مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۴٬۴۸۱ تا ۱۲۴٬۵۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
دانشنامه های حقوقی دوره چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱
173 - 206
حوزههای تخصصی:
یکی از تغییرات مهم قانون مدنی پس از انقلاب اسلامی، اصلاح ماده 1133 است. بنیان اولیه این ماده حدیث نبوی است که می گوید: «الطلاق بید من اخذ بالساق». این ماده از سال تصویب (1314) تا اصلاحاتش در سال 1381، به کلی دگرگون شده و حاکمیت مطلق مرد بر طلاق را با شرایط متعدد، محدود کرده است. این تغییرات به دلائلی نظیر نیازها و واقعیت های اجتماعی، عنصر مصلحت، استفاده از اجتهاد پویا و... در چند نوبت قانون گذاری انجام شده است. در فرایند تحدید این قاعده موانعی مثل جرم انگاری اعمال حق طلاق بدون رعایت تشریفات قانونی، لزوم مراجعه به دادگاه ، صدور گواهی عدم امکان سازش، ارجاع به داوری، تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه و... را برای ایجاد محدودیت در اجرای این حق وضع شده است. پرسش اصلی این پژوهش ناظر به تاریخ حقوقی نهاد مقرر در ماده 1133 قانون مدنی است و تلاش می کند که اولاً رابطه حکم مقرر در این ماده را با حدیث نبوی «الطلاق بید من اخذ بالساق» توضیح دهد و ثانیاً چگونگی محدودسازی حکم مقرر در این حکم فقهی و عوامل موثر بر آن را شناسایی و ارزیابی کند. یافته مهم این تحقیق، تبیین تحلیل و توضیحی است که در رابطه با نحوه ورود ماده 1133 قانون مدنی در سال 1314 و تحولات و شناسایی عوامل موثر بر آن ارائه شده است. و به این ترتیب برگی از تاریخ حقوق در رابطه با این ماده تحلیل و توضیح داده شده است.
بررسی تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر ساختار سرمایه با تأکید بر نقش تعدیل کننده ریسک تجاری
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر ساختار سرمایه یکی از موضوعات بحث برانگیز مدیریت مالی و چالشی جدی پیش روی مدیران شرکت ها تبدیل شده است. یکی از مهم ترین اجزای هر فعالیت اقتصادی، فراهم کردن منابع مالی موردنیاز است. منابع مالی موردنیاز را می توان از محل حقوق صاحبان سهام یا بدهی تأمین کرد. ترکیب بین بدهی و حقوق صاحبان سهام در تأمین مالی (سمت چپ ترازنامه) مبین ساختار سرمایه است. بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر، تأثیر ساختار سرمایه بر عدم تقارن اطلاعاتی و ظرفیت بدهی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. برای این منظور تعداد 167 نمونه از گزارش های مالی موردبررسی قرار گرفت. بازه زمانی موردمطالعه از سال 1392 تا 1399 است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین عدم تقارن اطلاعاتی و ساختار سرمایه رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج فرضیه دوم حاکی از آن است که ریسک تجاری رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و ساختار سرمایه را تعدیل می کند.
ریشه ها، ساختار و تحول فدرالیسم درجمهوری فدرال آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوق عمومی دوره ۵۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
1417 - 1435
حوزههای تخصصی:
ساختار نظام فدرال آلمان براساس قانون اساسی، در چهار سطح اتحادیه اروپا، فدرال، لندرها و حکومت های محلی شامل نواحی، شهرستان ها و شهرها تنظیم شده است. توزیع صلاحیت ها و اختیارات بین این سطوح کار پیچیده ای است که از یک سو ریشه در سنت های تاریخی آلمان دارد و از سوی دیگر به جنبه های کارکردی موضوع مرتبط است. پرسش اصلی این مقاله این است که ریشه های فدرالیسم در جمهوری فدرال آلمان چیست و صلاحیت ها و اختیارات حاکمیتی دولت آلمان چگونه بین لایه های مختلف حکومت تقسیم شده و روند تحول آن چگونه بوده است؟ مقاله بر مبنای این فرضیه به بررسی موضوع پرداخته که شکل گیری جمهوری فدرال آلمان در دوران بعد از جنگ جهانی دوم ریشه در سنت های تاریخی آلمان دارد و در پی ترکیب خودگردانی ایالت های آلمان با حکومت مشترک بوده که به تدریج به سمت برابری اختیارات دو سطح فدرال و لندرها حرکت کرده است. یافته ها نشان می دهد، فدرالیسم در جمهوری فدرال آلمان از زمان تأسیس در پرتو تحولات عینی و در چارچوب اصلاحات متعدد قانون اساسی به مرور از فدرالیسم سنتی فاصله گرفته و به سمت نوعی فدرالیسم تمرکزگرای کارکردی حرکت کرده است.
تخمین سطح سفره های آب زیرزمینی متأثر از تغییرات کاربری اراضی با استفاده از داده های ماهواره ای GRACE(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آب های زیرزمینی، منبع اصلی آب شیرین در بسیاری از نقاط جهان است. در مطالعه حاضر پس از بررسی سطح آب های زیرزمینی شمال غرب کشور با استفاده از ماهواره ثقل سنج GRACE، وضعیت این آب ها در منطقه خیاو با استفاده از داده های ایستگاههای پیزومتری و داده های بارشی اخذشده از ماهواره اینترنتی TRMM و همچنین داده های GRACE اخذشده در رابطه با شمال غرب کشور بررسی شد. در ادامه برای بررسی تأثیر تغییرات کاربری اراضی بر نوسانات آب های زیرزمینی، با استفاده از تصاویر سنجنده OLI لندست ۸ مربوط به سال 1395 و سنجنده TM لندست 5 مربوط به سال 1381، نقشه کاربری اراضی مربوط به حوضه خیاو استخراج شد. نتایج GRACE روند نزولی و کاهش 33سانتی متری سطح آب های زیرزمینی شمال غرب کشور را در بازه زمانی 14ساله نشان داد. بررسی تغییرات کاربری اراضی خیاو نیز روند نزولی سطح سفره ها به ویژه در کاربری مسکونی را به دلیل کاهش چشمگیر نفوذپذیری و برداشت های بیش از حد از آب های زیرزمینی نشان داد. از پژوهش حاضر چنین استنباط می شود که تغییر سطح سفره های آب زیرزمینی متأثر از کاربری اراضی است. در کنار تغییرات کاربری با توجه به اطلاعات بارشی به دست آمده و صحت سنجی این اطلاعات با استفاده از داده ایستگاه سینوپتیک، نوسانات بارشی نیز بی تأثیر نبوده و بر کاهش سطح سفره ها تأثیرگذار است. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، وضعیت سفره ها با استفاده از داده های GRACE و تغییرات کاربری اراضی و تأثیر آن بر سطح سفره های آب زیرزمینی در مناطق مختلف به ویژه مناطق خشک بررسی شود.
تهیه نقشه بلوک های ساختمانی شهری در سامانه گوگل ارث انجین از طریق آموزش طبقه بندی کننده تعمیم پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۱۹
7 - 25
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری سنجش ازدور جایگاهی ویژه در کاربردهای مختلف مدیریت شهری پیدا کرده است. در این بین، نقشه ی ساختارهای شهری نظیر بلوک های ساختمانی، عموماً در مدیریت بحران، طراحی شهری و مطالعات مربوط به توسعه ی شهری مورد استفاده قرار می گیرند. در این مطالعه تولید نقشه بلوک های ساختمانی با استفاده از تصاویر ماهواره ای سنتینل 1 و 2 دنبال شده است. روش پیشنهادی این مقاله متکی بر استفاده از طبقه بندی کننده آموزش یافته تعمیم پذیر می باشد. به نحوی که در ابتدا، طبقه بندی کننده مورد نظر با استفاده از نمونه های آموزشی به دست آمده از یک فرآیند پالایشی سختگیرانه نوین توسط محصولات سنجش ازدوری و مکانی مختلف، در سال 2015، آموزش می یابد. سپس این طبقه بندی کننده به منظور تولید نقشه بلوک های ساختمانی در مقاطع زمانی مشابه سه سال هدف (2018، 2019 و 2020) به کار گرفته می شود. به دلیل تنوع بافت و تراکم بلوک های ساختمانی در کلان شهر تهران، روش پیشنهاد شده در این منطقه مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین با توجه به وسعت منطقه مطالعاتی، فراهم بودن تصاویر ماهواره ای رایگان بدون نیاز به اخذ و امکان اجرای عملیات مختلف پردازشی به صورت برخط، از سامانه گوگل ارث انجین در پژوهش حاضر استفاده شده است. سه روش طبقه بندی جنگل تصادفی، کمترین فاصله با معیار فاصله ماهالانابیس و ماشین بردارپشتیبان در این فرآیند مورد بررسی قرار می گیرند. به منظور ارزیابی روش پیشنهادی، از نمونه های مرجع به دست آمده از تفسیر بصری تصاویر با قدرت تفکیک مکانی بالا (گوگل ارث) در هر سه سال هدف استفاده شده است. نتایج به دست آمده عملکرد بهتر روش جنگل تصادفی در هر سه سال هدف با دقت کلی بالای 93 درصد را نسبت به دو روش دیگر نشان می دهند.
مقایسه الگوریتم های بازتاب سطحی و بازتاب بالای جوّ در تصاویر چندسنجنده ای برای تهیه نقشه ی سری زمانی غلظت کلروفیل- آ در تالاب دهستان تیاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۱۹
47 - 58
حوزههای تخصصی:
تالاب ها جزء اکوسیستم های مابین خشکی و دریایی به شمار می آیند. شناسایی و نظارت بر آلودگی های ساحلی و دریایی برای به حداقل رساندن اثرات مخرب آن ها برای جامعه ی ساحلی امری ضروری و حیاتی است. پایش کلروفیل- آ که رنگدانه ی اصلی فیتوپلانکتون های آب های ساحلی است با استفاده از عملیات میدانی زمان بر و هزینه بر است اما فناوری نوین سنجش ازدور با بهره گیری از سنجنده های دارای توان تفکیک مکانی و طیفی بالا امکان پایش در مقیاس کلان را میسر ساخته است. در این پژوهش از داده های بازتاب سطحی و داده های بازتاب بالای جو ماهواره های سنتینل2 و لندست8 و الگوریتم OC2 به منظور تخمین سری زمانی غلظت کلروفیل- آ در تالاب دهستان تیاب استفاده شد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه داده های ورودی به الگوریتم OC2 ، ارزیابی آن با داده های میدانی و درنهایت تخمین غلظت سری زمانی کلروفیل- آ در منطقه مطالعاتی است. نتایج پژوهش نشان داد که الگوریتم OC2 با داده های بازتاب سطحی زمین دارای همبستگی به مراتب بالاتری در ماهواره های لندست 8 و سنتینل 2 است که به موجب آن مقدار R 2 به ترتیب در داده های بازتاب سطحی زمین ماهواره ی لندست8 و سنتینل2 برابر با 0/91 و 0/64 برآورد گردید. این درحالی است که مقدار R 2 به ترتیب در داده های بازتاب بالای جو برابر با 0/12 و 0/54 است. نتایج پژوهش بیانگر این است که ورودی الگوریتم OC2 حتماً باید از نوع داده ی بازتاب سطحی زمین و تصحیح اتمسفری شده باشد.
تحلیل تغییرات ساختاری سیمای سرزمین و الگوهای توسعه شهری با استفاده از تصاویر ماهوارهای چندزمانه - مورد مطالعه: کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۱۹
189 - 206
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف تحلیل تغییرات ساختاری سیمای سرزمین و الگوهای توسعه شهری شهر مشهد با استفاده از تصاویر ماهواره ای چندزمانه طی سال های 1379، 1389 و 1398 انجام شده است. این پژوهش از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی می باشد. اطلاعات از طریق تصاویر ماهواره لندست سنجنده TM سال های 1379 و 1389، سنجنده OLI برای سال 1398 تهیه و تنظیم شد. قبل از انجام عملیات مربوط به پردازش تصاویر تصحیحات رادیومتریک و اتمسفری با استفاده از نرم افزار ENVI5.3 و از روش FLAASH برای تصحیح اتمسفری استفاده شده است. در ادامه تصاویر با استفاده از الگوریتم حداکثر احتمال طبقه بندی شدند. در این روش به منظور طبقه بندی پیکسل ها از نمونه های آموزشی استفاده شد. برای پیش بینی در افق 1410 و 1420 از مدل زنجیره مارکوف در نرم افزار TERSET استفاده شد. سپس نقشه های تولیدشده، برای اندازه گیری های متریک سیمای سرزمین وارد نرم افزار FRAHSTATS4.2 گردیدند. شاخص توسعه چشم انداز نوع رشد شهری( LEI ) نیز با استفاده از نرم افزار GIS مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که اراضی ساخته شده در بازه زمانی 20 ساله برای شهر مشهد بیشترین تغییرات مساحت را داشته است و این کاربری با افزایش مساحت روبه رو بوده و از سال 1389 تا سال 1398 مساحت کاربری کشاورزی و باغات به شدت با کاهش مساحت روبه رو بوده است. اراضی مربوط به کاربری بایر در این بازه زمانی دارای روند کاهشی بوده و کاربری مراتع در این بازه زمانی تغییر چندانی نداشته است. نتایج حاصل از شاخص LEI نشان داد برای افق 1410 رشد شهر حدود 92/60 درصد از نوع توسعه از لبه و حدود 1/28 درصد توسعه بیرونی ( Outlaying ) خواهد داشت. توسعه شهر مشهد در افق 1420 حدود 17/98 درصد از نوع رشد لبه ای بود که نشان از توسعه لبه ای دارد.
راهبردهای سازگاری با تغییرات اقلیم در بخش کشاورزی (شهرستان رستم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۹
19 - 32
حوزههای تخصصی:
راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم به ویژه دربخش کشاورزی از راهکارهای تعدیل اثرات تغییر اقلیم است.این راهبردها در سه بخش درک تغییر اقلیم ، راهبرهای سازگاری و موانع آن مورد توجه هستند.ایران با اقلیمی خشک،با خشکسالی های متوالی و روند افزایشی دما نیازمند انتخاب راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم است.برای تحلیل راهبردهای سازگار با تغییر اقلیم در بخش کشاورزی شهرستان رستم استان فارس از دو شاخص راهبردهای سازگاری با تغییر اقلیم ( ASI ) و موانع راهبردها ( PCI ) در دوره زمانی 2017-1987 و از داده های اقلیمی و کشاورزی و در زمینه داده های میدانی از روش نمونه گیری کرجسی و مورگان استفاده شد. یافته ها نشان داد که بیش از 90درصد پاسخ دهندگان تغییر اقلیم و اثرات آن را درک و به دنبال سازگاری با آن هستند.جهت دستابی به راهبرد ASI اجرای پروژه های مدرن سازی آبیاری و تکنولوژی، کشت گونه های مقاوم به خشکی (کلزا،گیاهان داروئی) ،جابجای تاریخ کشت،کشت گلخانه ای و تنوع کشت محصولات جایگزین و به منظور محقق شدن راهبرد موانع ( PCI ) از طریق ایجاد یک نظام حمایت مالی مناسب با شرایط اقتصادی کشاورزان، آموزش و افزایش دانش فنی کاربران و پایدار نمودن منابع درآمدی به موفقیت بیشتر راهبردهای سازگار با تغییر اقلیم دست یافت.در واقع راهبرد سازگاری با تغییرات اقلیمی و حذف موانع آن می تواند تاب آوری فعالیت های کشاورزی و امنیت غذایی منطقه را تامین نماید.
تحلیلی بر شاخص های ارزیابی کننده میزان اهمیت و حیاتی بودن زیرساخت ها: رهیافت نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
52 - 67
حوزههای تخصصی:
زیرساخت ها به عنوان یکی از بنیان های اساسی در جوامع امروزی تعریف می شود به طوری که زندگی جوامع بشری و رضایت مندی شهروندان تا حدی زیادی به عملکرد ایمن و قابل اطمینان زیرساخت ها وابسته است. این در حالی است که ایمن سازی و حفاظت کامل از تمام دارایی ها و زیرساخت ها در برابر شرایط و عوامل تهدیدکننده برای دولت ها و یا کارفرمایان بخش خصوصی با توجه به محدودیت منابع و امکانات، موضوعی چالش برانگیز محسوب می شود. بنابراین، ضرورت دارد زیرساخت ها و دارایی های حائز اهمیت بر مبنای شاخص ها و معیارهای کارآمد شناسایی، تعیین و طبقه بندی گردند. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی و احصاء شاخص های حیاتی بودن زیرساخت هاو دارایی ها است. این پژوهش، با رویکردی جامع و روش تحقیق کیفی داده بنیاد برگرفته از نظریه استراوس و کوربین (1998) به تحلیل محتوی به منظور شناسایی شاخص های حیاتی بودن زیرساخت ها پرداخته است. داده ها به روش مصاحبه، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی با پیمایش متون و منابع موجود جمع آوری شده است. حجم نمونه برای مصاحبه از خبرگان در چارچوب اشباع نظری نهایی گردید و از راهبرد نظریه داده بنیاد مشتمل بر کدگذاری باز، محوری و انتخابی و نیز الگوی مبنایی این نظریه برای تدوین مدل استفاده شده است. یافته ها منجر به شناسایی شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها و مدل پارادایم کدگذاری محوری شاخص های حیاتی بودن زیرساخت ها شد. نتیجه بررسی های و مطالعات انجام شده، منتج به شناسایی تعداد 26 شاخص در قالب 5 گروه اصلی شده است.
ارزیابی مؤلفه های برند سازی شهری با تأکید بر مدیریت صنعت برند سازی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
73 - 86
حوزههای تخصصی:
امروزه برند سازی شهری به عنوان یکی از مهم ترین و متنوع ترین صنایع درآمدزا در شهر و مدیریت درآمدی شهرهای دنیا مطرح است. نبود تصویر مناسب از شهرها در اذهان بازدیدکنندگان برای بسیاری از نقاط ایران منجر به محدود شدن سفر به این مناطق شده است. ازاین رو لزوم توجه به عوامل مؤثر بر تبیین برند مقاصد سفر اهمیت چشمگیری دارد. هدف اصلی پژوهش، ارزیابی مؤلفه های برند سازی شهری برای شهر زنجان است. این پژوهش کاربردی و از دسته پژوهش های توصیفی تحلیل بر مبنای داده های کیفی است. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه است که برای روایی و پایایی آن از ضریب روایی محتوا و بازمون استفاده شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 20 پرسش نامه برای متخصصین و 20 پرسش نامه برای مدیران شهری در زنجان است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. پژوهش حاضر به منظور برند سازی و طرح اصلی تحقیق از مدل پنج فازی برندینگ مورگان و پریچارد استفاده می کند که دارای سه مرحله است: شناسایی هویت بارز شهر زنجان برای برند سازی با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی؛ برند سازی با استفاده از مدل پنج فازی و تحلیل نیروهای پنج گانه پورتر؛ و معرفی هویت، عنوان و نشان برند شهر زنجان. به علاوه، نتایج نشان می دهد جاذبه های فرهنگی و تاریخی، منجر به القای مجموعه ای منحصربه فرد از تداعی هایی از فرهنگ و تاریخ شهر زنجان در ذهن همه ذی نفعان است. نمره به دست آمده از ارزیابی عوامل داخلی و عوامل خارجی مؤثر بر تبیین برند شهری در شهر زنجان نشان دهنده غلبه نقاط قوت بر نقاط ضعف موجود در محیط داخلی و غلبه فرصت ها بر تهدیدهای موجود در محیط خارجی می باشد.
میزان ضریب توافق سیاست های آموزش توسعه پایدار با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست های راهبردی و کلان سال نهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۵
560 - 584
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین میزان ضریب توافق سیاستهای آموزش توسعه پایدار با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران است. روش پژوهش توصیفی، شامل تحلیل اسنادی و نیز تحلیل محتوا بود و رویکرد آن نیز کاربردی محسوب می گردد. جامعه تحلیلی شامل دو بخش متون مرتبط با چارچوب ها و سیاست ها و اصول آموزش برای توسعه پایدار و متن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مصوب آذرماه 1390 است ابزار اندازه گیری ، فرم فیش برداری و نیز سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بود. داده های اسنادی به شیوه کیفی با استفاده از شاخص-های توصیفی در فرآیند آنتروپی شانون مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش بیانگر آن است که چارچوب ها و سیاست های آموزش توسعه پایدار را می توان بر اساس مدارک و مستندات مرتبط در 6 چارچوب و سیاست کلان و 34 خرده چارچوب ، سیاست و زیر مولفه های آن تدوین نمود. از مجموع 347 فراوانی مرتبط با چارچوب ها و سیاست های آموزش توسعه پایدار در سند تحول بنیادین ، بیشترین فراوانی با 168 فراوانی(4/48 درصد) اختصاص به بخش هدفهای عملیاتی و راهکارها و کمترین فراوانی مربوط به بخش چارچوب نهادی و نظام اجرایی با 5 فراوانی ( 4/1 درصد) بوده است. هم چنین در بین چارچوب ها و مولفه های سیاست های آموزش توسعه پایدار، بیشترین ضریب اهمیت(394/.)مربوط به توانمندسازی و توسعه مهارت ها در جهت ارتقاء کیفیت زندگی و کمترین ضریب اهمیت به ترتیب به مولفه های یکپارچگی اقتصادی و محیطی (016/.) و اصل همه سونگری و کل نگری (101/.) اختصاص یافته.
تاب آوری اقتصادی بخش کشاورزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : تاب آوری اقتصادی از مولفه های مهم اقتصاد مقاومتی است که در شرایط تحریم اقتصادی اهمیت مضاعفی پیدا می کند. با توجه به اهمیت بخش کشاورزی در تأمین امنیت غذایی، تاب آوری اقتصادی این بخش نقش مهمی را در رسیدن به اهداف اقتصاد مقاوتی دارد. از این رو هدف مطالعه حاضر بررسی تاب آوری اقتصادی بخش کشاورزی ایران طی سال های 1394-1379است. مواد و روش ها : بدین منظور از شاخص های تمرکز بازارهای صادراتی، تمرکز صادرات، درجه باز بودن اقتصاد، نسبت ستانده بخش کشاورزی به مصرف واسطه، بی ثباتی درآمد بخش کشاورزی، ضریب خوداتکایی، شاخص توسعه انسانی و شاخص های حکمرانی خوب استفاده شد. برای ساخت شاخص ترکیبی تاب آوری اقتصادی بخش کشاورزی از روش های تاپسیس، تاکسونومی معمولی، تاکسونومی وزنی و میانگین وزنی استفاده شد. یافته ها : نتایج آن ها با ضریب تغییرات، ضریب همبستگی و شاخص اسپیرمن-شانون مقایسه گردید. بر اساس نتایج، تاب آوری اقتصادی بخش کشاورزی در دوره مورد مطالعه کاهش یافته است و شاخص بی ثباتی درآمد بخش کشاورزی، تمرکز صادرات، کنترل فساد و تمرکز بازارهای صادراتی بیشترین اهمیت را در تعیین تاب آوری اقتصادی این بخش دارد. بحث و نتیجه گیری: از این رو روش های مدیریت ریسک مانند متنوع سازی درآمد بخش کشاورزی، بیمه کشاورزی، تنوع مقاصد صادراتی، گسترش بازارهای هدف، تنوع بخشی در صادرات کالاها، ثبات سیاست ها و ثبات اقتصاد کلان باید با تاکید بیشتری در دستور کار سیاست گذاران این بخش قرار بگیرد.
بررسی تأثیرات همزمان رشد اقتصادی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی و سیاست های دولت در اقتصاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات و سیاست های اقتصادی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
279 - 308
حوزههای تخصصی:
ادبیات رشد و توسعه اقتصادی نشان می دهد که سرمایه گذاری داخلی و خارجی یکی از مهمترین ارکان رشد اقتصادی کشورها بوده است. از سوی دیگر مطالعات تجربی انجام گرفته اغلب به تاثیر مثبت سرمایه گذاری مستقیم خارجی(FDI) بر رشد اقتصادی به ویژه در کشورهای کمترتوسعه یافته اشاره می کند. این مقاله مبتنی بر رویکرد سیستم معادلات همزمان، به بررسی روابط متقابل میان رشد اقتصادی، FDI و سیاست های دولت در کنار سایر متغیرهای مهم اقتصادکلان می پردازد. نتایج نشان می دهد که ارتباط متقابل مثبت و معناداری میان تغییرات FDI و رشد اقتصادی در اقتصاد ایران طی دوره 96-1350 وجود دارد. سیاست مالی انبساطی دولت در قالب افزایش مخارج زیربنایی و کاهش درآمدهای مالیاتی بر تغییرات GDP و FDI تاثیر معنادار مثبت داشته است. شاخص سرمایه انسانی نیز تاثیر مثبت و معناداری بر تغییرات FDI می گذارد ولی افزایش نرخ ارز اسمی باعث کاهش ورود FDI به اقتصاد کشور شده است. در نهایت متغیر مجازی تحریم های سال 1391 بر تغییرات GDP و FDI تاثیر معنادار منفی گذاشته است.
The Effects of Noticing on Learners’ Grammar Achievements: Cognitive and Ecological Perspectives(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite a great number of studies exploring Schmidt’s noticing hypothesis in the cognitive perspective of language learning, the investigations focused on noticing in the ecological perspective are rather rare in number. The present study was an attempt to examine how noticing second language recast could affect the learners’ achievements of grammatical structures through these two perspectives (i.e., cognitive and ecological). To do so, one hundred and twenty first-year college students at Islamic Azad University and Applied Science University in Tehran took part in this study. The students were divided into two cognitive and ecological groups and received two different treatments. During the treatment, the learners in all groups received recast and their noticing was assessed through learners’ raising hands and underlining. In the end, a posttest was conducted to measure the effectiveness of the treatment. Data analysis revealed that the ecological perspective of language learning was more conducive to noticing and subsequent language learning. The study also made contributions by actualizing the ecological project-based meaningful activities, shedding light on the importance of affordance and interaction in the context of language learning.
Developing and Validating Identity Processing Styles Scale for Iranian High School EFL Teachers: A Mixed Methods Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۰ , N. ۴ , ۲۰۲۱
99 - 138
حوزههای تخصصی:
Berzonsky (1990) conceptualized three social-cognitive components of the identity process: an informational or scientific style, normative or dogmatic style, and a diffuse or ad hoc style. Despite the importance of this concept, no previous studies have been conducted to develop and validate the IPS scale to measure this construct as it relates to the EFL settings. Accordingly, the present study aimed at developing and validating a measure that could assess IPS in the EFL context of Iran. To this end, a sequential mixed methods design was conducted in two phases. In the qualitative phase, the researchers reviewed related literature and conducted semi-structured interviews and focus group interviews with EFL teachers in order to seek out the EFL teachers' perspectives regarding what shapes their identity processing styles. Next, the researchers used the principles of data analysis of the grounded theory to analyze data. Then, seven sub-components were initially identified that constitute the Iranian version of identity processing styles model, namely, informational style (analytical/rational thinking), normative style (personal norm thinking, social norm thinking, and religious thinking), and diffuse-avoidant style (pessimistic thinking and optimistic thinking). Finally, to measure the EFL teachers’ identity processing styles, 42 five-point Likert scale items were developed. Then, the newly-developed instrument was completed by 203 EFL teachers in higher education contexts. In the quantitative phase, the IPS scale was tested through different statistical procedures included confirmatory factor analysis and Cronbach alpha for reliability. Finally, statistical results were discussed and implications and applications of the study were explained.
بررسی صوت شناختی پارامترهای زمان بنیان منطقه گیرش در انسایشی های زبان ترکی تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۱
33 - 53
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر به بررسی صوت شناختی همخوان های انسایشی زبان ترکی می پردازد. به این منظور، تعداد 18 کلمه از واژه های موردِ استفاده در گفتار مردم تبریزی که همخوان های انسایشی /ʦ/ و /dz/ در هجایVC, CV و VCVقرار داشتند، انتخاب شدند. در جایگاه واکه هجاهای موردنظر، دو واکه افراشته /i/ و /u/ و واکه افتاده /ɑ/ قرار داده شدند. تحلیل آکوستیکی داده های ضبط شده با استفاده از برنامه پِرَت انجام شد و نرم افزار اس.پی.اس.اس نسخه 23 برای تحلیل آماری به کار گرفته شد. سه پارامتر صوت شناختی دیرشِ بست، دیرشِ سایش و مدت زمانِ افزایش دامنه برای تحلیل این همخوان ها انتخاب شد. یافته های پژوهش نشان داد که واک داری در دیرش بست تأثیری ندارد. این در حالی است که دیرش سایش و مدت زمانِ افزایشِ دامنه، تحت تأثیر واک داری این همخوان ها قرار دارد. افزون بر واک داری، جایگاه همخوان و محیط واکه ای نیز مورد بررسی قرار گرفت. یافته های به دست آمده نمایان گر آن بود که موقعیت همخوان در هجا و محیط واکه ای بر دیرش بست، دیرش سایش و مدت زمان افزایش دامنه تأثیر چشم گیری دارد. به گونه ای که مدت زمان دیرش هر سه پارامتر در جایگاه پایانی طولانی تر بود. همچنین طول بست در محیط واکه ای /ɑ/ و /i/ و دیرش سایش و مدت زمان افزایش دامنه نیز در محیط واکه های /i/ و /u/ بیشتر است.
کاربرد یادداشت های بازاندیشی در افزایش دانش معلمان زبان برای آموزش به کمک فناوری: مطالعه موردی یک دوره برخط آموزش معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
491 - 510
حوزههای تخصصی:
آموزش معلمان برای استفاده از فناوری در آموزش زبان یکی از ضرورت های حوزه آموزش است. با این وجود و برخلاف گسترش کاربرد انواع فناوری های دیجیتال و پلتفرم های برخط برای آموزش زبان، آموزش معلمان در این حوزه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش هایی که به طور ویژه به آموزش برخط معلمان و شیوه های ارتقای بهره وری چنین دوره هایی می پردازند بسیار نادرند. آموزش معلمان برای استفاده از فناوری در تدریس زبان بیشتر به معرفی انواع فناوری ها در دوره هایی مدرس-محور محدود شده است. اگرچه پرداختن به انواع فناوری ها می تواند دانش فنی شرکت کنندگان برای استفاده کلی از این ابزارها را افزایش دهد، چنین تمرکزی به افزایش دانش آموزشی شرکت کنندگان کمک چندانی نمی کند. این چالش ها ضرورت بهره گیری از شیوه های کاربردی تر برای افزایش دانش و آگاهی معلمان شرکت کننده در این دوره ها را پررنگ می نماید. برای تامین این هدف، پژوهش حاضر به بررسی کاربرد یادداشت های بازاندیشی برای افزایش و تقویت دانش آموزشی معلمان زبان جهت استفاده از فناوری در تدریس پرداخته است. محتوای 96 یادداشت بازاندیشی نوشته شده توسط 8 معلم شرکت کننده در یک دوره برخط 13 جلسه با استفاده از روش قیاس پیوسته مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها حاکی از اثربخشی این روش در افزایش دانش شرکت کنندگان پیرامون مفاهیم بنیادین، محدودیت ها، پتانسیل های انواع فناوری برای آموزش زبان و تحلیل کارایی روند یادگیری خود بود. تأمل تحلیلی بر موضوعات و مباحث ارائه شده در طول دوره آموزشی به معلمان کمک می کند با به کار گیری دانش به دورنی سازی آن کمک نموده و فرآیند یادگیری خود را تسهیل نمایند.
توانش کاربرد شناسی در زبان انگلیسی در فراگیران دو زبانه (فارسی-بلوچی) و تک زبانه (فارسی): تمرکز بر مجموعه کنش گفتاری امتناع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر سعی بر بررسی توانش کاربرد شناسی فراگیران فارسی و فارسی-بلوچ در ضمن یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم و زبان سوم شان داشت. کاربرد راهبرد های امتناع با توجه به شأن و مقام طرف صحبت (پایین تر، مساوی و بالا تر) و انواع کنش های انگیزشی (درخواست، دعوت، پیشنهاد، توصیه) مورد بررسی قرار گرفت. افزون بر این، تشخیص راهبردهای امتناعِ مناسب در زبان انگلیسی با توجه به فاصله اجتماعی بین افراد، رابطه قدرت آنها و میزان تحمیل امتناع مورد مطالعه قرار گرفت. از 36 فراگیر زبان انگلیسی فارسی-بلوچ و 33 فارسی زبان خواسته شد تا به آزمون تکمیل گفتمان نوشتاری و آزمون تکمیل گفتمان چند گزینه ای پاسخ دهند. نتایجِ پژوهش تفاوتهایی را در فراوانی و تناوب قواعد معنایی بکار برده شده توسط شرکت کنندگان بلوچ و فارس نشان داد. فراگیران فارسی زبان بیشتر از فرمولهای غیر مستقیم و راهبرد های حفظ وجهه در پاسخ هایشان استفاده کردند، در حالیکه فراگیران فارسی-بلوچ انواع مستقیم تری از قواعد معنایی را با درجات مختلف فراوانی مورد استفاده قرار دادند. به استثنای ردِ پیشنهاد که در آن فرار از موقعیت و امتناعِ مستقیم بیشترین کاربرد و بیان تأسف کمترین کاربرد را دارا بودند، در سایر موارد، رایج ترین قاعده های معنایی عذر/توجیه، بیان تأسف و امتناع مستقیم بودند. بهرحال، در ارتباط با تشخیص راهبرد امتناعِ مناسب، فراگیران بلوچ توانش کاربرد شناسی بهتری نسبت به فارسی زبان ها بروز ندادند، به نحوی که تفاوت بین دو گروه در تشخیص راهبرد های مناسب معنا دار گزارش نشد.
بررسی تأثیر آموزش های محیط زیستی بر سطح دانش محیط زیستی دانش آموزان مقاطع تحصیلی مختلف در زمینه تالاب ها (مطالعه موردی: تالاب شور، شیرین و میناب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش محیط زیست و توسعه پایدار سال دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
131 - 142
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت موجب استفاده ناپایدار بشر از اکوسیستم ها از جمله تالاب ها گردیده و مشکلات زیست محیطی متعددی را به وجود آورده است. تالاب بین المللی شور، شیرین و میناب در استان هرمزگان واقع شده که معیشت جوامع محلی به طور مستقیم بدان وابسته است. این تالاب ساحلی در سال های اخیر دچار آسیب هایی شده که با توجه به اهمیت اکولوژیکی، اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی تالاب، لزوم حفاظت از آن احساس می گردد. به دلیل اینکه بهترین روش جلوگیری از تخریب محیط زیست، آموزش و مشارکت افراد جامعه هست و دانش آموزان یکی از مهم ترین گروه های اجتماعی هر جامعه ا ی می باشند، دانش آموزان به عنوان گروه هدف انتخاب شدند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش های محیط زیستی بر سطح دانش محیط زیستی دانش آموزان مقاطع تحصیلی مختلف در زمینه تالاب ها بوده است. این مطالعه در مدارس روستای تیاب از روستاهای حاشیه تالاب صورت گرفت و از میان مدارس دخترانه این روستا که درمجموع 313 نفر دانش آموز داشتند، 72 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری، از نوع هدفمند و روش تحقیق نیز پیمایشی- مقطعی می باشد. گردآوری اطلاعات به وسیله پرسشنامه صورت پذیرفت که روایی محتوایی آن توسط متخصصان این حوزه تأیید گردیده بود. پایایی پرسشنامه نیز با نرم افزار SPSS22 سنجیده شد و ضریب آلفای کرونباخ 8/0 به دست آمد. جهت تحلیل داده های پژوهش از آزمون های آماری مناسب استفاده گردید. نتایج نشان می دهند که آموزش های ارائه شده در هر سه مقطع تأثیر مثبت داشته و موجب ارتقاء سطح دانش زیست محیطی دانش آموزان شده است؛ بنابراین می توان با آموزش محیط زیست به در جهت حفظ اکوسیستم های تالابی کشور گامی مثبت برداشت.
تحلیل کارکردهای اقتصادی تشکیل خانواده در اقتصاد اسلامی و اقتصاد سرمایه داری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد اسلامی سال بیست و یکم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۳
133 - 163
حوزههای تخصصی:
خانواده مهم ترین نهاد اجتماعی است که استحکام، ضعف، سلامت و فساد جامعه در گرو آن است. اسلام برخلاف مکتب سرمایه داری، امور معنوی (دین، اخلاق و ...) را در تشکیل خانواده اصل و اصالت بخشی به مادیات (مال و ...) را مردود می داند. عامل اصلی تشکیل خانواده، انتخاب همراه برای تکامل معنوی و هموارنمودنِ مسیر دستیابی به مقام قرب الهی است که اهداف دیگر (تربیتی، اقتصادی و ...) ذیل آن معنا می یابد. اسلام، تحلیل خانواده با ادبیات اقتصادی (حداکثرسازی منافع مادی) را موجب تنزلِ جایگاه و مانع از ایفای وظیفه اصلی آن می داند؛ زیرا مسائل مهم تری در تشکیل خانواده دخیل است که تحلیل اقتصادی از یافتنِ پاسخ کامل برای آن ناتوان است. یافته های پژوهش با روش تحلیلی - توصیفی نشان می دهد که گرچه کارکردهای اقتصادی مذکور در اقتصاد متعارف به عنوان آثار و پیامدهای ازدواج مورد پذیرش است، اما کارکرد اصلی تشکیل خانواده کارکرد تربیتی آن است که در حوزه اقتصاد، از طریق تربیت نیروی متعهد انسانی، اصلاح رفتارهای اقتصادی، تأمین و تثبیت ارزش های اخلاقی و افزایش امنیت اخلاقی - روانی جامعه منجر به بهبود وضعیت اقتصادی می گردد









