حضرت زینب(س) می پردازد و بر لزوم معاصر سازی الگویی آن حضرت در عرصه های هویتی، فرهنگی، اجتماعی و رسانه ای تأکید دارد. این پژوهش نشان داد که حضرت زینب(س)، نه تنها راوی نهضت عاشورا، بلکه کنشگری فعال، خردورز، رسانه ای و مقاوم در برابر نظام سلطه بود و این ویژگی ها می توانند به مثابه سرمایه های گفتمانی زن مسلمان امروز در تقابل با سلطه روایت های غرب محور و نابرابری های تمدنی عمل کنند. معاصر سازی شخصیت حضرت زینب(س)، به معنای احیای عقلانیت معطوف به معنا، کنشگری اخلاق محور، و روایت گری حق طلبانه در زیست بوم امروز است. این پژوهش با تکیه بر منابع اسلامی، مطالعات زنان، جامعه شناسی دین و گفتمان پژوهی، چارچوبی نظری برای الگوبرداری تمدنی از شخصیت حضرت زینب(س) پیشنهاد می دهد و راهکارهایی برای پیاده سازی این الگو در نظام آموزشی، سیاست گذاری فرهنگی و تولید رسانه ای ارائه می کند.
جایگاه نقاشی در سده های میانی با نگاه به شالوده بازشماری دانش ها و هنرها در تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ علم دوره ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
109 - 132
حوزههای تخصصی:
دسته بندی دانش ها و هنرها در تمدن اسلامی با فارابی آغاز شد. هرچند فارابی در احصاءالعلوم ، دانش ها و هنرها را در پیوند با سرشاخه های اصلی شناسایی می کند، جاماندن نقاشی از دسته بندی، جایگاه آن را در تمدن اسلامی پرسش برانگیز کرد. چرا نقاشی در دسته بندی دانش ها و هنرها در تمدن اسلامی هرگز جایابی نشده بود؟ موانع جایابی نقاشی چه بود؟ شناخت جایگاه نقاشی، نیازمند بازیابی رشته پیوند آن با شاخه های دانش و هنرها است. رویکرد فارابی به شعر، و نیز بررسی موانع دسته بندی شعر در میان دانش ها و هنرها، سرآغاز جستجو در باره جایگاه نقاشی است. فارابی در إحصاء العلوم ، شعر را از دید همانندی با زبان، در شاخه زبان و در قوانین صناعت شاعران و کتاب الشعر ، شعر را از دید منطقی و محاکات، در ساختار منطقی بررسی کرد. پژوهش کنونی با تأکید بر همانندی شعر و نقاشی در پی بازیابی جایگاه نقاشی در نظام دسته بندی دانش ها و هنرها است. این پژوهش بنیادی است و به روش تحلیل مفهومی با تأکید بر اندیشه های فارابی و دیدگاه های حکمای مسلمان پیش می رود. پژوهش بر این یافته درنگ می کند که نقاشی در هماهنگی با ارزش های بنیادی تمدن اسلامی، توانست سه مایه اصلی برتری دانش ها و هنرها را که اساس دسته بندی بود به دست آورد. نقاشی در همانندی با شعر، فضیلت های برتر آرمانی و مذهبی، به بیانگری والاترین موضوع ها راه برد؛ در پیوند با دانش هایی مانند هندسه، نورشناسی و کیمیا بر بنیان های استوار ریخته شد، و با راه یافتن به درون دربارها، نقش تعلیمی خود را گسترش داد.این ویژگی ها، به جایابی نقاشی در میان شاخه های دانش ها و هنرها منجر شد.
حجاب، فرهنگ پذیری و گفتمان سازی تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
151 - 186
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در تمدن اسلامی، حجاب به عنوان عنصری برای تأمین کرامت انسانی، تقویت پیوند های اجتماعی و حفظ ارزش های اخلاقی موردتوجه بوده و رعایت حجاب به عنوان نمادی از تمدن نوین اسلامی موردتوجه جهان قرار گرفته است. این پژوهش با توجه به تأثیر حجاب در گفتمان سازی تمدن اسلامی، به چگونگی نقش آفرینی حجاب به عنوان یک فرهنگ دینی در این زمینه می پردازد. روش: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش تحلیل محتوای جهت دار با مصاحبه نیمه ساختاریافته از خبرگان مطلع از موضوع که به شیوه هدفمند مبتنی بر معیار شامل اساتید دانشگاه مرتبط با رشته های فرهنگی و فعالان امور پژوهشی اسلامی زنان و درحد اشباع نظری به تعداد 17 نفر انتخاب شده اند، صورت گرفت و برای روایی از سه شاخص اعتمادپذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری استفاده شد. یافته ها: در پاسخ به پرسش «چگونگی نهادینه سازی فرهنگ حجاب در جامعه» 66 مفهوم در 10 مقوله به عنوان راهکار مطرح شد، در پاسخ به پرسش «نقش گفتمان سازی حجاب در تمدن سازی اسلامی» 24 مفهوم در 4 مقوله به دست آمد و برای پاسخ به پرسش «نقش حجاب در تمدن سازی اسلامی» 39 مفهوم در 7 مقوله مطرح شدند. نتایج: چگونگی ترویج حجاب ازسوی مشارکت کنندگان با تکرار ارزش حجاب در طولانی مدت، اقدامات حمایتی خانواده، آموزش پذیرش حجاب، آگاهی بخشی، ارائه الگو های مثبت از افراد با حجاب، استفاده از هنر و رسانه برای ترویج حجاب، استدلال منطقی برای پذیرش حجاب، نقش حمایتی دولت، تقویت جنبه های دینی حجاب و توجه به جنبه های زیبایی شناختی حجاب مطرح شد. نقش گفتمان سازی حجاب در تمدن سازی اسلامی با اقداماتی مانند معرفی دستاورد های زنان موفق، گفتمان هویتی، دینی و اخلاقی، حجاب گفتمان غیرکلامی و گفتمان سازی حجاب در رسانه و نقش حجاب در تمدن سازی اسلامی با اقداماتی چون حجاب نماد تمدن اسلامی، وجود زنان موفق باحجاب نماد تمدنی، حجاب شیک و جذاب، گفتمان سازی تمدنی حجاب، حضور زن با حجاب در مجامع جهانی، حجاب رسانه تمدنی و حجاب نماد هویت و تمدن اسلامی دسته بندی شدند.
وفاق در سیره و مدیریت حضرت محمد(ص)؛ الگویی تمدنی برای جامعه معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
79 - 98
حوزههای تخصصی:
سیره شخصیتی و عملکرد مدیریتی رسول الله در پیشگیری از مسائل و بحران های مختلف سیاسی و اجتماعی عصر نبوی برای جامعه حال حاضر الگو و سرمشق محسوب می شود. در نگاه کلی نگر و با مطالعه سیره آن حضرت، کاهش تنش های اجتماعی و سیاسی عصر نبوی با محوریت برقراری وفاق از سوی پیامبر (ص) بوده است. براین اساس، در پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که از مصادیق وفاق در سیره رسول الله در عصر مدنی می توان چه الگویی برای جامعه معاصر اخذ کرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که ورود مسلمانان به مدینه و قرارگیری در فضای مدنی جدید، رسول الله را به این سمت سوق داد که زمینه اتحاد و وفاق اسلامی را از همان ابتدا و در ارکان مختلف جامعه اسلامی فراهم کند. ساخت مسجد با مشارکت همه مسلمانان، انعقاد پیمان نامه عمومی و عقد مواخاه در همان ابتدای حضور رسول الله در مدینه همدلی، اتحاد و وفاق را با تکیه بر علایق و منافع مشترک همچون تأمین امنیت عمومی، رفاه، آبادانی و ایجاد سازوکار تشکیلاتی برای دولت نبوی فراهم کرد. این پشتوانه موجب آن شد که رسول الله در غزوات و سرایا بتواند موفق عمل کند و با برقراری پیمان با قبایل در سال نهم هجرت پازل همدلی و وفاق اسلامی تکمیل شود. جستار حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع متقدم کتابخانه ای نگاشته شده است.
بررسی تحلیلی مولفه های بیداری اسلامی از منظر مقام معظم رهبری
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
53 - 72
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی مولفه های بنیادین گفتمان بیداری اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری، از طریق تحلیل محتوای بیانات و متون ایشان انجام شده است. یافته ها نشان می دهد بیداری اسلامی در منظومه فکری ایشان، گفتمانی چندبُعدی است که حول دال مرکزی «احیای تمدن اسلامی» با محوریت عقلانیت، علم و اخلاق شکل می گیرد. مولفه های کلیدی این گفتمان شامل: ۱) احیای هویت اسلامی به مثابه پایه مبارزه با استعمار نوین، ۲) مقاومت در برابر تهاجم فرهنگی و استکبارستیزی، ۳) مردمسالاری دینی با تکیه بر مشارکت نخبگان و حوزه های علمیه، و ۴) جنبش نرم افزاری و تولید علم در چارچوب ارزش های دینی است. از منظر ایشان، تحقق این گفتمان نیازمند هماهنگی سه گانه «نخبگان فکری»، «نهادهای دینی» و «مردم» در سطوح داخلی، منطقه ای و جهانی است. پژوهش حاضر با روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و نظریه هژمونی لاکلا و موفه، چالش های پیشِروی این گفتمان را در دو سطح آسیب های درونی (ضعف ایدئولوژیک، گسست رهبری-مردم) و تهدیدهای بیرونی (راهبردهای استعماری نظیر تفرقه افکنی و ارائه بدیل های انحرافی) مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاکی از آن است که تمدن سازی اسلامی در گرو بازتعریف مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، مهدویت و مقاومت فعال در پرتو تحولات ژئوپلیتیک معاصر است.