مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۴۱.
۳۴۲.
۳۴۳.
۳۴۴.
۳۴۵.
۳۴۶.
۳۴۷.
۳۴۸.
تمدن اسلامی
حوزههای تخصصی:
امروزه قدرت های استکباری جهان درصددند که تمدن خویش را به عنوان الگوی مطلوب و برتر برای کشورهای جهان ترسیم نمایند، اما برنامه های جامع و کامل دین اسلام، سوق دهنده انسان به سوی تمدنی درخشان، کارآمد و پویا بوده و براین اساس در سطح جهانی، سدی عظیم در فراگیر شدن تمدن سکولار غربی است. درواقع، جهان استکبار با شیوه های متعدد و متفاوت به دنبال خدشه دار کردن تعالیم اسلامی و نابودی وحدت مسلمانان است. یکی از این اقدامات، محو کردن یا کم رنگ جلوه دادن مراسم پیاده روی اربعین است، زیرا این مراسم از این امکان و ظرفیت بهره مند است که بسترساز تحقق تمدن اسلامی گردد. آیت الله خامنه ای در بیانات متعدد از یک سو به مؤلفه های متفاوت پیاده روی اربعین تأکید کرده و ازسوی دیگر به ظرفیت تمدن سازی این مراسم پرداخته اند. بنابراین هدف این پژوهش دستیابی به دیدگاه آیت الله خامنه ای در خصوص نقش مؤلفه های سیاسی پیاده روی اربعین در تحقق تمدن اسلامی است. لذا بیانات ایشان از سال 1360 1403با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی و پنج مقوله استخراج گردید. یافته ها نشان داد که از منظر ایشان، مؤلفه های سیاسی این مراسم امت سازی، وحدت، عدالت گستری، مقاومت-ظلم ستیزی و بیداری اسلامی است که تحقق و اعتلای تمدن اسلامی را تسریع کرده است.
بررسی اندیشه تمدنی امام موسی صدر با رویکرد انتقادی از تمدن غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دغدغه های امام موسی صدر تمدن سازی آرمانی، صحیح و اصولی بود. هدف از نگارش این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، تبیین اندیشه تمدنی امام موسی صدر با رویکرد انتقادی او از تمدن مادی گرایانه غرب است و به این پرسش پاسخ داده شده است که ارکان اندیشه تمدنی امام موسی صدر چیست و او چه نقدی بر تمدن غرب داشته است؟ یافته ها نشان داد که محورها و ویژگی های اصلی در اندیشه تمدنی امام موسی صدر عبارت اند از: یک. ظرفیت بی بدیل و همه جانبه دین در تمدن سازی اعم از بُعد اخلاقی و اجتماعی و فکری؛ دو. توجه به هویت انسان و ابعاد وجودی او و حفظ کرامت انسانی به عنوان شاخص پیشرفت تمدنی؛ سه. تلاش برای صلح و گفت وگو و همزیستی مسالمت آمیز با فرقه ها و مذاهب مختلف. در مقابل برخی ویژگی های تمدن غرب از منظر امام موسی صدر مانند خودخواهی، مادی گرایی، انکار خداوند و نظام فرقه گرایانه و آپارتاید، به عنوان موانع تمدن سازی آرمانی معرفی شده اند. نتایج نشان می دهد که امام موسی صدر برای تحقق تمدن جهانی و آرمانی بر لزوم توجه به همه ابعاد انسانی، احترام به تنوعات دینی و فرهنگی، استفاده توأمان از علم و دین، احیای نقش مادری زن و مبارزه با سلطه گری ظالمانه تمدن غرب تأکید دارد.
الزامات نهادینه سازی سبک زندگی اسلامی- ایرانی مبتنی بر آموزه های امام رضا(ع) در راستای شکل گیری تمدن اسلامی؛ مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در تمدن اسلامی سبک زندگی و الزامات نهادینه شدن آن است. مسئله اصلی این پژوهش بررسی الزامات نهادینه سازی سبک زندگی اسلامی- ایرانی مبتنی بر آموزه های رضوی در راستای شکل گیری تمدن اسلامی است و هدف از انجام آن احصای الزامات بیان شده از نگاه نخبگان دانشگاهی و حوزوی است. روش پژوهش کیفی و اطلاعات و داده های پژوهش با مصاحبه های عمیق و نیمه ساخت یافته گردآوری و با شیوه تحلیل مضمون تجزیه وتحلیل شده است. جامعه مورد مطالعه نخبگان دانشگاهی و حوزوی استان کرمانشاه در سال 1402 بود که براساس رویکرد نمونه گیری هدفمند و نظری بنا بر اشباع نظری، با 12 نفر مصاحبه انجام گرفت. پس از بررسی و تحلیل از اطلاعات برای پاسخ به سؤال اصلی و اینکه مهم ترین الزامات نهادینه سازی سبک زندگی اسلامی- ایرانی چیست، مشخص شد که این الزامات شامل «الزامات مبنایی (عوامل دانشی و شناختی، بینشی و نگرشی، رفتاری و عملکردی)؛ ساختاری و فنی (تهیه زیرساخت ها و الزامات ساختاری) و اجرایی (عوامل و شرایط مدیریتی، الگوها و ضمانت اجرا)» قابل جمع بندی است که نتایج پژوهش ضمن واکاوی مؤلفه های سبک زندگی اسلامی- ایرانی مستخرج از سیره امام رضا(ع) به ارتباط آن در ایجاد و شکل گیری تمدن اسلامی توجه دارد.
آسیب شناسی فلسفی اقتصاد ایران برمحور مفهوم شاکله؛ شاکله نامولد اقتصاد یا قاعده گذاری های نادرست اقتصادی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اوضاع کنونی اقتصاد ایران، مانعی جدی در برابر تمدن سازی انقلاب اسلامی است. ضرورت دارد نظریه پردازی در حوزه آسیب شناسی اقتصادی ایران از سایر دریچه های دانشی نیز مورد بررسی قرار گیرد. در این نوشتار که با روش تحلیلی-توصیفی فلسفی نگاشته شده است، قصد بر این است که با اتکا بر مفهوم شاکله، ضمن بررسی تاریخی شکل گیری شاکله اقتصاد غیرمولد کشور، تحلیلی فلسفی از علت وضعیت اقتصادی-تولیدی کشور و راهکار پیشنهادی ارائه گردد. نتایج گویای آنند که اولا تمام مسئله مربوط به شاکله اقتصاد ایران بوده و این شکل اقتصاد ایران است که ریشه نامولدی کشور محسوب می گردد، نه قواعد و برنامه ها و ثانیا به واسطه چند برنامه اصلاح اقتصادی جزئی نمی توان بر شکل نامولد اقتصاد مسلط شد. این برآیند که پیشنهاد اصلی نوشتار حاضر است حاصل می گردد که لزوما تحول در شکل اقتصاد ایران در گام اول به واسطه راه حل های اقتصادی و برنامه های اقتصادی رخ نمی دهد. بلکه پیش از هر چیزی باید گام هایی برداشته شوند که به تدریج شاکله اقتصاد ایران به مسیر مولد بازگشته و در قدم بعدی قاعده گذاری های کارشناسی اقتصادی صورت پذیرند. پیشنهاد این نوشتار برای تغییر تدریجی شاکله نامولد اقتصاد ایران، ایجاد هسته های مولد اقتصادی است.
تحلیل دلالت های تمدنی واژه فلاح در قرآن کریم با تأکید بر نقش امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه فلاح از مفاهیم بنیادین تمدنی است که علاوه بر بُعد فردی، در ساختارهای اجتماعی و امنیتی نیز نقشی اساسی دارد. این پژوهش با هدف تحلیل دلالت های تمدنی فلاح در قرآن کریم، با تأکید بر نقش امنیت، به بررسی مفهوم آن و پیوندش با عناصر کلیدی تمدن اسلامی می پردازد. روش تحقیق بر اساس چارچوب نظری ایزوتسو تنظیم شده و با بهره گیری از تفاسیر معتبر همچون طبری، مجمع البیان و المیزان، ابعاد مختلف ارتباط فلاح با امنیت اجتماعی و تمدنی مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیاتی مانند آل عمران (200) و انفال (45) با تأکید بر اصول اخلاقی، اجتماعی و عبادی، زمینه های تحقق امنیت پایدار و شکوفایی تمدنی را تبیین می کنند. همچنین، واژگان مرتبط با فلاح مانند تقوا، صبر، ذکر، اجتناب از گناه، شکر و علم، نقشی کلیدی در استقرار امنیت اجتماعی و توسعه تمدنی دارند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که فلاح در قرآن کریم نه تنها به رستگاری فردی، بلکه به بنیان گذاری نظام های اجتماعی و تمدنی پایدار و امن ارتباط دارد. این مفهوم، با پیوند دادن امنیت، معنویت و عدالت اجتماعی، زیربنایی برای شکل گیری تمدن اسلامی و استمرار آن فراهم می کند.
علم نافع تمدن ساز در اندیشه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
204 - 237
حوزههای تخصصی:
اهتمام به علم از مهم ترین دغدغه های حیات بشری بوده است. تلاش بشر بر این بوده تا با دسترسی به علم، زمینه های رفاه و آسایش بیشتر را برای خود فراهم آورد. جوامع طالب علم توانسته اند زمینه های برتری جویی را در عرصه های مختلف در پیش بگیرند. در اسلام علم موردتوجه اساسی قرارگرفته آیات آغازین نازل شده به علم اختصاص یافته است. متفکران جهان اسلام تلاش کرده اند اهمیت علم و توجه اسلام به مبانی علم را مورد کنکاش قرار دهند. در این پژوهش تلاش بر این بوده است تا اندیشه ی آیت الله خامنه ای به عنوان متفکر و رهبر نظام اسلامی در باب علم، علم نافع و تأثیر آن در ظهور و بروز تمدن نوین اسلامی به بحث گذاشته شود. روش به کاررفته در این پژوهش روش تحلیل مضمون است. سؤال نویسنده این که علم نافع در نگاه آیت الله خامنه ای شامل چه شاخصه هایی است و این علم در فرآیند ظهور و بروز تمدن چه جایگاه و نقشی را بر عهده دارد؟ یافته ها بیانگر این است که علم در باور فکری آیت الله خامنه ای زمانی موردتمجید است که برای جامعه و حیات بشری در ابعاد مختلف مادی و معنوی سعادت آفرین باشد و انسان را در مسیر هدایت الهی قرار دهد و نیازهای ضروری او را تأمین کند. برای علم نافع ویژگی هایی چون رفع نیازهای ضروری انسان، تأمین سعادت مادی و معنوی، کاربردی بودن، مانع دین نبودن، اخلاص و امثال آن طرح بحث شده است.
آرای اندیشمندان مسلمان معاصر عرب درباره عوامل درونی انحطاط تمدن اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
222 - 197
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی با وجود شکوفایی نخستین، به تدریج بر اثر عواملی دچار آسیب شد که آن را به انحطاط کشاند. این عوامل، برخی درون ساختاری بودند که از درون جامعه اسلامی بر آن تأثیر منفی گذاشت و برخی برون ساختاری بودند؛ یعنی عواملی که از جهان پیرامونی و حوادث بیرونی، تمدن اسلامی را دچار تخریب و ضعف کرد. همان گونه که برآمدن و گسترش این تمدن مورد توجه اندیشمندان بوده، رکود و انحطاط آن نیز از نظر آنان دور نمانده است و هرکدام به برخی از این عوامل پرداخته اند. در این مقاله، به شیوه توصیفی تحلیلی، این پرسش مطرح شده که از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، بررسی آسیب ها و آفات درونی تأثیرگذار بر انحطاط تمدن اسلامی است و رسیدن به پاسخ این پرسش را دنبال می کند که «از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب، چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی مؤثر بوده اند؟» فرضیه پژوهش، بر دوگانه عوامل درونی و برونی انحطاط در رویکرد این اندیشمندان دلالت دارد که در این مقاله، به عوامل درونی این انحطاط پرداخته می شود. این پژوهش، از نوع تاریخی است و در مرحله گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین، با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته است . در این پژوهش، مراد از تمدن اسلامی، تمامی میراث و جنبه های مادی و معنوی مسلمانان است که در دوران مجد و عظمت تمدنی خود به آن دست یافته و به بشریت عرضه کرده اند؛ مراد از انحطاط تمدن اسلامی نیز بروز حالت عقب ماندگی، پاشیدگی و تنزل تمدنی در میان مسلمانان است که درخشش علمی ایشان، به ضعف و رکود تبدیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقوله افول اقتدار جهان اسلام، اندیشه بسیاری از نویسندگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا را از سده 13ق به بعد درگیر ساخت. مفهوم انحطاط توسط ترکان، اعراب، ایرانیان و همچنین مسلمانان در هند و اندونزی، بسیار استفاده شده است. اینکه چرا مسلمانان عقب ماندند و دیگران پیشرفت کردند، موضوعی شد که نویسندگانی با ملیت های مختلف اسلامی بدان پرداختند. در محیط عربی معاصر، یک بحران اجتماعی چندبُعدی وجود داشت که از نتایج انحطاط و زوال اسلامی بود و به ظهور جنبش های اصلاحی انجامید. غالب اندیشمندان جهان عرب همچون: محمد عبده، محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، مالک بن نبی، سمیح عاطف الزین، شکیب ارسلان و دیگران، به مقوله انحطاط بر اساس وضعیت کنونی جوامع اسلامی پرداخته و عقب ماندگی جهان اسلام را پذیرفته اند؛ هرچند در علل این عقب ماندگی، مناقشه هایی رخ داده است. ازاین رو، بیشتر به راه های برون رفت از این عقب ماندگی و زوال در قالب اندیشه اصلاحی پیشرفت پرداخته اند و نوین سازی جوامع اسلامی را برخی با بازگشت به اسلام و تعالیم آن، و بعضی با اخذ الگوهای پیشرفت غربی طرح کرده اند. با این دیدگاه است که اصلاح طلبان مسلمان راه حل های گوناگونی برای احیا و پیشرفت جامعه اسلامی و برون رفت از وضعیت زوال و عقب ماندگی ارائه داده اند. در تحلیل و بررسی این اندیشمندان، بحران های اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و علمی درازدامنه از درون جامعه اسلامی، بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده اند. همین مساعد بودن شرایط درونی، تأثیر عوامل بیرونی را هموار کرده است. اندیشمندان مسلمان، در صدر علل انحطاط تمدن اسلامی، بحران یا انحطاط اعتقادی مسلمانان را مطرح کرده اند. در بحران سیاسی، استبداد حکام اسلامی یا استبداد داخلی و ظلم و فساد حکّام، در اندیشه غالب اصلاح گران معاصر به عنوان یکی از علل مؤثر عقب ماندگی مسلمانان مطرح شده است. برخی از عواملی که اندیشمندان مسلمان در باره انحطاط تمدنی مطرح کرده اند، در حوزه انحطاط اجتماعی است؛ مانند فقدان وحدت ملی و همبستگی اجتماعی، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی (قومیت گرایی و تعصب های قومی و نژادی) ، ناکامی در کسب نیرومندی مادی و معنوی، غرب زدگی و ازخودبیگانگی و خودباختگی در برابر غرب. بحران یا ضعف و زوال علمی، از دیگر عواملی است که اندیشمندان مسلمان در بررسی انحطاط تمدن اسلامی به آن پرداخته اند . زوال اخلاقی مسلمانان، چه زمامداران و چه مردم، از عواملی بوده که اندیشمندان آن را در انحطاط تمدن اسلامی مؤثر دانسته اند. تغییر اخلاق اسلامی به اخلاق دنیاگرایانه و مادی و دور شدن از ارزش ها و فضایل اخلاقی و انسانی، غالب شدن تجمل گرایی و تنعم گرایی بر مسلمانان، فساد اخلاقی، گرایش به رکود و سستی، فساد مالی و اقتصادی ، مسلمانان را از وظایف و مسئولیت های فردی و اجتماعی آنان دور ساخت. مقاله با این نتیجه گیری به پایان می رسد که اندیشمندان مسلمان جهان عرب، به پدیده انحطاط تمدن اسلامی قائل بودند و در علت یابی آن هم بر عوامل درونی و هم عوامل برونی تأکید کرده اند و عوامل درونی را مقدمه تأثیرگذاری عوامل برونی این انحطاط دانسته اند. متفکران اسلام گرا، دوری مسلمانان از اندیشه توحیدی اسلام و تغییر فرهنگ و سبک زندگی آنان را در انحطاط و عقب ماندگی آنان مؤثر دانسته اند و برخلاف دیدگاه اندیشمندان غیراسلام گرا، اسلام را نه تنها عامل عقب ماندگی مسلمانان ندانسته اند، بلکه بازگشت دوباره به حقیقت اسلام را در زایش تمدنی آنها کاملاً نقش آفرین می دانند.
کارکردهای فرهنگی ملی و مذهبی وقف درکرمان در دوران صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقف با انگیزه ی نیکوکاری سابقه ی طولانی در تاریخ ایران دارد و نهاد وقف منشأ خدمات مذهبی، علمی و فرهنگی گردیده است. کرمان نیز از قدیم الایام به عنوان کانون سیاسی، علمی و فرهنگی در جنوب شرق ایران مطرح بوده و به همین دلیل توجه به امر تعلیم و تربیت و ایجاد مراکز آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش به بررسی کارکردهای فرهنگی ملی و مذهبی وقف درکرمان در دوران صفویه می پردازد. اهداف تحقیق شامل شناخت نقش وقف در تأسیس مراکز علمی و تعلیم و تربیت، و سمت و سو دادن به امور مذهبی و فرهنگی جامعه می شود. فرضیه های تحقیق به بررسی تأثیر وقف بر توسعه آموزشی و هدایت اندیشه حاکم را تأیید می کنند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و داده ها از منابع اسنادی مانند وقف نامه ها، اسناد تاریخی و آثار معماری کرمان استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد وقف با تأمین منابع پایدار برای زیرساخت های شهری، آموزشی و مذهبی، به توسعه اقتصادی، کاهش نابرابری ها، ترویج تشیع و تقویت هویت فرهنگی کمک کرده و به پایداری تمدن اسلامی در کرمان منجر شده است. این نهاد نه تنها ابزاری برای رفاه عمومی بلکه عامل کلیدی در انسجام اجتماعی و فرهنگی بوده است.