مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۱٬۵۸۱ تا ۱۳۱٬۶۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
رهیافتی در مدیریت بازرگانی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸)
113 - 128
حوزههای تخصصی:
کشورهای در حال توسعه، معاهدات سرمایه گذاری دوجانبه را جهت جذب سرمایه گذاری های مستقیم خارجی تنظیم و آن را مکانیزم قانونی بین المللی برای تشویق و دلگرمی سرمایه گذاران خارجی می دانند. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر معاهدات سرمایه گذاری دو جانبه بر جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی در نظر گفته شده است بنابراین به پیروی از مطالعه نئومایر و اپیس (2005 ) داده های 51 کشور در حال توسعه در دوره زمانی 1381 – 1396 جمع آوری و از طریق الگوهای اقتصادسنجی پنل دیتا و نرم افزار ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد : 1) کشورهای در حال توسعه که معاهدات سرمایه گذاری دوجانبه بیشتری با کشورهای توسعه یافته منعقد می کنند، جریانات سرمایه گذاری مستقیم خارجی بیشتری دریافت می کنند( 961/0 ). 2) تاثیر مثبت امضای معاهدات سرمایه گذاری دوجانبه زمانی بیشتر است که شاخص بین المللی ریسک کشوری پایین باشد یعنی در محیطی با ریسک بالا، در حالی که اثر مثبت معاهدات سرمایه گذاری دوجانبه بر روی سرمایه گذاری مستقیم خارجی به عنوان ریسک سیاسی کاهش می یابد، تاثیر حتی در سطوح بسیار پایین ریسک همیشه مثبت است 3) عبارت تعاملی بین محدودیت های سیاسی و متغیر معاهدات سرمایه گذاری دو جانبه ناچیز است ( 0076/0 )، در حالی که با ثبات دولتی منفی و معنی دار ( 0011/0- ) است. 4) عبارت تعاملی بین کیفیت سازمانی و متغیر معاهدات سرمایه گذاری دوجانبه به لحاظ آماری با علامتی منفی، معنی دار ( 002/0- ) است. این امر نشان می دهد که عملکرد معاهدات سرمایه گذاری دوجانبه بعنوان جایگزینی برای کیفیت سازمانی بالا، مناسب است.
مدل ساختاری گرایش به سیگار کشیدن و نگرانی درباره وزن و رژیم غذایی بر اساس شفقت خود در دانش آموزان دختر: نقش واسطه ای فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره هشتم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۹)
۱۲۳-۱۰۸
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروز مصرف سیگار و مشکلات چاقی یا لاغری یکی از نگرانی های عمده سازمان سلامت جهانی به ویژه در کودکان و نوجوانان است. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به استعمال سیگار و نگرانی درباره وزن و رژیم غذایی مبتنی بر شفقت خود با نقش میانجی فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده در دانش آموزان دختر بود. روش: مطالعه حاضر، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. نمونه مورد مطالعه شامل 300 دانش آموز دختر دوره متوسطه استان البرز در سال تحصیلی 98-97 بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده شامل پرسشنامه نگرش به سیگار کشیدن (شور و همکاران، 2000)، پرسشنامه نگرانی درباره وزن و رژیم غذایی (کاگان و اسکوایرز، 1984)، پرسشنامه شفقت خود (نف، 2003) و پرسشنامه فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده (استیس و بیرمن، 2001) بود. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS24 و AMOS24 انجام شد. یافته ها: برآیندها نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. بر اساس نتایج، فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده نقش میانجی در ارتباط بین شفقت خود با گرایش به سیگار کشیدن و نگرانی درباره وزن و رژیم غذایی دارد. شفقت خود با گرایش به سیگار کشیدن (0/05P< و 0/083-=β) و نگرانی درباره وزن و رژیم غذایی (0/05P< و 0/002=β) رابطه مستقیم ندارد، اما با فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده (0/05P< و 0/222=β) رابطه مستقیم دارد. فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده با گرایش به سیگار کشیدن (0/05P< و 0/074=β) رابطه ندارد و با نگرانی درباره وزن و رژیم غذایی (0/05P< و 0/139=β) رابطه مستقیم دارد. همچنین اثر غیرمستقیم شفقت خود (0/05P<) به واسطه فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده بر نگرانی درباره وزن و رژیم غذایی تأیید شد، اما بین شفقت خود و فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده با گرایش به سیگار، ارتباط غیرمستقیم معنادار وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج نشان دادند دانش آموزان دختر دارای شفقت خود بالا، نگرانی کم تری نسبت به وزن و رژیم غذایی خود داشته و فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده کمتری را ادراک می کنند. در نتیجه پیشنهاد می شود برنامه های درمانی پیش گیرانه مبتنی بر شفقت خود برای جلوگیری از مشکلات مربوط به نگرانی درباره وزن و رژیم غذایی برای دانش آموزان تدوین شود.
اضطراب کرونا ویروس در معلمان: نقش پیش بین بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی (مطالعه موردی: شهر بوکان)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اضطراب کرونا بر اساس بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان مدارس دوره دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 1400-1399 بود که تعداد معلمان موردنظر بر اساس اعلام نظر آموزش وپرورش (301N=) بودند؛ که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس جدول کرجسی و مورگان 170 نفر به عنوان نمونه مورد ارزیابی قرار گرفتند و به علت شرایط خاص جامعه آماری در دوره کرونا و محدودیت های اعمال شده و برگزاری کلاس های مدارس به شیوه ی غیرحضوری، پرسشنامه ها به صورت آنلاین از طریق شبکه های اجتماعی (واتساپ و تلگرام) توزیع شد. برای سنجش متغیرهای موردمطالعه از پرسشنامه های اضطراب کرونا علی پور و همکاران (1398)، بهزیستی روان شناختی (ریف، 1995) و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و با نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت و سطح معناداری آزمون ها 0/05 در نظر گرفته شد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که درمجموع 52 درصد از واریانس اضطراب کرونا توسط بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی تبیین می شود. این نتایج تلویحات مهمی در تصمیم گیری های آموزش وپرورش دارد و متولیان آن و نهادهای تربیتی می توانند از نتایج آن برای جلوگیری از بروز مشکلات معلمان و اثربخشی تدریس استفاده کنند.
رویکرد هژمونیک آلمان در مقابل قدرت های تجدیدنظرطلب، مطالعه موردی: رابطه آلمان و روسیه
حوزههای تخصصی:
به دنبال حمله روسیه به اوکراین، تلاش ها برای واکنش متناسب به این اقدام به سرعت ابعاد منطقه ای و جهانی به خود گرفت و آلمان به عنوان کشوری که حتی در دوره جنگ سرد در تنظیم رابطه روسیه و غرب نقش کلیدی داشت، به مرکز توجهات تبدیل شد. هدف از مقاله حاضر درک این نکته است که رهبری این کشور چه تأثیری بر حکمرانی جهانی خواهد داشت. یک راه برای شناسایی شیوه رهبری یک کشور در حکمرانی جهانی و امنیت بین الملل، مطالعه نحوه رفتار آن با بازیگران نابهنجار نظم بین الملل است. بنابراین سؤال پژوهش این است که آلمان در مقابل یک بازیگر نابهنجار، در این مورد روسیه، چگونه عکس العمل نشان می دهد؟ فرضیه پژوهش این است که با توجه به سابقه تاریخی آلمان در نیمه نخست قرن بیستم، این کشور آمادگی لازم برای ایفای این نقش را ندارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فشارهای نهادی از سوی اتحادیه اروپا و یا از سوی سایر کشورهای هم پیمان می تواند به تقویت مسئولیت پذیری آلمان در رهبری نظم جهانی لیبرال بینجامد، اما آلمان به تنهایی برای ایفای چنین نقشی قابل اعتماد نیست.
مقایسه تنیدگی و تاب آوری در کودکان بیش فعال وعادی
منبع:
مطالعات و تحقیقات در علوم رفتاری سال سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷
124 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه تنیدگی و تاب آوری در کودکان بیش فعال بود. طرح این پژوهش علی-مقایسه ای بود و جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه کودکان بیش فعال مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی منطقه دو تهران بود. در این مطالعه 50 کودک بیش فعال به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه های تنیدگی و تاب آوری را تکمیل کردند. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزارspssاستفاده شد. برای توصیف اطلاعات از شاخص های آمار توصیفی شامل فراوانی، میانگین و انحراف معیار و برای آزمون فرضیه ها از تحلیل واریانس چند متغیره(مانوا)استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بین کودکان بیش فعال و عادی در تنیدگی و تاب آوری تفاوت وجود دارد.
عوامل مرتبط با افزایش و کاهش گرایش دانشجویان به دینداری؛ بررسی پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف : این مطالعه با هدف فهم عوامل مرتبط با افزایش و کاهش گرایش دانشجویان به دینداری انجام شد. روش : رویکرد این مطالعه، کیفی و روش آن پدیدارشناختی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش، 105 نفر از مطلعان در چهار خوشه دانشجویان(75 نفر)، اعضای هیئت علمی(9 نفر)، مدیران فرهنگی(9 نفر) و استادان حوزوی(12 نفر) بودند که به روش نمونه گزینی هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از فن مصاحبه نیمه ساختارمند و برای تحلیل داده ها از روش کُلایزی استفاده شد. یافته ها : درباره عوامل مرتبط با افزایش گرایش به دینداری، تحلیل داده ها به شناسایی 49 زیرمضمون و 29 مضمون منتج شد. مضامین «زندگی و رشد در خانواده های مذهبی»، «وجود الگوهای دینداری در جامعه و دسترسی به این الگوها»، «صداقت و اخلاص دینی در فعالیتهای مسئولان و آحاد جامعه»، «روش تدریس مدرسان دروس معارف»، «گرایش درونی و فطری انسان به دینداری»، «کسب دستاوردهای مثبت از دین و ظرفیتهای آن در زندگی» و «تقویت اندیشه ورزی دینی و کیفیت مبانی معرفتی»، مضامینی بودند که دست کم سه خوشه از اعضای گروه نمونه، از آنها به عنوان عوامل مرتبط با افزایش گرایش دانشجویان به دینداری یاد کردند. درباره عوامل مرتبط با کاهش گرایش به دینداری، تحلیل داده ها بیانگر 87 زیرمضمون و 60 مضمون اصلی بود. مضامین «سوء عملکرد افراد به ظاهر مذهبی»، «سوءرویّه ها در تبلیغ و تبیین دین»، «عوامل مربوط به آموزش دروس عمومی»، «ویژگی های شناختی و روانی دانشجویان»، «عوامل اجتماعی» و «اقتصادی» و «عوامل مربوط به شبکه های اجتماعی و رسانه ها»، مضامینی بودند که دست کم سه خوشه از اعضای گروه نمونه به عنوان عامل مرتبط با کاهش گرایش به دینداری معرفی کردند. نتیجه گیری : توجه به این عوامل در سیاستگذاری برای تربیت دینی دانشجویان امری ضروری است و پیشنهاد می شود به منظور ارتقای دینداری دانشجویان، نهادهای فرهنگی دانشگاه ضوابط مشخص آموزشی با لحاظ عوامل مؤثر احصاشده، تدوین کنند.
بررسی تطبیقی «حُسن وضع» در قطعات نستعلیق میرعماد حسنی سیفی قزوینی و علی رضا عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
481 - 499
حوزههای تخصصی:
میرعماد حسنی سیفی قزوینی و علی رضا عباسی از خوشنویسان مطرح دوره صفوی بوده اند. میرعماد در نستعلیق تبحر داشت و علی رضا عباسی در سه قلم نسخ، ثلث و نستعلیق. در پژوهش حاضر به بررسی تفاوت های ترکیب بندی در قطعات نستعلیق این دو خوشنویس، با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش پیمایشی با رویکرد توصیفی- تطبیقی پرداخته شده و هدف اصلی، شناسایی و مقایسه قاعده حسن وضع، از طریق بررسی قواعد ترکیب و کرسی است. به همین سبب، 10 قطعه از آثار نستعلیق در قالب های چلیپا و سطرنویسی، تطبیق داده شده اند. بنابر مهم ترین یافته های این پژوهش، میرعماد در مقایسه با علی رضا عباسی، به قاعده «حُسن وضع» پای بندی بیشتری داشته است. وجوه تمایز در تحریر این قطعات، ناشی از اختلافات جزئی در رعایت کرسی بندی ها ، نحوه اجرای مدّات، حروف و کلمات، زاویه نقطه گذاری، شیوه ترکیب بندی و پراکندگی مدّات و نیز نحوه رقم زنی دو خوشنویس است.
پیشه های یهودیان مدینه و مدیریت راهبردی پیامبر(ص) با تأکید بر زراعت وکشاورزی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یهودیان قبل از ظهور اسلام، بنا به دلایلی از جمله جنگ، مهاجرت، تجارت و باور به ظهور پیامبرِ آخرالزمان، به جزیره العرب مهاجرت کردند. آنان با توجه به تجاربی که در امور پیشه وری و کشاورزی داشتند، اقتصاد مدینه و اطراف آن را به انحصار خود درآوردند. با مهاجرت مسلمانان به مدینه، به دلیل عدم آگاهی تخصصی آنان از امور پیشه وری، زراعت و کشاورزی، زمینه ای فراهم گردید تا یهودیان به شکل های مختلف به استثمار مسلمانان بپردازند. ازاین رو، برای فهم چگونگی تعاملات اقتصادی آنان در سال های اوّلیه هجرت، باید به این پرسش پاسخ داد که چه عواملی سبب تسلط یهودیان بر پیشه های رایج در مدینه شده بود؟ و راهبرد پیامبر(ص) برای خودکفایی در عرصه زراعی وکشاورزی چه بود؟ یافته های این پژوهش که با بهره گیری از منابع دسته اوّل و با رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی و تبیین موضوع پرداخته، بیانگر آن است که یهودیان به دلیل مکان یابی مناسب، در اختیار داشتن زمین های حاصل خیز، تسلط بر فنون و روش های زراعت و کشاورزی، سبک زندگی متفاوت (یکجانشینی)، بیشتر پیشه های رایج در مدینه را ازآنِ خود کرده بودند؛ اما به تدریج پیامبر(ص)راهبرد مناسبی برای رشد اقتصادی و خودبسندگی مسلمانان در پیش گرفت و با مدیریت بر احیای زمین های بایر، تشویق به کاشت نخل و نظارت بر تقسیم آب، اهداف بلندمدت خود را محقق نمود و خودکفایی اقتصادی مسلمانان را رقم زد
تحلیل و واکاوی دیدگاه رورتی در خصوص تفکیک حوزه ی خصوصی از حوزه ی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رورتی با به چالش کشیدن کل سنت فلسفی غرب که به عقیده او باعث دوگانه انگاریهای مختلف بی فایده نظری در طول تاریخ فلسفه شده است، درصدد است در بستر"فرهنگ رستگاری بخش ادبی"به ساختار شکنی مسائل مختلف فلسفه و رفع این دوگانه انگاریها مبادرت ورزد. رورتی با ایجاد خط انشقاقی میان حوزه ی خصوصی وحوزه ی عمومی می خواهدسهم و دخالت فیلسوفان را در ارائه دیدگاه های نظری و فلسفی مشخص کند و ادعا کند حوزه سیاست نیازی به آن ندارد که مبانی خود را از معیارهای فردی حوزه ی خصوصی کسب نماید؛ چیزی که زمینه بلندپروازیهای متافیزیکی فیلسوفان را فراهم می آورد. گویی رورتی با تقلیل فلسفه به ادبیات می خواهد مانع از بلندپروازیها و دخالتهای فیلسوف با نظریه پردازی شویم. درواقع، او با تفکیک بین دو حوزه خصوصی و عمومی یا سیاست معتقد است، ابزار فیلسوف تخیل و حوزه فکری وی فرهنگ ادبی و جایگاه او حوزه خصوصی است. در اینجا سوال و ابهام اساسی قدعلم می کند اینکه آیا با فرض قبول معیارهای پراگماتیستی این تفکیک فرد در دو حوزه کاملا مختلف از وی شخصیتی دوگانه نمی سازد آیا این موضع گیری فکری می تواند معقول و قابل قبول باشد. این نکته مهمی است که در جای جای این پژوهش سراغ جوابی برای آن هستیم
تحلیلی در نقد و بررسی نظرات ارائه شده در ارتباط با تحولات شهر سیرجان از ابتدای شکل گیری تا دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۹۵)
605-586
حوزههای تخصصی:
شهر سیرجان از شهرهای مهم جنوب شرق ایران است که به لحاظ موقعیت مکانی سه بار جابه جا شده، تا اینکه در دوره قاجار در مرکز شهر کنونی پایه گذاری و به سرعت توسعه یافت. درباره شکل گیری، تخریب و جابه جایی های آن در دوره های مختلف تاکنون نظرات گوناگون و متفاوتی ارائه شده است. در بررسی های باستان شناسی سال ۱۳۹۷ که با مجوز پژوهشگاه میراث فرهنگی و به منظور سنجش تغییر و تحولات شهر سیرجان در دوره های مختلف صورت گرفت، اطلاعات جدیدی درباره تحولات این شهر به دست آمد که در تحلیل، نقد و ارزیابی نظرات پیشین از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. پژوهش حاضر ضمن تحلیل و نقد نظرات پیشین از طریق سنجش آن آرا با منابع مکتوب و داده های باستان شناسی، به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که با استناد به چه مدارکی می توان به نقد نظرات پیشین در ارتباط با این شهر پرداخت؟ زیرا با توجه به نظرات متعددی که درباره جابه جایی ها و افول این شهر مطرح شده، ضرورت نوشتن این مقاله احساس شد تا خلأهای مطالعاتی در این زمینه را پر کند و از طرفی با به چالش کشیدن فرضیات پیشین، بتوان آگاهی هایی نو و نتایج قابل قبولی درباره این شهر به دست آورد. نتایج جدید نشان می دهد، برای توضیح چگونگی شکل گیری، توسعه و به ویژه مکان یابی و جابه جایی شهر سیرجان در ادوار مختلف باید به بازخوانی مدارک و مطابقت آن ها با داده های باستان شناسی بپردازیم .
تأثیر نماز بر نام گذاری اوقات شبانه روز در زبان های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط دو زبان فارسی و عربی و تأثیرپذیری این دو از یکدیگر غیرقابل کتمان است. در دوره قبل و بعد از اسلام این دو زبان بر همدیگر تأثیر بسیار گذاشته اند. پذیرش دین اسلام توسط ایرانیان باعث رواج لغات عربی بسیاری شد. نمازهای پنچگانه که در اوقات مختلفی از شبانه روز خوانده می شود، باعث توجه خاص به زمان نمازگزاری شده و لحظات و زمان های نماز، اهمیت خاصی پیدا کرده است. به همین دلیل، عباراتی که برای اشاره به زمان ادای نماز به کار می رفت، بعد از مدتی برای اشاره به زمان به طور مطلق به کار رفت و کم کم عباراتی همچون «نماز دیگر»، «نماز پیشین» و «پسین» و کلمات دیگر، علاوه بر اشاره به زمان نماز، به عنوان قید زمان به معنای «عصر، غروب و مانند آن» در بین زبان های ایرانی رایج شدند. این تحقیق در پی آن است نشان دهد که در گویش های ایرانی چه واژه هایی تحت تأثیر نماز ایجاد شده و یا معانی تازه ای پیدا کرده اند. داده های این تحقیق هم به روش کتابخانه ای از کتبی همچون ترجمه تفسیر طبری و هم به روش میدانی از گویش های مختلف ایرانی گردآوری شده اند. نتیجه تحقیق نشان می دهد هم در متون ادب فارسی و هم در گویش های ایرانی واژه های زمان نَمای قابل ملاحظه ای تحت تأثیر نماز رایج شده اند.
ارائه مدل یکپارچهمدیریت آلودگی های محیطزیستی در سکونتگاههای غیررسمی بر اساس چهارچوب DPSIR (مطالعه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
340 - 354
حوزههای تخصصی:
امروزه سکونتگاههای غیررسمی، شاخصه اصلی گسترش شهرنشینیِ ناپایدار در دنیا بهشمار میآیند. مشکلات محیطزیستی این سکونتگاهها، درهمتنیدگی جدی با جنبههای اقتصادی و اجتماعی فعالیتهای انسانی دارد؛ چهارچوب نیروی محرکه، فشار، وضعیت، اثر، پاسخ (DPSIR) روشی انعطافپذیر است که هم فاکتورهای اقتصادی و اجتماعی و هم فاکتورهای محیطزیستی را در ارزیابی آلودگیهای محیطزیستی در نظر میگیرد. در این پژوهش با روش مشاهده مبتنی بر پیمایش میدانی، فراتحلیل مطالعات پیشین، مطالعات کتابخانهای و بررسی اسناد بالادستی و سندهای توسعهشهری مشهد، مؤلفههای اصلی DPSIR در موضوع پژوهش شناسایی شدند؛ سپس با استفاده از روش مصاحبه نیمهساختاریافته با گروه خبرگان بر مبنای شاخصهای استخراجشده اصلی، نظر ایشان، گردآوری و با استخراج و دستهبندی عوامل مطرحشده توسط خبرگان و حذف همپوشانیها با عوامل اولیه استخراجشده توسط نویسندگان و تلفیق گویههای همسو، عوامل نهایی مؤثر در آلودگی محیطزیستی سکونتگاههای غیررسمی مشهد شناسایی شدند. در ادامه با تحلیل عوامل نهایی، مدل مفهومی یکپارچهمدیریت آلودگیهای محیطزیستی در سکونتگاههای غیررسمی شهر مشهد بهدست آمد. افزایش جمعیت ناشی از نرخ بالای مهاجرت به شهر مشهد و توسعه نامتوازن فضایی- کالبدی سکونتگاههای غیررسمی، ویژگیهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حاکم بر این سکونتگاهها، در کنار پایین بودن سواد محیطزیستی ساکنان و نبود حکمروایی خوب شهری، بهعنوان مهمترین نیروهای محرکهدر ایجاد آثار آلودگیهای محیطزیستی در سکونتگاههای غیررسمی شهر مشهد شناسایی شدند. متناسب با این آثار، پاسخهایی نشانگر سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه پایدار این سکونتگاهها ارائه شدند. در چهارچوب DPSIR، ارتباط بین پاسخها و اثرات متقابل است و این انعطافپذیری را دارد تا با پایش اثرات، راهکارها تعدیل یا تشدید یا جایگزین شوند.
تأثیر سیستم کنترل مدیریت در رفتارهای غیراخلاقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سیستم کنترل مدیریت در رفتارهای غیراخلاقی بود. مطالعه حاضر به دنبال اعتبارسنجی مدل نظری مطالعه لنگوین و مندوزا (2012) و آزمایش تئوری فرضیه های تهیه شده توسط نویسندگان، که آن ها را به صورت تجربی آزمایش نکردند، می باشد. بنابراین، سوالی که در این مطالعه بررسی شد، این بود که کدام ابعاد MCS نشان داده شده توسط لنگوین و مندوزا (2012)، درک عدالت سازمانی را افزایش داده و رفتار غیراخلاقی مدیران را کاهش می دهد؟ در این راستا، پرسشنامه ای بین مدیران ارشد و میانی شرکت های فعال در بازار بورس اوراق بهادار در بازه زمانی اردیبهشت ماه سال 1400 لغایت خردادماه سال 1400، توزیع گردید و براساس طرح پژوهشی پیمایشی، شامل پرسشنامه ای از لوسینا کلین و همکاران (2018) که 114 پاسخ دهنده تکمیل نمودند، روابط بین متغیرهای پژوهش با فرضیه ارائه شده توسط لنگوین و مندوزا (2002) بررسی شد و داده ها با استفاده از نرم افزار PLS Smart نسخه 3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد که مشارکت در تعیین اهداف، درک عدالت رویه ای را افزایش می دهد؛ یعنی روند مشارکت در تعیین اهداف منصفانه در نظر گرفته می شود، اما این امر با پاداش مدیران ارتباط نزدیکی ندارد. به همین ترتیب، نادیده گرفتن جنبه های کنترل نشده توسط مدیران در ارزیابی عملکرد، منجر به درک عدالت رویه ای و توزیعی نمی شود.
درآمدی بر زمینه ها و رهیافت های حقوق بین الملل انتقادی
حوزههای تخصصی:
برخلاف آنچه ممکن است در بادی امر به نظر برسد، حقوق بین الملل انتقادی روایت بین المللی از مطالعات حقوقی انتقادی نیست. با این حال، مطالعات حقوقی انتقادی در کنار نقدهای جهانی بر لیبرالیسم، سهمی مؤثر در تکوین نظریه ی حقوق بین الملل انتقادی داشته اند. مقاله ی حاضر، با هدف تبیین مفهومی موسع از حقوق بین الملل انتقادی، بر آن است تا نشان دهد که هر رهیافتی به حقوق بین الملل، که از طریق به پرسش کشیدن و بازخوانی نظام عقیدتی و رویه های آن، در صدد دریچه گشایی سیاست و نشان دادن ناهماهنگی میان وعده ها و غایات حقوق بین الملل و واقعیت موجود روابط بین المللی، یا به عبارتی فاصله ی میان وضع موجود و وضع مطلوبِ نظم حقوقی بین المللی باشد و این ناهماهنگی را به محدودیتِ ساختار یا نحوه ی عملکرد نظام حقوق بین الملل ارجاع دهد و با ارائه ی برنامه هایی در صدد تغییر یا تجدید ارزش ها، ساختار یا عملکرد این نظام برآید، به طور کلی از یک ظرفیت انتقادی بالقوه برخوردار است. مروری بر شاخص ترین نمونه های رهیافت های انتقادی در مطالعات حقوق بین الملل و بررسی مدعاهای بنیادین آن ها، در کنار بیان اهم انتقادات مطرح شده بر آن ها، در مجموع نشان می دهد که رهیافت انتقادی با تأکید بر طرح مسئله به جای حل مسئله و توجه مضاعف به نقش آموزه های برجسته ترین صاحب نظران حقوق بین الملل، ظرفیت های وسیعی برای توسعه ی تدریجی و مترقیانه ی حقوق بین الملل پیش می نهد و از طریق مقابله با سیاست زدایی از حقوق بین الملل، در جست وجوی مشارکتی فعال تر در صورت بندی نظم حقوقی جهانی بر می آید. از چنین منظری، رهیافت انتقادی معرفتی است به سوی امید، پویایی و تکامل.
تعیین اشخاص مسئول در دستور موقت و تأمین خواسته
حوزههای تخصصی:
قانون مدنی ایران در خصوص شناسایی مسئولیت در قبال خسارت ناشی از دستور موقت و تأمین خواسته به طور واضح تعیین تکلیف نکرده است. بدین ترتیب این پرسش اساسی قابل طرح است که چه کسانی را می توان مسئول خسارات وارده بر خوانده دعوا دانست؟ بررسی مواد قانونی نشان می دهد که عدم رعایت شرایط مذکور در مباحث مربوطه، موجبات مسئولیت را فراهم می کند. چنان چه به اقتضای مورد ممکن است خواهانی که در دعوای اصلی محکوم به بی حقی و یا بطلان دعوا شده است، مسئول باشد یا خوانده که با عدم مطالبه خسارت در موعد مقرر و یا عدم درخواست رفع اثر از تأمین، در حالتی که خواهان در مهلت تعیین شده در قانون دعوای اصلی را مطرح نکرده است؛ به ضرر خود اقدام کرده و به نوعی از حق خود انصراف حاصل کرده است . در نهایت قاضی با سهل انگاری یا عدم دقت و یا ارتکاب تقصیر و اشتباه در صدور قرار مسئول می باشد کما این که در صورت عدم تعیین تأمین در مواردی که تودیع تأمین طبق قانون لازم بوده و یا کفایت آن موجبات مسئولیت وی را فراهم سازد. از این رو نگارندگان بر این باورند که با توجه به قواعد عام مسئولیت مدنی، می توان مسئولیت اشخاص مذکور را متصور شد.
حکمرانی در ورزش ایران: مرور مفهومی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت دانش در ورزش دوره ۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱
55 - 67
حوزههای تخصصی:
با توجه به چالش های موجود در صنعت ورزش، این صنعت نیاز یه مدیریت بهینه و مطلوب دارد. رویکرد جدیدی که می تواند به این امر کمک نماید حکمرانی است. بنابراین، هدف از مقاله حاضر بررسی وضعیت فعلی پژوهش های حوزه حکمرانی در ورزش ایران است. این مقاله مطابق با چارچوب آرکسی و اومالی ، به صورت توصیفی و کتابخانه ای و مبتنی بر تحلیل و مطالعه اسناد و منابع به جستجوی جامع همه پژوهش های منتشر شده در قالب مقالات و پایان نامه ها و رساله ها به مرور مفهومی این موضوع می پردازد. در این جستجوها 24 پژوهش(20 مقاله و 4 پایان نامه) تا شهریور 1400 شناسایی شد که موضوعات مربوط به حکمرانی ورزشی را مورد بررسی قرار داده بودند. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس تکرار و آنالیز تم بود. نتایج نشان داد؛ پژوهش در حوزه حکمرانی در ورزش از سال 1395 به دغدغه پژوهشگران مدیریت ورزشی تبدیل شده است که عمده این تحقیقات شامل مطالعات پیمایشی و کمی است و به بخش دولتی توجه داشته اند. همچنین یافته ها نشان داد؛ از میان سه شکل حکمرانی (سازمانی، سیستمی و سیاسی) بیشتر پژوهش ها به حکمرانی سازمانی اختصاص پیدا کردند. به نظر می رسد با توجه به چالش های پیش روی سازمان های ورزشی داخل کشور مانند بحث تحریم و تعلیق فدراسیون ها به پژوهش در دو حوزه حکمرانی سیاسی و حکمرانی نظام مند نیاز است.
Thresholds of Environmental Physical Resilience of Tehran Metropolis(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
INTRODUCTION: The structure of the urban platform of Tehran and its physical characteristics depends on the inherent conditions and environmental thresholds in relation to changes. This study aimed to determine the natural landscapes of Tehran by two phenomena of earthquake and flood that posed the highest risk in different periods of this city. Therefore, the natural perspective of Tehran is divided into three perspectives of north, central, and south regarding the inherent features and evolutionary process. METHODS: The relationship between the perspective of Tehran based on the form and geomorphological processes and the evaluation of earthquake and flood hazards have been observed in four stages, which included data collection, data processing, calculation of indicators, and analysis of findings. The studied area was divided into three northern, central, and south urban landscapes to determine the resistance thresholds of the city according to the characteristics of topography, physiography, geology, the results of field studies and satellite images, aerial photographs, as well as paleogeomorphological research in Tehran. FINDINGS: According to the zoning map of Tehran based on the earthquake phenomenon in three perspectives of north, center, and south, the highest distribution of non-resistance is observed in the northern and southern areas of the city. Northeast, southwest, and semi-western regions have the highest urban resilience to earthquakes. Moreover, regarding the zoning of Tehran based on the flood phenomenon in the three perspectives of north, center, and south, the highest distribution of non-resilience has been observed in the northern regions of the city. Northeast, southwest, and west of Tehran have the highest urban flood resilience. CONCLUSION: Based on the results of the present study, in order to increase resilience against the risks of earthquakes and floods, the city of Tehran should be studied not in just one perspective but in different perspectives.
تحلیلی بر استراتژی توسعه منطقه اشتهارد بر اساس قابلیت های زمین گردشگری با الهام از مدل پرالونگ 2005 و مدل SWOT
حوزههای تخصصی:
منطقه اشتهارد همانند سایر مناطق کشور علیرغم داشتن قابلیت ها و توانمندی های فراوان درزمینه ژئوتوریستم و جاذبه های طبیعی کم نظیر و متنوع، همچنان برای گردشگران ناآشناست و مشکلات و موانع متعددی در جذب گردشگران علاقه مند به ژئوتوریسم و طبیعت گردی دارد. این پژوهش شناسایی توانمندی ها و تنگناهای ژئوتوریسم منطقه اشتهارد را با رویکردی راهبردی مدنظر دارد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی – توسعه ای و از لحاظ روش انجام توصیفی – تحلیلی است و با اتکاء بر یافته های کتابخانه ای و میدانی به بررسی موضوع پرداخته شده است. ابزار جمع آوری داده ها شامل بررسی های میدانی، مصاحبه و تکمیل پرسشنامه و جداول بوده و با توجه به اطلاعات به دست آمده به بررسی جاذبه ها، امکانات و خدمات و وضعیت کلی ژئوتوریسم در منطقه موردمطالعه پرداخته شده است. در مراحل بعد برای تجزیه وتحلیل اطلاعات و تعیین ظرفیت ها، استراتژی ها و راهبردهای توسعه ژئوتوریسم از روش تحلیلSWOT و مدل پرالونگ استفاده گردید و در نهایت به ارائه راهبردها و استراتژی های مرتبط با توسعه ژئوتوریسم منطقه پرداخته شد. نتایج یافته ها نشان داد که منطقه موردمطالعه با 10 نقطه قوت و ضریب نهایی 51/3 و 8 فرصت و ضریب نهایی 39/3 در برابر 8 نقطه ضعف و ضریب نهایی 65/1 و 8 تهدید با ضریب نهایی 65/1 توانمندی های بسیار زیادی برای توسعه ژئوتوریسم دارد؛ ولی ضعف ها و تهدیدهای موجود مانع از بالفعل شدن این توانمندی ها گردیده است؛ بنابراین می توان گفت استراتژی نهایی توسعه ژئوتوریسم منطقه اشتهارد یک استراتژی تهاجمی و مبتنی بر تقویت نقاط قوت و استفاده از فرصت های موجود در جهت غلبه بر ضعف ها و تهدیدات پیشرو درزمینه توسعه گردشگری منطقه می باشد. همچنین تحلیل ظرفیت های ژئوتوریستی بر اساس مدل پرالونگ نشان می دهد که کوهه ای رنگین کمانی به دلیل بالابودن ارزش زیبایی ظاهری و علمی دارای بیشترین میزان قابلیت و توانمندی بوده و به ترتیب امتیاز 1 و 82.5/. را به خود اختصاص داده و رود شور نیز کمترین میزان توانمندی در میان لندفرمها را دارند. در ارزیابی عیار گردشگری نیز کوهه ای رنگین کمانی با کسب امتیاز 74.3 و خانه های صخره ای دستکند با امتیاز 70.4 حائز رتبه اول و دوم شدند و ازنظر عیار بهره وری هم خانه های صخره ای دستکند اشتهارد با امتیاز 1.5 و کوهه ای رنگین کمانی با امتیاز 74.9 وضعیت مطلوب تری نسبت به بقیه نقاط دارد نتایج این بررسی نشان می دهد که جاذبه های ژئومورفولوریکی منطقه اشتهارد از توانایی بالایی برای تحلیل ظرفیت های گردشگری برخوردار است.
اثربخشی روان درمانی مبتنی بر مثبت اندیشی بر تحمل پریشانی و امید به زندگی بیماران مبتلابه دیابت نوع 2
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روش درمانی مثبت اندیشی بر بهبود تحمل پریشانی و امید به زندگی بیماران مبتلابه دیابت نوع 2بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مبتلایان به دیابت در شهرستان کاشمر بود که توسط دانشگاه علوم پزشکی معرفی شده بودند. 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شده و به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از ﭘﺮﺳﺶ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ (DTS) ﺳﯿﻤﻮﻧﺰ و ﮔﺎﻫﺮ (2005) امید به زندگی اشنایدر (1991). نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تحمل پریشانی و امید به زندگی مبتلایان به دیابت که مداخله ی مثبت اندیشی را دریافت کردند نسبت به اعضای گروه کنترل، افزایش معناداری داشته است؛ بنابراین می توان روش درمانی مثبت اندیشی بر بهبود تحمل پریشانی و امید به زندگی مبتلایان به دیابت تأثیر دارد.
DEMATEL-Based Interpretive Structural Modeling for the Entrepreneur University among the Top Universities in the North Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۲, Issue ۲ , ۲۰۲۱
1 - 13
حوزههای تخصصی:
Purpose : The present study aimed to present an interpretive structural model based on DEMATEL for the Entrepreneur University among top universities in the northern region of Iran. Methodology : This study was applied in terms of objective and combined (qualitative and quantitative) in terms of implementation method. The research population in the qualitative section were documents and texts of the Entrepreneurship University and experts in this field that 35 documents and texts and 30 experts were selected as samples according to the principle of theoretical saturation by purposive sampling method. The research population in the quantitative section consisted of the same 30 experts who rated the components. The research tools included text review, semi-structured interview, and 77-item researcher-made questionnaire that their psychometric indices were confirmed. Data were analyzed by Delphi methods and interpretive structural modeling based on DEMATEL in SPSS-23 and LISREL. Findings: The results showed that the Entrepreneurship University included 77 concepts, 24 sub-components in 6 main components. So that among the 6 main components, three components of infrastructure (with four sub-components), management (with five sub-components), and communication with the population (with four sub-components) were identified as effective variables, and three components of services (with three sub-components), knowledge-based entrepreneurship (with five sub-components) and output and outcome (with three sub-components) were identified as affected variables. The results of DEMATEL-based interpretive structural modeling showed that in the first level with 10 components, the component of commercialization of knowledge and research and revenue generation from advanced technology, in the second level with 7 components, the component of entrepreneurial research, R&D, and dissemination of academic results, in the third level with 14 components, the component of entrepreneurial research, R&D and dissemination of academic results, and in the fourth level with 1 component, the core component of strong leadership and change in structural and managerial dimensions were at a higher level. Conclusion : According to the results of the present study, planners and higher education professionals can take advantage of the results of this study and plan for the improvement and growth of the Entrepreneur University through the effective components identified in it.





