مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۸۱.
۱۸۲.
۱۸۳.
۱۸۴.
۱۸۵.
۱۸۶.
۱۸۷.
۱۸۸.
۱۸۹.
۱۹۰.
۱۹۱.
۱۹۲.
۱۹۳.
۱۹۴.
۱۹۵.
۱۹۶.
۱۹۷.
۱۹۸.
۱۹۹.
۲۰۰.
روش
حوزههای تخصصی:
تفکر طراحی به بررسی شیوه عمل طراحان می پردازد و با تفسیر آن سعی بر کشف و معرفی الگوهای متداول دارد. مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده است. با این وجود جای خالی منابع داخلی همچنان مشهود است. تفاوت در آراء و خلأ مطالعات تطبیقی در این بین به برداشت های ضعیف و ناقص از تفکر طراحی انجامیده است. تبلور درکی یکپارچه از چیستی تفکر طراحی، در پرتو شناخت خصوصیات و شاخص های آن امکان پذیر خواهد بود. این درحالی است که چیستی و تعریف این ویژگی ها و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر همچنان ناشناخته و مورد سؤال است. در پاسخ به این سوال به عنوان هدف پژوهش، دیدگاه های منتقدین مختلف این حوزه در تطبیق با یکدیگر، به روش توصیفی-تحلیلی و به شیوه گردآوری کتابخانه ای، بررسی شدند. نتایج تحقیق در قالب ساختاری مبتنی بر، مبانی، روش و تسهیل گرهای تفکرطراحی، شرح گردید. شکل فرایندی پروسه طراحی، نظام حل مسئله، انسان محوری، یادگیری از خطا، ساخت نمونه و همکاری تخصص ها از جمله مهمترین خصوصیات برشمرده شده در این مسیر بودند. در جمع بندی بحث ویژگی های بنیادین تفکر طراحی به عنوان یک گونه مستقل از اندیشیدن با آنچه شیوه سنتی تفکر نام گرفته است، قیاس شد که نتایج حاکی از تفاوت های اساسی در اصول است. همچنین دسته بندی خصوصیات تفکر طراحی در سه حوزه مبانی، روش و تسهیل گرها، در قالب مدل انجام گردید. این دسته بندی، ساختاری ساده و کاربردی را جهت انتقال مفاهیم به مخاطبان در دسترس قرار می دهد اما امکان طرح الگوهای ساختاری دیگری نیز در آینده وجود دارد.
تدوین شاخص ها و طبقه بندی کاربردی مدل های آموزش آتلیه ای طراحی معماری
منبع:
معماری شناسی سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۰
103-121
حوزههای تخصصی:
هر آموزش طراحی معماری محوری ترین موضوع آموزش معماری است. اگرچه آموزش طراحی در ایران پس از انقلاب فرهنگی اصطلاحا بومی سازی شده، ولیکن اساس آن منطبق بر ساختار آموزشی بوزار، باهاوس و سپس شیوه های متاخر اروپایی و آمریکایی است. ضعف اساتید و مراکز آموزش عالی در دانش و فهم مدل های مختلف آموزشی منجر به انطباق آموزش طراحی معماری بر اساس سرفصل های سیال، منعقد نشده و سلیقه محور شده است. هدف مقاله حاضر شناسایی، تدقیق و طبقه بندی موثرترین شیوه های آموزشی است و فرض بر آن است که چنین طبقه بندی با شفافیت لازم می تواند تا حدود زیادی ضعف آموزشی دروس طراحی معماری را کاهش دهد. سوال اصلی پژوهش آن است که چه شیوه هایی در این زمینه تدوین و تجربه شده است؛ ویژگی های هر یک چیست و چه عواملی در انتخاب هر روش موثر است؟ این تحقیق از انواع پژوهش های ترکیبی است؛ علاوه بر تبعیت از روش های اسنادی و تاریخی، متکی بر روش های تحلیلی- مقایسه ای بوده ولیکن تجربیات آموزشی محققین در جمع بندی نهایی، روش های کیفی را بر ساختار تحقیق حاکم می کند. دستاورد پژوهش حاضر شناسایی پنج الگوی آموزشی بر مبنای شناسایی معیارهای کلان متمایز کننده می باشد.
ارزشیابی آموزش ضمن خدمت طرح تکفا (مهارت واژه پردازی) از دیدگاه کارکنان//(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۴ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱ (پیاپی ۹)
15 - 26
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی دوره آموزشی (واژه پردازی) ضمن خدمت طرح تکفا(توسعه کاربردی فناوری اطلاعات) از دیدگاه کارکنان جهاد کشاورزی هدف اصلی این پژوهش بوده است. این پژوهش، توصیفی پیمایشی بوده و جامعه آماری آن را 100 نفر از کارکنان وزارت جهاد کشاورزی که در دوره آموزشی واژه پردازی شرکت داشته اند، تشکیل داده بودند. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و به روش سرشماری جمع آوری شد. متغیر وابسته، «اثربخشی» دوره آموزشی واژه پردازی، و متغیرهای مستقل شامل: جنسیت، سن، تحصیلات، سنوات خدمت، ارایه روشن اهداف و سرفصل های آموزشی، رضایت از مربیان و آموزشگران دوره، محتوای آموزشی، روش آموزشی، محیط و امکانات آموزشی بوده است. ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای مورد مطالعه، به طور متوسط 84 درصد شد. بین «اثربخشی» دوره آموزشی واژه پردازی طرح تکفا، با متغیرهای شخصی سن و سنوات خدمت رابطه منفی و معنی داری وجود داشت؛ اما با میزان تحصیلات افراد مورد مطالعه رابطه معنی داری دیده نشد. هم چنین، با متغیرهای رضایت از آموزشگران، محتوا و روش ها و وسایل کمک آموزشی با 99 درصد اطمینان، و با ارایه روشن اهداف و سرفصل های دوره با 95 درصد اطمینان، رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت. ولی، با متغیر محیط و امکانات دوره رابطه معنی داری دیده نشد. بین میانگین دو گروه زن و مرد شرکت کننده در دوره آموزشی، از نظر «اثربخشی» آموزش با 95 درصد اطمینان تفاوت معنی داری وجود داشت.
آموزش زبان با کمک فیلم
منبع:
مطالعات آموزش زبان فارسی سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۵شماره ۳
105 - 123
حوزههای تخصصی:
یکی از ابزارهای مؤثر در آموزش زبان دوم، فیلم و نمایش آن برای زبان آموزان است. رسیدن به برخی از اهداف آموزشی، بدون بهره گیری از فیلم، بسیار مشکل است یا نیاز به زمانی طولانی تر دارد. این پژوهش می کوشد تا اهداف و تأثیر نمایش فیلم های آموزشی در آموزش زبان دوم، ابزار و روش های اجرایی آن را بیان کند. اهداف نمایش فیلم را می توان به دو بخش نخستین (اصلی) و فرعی (ضمنی) تقسیم کرد. شکسته شدن قفل شنیداری زبان آموز (درست و سریع شنیدن) و تلفظ درست و کاربرد حرفه ای واژگان و جمله ها (خوب گفتن) اهداف اصلی نمایش فیلم است. از اهداف فرعی این امر نیز می توان به تثبیت آموخته های پیشین، آشنایی با زبان گفتار، آشنایی با اصطلاحات و واژه های جدید، آموزش محتوا، انتقال فرهنگ و آموزه های اخلاقی، ایجاد انگیزه برای یادگیری درس جدید، بالابردن قدرت ضبط و نوشتار و خودآزمایی پیشرفته اشاره کرد. هر وسیله ای (سخت افزاری یا نرم افزاری) که بتوان با آن فیلم های گوناگون را با تصویر و صوت مطلوب در اختیار زبان آموز قرار داد، ابزاری آزمایشگاهی است که در قالب هشت روش اجرایی به کار برده می شوند.
روش های شناختی در تربیت اصلاحی از دیدگاه احادیث(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۷شماره ۹
101 - 138
حوزههای تخصصی:
یکی از ابعاد تربیت، جنبه اصلاحی آن است که مربی برای اصلاح و تغییر در صفات و رفتار ناپسند متربّی در ساحت های اجتماعی، عبادی، اعتقادی و سیاسی متربّی فعالیت هایی انجام می دهد، اما این تلاش های تربیتی در عرصه اصلاح روش های مربوط به خود را می طلبد که در زمینه شناختی، عاطفی، و رفتاری قابل بررسی می باشند، این پژوهش با مطالعه و بررسی تبیینی احادیث پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) در منابع روایی امامیه، روش هایی را مانند: تفهیم خطا، حکمت آموزی و برهان، ارجاع به فطرت، جهل زدایی، دعوت به تفکر و تعقل، تمثیل و تشبیه، تصویرسازی، تغییر باورهای غلط وخرافه زدایی که در زمینه اصلاح شناخت و نگرش به کار گرفته می شوند از بین آموزه های روایی پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) استخراج نموده است. این پژوهش با مطالعه و بررسی تبیینی احادیث پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) در منابع روایی امامیه، روش هایی را مانند: تفهیم خطا، در منابع روایی امامیه، روش هایی را مانند: تفهیم خطا، حکمت آموزی و برهان، ارجاع به فطرت، جهل زدایی، دعوت به تفکر و تعقل، تمثیل و تشبیه، تصویرسازی، تغییر باورهای غلط وخرافه زدایی که در زمینه اصلاح شناخت و نگرش به کار گرفته می شوند از بین آموزه های روایی پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) استخراج نموده است.
بررسی تحلیلی روش علامه جوادی آملی در تعیین معنای کنایات حزب مفصل قرآن با تکیه بر کتاب همتایی قرآن و اهل بیت (ع)
حوزههای تخصصی:
کنایه یکی از جنبه های اعجاز بیانی قرآن کریم به شمار می آید و باهدف تأثیرپذیری کلام و زیبا شدن الفاظ به کار می رود. کاربرد آن در قرآن کریم که سخن خداوند متعال است، فراوان دیده می شود، اما فهم آن، نیازمند داشتن تخصص و دانش و به کارگیری روش هایی است تا مقصود از کلام واضح شود که این امر، برای مردم عادی کار آسانی نیست. ازآنجایی که کنایه، باهدف تربیت، آموزش، فهماندن پیام های دینی به کاررفته است؛ فهمیدن معانی آن بر هر مسلمانی لازم و ضروری است. در این راستا، وظیفه مفسّر قرآن است که با استفاده از روش و استنادات خویش به گونه ای واضح، سخن خداوند متعال را نقل نماید، طوری که فهم آن برای مخاطب آسان گردد. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی درصدد است تا روش تفسیری علامه جوادی آملی را در بیان معانی کنایات قرآن در محدوده ی حزب مفصل، شناسایی نماید و ضمن معرفی آن، پیشنهادهایی را در جهت بهبود آن روش ها وارد سازد. یافته های به دست آمده از پژوهش نشان می دهد، علامه جوادی آملی در بیان معانی کنایات، از روش هایی همچون: بیان تفسیری کنایات با کمک سایر آیات قرآن، توجه به سیاق آیات قبل و بعد عبارت کنایی، استفاده از آیات تمثیلی، استفاده از عبارات تخصیصی، استفاده از ادله روایی و ... استفاده کرده است. البته نگارندگان تلاش نموده اند، در تعیین معانی کنایی عبارات، گاه آراء سایر مفسرین نیز جهت تبیین بهتر تفسیر عبارات مطرح کنند.
تبیین روش های تربیت دینی بر پایه اصلِ نیاز محورِ تدریج(مقاله علمی وزارت علوم)
پژوهش در زمینه اصول تربیت و روش های آن، از دیرباز مورد توجه اندیشمندان اسلامی بوده است. این توجه ناشی از اهمیت والای مسائل تربیتی در معارف دینی است. از آنجا که خلأ وجود پژوهش هایی کاربردی، دقیق و موشکافانه درباره «اصل تربیت» و «روش های آن»، به ویژه از منظر معارف دینی، به شدت احساس می شود، پژوهش حاضر بر آن است تا با روش تحقیق کیفی و داده بنیاد به تبیین روش های تربیت دینی، بر پایه یکی از اصول مهم و کاربردی تربیت دینی، یعنی «اصل تدریج» بپردازد. اشباع نظری بسندگیِ انتخاب مفاهیم، و کشف و بازرسی پایایی و اعتبار ابزار را برعهده دارد. جست وجوی متون دینی و به کارگیری مفاهیم و سپس مقوله ها تا جایی ادامه یافت که احساس اشباع نظری لازم به دست آمد. در این زمینه، اطلاعات لازم از متون دینی جمع آوری شده است. در پژوهش حاضر، اصل تربیتیِ تدریج و رهاوردهای آن در عرصه روش های تربیتی، اعم از آنچه که از سوی خود متربی لازم است تحقق یابد، و آنچه که مربی به عنوان یک راهنما باید مد نظر قرار دهد، مورد بررسی قرار می گیرد. بر اساس پژوهش حاضر، اصل تدریج یکی از اصول مهم تربیتی در کنار اصول دیگر مثل خدامحوری، مسئولیت پذیری، آخرت گرایی، توجه به مناسبات اجتماعی، اخلاق مداری، نظارت مداری و تکریم شخصیت متربی است. روش های تربیت دینیِ مبتنی بر اصل تدریج عبارت اند از: اعتدال و میانه روی، اولویت بندی و موقعیت شناسی، تکرار و تمرین، رفق و مدارا، آسان گیری
روش و گرایش آیت الله محمدهادی معرفت در التفسیر الأثری الجامع
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۹)
73 - 106
حوزههای تخصصی:
تفاسیر روایی متعددی به قلم دانشمندان شیعه و اهل سنت تألیف شده اند. یکی از تفسیرهای روایی در عصر کنونی، کتاب <em>التفسیر الاثری الجامع</em> تألیف مرحوم آیت الله محمدهادی معرفت است. این تفسیر از جهاتی قابل بررسی است: یکی از این جهات، روش مؤلف در این تفسیر است. روش ایشان از عناصری تشکیل یافته است؛ مانند مبادی تصوریه (مفاهیم) و تصدیقیه (مفروضات) و سازوکارها و فرایندها. در این مقاله تنها عناصر یادشده تبیین می گردد. ابتدا پیش فرض های تفسیری آیت الله معرفت در دو مبحث مبادی تصوریه (مفاهیم) و مبادی تصدیقیه (مفروضات) بیان می شود. مبادی تصوریه در قالب هفت مفهوم و مبادی تصدیقیه در قالب چهارده مفروض تبیین شده است. در بخش بعدی روش های آسیب زدایی از تفسیر اثری بیان می گردد. ایشان پنج روش برای آسیب زدایی از تفسیر اثری نام می برد و دو روش را توضیح می دهد. سپس در فرایندی سه گانه روش دستیابی به معنای آیات در <em>التفسیر الأثری الجامع</em> بیان می شود. در قسمت سوم گرایش تفسیر از طریق بررسی و تحلیل آماریِ عنوان های مطالب تبیین می شود. براساس تحلیل 738 عنوان، گرایش تفسیری آیت الله معرفت به ترتیب اخلاقی، فقهی و سپس کلامی و علوم قرآنی است.
دکارت، شکِّ متافیزیکی و بنیادگذاریِ روش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکّ روشیِ دکارت را هم آنان نقد می کنند که یک سره با شکّ میانه ای ندارند، هم دیگرانی که آن را برای آغازِ اندیشیدنِ روش مند، نابسنده می دانند. بااین حال، دست آوردهای شکّ روشیِ او در فلسفه های پس از وی، جذب شده و همواره درکار است. هدف این مقاله آن است تا نشان دهد که دکارت چگونه در راهِ پاسخ به پرسشی ناگزیر، از بنیادِ متافیزیکیِ روشِ علمی َش، توانست با به کاربستنِ شکِّ روشی به سانِ بسط گامِ نخست از همین روش، به مهم ترین کشفِ متافیزیکیِ خویش یعنی کشفِ پیوندِ ضروریِ وجود و عقل در این همانیِ «من» دست یابد. ازین رو، پس از طرحِ بنیادهای روش ریاضی کلّی و روشن ساختنِ ضرورتِ درونیِ طرحِ شکِّ روشی درنسبت با استوارساختنِ این بنیادها، با تمرکز بر گام سوم از شکّ روشی شکّ متافیزیکی گذارِ دکارت از سطح روان شناختیِ روش به سطحِ متافیزیکیِ آن صورت بندی می شود. روشن خواهد شد که شکِّ متافیزیکی به همراه ایده ی اهریمن فریب کار، گره گاهی است برای پیوندِ روشِ علمی و متافیزیک دکارتی؛ پلی برای گذر از «منِ» روان شناختی به «منِ» متافیزیکی؛ آستانه ای برای کشفِ پیوندِ ضروریِ وجود و عقل در این همانیِ «منِ» متافیزیکی؛ گذرگاهی برای کنارگذاشتنِ معیارِ شکّ ناپذیری برای حقیقت ازراهِ به کاربستنِ دوباره ی آن برخودش ودرنتیجه کشفِ معیارِ عقلانیِ وضوح و تمایز.
مولفه های ذهن فلسفی و کاربست آن در روش های آموزشی معلمان ابتدایی
حوزههای تخصصی:
مطالعه در زندگی و آثار فیلسوفان نشان می دهد که آنان از توانایی های منحصر به فردی برخوردارند و به همین خاطر جزو چهره های ماندگار همه دوران ها در آمده اند. هدف این پژوهش شناسایی مولفه های ذهن فلسفی فیلسوفان و چگونگی به کارگیری آن در روش های آموزشی معلمان است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده است. ابتدا ویژگی های ذهن فلسفی به صورت نظام مند توصیف شده است. سپس رهنمودهای ذهن فلسفی و نقش و کارکرد آن در بهبود کیفیت و اثربخشی کار معلمان- با تاکید بیشتر بر حوزه آموزش- مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. مهارت های منبعث از مولفه های ذهنیت فلسفی همچون جامعیت،ژرف نگری،انعطاف پذیری، نظریه پردازی، نقادی، تحلیل فلسفی و تردید منطقی، واجد روشنگری هایی ارزنده برای معلمان است که می تواند سبب بهبود عملکرد آنان شود.
اصول و روش های تربیت معنوی براساس دیدگاه دیوید کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
324 - 303
حوزههای تخصصی:
در قرن بیست و یکم، معنویت بیش از پیش در جوامع بشری و زندگی مردم جهان اهمیت یافته است. در نظام های آموزش و پرورش در سراسر جهان نیز تربیت معنوی مورد توجه قرار گرفته است و تلاش شده است که در برنامه درسی مدارس جایگاهی به آن اختصاص داده شود. هدف مقاله حاضر شناسایی و تبیین آرای دیوید کار، فیلسوفی که به خاطر آثارش در زمینه تربیت معنوی شهرت دارد و ارائه اصول و روش مبتنی بر این آراست. از یافته های این پژوهش نتیجه می گیریم اصول شامل عقلانیت، محوریت منش، همراهی دین و معنویت، فراگیربودن ارزش ها و آموزش حقایق و پرورش فضایل معنوی است که با روش های ظرفیت انتقاد و گفت وگو، انتقاد از خود، علاقه و احترام به دیگران، مشارکت دوجانبه مدرسه و خانه، آگاهی از معنویت و درک ارزش ها، به کارگیری هنر و ادبیات، سرمشق دهی، به کار گیری مربیان فضیلت گرا نه فضیلت آموز، به کارگیری علم در تربیت معنوی، مهارت آموزی به کارگیری مراقبه، به کارگیری حکایت و داستان و پرورش فضایل نظری و اصلی امکان پذیر است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی انجام شده است.
آسیب شناسی روش های تبلیغ دینی با محوریت مخاطب شناسی از نگاه روایات
حوزههای تخصصی:
تبلیغ در فرهنگ دینی، تعاریف و مبانی متفاوتی با تبلیغ در فرهنگ غرب دارد و همین موجب می شود که در به کارگیری روش ها، که یکی از ارکان تبلیغ است، مختلف باشند. این روش ها بر اساس هر یک از این دو فرهنگ، اقتضائات خاص خود را دارد ضمن آن که غفلت از به کار بستن صحیح روش های تبلیغ دینی نیز با آسیب های متعددی همراه است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر آیات و روایات، ضمن برشمردن روش های تبلیغی، به آسیب های آنها نیز پرداخته می شود. در میان روش ها، روش کلامی غیرمستقیم از روش هایی است که در خطاب های قرآنی به کار رفته است. همچنین روش پرسش و پاسخ یکی از روش های پرکاربرد در سیره معصومان است که وجه امتیاز آن با سایر روش ها، توجّه به تفاوت های فردی و نیازهای روانی مخاطب است، به طوری که مبلّغ، پیام را متناسب با وضعیت مخاطب منتقل می کند. همچنین، غفلت از سطح فهم مخاطب و بُعد عملی او، تحقیر مخاطب، تطابق نداشتن رفتار مبلّغ با محتوای تبلیغ او، زیاده روی در بشارت یا انذار، ارائه پیام به صورت کلیشه ای، و شکاف عاطفی میان مبلّغ و مخاطب مهم ترین آسیب های روش های تبلیغ هستند که به منظور ارتقای اثربخشی تبلیغات دینی در جامعه، لازم است به آنها توجه شود.
روش شناسی تاریخی آیت الله سیدعلی خامنه ای مبتنی بر کتاب «انسان 250 ساله»
حوزههای تخصصی:
این مقاله کوشیده است روشی را که آیت الله سیدعلی خامنه ای براساس آن به تحلیل تاریخ می پردازند، دریابد. بدین منظور کتاب «انسان 250 ساله» را که از بیانات ایشان تدوین شده، به عنوان موضوع مطالعاتی انتخاب کرده است. شناخت دقیق این روش ما را به فهم بهتر سخنان رهبر انقلاب و استفاده کاربردی از آن رهنمون می شود. در این زمینه توجه به تاریخ صدر اسلام و دوره امامت، علاوه بر برجستگی بُعد تاریخی آن، به سبب آنکه اکثریت جامعه ایران را شیعیان تشکیل می دهند، از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. اینکه رهبر انقلاب به عنوان رهبر امت اسلامی، چگونه به این مقطع تاریخی می نگرند، اهمیت این پژوهش را بیشتر می کند. ازاین رو، در این پژوهش سعی شده تا نشان داده شود که آیت الله خامنه ای با نگاهی جامع و روشمند به مطالعه تاریخ و به ویژه تاریخ صدر اسلام پرداخته است.
بررسی روش مبارزه حضرت موسی علیه السّلام با ترفندهای فریبنده فرعون از منظر قرآن کریم
منبع:
مطالعات و تحقیقات در علوم رفتاری سال سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸
165 - 148
حوزههای تخصصی:
پیامبران الهی سردمداران مبارزه با چهره استکبار و ظالمان بوده و در راستای این رسالت تلاش های وافری نموده اند. حضرت موسی(علیه السلام) که یک چهره ی مبارز و انقلابی در قرآن دارد این مأموریت را به عهده داشت تا در مقابل چهره ی استکباری زمان خویش بایستد و قشرهای مختلف مردم را هدایت کند. از این رو در پژوهش حاضر تلاش شده تا با تعمق و تدبر در آیات و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، مسئله روش های مبارزه ی حضرت موسی(علیه السلام) در برابر ترفند های فرعون مورد بررسی قرار گیرد. هدف از انجام این پژوهش، آشنایی با روش های مبارزه با طاغوت و در نهایت کاربرد آن ها در عرصه تبلیغ دین و در امر رهبری بوده و وجود شرایط مشابه مبنی بر استضعاف امتهای اسلامی در عصر کنونی مزید انگیزه برای این پژوهش شده است. از پژوهش حاضر به دست می آید که روش مبارزه یکی از عناصر اساسی در پیشبرد اهداف الهی بوده و حضرت موسی(علیه السلام) نیز پس از تعیین هدف، با توجه به شرایط محیط، مخاطب و در نظر گرفتن میزان تأثیر گذاری، ابزارهای مناسب و شیوه های گوناگون و چشمگیری را برای مبارزه با فرعون به کارگرفت؛ به طوری که دانش مبارزه علیه نظام های طاغوتی را می توان به بهترین وجه در روش مبارزاتی این پیامبر الهی جستجو کرد.
جستار در مقام روش ازمنظر لوکاچ و آدورنو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال سیزدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۲
121 - 136
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر با تمرکز بر آرای گئورگ لوکاچ و تئودور آدورنو درباره جستار می کوشد نسبت شیوه فلسفه ورزی در نظریه انتقادی با این ژانر را روشن کند. ابتدا با مروری تاریخی بر چگونگی ظهور ژانر در فلسفه مدرن، نشان داده می شود که فلسفه با شیوه بیان خود پیوندی ناگسستنی دارد؛ بنابراین، زبان، سبک و فرم، نه عناصری صرفاً ذوقی که واجد دلالت های روش شناختی و معرفت شناختی هستند. جستار با ظهور فردیت مدرن و تبدیل شدن نفس به موضوع تأمل ظهور کرد و در قرن بیستم با رشد خودآگاهی انتقادی و فراروی از نفس، به مقام روش ارتقا یافت. واکاوی متن درباب ماهیت و صورت جستار نشان می دهد جستار وسیله بیانی متناسب تجربه زیسته و فرمی اساساً آیرونیک است. برای لوکاچ، آیرونی همان نسبتی را با جستار دارد که شک با علم. آدورنو در جستار در مقام فرم نشان می دهد جستارْ تمهیدی فرمی و روش شناختی برای تحقق تز دیالیتیک منفی است. آدورنو با نقد قوانین چهارگانه روش دکارتی، ضدروش بودن جستار را صورت بندی می کند. بی روشی روشمند جستار آن را به میدان نیرویی تبدیل می کند که مفاهیم در آن در شبکه ای پویا و باز، گرد هم می آیند. جستار به این طریق، علیه نظام های فلسفی تمامیت ساز و این همانی عمل می کند؛ بنابراین، در آرای هر دو فیلسوف، جستار در مقام روش و درراستای جهت گیری پروژه کلی تر فلسفی آنها به کار رفته است و با مجموع ساختن وجه معرفت شناسی و زیبایی شناختی، از تقابل دوتایی مدرن که علم و هنر را از یکدیگر متمایز می سازد، فراروی می کند.
روش شناسی حل موارد متناقض نما در قرآن و کتاب مقدس و میزان موفقیت آن
منبع:
الاهیات قرآنی سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
95 - 118
حوزههای تخصصی:
اسلام و مسیحیت هریک، کتاب مقدس خود را در اوج و مملو از نکات بدیع می دانند که بشر را به نجات و سعادت رهنمون می سازد، مسلمانان قرآن را نازل شده از جانب خداوند و مسیحیان کتاب مقدس خود را مؤید به تأییدات روح القدس و از القائات او می دانند. اما در خصوص هر دو کتاب، ادعای وجود تناقض شده است و مدافعان هر دو دین، درصدد ارائه پاسخ ها و راه حل هایی جهت رفع تناقض های ظاهری میان آیات آن، برآمده اند. علی رغم نقادی های فروان نسبت به کتاب مقدس، دیدگاه رسمی کلیسای کاتولیک هم چنان بر اعتبار محتوای این کتاب و بی خطا بودن آن استوار است. هدف این مقاله روش شناسی حل موارد متناقض نما در این دو کتاب و بررسی میزان موفقیت این روش ها است. در این مقاله به روش تطبیقی- تحلیلی به استناد منابع کتابخانه ای، روش مدافعان قرآن و کتاب مقدس در حل موارد متناقض نما بررسی شده است. بررسی ها نشان می دهد که مسلمانان در این مقام، روشی قانونمند در پیش گرفته اند و بر اساس جمع عرفی میان آیات که مورد پذیرش عقلاء است، تناقضات ظاهری را برطرف نموده اند، اما مسیحیان در برخی موارد موفق به رفع تناقضات نشده اند و در برخی موارد، پاسخ ها و راه حل های ارائه شده از سوی آن ها، به تکلّف های نابجا و غیر معقول منجر گشته است.
مقایسه تطبیقی تفسیر ساختاری با نقد فرمالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال پنجاه و سوم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۰۷
149 - 173
حوزههای تخصصی:
بحث درباره روش تفسیر و بوطیقا از جمله حوزه های جذاب مطالعات ادبی دانشگاهی در دوره معاصر بوده و مکاتب بسیاری در این حوزه پا به عرصه وجود نهاده اند. از اولین مکاتب نقد ادبی در دوره معاصر، می توان به مکتب فرمالیسم اشاره کرد که کشف معنای متن را مرهون شناخت فرم اثر و غرض آن می داند؛ همچنین بخشی از مطالعات تفسیری راجع به قرآن کریم، درباره شیوه خوانش و تفسیر این متن آسمانی است و در این راستا مفسران اسلامی روش های چندی را آزموده و معرفی کرده اند. یکی از این روش ها که در دهه حاضر بسامد چشمگیری در عرصه مطالعات قرآنی یافته است، روش تفسیر ساختاری است. این روش که معنای سوره را مرهون غرض آن می داند، می کوشد با تحلیل ساختار سوره، به غرض آن دست یافته و معنای سوره را کشف کند. از آنجا که بخشی از بررسی علمی یک نظریه از گذر مقایسه آن با دیگر نظریات علمی صورت می پذیرد، شایسته است به مقایسه روش تفسیر ساختاری با دیگر مکاتب نقد، نظیر فرمالیسم پرداخته شود. از این رو پژوهش حاضر به مقایسه تطبیقی مبانی و شیوه عملی تفسیر ساختاری با نقد فرمالیستی پرداخته است و وجوه اشتراک و افتراق این دو را نمایانده است.
دریچه های ورود ارزش ها به سیر پژوهش علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
157 - 180
حوزههای تخصصی:
ارزیابی جواز یا عدم جواز تأثیر ارزش های غیرعلمی در فرآیند دانش و پیامدهای آن در چند دهه اخیر به مسأله ای مهم در فلسفه علم تبدیل شده و ادله فراوانی در دفاع یا رد این اثرگذاری بیان شده است. یکی از مقدمات تحلیل این مسأله، تبیین سیر پژوهش علمی و ترسیم زمینه ها و منافذ دخالت ارزش ها است. به نظر می رسد هر فعالیت علمی دارای سه بخش کلان مدخل، فرآیند اصلی (مقدماتی و استنتاج) و کاربرد است که هر یک شامل چند مرحله جزئی تر می شود و دخالت دادن ارزش های غیرعلمی می تواند در انتخاب ها و ترجیح ها و درنتیجه در سرنوشت فعالیت علمی مؤثر باشد. دو مرحله پیشین و پسین علم اغلب ارزش بار است و این دخالتی در رسالت فعالیت علمی، یعنی عینیت علمی ندارد. مرحله میانی و اصلی فعالیت علمی در مواردی همچون تحلیل داده ها، انتخاب روش، وزن دهی شواهد و گزینش فرضیه، آبستن تأثرپذیری از ارزش ها است و استدلال ها در عدم جواز دخالت ارزش ها نیز ناظر به لغزش سیر علمی در این مراحل و دوری از عینیت علم و ذهنی و شخصی شدن آن است. در این پژوهش با تقسیم سیر پژوهش علمی به سه مرحله، نحوه دخالت ارزش های غیرعلمی ترسیم شده و نشان داده شده است که علم در بخش های مختلفی مستعد اثرپذیری از ارزش های غیرعلمی است؛ حال اینکه این اثرگذاری و اثرپذیری به لحاظ هنجاری تا چه اندازه مجاز باشد، بحثی ثانوی است.
تحلیل نسبت میان تربیت اخلاقی و تلقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
27 - 48
حوزههای تخصصی:
آیا تربیت اخلاقی امری عقلانی عاری از تلقین است یا این که لزوما با تلقین اخلاقی همراه می باشد؟ در پاسخ به این پرسش و نسبت میان تربیت اخلاقی و تلقین دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد. دیدگاه مخالف تلقین، منکر هرگونه نسبتی میان تربیت اخلاقی اصیل با تلقین است. در این نگرش تلقین بر اساس چهار معیار قصد، روش، محتوا و پیامد صورت می گیرد. در دیدگاه موافق تلقین، نقش تلقین برای تربیت اخلاقی، حیاتی و اجتناب ناپذیر است. در این رویکرد از آن جایی که تصدیق معیار غایی اخلاقی غیرممکن است تلاش در تربیت اخلاقی مسلما رنگ و بوی تلقین دارد. فصل مشترک دو دیدگاه فوق، نادیده گرفتن شرایط سنی یادگیرنده در امر تربیت اخلاقی است. پژوهش حاضر برخلاف دیدگاه مخالف تلقین، تربیت اخلاقی بدون تلقین را امری غیرممکن می داند. اما از سوی دیگر با محصور کردن کارکرد مثبت و لازم تلقین به دوران اولیه رشد بچه از دیدگاه تربیت اخلاقی تلقینی نیز فاصله خواهد گرفت. مطابق این ادعا، از آن جایی که بچه در مراحل اولیه رشد خود فاقد قوای انتقادی و استدلالی لازم برای فهم و پذیرش و تبعیت از یک معیار اخلاقی است، تربیت اخلاقی در این دوره با تلقین درآمیخته است. این نوع تلقین، تاثیر گذاری بر تمایلات، عادات و انتظارات بچه است که منجر به شکل گیری تعهد اخلاقی نزد او خواهد شد. لذا تلقین اصول اخلاقی در دوران بچگی ناقض تفکر و سنجش نقادانه قضاوت های اخلاقی در دوره رشد و بلوغ فکری او نخواهد بود.
بررسی نمونه های تفسیری مفسران دیوبندیه درآیات اولی الامر، اکمال،تطهیر و مباهله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
۱۳۰-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
هرکدام از فرق و گروهای مسلمان برای فهم و تبیین قرآن مبانی و روش های متفاوتی را انتخاب کرده اند. یکی از این فرقه ها دیوبندیه است که تاحدودی روش متفاوت از دیگر فرقه های اهل سنت را در تفسیر قرآن اتخاذ نموده اند. دیوبندیه ازنظر فکری به حیاتی و مماتی تقسیم شده لذا در مبانی و روش تفسیرقرآن و دیگر مسائل دینی ازهم متمایز می گردند؛ لذا ضرورت دارد که باتمرکز به مبانی و روش این فرقه نمونه های تفسیری دیوبندیه بیان شود. سؤال اصلی پژوهش حاضرتحلیل و بررسی نمونه های تفسیری دیوبندیه است. برای رسیدن به پاسخ از منابع معتبردیوبندیه استفاده شده و نتیجه اینکه عمدتا روش تفسیری دیوبندیه نص و نقل گرایی است. در تفسیر آیات ولایت براساس مبانی و پیش فرض اهل سنت به تفسیر پرداخته و برخی جاها در ضمن پذیرش روایات سبب نزول درباره امام علی و اهل بیت(ع)به توجیه روایات پرداخته اند تا دیدگاه شیعه را رد کنند. هرکدام از فرق و گروهای مسلمان برای فهم و تبیین قرآن مبانی و روش های متفاوتی را انتخاب کرده اند. یکی از این فرقه ها دیوبندیه است که تاحدودی روش متفاوت از دیگر فرقه های اهل سنت را در تفسیر قرآن اتخاذ نموده اند. دیوبندیه ازنظر فکری به حیاتی و مماتی تقسیم شده لذا در مبانی و روش تفسیرقرآن و دیگر مسائل دینی ازهم متمایز می گردند؛ لذا ضرورت دارد که باتمرکز به مبانی و روش این فرقه نمونه های تفسیری دیوبندیه بیان شود. سؤال اصلی پژوهش حاضرتحلیل و بررسی نمونه های تفسیری دیوبندیه است. برای رسیدن به پاسخ از منابع معتبردیوبندیه استفاده شده و نتیجه اینکه عمدتا روش تفسیری دیوبندیه نص و نقل گرایی است. در تفسیر آیات ولایت براساس مبانی و پیش فرض اهل سنت به تفسیر پرداخته و برخی جاها در ضمن پذیرش روایات سبب نزول درباره امام علی و اهل بیت(ع)به توجیه روایات پرداخته اند تا دیدگاه شیعه را رد کنند.